اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شیعیان، پیشگام در نگارش تاریخ
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 44
فرمت فایل پاورپوینت
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل شیعیان، پیشگام در نگارش تاریخ بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل شیعیان، پیشگام در نگارش تاریخ از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل شیعیان، پیشگام در نگارش تاریخ شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل شیعیان، پیشگام در نگارش تاریخ با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل شیعیان، پیشگام در نگارش تاریخ قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل شیعیان، پیشگام در نگارش تاریخ حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل شیعیان، پیشگام در نگارش تاریخ به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
گروه تاریخ اسلام
با همه تنگناها و موانعی که در صدر اسلام و نیز در سده های میانی در برابر پیروان تشیع وجود داشته، آنان همواره در صحنه های علوم و معارف اسلامی و محافل علمی و عرصه های فرهنگی حضور داشته اند.
از جمله این عرصه ها، که نویسندگان امامیه در آن خوش درخشیده اند و با قلم خویش قلمرو حقایق را پاس داشته اند، تاریخنگاری است.
تاریخنگاری، هر چند در نگاه نخست، از نظر ارجمندی و کارآیی، به پایه حدیث نویسی و برخی دیگر از دانشها و معارف اسلامی، نمی رسد، ولی نگاه تامل می نمایاند که داوریهای تاریخ و گزارش مورخان، در معرفی چهره ها و ترسیم خطوط فکری و فرهنگی و سیاسی و حتی در نهایت پذیرش روایت محدثان و اعتماد بر سخن دانشوران تاثیری بسزا داشته است. چه بسیار از واقعیتهایی که اگر بدرستی شناخته می شد و ثبت می گردید، سبب دگرگونیهای کلی در جغرافیای فرهنگی و سیاسی کنونی امت اسلام و دسته بندیها و خطوط عقیدتی آنان می گردید. چه بسیار از دروغپردازی هایی که به نام تاریخ صورت گرفته و خواه و ناخواه در بسیاری از زمینه های علمی و عملی امت اسلام تاثیر گذاشته است: گرچه ممکن است بخری، که شتابزده داوری می کنند، این سخن را مبالغه آمیز به شمار آورند که: نبض بسیاری از ماجراهای فکری و عقیدتی و سیاسی زمانهای بعدی، به وسیله تاریخ و به دست تاریخنگاران دوره های پیشین به کار افتاده است. اما در اهمیت و کارآیی تاریخ همین بس که بخش قابل توجهی از کتاب وحی و معجزه جاوید الهی – قرآن – را نقلهای تاریخی و بیان سرگذشت پیامبران و امتهای ایشان به خود اختصاص داده است. نمونه هایی از آن را ذیلا یادآور می شویم.
«… واذکر فی الکتاب ابراهیم انه کان صدیقا نبیا» مریم/۴۱
«… واذکر فی الکتاب موسی انه کان مخلصا و کان رسولا نبیا» مریم/۵۱
«… واذکر فی الکتاب اسمعیل انه کان صادق الوعد» مریم/۵۴
«… واذکر فی الکتاب ادریس انه کان صدیقا نبیا» مریم/۵۶
در قرآن علاوه بر نام و سرگذشت پیامبرانی چون ابراهیم، موسی، عیسی، اسماعیل و ادریس (علیهم السلام) از پیامبرانی چون اسحاق، یعقوب، نوح، لوط، زکریا، یحیی، عیسی، الیاس، یونس، شعیب، سلیمان، صالح، یوسف، و… (علیهم السلام) یاد شده است و راه و روش و سرنوشت امتهایی چون قوم نوح، قوم فرعون، قوم عاد و ثمود، قوم ابراهیم، مردمان مدین، قوم یونس، قوم لوط، قوم هود، قوم صالح، قوم تبع، اصحاب ایکه، و … گاه بتفصیل و زمانی به اجمال ثبت گردیده است.
علاوه بر اینها بخشهای مهمی از قرآن به بیان تاریخ زندگی بنی اسرائیل اختصاص یافته و سوره هایی چون یوسف، مریم، نمل، لقمان و… بتفصیل درباره چگونگی رشد و بالندگی یوسف و آزمونهای بزرگ زندگی وی و برادرانش و نیز رشد و تربیت مریم و مقامات معنوی وی و همچنین شوکت و اقتدار سلیمان و سخنان حکمت آموز و حکمت آمیز آن پیامبر سخن گفته اند.
این همه توجه به مقوله های تاریخی و بهره گیری از آن در جهت عبرت آموزی و اصلاح جوامع بشری سبب گردید تا رهروان طریق قرآن نیز به ثبت تاریخ همت گمارند، و حوادث تاریخی را در راستای اهداف اسلامی و انسانی خود ضبط کنند.
بدیهی است که در دوره مهمی از تاریخ صدر اسلام و نیز دوره های میانی، حاکمیت سیاسی واقتدار اجتماعی در کف کسانی بوده است که هر کدام به شکلی خویش را حامی اندیشه اهل سنت می دانسته اند. و بدین جهت، محافل علمی بر مذاق آنان بوده و قلم در دستهای مورخان، بر وفق فکر و باور آنان جاری گشته است. ولی با این حال در میان امامیه نیز کسانی از این مهم غافل نمانده و با همه دشواریها، تلاش خود را در ثبت رخدادهای تاریخی به کار گرفته اند. ما در این نوشته نه در مقام استقصا، که در صدد معرفی برخی از تاریخنگاران شیعه هستیم.
۱ – جابربن یزید جعفی (م ۱۲۸ ه . ق)
جابربن یزیدبن حارث جعفی، کنیه اش ابوعبدالله است. وی از فقیهان تابعی (۱) و از یاران امام باقر و امام صادق علیهم السلام به شمار می رود. وی به سال ۱۲۸ ه در کوفه درگذشت و در همان جا مدفون شد. (۲)
نجاشی درباره وی می نویسد: «جابربن یزید، کنیه اش ابوعبدالله، یا ابومحمد، جعفی عربی است که امام باقر و امام صادق علیهم السلام را درک کرده است ». (۳)
از جمله کتابهایی که به نام وی در تاریخ یاد کرده اند عبارتند از:
(۱) کتاب صفین، (۲) نهروان، (۳) مقتل امیرالمؤمنین علیه السلام ، (۴) مقتل الحسین علیهم السلام، (۵)الجمل. (۴)
وی در منابع و مدارک شیعی از رجال برجسته شناخته شده (۵) گرچه در مدارک اهل سنت مورد طعن و تضعیف قرار گرفته است. (۶) درباره این که چرا وی را نسبت به جعفی داده اند در مدارک و منابع مطالب فراوانی نگاشته اند و ما از نقل آنها صرفنظر می کنیم. (۷)
۲ – ابومخنف (م ۱۵۸ ه . ق)
لوط بن یحیی بن سعیدبن مخنف ازدی غامدی، کنیه اش ابومخنف، از پیشتازان تدوین تاریخ و نقل حدیث و سیره است که در سال ۱۵۷ ه بدرود حیات گفته است. (۸)
ابن ندیم درباره وی می نویسد: «به خط احمدبن حارث خزاعی چنین نوشته بود: (دانشمندان معتقدند که ابومخنف در تاریخ و اخبار عراق، آگاهتر از دیگران بوده است)» (۹)
صاحب الاعلام، او را تاریخنگاری شیعی، از اهل کوفه دانسته است. (۱۰)
علامه مامقانی می نویسد: «در امامی بودن ابومخنف تردیدی نیست چنان که برخی به امامی بودن وی تصریح کرده اند و چه بسا برخی علمای اهل سنت به دلیل شیعه بودن وی روایاتش را رد کرده و نپذیرفته اند». (۱۱)
محدث نوری بر این باور است که: «ابومخنف، لوط بن یحیی از بزرگان محدثان و مورد اعتماد سیره نگاران و تاریخ نویسان است ». (۱۲)
محدث قمی نیز او را از مورخان بزرگ شیعه به شمار آورده است. (۱۳)
با این که برخی رجالیان اهل سنت، چون ابوحاتم، دارقطنی و یحیی بن معین، ابومخنف را مورد تهاجم قرار داده و روایاتش را متروک شناخته اند، (۱۴) مورخان نامداری چون، طبری، و بلاذری بر سخنان و نوشته های وی اعتماد کرده و مطالب زیادی از او نقل کرده اند.! و این خود نشان می دهد که تهاجم کسانی چون ابوحاتم و… نسبت به ابومخنف نه به دلیل عدم وثاقت و ناتوانی در ضبط و تحفظ اخبار، بلکه صرفا به دلیل آزاد منشی وی و امامی بودن او بوده است. چنان که ابن عدی به تشیع ابی مخنف تصریح دارد (۱۵) و برخی از اشعاری که او – ابومخنف – در کتاب وقعه الجمل ثبت کرده در بردارنده واژه وصایت در مورد علی علیه السلام است (۱۶) و این از نشانه های امامی بودن وی و از دلایل بی مهری رجالیان اهل سنت نسبت به او است!
برای ابومخنف آثار تاریخی و کتابهای فراوانی یاد کرده اند که از آن جمله است.
(۱) کتاب الرده، (۲) کتاب فتوح الشام، (۳) کتاب فتوح العراق، (۴) کتاب الجمل، (۵)کتاب صفین، (۶) کتاب اهل النهروان والخوارج، (۷) کتاب الغارات، (۸) کتاب الحرث بن راشد و بنی ناجیه، (۹) کتاب مقتل علی، (۱۰) کتاب مقتل حجربن عدی، (۱۱)کتاب مقتل محمدبن ابی بکر والاشتر ومحمد بن ابی حذیفه، (۱۲) کتاب الشوری ، (۱۳)کتاب مقتل عثمان، (۱۴) کتاب المستورد ابن علقمه، (۱۵) کتاب مقتل الحسین علیه السلام ، (۱۶)کتاب وفات معاویه و ولایه ابنه یزید و وقعه الحره و حصار ابن زبیر، (۱۷) کتاب المختاربن ابی عبیده، (۱۸) کتاب سلیمان بن صردوعین الورده، (۱۹) کتاب مرج راهط و بیعه مروان و مقتل الضحاک بن قیس، (۲۰) کتاب مصعب و ولایه العراق، (۲۱) کتاب مقتل عبدالله بن الزبیر، (۲۲) کتاب مقتل سعیدبن العاص، (۲۳) کتاب حدیث باخمری، (۲۴) کتاب مقتل ابن الاشعث، (۲۵) کتاب بلال الخارجی، (۲۶) کتاب نجده ابی قبیل، (۲۷) کتاب حدیث الازارقه، () کتاب حدیث روستقباذ ، (۲۸) کتاب شبیب الخارجی و صالح بن مسرح، (۲۹) کتاب مطرف بن معیمر، (۳۰) کتاب دیرالجماجم و خلع عبدالرحمن بن الاشعث، (۳۱) کتاب یزیدبن المهلب و مقتله بالعقر، (۳۲) کتاب خالدبن عبدالله القسری و یوسف بن هشام و ولایه الولید، (۳۳) کتاب یحیی، (۳۴) کتاب الضحاک الخارجی، (۳۵) کتاب الخطبه الزهراء لامیر المؤمنین علیه السلام ، (۳۶)کتاب فتوحات الاسلام، (۳۷) کتاب اخبار ابن الحنفیه، (۳۸) کتاب کتاب اخبار زیاد، (۳۹)کتاب مقتل حسن السبط، (۴۰) کتاب اخبار الحجاج، (۴۱) کتاب فتوح خراسان، (۴۲)کتاب الحکمین، (۴۳) کتاب آل مخنف بن سلیم. (۱۷)
۳ – ابن کلبی (م ۲۰۴ ه . ق)
هشام بن محمد، ابی نضر بن سائب بن بشر کلبی، کنیه اش ابوالمنذر، از تاریخنگاران عرب و نسب شناسان بنام است که در علوم گوناگون، حدود یکصدوپنجاه کتاب نگاشته است.
وی اهل کوفه بود و در همان جا به سال ۲۰۴ یا۲۰۶ ه درگذشت. (۱۸)
ابن خلکان درباره او می نویسد: «هشام بن کلبی داناترین مردم عصر خود به علم انساب بود و در شمار حافظان قرآن قرار داشت ». (۱۹)
علامه ذهبی درباره وی آورده است: هشام، قرآن را حفظ کرد و به اخبار آگاهی بسیار داشت، در سال ۲۰۶ ه درگذشت و صدوپنجاه کتاب از خود برجای نهاد. بهترین آنها کتاب الجمهره فی معرفه الانساب است، که در زمینه نساب همانندی ندارد. (۲۰)
احمد زکی پاشا، محقق مصری درباره ابن کلبی گوید: «وی از مشاهیر علوم اسلام در قرن دوم هجری است، در آغاز ساکن کوفه بود و نزد پدرش و نیز علمای آن دیار کسب دانش کرد و در تاریخ عرب و معارف منقول اسلامی صاحبنظر گشت. سپس در بغداد از چنان جایگاهی برخوردار شد که معاصران وی و مورخان پس از او چون طبری و ابن سعد بر سخنانش اعتماد کرده و از او نقل حدیث و خبر کردند. (۲۱)
هشام از هوش و حافظه نیرومندی برخوردار بود و در زمینه مباحث تاریخی، جغرافیا، اقوام پیش از اسلام، حوادث ملت عرب پس از اسلام، روایات، ادیان، و عقاید دینی عرب جاهلی کتابها نوشت که دست حوادث روزگار آنها را به تاراج برد و تنها سه کتاب از آثار ارزشمند او باقی ماند که عبارتند از:
۱ – جمهره النسب، در شناخت انساب و نژادهای قبایل عرب.
۲ – انساب الخیل، در نسب شناسی.
۳ – الاصنام، در جامعه شناسی دینی عصر مؤلف.
این سه اثر، توسط احمد زکی پاشا، محقق مصری، تحقیق شده و به چاپ رسیده است. (۲۲)
لازم به یادآوری است که آنچه به نام وی ثبت شده، در عین اهمیت، خالی از اشکال نیست و این یا بدان خاطر است که تنوع موضوعات مورد توجه ابن کلبی در برخی مواضع از دقت وی کاسته است و یا فرصت طلبان مطالبی را به نام او جعل کرده و بر نسخه های کتابش افزوده اند!
وجود این موارد و نیز گرایشهای شیعی ابن کلبی سبب شده است تا کسانی چون دارقطنی و ابن حنبل، نقلهای وی را یکسره بی اعتبار شمارند. (۲۳) ولی این داوری، دور از انصاف است و ریشه در تعصب دارد.
۴ – واقدی (م ۲۰۷ ه . ق)
محمدبن عمر بن واقد سهمی اسلمی از موالی، اهل مدینه، کنیه اش ابوعبدالله، از حافظان حدیث بود که به سال ۱۳۰ ه در مدینه تولد یافت و در سال ۱۸۰ ه به عراق رفت و قضاوت بغداد را برعهده گرفت و تا سال ۲۰۷ ه در منصب قضا باقی بود و کتابهای فراوانی در موضوعات علمی تالیف کرد. (۲۴)
خطیب بغدادی درباره دقت نظر واقدی می نویسد: «واقدی هر گاه خبری را می شنید، برای کسب اطمینان به محل واقعه می رفت تا از نزدیک شواهد را بررسی کند، آن گاه دست به قلم می برد و خبر را ثبت می کرد». (۲۵)
ابن ندیم می نویسد: «واقدی پس از مرگش ششصد قفسه کتاب از خود برجای نهاد، با این که قبلا معادل دو هزار دینار از کتابهایش به فروش رسیده بود. او دو خدمتکار داشت که نویسندگی نسخه ها را برعهده داشتند». (۲۶)
درباره مذهب واقدی اختلاف نظر است، برخی او را شیعه اثنی عشری دانسته اند و بعضی او را منتسب به سایر فرقه ها معرفی کرده اند.
ابن ندیم معتقد است: «واقدی شیعه ای نیکوروش بود و همواره در تقیه به سر می برد!» واقدی علی علیه السلام را چون عصای موسی، معجزه پیامبر اکرم می دانست. (۲۷)
شیخ مفید واقدی را عثمانی، اما متمایل به علی علیه السلام دانسته است. (۲۸)
آنچه نظر شیخ مفید را تقویت می کند این است که واقدی ده هزار درهم از هارون الرشید جایزه دریافت داشته و با نایت یحیی برمکی با آسایش زندگی می کرده است. (۲۹)
از دیگر مؤیدات نظر شیخ مفید این است که کاتب واقدی – ابن سعد – از موالی عباسیان بوده است. (۳۰)
با این همه نمی توان با قاطعیت، امامی بودن واقدی را انکار کرد، چه این که به تصریح ابن ندیم، واقدی همواره در تقیه به سر می برده است و براساس تحقیق علامه مامقانی بعید نیست که وی با اجازه امام رضاعلیه السلام به دربار هارون آمد و شد داشته است. (۳۱)
کتابهایی که برای واقدی ثبت کرده اند عبارتند از:
(۱) کتاب التاریخ والمغازی والمبعث، (۲) کتاب اخبار مکه، (۳) کتاب الطبقات، (۴)کتاب فتوح الشام، (۵) کتاب فتوح القرآن، (۶) کتاب الجمل، (۷) کتاب مقتل الحسین علیه السلام ، (۸) کتاب السیره، (۹) کتاب ازواج النبی صلی الله علیه وآله، (۱۰) کتاب الرده والدار، (۱۱) کتاب حرب الاوس و خزرج، (۱۲) کتاب صفین، (۱۳) کتاب وفات النبی صلی الله علیه وآله ، (۱۴) کتاب امر الحبشه والفیل، (۱۵) کتاب المناکح، (۱۶) کتاب السقیفه وبیعه ابی بکر، (۱۷) کتاب ذکر القرآن، (۱۸) کتاب سیره ابی بکر و وفاته، (۱۹) کتاب مدعی قریش و الانصار فی القطائع و وضع عمر الدواوین و تصنیف القبائل و مراتبها و انسابها، (۲۰) کتاب الرغیب فی علوم القرآن و غلط الرجال، (۲۱)کتاب مولد الحسن والحسین و مقتل الحسین، (۲۲) کتاب ضرب الدنانیر و الدراهم، (۲۳)کتاب تاریخ الفقهاء ، (۲۴) کتاب الاداب، (۲۵) کتاب التاریخ الکبیر، (۲۶)کتاب غلط الحدیث، (۲۷) کتاب السنه و الجماعه و ذم الهوی و ترک الخوارج فی الفتن، (۲۸) کتاب الاختلاف. (۳۲)
۵ – نصربن مزاحم منقری (م ۲۱۲ ه . ق)
نصربن مزاحم بن سیار منقری تمیمی کوفی، کنیه اش ابوالفضل است. که دودمانش به منقربن عبیدبن حارث بن عمروبن کعب بن سعدبن زید بن مناه بن تمیم می رسد. (۳۳) وی در علم تاریخ و تاریخنگاری از پیشتازان به شمار می رود. شارحان، تبار وی را به کوفه منتهی می گردانند گرچه در بغداد می زیسته است. (۳۴)
شارحان و تاریخ نویسان درباره او نوشته اند: وی پیشه عطاری داشت و چه بسا همین حرفه باعث گردید تا وی با ذوقی نقاد به نگاشتن حوادث تاریخی بپردازد. چرا که او ماجراها و صحنه های نبرد صفین را با ظرافتی خاص تشریح و ترسیم کرده است. (۳۵) از این رو تاریخ نویسان او را در طبقه راویانی همچون ابی مخنف یادآور شده اند. (۳۶)
عقیلی درباره وی می نویسد: نصربن مزاحم شیعی مذهب است; ولی حدیث او مخدوش است. ابوحاتم، یکی دیگر از محدثان اهل سنت نیز، حدیث او را دارای لغزش شمرده است. (۳۷) اما ابن حبان، نصربن مزاحم را جزو ثقات به شمار آورده، (۳۸) و ابن ابی الحدید در همین باره چنین می گوید: «ما باور داریم آنچه را که نصربن مزاحم در کتاب «صفین » آورده، همگی مورد اعتماد و خالی از هوس و ترفند است و او در شمار رجال حدیث می باشد» (۳۹) .
گروهی از بزرگان شیعه وی را، شیعه امامی و مورد اعتماد و راستگو دانسته اند. (۴۰) همین ویژگی سبب شده که برخی از نویسندگان اهل سنت او را تاریخ نگاری از غلات معرفی کنند. (۴۱)
یاقوت حموی می نویسد: نصربن مزاحم نویسنده کتاب فتوح الشام شیعه مذهب بوده است. (۴۲) کتابهای وی عبارتند از:
(۱) الجمل، (۲) صفین، (۳) مقتل الحسین، (۴) عین الورده، (۵) اخبار مختار بن ابی عبید، (۶) المناقب، (۷) النهروان، (۸) الغارات، (۹) مقتل حجربن عدی، (۱۰) اخبار محمدبن ابراهیم، طباطبا و ابی السرایا. (۴۳)
۶ – جهمی (م ۲۳۲ ه . ق)
احمدبن محمدبن حمیدبن سلیمان بن عبدالله بن ابی جهم بن حذیفه عدوی، از قبیله بنی عدی ابن کعب، کنیه اش ابوعبدالله است. به جهت انتساب به جدش ابی جهم عدوی، او را جهمی نامیده اند.
وی در عراق به کسب دانش پرداخت و دانشمندی ادیب، شاعر، راوی حدیث و حقوقدانی برجسته شد. و قلم را در خدمت تدوین تاریخ و انساب به کار گرفت.
او در زمان متوکل عباسی، مطالبی در رد دشمنان علی علیه السلام گفت که از سوی حکومت محکوم به یکصد ضربه شلاق گردید و ابراهیم بن اسحاق آن حکم را درباره جهمی اجرا کرد! وی در سال ۲۳۲ ه و بنابر نقلی در سال ۲۴۷ ه بدرود حیات گفت و این آثار را از خود به یادگار گذارد:
(۱) انساب قریش و اخبارها، (۲) المعصومین، (۳) المثالب، (۴) الانتصار فی الرد علی الشعوبیه، (۵) فضائل مصر. (۴۴)
۷ – برقی (م ۲۷۴ ه . ق)
احمدبن محمدبن خالد بن عبدالرحمن بن محمدبن علی برقی، کنیه اش ابوجعفر از اهالی کوفه، (۴۵) و از بزرگان و مشهوران شیعه و یاران امام کاظم علیه السلام و امام رضاعلیه السلام است. و تا زمان امام جوادعلیه السلام نیز حیات داشته است. (۴۶)
او کتابهای فراوانی در علوم و دانشهای گوناگون نگاشته که تنها کتابهای تاریخی وی از این قرارند:
(۱) الطبقات، (۲) التاریخ، (۳) الرجال، (۴) الشعر و الشعراء، (۵) الارضین، (۶) البلدان، (۷) الجمل، (۸) المغازی، (۹) التعازی، (۱۰) التهانی، (۱۱) الماثر والانساب، (۱۲) انساب الامم، (۱۳)مغازی النبی صلی الله علیه وآله، (۱۴) بنات النبی و ازواجه، (۱۵) الاوائل، (۱۶) الطب، (۱۷) ذکر الکعبه… (۴۷)
آثار و کتابهای او نزدیک به یکصد جلد می رسد که در مدارک متعدد و گوناگون نام برده شده اند. و ما به جهت اختصار از یاد کردن تمام آنها خودداری کردیم.
۸ – یعقوبی (م ۲۴۸ ه)
احمدبن اسحاق (ابی یعقوب) بن جعفربن وهب واضح، نویسنده عباسی، کنیه اش ابن واضح و معروف به یعقوبی است. (۴۸) وی تاریخ نویس و جغرافیدانی برجسته از اهل بغداد بود و به دیگر جاها سفرهای بسیار کرده است. (۴۹) یعقوبی معاصر ابی حنیفه دینوری متوفای حدود سال ۲۹۰ ه و بلاذری متوفای ۲۷۹ ه بوده و در عصر حاکمیت عباسیان از جغرافی شناسان برجسته به شمار می آمده است (۵۰) .
واضح، جد و نیای یعقوبی از شیعیان استوار اهل بیت علیهم السلام بوده، به گونه ای که سرانجام در مسیر تشیع جان داد. در شیعه بودن یعقوبی تردیدی وجود ندارد، شواهدی نیز این مطلب را تایید می کند از جمله این که یعقوبی; در ماجرای غدیر خم، (حدیث ثقلین) را به کتاب خدا و عترت تفسیر کرده، (۵۱) و نیز نزول آیه «الیوم اکملت لکم دینکم…» (۵۲) را در روز غدیر می داند و به این حقیقت تصریح دارد که رسول اکرم صلی الله علیه وآله در روز غدیر علی علیه السلام را به امامت و رهبری منصوب کرد. (۵۳) وی تعبیر «امیرالمؤمنین » را جز درباره علی بن ابی طالب به کار نبرده و دیگران را شایسته آن عنوان نمی دانسته است.
هوتسما، خاورشناس هلندی (۱۸۵۱-۱۹۴۳م) گوید: «یعقوبی به طور قطع شیعه بوده و از پیروان مذهب جعفری است ».
سارتن; یکی دیگر از مستشرقان پس از آن که یعقوبی را تاریخنگار و جغرافیدانی شیعه معرفی می کند می نویسد: «کتاب تاریخ یعقوبی به دلیل ثبت بیطرفانه حقایق تاریخی دارای امتیاز ویژه است » (۵۴) .
جرجی زیدان می گوید: «از مزایای تاریخ یعقوبی علاوه بر قدمت آن، این است که نویسنده آن شیعه مذهب است و از عباسیان چیزهایی می نویسد که دیگران از نوشتن آن دوری کرده اند». (۵۵)
علاوه برآنچه گفته شد، در مدارک شیعه نیز تشیع وی تصریح و تایید شده است. (۵۶)
درباره زادگاه یعقوبی و تاریخ آن، در مدارک موجود مطلبی ثبت نشده است و در تاریخ وفات او نیز اختلاف نظر وجود دارد. چرا که تاریخ درگذشت او را سالهای ۲۷۸ و ۲۸۲ و ۲۸۴ و ۲۹۲ ه نگاشته اند و صحیحترین آنها ۲۸۴ ه به نظر می رسد. (۵۷)
کتابهای یعقوبی عبارتند از:
(۱) کتابی در فتوحات و اقدامات طاهربن حسین، (۲) جغرافیایی امپراطوری بیزانس، (۳) تاریخ فتوحات افریقا، (۴) اخبار الامم السالفه، (۵) المسالک والممالک که غیر از البلدان می باشد، (۶) ملوک الروم، (۷) مشاکله الناس لزمانهم، (۸) تاریخ یعقوبی، (۹)البلدان. (۵۸)
سخن درباره یعقوبی در کتابهای تاریخ بتفصیل آمده است که به همین مقدار بسنده می کنیم و جویندگان را به منابع موجود در این زمینه ارجاع می دهیم. (۵۹)
۹ – رازی (م ۲۹۸ ه )
محمدبن زکریابن دینار، ابوعبدالله جوهری مصری، مولی بنی غلاب بوده است. بنی غلاب نام گروهی از قبیله بنی نصربن معاویه است که شاخه ای از قبیله هوازن بوده اند و در بصره قبیله ای جز آنان از هوازن استقرار نیافته اند (۶۰) وی یکی از شخصیتهای برجسته و سرشناس بصره بود و از تاریخنگاران، سیره نویسان و شاعران به شمار می آمد (۶۱) .
نجاشی; درباره وی می گوید: «رازی از چهره های درخشان شیعه در بصره به شمار می رفت و یکی از تاریخنگاران آگاه و دانشمند بود، که کتابهای فراوانی به رشته تحریر درآورد». (۶۲)
ابن ندیم می نویسد: «ابوعبدالله، محمدبن زکریابن دینار غلابی، یکی از راویان تاریخ و حدیث و جنگها می باشد. وی نویسنده ای راستگو و مورد اعتماد است. و کتابهای بسیاری در موضوعات گوناگون نگاشته است ». (۶۳)
برخی کتابهای رازی عبارتند از:
(۱) الجمل الکبیر، (۲) الجمل الصغیر، (۳) صفین الکبیر، (۴) صفین الصغیر، (۵) مقتل الحسین، (۶) الاجواد، (۷) النهر، (۸) الوافدین، (۹) مقتل امیرالمؤمنین، (۱۰) اخبار زید، (۱۱) اخبار فاطمه و منشاها و مولدها، (۱۲) الخیل. (۶۴)
۱۰ – ابن اعثم کوفی (م ۳۱۴ ه
احمدبن اعثم کوفی کندی، کنیه اش ابومحمد است. (۶۵) او یکی از تاریخنگاران، راویان، و شاعران برجسته شیعه است که به سال ۳۱۴ ه درگذشت. از مولد و میلاد و زندگی او اطلاع دقیقی در دست نیست و حتی درباره نام و نیای وی نیز اختلاف نظر است (۶۶) و فقط یاقوت حموی (۶۷) برای نخستین بار از زندگانی ابن اعثم مطالب مختصری نقل کرده و دیگران از او پیروی نموده اند. (۶۸)
تشیع او مورد تایید و تاکید مدارک رجالی و تاریخی است. (۶۹) گرچه برخی از نویسندگان اهل سنت او را ضعیف شمرده اند. (۷۰) ولی این گونه تضعیفها نمی تواند ملاک قرار گیرد; زیرا این تنها ابن اعثم نیست که تضعیف شده است. بلکه هر مورخ و محدث شیعه گاهی به صرف شیعه بودن مورد بی مهری قرار می گرفته و ضعیف و غیر قابل اعتماد معرفی می شده است.
کتابهای وی عبارتند از:
(۱) الفتوح، یا فتوحات الشام که به زبان پارسی ترجمه شده و تاریخ الفتوح نام گرفته است و بنابر عقیده بیشتر محققان و تاریخ نویسان دوره اسلامی، یکی از معتبرترین متون تاریخ قدیم عرب و اسلام است که از زمان درگذشت پیامبرصلی الله علیه وآله تا زمان خلافت هارون الرشید (م ۱۹۳ ه ) مطالب ارزنده ای درباره عراق، فتح خراسان، ارمنستان، آذربایجان و جنگهای اعراب و نفوذ گسترش اسلام در ایران و روم شرقی به ثبت رسانده است. (۷۱)
(۲) کتاب التاریخ، که از روزگار مامون (م ۲۱۸ ه ) آغاز و به روزگار مقتدر (۳۲۰ ه ) پایان می پذیرد. (۷۲)
یاقوت حموی درباره کتابهای یاد شده می نویسد: «من هر دو کتاب را دیده ام. و احتمال می دهم که مؤلف، کتاب دوم را به عنوان ادامه کتاب اول تدوین کرده باشد». (۷۳)
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
