اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مردم سالاری دینی چیست؟
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 57
فرمت فایل پاورپوینت
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل مردم سالاری دینی چیست؟ – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل مردم سالاری دینی چیست؟ شامل 59 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل مردم سالاری دینی چیست؟ گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مردم سالاری دینی چیست؟ با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مردم سالاری دینی چیست؟ از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل مردم سالاری دینی چیست؟ با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل مردم سالاری دینی چیست؟ را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مردم سالاری دینی چیست؟ :
آفتاب، ش ۷
چکیده: نویسنده محترم آزادی را مقوم دموکراسی می داند . آزادی، تکثر، حق حیات مخالفان و قرائت های مختلف، از ارکان مردم سالاری دینی به شمار می روند . پسوند «دینی » برای مردم سالاری چیزی بیش از توصیف واقعیت نیست و بار ارزشی ندارد و دین نمی تواند ارزش های خودش را بر مردم سالاری تحمیل کند; بلکه باید در ارزش های خودش تجدید نظر نماید .
یک مساله اساسی که در ارتباط با مردم سالاری دینی به صورت مقدمه ضروری مطرح است، اصل مساله آزادی است . مهم ترین سؤال های تئوریک که امروز در جامعه ما پیرامون آزادی مطرح است، دو چیز است: یکی این که ما از آزادی چه می فهمیم . دوم این که آیا یک مسلمان با موضع اندیشه دینی اسلامی و از موضع مسلمانی می تواند معنای مورد نظر ما را از آزادی بپذیرد یا نه . منظور از آزادی در حکومت های دموکراتیک این است که هر فرد از انسان های جامعه با قطع نظر از عقیده و اخلاق و تابعیت های وی و صرفا به عنوان فرد انسانی دارای حیثیت و حرمت باشد و به عنوان یک فرد، آزاد در عمل، ولی مسؤول در برابر آزادی و حقوق دیگران شناخته شود . در این تعریف تکیه بر فرد است . هسته آزادی مورد نظر، فردیت انسان با قید «آزاد در عمل » و «مسؤول در برابر آزادی دیگران » است . در این جا پرسش دوم این می شود که: آیا یک مسلمان از موضع اندیشه دینی می تواند آزادی را به این معنا در ساختار سیاسی جامعه اش بپذیرد؟ به چه دلیل؟
مردم سالاری یا دموکراسی یک پدیده سیاسی – اجتماعی جدید است . پانصد سال پیش در دنیا حکومتی به اسم «مردم سالاری » نداشته ایم . مسلما ما نیز این شکل از حکومت را با تعریفی که از مردم سالاری داده شده نداشته ایم . بنده شخصا معتقدم که حتی مبانی تئوریک آن و ارزش هایش را هم نداشته ایم . به عقیده این جانب می توان ارزش های مردم سالاری را گرفت و در فرهنگ اسلامی جذب و هضم کرد .
منظور از شکل مردم سالارانه حکومت که در ایران مورد بحث و گفت وگوست این است که گروه ها و افراد کثیری که در جامعه ما بالفعل وجود دارند و دارای عقاید و علایق و منافع متفاوت هستند، مشکلات عمومی زندگی را که به همه آنها ارتباط پیدا می کند و هویت و جنبه همگانی دارد، به صورت دسته جمعی حل و فصل کنند و از عهده آنها برآیند و همین کوشش دسته جمعی برای حل مشکلات و مسائل عمومی، مایه وحدت سیاسی و اجتماعی آنها به عنوان یک کشور معین در زمان و مکان معین شده باشد . در این کوشش دسته جمعی همواره رقابت های سیاسی هست . این کوشش دسته جمعی قواعد و رسومی دارد . در این شکل از حکومت، قدرت همیشه دست به دست می گردد و جمعی به صورت مسالمت آمیز از کرسی قدرت پایین می آیند و جمعی دیگر به کرسی قدرت می روند و همچنان قضیه ادامه دارد . این، تعریفی مجمل از مردم سالاری است .
ارکان تئوریک این شکل از حکومت را یک سلسله آزادی های اساسی تشکیل می دهد که من فقط عمده ترین آنها را برمی شمرم: آزادی بیان و تبلیغ عقیده (عقیده سیاسی و غیر سیاسی) ; آزادی اجتماعات; آزادی دین و مذهب و حق مساوی برای همه افراد جامعه برای انتخاب و تشکیل احزاب و جمعیت های سیاسی و شرکت در حکومت . اگر این ارکان وجود نداشته باشد، آن کومت بنا به تعریفی که داده شد مردم سالار نیست . ما در این تعریف فرض را بر این گرفتیم که در جامعه مردم سالار، کثرت ها به صورت واقعیت های موجود پذیرفته شده است . این نکته در تعریف مردم سالاری بسیار مهم است . مردم سالاری به هیچ وجه در صدد حذف کثرت ها برنمی آید; کثرت ها را آن گونه که هست می پذیرد; کثرت ها و گروه هایی که آرا و علائق و منافع توده های یک جامعه را نمایندگی می کنند که معنای صحیح تشکل و گروه سیاسی هم همین است . وقتی از کثرت ها سخن می گوییم، منظورمان تنها گروه های سیاسی نیستند; بلکه گروه های سیاسی و غیرسیاسی منظور است که لایه ها و قشرهای گوناگون جامعه را نمایندگی می کنند .
آنچه برشمردم، ارکان تئوریک حکومت مردم سالار است . اما حکومت مردم سالار اخلاق و ارزش های خاص خود را هم دارد . اخلاق و ارزش های ضروری برای جامعه و حکومت مردم سالار عبارت است از:
۱ . تحمل و مدارای حکومت و افراد در مقابل دگراندیشان; چه این دگراندیشی سیاسی باشد یا دینی . اختلاف قرائت ها در تمام زمینه های فرهنگی باید به رسمیت شناخته شود و اساس زندگی افراد با یکدیگر و حکومت گران با افراد قرار گیرد .
۲ . به رسمیت شناخته شدن حق حیات سیاسی مساوی برای همه گروه ها و افراد سیاسی . همه باید از حق حیات سیاسی مساوی برخوردار باشند .
۳ . در نظر گرفتن حقوق اقلیت ها به هنگام شکل دادن به خواست های عمومی سیاسی .
۴ . تصمیمات اکثریت به عنوان تصمیم های موقتی تلقی شود که اکثریت تا زمانی که در حکومت است، به آنها ترتیب اثر می دهد; نه به معنای یک سلسله تصمیم گیری ها به منظور از میان بردن بحث و رقابت سیاسی .
۵ . اخلاق سازش میان گروه های سیاسی . متاسفانه تعبیر «سازش » در بین ما بار منفی دارد . در علوم سیاسی، سازش بار کاملا مثبت دارد . معنای سازش این نیست که کسی یا گروهی از اصول خود دست بردارد . سازش در میان گروه های سیاسی، تن دادن به قواعد بازی سیاسی و توافق کردن و صرف نظر کردن از مشتی از خواسته های سیاسی، یعنی از همان علائق و منافع است که به منظور تامین منافع بزرگ تر جامعه و ملت صورت می گیرد .
برای تحقق مردم سالاری لازم است که صاحبان قدرت با این خلق ها و ارزش ها حکومت کنند . باید این خلق ها و ارزش ها در زندگی اجتماعی و سیاسی جریان یابد این کار در صورتی امکان پذیر می شود که این ارزش ها و اخلاق مردم سالارانه در تعلیم و ربیت سیاسی و اجتماعی به افراد تزریق شود و مردم، از محیط خانواده گرفته تا مدرسه، دبیرستان و دانشگاه و محیطهای بازتر اجتماعی، با هم این گونه زندگی کنند تا وقتی که وارد عالم سیاست می شوند، تحمل دیگران برای آنها امری غیرعادی نباشد .
به این پرسش که پسوند «دینی » چه قیدی بر مردم سالاری می زند، در جامعه ما دو گونه پاسخ داده می شود: یک پاسخ این است که پسوند «دینی » نشان می دهد که نگاه افراد جامعه به مردم سالاری و پذیرفتن آن، از منظر دین انجام می شود و دین داران از منظر دینی خود مردم سالاری را مناسب ترین شکل حکومت در عصر حاضر می یابند، بدون این که تحقق و روند آن را به صورت پیشین با احکام ویژه ای محدود کنند . بنا بر این پاسخ، پسوند «دینی » یک پسوند توصیفی است که از یک واقعیت اجتماعی و سیاسی خبر می دهد و آن این است که مردم یک کشور، از منظر دینی و بنا بر این اصل که دین نهایی ترین داور آنها در تصمیمات عمده است، مردم سالاری را به عنوان شکل حکومت پذیرفته اند . تفاوت این مردم سالاری با مردم سالاری موجود در کشورهای غربی در این نیست که مردم سالاری دینی، بر خلاف مردم سالاری غربی، به صورت پیشین با چارچوب و احکام ویژه ای محدود شده است; بلکه تفاوت در دو موضوع دیگر است: اول این که اکثر مردم در کشورهای غربی، مردم سالاری (دموکراسی) را با نگاه غیردینی پذیرفته اند و دوم این که چون چنین است، ارزش های دینی عملا نقش مهمی را در روند حکومت بازی نمی کنند .
به نظر می رسد مردم سالاری دینی، به این معنا که توضیح داده شد، مقتضیات و لوازمی دارد که مهم ترین آنها این است که دین داران باید کوشش کنند در سیستم ارزش های دینی موجود در جامعه، مبانی و ارزش ها و اخلاق ضروری برای شکل گیری مردم سالاری را جذب کرده، بپذیرند و آن را داخل سیستم ارزشی کنند . تفکر دینی همیشه احتیاج به بازسازی متناسب با ارزش ها دارد . اگر خواهان ماندن دین در عصر جدید و رساندن پیام معنوی اش به انسان ها هستیم، باید در ارزش های دینی بازنگری صورت گیرد و مفسران دین هم این بازنگری را از موضع دین انجام دهند .
اگر از من بپرسند مردم مسلمان با چه استدلالی و چگونه ارزش های مردم سالاری و اخلاق مردم سالاری را در سیستم ارزشی دینی خودشان جذب کنند، من استدلال آنها را از زبان خودشان برای شما بیان می کنم . استدلال مسلمانان از موضع دینی می تواند این باشد که چون نظام مردم سالاری در عصر حاضر تنها نظامی است که در سایه آن، دو حقیقت بزرگ، یعنی «عدالت » و «آزادی شایسته انسانی » می تواند تحقق نسبی پیدا کند و انسان ها در قلمرو این تحقق می توانند انسانیت خود را تحقق بخشند (اگر آزادی و عدالت شایسته انسانی قلمرو نگسترده باشند و سایه نیفکنده باشند، انسان ها نمی توانند انسانیت خود را تحقق بخشند) و از عهده مسؤولیت خود در برابر خداوند برآیند، آن را می پذیریم .
در مردم سالاری دینی افراد سعی می کنند خود را در کنار خدا ببینند، بدون این که مبانی و ارزش های مردم سالاری را تحریف کنند . آنها این مبانی و ارزش ها را در فرهنگ دین خود جذب می کنند و چنان که گفتم، این کار جز با بازسازی سیستم ارزش های دینی در عصر حاضر (اجتهاد در ارزش های درجه دوم) میسر نیست .
نکته مهمی که در این جا باید اضافه کنم این است که این اجتهاد و یا بازسازی سیستم ارزش های دینی که مردم سالاری دینی به آن نیاز دارد، نمی تواند بدون پذیرفتن کثرت قرائت
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
