اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پاسخ ده پرسش (پیرامون امامت، خصائص و اوصاف حضرت…)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 58
فرمت فایل پاورپوینت
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل پاسخ ده پرسش (پیرامون امامت، خصائص و اوصاف حضرت…)؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل پاسخ ده پرسش (پیرامون امامت، خصائص و اوصاف حضرت…) با 120 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل پاسخ ده پرسش (پیرامون امامت، خصائص و اوصاف حضرت…):
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل پاسخ ده پرسش (پیرامون امامت، خصائص و اوصاف حضرت…) به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل پاسخ ده پرسش (پیرامون امامت، خصائص و اوصاف حضرت…) با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل پاسخ ده پرسش (پیرامون امامت، خصائص و اوصاف حضرت…) تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل پاسخ ده پرسش (پیرامون امامت، خصائص و اوصاف حضرت…) :
مقدمه ناشر
بسم الله الرحمن الرحیم
حمد و سپاس خداوند جل و علی را که عنایت نمود در آستانه یک هزار و یکصد و شصت و دومین سالروز ولادت پر برکت حضرت ولی عصر حجه بن الحسن العسکری ارواحنا فداه چهارده اثر از سلسله مباحث امامت و مهدویت به قلم حامی و مروج مکتب اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام و نگهبان مخلص مرزهای عقیده،مرجع عالیقدر حضرت آیه الله العظمی حاج شیخ لطف الله صافی گلپایگانی (مد ظله العالی) را به منتظران و شیفتگان لقای آن حضرت تقدیم نماییم.
این آثار گرانقدر شامل بحثها،پرسشها و پاسخهای گوناگون پیرامون زندگی،خصائص،اوصاف،غیبت و ظهور آن حضرت،توسط آن مرجع بزرگ در سنوات گذشته در مناسبتها و فرصتهایی پیرامون موضوع بسیار ارزنده و بنیادین «ولایت و امامت عامه و خاصه »خصوص امامت و مهدویت حضرت بقیه الله مولانا حجه بن الحسن العسکری ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداه تالیف و بوسیله ناشران معتبر کشور مکررا چاپ و نشر گردیده است.
نهمین اثر از این سلسله مباحث به نام «پاسخ ده پرسش »است،امیدواریم چاپ این کتاب شریف مورد رضای خداوند متعال و منظور نظر کیمیا اثر حضرت بقیه الله مهدی موعود-عجل الله تعالی فرجه الشریف-و عاکفان عتبه مقدس آن غوث زمان و قطب جهان قرار گیرد.
بمنه و کرمه
انتشارات حضرت معصومه علیها السلام
۱- پیرامون استمرار نظام امامت
سؤال:
آیا رژیم و«نظام امامت »،با پایان یافتن دوره غیبت صغری و آغاز غیبت کبری (سال ۳۲۹ هجری قمری) ،پایان یافت،و پس از ظهور حضرت مهدی علیه السلام این نظام از نو برقرار می شود یا اینکه «نظام امامت »استمرار دارد.
جواب:
رژیم امامت،رژیمی است الهی و انقطاع ناپذیر و دوره فترت ندارد و در هر زمان و هر عصر وجود دارد،از عصر حضرت رسول اعظم صلی الله علیه و آله و سلم تا حال تشکیل و برقرار بوده و هست،و تا دنیا باقی است،برقرار خواهد ماند،چنانکه امیر المؤمنین علیه السلام فرمود:
«لا تخلو الارض من قائم لله بحجه،اما ظاهرا مشهورا،و اما خائفا مغمورا،لئلا تبطل حجج الله و بیناته (۱)
«زمین از قائمی که برای خدا حجت باشد خالی نخواهد ماند (و این حجت) یا ظاهر و مشهور است و یا بیمناک و مستور،برای اینکه حجت های خدا و بینات او باطل نگردد و از بین نرود».
بر هر کس واجب است که «نظام امامت »را بشناسد و به آن ایمان داشته باشد،و در هر زمان و هر مکان، فقط مردم باید از این نظام اطاعت کنند،و هر کس،در هر کجا و هر نقطه ای از دنیا که باشد و هر شغل و کاری که داشته باشد-لشکری باشد یا کشوری،بازرگان باشد یا پیشه ور،دانشمند باشد یا دانشجو-باید مطیع این رژیم و فرمانبر این نظام و برنامه های آن باشد،تفاوت نمی کند که این نظام مسلط بر اوضاع باشد یا مسلط نباشد،و حکومت های غاصب در امور مداخله داشته باشند،یا نداشته باشند.
این حکومت است و دین است و سیاست است و رژیم و نظام،پس اگر یک فرد مسلمان در دورترین نقاط چین یا اروپا یا آمریکا یا هر منطقه دیگر باشد که حکومتهای غیر شرعی قدرت سیاسی و اداره امور را در دست داشته باشند،همان یک فرد باید مطیع نظام الهی امامت باشد تا در نظام حکومت خدا باشد و باید دستور العمل و برنامه کارش را از طریق نظام امامت تعیین کند،حتی اگر در منطقه حت حکومت رسمی کفار زندگی می کند و کارمندمؤسسات و وزارتخانه ها و ادارات آنها نیز باشد باز هم باید فرمانبر نظام امامت باشد و از آن نظام دستور بگیرد و تابعیت آن را داشته باشد.
دور بودن از حریم و منطقه نفوذ رسمی این رژیم،شخص را از اطاعت و تابعیت آن،معاف نخواهد کرد.
ابوذر و سلمان و مقداد و عمار یاسر و اینگونه شخصیتها،در حال تسلط نظام غاصب،فرمانبر نظام امامت بودند،و امثال علی بن یقطین و محمد بن اسمعیل بن بزیع نیز،اگر چه به ظاهر در دستگاه هارون و حکومت بنی عباس وارد بودند،اما در عین حال از نظام امامت اطاعت می کردند.
هر کس باید مشخص سازد و تعیین کند که در زندگی و تمام شؤون و امور خود،از چه رژیم و نظامی اطاعت می کند و تابع چه حکومتی است.
باید معلوم کند که تابعیت حکومت خدا را قبول کرده یا حکومت طاغوت را پذیرفته است،و مؤمن به خدا می باشد،یا مؤمن به طاغوت.
متاسفانه بیشتر مسلمانان به این مساله بسیار مهم توجه کافی نکرده و معنی «ولایت »را درک ننموده و از اهمیت این بعد آن،که اطاعت باشد غفلت کرده اند و آنانکه خیلی مذهبی و متعهد هستند،به انجام یک سلسله فرائض و واجبات،و ترک محرمات،اکتفا می کنند.
اما از اینکه در حال حاضر چه تابعیتی باید داشته باشند،غفلت دارند و اگر تابعیت حکومتهای غیر شرعی را قبول نکرده باشند،تابعیت حکومت شرعی را هم آگاهانه نپذیرفته اند و به تعهدات و مسؤولیتهائی که در برابر آن دارند،توجه ندارند و تابعیت حکومت شرعی را یک مساله و وظیفه اسلامی نشمرده اند.
طبق مذهب اهل سنت که تشکیل حکومت شرعی،ممکن است به فترت و سستی برخورد نماید و در بعضی از زمانها به عللی نظام حکومت اسلامی تعطیل شود،و ممکن است در زمانی که حکومت شرعی تشکیل نشده مساله تابعیت از آن هم مطرح نباشد،و بلکه بی موضوع گردد.
اما طبق مذهب «شیعه »که نظام امامت،رژیم دائم و مستمر است،همیشه و در تمام شرایط، ابعیت حکومت شرعی یک فریضه اساسی و عمده است.
حکومت مخصوص ذات خدا است:
ان الحکم الا لله
و باید فقط خدا پرستش و اطاعت شود و اطاعت برای او خالص باشد و مردم در برابر حکومت و سلطنت و رژیم او خاضع و فرمانبر باشند:
امر الا تعبدوا الا ایاه مخلصین له الدین
دین قیم و مستقیم،این است:
ذلک الدین القیم (۲)
رژیم امامت،یعنی حکومت خدا،و تابعیت این رژیم،تسلیم حکم خدا بودن و در منطقه حکومت خدا زیستن و به حکومت غیر خدا عقیده نداشتن است.
تفاوت نمی کند در اعصاری که ائمه علیهم السلام حضور داشتند و غاصبان حکومت،مانع از مداخله رسمی آنها در کارها بودند،یا در عصر غیبت کبری که امام علیه السلام غایب می باشند،باید هر مسلمانی در این رژیم (نظام امامت) ثبت نام کند و از اینجا فرمان ببرد و شناسنامه حقیقی خود را از این حکومت بگیرد.
حکومت شرعی همیشه بر پا است و مرز و منطقه و کشور ندارد هر کجا یک فرد متشرع و یک مسلمان متعهد باشد،آنجا در قلمرو فرمان این حکومت محسوب است.
امروز مهمترین چیزی که باید به شیعیان خصوصا و به مسلمانان عموما تفهیم کرد،مساله رژیمی است که باید از آن تبعیت داشته باشند،و نظامی که باید از آن اطاعت نمایند.
این موضوع اگر کاملا درک شود یگانه وسیله ای است که از آن برای اصلاح امور و مبارزه با عوامل بیگانه استعمار و استعباد و استبداد،می توان استفاده کرد.
این حکومت و نظام امامت بود که در واقعه تحریم تنباکو،حکومت انگلستان را به زانو در آورد و رشته استبداد ناصر الدین شاه را قطع کردو استعمارگران را در بیم و هراس انداخت.
و این ملت مسلمان و شیعه ایران بود که در این واقعه به دنیا اعلام کرد که تابعیت رژیمی را دارد که رهبری آن با آیت الله مرحوم «میرزای شیرازی »-اعلی الله مقامه-است »و تابعیت رژیم استبدادی ناصر الدین شاه را ندارد.
نظام امامت یکی از انقلابی ترین و سازنده ترین برنامه های اسلامی است (۳) که متاسفانه از ان بطور کامل در پیشبرد مقاصد و اهداف اسلام،امر به معروف و نهی از منکر و مبارزه با تجاوز و استضعاف،استفاده نمی شود،و چنانکه باید به عموم تبلیغ نشده و ایمان به این نظام و ابعاد آن و تعهداتی که مؤمن به این نظام دارد،در یک سطح همگانی و با اهمیت عرضه نمی شود.
به نظر اینجانب تمام یا عمده نقاط ضعف و عقب ماندگی های جامعه،از عدم توجه به این برنامه و مشخص نکردن تابعیت و ملتزم نبودن به لوازم عقیده به امامت و نشناختن آن،مایه گرفته است،و اینکه بسیاری امامت را در عصر حاضر یک امر اعتقادی خارج از عمل می شمارند و آن را مربوط به دوران و عصر حضور امام می دانند،و نمی دانند که هم اکنون نیز نظام امامت قائم و بر پا است و فقط تبعیت ازآن،راه نجات دنیا و عقبی است.
عقیده به نظام امامت و حکومت شرعی،در تمام شؤون،قدرت سازندگی دارد،و شعبه ای از عقیده توحید خالص است که از آن انفکاک ندارد،و حدیث شریف معروف:
«من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه » (۴)
همین استمرار و همین لزوم اطاعت دائم و در تمام اعصار و ازمنه و مناطق را تایید می نماید و چون عقیده به نظام امامت رشته ای از عقیده به توحید و حکومت خدا و سلطنت حق است،هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناخته باشد،به مردن جاهلیت مرده است.
و چون اطاعت داشتن از نظامات دیگر،یک نوع شرک فکری و عملی است،حضرت صادق علیه السلام در ضمن حدیثی می فرماید:
«لا دین لمن دان الله بولایه امام جائر لیس من الله (۵)
دینی نیست از برای کسی که خدا را به ولایت پیشوای ستمکاری که از جانب خدا نیست،عبادت کند».
و حضرت امام باقر علیه السلام می فرماید:
«قال الله تبارک و تعالی:لاعذبن کل رعیه فی الاسلام دانت بولایه کل امام جائر لیس من الله،و ان کانت الرعیه فی اعمالها بره تقیه،و لاعفون عن کل رعیه فی الاسلام دانت بولایه کل امام عادل من الله،و ان کانت الرعیه فی انفسها ظالمه مسیئه » (۶)
«خداوند متعال فرموده است:البته عذاب خواهم کرد هر رعیتی را که در اسلام متدین گردد به ولایت هر پیشوای ستمکاری که از جانب خدا نیست،اگر چه رعیت در کارهای خود نیکوکار و پرهیزکار باشد و البته عفو می کنم از هر رعیتی که در اسلام متدین گردد به ولایت امام عادلی که از جانب خدا باشد، اگر چه در ذات خود ستمگر بدکردار باشد».
از امثال این احادیث (۷) اهمیت امامت و رهبری سیاسی،و نقش آن در اجتماع معلوم می گردد و اینکه اگر ملتی و فردی در این اصل مسامحه کند و به نظامی که بر اوضاع مسلط است و به شرعی بودن آن، اعتنا نداشته باشد و در این موضوع خود را مسؤول نشمارد (اگر چه در کارهای دیگرش مواظب دستورات شرع باشد) مستحق باز خواست و عذاب خواهد شد.
و نیز از این احادیث استفاده می شود که نظام امامت،نظام محدودی نبوده و مستمر و جاودان می باشد و به عصر حضور منحصر نیست همیشه منعقد است و هیچگاه تعطیل نشده و نخواهد شد.
در عصر ما نیز حکومت شرعی بر این اساس برقرار است و هیچ کس در ترک اطاعت آن و قبول نظامات دیگر معذور نیست و عقیده به وجود امام عصر علیه السلام و حیات آن حضرت معنایش اعتقاد به وجود حکومت شرعی و لزوم اطاعت از اوامر و پیشنهادها و دستورات فقهای جامع الشرایط است.
باز تکرار می کنیم که:منطقه نفوذ این حکومت مرز ندارد و تا هر کجا مسلمان و شیعه باشد،باید نفوذ داشته باشد و هر کس ما بین خود و خدا،باید از این نظام تبعیت کند،اگر چه این نظام،به حسب ظاهر استیلاء بر امور و تسلط حکومتهای ظاهری را نداشته باشد.
خلاصه،التفات به این مطلب بسیار لازم است که ما یک عقیده ای توحیدی داریم که:
«له الحکم و له الامر،و هو الحاکم،و هو السلطان و هو الولی،و هو المولی،و هو…و هو…»
«حکم برای خدا است،و فرمان مختص ذات او است و حاکم او است و سلطان و ولی و مولی او است و…».
بنابراین،هیچکس و هیچ گروه بر کسی نمی تواند حکومت کند،ولایت و سلطنت ندارد،مگر باذن الله و به حکم خدا،و همه مردم باید در تحت حکومت خدا و داخل در سلطان الله،و مطیع احکام الله و ساکن مملکت الله باشند.
پس حکومتهائی که من جانب الله نیستند،طبق هر رژیم و برنامه ای که باشند،باطل،و اطاعت از آنها بالذات حرام است،وفقط حکومت خلفای الهی و کسانی که از جانب آنها نیابت دارند،شرعی و واجب الاتباع است و این منصب برای احدی غیر از آنها ثابت نیست.
خداوند متعال ما را به حقایق این امور هدایت فرماید.
و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین.
۲- چگونگی تسخیر جهان با یاران معدود
سؤال:
ممکن است توضیح دهید،چگونه با جمعیت روز افزون بشر که اکنون طبق آمارگیری های دقیق از سه میلیارد بیشتر است،حضرت صاحب الزمان علیه السلام با سیصد و سیزده نفر دنیا را مسخر می فرماید؟
و چگونه ممکن است مثلا سه میلیارد نفر تسلیم یک جمعیت اندک معدود شوند و از عادات و اخلاق و برنامه ها و سنن خود دست بردارند؟
آیا غلبه آن حضرت بطور اعجاز و خرق عادت است یا آنکه با ملاحظه اسباب و علل و عوامل ظاهری نیز غلبه و پیروزی آن جناب ممکن است؟
جواب:
بر حسب روایات و احادیث شریفه،وقتی حضرت صاحب الامر علیه السلام ظاهر می شوند،نخست سیصد و سیزده نفر از خواص اصحاب آن حضرت در مکه حاضر خدمتش می گردند و وقتی عده اصحاب و اجتماع کنندگان به ده هزار نفر رسید از مکه خارج می شوند (۸).
و اما غلبه آن حضرت و حکومت جهانی اسلام،ممکن است بطور اعجاز و خرق عادات انجام یابد و ممکن است با فراهم شدن اسباب و علل ظاهری باشد و ممکن است به هر دو نوع واقع شود،چنانکه پیشرفت و غلبه پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و قوای اسلام به هر دو نوع بود.
اما بطور اعجاز و خرق عادت،محتاج به توضیح نیست که حصول چنین غلبه مطلق برای آن حضرت، به خواست خداوند،امری است ممکن و معقول و با وعده های صریح و بشارتهای حتمی که در قرآن مجید و احادیث متواتر داده شده،بدون شبهه حاصل خواهد شد و خداوند به مصداق آیه:
کم من فئه قلیله غلبت فئه کثیره باذن الله (۹)
«چه بسیارند گروه اندکی که به اذن خداوند،بر گروه بسیاری چیرگی می یابند».
آن حضرت،اصحابش و عموم بندگان شایسته خدا را بر تمام علل غالب و حاکم،و وارث و مالک ارض قرار می دهد.
و از لحاظ اسباب،و علل ظاهری هم اگر موضوع را بررسی کنیم،حصول چنین فتح و غلبه و تشکیل آن حکومت الهی ممکن و عملی خواهد بود،زیرا آن حضرت در موقعی ظهور می کند که اوضاع و احوال اجتماعی و اخلاقی و سیاسی کاملا مساعد باشد.
در آن موقع همه ملل از مدنیت معنوی و اخلاقی محروم،و دشمنی و کینه و ظلم و تجاوز،همه را نسبت به یکدیگر بد بین و از هم جدا ساخته و اتحاد،وحدت،همفکری و همکاری،به کلی از میان بشر رخت بر بسته و از اینکه کسی بتواند بدون مدد غیبی جامعه را رهبری کند،همه مایوس می گردند و خلاصه همه با هم در مبارزه و جنگ و ستیز و همه از وضع خود ناراضی،و از مکتبهای مختلف که عرضه می شود نا امید بوده و منتظر تغییر رژیم و انقلاب و عوض شدن اوضاع،و کنار رفتن زمامداران خدانشناس و برداشته شدن مرزها و الغای تجزیه ها و تقسیمها می باشند.
در یک چنین موقعیتی،حضرت صاحب الزمان-ارواح العالمین له الفدا-و اصحابش،با نیروی ایمان و اخلاق حسنه و با نجات بخش ترین برنامه های عمرانی و اقتصادی و عدالت اجتماعی،برای انقلاب و دعوت به قرآن و اسلام،قدم به میدان می گذارند و آن نهضت الهی و دعوت روحانی را شروع می کنند و مردم را بسوی خدا و احکام خدا و زندگی برابری و برادری،عدل و امنیت،صفا و وفا،راستی و درستی و نظم صحیح،می خوانند و خود و اصحابش،نمونه همه فضایل بشری می باشند و با نیروی ایمان و استقامت و پشتکار و همتی که مخصوص مؤمنان ثابت قدم است،هدف و مقصد خود را تعقیب می نمایند.
معلوم است این جمعیت با آن برنامه ها و وضع کار،در آن دنیای پر آشوب و غرق در طوفان گرفتاریها و فشارها،دلها را به خود متوجه نموده و فاتح و پیروز و موفق می شوند و هیچ نیروئی نمی تواند در برابر آنها مقاومت کند.
و شاهد این حقیقت،همان ظهور رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و پیشرفت سریع دین اسلام و فتوحات محیر العقول مسلمین در قرن اول اسلام است،که یکی از علل ظاهری آن پیروزیهای پی در پی و در هم شکسته شدن ارتش های انبوه دولت شاهنشاهی ایران و امپراطوری روم،فساد اوضاع اجتماعی و اداری ایران و روم بود که مردم این کشورهای پهناور را برای قبول یک دعوت صحیح و حکومتی متکی به مبانی عدالت و مساوات آماده کرده بود.
مردمی که در برابر دستگاههای دیکتاتوری و استبداد بسیار خشن و غیر انسانی سلاطین و امرای خود،از بنده هم خوارتر بودند و از حقوق انسانی محروم شده بودند،مردمی که به هر کس و هر مقام نظر می کردند،یک نقطه روشن در او نمی دیدند،نه فرهنگ داشتند نه اقتصاد،نه عدالت،نه امنیت و نه… و نه..
از آنهمه تعظیم و نیایش و بشر پرستی و استعباد سلاطین،خسته شده بودند و علاوه بر اینها ناراحت کننده ترین اختلاف طبقاتی نیز در بین آنها حاکم باشد که مملکت متشکل شده باشد از اکثریت قریب به اتفاق محروم و استضعاف شده و جمعیت معدود برخوردار و اختیار دار و مطلق العنان و بی جهت عزیز…
مسلم است وقتی به گوش مردم چنین مملکتی صدای روحانی و آزادی بخش:
تعالوا الی کلمه سواء بیننا و بینکم الا نعبد الا الله و لا نشرک به شیئا،و لا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله (۱۰)
برسد.
و آیه: ان الله یامر بالعدل و الاحسان و ایتاء ذی القربی و ینهی عن الفحشاء و المنکر و البغی (۱۱)
«همانا خدا فرمان به عدل و احسان و به عطا و بذل به خویشان امر می کند و از کارهای زشت و منکر و ظلم نهی می کند».
و اعلان:
یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عند الله اتقاکم (۱۲)
«ای مردم ما همه شما را نخست از مرد و زنی آفریدیم،آنگاه شعبه های بسیار و فرق مختلف گردانیدیم تا یکدیگر را بشناسید،بزرگوارترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شما است ».
و آیات دیگر را بشنوند،با نهایت استقبال به آن ایمان آورده و راه را برای پیشرفت آن باز می کنند.
مردمی که از ظلم و ستم و خودخواهی سلاطین و ستمکاران آن عهد،به جان آمده بودند،به طور قطع یک دعوت خدائی و یک بانگ گوش نواز توحیدی را که بر اساس عدالت و الغای امتیازات و مساوی بودن آقا و نوکر،شاه و رعیت،سیاه و سفید،در برابر قانون و عدالت است قبول می کند و از این جهت آنهائی که این دعوت بر خلاف منافعشان بود هر چه خواستند از آن جلوگیری کنند یا مردم را مانع از گرویدن به آن شوند،نتوانستند،همه جا انقلاب می شد و در همه جا رژیم ظالم و وضع سابق را محکوم می کردند و اوضاع تغییر می کرد.
اوضاع جهان برای قبول دعوت حضرت امام زمان مهدی علیه السلام که همان دعوت به اسلام و قرآن است،مطابق اخبار،به مراتب از اوضاع عالم در زمان بعثت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم آماده تر خواهد شد و همان طور که کلمه اسلام در آغاز ظهور اسلام به سرعت پیشرفت کرد و صدای توحید بر همه صداها غالب شد،و اسلامی که در مقداری از تاریخش منحصر پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و علی و خدیجه علیهما السلام بود،با فقدان وسایل در جهاد و دفع یورش مشرکان،بزودی موفق گردید،و لشکرهای منظم مسلحی را که در دنیای آن روز مجهزترین سلاحها را در دست داشتند درهم شکست و نابود ساخت.
همین طور امام زمان علیه السلام نیز با اصحاب و یاورانش که از ابتدا کار به تعداد مجاهدین میدان جهاد بدر می باشند می توانند دنیای منقلب و نا آرام آن روز را آرام و مردم را چنان امیدوار به آینده درخشان و پر از خیر و رحمت و برکت نمایند که در سریع ترین فرصت همه به دین اسلام گرویده آمادگی خود را برای قبول یک سازمان الهی اسلامی محکم و پایدار،در تحت سرپرستی امام عصر علیه السلام نشان دهند.
و ما ذلک علی الله بعزیز
۳-نحوه پیروزی امام زمان علیه السلام بر سلاحهای ویرانگر
سؤال:
در موقع ظهور امام زمان علیه السلام بطوری که از ترقی کنونی بشر در صنعت و تکنیک ملاحظه می شود،دنیا مجهز به سلاحهای بسیار مهیب و خطرناک خواهد بود.
آن حضرت در برابر این سلاحهای مخوف،چگونه مانند جدش با شمشیر قیام خواهد کرد؟و چگونه با سلاحهای قدیم،مثل شمشیر و غیره با ارتش های دنیای آن روز جهاد می نماید؟و آیا می شود تصور کرد که کسی بتواند به وسیله شمشیر با بمبهای ئیدروژنی و امثال آن،جنگ و نبرد کند؟
جواب:
اولا:مقصود از خروج با شمشیر،ماموریت به جهاد و توسل به اسلحه برای اعلاء کلمه حق است.
بنابر این قیام با شمشیر،کنایه از قیام با اسلحه و پیکار و جهاد و تعیین نوع ماموریت آن حضرت است و اینکه آن حضرت مامور به مصالحه با کفار نیست.
بدیهی است با هر اسلحه ای که لازم باشد،آن حضرت و اصحابش با کفار و ستمگران جهاد می نمایند و از هرگونه اسلحه ای که در زمان ظهور آن حضرت متداول باشد،و به استعمال آن حاجت داشته باشند، استفاده می نمایند.
ثانیا:از کجا که در زمان ظهور آن حضرت،این اسلحه های مهیب در اختیار بشر باقی باشد،زیرا ممکن است که در اثر حوادث و آشوبها و انقلابات شدید و جنگهای خانمانسوز جهانی،که پیش از ظهور آن حضرت واقع می شود دو ثلث بشر نابود شود،این اسلحه های جهنمی معدوم گردد و شاید کسی باقی نماند که بتواند از این اسلحه ها استفاده کند،یا آنها را تهیه نماید و این احتمال هم کاملا بجا و قابل توجه است.
یکی از اموری که در احادیث از آن خبر داده شده و اوضاع کنونی آن را ممکن الوقوع نشان می دهد، جنگهای جهانگیری است که در اثر آن،بیشتر نقاط زمین از سکنه خالی می گردد و شهرها ویران می شود،وصدها میلیون بشر را رهسپار دیار عدم می سازد.
تا یک قرن پیش،وقوع چنین جنگهایی بسیار بعید به نظر می رسید،زیرا با آن اسلحه های سابق و با نبودن وسایل ارتباط جمعی بین شهرها و کشورها،اگر جنگی واقع می شد،اولا پیش از آنکه خبرش به کشورهای همسایه و یا دورتر برسد و دامنه جنگ گسترش یابد،آن جنگ به پایان می رسید،و ثانیا در آن زمانها،تعیین غالب از مغلوب،خاتمه یافتن جنگ،تسلط یکی از دو طرف یا از بین رفتن طرفین، متوقف بر کشتارهای عمومی و استعمال بمب و غیره نبود.
اما در عصر حاضر بطوری که همه پیش بینی می نمایند با وسائل ارتباطی که همه عالم را به منزله یک شهر و یک محله نموده،و با اسلحه ها و تجهیزاتی که در دست زمامداران بی ایمان است و هیچ وسیله ای برای کنترل خشم و شهوت و جاه پرستی آنها نیست،اگر جنگ شروع شود،علاوه بر آنکه غالب از مغلوب تشخیص داده نمی شود و طرفین از بین می روند،اکثر ملل و سکنه کره زمین ممکن است در ظرف چند ساعت فانی و نابود شوند.
پس اگر در احادیث شریفه فرموده اند:ظاهر نمی شود مهدی علیه السلام مگر آنکه ثلث مردم کشته شوند و ثلث آنها بمیرند و ثلث آنان باقی بمانند.و فرموده اند:این ظهور واقع نخواهد شد،تا وقتی دو ثلث مردم از بین بروند (۱۳) نباید تعجب کرد،بلکه باید آن را نشانه علوم بی پایان حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه طاهرین علیهم السلام و آگاهی آنها از آینده و اطلاعشان بر مغیبات به اذن و تعلیم خدا دانست و از معجزات و کراماتشان به شمار آورد.
«فهم موضع سره و لجا امره و عیبه علمه،و موئل حکمه و کهوف کتبه،و جبال دینه » (۱۴).
«و لا یدخل الجنه الا من عرفهم و عرفوه و لا یدخل النار الا من انکرهم و انکروه » (۱۵)
جعلنا الله من محبیهم و خدام شیعتهم.
۴- مکان حضرت مهدی علیه السلام در غیبت کبری
سؤال:
در عصر غیبت کبری،حضرت مهدی-ارواحنا فداه-در چه مکانی اقامت دارند؟و چگونه زندگی می نمایند؟خوراک،غذا،لباس و خوابگاه ایشان چگونه است و از کجا تهیه می شود؟
جواب:
اصولا باید توجه داشت که اگر در موضوع غیبت،اینگونه نقاط مکتوم بماند،ایجاد شک و شبهه ای نمی نماید،چنانکه روشن شدن آن نیز در ثبوت و اثبات اصل غیبت مداخله ای ندارد،و وقتی یبت شخص امام علیه السلام و مخفی بودن ایشان معقول و منطقی باشد (چنانکه هست و به آن ایمان داریم) مخفی بودن این خصوصیات به طریق اولی معقول و منطقی خواهد بود و جهل به این گونه امور،دلیل بر هیچ مطلبی نخواهد شد.
این پرسش ها،با پرسش از اینکه امام هم اکنون در چه نقطه ای است؟یا با ما چند متر یا چند هزار کیلومتر فاصله دارد؟یا امروز چه غذائی میل فرموده است؟یا چند ساعت استراحت کرده و چه مقدار راه پیمائی نموده فرقی ندارد و بی اطلاعی ما از آن به جائی ضرر نمی زند،و عقیده ای را متزلزل نمی سازد،خدائی که به حکمت بالغه و قوه قاهره و مصلحت تامه خود،امام را در پرده غیبت قرار داده است،قادر است این خصوصیات را نیز طبق مصلحت از مردم پنهان سازد.
مع ذلک برای اینکه به این پرسش،پاسخ مختصری داده شود،عرض می کنیم بر حسب آنچه از بعضی از احادیث،و حکایات معتبر استفاده می شود،امام-روحی له الفدا-در غیبت کبری در مکان خاصی و در شهر معینی استقرار دائم ندارند که از آن مکان و آن شهر خارج نگردند و به محل دیگر تشریف نبرند، بلکه برای انجام وظایف و تکالیفی به مسافرت و سیر و حرکت،انتقال از مکانی به مکان دیگر، می پردازند،و در اماکن مختلف بر حسب بعضی از حکایات،زیارت شده اند.و از جمله شهرهائی که مسلم به مقدم مبارکشان مزین شده است،مدینه طیبه،مکه معظمه،نجف اشرف،کوفه،کربلا،کاظمین،سامرا، مشهد،قم (۱۶) و بغداد است،و مقامات و اماکنی که آن حضرت درآن اماکن تشریف فرما شده اند،متعدد است،مانند مسجد جمکران قم،مسجد کوفه،مسجد سهله،مقام حضرت صاحب الامر در وادی السلام نجف و در حله.
و بعید نیست که اقامتگاه اصلی ایشان،یا اماکنی که بیشترآمد و شدشان در آنجاها است،مکه معظمه و مدینه طیبه و عتبات مقدسه باشد.
اگر پرسش شود:
پس حضرت امام زمان-عجل الله تعالی فرجه-با کوه رضوی و ذی طوی چه ارتباطی دارند که در دعای ندبه است:
«لیت شعری این استقرت بک النوی،بل ای ارض تقلک او ثری ابرضوی او غیرها ام ذی طوی » (۱۷).
پاسخ داده می شود:
راجع به این موضوع در کتاب فروغ ولایت (در بخش دوم) توضیح داده ایم،در اینجا هم بطور مختصر اشاره می نمائیم که:این دو مکان بر حسب کتب معاجم و تواریخ نیز از اماکن مقدس است و محتمل است که حضرت بعضی از اوقات شریف خود را در این دو مکان به عبادت و خلوت گذارنده باشند و این جمله هیچ دلالتی بر این که این دو مکان،یا یکی از آنها،اقامتگاه دائمی آن حضرت است،ندارد.
چنانکه در کتاب فروغ ولایت شرح داده ام،این استفهامها استفهام حقیقی نیست،بلکه به انگیزه بیان سوز هجران و اظهار تاسف و تلهف از فراق و حرمان از فیض حضور و تاخیر عصر ظهور گفته شده است، علاوه بر اینکه بعضی از عبارات دعای شریف ندبه دلالت دارد بر این که ایشان در بین مردم می باشند و از بین مردم خارج نمی باشند،مثل این جمله:
«بنفسی انت من مغیب لم یخل منا بنفسی انت من نازح لم ینزح (ما نزح) عنا» (۱۸)
اگر کسی سؤال کند:
پس این که در بعضی زبانها است و مخصوصا برخی از علمای اهل سنت آن را بازگو می کنند و گاهی آن را بهانه حمله و جسارت به شیعه قرار می دهند که اینان حضرت صاحب الامر علیه السلام را در سرداب سامرا مخفی می دانند،چه مصدری دارد؟
جواب داده می شود که:
جز جهل بعضی از اهل سنت و غرض ورزی و خیانت برخی دیگر که شیعه اهل بیت علیهم السلام را متهم می سازند و از دروغ پردازی و تهمت و افترا کوتاهی نمی کنند،هیچگونه مصدری ندارد،و تمام اخبار و احادیث و حکایات این موضوع را که امام علیه السلام در سرداب سامرا مختفی می باشند،رد می نمایند و در کتاب منتخب الاثر و نوید امن و امان،نیز کذب این افتراء ثابت شده است،و در اخبار و احادیث حتی خبر رشیق،خادم معتضد عباسی اسمی از سرداب نیست (۱۹).
فقط در یک روایتی که بر حسب آن،خانه آن حضرت بار دیگرمورد حمله سپاهیان دولتی قرار گرفت،از سرداب،صدای قرائت شنیدند اسمی از سرداب برده شده است (۲۰) و طبق این روایت هم امام علیه السلام در حالی که فرمانده نظامیان با سربازانشان در سرداب را گرفته بودند حضرت از سرداب بیرون آمدند و تشریف بردند.
پس از آنکه سربازها همه رسیدند،فرمانده فرمان ورود به سرداب را داد سربازهائی که دیده بودند آن حضرت بیرون آمدند،گفتند:مگر آن کس نبود که بیرون رفت و بر تو عبور کرد؟گفت:او را ندیدم،چرا او را رها کردید؟گفتند:ما گمان می کردیم تو او را می بینی.
حاصل اینکه موضوع مختفی بودن آن حضرت در سرداب،یکی از دروغهای بزرگی است که به شیعه بسته اند،ولی قابل انکار نیست که خانه حضرت امام حسن عسکری علیه السلام سالها (در دوران غیبت صغری) مقر آن حضرت بوده است،و بعضی از خلفا هم این مطلب را می دانستند.و لذا در روایت رشیق خادم است که معتضد،نشانی خانه و خادمی را که بر در آن ایستاده است به رشیق داد.
چنانکه از بعضی حکایات و تواریخ استفاده می شود،معتمد خلیفه و راضی،بلکه احتمالا مقتدر نیز،از جریان امور،کم و بیش مطلع بوده اند،و امام علیه السلام و نواب او را می شناختند،و بعد هم،از خلفای دیگر که در عصر غیبت کبری بوده اند،ناصرخلیفه که از اعاظم و علمای خلفای بنی عباس است،عارف به آن حضرت بوده است و دری که هم اکنون بر صفه سرداب است و از آثار باستانی و نفایس اشیای عتیقه است،در عصر او و به امر او،ساخته است.
به این جهت که خانه و سرداب موجود،از بیوت مقدس است و بدون شک و شبهه محل عبادت و مقر و منزلگاه سه نفر از ائمه اهل بیت علیهم السلام بوده است،از آغاز مورد نظر شیعیان و دوستان و حتی خلیفه ای مثل «ناصر»بوده،و عبادت و اطاعت خدا را در آن اماکن شریفه مغتنم می شمردند و آن را از مصادیق مسلم آیه شریفه ذیل می دانستند:
فی بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر فیها اسمه یسبح له فیها بالغدو و الآصال (۲۱)
«در خانه هایی خدا رخصت داده که آنجا (انبیاء و اولیاء) رفعت یافته و ذکر نام خدا شود و صبح و شام تسبیح و تنزیه ذات پاک او کنند».
و ما هم امروز،بر اساس همین ملاحظات،این اماکن رفیع را احترام می کنیم و عبادت در آن اماکن را فوز عظیم می شماریم و آرزومند زیارت سرداب و نماز و عبادت در آنجا می باشیم.
اما پاسخ این پرسش که:لباس و غذا و خوابگاه ایشان چگونه است؟آنچه مسلم است این است که در امور و کارهای عادی،حضرت ملتزم به توجیهات و تکالیف شرعی می باشند و آداب و برنامه های واجب و مستحب این کارها را مو به مو رعایت می نمایند و محرمات و مکروهات را ترک می فرمایند.
بلکه در مورد مباحات نیز،ترک و فعل ایشان،بر اساس دواعی عالی و مقدس است و برای دواعی نفسانی، کاری از آن حضرت،اگر چه فائده آن جسمانی و اشباع غرائز جسمی باشد،صادر نمی شود،به عبارت دیگر هر یک از اعمال و افعال،برای آن حضرت وسیله است نه هدف.
و اما اینکه امور معاش و تهیه غذا و پوشاک برای امام (ره) در عصر غیبت بطور عادی است یا به نحو اعجاز؟جوابش این است که:بطور عادی بودن این امور،امکان دارد و مانعی ندارد،چنانکه بر حسب بعضی از حکایات در برخی از موارد نیز به نحو اعجاز جریان یافته است.
در حالی که خداوند متعال،حضرت مریم مادر حضرت عیسی-علی نبینا و آله و علیه السلام-را مخصوص به عنایت خود قرار دهد و از عالم غیب او را روزی دهد،چنانکه قرآن مجید صریحا می فرماید:
کلما دخل علیها زکریا المحراب وجد عندها رزقا،قال یا مریم انی لک هذا قالت هو من عند الله ان الله یرزق من یشاء بغیر حساب (۲۲)
«هر وقت زکریا به عبادتگاه می آمد،روزی شگفت آوری می یافت،می گفت:ای مریم،این روزی از کجا برای تو می رسد.پاسخ داد:این از جانب خداست که همانا خدا به هر که خواهد روزی بی حساب می دهد».استبعادی ندارد که وصی اوصیاء و خاتم اولیاء و وارث انبیاء را از خزانه غیب خود رزق و روزی دهد و تمام وسایل معاش او را بهر نحوی که مصلحت باشد،فراهم سازد.
ان الله علی کل شی ء قدیر
۵- وظایف حضرت مهدی علیه السلام در عصر غیبت
سؤال:
امام علیه السلام در غیبت کبری چه مسؤولیت هائی را بر عهده دارند؟و به چه کارها و اعمالی اشتغال دارند؟و این عمر طولانی را در چه شغل و عملی می گذرانند؟و در برابر جوامع و افراد و شیعیان،چه برنامه ای را اجرا می نمایند؟
جواب:
در غیبت کبری کارها و مشاغل و مسؤولیت های امام علیه السلام بسیار حساس و مهم است و اگر چه تصرف و بسط ید و حکومت ظاهری بر اوضاع ندارند و رتق و فتق امور را دیگران در اختیار گرفته و نظام حکم و اداره را به خود اختصاص داده و بندگان خدا را استضعاف و استعباد می کنند،مع ذلک امام علیه السلام ناظر بر اوضاع می باشند و عنایت هائی دارند و تصرفاتی می نمایند.و بالجمله شؤون امامت و رهبری و زعامت را در حدود امکان متصدی شده و وظایف خود را به نحو احسن و اکمل انجام می دهند،خلاصه،عمر طولانی ایشان در اطاعت خدا می گذرد،هم تکالیف فردی خویش را انجام می دهند و هم بر حسب حکایات متواتر،تکالیف اجتماعی را،آنچه مقتضی و مصلحت باشد،انجام می دهند،مانند هدایت اشخاص،یاری دادن مؤمنین بر مخالفین در بحث و احتجاج،حل مسائل مشکل، نصیحت و موعظه افراد،شفای امراض،هدایت گم شدگان و رساندن آنها به مقصد،تعلیم ادعیه،کمک مالی به نیازمندان،فریادرسی گرفتاران و درماندگان و زندانیان،یاری بیچارگان،که بیشتر این اعمال در ضمن ظهور معجزات،از آن حضرت صادر شده است (۲۳).
به نظر اینجانب،یکی از اموری که نشانه تصرف آن حضرت در قلوب و توجه نفس قدسی و اثر عنایت ایشان است،همین بقاء سازمان رهبری و تشکیلات علمی و تبلیغی شیعه،فعالیت حوزه های علوم دینی و تالیف کتابها،مجالس تبلیغ،استمرار رشته اجتهاد و استنباط احکام و تاییداتی است که علی الدوام علماء و فقهاء از آن برخوردارند که در واقع اگر چه رسما حکومت از فقهاء که از جانب امام علیه السلام حکام شرعی می باشند غصب شده است،مع ذلک حکومت آنها بر قلوب باقی است و مواد اطاعت اختیاری جامعه شیعه از علماء،به مراتب بیشتر از مواد اطاعت اجباری آنها از رژیمی است که در هر منطقه و ناحیه برقرار است و از راه ناچاری از آن اطاعت می نمایند.اگر با دقت ملاحظه شود،رژیم رهبری امام علیه السلام به واسطه علماء در سر تا سر زمین،در هر نقطه ای که یک نفر شیعه باشد، مورد قبول و احترام است،و حاکم همه،شخص حاکم الهی،یعنی حضرت صاحب الزمان علیه السلام می باشد.
مساله این است که تاسیسات رهبری شیعه که با یک تعبیر بسیار کوتاه و غیر جامع و نارسا،در زمان ما آن را روحانیت و جامعه روحانیت می گویند-با تمام موانعی که از آغاز عصر غیبت کبری تا حال برای بقاء و عرض وجود-و اجرای بر نامه ها و مداخله در کارها و امر به معروف و نهی از منکر،مبارزات ایجابی و سلبی،تربیت علماء و هدایت جوامع شیعه،داشته است،در هر عصر و زمان به عنوان قوی ترین بنیاد، وظائف بزرگی را انجام داده و حافظ شیعه از انقراض بوده و هست.
هیچ جمعیت و هیاتی،مثل جامعه روحانیت،هدف تیرهای خطرناک بیگانگان داخلی و خارجی نبوده و نیست.فرق مختلف و اقلیت هائی که بیگانگان آنها را به وجود آورده،یا فعلا به مزدوری و خیانت گرفته اند،با روحانیت،سخت دشمن هستند،و از زدن هیچ ضربت کشنده ای به این جامعه خودداری نمی کنند و حتی با تهمت و بهتان و افترا می کوشند تا اذهان عوام و جوانان را نسبت به آنان مشوب،و ایمان مردم را به آنها ضعیف سازند.
تبشیر و استعمار و الحاد و کمونیسم و مکتب های مختلف،همه با این طبقه به شدت وارد پیکار شده اند،و تمام امکانات مادی و قوائی را که دارند در این پیکار وارد کرده اند،و پولهای گزاف و مبالغ سرسام آوری که در راه از پای در آوردن روحانیت،و تزلزل آن صرف می شودبیش از حد تصور است.
فقط گاهی آمارهائی که از دستشان در می رود و منتشر می شود،به ما نشان می دهد که بیگانگان خصوصا حکومتهای آنها،تا چه از حد از اسلام و نفوذ علمای اسلام در قلوب مردم نگران هستند و آن را ضد منافع خود و مانع در استیلای آنان بر مسلمانان و معادن و ذخائر آنها می دانند.
از یکسو زورمندان و طبقه حاکمه که همواره می خواسته اند به شکل یک واحد ممتاز،انسانها را استعباد نمایند و حکومت فردی داشته باشند و از دیگران حق اظهار رای و حقوق انسانی دیگر را سلب نمایند و مردم را به تعظیم و تکریم خود و اظهار کوچکی و تملقهائی که ننگ انسانیت است وادار نمایند این طبقه را برای این مقاصد کثیف،خطر می دانستند و برای محو آنها و بی ثمر ساختن تبلیغات و اعتراضات آنها،فعالانه کوشش می کردند و حتی اگر می توانستند اشتباه کاری کنند،افرادی را می ساختند و تحت عناوین و القابی در برابر جامعه روحانیت به اسم عالم و روحانی معرفی می کردند!
این اقویا و حکومت ها،از ظهور مفاهیم اسلامی و روشن شدن حقایق قرآن سخت بیمناکند،زیرا آنجا که قرآن است و آنجا که اسلام است و آنجا که ندای برابری و مساوات
ان اکرمکم عند الله اتقاکم (۲۴)
«همانا گرامی ترین شما در نزد خدا پرهیزکارترین شما است ».
بلند است،و آنجا که بانگ:
و لقد بعثنا فی کل امه رسولا ان اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت (۲۵)
«و همانا ما در میان هر امتی پیغمبری فرستادیم تا به خلق ابلاغ کند که خدای یکتا را بپرستید و از بتان دوری کنید».
شب و روز به گوشها می رسد،برای حکومت فردی و این تشریفات و تکریم ها و فرد پرستی ها و این امتیازات و این همه فاصله ها و جدائیها،جائی و حسابی نیست.
و این روحانیت است که رساندن و ابلاغ این نداها،و پیاده کردن این برنامه ها را به عهده گرفته است.
از سوی دیگر می بینیم روحانیت شیعه چون به اصطلاح امروز دولتی نیست یعنی نمی تواند در نظامات غیر اسلامی (که متاسفانه در همه نقاط دنیا مسلط هستند) خود را ادغام کند که از آنها حقوق و بودجه بگیرد،و مجری برنامه های خاص و معین شده باشد.
اگر چه در نظام اسلامی همه چیز تحت نظر حکومت و نظام اسلام است و رهبر اسلام بر همه امور نظارت دارد،و باید حسن جریان تمام رشته ها را کنترل کند و اداره نماید که از جمله رشته تبلیغات و ارشادات و علوم اسلامی و گسترش دادن آن در بین تمام مردم است بطوری که همه و همه،در مسائل اسلامی وارد گردند،و محققان عالیقدر بتوانند به تحقیق و بررسی مشغول باشند.
اکنون که رسما نظام اسلام بر تمام دنیا حاکم نیست،و نفوذ اسلام و برنامه های آن در نفوس باقی است،روحانیت و به عبارت دیگر:روات احادیث اهل بیت علیهم السلام به صورت صنف خاصی شکل گرفته است،ودر حقیقت از نظر هر فرد شیعه متوجه و آگاه،روحانیت همان نقش هیات حاکمه را،که باید ناظر بر اوضاع و تربیت و تعلیم و حسن جریان تمام امور باشد،اجرا می نماید،ولی هر وقت نظام اسلامی رسما در تمام دنیا یا در یک جامعه پیاده شود،روحانیت به این شکل فعلی باقی نخواهد ماند که ما در این مقاله در مقام تفصیل و شرح این بحث نیستیم.
مقصود این است که روحانیت از جنبه بودجه و قوه و نظام مالی،نظامی که نیروی انتظامی و قوه مجریه رسمی آن را اجرا نماید ندارد،و این خود مردم هستند که با کمال اختیار و بدون این که تحت فشار مطالبه مامور و باز پرس و بازرس و اداره تشخیص مالیاتها و ادارات وصول و جرائم باشند،وجوه شرعیه خود را تمام و کمال،بدون اینکه یک ریال کمتر بدهند،با نهایت خلوص نیت و با افتخار،ادا می کنند.
و عجیب این است که تبلیغاتی علیه پرداخت وجوه شرعی به علماء و مراجع در سطوح مختلف و به عناوین بسیار و بطور گسترده،ادامه دارد،مع ذلک تاثیری نمی کند و توجه مردم به پرداخت این وجوه و تقویت بنیه مالی دستگاه رهبری تشیع،هر روز بیشتر می شود.
آری دشمنان می دانند که یکی از راه های مؤثر در از کار انداختن روحانیت و تعطیل حوزه ها و جلوگیری از نشر معارف اسلام و تربیت علما و محققین روحانیت،استخدام کردن و دستگاهی و دولتی کردن افراد روحانی و تضعیف بنیه مالی اسلام می باشد،از این جهت با حملات زبانی و قلمی و عملی،و تهمت و افترا و انتشارات فریبنده،می کوشند تا سازمان رهبری اسلام و مراکز فکری و تحقیقی و ثقل روحانیت را نیازمند سازند،و همکاریهای مالی مردم را قطع کنند،ولی آنچه ملاحظه می کنیم هر چه سعی می کنند با وسائل مختلف سمعی وبصری تبلیغی که در دست دارند،مردم را از پرداخت وجوه شرعی و سهم مبارک امام علیه السلام (که پر برکت ترین و مقدس ترین وجوه است) باز دارند،رغبت مردم به پرداخت آن وجوه بیشتر می شود و روز به روز وضع مالی حوزه های علمیه،و کمک های مالی به مبلغین،محکمتر و زیادتر می شود.
چرا؟برای اینکه خدا می فرماید:
یریدون لیطفئوا نور الله بافواههم و الله متم نوره و لو کره الکافرون (۲۶)
«می خواهند نور خدا را با دهانشان خاموش سازند ولی خداوند،تمام کننده نورش می باشد هر چند کفار،اکراه داشته باشند».
چرا؟برای اینکه قلوب،در تحت تصرف ولایتی امام علیه السلام قرار دارد (۲۷) و هر چه دشمنان بخواهند با تمهیدات و نقشه ها قلوب را از علما و نواب امام علیه السلام منصرف سازند،نمی توانند.
باید این چراغ روشن بماند و حجتهای امام علیه السلام در بین مردم باقی بمانند،و همانطور که خدا زمین و خلایق را بدون حجت نخواهد گذارد،امام علیه السلام نیز مردم و شیعیان را بدون حجتی از جانب خود نخواهد گذاشت،و این رشته نیابت و هدایت و حکومت از جانب امام علیه السلام همانطور که از آغاز و از عصر غیبت کبری تا حال منقطع نشده،تا زمان ظهور آن حضرت نیز منقطع نخواهد شد:
لئلا یکون للناس علی الله حجه (۲۸)
«تا مردم بر علیه خداوند حجتی نداشته باشند».
حاصل اینکه امام علیه السلام در عصر غیبت بر امور نظارت دارند،و بطور مطلق از کارها کناره گیری ندارند.
اگر گفته شود:حال که چنین است،اگر چه ظهور کلی حضرت صاحب الامر-ارواحنا فداه-متوقف بر حصول شرایط و مقدمات و اذن خداوند متعال است،ولی اگر اینگونه مداخلات و توجیهات و مقابلات و تشرف دادن اشخاص به سعادت لقاء و شرفیابی به حضور آن حضرت بیشتر باشد،که یک ظهور جزئی همیشه در بین باشد،اصلاحات مهمی انجام خواهد شد و بسیاری از مصالح تامین و مفاسد زیادی دفع می گردد.
مثلا اگر آن حضرت با علماء و زعماء،به نحوی که او را هنگام ملاقات نشناسند و بعد بشناسند،دیداری کند و آنها را راهنمائی بنماید،جریان امور مستقیم می شود،پس چرا چنین برنامه ای نیست البته خود آن حضرت داناتر به وظایف خود هستند و آنچه را وظیفه دارند و به مقداری که مصلحت باشد،این کارها را انجام می دهند و یقینا بهر نحو عمل فرمایند،همان عین وظیفه و مصلحت است.
پاسخ این است که:سخن تمام همین است که گفته شود وظایف و تکالیف حضرت بیشتر از آنچه انجام می دهند نیست،و آن حضرت،عالم به مصالح و موارد هستند،و در حدودی که مصلحت باشد و به نظام غیبت و تربیت امت و آماده ساختن آنها برای ظهور کلی،خلل وارد نشود،اقدام می فرمایند.
و اگر بنا باشد که امور تحت نظر مستقیم ایشان قرار بگیرد و استناد علماء و خواص،و بلکه عوام،در اعمال و اقدامات به راهنمائیهای شخصی و خاص ایشان باشد،یک باب دیگر باز می شود،و نظام دین و نظامی که در عصر غیبت کبری در نظر گرفته شده است،اختلال می یابد،و برای هر لقاء و دیدار و استنادی،خرق عادت و ظهور معجزه لازم می گردد،و ارتباط با امام علیه السلام در غیبت کبری از غیبت صغری هم بیشتر می شود!
بنابر این برنامه و نظام غیبت کبری،همین نظامی است که اجرا می شود و از پیش معین شده است،و بیش از این سخن را در این بحث طولانی نمی کنیم و به این بیانات بلاغت نظام حضرت امیر المؤمنین علیه السلام کلام را تمام می کنیم:
«فلا تستعجلوا ما هو کائن مرصد،و لا تستبطئوا ما یجی ء به الغد،فکم من مستعجل بما ان ادرکه و دانه لم یدرکه.و ما اقرب الیوم من تباشیر غد.یا قوم،هذا ابان ورود کل موعود و دنو من طلعه ما لا تعرفون، الا و ان من ادرکها منا یسری فیها بسراج منیر،و یحذو فیها علی مثال الصالحین لیحل فیها بسراج ربقا، و یعتق فیها رقا،و یصدع شعبا،و یشعب صدعا فی ستره عن الناس لا یبصر القائف اثره و لو تابع نظره.ثم لیشحذن فیها قوم شحذ القین النصل تجلی بالتنزیل ابصارهم،و یرمی بالتفسیر فی مسامعهم،و یغبقون کاس الحکمه بعد الصبوح » (۲۹)
«در پیدایش تباهی هایی که واقع خواهد شد و انتظار آن می رود،شتاب نکنید،و آن را دیر مپندارید که چه بسیار شتاب کننده ای در امری که چون آن را دریابد،آرزو می کند که ای کاش به آن نرسیده بود.و امروز،چه بسیار به علائم و آثار فردا نزدیک است.
ای گروه مردم،این زمان،موقع آمدن هر موعود،و گاه نزدیک شدن دیدار فتنه هائی است که از آن آگاه نیستید.آگاه باشید که هر کس از ما اهل بیت (حضرت صاحب الزمان علیه السلام) که آن فتنه ها را درک کند،در تاریکی آن حوادث،با چراغی نور دهنده (هدایت الهی) حرکت می کند و بر روش نیکان رفتار می نماید،تا آنکه در آن گرفتاریها،ریسمان گمراهیها را بگشاید و اسیر جهل و نادانی را آزاد کند و جمعیت اهل باطل را پراکنده سازد،و تفرقه اهل حق را پیوسته گرداند،در حالی که در پرده و پنهانی از مردم است،و حتی جوینده او نیز او را نمی یابد،هر چند که در پی او نظر افکند».
پس از آن گروهی (جهت برابری با اهل باطل و حمایت از دین و امر به معروف و نهی از منکر و استقامت در راه حق) تیز (و نافذ و مؤثر) شوند،مانند شمشیری که آن را شمشیر ساز تیز گرداند، بطوری که دیده های آنان به نور قرآن جلا داده شود و تفسیر قرآن در گوش ایشان القا گردد،و شبانگاه، جام حکمت بدانان نوشانند،بعد از اینکه،در بامداد هم آشامیده باشند.
۶- زندگانی شخصی حضرت مهدی علیه السلام
سؤال:
آیا حضرت صاحب الامر علیه السلام همسر دارند و صاحب عائله و فرزند می باشند.
اگر دارند کجا اقامت دارند و آیا آنها شناخته شده اند یا بطور ناشناس زندگی می کنند و کسی آنها را نمی شناسد؟
جواب:
باید متذکر بود که جواب این پرسش،در هاله قدس غیبت امام علیه السلام قرار دارد و خفاء امر امام علیه السلام که یکی از نشانه ها و خصایص آن حضرت است،در پاسخ این سؤال نیز اثر می گذارد،لذا بطور تحقیق و یقین نمی توان به آن پاسخ داد،چون در این زمینه احادیث و روایات اطمینان بخشی در دست نداریم،یا اینکه به نظر حقیرنرسیده است،و اگر در عصر ائمه علیهم السلام و در وقت صدور سایر روایات،اینگونه پرسش ها مطرح شده باشد،شاید بعضی از روات احادیث،برای اینکه در جوهر مطلب دخالت نداشته اند،به حفظ و ضبط احادیث آن همت نگماشته اند.
بعضی از روایاتی هم که در دسترس است با چشم پوشی از وضع سند و متون آنها،یا از جهت اختلاف نسخه یا غرابت متن،ضعف دارند.مانند روایت شیخ الطائفه (شیخ طوسی قدس سره) در کتاب «غیبت »از«مفضل بن عمر»از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده که اگر چه این جمله آن:
«لا یطلع علی موضعه احد من ولده و لا غیره » (۳۰)
«بر مکان ایشان هیچ کس،حتی فرزندی از فرزندانش اطلاع ندارد».
که با قطع نظر از مناقشه بعضی در آن،بر وجود فرزند برای آن حضرت دلالت دارد.اما«غیبت نعمانی »این جمله را چنین روایت کرده است:
«لا یطلع علی موضعه احد من ولی و لا غیره » (۳۱)
«از مکان ایشان هیچ کس حتی دوستدارانشان نیز خبر ندارند».
با وجود این اختلاف،استناد به نقل «غیبت شیخ »اطمینان بخش نیست،بلکه نقل «غیبت نعمانی »از برخی جهات،مانند علو سند و لفظ حدیث،معتبرتر به نظر می رسد.بعضی از روایات،مثل خبر«کمال الدین انباری »و خبر«زین الدین مازندرانی »از جهت غرابت و ضعف ظاهری که در متن آنها است،قابل استناد نمی باشند.
و بعضی دیگر،همچون فقرات برخی از«ادعیه و زیارات »نیز صراحت ندارند،و قابل حمل بر عصر ظهور می باشند.علاوه بر این،با فرض قبول دلالت،معترض خصوصیات و تفصیلات نبوده،فقط بطور اجمال، اصل متزوج بودن و فرزند داشتن آن حضرت را بیان می کنند.
خلاصه سخن آنکه:
اگر چه همسر و فرزند داشتن آن حضرت محتمل است،اما در بررسی اخبار و احادیث به حدیث معتبری که موجب اطمینان باشد،و خصوصا متضمن تفاصیل این موضوع باشد،نرسیدیم،و دنبال کردن و تعقیب این موضوع هم لزومی ندارد.
چنانکه وضع جناب «خضر»که به اتفاق شیعه و سنی در حیات است،و بنابر تفاسیر،همان بنده ای است که در سوره کهف،سرگذشت حضرت «موسی »با سرگذشت ایشان آمده است،از این جهات نیز بر ما نامعلوم است.
و همچنین وضع حضرت «عیسی »با اینکه زنده است،در این امور عادی،از جهات متعدد نا معلوم است. بلکه وضع «دجال »بنابر قول آنانکه فعلا او را زنده می دانند،و«ابن صائد»و«ابن صیاد»که مسلم در«صحیح »و ترمذی و ابو داوود و ابن ماجه هر یک در«سنن »خود روایت نموده اند (۳۲) از این جهات همه مجهول است،و با وجود این،اهل سنت به وجود آنها و حیات فعلی آنها معترفند.
۷- پیرامون ظهور جزئی حضرت مهدی علیه السلام در ایام غیبت کبری
سؤال:
چرا حضرت ولی عصر-عجل الله تعالی فرجه-برای رفع ظلم و ارشاد مردم،تا حدودی که ممکن است، ظاهر نمی شوند؟مگر امکان ندارد که تا وقت ظهور کلی که در شرایط خاص و آماده شدن طبیعت جهان و جهانیان واقع می شود،امام علیه السلام در مناسبات و فرصتهائی ظاهر شوند و راهنمائیهائی بنمایند؟و به دوستان و شیعیان و حق پرستان مددهائی بدهند،و هر زمان خطری برای ذات شریفشان جلو آمد،یا مصلحتی اقتضا کرد،غایب شوند؟و به همین نحو
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
