خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل گفتاری کوتاه در باب مرجعیت زنان
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل گفتاری کوتاه در باب مرجعیت زنان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ام خالد، زنی عالم در نقل حدیث
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ام خالد، زنی عالم در نقل حدیث قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
16ساعت
13دقیقه
22ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل عدم تشریفات

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 53

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل عدم تشریفات!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل عدم تشریفات بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل عدم تشریفات از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل عدم تشریفات شامل 64 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل عدم تشریفات استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل عدم تشریفات با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل عدم تشریفات قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل عدم تشریفات حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل عدم تشریفات به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل عدم تشریفات :

از تکلفات دوری می کردند

امام از بسیاری از تکلفاتی که سایر مراجع داشتند، از قبیل رفت و آمد کردن دستبوسی، تعظیم و تکریم و در خانه را باز کردن دوری می کردند. (۱)

من ماشین نمی خواهم

امام در نجف که بودند یکی از ایرانیان ماشینی را از آلمان خاص ایشان خریده بود که آقا با آن به حرم مشرف شوند و یا در ایام زیارتی به کربلا بروند آقا می فرمودند: «من ماشین نمی خواهم.» وقتی او اصرار می کرد که من این ماشین را به اسم شما و برای شما از آلمان آورده ام ولی امام به او فرمودند: «اگر مال من است من آن رامی فروشم و پولش را به طلبه ها می دهم » او هم می گفت که نه شرط ما این است که شما این را نفروشید.ما به او گفتیم آقا می فروشد به هر حال امام آن را نپذیرفتند. (۲)

با دار و دسته راه نمی رفتند

امام در رفت و آمدها و دید و بازدیدها همیشه تنها حرکت می کردند.ایشان با دار و دسته ای نمی رفتند و از راه انداختن اصحاب و عساکر و اطرافی متنفر بودند.آقای شیخ حسن صانعی نقل می کرد، روزی در قم امام می خواستند به دیدن یکی از علما بروند، لکن آدرس او را نداشتند و از من آدرس خواستند، من هر چه اصرار کردم که به عنوان راهنمایی تا در آن منزل ایشان را همراهی کنم، نپذیرفتند. (۳)

اجازه نمی دادند پشت سرشان راه برویم

در سالهای ۱۳۲۷ و ۱۳۲۸ وقتی که امام در مسجد «سلماسی » قم تدریس می کردند، مسیر حرکت ایشان از خانه به طرف محل درس شان با بنده یکی بود.چون منزل ما هم در نزدیکی منزل امام بود.لذا بیشتر روزها میان راه، با هم برخورد می کردیم.امام وقتی صدای پای ما را می شنیدند با ما احوالپرسی می کردند و به ما تکلیف می کردند که پیشاپیش ایشان حرکت کنیم و اجازه نمی دادند پشت سرشان حرکت کنیم و همیشه هم به تنهایی از منزل به طرف مسجد سلماسی حرکت می کردند. (۴)

حتی بعضی از مغازه دارها امام را نمی شناختند

امام از حالتهایی که برای ایشان تعین درست می کرد بی اندازه متنفر بودند و جلوی آنها را هم می گرفتند.اگر کسی به دنبال یا همراه ایشان راه می رفت.بر می گشتند و او را از این کار منع می کردند….امام اینقدر در این جهت جدیت کرده بودند که برخی از صاحبان مغازه های اطراف منزلشان سیمای ایشان را به درستی نمی شناختند. (۵)

آقایان بفرمایند بروند

از خصایص امام این بود که هرگز دوست نداشتند در معابر عمومی طوری ظاهر شوند که عده ای دور و بر ایشان را بگیرند.تا آنجا که ممکن بود سؤالات طلبه ها را در خانه شان جواب می دادند.وقتی که از کلاس درس خارج می شدند، مسیر خلوتی را که عمدتا کوچه های منتهی به منزل بود، انتخاب می کردند و به منزل می آمدند.بارها دیده می شد که بعد از درس عده ای از آقایان که دوست داشتند همراه امام حرکت کنند، به دنبال ایشان راه می افتادند.اما وقتی امام متوجه حضور آقایان می شدند می ایستادند و می گفتند: «آقایان بفرمایند بروند» . (۶)

جرات دخالت نداریم

آقای سید علی شاهرودی پسر مرحوم آیت الله شاهرودی (اعلی الله مقامه) نقل می کرد روزی در حرم مطهر حضرت علی (ع) دیدم امام در میان جمعیت انبوه در هم پیچیده می شوند و هر لحظه خطر آن است که زیر دست و پا بیفتند.

اتفاقا در همان لحظه ها دو نفر نیز به عنوان همراه در پشت سر امام بودند.آقای شاهرودی به آن دو نفر اعتراض کرد که چرا ایستاده اید؟ منتظرید امام برای شما راه باز کند؟ پاسخ دادند ما جرات دخالت نداریم.آقا اجازه راه باز کردن به ما نمی دهند.سید علی شاهرودی عصبانی می شود عبا را به گوشه ای می اندازد و جلو می رود و با سلام و صلوات مردم را از سر راه امام کنار می زند.اما امام مرتب دست به پشت او می زدند و او را از این کار منع می کردند. (۷)

به مردم فشار نیاورید

در نجف یک وقت خبر رسید که گروهی از ایران به دستور شاه آمده اند تا امام را ترور کنند – اواخر سال ۴۶ و اوایل سال ۴۷- ما احساس وظیفه شرعی کردیم که باید امام محافظت بشوند و بر این اساس حدود هفت – هشت نفر از برادران تصمیم گرفتیم هر شب همراه امام به حرم برویم، همین طور موقعی که می روند درس حاضر باشیم.شب اول امام که آمدند به طرف حرم، ما هم به دنبال ایشان حرکت کردیم، چند قدمی که راه رفتیم، سر کوچه رسیدیم.امام برگشتند و فرمودند که برگردید.البته آن شب ما یک مقدار خودمان را عقب کشیدیم، و امام رفتند، اما بعد پیغام دادیم به امام که ما احساس وظیفه شرعی می کنیم، شما چه مایل باشید چه مایل نباشید ما چون واجب می دانیم بر خودمان، دنبال شما خواهیم آمد و این مساله را ادامه دادیم.در شبهایی که حرم بسیار شلوغ می شد، ایرانیهایی که می آمدند برای زیارت هجوم می آوردند دست امام را ببوسند و احیانا امام در فشار جمعیت قرار می گرفتند، در آنجا ما می آمدیم که یک مقداری راه را باز کنیم.بارها شد که امام در همان میان جمعیت می فرمودند: «فشار نیاورید به مردم، و ما را کنار می زدند که مردم آزاد باشند، و به مردم بی احترامی نشود» . (۸)

من تنها باید اینجا بروم

روزی قرار بود امام در نجف به منزل یکی از بزرگان بروند.بعضی از طلاب که متوجه موضوع شدند به قصد مشایعت ایشان اطراف منزل ایشان تجمع کردند.وقتی امام از منزل بیرون آمدند طلبه ها در خدمت ایشان و همراهشان حرکت کردند.امام متوجه شدند ولی چیزی نگفتند تا وقتی که به در منزل آن آقا رسیدند و در باز شد.بلافاصله وارد شدند و خودشان در را بستند که معنای آن این بود که آقایان بروند من تنها باید اینجا بروم.طلبه ها همه مراجعت کردند، در حالی که از این برخورد امام یک درس اخلاقی هم فرا گرفته بودند. (۹)

هیچ کس حق ندارد با من از مدرسه بیرون بیاید

در سال ۱۳۴۸ که به ده هزار زوار ایرانی پس از زیارت حج، ویزای عراق داده بودند، جمعیت انبوهی از زوار در نماز جماعت امام در مدرسه بروجردی نجف شرکت کردند و پس از پایان نماز می خواستند در خیابانها با سلام و صلوات امام را همراهی و بدرقه نمایند. اما امام هر شب بعد از نماز وقتی می خواستند از مدرسه بیرون بروند دستور می دادند که به مردم اعلام کنید هیچ کس حق ندارد با من از مدرسه بیرون بیاید.لذا زوار در مدرسه مکث می کردند تا وقتی امام دور می شدند بتدریج خارج می شدند.ایشان در شرایطی زوار ایرانی را از حرکت پشت سر خود بر حذر می داشتند که در عراق سخت تنها و بی یاور بودند. (۱۰)

دوست ندارم شخصیت شما کوچک شود

یادم می آید هنگام رفتن به حرم، در اواسط راه و در کوچه به امام برخورد کردیم و چون دوست داشتیم که همراه ایشان باشیم، لذا پشت سر آقا به طرف حرم مطهر حرکت کردیم.امام وقتی متوجه حضور ما شدند، ایستادند و فرمودند: «آقایان فرمایشی دارند؟» گفتیم: «نه! عرضی نداریم، فقط دوست داریم که همراه شما باشیم و از این کار لذت می بریم.»

ایشان فرمودند: «شکر الله سعیکم.من از این کار شما تشکر می کنم، شما آقا هستید، طلبه هستید، محترم هستید، من دوست ندارم که شخصیت شما با حرکت کردن به دنبال من کوچک شود» . (۱۱)

حتی اشاره ای هم نمی کردند

امام خیلی حسینی بودند در ایام محرم که به کربلا مشرف می شدند هر روز در حرم حضرت سید الشهدا زیارت عاشورا را با صد سلام و صد لعن می خواندند این کار، گاهی یک ساعت و نیم طول می کشید ولی امام با آن سن زیادی که داشتند و در این اوقات هم حرم خیلی شلوغ بود (بخصوص بالای سر حضرت که امام می نشستند) میان مردمی که مرتب از روی شانه و اطرافشان رد می شدند می نشستند و اصلا حاضر نبودند حتی ما به اشاره به کسی بگوییم که مواظب ایشان باشند تا متوجه می شدند بر می گشتندو به من می گفتند تو نمی خواهی من زیارت کنم! ایشان هیچوقت کنار دیوار نمی نشستند که مثل بعضی هم از رفت و آمدها به دور باشند و هم به دلیل سن و خستگی یک و نیم ساعته بخواهند به دیوار تکیه کنند.گاهی می دیدم امام به سجده می رفتند و بعضی از این عربها که رد می شدند درست پایشان را روی دست ایشان می گذاشتند.من نگاه می کردم می دیدم قرمز شده است ولی امام هیچ چیز نمی گفتند، حتی اشاره ای هم نمی کردند. (۱۲)

بیایید جلو، جا می شود

امام در مسجد سلماسی که درس می فرمودند پای درس ایشان شاگردان زیادی می آمدند و جا نبود.هر چه به آقا عرض می کردیم که اینجا تنگ است، یک جای دیگر تشریف ببرید قبول نمی کردند.نظر آقایان دیگر هم این بود، نه اینکه ما می خواستیم ترویج و تبلیغ ایشان را بکنیم.امام می فرمودند: «بیایید جلو کم کم جا می شود.» جمعیت حتی روی سکوهای مسجد می نشستند و امام هم منبر می رفتند و با آن کثرت جمعیت درس می گفتند، تا اینکه آقای شیخ نصر الله خلخالی که از یاران امام بود ایشان را با التماس جهت تدریس به مسجد اعظم بردند.

امام حاضر نبودند در جاهایی که مثلا نمایش قدرت ایشان باشد حاضر بشوند. (۱۳)

در مقابل رسول الله چه جوابی داریم؟

در نجف بعضیها خیال داشتند روشی اتخاذ کنند به عنوان ملاحظه سلسله مراتب مراجع عالیقدر شیعه تا به این بهانه موقعیت و حیثیت اجتماعی امام را نادیده بگیرند.این امر به دوستان خیلی گران آمد.بنده با دو نفر مامور شدیم از طرف کلیه دوستان خدمت امام برسیم و عرض کنیم که چنین مطلبی است.من چون در صحبت کردن صریحتر بودم به امام عرض کردم که هر محیطی آداب و رسومی دارد و ظاهرا مراعات رسوم اشکال شرعی نداشته باشد.و موقعیت حضرتعالی طوری است که شما برای عامه مسلمین هستید و این موقعیت باید برای اسلام حفظ شود و آقایان با آن برنامه ای که دارند می خواهند این موقعیت شما را نادیده بگیرند.یا خدای نخواسته به خیال خودشان هتک حرمت شما کنند، لذا ما از شما خواهش می کنیم بر اساس آداب و رسوم حاکم در این محیط، برنامه آقایان را نپذیرفتند.سخنان ما که تمام شد ایشان یک قصه ای نقل کردند که ما در مقابل عظمت روحی ایشان احساس حقارت و شرمساری کردیم.امام فرمودند: «در گذشته که برق نبود و کوچه ها تاریک بود یکی از آقایان به جایی می رف

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.