اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل زن در کش و قوس تاریخ
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 76
فرمت فایل پاورپوینت
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل زن در کش و قوس تاریخ؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل زن در کش و قوس تاریخ با 112 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل زن در کش و قوس تاریخ:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل زن در کش و قوس تاریخ به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل زن در کش و قوس تاریخ با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل زن در کش و قوس تاریخ تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل زن در کش و قوس تاریخ :
زندگی زن در امتها و قبائل وحشی، از قبیل ساکنین افریقا و استرالیاو جزائرمسکون در اقیانوسیه و امریکای قدیم و غیر اینها نسبت به زندگی مردان نظیر زندگی حیوانات اهلی بود، آن نظری که مردان نسبت به حیوانات اهلی داشتند همان نظر را نسبت به زن داشتند، و به زنان با همان دید می نگریستند.
به این معنا که انسان به خاطر طبع استخدامی که در او هست همانطورکه این معنا راحق خود می شمرد، که مالک گاو و گوسفند و شتر و سایر حیوانات اهلی خود باشد،و در آن حیوانات هر نوع تصرفی که می خواهد بکند، و در هر حاجتی که برایش پیش می آید به کارببندد، ازمو و کرک و گوشت و استخوان و خون و پوست و شیر آن استفاده کند، و به همین منظور برای حیوان طویله می ساخت، و حفظش می کرد، و نر و ماده آنها را به هم می کشانید تااز نتائج آنها هم استفاده کند، بار خود را به پشت آنها می گذاشت،و در کار شخم زمین وکوبیدن خرمن و شکار، آنها را به کار می گرفت، و به طرق مختلف برای کارهای دیگر، که نمی توان شمرد، حیوانات را استخدام می کرد.
و این حیوانات بی زبان از بهره های زندگی و آنچه که دلهایشان آرزو می کرد ازخوردنی و نوشیدنی و مسکن و جفت گیری و استراحت آن مقدار را دارا بودند که مالکش دراختیارش بگذارد، و انسان هم آن مقدار در اختیار حیوانات می گذاشت که مزاحم و منافی بااغراضش نباشد، اواین حیوانات را تسخیر کرد، تا به زندگی او سود رساند، نه اینکه مزاحم
صفحه : ۳۹۵
زندگی او باشد.
و به همین جهت بسیار می شد که بهره کشی از آن زبان بسته ها،مستلزم رفتاری می شدکه از نظر خود آن حیوانات بسیار ظالمانه بود، و اگر حیوان زبان می داشت و خودش ناظر درسرنوشت خود بود فریادش از این زورگوئی های عجیب بلند می شد، چه بسیار حیوانی که بدون داشتن هیچ جرمی مظلوم واقع می شد، و چه بسیار حیوان ستم کشی که از ظلم صاحبش به استغاثه در می آمد و امروزهم در می آید، و کسی نیست که به دادش برسد، و چه بسیارستمکاری که بدون هیچ مانعی به ظلم خود ادامه می دهد، چه بسیار حیواناتی که بدون داشتن هیچگونه استحقاق، زندگی لذت بخشی دارند، و تنها به خاطر اینکه سگ خوش قواره ای است ازکاخ ها و بهترین ماشین ها و بهترین غذاها برخوردار باشند، و فلان اسب فقط به خاطر اینکه نژاد خوبی دارد در ناز و نعمت بسر برده و در مساله تخم گیری از او استفاده کنند.
و بر عکس چه بسیار حیواناتی که بدون هیچ تقصیری،در سخت ترین شرایط زندگی کنند، و مانند الاغ باربر و اسب عصاری، دائما در زحمت و سختی باشند.
حیوان برای خودش هیچ حقی از حقوق زندگی ندارد،و در سایه حقوقی که صاحبش برای خودش قائل است زندگی می کند، اگر کسی پای سگی و یا اسبی را بشکنداز این نظرتعقیب نمی شود که چرا حیوان بی زبان را آزردی، و حق او را پایمال ساختی؟، بلکه از این نظر تعقیب می شود که چرا به صاحب حیوان ضرر رساندی، و حیوان قیمتی او را از قیمت انداختی، همه اینها برای این است که انسان، زندگی و هستی حیوانات را دنباله رو زندگی خود و فرع هستی خود می داند، و ارزش جایگاه آنها را طفیلی ارزش وجودی خود می شمارد.
در این امت ها و قبائل زندگی زنان نیز در نظر مردان چنین زندگی یی بود، یعنی مردان زندگی زنان را پیرو زندگی خود می دانستند، و معتقد بودند که زنان برای خاطرمردان خلق شده اند، و بطور اجمال و سربسته و بدون اینکه فکر کنند چه می گویند، می گفتند: هستی ووجود زنان وزندگیشان تابع هستی و زندگی مردان است، و عینا مانند حیوانات هیچ استقلالی در زندگی و هیچ حقی ندارندو زن، مادام که شوهر نکرده تحت سرپرستی و ولایت پدر است، و بعد از ازدواج تحت ولایت شوهر است، آن هم ولایت بدون قید و شرط و بدون حد و مرز.
در این امتها مرد می توانست زن خود را به هر کس که بخواهدبفروشد، و یا ببخشد و یااو را مانند یک کالا قرض دهد تا از او کام بگیرند، بچه دار شوند، یا به خدمت بگیرندو یابهره هائی دیگر بکشند، و مرد حق داشت او را تنبیه و مجازات کند، کتک بزند، زندان کند، وحتی به قتل برساند، و یااو را گرسنه و تشنه رها کند، حال او بمیرد یا زنده بماند، و نیز حق
صفحه : ۳۹۶
داشت او را مخصوصا در مواقع قحطی و یا جشن ها مانندگوسفند چاق بکشد، و گوشتش رابخورد، و آنچه را که از مال مربوط به زن بود، مال خودش می دانست،حق زن را هم، حق خودمی شمرد، مخصوصا از جهت دادوستد و سایر معاملاتی که پیش می آمد خود را صاحب اختیارمی دانست.
و بر زن لازم بود که از مرد(پدرش باشد یا شوهرش)در آنچه امر و دستور می دادندکورکورانه اطاعت کند، چه بخواهد و چه نخواهد و باز به عهده زن بود که امور خانه و اولادوتمامی ما یحتاج زندگی مرد را در خانه فراهم نماید، و باز به عهده او بود که حتی سخت ترین کارها را تحمل کند، بارهای سنگین را به دوش بکشد، گل کاری و امثال این کارها را بکند، و در قسمت حرفه و صنعت پست ترین حرفه را بپذیرد.
و این رفتار عجیب، در بین بعضی از قبائل به حدی رسیده بود که وقتی یک زن حامله بچه خود را به دنیا می آورد بلا فاصله باید دامن به کمر بزند و به کارهای خانه بپردازد.درحالیکه شوهرش با نداشتن هیچ کسالتی خود را به بیماری بزند، و در رختخواب بخوابد و زن بدبختش به پرستاری او بپردازد، اینها کلیاتی بود از حقوقی که زن در جامعه عقب مانده داشت، و از بهره هائی که از زندگی اش می برد،که البته اهل هر قرن از قرنها بربریت و وحشیگری وخصلت ها و خصوصیتهای مخصوص به خود داشته،سنت ها و آداب قومی با اختلاف عادات موروثیشان و اختلاف مناطق زندگی و جوی که بر آن زندگی احاطه داشت، مختلف می شد که هر کس به کتب تالیف شده در این باب مراجعه کند، از آن عادات و رسوم آگاه می شود.
زندگی زن در امتهای پیشرفته قبل از اسلام
منظور ما از امتهای متمدن و پیشرفته آن روز، آن امت هائی است که تحت رسوم ملی وعادات محفوظ و موروثی زندگی می کرده اند بدون اینکه رسوم و عاداتشان مستندبه کتابی یامجلس قانونی باشد، مانند مردم چین و هند و مصر قدیم و ایران و نظائر اینها.
آنچه در این باب در بین تمامی این امتها مشترک بوده، این بود که زن در نظر این اقوام هیچگونه استقلال و حریت و آزادی نداشته، نه در اراده اش و نه در اعمالش،بلکه در همه شؤون زندگی اش تحت قیمومت و سرپرستی و ولایت بوده، هیچ کاری را از پیش خود منجز وقطعی نمی کرده،و حق مداخله در هیچ شانی از شؤون اجتماعی را نداشته است(نه در حکومت، نه در قضاوت، و نه در هیچ شانی دیگر).
صفحه : ۳۹۷
حال ببینیم با نداشتن هیچ حقی از حقوق، چه وظائفی به عهده داشته است؟اولاتمامی آن وظائفی که به عهده مرد بوده به عهده او نیز بوده است، حتی کسب کردن و زراعت وهیزم شکنی و غیر آن، و ثانیا علاوه بر آن کارها، اداره امور خانه و فرزند هم به عهده او بوده،و نیزموظف بود که از مرد در آنچه می گوید و می خواهد اطاعت کند.
البته زن در اینگونه اقوام، زندگی مرفه تری نسبت به اقوام غیر متمدن داشته است، چون اینان دیگر مانند آن اقوام به خود اجازه نمی دادند زنی را بکشند، و گوشتشان را بخورند، و بطورکلی از مالکیت محرومشان نمی دانستند، بلکه زن فی الجمله می توانست مالک باشد، مثلاارث ببرد،و اختیار ازدواج داشته باشد، گو اینکه ملکیت و اختیاراتش در اینگونه موارد هم، به استقلال خود او نبود.
در این جوامع مرد می توانست زنان متعدد بگیرد، بدون اینکه حد معینی داشته باشد، ومی توانست هر یک از آنان را که دلش خواست طلاق دهد، و شوهر بعداز مرگ زنش می توانست بدون فاصله، زن بگیرد، ولی زن بعد از مرگ شوهرش نمی توانست شوهرکند، و ازمعاشرت با دیگران در خارج منزل، غالبا ممنوع بود.
و برای هر یک از این امت ها بر حسب اقتضای مناطق و اوضاع خاص به خود، احکام ورسوم خاصی بود، مثلا امتیاز طبقاتی که در ایران وجود داشت چه بساباعث می شد زنان ازطبقه بالا حق مداخله در ملک و حکومت و حتی رسیدن به سلطنت و امثال آن را داشته باشند، و یا مثلابتوانند با محرم خود چون پسر و برادر ازدواج کنند، ولی دیگران که در طبقه پائین اجتماع بودند چنین حقی را نداشته باشند.
و مثلا در چین از آنجا که ازدواج نوعی خودفروشی و مملوکیت بود، و زن در این معامله خود را یکباره می فروخت، قهرا دیگر معقول نبود که اختیارات یک زن ایرانی را داشته باشد، وهمینطور هم بود یک زن چینی از ارث محروم بود، و حق آن را نداشت که با مردان و حتی باپسران خودسر یک سفره بنشیند، و مردان می توانستند دو نفری و یا چند نفری یک زن بگیرند، ودر بهره گیری از او، و استفاده ازکار او با هم شریک باشند، آن وقت اگر بچه دار می شد غالبافرزند از آن مردی بود که کودک به او بیشتر شباهت داشت.
و مثلا در هند، از آنجائی که معتقد بودند زن پیرو مرد و مانندیکی از اعضای بدن اواست دیگر معقول نبود که بعد از شوهر، ازدواج برای او حلال و مشروع باشد، بلکه تا ابد باید بی شوهر زندگی کند و بلکه اصلا نباید زنده بماند، چون گفتیم زن را به منزله عضوی از شوهرمی دانستند،و در نتیجه همانطور که بر حسب رسوم خود مردگان را می سوزاندند، زن زنده را هم
صفحه : ۳۹۸
با شوهر مرده اش آتش می زدند، و یا اگر زمانی زنده می ماندند، در کمال ذلت و خواری زندگی می کردند.
زنان هند قدیم در ایام حیض، نجس و پلید بودند، و دوری کردن از آنان لازم بود، وحتی لباسهایشان و هر چیزی که با دست یا جای دیگر بدنشان تماس می گرفت، نجس وخبیث بود.
و می توان وضع زنان در این امتها را اینطور خلاصه کرد که: نه انسان بودند و نه حیوان، بلکه برزخی بین این دو موجود به حساب می آمدند، به این معنا که از زن، به عنوان یک انسان متوسط و ضعیف استفاده می کردند، انسانی که هیچگونه حقی ندارد، مگر اینکه به انسانهای دیگر درامور زندگی کمک کند، مثل فرزند صغیر که حد وسطی است بین حیوان و انسان کامل، به سایر انسانها کمک می کند،اما خودش مستقلا حقی ندارد، و تحت سرپرستی و ولایت پدر یا سایر اولیای خویش است، بله بین فرزند صغیر و زن،این فرق بود که فرزند بعد ازبلوغش از تحت سرپرستی خارج می شد، ولی زن تا ابد تحت سرپرستی دیگران بود.
زن درمیان کلدانیان، آشوریان، رومیان و یونانیان قدیم
امت هائی که تاکنون نام بردیم، امت هایی بودند که بیشترآداب و رسوم شان بر اساس اقتضاء منطقه و عادات موروثی و امثال آن بود، و ظاهرا به هیچ کتاب و قانونی تکیه نداشت،دراین میان امت هائی از قبیل کلدانیان و رومیان و یونانیان هستند که تحت سیطره قانون و یاکتاب هستند.
اماکلده و آشور، که قوانینحامورابیدر آن حکومت می کرد،به حکم آن قوانین، زن را تابع همسرش دانسته و او را از استقلال محروم می دانستند.و نیز به حکم آن شریعت، زن نه در اراده اش استقلال داشت و نه در عمل، حتی اگر زن از شوهرش در امورمعاشرت اطاعت نمی کرد و یا عملی را مستقلا انجام می داد، مرد می توانست او را از خانه بیرون کرده، و یا زنی دیگر بگیرد، و بعد از آن حق داشت با او معامله یک برده را بکند، و اگردر تدبیر امور خانه اشتباهی می نمود مثلا اسراف می کرد، شوهر می توانست شکایتش را نزدقاضی ببرد، و بعد از آنکه جرم او اثبات شد، او را در آب غرق کند.
و اما روم، که از قدیمی ترین امتهائی است که قوانین مدنی وضع کرده است، اولین باری که دست به وضع قانون زد، حدود چهار صد سال قبل از میلاد بود که به تدریج، در
صفحه : ۳۹۹
صدد تکمیل آن برآمد، و این قانون، نوعی استقلال به خانه داده، که در آن چهار دیواری دستورات سرپرست خانه واجب الاجراء است، و این سرپرست یا شوهر است ویا پدر فرزندان که نوعی ربوبیت و سرپرستی نسبت به اهل خانه دارد، و اهل خانه باید او را بپرستند، همانطورکه خود او در کودکی پدران گذشته خود را که قبل از او تاسیس خانواده کردند می پرستید، واین سرپرست اختیار تام دارد،و اراده او در تمامی آنچه که می خواهد و به آن امر می کندنسبت به اهل خانه اش یعنی زنان و فرزندان نافذ و معتبراست، حتی اگر صلاح بداند که فلان زن و یا فلان فرزند باید کشته شود، باید بدون چون و چرا اطاعتش می کردند، و کسی نبود که باوی مخالفت کند.
و زنان خانه یعنی همسر و دختر و خواهر وضع بدتری نسبت به مردان و حتی پسران داشتند، با اینکه مردان و پسران هم تابع محض سرپرست خانه بودند، ولی زنان اصولاجزءجامعه نبودند، و در نتیجه به شکایت آنها گوش نمی دادند، و هیچ معامله ای از ایشان معتبر ونافذ نمی شد، و مداخله در امور اجتماعی به هیچ وجه از آنان صحیح نبود، ولی مردان خانه، یعنی اولاد ذکور و برادران سرپرست و حتی پسر خوانده ها(چون در آن روزها پسرخواندگی درمیان رومیان و همچنین یونانیان و ایرانیان و اعراب معمول بوده)می توانستندبا اجازه سرپرست مستقل شوند، و همه امور زندگی خود را اداره کنند.
زنان در روم قدیم جزء اعضای اصلی خانه و خانواده نبودند،خانواده را تنها مردان تشکیل می دادند، زنان تابع خانواده بودند، در نتیجه قرابت اجتماعی رسمی که مؤثر در مساله توارث و امثال آنست، مختص در بین مردان بود(مردان بودند که از یکدیگر ارث می بردند، و یامثلاشجره دودمانشان به وسیله ایشان حفظ می شد)و اما زنان نه در بین خود خویشاوندی(خواهری و دختر عموئی و غیره)داشتند،و نه در بین خود و مردان، حتی بین زن و شوهرخویشاوندی نبود، بین پسر با مادرش و بین خواهرو برادرش و بین دختر و پدرش ارتباطخویشاوندی که باعث توارث شود نبود.
بلکه تنها قرابت طبیعی(که باعث اتصال زن و مردی به هم و تولد فرزندی از آن دومی شد)وجود داشت، و بسا می شد که همین نبودن قرابت رسمی مجوز آن می شدکه با محارم یکدیگر ازدواج کنند، و سرپرست خانه، که ولی همه دختران و زنان خانه بود، با دختر خودازدواج کند، چون ولی دختر و سرپرست او بود همه رقم اختیاری در او داشت.
و سخن کوتاه اینکه در اجتماع خانواده، وجود زن در نظررومیان وجودی طفیلی، وزندگیش تابع زندگی مردان بود، زمام زندگی و اراده اش به دست سرپرست خانه بود، که یا
صفحه : ۴۰۰
پدرش باشد اگر پدری در خانه بود، و یا همسرش اگر درخانه کسی به نام همسر باشد، و یامردی دیگر غیر آن دو، و سرپرست خانه هر کاری می خواست با او می کرد، و هر حکمی که دلش می خواست می راند.
چه بسا می شد که او را می فروخت، و یا به دیگران می بخشید،و یا برای کام گیری به دیگران قرض می داد، و چه بسا به جای حقی که باید بپردازد(مثلا قرض یا مالیات)خواهر یادخترش را در اختیار صاحب حق می گذاشت، و چه بسا او را با کتک و حتی کشتن مجازات می کرد، تدبیرمال زنان نیز بدست مردان بود، هر چند که آن مال مهریه ای باشد که با ازدواج بدست آورده، و یا با اذن ولی خودکسب کرده باشد، ارث را که گفتیم نداشت و از آن محروم بود، و اختیار ازدواج کردن دختر و زن به دست پدر و یا یکی از بزرگان قوم خود بود، طلاقش هم که به دست شوهر بود و…آری این بود وضع زن در روم.
و اما یونان، وضع زن در آنجا و اصولا وضع به وجود آمدن خانواده و ربوبیت و سرپرستی خانواده، نزدیک همان وضع روم بود.
یعنی قوام و رکن اجتماع مدنی و همچنین اجتماع خانوادگی نزد آنان، مردان بودند، وزنان تابع و طفیلی مردان به حساب می آمدند، و به همین جهت زن در اراده و در افعال خوداستقلال نداشت، بلکه تحت ولایت و سرپرستی مرد بود.
و اما هویت زن در اسلام
: اسلام بیان می کند که زن نیز مانند مرد انسان است، وهرانسانی چه مرد و چه زن فردی است از انسان که در ماده و عنصر پیدایش او دو نفر انسان نر وماده شرکت ودخالت داشته اند، و هیچ یک از این دو نفر بر دیگری برتری ندارد، مگر به تقوا، همچنانکه کتاب آسمانی خود می فرماید: یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی، وجعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا، ان اکرمکم عند الله اتقیکم. (۱) بطوری که ملاحظه می کنیدقرآن کریم هر انسانی را موجودی گرفته شده و تالیف یافته از دو نفر انسان نر و ماده می داند، که هر دو بطورمتساوی ماده وجود و تکون او هستند، و انسان پدید آمده(چه مرد باشد و چه زن)مجموع ماده ای است که از آن دو فرد گرفته شده است.
قرآن کریم در معرفی زن مانند آن شاعر نفرمود: و انما امهات الناس اوعیه (۲) ، و مانندآن دیگری نفرمود: بنونا بنوا ابناءنا و بناتناثبنوهن ابناء الرجال الاباعد(۳) بلکه هر فرد از انسان(چه دختر و چه پسر)را مخلوقی تالیف یافته از زن و مرد معرفی کرد، در نتیجه تمامی افراد بشر امثال یکدیگرند، و بیانی تمام تر و رساتر از این بیان نیست، وبعد از بیان این عدم تفاوت، تنها ملاک برتری را تقوا قرار داد.
و نیز در جای دیگر فرمود:انی لا اضیع عمل عامل منکم من ذکر او انثی، بعضکم من بعض (۴) ، در این آیه تصریح فرموده که کوشش و عمل هیچکس نزد خدا ضایع نمی شود، و
…………………………………….. (۱)هان ای مردم، ما یک یک شما را از نر و ماده آفریدیم،و شما را شعبه و قبیله ها قرار دادیم تایکدیگر را بشناسید، و بدانید که گرامی ترین شما نزد خدا باتقواترین شما است.سوره حجرات، آیه ۱۳ (۲)مادران تنها و تنها صدف و ظرف پیدایش انسانها هستند. (۳)فرزندان پسران ما، فرزندان خودمان هستند و اما فرزندان دختران ما، فرزند مردمی بیگانه اند. (۴)من عمل هیچ عامل را ضایع و بی نتیجه نمی کنم چه مرد و چه زن، بعضی از شما از بعضی دیگر هستید.سوره آل
لیکن همه این اقوام، در حقیقت قوانین خود را، خودشان نقض کردند، برای اینکه اگربرای زن استقلالی قائل نبودند، باید هم
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
