اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت دانش گستری در تمدن اسلامی
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 71
فرمت فایل پاورپوینت
فرصتی استثنایی: دریافت فایل فایل ورد کامل پاورپوینت دانش گستری در تمدن اسلامی به همراه پاورپوینت رایگان!
یک پیشنهاد ویژه برای شما!
اگر به دنبال یک منبع کامل و کاربردی هستید، با تهیه فایل فایل ورد کامل پاورپوینت دانش گستری در تمدن اسلامی، یک پاورپوینت حرفهای را بهصورت هدیه دریافت خواهید کرد.
چرا فایل فایل ورد کامل پاورپوینت دانش گستری در تمدن اسلامی یک انتخاب عالی است؟
- 120 اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل پاورپوینت دانش گستری در تمدن اسلامی،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت دانش گستری در تمدن اسلامی :
Normal ۰ false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 انگیزه های
مسلمانان در دانش گستریپیامبر خاتم(ص) با سر دادن ندای
«
قولوا لا اله الا الله تفلحوا
»
جهان بینی ویژه و نوینی را عرضه داشت. این جهان بینی با تکیه بر
وحدانیت خدا و روز بازپسین دلهای انسانها را به سوی جهانی برتر از جهان ماده و
طبیعت سوق داد، اگر چه که دیدگان بشر را نیز به روی طبیعت و جهان مادی گشود و راههای
شناسایی کائنات و حقیقت اشیا و اندیشیدن به شگفتیهای طبیعت و تامل در کیفیت و
اسرار وجود را به وی آموخت و در این سیر او را به تعقل و تفکر و بهره گیری از
مشاهده و حس و تجربه فراخواند. تردیدی نیست که در پرتو این نگرش به هستی، بینش مسلمانان
ژرفتر و آگاهیشان گسترده تر و انگیزه آنان برای بدست آوردن دانش بیشتر شد، افزون براین،
گفتارهای بلیغ پیامبر(ص) و خاندان و اصحاب نامدارش درباره منزلت دانش، اشتیاق
ایشان را به تحصیل علم افزون ساخت. آنچه از این گفتارها در نصوص دینی به یادگار
مانده است، چنان بسیار است که گرد آوردن آنها در یک فصل ممکن نیست، از اینرو، در
اینجا به این گفته شریف بسنده می شود:
«
کسب علم کن زیرا آن کس که به خاطر خدا بیاموزد
چنان است که کاری نیکو انجام داده و آن کس که درباره اش سخن بگوید خدا را ستایش
کرده است. آن که علم را پژوهش کند خدا را پرستیده و آن که تعلیمش را اشاعه دهد،
خیرات کرده و آن که علم را به هدفهای شایسته اش برساند خدا را عبادت کرده است. علم
صاحبش را توانا می سازد تا حلال را از حرام باز شناسد، راه بهشت را روشن می سازد،
دوست ما در بیابان، همدم ما در تنهایی و یار ما به هنگام محرومیت از دوستان و نیز
رهنمون ما به سعادت، نگهدار ما در بینوایی، زینت ما در جمع یاران و زره ما در
برابر دشمنان است. با کسب علم بنده خدا به درجات رفیع نیکی و به مقامی شریف
می رسد، در این جهان همدم بزرگان و در آن جهان قرین سعادت کامل است. » (۱)
از اینها گذشته، پیغمبر خود نیز در عمل، مسلمین را به آموختن بسیار
تشویق می کرد. چنانکه بعد از جنگ بدر هر کس از اسیران را که نمی توانست فدیه
بپردازد در صورتی که به ده تن از اطفال مدینه خط و سواد می آموخت آزاد می ساخت.
همچنین به تشویق وی بود که زید بن ثابت
زبان عبری یا سریانی – یا هر دو زبان – را فرا گرفت و این تشویق وترغیب سبب می شد
که صحابه به جستجوی علم روی آورند، چنانکه عبدالله بن عباس، بنابر مشهور، به کتب
تورات و انجیل آشنایی پیدا کرد و عبدالله بن عمرو بن عاص به تورات و به قولی نیز
به زبان سریانی، وقوف پیدا کرده بود. (۲)
این همه تاکید بر ارجمندی دانش اندوزی در جامعه ای که در هیچ یک از
میدانهای علوم، جنبشی از خود بروز نمی داد،از نظر پژوهشگران بسیار مهم تلقی شده
است. برای اینکه مترقی ترین قبیله عرب، غسانی ها بودند که از حیث تمدن و ارتقای
عقلی و فکری نسبت به تمام عرب حتی اهالی حیره، امتیاز و برتری داشتند. زیرا آنها
از فرهنگ و تمدن یونان و روم بهره مند بودند، حتی برخی از آنها با ایرانیان یا
رومیان علاقه نشان می دادند و به دو زبان پارسی و رومی سخن می راندند و دین آنها
نسبت به کیش اعراب امتیاز داشت زیرا آنها یا مسیحی و یا زردشتی بودند. ولی با تمام
این احوال، از علم و ادب چیزی که در خور یادکردن باشد نیندوختند. (۳)
بلاذری در فتوح البلدان آورده است
:
«
هنگام ظهوراسلام، درقبیله قریش که سررشته دار
اموربودند، بیش از هفده نفرباسواد که از نعمت خواندن و نوشتن برخوردار باشند، وجود
نداشت. او این هفده تن را نام می برد و سپس از شمار اندک باسوادان قبایل دیگر یاد
می کند و آنگاه می افزاید: به خاطر کم بودن نویسنده و نوشتار، هر کس را که نوشتن و
تیراندازی و شناکردن می دانست «کامل»
لقب
می دادند.» (۴)
سخن
از دانش و دانش اندوزی در چنین جامعه ای، آنهم به آن اندازه که در قرآن و کلمات
محمد(ص) و خاندان گرامی او آمده است، واقعا شگفت آور است.
از این مقوله که بگذریم، ماهیت احکام اسلام و اجرای درست آنها، تعلیم و
تعلم و حتی خلاقیت و اختراع را اجتناب ناپذیر می ساخت، مانند علم هیئت و نجوم که
در تعیین اوقات نماز و روزه و تشخیص سمت و سوی قبله به مؤمنان یاری می رسانید. و
یا ریاضیات و هندسه که در تعیین میزان مالیاتهایی چون خمس و زکات و خراج و سهم
الارث وکفارات ودیات و… به آنان کمک می کرد همچنین آموزش قواعد جنگ و آلات نظامی
و حتی اختراع و نوآوری در این باره که لازمه اجرای احکام دفاع و جهاد بود، بخصوص
تاکید اسلام بر جهاد و آمادگی نظامی و ساختن سلاح های جنگی،اهمیت آن رادو چندان
می کرد. (۵)
علاوه براینها، تاکید اسلام بر حفظ سلامتی وبهداشت تن و روان، از عواملی بودکه مسلمانان رابه فراگیری وگسترش علم پزشکی ترغیب می نمود
.
به رغم این همه اصرار و ابرام بر دانش پژوهی و دانش گستری، هنوز هم
کسانی تحت تاثیر اندیشه های ناسیونالیستی با تشبث به برخی از گرایشها که مربوط به
افراد و یا گروههایی از مسلمانان و یا شرایط و زمان و مکان ویژه ای بوده است، به انکار
و مسخ و تحریف حقایق می پردازند و این کتمان حق تنها به اروپاییان متعصب و
کینه توزی چون گوبینو و ارنست رنان و… محدود نمی شود، بلکه عوامل فراماسونری در
ایران نیز دست کمی از آنان ندارند. (۶)
کیفیت دانش گستری
مسلماناناین آموزه ها به مدد ایمان درونی، سبب می شود تا مسلمانان نخست به فرا
گرفتن معارف دین خود بپردازند. از اینرو، به یاد سپردن و قرائت قرآن و حدیث و پس
ازآن ضرورت تفسیرنصوص دینی واستنباط احکام شرعی دانشهایی را ایجاب می کرد که تا آن
روزگار پیشینه ای نداشت.
این پدیده نو، با احساس تعهد مؤمنان نسبت به صیانت از قرآن و حدیث،
لزوم ثبت متون مذکور را اجتناب ناپذیر می نمود به همین جهت گروهی به نام کاتبان
وحی و حدیث در جامعه اسلامی بوجود آمدند و مانع از مسخ وتحریف میراث رسول اکرم(ص)
شدند.
تاکید قرآن بر اهمیت قلم و نگارش، و ارجمندی آن نزد پیامبر و خاندان وی
این رغبت را تشدید می نمود. (۷)
از اینرو، کتابت و تالیف در سرزمین اسلام اعتبار ویژه ای یافت و هر روز
بر شمار کسانی که اندوخته های قاریان و راویان را می نگاشتند افزوده می شد. یکی از
این نویسندگان سعید بن جبیر (م ۹۶ه/۷۱۴م) است که خود، این واقعیت را چنین گزارش
کرده است:
«
در کلاس درس ابن عباس، من معمولا بر روی صفحه محتوای دقیق:
فایل ورد کامل پاورپوینت دانش گستری در تمدن اسلامی شامل ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ استشما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل پاورپوینت دانش گستری در تمدن اسلامی،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت دانش گستری در تمدن اسلامی :
Normal ۰ false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 انگیزه های
مسلمانان در دانش گستریپیامبر خاتم(ص) با سر دادن ندای
«
قولوا لا اله الا الله تفلحوا
»
جهان بینی ویژه و نوینی را عرضه داشت. این جهان بینی با تکیه بر
وحدانیت خدا و روز بازپسین دلهای انسانها را به سوی جهانی برتر از جهان ماده و
طبیعت سوق داد، اگر چه که دیدگان بشر را نیز به روی طبیعت و جهان مادی گشود و راههای
شناسایی کائنات و حقیقت اشیا و اندیشیدن به شگفتیهای طبیعت و تامل در کیفیت و
اسرار وجود را به وی آموخت و در این سیر او را به تعقل و تفکر و بهره گیری از
مشاهده و حس و تجربه فراخواند. تردیدی نیست که در پرتو این نگرش به هستی، بینش مسلمانان
ژرفتر و آگاهیشان گسترده تر و انگیزه آنان برای بدست آوردن دانش بیشتر شد، افزون براین،
گفتارهای بلیغ پیامبر(ص) و خاندان و اصحاب نامدارش درباره منزلت دانش، اشتیاق
ایشان را به تحصیل علم افزون ساخت. آنچه از این گفتارها در نصوص دینی به یادگار
مانده است، چنان بسیار است که گرد آوردن آنها در یک فصل ممکن نیست، از اینرو، در
اینجا به این گفته شریف بسنده می شود:
«
کسب علم کن زیرا آن کس که به خاطر خدا بیاموزد
چنان است که کاری نیکو انجام داده و آن کس که درباره اش سخن بگوید خدا را ستایش
کرده است. آن که علم را پژوهش کند خدا را پرستیده و آن که تعلیمش را اشاعه دهد،
خیرات کرده و آن که علم را به هدفهای شایسته اش برساند خدا را عبادت کرده است. علم
صاحبش را توانا می سازد تا حلال را از حرام باز شناسد، راه بهشت را روشن می سازد،
دوست ما در بیابان، همدم ما در تنهایی و یار ما به هنگام محرومیت از دوستان و نیز
رهنمون ما به سعادت، نگهدار ما در بینوایی، زینت ما در جمع یاران و زره ما در
برابر دشمنان است. با کسب علم بنده خدا به درجات رفیع نیکی و به مقامی شریف
می رسد، در این جهان همدم بزرگان و در آن جهان قرین سعادت کامل است. » (۱)
از اینها گذشته، پیغمبر خود نیز در عمل، مسلمین را به آموختن بسیار
تشویق می کرد. چنانکه بعد از جنگ بدر هر کس از اسیران را که نمی توانست فدیه
بپردازد در صورتی که به ده تن از اطفال مدینه خط و سواد می آموخت آزاد می ساخت.
همچنین به تشویق وی بود که زید بن ثابت
زبان عبری یا سریانی – یا هر دو زبان – را فرا گرفت و این تشویق وترغیب سبب می شد
که صحابه به جستجوی علم روی آورند، چنانکه عبدالله بن عباس، بنابر مشهور، به کتب
تورات و انجیل آشنایی پیدا کرد و عبدالله بن عمرو بن عاص به تورات و به قولی نیز
به زبان سریانی، وقوف پیدا کرده بود. (۲)
این همه تاکید بر ارجمندی دانش اندوزی در جامعه ای که در هیچ یک از
میدانهای علوم، جنبشی از خود بروز نمی داد،از نظر پژوهشگران بسیار مهم تلقی شده
است. برای اینکه مترقی ترین قبیله عرب، غسانی ها بودند که از حیث تمدن و ارتقای
عقلی و فکری نسبت به تمام عرب حتی اهالی حیره، امتیاز و برتری داشتند. زیرا آنها
از فرهنگ و تمدن یونان و روم بهره مند بودند، حتی برخی از آنها با ایرانیان یا
رومیان علاقه نشان می دادند و به دو زبان پارسی و رومی سخن می راندند و دین آنها
نسبت به کیش اعراب امتیاز داشت زیرا آنها یا مسیحی و یا زردشتی بودند. ولی با تمام
این احوال، از علم و ادب چیزی که در خور یادکردن باشد نیندوختند. (۳)
بلاذری در فتوح البلدان آورده است
:
«
هنگام ظهوراسلام، درقبیله قریش که سررشته دار
اموربودند، بیش از هفده نفرباسواد که از نعمت خواندن و نوشتن برخوردار باشند، وجود
نداشت. او این هفده تن را نام می برد و سپس از شمار اندک باسوادان قبایل دیگر یاد
می کند و آنگاه می افزاید: به خاطر کم بودن نویسنده و نوشتار، هر کس را که نوشتن و
تیراندازی و شناکردن می دانست «کامل»
لقب
می دادند.» (۴)
سخن
از دانش و دانش اندوزی در چنین جامعه ای، آنهم به آن اندازه که در قرآن و کلمات
محمد(ص) و خاندان گرامی او آمده است، واقعا شگفت آور است.
از این مقوله که بگذریم، ماهیت احکام اسلام و اجرای درست آنها، تعلیم و
تعلم و حتی خلاقیت و اختراع را اجتناب ناپذیر می ساخت، مانند علم هیئت و نجوم که
در تعیین اوقات نماز و روزه و تشخیص سمت و سوی قبله به مؤمنان یاری می رسانید. و
یا ریاضیات و هندسه که در تعیین میزان مالیاتهایی چون خمس و زکات و خراج و سهم
الارث وکفارات ودیات و… به آنان کمک می کرد همچنین آموزش قواعد جنگ و آلات نظامی
و حتی اختراع و نوآوری در این باره که لازمه اجرای احکام دفاع و جهاد بود، بخصوص
تاکید اسلام بر جهاد و آمادگی نظامی و ساختن سلاح های جنگی،اهمیت آن رادو چندان
می کرد. (۵)
علاوه براینها، تاکید اسلام بر حفظ سلامتی وبهداشت تن و روان، از عواملی بودکه مسلمانان رابه فراگیری وگسترش علم پزشکی ترغیب می نمود
.
به رغم این همه اصرار و ابرام بر دانش پژوهی و دانش گستری، هنوز هم
کسانی تحت تاثیر اندیشه های ناسیونالیستی با تشبث به برخی از گرایشها که مربوط به
افراد و یا گروههایی از مسلمانان و یا شرایط و زمان و مکان ویژه ای بوده است، به انکار
و مسخ و تحریف حقایق می پردازند و این کتمان حق تنها به اروپاییان متعصب و
کینه توزی چون گوبینو و ارنست رنان و… محدود نمی شود، بلکه عوامل فراماسونری در
ایران نیز دست کمی از آنان ندارند. (۶)
کیفیت دانش گستری
مسلماناناین آموزه ها به مدد ایمان درونی، سبب می شود تا مسلمانان نخست به فرا
گرفتن معارف دین خود بپردازند. از اینرو، به یاد سپردن و قرائت قرآن و حدیث و پس
ازآن ضرورت تفسیرنصوص دینی واستنباط احکام شرعی دانشهایی را ایجاب می کرد که تا آن
روزگار پیشینه ای نداشت.
این پدیده نو، با احساس تعهد مؤمنان نسبت به صیانت از قرآن و حدیث،
لزوم ثبت متون مذکور را اجتناب ناپذیر می نمود به همین جهت گروهی به نام کاتبان
وحی و حدیث در جامعه اسلامی بوجود آمدند و مانع از مسخ وتحریف میراث رسول اکرم(ص)
شدند.
تاکید قرآن بر اهمیت قلم و نگارش، و ارجمندی آن نزد پیامبر و خاندان وی
این رغبت را تشدید می نمود. (۷)
از اینرو، کتابت و تالیف در سرزمین اسلام اعتبار ویژه ای یافت و هر روز
بر شمار کسانی که اندوخته های قاریان و راویان را می نگاشتند افزوده می شد. یکی از
این نویسندگان سعید بن جبیر (م ۹۶ه/۷۱۴م) است که خود، این واقعیت را چنین گزارش
کرده است:
«
در کلاس درس ابن عباس، من معمولا بر روی صفحه استاندارد و آماده استفاده است.
- مطابق با اصول علمی و پژوهشی: فایل ورد کامل پاورپوینت دانش گستری در تمدن اسلامی بر اساس جدیدترین استانداردهای آموزشی تنظیم شده و برای تحقیقات دانشگاهی مناسب است.
- ساختاری حرفهای و منظم: تمامی بخشهای فایل با دقت و انسجام کامل طراحی شدهاند.
- یک هدیه ارزشمند: علاوه بر فایل ورد کامل پاورپوینت دانش گستری در تمدن اسلامی فایل ورد کامل پاورپوینت دانش گستری در تمدن اسلامی، یک پاورپوینت زیبا و استاندارد نیز بهصورت رایگان دریافت میکنید.
- آماده برای ارائه: بدون نیاز به ویرایش، میتوانید از فایل فایل ورد کامل پاورپوینت دانش گستری در تمدن اسلامی و پاورپوینت همراه آن در جلسات، سمینارها و کنفرانسها استفاده کنید.
- محتوای کاربردی و بهروز: مطالب فایل ورد کامل پاورپوینت دانش گستری در تمدن اسلامی به شما در فهم بهتر موضوع کمک خواهد کرد.
- ویرایش آسان: بهراحتی میتوانید فایل ورد کامل پاورپوینت دانش گستری در تمدن اسلامی فایل ورد کامل پاورپوینت دانش گستری در تمدن اسلامی را ویرایش کرده و متناسب با نیازهای خود سفارشی کنید.
- کیفیت تضمینشده: این محصول با بالاترین کیفیت ارائه شده و شامل پشتیبانی کامل است.
بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت دانش گستری در تمدن اسلامی :
انگیزه های
مسلمانان در دانش گستری
پیامبر خاتم(ص) با سر دادن ندای
«
قولوا لا اله الا الله تفلحوا
»
جهان بینی ویژه و نوینی را عرضه داشت. این جهان بینی با تکیه بر
وحدانیت خدا و روز بازپسین دلهای انسانها را به سوی جهانی برتر از جهان ماده و
طبیعت سوق داد، اگر چه که دیدگان بشر را نیز به روی طبیعت و جهان مادی گشود و راههای
شناسایی کائنات و حقیقت اشیا و اندیشیدن به شگفتیهای طبیعت و تامل در کیفیت و
اسرار وجود را به وی آموخت و در این سیر او را به تعقل و تفکر و بهره گیری از
مشاهده و حس و تجربه فراخواند. تردیدی نیست که در پرتو این نگرش به هستی، بینش مسلمانان
ژرفتر و آگاهیشان گسترده تر و انگیزه آنان برای بدست آوردن دانش بیشتر شد، افزون براین،
گفتارهای بلیغ پیامبر(ص) و خاندان و اصحاب نامدارش درباره منزلت دانش، اشتیاق
ایشان را به تحصیل علم افزون ساخت. آنچه از این گفتارها در نصوص دینی به یادگار
مانده است، چنان بسیار است که گرد آوردن آنها در یک فصل ممکن نیست، از اینرو، در
اینجا به این گفته شریف بسنده می شود
:
«
کسب علم کن زیرا آن کس که به خاطر خدا بیاموزد
چنان است که کاری نیکو انجام داده و آن کس که درباره اش سخن بگوید خدا را ستایش
کرده است. آن که علم را پژوهش کند خدا را پرستیده و آن که تعلیمش را اشاعه دهد،
خیرات کرده و آن که علم را به هدفهای شایسته اش برساند خدا را عبادت کرده است. علم
صاحبش را توانا می سازد تا حلال را از حرام باز شناسد، راه بهشت را روشن می سازد،
دوست ما در بیابان، همدم ما در تنهایی و یار ما به هنگام محرومیت از دوستان و نیز
رهنمون ما به سعادت، نگهدار ما در بینوایی، زینت ما در جمع یاران و زره ما در
برابر دشمنان است. با کسب علم بنده خدا به درجات رفیع نیکی و به مقامی شریف
می رسد، در این جهان همدم بزرگان و در آن جهان قرین سعادت کامل است
. » (۱)
از اینها گذشته، پیغمبر خود نیز در عمل، مسلمین را به آموختن بسیار
تشویق می کرد. چنانکه بعد از جنگ بدر هر کس از اسیران را که نمی توانست فدیه
بپردازد در صورتی که به ده تن از اطفال مدینه خط و سواد می آموخت آزاد می ساخت
.
همچنین به تشویق وی بود که زید بن ثابت
زبان عبری یا سریانی – یا هر دو زبان – را فرا گرفت و این تشویق وترغیب سبب می شد
که صحابه به جستجوی علم روی آورند، چنانکه عبدالله بن عباس، بنابر مشهور، به کتب
تورات و انجیل آشنایی پیدا کرد و عبدالله بن عمرو بن عاص به تورات و به قولی نیز
به زبان سریانی، وقوف پیدا کرده بود
. (۲)
این همه تاکید بر ارجمندی دانش اندوزی در جامعه ای که در هیچ یک از
میدانهای علوم، جنبشی از خود بروز نمی داد،از نظر پژوهشگران بسیار مهم تلقی شده
است. برای اینکه مترقی ترین قبیله عرب، غسانی ها بودند که از حیث تمدن و ارتقای
عقلی و فکری نسبت به تمام عرب حتی اهالی حیره، امتیاز و برتری داشتند. زیرا آنها
از فرهنگ و تمدن یونان و روم بهره مند بودند، حتی برخی از آنها با ایرانیان یا
رومیان علاقه نشان می دادند و به دو زبان پارسی و رومی سخن می راندند و دین آنها
نسبت به کیش اعراب امتیاز داشت زیرا آنها یا مسیحی و یا زردشتی بودند. ولی با تمام
این احوال، از علم و ادب چیزی که در خور یادکردن باشد نیندوختند
. (۳)
بلاذری در فتوح البلدان آورده است
:
«
هنگام ظهوراسلام، درقبیله قریش که سررشته دار
اموربودند، بیش از هفده نفرباسواد که از نعمت خواندن و نوشتن برخوردار باشند، وجود
نداشت. او این هفده تن را نام می برد و سپس از شمار اندک باسوادان قبایل دیگر یاد
می کند و آنگاه می افزاید: به خاطر کم بودن نویسنده و نوشتار، هر کس را که نوشتن و
تیراندازی و شناکردن می دانست «کامل
»
لقب
می دادند
.» (۴)
سخن
از دانش و دانش اندوزی در چنین جامعه ای، آنهم به آن اندازه که در قرآن و کلمات
محمد(ص) و خاندان گرامی او آمده است، واقعا شگفت آور است
.
از این مقوله که بگذریم، ماهیت احکام اسلام و اجرای درست آنها، تعلیم و
تعلم و حتی خلاقیت و اختراع را اجتناب ناپذیر می ساخت، مانند علم هیئت و نجوم که
در تعیین اوقات نماز و روزه و تشخیص سمت و سوی قبله به مؤمنان یاری می رسانید. و
یا ریاضیات و هندسه که در تعیین میزان مالیاتهایی چون خمس و زکات و خراج و سهم
الارث وکفارات ودیات و… به آنان کمک می کرد همچنین آموزش قواعد جنگ و آلات نظامی
و حتی اختراع و نوآوری در این باره که لازمه اجرای احکام دفاع و جهاد بود، بخصوص
تاکید اسلام بر جهاد و آمادگی نظامی و ساختن سلاح های جنگی،اهمیت آن رادو چندان
می کرد
. (۵)
علاوه براینها، تاکید اسلام بر حفظ سلامتی وبهداشت تن و روان، از عواملی بودکه مسلمانان رابه فراگیری وگسترش علم پزشکی ترغیب می نمود
.
به رغم این همه اصرار و ابرام بر دانش پژوهی و دانش گستری، هنوز هم
کسانی تحت تاثیر اندیشه های ناسیونالیستی با تشبث به برخی از گرایشها که مربوط به
افراد و یا گروههایی از مسلمانان و یا شرایط و زمان و مکان ویژه ای بوده است، به انکار
و مسخ و تحریف حقایق می پردازند و این کتمان حق تنها به اروپاییان متعصب و
کینه توزی چون گوبینو و ارنست رنان و… محدود نمی شود، بلکه عوامل فراماسونری در
ایران نیز دست کمی از آنان ندارند
. (۶)
کیفیت دانش گستری
مسلمانان
این آموزه ها به مدد ایمان درونی، سبب می شود تا مسلمانان نخست به فرا
گرفتن معارف دین خود بپردازند. از اینرو، به یاد سپردن و قرائت قرآن و حدیث و پس
ازآن ضرورت تفسیرنصوص دینی واستنباط احکام شرعی دانشهایی را ایجاب می کرد که تا آن
روزگار پیشینه ای نداشت
.
این پدیده نو، با احساس تعهد مؤمنان نسبت به صیانت از قرآن و حدیث،
لزوم ثبت متون مذکور را اجتناب ناپذیر می نمود به همین جهت گروهی به نام کاتبان
وحی و حدیث در جامعه اسلامی بوجود آمدند و مانع از مسخ وتحریف میراث رسول اکرم(ص)
شدند
.
تاکید قرآن بر اهمیت قلم و نگارش، و ارجمندی آن نزد پیامبر و خاندان وی
این رغبت را تشدید می نمود
. (۷)
از اینرو، کتابت و تالیف در سرزمین اسلام اعتبار ویژه ای یافت و هر روز
بر شمار کسانی که اندوخته های قاریان و راویان را می نگاشتند افزوده می شد. یکی از
این نویسندگان سعید بن جبیر (م ۹۶ه/۷۱۴م) است که خود، این واقعیت را چنین گزارش
کرده است
:
«
در کلاس درس ابن عباس، من معمولا بر روی صفحه
کاغذ می نوشتم، اگر صفحه کاغذ پر می شد بر قسمت چرمی بالای کفشهایم می نوشتم و سپس
بر دستهایم می نوشتم، پدرم همواره به من می گفت: درسها را حفظ کن، اما حفظ آن
همراه با نوشتن باشد. هنگامی که از درس فارغ شدی و به خانه بازگشتی، گفته های
استاد را بنویس، در این صورت اگر به آنها نیاز داشته باشی یا حافظه تو مدد نکند،
تو آن گفته ها را بصورت نوشته در اختیار خواهی داشت
.»
آقای ضیاءالدین سردار، سردبیر مشاور مجله
inguitry
، در
توضیح این گزارش، می نویسد: براستی ابن جبیر بر روی چه چیزی می نوشت؟ احتمالا کاغذ
مورد استفاده اش از پاپیروس بود که از ریشه گیاهی به همین نام ساخته می شد و یا ورقی
از پوست بز بود. یادداشتهای جمع آوری شده ای از این نوع، به سادگی بین دانش پژوهان
و طالبان علم رد و بدل می شد. غالبا این یادداشتها به صورت کتاب در می آمد
. (۸)
مدارک بدست آمده حاکی ازآن است که عروه بن زبیر(م ۹۵-۹۴) نخستین کسی
بود که به جمع آوری این چنین یادداشتهای ورق پاره ای همت گماشت،شاگرد وی زهیر(م
125) تعداد بسیار زیادی از این کتابها راجمع آوری کرد به گونه ای که در منزلش جایی
برای دیگر امور نبود
. (۹)
وقتی مسلمانان سمرقند را گشودند(۹۴ ه.ق، ۷۱۲ م)، تهیه خمیر کتان و دیگر
گیاهان الیافدار را از چینیان آموختند که از آن خمیر صفحات بسیار نازک می ساختند و
خشک می کردند این صنعت به خاور دور و نزدیک آمد و در زمانی که هنوز اوراق بردی
(پاپیروس) فراموش نشده بود، به جای کاغذ پوستی به کار رفت
.
در سال ۷۵۱ میلادی (۱۳۰ سال بعد از ظهور اسلام)، مسلمانان اسیران جنگی
چینی را که از چین همراه آورده بودند در شهر سمرقند مقیم کردند. شرط آزادی آنان را
ادامه شغل سابقشان قرار دادند. آنگاه معلوم شد که بعضی از اسرا در کارخانه کاغذ
سازی کار می کرده اند. همین امر سبب شد که در شهر سمرقند صنایع کاغذ سازی مهمی رشد
کرد
. (۱۰)
نخستین
کارگاه کاغذ سازی در قلمرو اسلام، به سال ۱۷۸ ق (۷۹۴م) دربغداد به دست فضل بن
یحیی، وزیر هارون الرشید گشوده شد، آنگاه مسلمین این صنعت را به سیسیل و اسپانیا
بردند و از آنجا به ایتالیا و فرانسه رسید. پیش ازآن کاغذازسال ۱۰۵ میلادی در چین
به کار می رفت. پس از آن مسلمانان این صنعت را در همه کشورهای تحت قلمرو خویش از
عربستان و مصر تااسپانیا و سیسیل توسعه دادند و از این طریق کاغذ به دنیای غرب نیز
راه یافت، و کار کتابت را آسان نمود. نوشتن کتاب، نسخه برداری، کتابفروشی و
کتابداری، امور بسیار رایجی در میان مسلمانان شد بگونه ای که به گفته یعقوبی در
سال ۲۷۸ ه ق. بیش از یکصد کتابفروشی در بغداد بود که علاوه بر فروش کتاب، از
کتابها نسخه برداری نیز می کردند نوشتن خطوط تزیینی، تشکیل مجامع ادبی و استنساخ
کتاب نیز پر رونق بود
.
تکوین نظام آموزشی
تثبیت نظام اسلامی و نیرومند شدن مسلمین زمینه ای فراهم آورد که میل به
امنیت و آسایش و رفاه تشدید و حس تفوق طلبی بر اقوام وملتهای دیگر تحریک گردید.
اشتیاق قوم عرب به کشورگشایی و گسترش سرزمین اسلامی علاوه بر جنبه دینی و انسانی،
که عزت و سرفرازی اسلام و مسلمین و نجات مستضعفین و محرومین بخش مهمی از آن بود، واکنش
طبیعی تحقیری بود که تمدنهای غالب و قاهر روم و ایران بر آنان روا می داشتند.
آگاهی بخشیدن به مسلمانان نخستین واصلاح روحیات،اخلاقیات وآداب ورسوم نادرست
موروثی با بعثت پیامبر خاتم آغاز شد و پس از رحلت آن حضرت توسط اهلبیت و اصحاب
بزرگ او ادامه یافت. آموزشهای نخستین شامل: حفظ آیات قرآن، فراگیری احکام دینی و آموختن
آداب اخلاقی بود، اما با شکل گرفتن نظام اجتماعی و سیاسی، آگاهی های مورد نیاز
دیگر بر آن افزوده شد، دیری نپائید که تامین امنیت و آسایش و رفاه به عنوان وظیفه
نظام شناخته شد و در پی آن عمران و آبادانی و توسعه صنعت و اختراع و
شهرنشینی،یکی پس ازدیگری آموزشها ودانشهای تازه ای را طلب نمود
.
در آغاز، … ستادهای آموزش، همان مساجد بودند، مساجد مکان عبادت،
آموختن و حل و فصل مرافعات عمومی مسلمانان بشمار می آمدند. نخست، مسجد پیامبر در
مدینه و پس از آن مساجد دیگر، آموزشگاههای پر جاذبه ای برای ایمان آورندگان محسوب
می شدند. اجتماع مسلمانان در این اماکن مقدس علاوه بر عبادت، برای کسب آگاهی، سامان دهی
امور و دانش اندوزی بود. از اینرو، برخی مساجد در شهرها با صفت جامع که از کلمه
جمع شدن مشتق شده است معروف گردیدند. در همین مساجد، به امور سیاسی و اجتماعی
رسیدگی می شد. قضاوت و دادخواهی نیز در همانجا انجام می گرفت. علاوه بر اینها، محل
استراحت مسافرین و بینوایان هم بود
.
اماآنچه که مهمتر واکنون موردبحث ماست نقش مسجد در آموزش مسلمانهاست.
نخست فراگیری و حفظ قرآن و حدیث و سپس آگاهیهای فردی و اجتماعی در برنامه آموزش
مساجد قرار گرفت. در آغاز، پیامبر خود امر آموزش را به عهده داشت و اصحاب بزرگ او
به طور مرتب در این کلاسها حضور می یافتند. پس از مرگ پیامبر، طالبان مشتاق علوم
دنبال هر نماز گرد یاران پیامبر و بزرگان قوم حلقه می زدند و به موعظه های آنان
گوش فرا می دادند. این سنت تا قرنها ادامه داشت
.
از اینرو ناصرخسرو در سفرنامه خود، از مسجدی در مصر این گونه یاد
می کند: «در میان بازار مسجدی است که آن را
«
باب الجمع » گویند… و مدام درآن مدرسان ومقریان نشسته و
سیاحتگاه آن شهربزرگ،آن مسجد است و هرگز نباشد که در او کمتر از پنج هزار خلق باشد
چه از طلاب علوم وچه از غریبان وچه ازکاتبان که چک و قباله نویسند و غیرآن
.» (۱۱)
دانشوران مسلمان همواره از مسجد به عنوان محل درس بهره می گرفتند
چنانکه نوشته اند: زبان شناس مشهور، ابوعمر زاهد، در مسجد منصور بغداد صرف و نحو
عربی را تدریس می کرد. سعید بن مسجع در مسجد پیامبر در مدینه موضوع شعر و شاعری را
مورد بحث و گفتگو قرار می داد. حتی بررسی طب در مساجد به خصوص مساجد بزرگ کار عجیب
و غیر عادی نبود. مطالب و موضوعات سنتی و همین طور مطالب کلاسیک در محیط مسجد حفظ
و حراست شدند
.
مسجد جایی بود که دانشجویانی در آغاز جمع می گردیدند و برای مدتی مشخص
مشغول آموزش و نگارش می شدند
.
امکانات
و تسهیلاتی که برای انجام این فعالیتها اختصاص می یافت از هدایا، بخششها و
موقوفاتی تامین می شد که از سوی افراد ثروتمند یا حاکمان و فرمانروایان وقت پرداخت
می گشت. هزینه کرسیهای تدریس که در قسمتهای مختلف مسجد دیده می شد از طرف مردم
اعطا می گردید. تعدادی از مساجد بزرگ موقعیت دانشگاه را داشتند. جامع الازهر در قاهره
نیز چنین بود و جامع قیروان در تونس و مساجد دیگر در نقاط مختلف، مانند دانشگاه
عمل می کردند و در آنها بجز تدریس علوم دینی، فلسفه و نجوم و غیره نیز آموزش داده
می شد
. (۱۲)
در سال ۲۴۵ ق، در شهر فاس مسجد بزرگی ساخته شد که تنها محل انجام مراسم
عبادی نبود، بلکه مانند یک دارالعلم مورد استفاده همه دانش پژوهان بود، طالبان علم
از شهرهای دور و نزدیک برای کسب دانش به این مکان می آمدند و علوم و معارف گوناگونی
را از آنجا به ارمغان می بردند. البته آموزشهای این مسجد به حدیث و تفسیر و فقه
خلاصه نمی شد و علوم ریاضی و نجوم و جغرافیا را نیز در بر می گرفت. این مؤسسه
نخستین مرکزی بود که علوم مختلف در آن تدریس می شد و دانشجویان خارجی با مذاهب
گوناگون، از آن بهره می گرفتند. ناگفته نماند که در اوقات نماز و اعیاد مذهبی و
ماه رمضان کلاسهای درس موقتاتعطیل وبه آموزش علوم و معارف دینی و برگزاری مراسم
عبادی بسنده می شد. این مسجد که از آن به دانشگاه «قرویین » تعبیر شده است، شاید
نخستین مدرسه پیشترفته در دنیا باشد
. (۱۳)
لذا اسلام شاید تنها دینی است که دانش آموزی را عبادت دانسته و
مسلمانان تنها امتی بودند که علم و عبادت را در کنار هم آموختند، و مسجد را مکان
مقدسی از برای هر دو قرار دادند
.
البته کم کم مدرسه هایی تاسیس شد که در آنها قرآن، حدیث، دستور زبان
عربی و خط تعلیم داده می شد. در این مدارس کودکان مسلمان درس می خواندند.
مدرسه هایی نیز به وجود آمد که آموزش آن در دست ذمیها( غیرمسلمانان) بود. اما معلمان
این مدارس درباره اسلام و علوم دینی درسی نمی دادند. رفته رفته، مدرسه های بزرگی
تاسیس شد، چنان که نوشته اند در مدرسه کوفه، که مدتی به مدیریت ابوالقاسم البلخی
اداره می شد، سه هزار شاگرد درس می خواندند. شمار مدارس کوچک نیز در همه جا رو به
فزونی بود، چنان که ابن حوقل در سفر خود به سیسیل سیصد معلم ابتدایی را برشمرد. در
دوره ابتدایی، تعلیم قرآن کریم، ادبیات، سخن سنجی و ریاضیات تدریس می شد. با روی
کار آمدن حکومتهای فاسد و ستمگر و شکل گرفتن طبقات مختلف اجتماعی، طبقات اعیان و
اشراف، با استخدام آموزگاران خصوصی در خانه ها و کاخ ها، آموزش فرزندان خویش را
ارتقا بخشیدند
.
ابوالفرج در اغانی آورده است که:«عبدالحکیم بن عمربن عبدالله بن
صفوان الجحمی (درعصراموی) خانه ای گرفته بود که در آن شطرنج ها و نردها و دفاتری
وجود داشت که در آنها از هر علم موجود بود و در دیواره اش میخهاکوبیده بود وهرکس که می آمدلباسهایش
رابرمیخهاآویزان می کرد، سپس دفتری باز می نمود و می خواند و یا اگر برای مطالعه
آمادگی داشت با وسایلی که در آنجا بود به بازی می پرداخت
.»
(۱۴)
فتوحات سریع مسلمین وبدست آوردن غنایم معنوی از سرزمینهای پهناور و
گنجینه های فرهنگ و تمدن بر سرمایه های امت اسلامی افزود. یهودیان و مسیحیان به
دین نو گرویدند و ایرانیان و هندیان و سریانیان و مصریان و مغربیان و اسپانیاییان
به شریعت پیروز گردن نهادند. آنهایی هم که خواستند بر معتقدات کهن خود باقی بمانند
توانستند راهی برای همکاری با سران اسلام بیابند. تساهل و اعتدال اعراب نسبت به
ملتهای مغلوب، خاصه در مبادی دوران شکوفایی اسلام، احتمالا در تاریخ ملتهای غالب
بی سابقه است
.
مدرسه به معنای اصطلاحی نزد عرب از اواسط قرن پنجم هجری پدید آمده و
این غیر از مسیر علوم است زیرا که حکمت و دانش و اماکن آموزش و خواندن و نوشتن از
سالهای نخست ظهور اسلام به وجود آمده بود. عرب واژه مدرسه را از عبرانی و یا آرامی
گرفته است. عربها این مؤسسات علمی و آموزشی را، به معنایی که اکنون رایج است، پیش
از قرن چهارم نمی شناختند و از روشهای آموزش عالی آگاهی درستی نداشتند. ولی از قرن
دوم، آشنایی آنها آغاز شد و به طور محدود محافلی را ایجاد کردند، بویژه در زمان
هارون و فرزندانش، که «دارالحکمه » مشهوربغدادتاسیس واز ملحقات آن رصدخانه نجوم و
مترجمان ونسخه برداران وکتابخانه عمومی بودکه باتالیفات نفیس وکمیاب به زبانهای
گوناگون زینت یافته بود و البته این نهاد به سازمانهای علمی امروزی بسیار شبیه بود
ودانشمندان بسیاری درآن بودند که نام بسیاری از آنها در کتابهای تاریخ ثبت شده
است; مانند یحیی بن ابی منصور منجم، ممدبن موسی خوارزمی، صنوبری حلبی،ابن نوبخت واولادشاکر
. (۱۵)
اما دانشهایی که در این دارالحکمه تدریس می شد در زمینه های گوناگون
بود، مانند طبیعیات و موسیقی که به علوم قدیم موسوم شده اند. یاقوت از جعفر موصلی
(متوفای سال ۳۲۳ه.ق) نقل می کند: در یکی از شهرها آموزشگاهی بود که در آن
کتابخانه ای بزرگ وجود داشت که در خزانه آن کتابهای بسیاری از علوم گوناگون گرد
آمده بود و وقف دانش پژوهان شده بود، و از ورود هیچ کس جلوگیری نمی شد و حتی اگر
غریبی جویای دانش مراجعه می کرد به او امکانات آموختن و نوشتن واگذار می گردید
.
این گونه گزارشها نشانگر آن است که مدارس کوچک محلی، شبیه مدارسی که
عباسیان پس از این بنیان نهادند، قبلا شکل گرفته بود. این مدارس نه تنها از خدمات
و امکانات مناسب آموزشی و پژوهشی برخوردار بودند بلکه از جهت گزینش استادان شایسته
ضوابط متینی را معمول می داشتند که در کتابهای باقی مانده از آن دوره مندرج است;
از جمله صفات ذیل را برای هر مدرس الزامی می دانستند: ۱- داشتن قلب و زبان پاک از
غیبت و خیرخواه در امور و معتدل و دارای نسبی شریف و سالخورده; ۲- اینکه با پادشاه
آمیزش نکند و دنیا او را بگونه ای مشغول نکند که از امر دین باز ماند و اگر از
معاشرت با سلطان ناگزیر ماند، او باید مصلحت دینش را در نظر داشته باشد
.
صفات مدرس، شروط لازم برای دانشجو، اوقات مناسب برای تدریس، آمادگی
برای درس، کیفیت تدریس، اسکان دانشجویان، ساختمان مدرسه و موقوفات مدرسه از مسائلی
است که در فرهنگ آموزشی مسلمانان پر اهمیت بوده است
.
(۱۶)
باظهورخلافت عباسی درقرن دوم(هشتم م)، مرکز امپراتوری اسلام از دمشق به
بغداد منتقل شد و نفوذ عناصر غیر عرب از جمله ایرانیان رو به افزایش گذاشت.
تلاشهایی به وقوع پیوست تا نهضت عباسیان را در مقابل اعراب و تشیع ایرانی را در مقابل
تسنن عربی یک نهضت ملی ایرانی قلمداد کند، درحالی که تشیع خاستگاهی عربی داشت
.
به موازات گسترش اسلام در سرزمینهای پهناور خاوری و باختری، اختلافات و
منازعات بر سر قدرت در درون امپراطوری اسلامی شدت یافت و در نتیجه مملکت اسلامی،
که با قدرت حکومت اموی اداره می شد، تجزیه گردید و طولی نکشید که «در دنیای اسلام
در یک زمان سه خلیفه حکومت می راند: عباسی دربغداد، فاطمی درمصر واموی در اندلس
.» (۱۷)
تردیدی نیست که مراکز
خلافت یکی از پر رونق ترین مراکز تمدن و فرهنگ در جهان آن روز بوده است. انتقال پایتخت
عباسیان از بغداد به خراسان این منطقه را نیز در شمار مناطق یاد شده قرار داد
.
ورود دانشها از سرزمینهای دور به عالم اسلام اسباب و عواملی داشت که از
آن شمار است: ۱- ازدواج میان مسلمانان و یهودیان یا میان مسلمانان و مسیحیان به
رغم مخالفت آباء کلیسا
;
۲-
وجود زبان عربی به عنوان زبان رسمی و مشترک
همه اقوام و ملتهایی که در سرزمین اسلامی زندگی می کردند
;
۳-
حضور پزشکان حاذق و دانشمندان بزرگ (یهودیان و
مسیحیان عموما و نسطوریان خصوصا) در دربار خلفای اسلامی
.
به این ترتیب، اختلاط بزرگی میان عناصر گوناگون جهان اسلام فراهم آمد و
مبادله همه جانبه اندیشه های عقلانی در این جهان نو رونق گرفت. اعراب خود را در
تماس مستقیم با تمدن یونانی – ایرانی یافتند و تحت تاثیر مستقیم و عمیق آن قرار
گرفتند
.
نخستین کوششهای
مسلمانان در کار ترجمه
در پایان قرن اول هجری، مترجمان اسلامی شروع به ترجمه نمودند ولی نهضت
واقعی ترجمه از نیمه دوم قرن دوم پا گرفت. در قرن سوم هجری، یعنی عصر کلاسیک
اسلام، این نهضت به اوج خود رسید و تا پایان قرن پنجم ادامه یافت. در قرنهای ششم و
هفتم نیز به مترجمانی بر می خوریم، اما آنها همه در مرتبه ای فروتر جای می گیرند
زیرا هیچ کاری که چنگی به دل بزند عرضه نکردند. بنابراین، مسلمانان بیش از سه قرن
سخت مشغول ترجمه آثار علمی و فلسفی و ادبی و مذهبی تمدنهای کهن بودند و از میراث
انسانی بزرگی که سرچشمه های آن در شش زبان شناخته آن زمان، یعنی عبری، سریانی،
فارسی، هندی، لاتینی و از همه مهمتر یونانی بود برخوردار شدند
. (۱۸)
مؤسسه ای علمی به نام «بیت الحکمه » برای جای دادن مترجمان و حفظ آثار
آنها بنیان نهادند و هیئتهایی در جستجوی کتابهای ارجمند به ایران و هند و قسطنطنیه
گسیل داشتند و برای آنکه اندیشه های مضبوط در زبانهای دیگر را با امانت تمام به
زبان عربی برگردانند، هم ترجمه کردند و هم ترجمه های پیشین را تصحیح یا دیگر بار
ترجمه کردند. این ترجمه های گوناگون سرآغاز علم آنها و تحقیق و تتبع آنها بود
. (۱۹)
می گویند که کار، خود اندامساز است و نیازهای آدمی خود نیروی محرکه هر
نوع فعالیت جسمانی یا فکری را تشکیل می دهد. به همین سبب است که مسلمانان برای
تغذیه روان و تن به دستاوردهای تمدنهای کهن روی آوردند. بااین همه، نخستین
ترجمه های آنهادر زمینه علومی بود که رابطه ای مستقیم با کار و زندگی روزمره داشت;
زیرا همواره نخست باید زیست و آنگاه به فلسفه پرداخت. خالد بن یزید، حکمران مصر در
زمان خلافت امویان، رغبتی تمام به کیمیا و علوم طبیعی داشت که شاید معلول اقامت او
در مصر بود و کتابهایی نیز در کیمیا نوشت. این حکمران کیمیادوست فرمان داد تا
حکمای اسکندرانی کتابهای کیمیایی و طبی را که به زبان یونانی یا قبطی بود به عربی
ترجمه کنند. به گفته ابن ندیم، این نخستین ترجمه ای بود که در جهان اسلام صورت
گرفت و اینکه ابن خلدون و نیز ژوردن
Jourdain
کتاب اصول اقلیدس را نخستین کتاب یونانی دانسته اند که به
فرمان منصور، خلیفه عباسی، به عربی ترجمه شده حکمی نادرست است.حجیت ابن ندیم دراین
باره انکارناپذیر است و ترجمه های خالد بر ترجمه هایی که درزمان حکومت خاندان
عباسی صورت گرفته زمانا تقدم دارد. به فرمان خلیفه دیگر اموی، یعنی
عمربن عبدالعزیز که در میان خلفای خاندان خود از همه بیشتر به علم رغبت داشت،
رساله ای هم درطب به عربی ترجمه شد. امااین ترجمه ها همه ناقص بود و غالبا جز کنجکاویهای
شخصی راارضانمی کردودرنتیجه اهمیت چندانی نداشت
.
خاندان عباسیان نیز ترجمه های اسلامی را با جدیت تمام و به شیوه ای
درست تمشیت دادند. دومین خلیفه آنان، یعنی منصور، که شوقی وافر به علم داشت، عصر
بزرگ تفحصات علمی عرب را گشود، بغداد را بنیان نهاد (۱۴۵ ق) و وارث آتن و اسکندریه
کرد و در اثنای بنای این دارالخلافه عباسی به جستجوی پزشکان و مترجمانی پرداخت که
راهگشای فرهنگ اسلامی شدند. جانشینانش نیز همان راه و روش او را دنبال کردند، خاصه
مامون که نهضت نوآوری را به کمال رسانید و بر تشویق ترجمه و مطالعه تحقیقی آثار
کلاسیک افزود
. (۲۰)
به
همین جهت، دیری نپایید که اعراب مسلمان با دانشهای ملل گوناگون اعم از یونانی و
سریانی و ایرانی آشنا شدند. آنها بزودی علوم گوناگون را از ملل مختلف آموختند و در
آنها ابتکارها و تصرفاتی به عمل آوردند، بویژه علوم عقلی را در چهارچوب باورهای
خویش، اصلاح کرده و آن را وسیله پیشبرد اعتقادات اسلامی قرار دادند. مسلمانان
عناصر مناسبی از فرهنگهای مختلف را هضم و جذب و موارد ناسازگار آنان را دفع کردند.
علوم طبیعی و تجربی را نیز برای گسترش آئین خود، به استخدام در آوردند
.
به قول دکتر زرین کوب، تمدن اسلام، که بدین گونه وارث فرهنگ قدیم شرق و
غرب شد، نه تقلیدکننده صرف از فرهنگهای سابق بود و نه ادامه دهنده محض; ترکیب
کننده بود و تکمیل سازنده. دوره کمال آن، که با غلبه مغول به پایان آمد، دوره
سازندگی بود – ساختن یک فرهنگ جهانی و انسانی – و در قلمرو چنین تمدن قاهری، همه
عناصر مختلف البته راه داشت: عبری، یونانی، هندی، ایرانی، ترکی و حتی چینی. اگر
مواد این ترکیب در نظر گرفته شود عنصر هندی و ایرانی هم، به هرحال، از حیث کمیت از
عنصر عبری و یونانی کمتر نیست، اما اهمیت در ترکیب ساختمان است و صورت اسلامی آن
که ارزش جهانی وانسانی دارد. به علاوه، آنچه این تمدن را جهانی کرده در واقع نیروی
شوق و اراده کسانی است که خود از هر قوم و ملتی که بوده اند منادی اسلام و تعلیم
آن بوده اند. بدین گونه، مایه اصلی این معجون، که تمدن و فرهنگ اسلامی خوانده
می شود، در واقع اسلام بود که انسانی بود و الهی، نه شرقی و نه غربی. جامعه اسلامی
هم، که وارث این تمدن عظیم بود، جامعه ای بود متجانس که مرکز آن قرآن بود، نه شام
و نه عراق. با وجود معارضاتی که طی اعصار بین فرمانروایان مختلف آن روی می داد در
سراسر آن یک قانون اساسی وجود داشت: قرآن که در قلمرو آن نه مرزی موجود بود، نه
نژادی، نه شرقی و نه غربی
. (۲۱)
کتاب و کتابخوانی
در تمدن اسلامی
همانگونه که یاد کردیم، فرمانهای قرآن و پیامبر و سیره رهبران دینی و
نخبگان جامعه اسلامی به همراه نیازهای روحی و مادی، انگیزه ای نیرومند برای
دانش پژوهی و علم گستری گردید. به برکت همین روحیه و فرهنگ بود که دانشمندان مسلمان
توانستند در مدت کوتاهی آثار گرانبهایی به جامعه بشری عرضه بدارند. عشق به مطالعه
و تحقیق چنان فضایی را به وجود آورده بود که تاسیس کتابخانه نیاز مبرم جامعه
اسلامی شناخته شد و زمامداران را ناگزیر از تدبیر و اقدام تازه نمود. از اینرو،
مامون در ۸۱۵ م (۲۰۰ ه) بیت الحکمه را با یک میلیون جلد کتاب در بغداد تاسیس نمود.
در سال ۸۹۱ م
(۲۷۸
ه) مسافری که
از شهر دیدن کرده است، می نویسد که در بغداد بیش از یکصد کتابخانه عمومی دایر بود.
در قرن دهم، شهر کوچکی مانند نجف چهل هزار جلد
کتاب داشت.خواجه نصیرالدین طوسی،مدیررصدخانه مراغه مجموعه ای، مشتمل بر چهارصد
هزار عنوان کتاب گرد آورد. در اسپانیای اسلامی، الحاکم، خلیفه قرطبه، در قرن دهم
(قرن چهارم ه ق) با داشتن کتابخانه ای مشتمل بر چهارصد هزار جلد کتاب بر خود
می بالید، در حالی که چهار قرن بعد، شارل خردمند پادشاه فرانسه، به سختی توانست
نهصد جلد کتاب گردآوری کند. ولی حتی در دنیای اسلام هیچ کس همت العزیز، خلیفه
فاطمی مصر، را نداشت; زیرا وی کتابخانه ای مشتمل بریکملیون وچهارصدهزارجلدکتاب
دایرنمود که ازآن جمله شش هزارجلدکتابهای ریاضی وصدوهشتاد هزار جلد کتاب فلسفی بود
. (۲۲)
حکم بن ناصر، که در سالهای ۵۰-۳۶۶ه (۹۶۱-۹۷۶م) بر اندلس حکومت می کرد،
اقسام علوم و فنون را ترویج نمود و دانشمندان و اهل فضل را پیوسته مورد انعام و
نوازش قرار می داد. او به جمع آوری کتب علاقه فراوانی داشت،بطوری که ابومحمد بن
حزم ازتلید خصی که رئیس کتابخانه سلطنتی بوده است نقل می کندکه فهرست کتابخانه ۴۴
جلد بوده ودرهرجلدی ۲۰ورق تنهابه اسامی دیوانهااختصاص داشته است
. (۲۳)
علاوه براینها، در غالب مسجدها کتابخانه ای وجود داشت و در بیشتر شهرها
کتابخانه های عمومی بود که تعداد زیادی کتاب در آن گردآورده و درهای آنان را به
روی مردم گشوده بودند
. (۲۴)
کتابخانه بصره به دانشورانی که در آنجا مطالعه می کردند مقرری و
اعانه هایی می داد… وقتی مغولان، بغداد را ویران کردند سی و شش
کتابخانه عمومی درآنجابودواین بجزکتابخانه های خصوصی بود.نوشته اند:
وقتی امیربخارادانشمندی به سوی خویش خواند، وی (واقدی) نپذیرفت و فقط چهارصد شتر
برای حمل کتابهای خود درخواست کرد. پس از درگذشت واقدی، مورخ معروف، ششصد صندوق
پرازکتاب به جای ماند که برای برداشتن هر صندوق دو مرد لازم بود. بعضی از بزرگان
مانند صاحب بن عباد،به قدر همه کتابخانه های اروپا کتاب داشتند
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
