خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دین در ساحت سماحت و سهولت
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 76
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت کامل دین در ساحت سماحت و سهولت؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل دین در ساحت سماحت و سهولت شامل 81 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل دین در ساحت سماحت و سهولت را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل دین در ساحت سماحت و سهولت با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل دین در ساحت سماحت و سهولت با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل دین در ساحت سماحت و سهولت تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل دین در ساحت سماحت و سهولت را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل دین در ساحت سماحت و سهولت :
(به یاد نیک نام بزرگ تاریخ و از مصلحان قرن بیستم حضرت امام موسی صدر)
چکیده مقاله حاضر حاوی چند نکته است. نخست اینکه: اسلام علاوه بر اینکه دارای شریعت سهل و مدارایی است و هیچ دستور شاق و فوق توان و تکلیف را بر پیروانش روا نمی دارد، همچنین نسبت به عقاید دیگر عالم دارای بردباری ویژه ای است و عقیده ای را بر کسی از راه جبر و اکراه، تحمیل نمی کند. دوم اینکه: دین در دوران قرون وسطی زیر سلطه و سیطره حاکمان کلیسا جامه خشن به تن کرد و تساهل و تسامح را، که یک امر انسانی و نظری بود، زیر پا گذاشت و در نهایت با فرجامی تلخ روبرو گشت. سوم اینکه: برآمدن آفتاب تمدن اسلام به خاطر تسامح و تساهلی بود که متفکران مسلمان در برخورد با دیگر متفکران ملل و نحل عالم داشتند. از پرسشهای عمده ای که پیرامون ادیان رخ می نماید این است که آیا در ذات ادیان الهی و بالاخص ادیان ابراهیمی، که دین واحدی بیش نیست، تساهل و تحمل عقاید خارج از حوزه آن دین وجود دارد؟ و در صورت وجود داشتن آیا این تحمل یک روش است و یا یک ارزش؟ سوم اینکه آیا در تاریخ ادیان بالاخص اسلام، به عنوان دین خاتم، تحمل عقاید دیگران به دست متولیان دین و یا نهادهای دینی تحقق یافته است و یا جنبه های بی تحملی و خشونت بر جنبه های تحمل و تساهل غلبه داشته است؟ البته ممکن است پرسشهای دیگری در این زمینه وجود داشته باشد که در این مقال موجز مجال طرح آن نیست. از آنجا که این نوشتار به مناسبت بیستمین سالگرد ناپدید شدن سرو قامت آزاده و جاودانه تاریخ و از وارثان نامدار، پیامبران حضرت امام موسی صدر نگارش می یابد; همو که با تساهل و مدارا صدای اسلام و تشیع را از سواحل مدیترانه به امواج هستی طنین افکند و امواج ناآرام زندگی را بر بزم در ساحل بی احساسی ترجیح داد و چونان ابوذر آن تبعیدی دیار لبنان، مستضعفین را حیاتی دوباره بخشید که «مردم باید امامان و وارثان زمین باشند» 1 و مجاهد مردی که در راستای رسالتش فرجامی نامعلوم نصیبش گشت، که البته غالب نیک نامان تاریخ در این جغرافیای هستی چنین جامهای ناگواری را در فرجام کار خویش سرکشیده اند و سقراط وار جاودانگی خود را در این جامها و جریده عالم به ثبت رسانده اند، که در آن جهان رضوان گوارایشان باد. به هر روی با این تناسب سزاوار یافتم تا دین در حوزه تساهل را به خامه تحریر آورم و بنگرم که سلوک این دانشی مرد سر از پا نشناخته در برخورد با دیگر فرق عالم و سایر اصحاب ملل و نحل یک سلوک دینی و الهی بوده است. واژه های: «سمحه، سهله و یسر» و مشتقات آنها به عنوان اوصاف دین در آیات و روایات زیاد به کار رفته و پیامبر اسلام شریعت خود را با اوصاف فوق یاد کرده است. 2 گفتنی است که سماحت و سهولت هم یک دعوت درون دینی است و هم یک امر برون دینی. یعنی شریعت اسلام علاوه بر اینکه تکلیف شاق و مالایطاقی را بر پیروان خود تحمیل نمی کند، از امت اسلام نیز می خواهد در تحمل عقاید دیگران و در برابر افکار غیر مسلمانان وسعت نظر و سعه صدر داشته باشند و یاد کرد این مقاله بیشتر مربوط به سهولت در امر برون دینی است که اسلام در برخورد با عقاید و افکار غیر مسلمانان چه واکنشی دارد و آنها را در چه مقام و منصبی می داند و می نشاند. ولی نسبت به بخش درون دینی تنها به چند آیه از قرآن اکتفا نموده و تفصیل مقال را به مجالی دیگر وامی گذاریم.
۱- (و جاهدوا فی الله حق جهاده هو اجتبیکم و ما جعل علیکم فی الدین من حرج مله ابیکم ابراهیم…) 3 در راه خدا چنان که شایسته است جهاد کنید. او شما را برگزید و برایتان در دین هیچ تنگنایی پدید نیاورد کیش پدرتان ابراهیم است. در این آیه سهولت و سماحت با نفی حرج همراه است یعنی با اینکه جهاد و تلاش لازمه حیات و زندگی است و هر انسانی در بستر حیات خویش، به طور تشریعی و یا تکوینی، مامور به جهاد و مبارزه با موانع حیات و حقیقت است ولی نباید زندگی خود را با عسر و حرج همراه سازد. مرحوم علامه طباطبایی در ذیل آیه یاد شده می نویسد: «خدا از روی امتنان هر گونه حرج در دین را، چه حرج در اصل حکم باشد و یا به طور اتفاقی حرجی عارض شود، برداشته است. بنابراین شریعت آسان و ساده پدرشان ابراهیم حنیف است; کسی که به خدایش ایمان آورد». 4
۲- خداوند در ضمن نقل داستانهای قرآنی نکاتی را می آموزد که روح پیام آن داستان را می نمایاند. (… قلنا یا ذا القرنین اما ان تعذب و اما ان تتخذ فیهم حسنا قال اما من ظلم فسوف نعذبه ثم یرد الی ربه فیعذبه به عذابا نکرا و اما من آمن و عمل صالحا فله جزاء الحسنی و سنقول من امرنا یسرا) 5 گفتیم:ای ذوالقرنین [اختیار با توست] یا عذاب می کنی یا در میانشان [روش] نیکویی پیش می گیری. گفت: اما هر که ستم ورزد عذابش خواهیم کرد، سپس به سوی پروردگارش بازگردانیده می شود، آنگاه او را عذابی سخت خواهد کرد. و اما هر که ایمان آورد و کار شایسته کند، پاداش نیکوتر خواهد داشت، و به فرمان خود، او را به کاری آسان واخواهیم داشت. مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می نویسد: «ظاهرا مراد به امر در امرنا امر تکلیفی است و معنای واقعی سخن این است که به وی دستورات آسان خواهیم گفت; یعنی به چیزهایی که برایش آسان باشد و موجب سختگیری نگردد مکلف خواهیم ساخت ». 6 با توجه به آیات دیگری که در باره نفی «عسر و حرج » و ایجاد سهولت و سکونت، نازل شده است; اشعار به این معناست که شریعت خداوندی از درون شریعتی آرام و سکونت بخش و فاقد هر گونه تکالیف شاق و مالایطاق است; تا انسانها در شریعتمداری خود گوهر دین را چون در دریابند و زیبایی و دلبردگی حقیقت دین را از دست رفته نبینند. باز می گردیم به امر تسامح در حوزه برون دینی و نوع نگاهی که دین اسلام به سایر ملل و نحل دارد. واژه «تسامح » به معنای مدارایی و تحمل اخلاق و عقاید دیگران، که مورد قبول مانیست، می باشد. به بیان دیگر: تسامح یعنی سیاست مدارای صبورانه در حضور چیزی که مکروه و ناصواب می شماریم. برخی آن را معادل [ Tolerance] گرفته اند و «تولرانس » در غرب از زمانی آغاز شد که به عنوان یک راه عقلی برای رفع مشکلات و اختلافهای ایجاد شده بین مسیحیت ارایه گشت. «جان لاک » نخستین کسی است که در این زمینه کتابی را نگاشت و تولرانس را در ساحت دین برای ایجاد همزیستی و زندگی مسالمت آمیز بین پروتستان ها و کاتولیک ها به کار برد و فرق مختلف مسیحی را به تفاهم و سازگاری دعوت کرد.
لاک در رد کسانی که می خواهند به زور و شکنجه و خشونت مردم را صحیح الاعتقاد کنند و با ترس و تهدید جامعه را دینی سازند، چنین نوشت: «سرکوب سیاست کارآمد و مؤثری نیست. از زور می توان برای واداشتن به انجام دادن حرکات عبادی به شیوه خاص مسیحی استفاده کرد، اما زور نمی تواند انسان را وادار کند که در خلوتگه ضمیرش ایمان یا اعتقادی را بپذیرد. آنچه زور می تواند انجام دهد واداشتن انسان به تظاهر به ایمان و صحیح الاعتقاد بودن است. چنین سیاستی نه فقط بی فایده ست بلکه از جنبه اخلاقی زیانبار است، چون به پرورش نفاق می انجامد. بدین طریق لاک این استدلال کاتولیک ها را رد می کند که زور تا چه رسد شکنجه و مرگ می تواند انسان را به فلاح و رستگاری برساند». 7
نکته ای که ذکرش در اینجا ضروری است این است که تساهل و تسامح بیش از آنکه یک امر دینی و یا اخلاقی باشد، یک مقوله انسانی است به این معنا که انسانها از جهت فکر و فهم و سلیقه در درجات متفاوت هستند و کسی نمی تواند ادعا کند که هر چه من می فهمم حق است و هر فهمی غیر از این باطل است و شاید سر اینکه قرآن کریم دین اکراهی را نکوهش کرده و آن را منتفی دانسته است، اشاره به همین باشد که باید آدمها را در فهم و اعتقاد آزاد گذاشت. زیرا هر کس در چگونگی فهم باید آزاد باشد بنابراین تسامح به عنوان یک مقوله فرا دینی نخستین کاربرد آن این است که آدمیان را در کشف حقیقت و پیدا کردن راه سعادت آزاد می گذارد و هر گونه استبدادی را در این راستا محکوم می کند، چون استبداد دشمن آشکار و آشنای عقیده و فکر و فرهنگ است و راه اندیشیدن را بر انسانها می بندد و علت اینکه رویکرد انسان امروز، بویژه در مغرب زمین، به تساهل بیشتر شده است، چون حاکمیت کلیسا راه را بر هر دگراندیشی بسته بود و حق مطلق را فقط از آن خود می دانست و هیچ حقیقتی ورای دیوارهای کلیسا مورد پذیرش واقع نمی گشت و بل صاحبان آن را به شکنجه و کشتار محکوم می کردند. بنابراین کلمه تسامح و تساهل پس از قرون هفدهم و هجدهم بیشتر مورد استفاده قرار گرفته است تا هر نوع مطلق گرایی و جزمیت اندیشی را، هم در ساحت ادیان و هم در ساحت فرهنگ و سیاست، بزداید.
در فرهنگ تسامح اصل بر این نیست تا به همه اندیشه ها و عقیده ها صورت حقیقت ببخشد و یک نوع نسبی گری را در جامعه رواج دهد و بگوید هر کس به هر چه می اندیشد صواب است بلکه در فرهنگ تسامح بیشتر تحمل عقاید و افکار مورد نظر است نه تحمیل عقاید و افکار ولازمه تحمل عقاید و اندیشه دیگران دست کشیدن از ایمان خود نیست، بلکه می توان در عین اینکه عقیده ای را باطل شمرد و فکری را مردود دانست، ولی به صاحب عقیده باطل و فکر مردود احترام گذاشت و بر آن نشورید. و تعریف تسامح چیزی غیر از این نمی تواند باشد. انسان متسامح یعنی کسی که در برابر اندیشه ای ناصواب، به زعم او، دارای سیاست صبورانه است. ممکن است برخی بر این گمان روند که تسامح یعنی بی اعتنایی به عقاید و افکار خود و یا نسبت به افکار باطل حساسیت از خود نشان ندادن. داشتن چنین پنداری از تسامح غلط است و کسی نمی گوید دینداران باید نسبت به عقاید و افکار خود بی اعتنا و راه را برای ترویج افکار و عقاید مردود هموار سازند; بلکه سخن بر سر نوع و نحوه برخورد با افکار و عقاید دیگران است. ما اگر تسامح را در برابر خشونت قرار دهیم و معنی ضد این واژه را در یابیم مفهوم آن روشنتر خواهد شد. در قاموس خشونت یعنی هر فکری و عقیده ای را تحمل نکردن و آن را سرکوب و محکوم کردن با تیغ ارتداد و الحاد سر هر متفکری و دگر اندیش، را بریدن. طرفداران تسامح می گویند سیاست سرکوب در ساحت فکر و فرهنگ و اعتقاد کارآمد و موثر نیست بلکه از لحاظ اخلاقی اثرات زیانباری در پی خواهد داشت و فراتر از آن آنچه گذشت، تسامح یعنی پاسداشت حق اولیه انسان، یعنی آزادی و خشونت یعنی زیر پا گذاشتن این حق. اینکه در جوامع مدنی اصرار دارند تادین را از دست دولت خارج سازند و نهادهای دینی را از نهادهای دولتی جدا کنند برای این است که دین اگر در چنبره قدرت قرار گیرد و لباس زور به تن کند این دیگر دین نخواهد بود چرا که عطوفت و لطافت خود را از دست خواهد داد. از سویی اگر تساهل از دامن دین بر چیده شود و نهادهای دینی عقاید و افکار غیر خود را تحمل نکنند، کثیری از افراد جامعه را دچار محرومیتهای حقوقی خواهد کرد. و حتی ممکن است برخی خشونت طلبان تا مرز گرفتن حیات فیزیکی از افراد دگر اندیش پیش روند. لهذا مفهوم «تساهل » که در غرب توسط «جان لاک » فیلسوف پرآوازه انگلیس مطرح شد، هدف پیشتیبانی از حقوق و آزادیهای کسانی بود که در برابر گیوتین کلیسا ها و سلاطین تمامیت خواه، قرار داشتند و حقوقشان از دست رفته بود یا در شرف پایمال شدن بود. بشر غربی در مقابل قهر و خشونت کلیسا و نهادهای دینی و دولتی حقوق خود را مطالبه می کرد، لذا کسانی که قایل به حقوق بشر نیستند، اعتقاد و علاقه ای به تسامح و مدارا نیز ندارند و همچنین در جامعه ای که نقد و نقادی برنمی تابد و برخی افکار انسانهای غیر موصوم را پشت پرده عصمت می بیند و پیرامون آن خط قرمز می کشند، تساهل معنا پیدا نمی کند. زیرا ممکن است کسانی در راءس هرم قدرت باشند که تحمل افکار مخالف را نداشته باشند و یکسره آن را باطل بدانند و باطل دانستن را با تحمل نکردن و به دنبال آن برخورد خشن کردن، یکی بدانند. غافل از اینکه دیگران از «حق » آزاد اندیشی و نقد به افکار و اعتقاد اکثریت برخوردارند. و می توانند هر کجا که خواستند افکار خود را طرح نمایند، همچنانکه در تاریخ اسلام ملحدین افکار خود را با مداراه آفتابی می کردند و ائمه (علیهم السلام) با ادب و نزاکت پاسخ آنان را می دادند. 8
نکته ای که باید در اینجا یادآور شوم اینکه: تحمل عقاید دیگران و رواپذیری افکار دگراندیشان به معنای به سمیت شناختن آنها در فرهنگ جامعه نیست، معمولا هر جامعه ای در مقام پاسداری از فرهنگ رسمی خویش همه جا خواهد ایستاد و کمتر جوامعی بوده است که گوهره فرهنگ خود را به خاطر پهن شدن سفره فکری عده ای، از ست بدهد، ولی اگر برخی افکار به خاطر بی تحملی آفتابی نشود و با احتجاجات محاجه گران روبرو نگرد
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
