خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فرقه مرجئه
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فرقه مرجئه قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ماتریدیه در یک نگاه
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ماتریدیه در یک نگاه قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
04ساعت
28دقیقه
33ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پژوهشی درباب ماتریدیه

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 75

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل پژوهشی درباب ماتریدیه شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل پژوهشی درباب ماتریدیه در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل پژوهشی درباب ماتریدیه با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل پژوهشی درباب ماتریدیه نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل پژوهشی درباب ماتریدیه هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل پژوهشی درباب ماتریدیه اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل پژوهشی درباب ماتریدیه :

در آمد

در قرن های دوم و سوم هجری مجادله میان فرقه های کلامی،
بخصوص اهل حدیث و معتزله، فضای فکری جهان اسلام را
آشفته کرده بود. در این منازعات، که حاکمان وقت نیز بی نقش و
تأثیر نبودند، معتزلیان جانب عقل و اندیشه عقلی را گرفته بودند
و اهل حدیث بر ظاهر آیات و روایات تأکید می ورزیدند. این
مسئله دو خطر بزرگ را برای جهان اسلام به وجود آورده بود:
نخست آن که فضای سیاسی جامعه اسلامی و اتحاد مسلمانان را
به شدت خدشه دار کرده و جامعه اسلامی همه روزه شاهد درگیری
و منازعه و حتی خون ریزی بود. دوم آن که عقاید اسلامی نیز به
خطر افتاده بود؛ زیرا اهل حدیث همواره بر ظواهر آیات و روایات
جمود داشتند که این امر موجب راه یافتن تشبیه و تجسیم و ورود
اسرائیلیات در عرصه اندیشه اسلامی گردیده بود و معتزله نیز با
تکیه بر عقل خود، حتی در جایی که عقل تنها توان صدور حکم
قطعی ندارد، می خواستند هر آنچه را که با آن در تضاد و تعارض
بود، به دور اندازند. آنان حتی می خواستند احکام فرعی را نیز با
عقل خود استنتاج کنند. بدین روی، ضرورت نهضتی اصلاحی در
اندیشه اهل سنت جدا احساس می شد.

در چنین شرایطی، سه تن از متفکران اهل سنت برای این
هدف به پا خاستند و در پی اصلاح وضع موجود و آشتی میان
اندیشه معتزلی و اهل حدیث برآمدند: ۱. ابوالحسن اشعری (م
324 ه.ق)، در مرکز حکومت اسلامی آن روز و مرکز درگیری میان
اهل حدیث و معتزله؛ ۲. ابومنصور ماتریدی (م ۳۳۳ه.ق)، در
شرق بلاد اسلامی و ماوراءالنهر؛ ۳. ابوجعفر طحاوی، در مصر.
نقش شخصیت اخیر بیش تر تبیین آرای کلامی ابوحنیفه بود، اما

دو شخصیت نخست، خود، پایه گذار مکتب کلامی جدیدی بودند
که به نام آن ها شهرت یافت.

نوشتار حاضر به تبیین شخصیت، زندگی، اندیشه و مکتب
ابومنصور ماتریدی می پردازد.

زندگی ماتریدی

الف. تولد و وفات

ابومنصور محمدبن محمدبن محمود ماتریدی
سمرقندی (م۳۳۳ ه.ق) در قریه ماترید یا ماتریت از روستاهای
سمرقند به دنیا آمد. برخی از نویسندگان نسب وی را به ابوایوب
انصاری مدنی، صحابی بزرگوار پیامبر و میزبان آن حضرت
درآغاز هجرت، رسانیده اند، اما در این مورد جای تردید وجود دارد
و این نسبت مستند به هیچ سندی نیست.

پیروان ماتریدی، وی را با القابی همچون «الشیخ»، «الفقیه»،
«علم الهدی»، «امام الهدی»، «امام اهل السنه» و «امام
المتکلمین» توصیف می کنند. همه شرح حال نویسان تاریخ
وفات وی را سال ۳۳۳ ه.ق دانسته اند، اما در مورد تاریخ ولادت او
سندی در دست نیست. البته تخمین هایی در این مورد وجود دارد؛
مثلاً سال های ۲۳۸، ۲۴۸ و ۲۵۸، که با توجه به تاریخ وفات دو
استاد ماتریدی؛ یعنی محمدبن مقاتل رازی (م ۲۴۸ ه.ق) و
نصیربن یحیی بلخی (م ۲۶۸ ه.ق) است. برخی گفته اند: با
توجه به تاریخ وفات استاد نخست اش، ماتریدی دست کم ده
ساله بوده است. بنابراین، تاریخ میلاد وی باید ۲۳۸ هجری باشد،
اما شمس الدین سلفی، نویسنده الماتریدیه و موقفهم من

توحید الاسماء و الصفات این احتمال را رد می کند و می گوید:
«برای ما ثابت نیست که ابن مقاتل استاد ماتریدی باشد» و بر
این اساس، احتمال می دهد که تاریخ ولادت ماتریدی سال ۲۵۸
هجری باشد.(۱) هرچند دیگر نویسندگان، تلمّذ ماتریدی نزد

ابن مقاتل را مسلم می دانند.(۲)

متأسفانه از زندگی شخصی ماتریدی اطلاعی در دست
نیست. بسیاری از شرح حال نویسان یا از اساس به زندگی وی
نپرداخته اند و یا تنها به ذکر نامی اکتفا کرده اند. حتی بسیاری از
تاریخ نویسان حنفی نیز که در فقه هم مکتب ماتریدی هستند،
زندگی وی را شرح نکرده اند. بنابراین، از زندگی، پدران، سفرهای
علمی و سایر مسائل زندگی او چیزی در دست نیست.

ابومنصور ماتریدی در سمرقند وفات کرد و مدفن وی در
قبرستان «جاکردیزه»، که از بزرگترین قبرستان های جهان اسلام
است، زیارتگاه پیروان اوست.

ب. استادان و شاگردان

ابومنصور ماتریدی نزد چهارتن از علمای مشهور زمان خود که
همه از شاگردان و پیروان ابوحنیفه بودند، تلمذ کرد که عبارت
بودند از:

۱. ابوبکر احمدبن اسحاق جوزجانی؛ ۲. نصیربن یحیی بلخی
(م ۲۴۸ ه.ق)؛ ۳. محمدبن مقاتل رازی قاضی ری (م ۲۴۸ ه.ق)؛
4. ابونصر احمدبن العباس، معروف به فقیه سمرقندی.

علامه زبیدی، که خود از ماتریدیان است، می گوید:
«ماتریدی نزد امام ابونصر عیاضی تلمذ کرد… و از اساتید او
ابوبکر احمدبن اسحاق بن صالح جوزجانی… و محمدبن مقاتل
رازی بود. دو فرد نخست از شاگردان ابوسلیمان جوزجانی بودند که
خود او از شاگردان ابویوسف و محمدبن حسن شیبانی از شاگردان
ابوحنیفه بودند اما استاد چهارم او، یعنی محمدبن مقاتل بدون
واسطه نزد ابوحنیفه شاگردی کرده است. بنابراین، ماتریدی گاه با
دو واسطه و گاه با سه واسطه به امام خود (ابوحنیفه) متصل
می شود.»(۳)

اما شاگردان وی: عده ای از علمای بنام حنفی نزد ماتریدی
تلمّذ کرده اند که برخی از آنان عبارتند از:

۱. ابوالقاسم اسحاق بن محمد بن اسماعیل، مشهور به حکیم
سمرقندی؛ ۲. امام ابولیث بخاری؛ ۳. امام ابومحمد عبدالکریم بن
موسی بزدوی؛ ۴. امام ابوالحسن علی بن سعید رُستغفنی.

ج. آثار

ماتریدی ذهن فعال و خلّاقی داشته و در زمینه علوم مختلف
ازقبیل فقه، اصول، تفسیر و کلام آثاری ازخود برجای گذاشته
است که عبارتند از:

۱. کتاب التوحید، که مهم ترین و نخستین منبع پیروان
مکتب ماتریدی در علم کلام است. این کتاب از دقت واتقان
فراوانی برخوردار است، هرچند مغلق و پیچیده نیز می باشد. این
کتاب با تصحیح، تحقیق و مقدمه دکتر فتح الله خلیف در مصر و
بیروت به چاپ رسیده است.

۲. تأویلات اهل السنه، که در زمینه تفسیر است و با
تحقیق دکتر ابراهیم عوضین در مصر چاپ شده است.

۳. مآخذالشریعه؛ ۴. الجدل فی اصول الفقه؛ ۵. کتاب
المقالات؛ ۶. بیان وهم المعتزله؛ ۷. رد اوئل الادله للکعبی؛ ۸.
رد وعید الفساق للکعبی؛ ۹. رد تهذیب الجدل للکعبی؛ ۱۰.
رد اصول الخمسه للباهلی؛ ۱۱. الرد علی القرامطه؛ ۱۲.
ردالامامه لبعض الروافض؛ ۱۳. پندنامه.

د. جایگاه علمی

از کتب و آثار ماتریدی پیداست که وی ذهن وقاد و استعداد
سرشاری داشته است. ماتریدی با عمر طولانی و قوه عقلی
توانمند خود در بسیاری از علوم شرکت تام و تبحر فراوان داشت.
اما فن اصلی او علم کلام است، به گونه ای که حتی تفسیر او نیز
صبغه کلامی به خود گرفته است.

نویسنده کتاب الماتریدیه دراسهً و تقویما می نویسد:
«ماتریدی در تاریخ اندیشه اسلامی جایگاه عظیمی دارد؛ چرا که
وی مؤسس یکی از مکاتب کلامی است که در جهان اسلام
انتشار دارد… و هرکسی که نوشته های او را ملاحظه کند… و بر
معانی نغز و دقیق، و دلایل استواری که در آن است، واقف گردد…
درمی یابد که وی از کرامات و مواهب الهی برخوردار بوده
است.»(۴)

آری، ماتریدی مؤسس مکتب کلامی است که شمار کثیری
از اهل سنت پیرو آنند و بسیاری از عالمان و دانشمندان اهل
سنت به پیروی از وی مفتخرند و حتی بسیاری از دانشمندان
اشعری مسلک مانند عبدالقاهر بغدادی (م۴۲۹) و امام
الحرمین (م ۴۷۸) در مباحثی همچون اثبات حدوث عالم، وجود
خدا و صفات او، ارزش عقل انسان، ضرورت وحی و… از او
متأثرند.(۵)

منشأ و مصدر آرای ماتریدی

چنان که پیش تر خاطر نشان گردید، همه استادان ماتریدی از
شاگردان با واسطه ابوحنیفه، یکی از چهار فقیه اهل سنت، بودند
و از طرفی، ماتریدی خود بارها تأکید کرده است که پیرو و شاگرد
ابوحنیفه است. بنابراین، منشأ و مصدر آرای ماتریدی در اصول و
کلیات، ابوحنیفه است. ابوحنیفه پیش از پرداختن به فقه، از
علمای علم کلام و دارای روش و آرای کلامی بود. ماتریدی که در

فقه پیرو مکتب ابوحنیفه است، در کلام نیز تا حدی از او متأثر
است.

ابوزهره می گوید: «از مقایسه آرای ابوحنیفه و آرای
ابومنصور ماتریدی روشن می گردد که این آراء در اصول باهم
تلاقی دارند و از همین جهت است که علما معتقدند آرای
ابوحنیفه اصلی است که آرای ماتریدی فرعی از آن است و علمای
عراق و اطراف آن در فقه پیرو آرای ابوحنیفه اند، اما در عقاید به
آرای وی توجهی نکرده و به آرای فقها و محدثان و اشاعره اکتفا
کرده اند؛ لیکن علمای ماوراءالنهر علاوه بر عنایت به آرای فقهی
ابوحنیفه، به آرای کلامی او در زمینه عقاید نیز توجه و عنایت
مبذول داشته اند.»(۶)

بنابراین، روشن می گردد که اساس و بنیاد اندیشه های
ماتریدی برگرفته و ملهم از ابوحنیفه است، لیکن، شمس الدین
سلفی معتقد است که ماتریدی به واسطه استادان خود برخی از
اندیشه هایش، از جمله آموزه کلام نفسی را از ابن کلاب(۷)

گرفته است و مؤید این مطلب وجود کلابیه در سمرقند است.(۸)

اما به نظر می رسد این مطلب درست نباشد؛ چرا که وجود
کلابیه در سمرقند و مرو دلیل بر تأثیرپذیری ماتریدی از آن ها
نیست؛ چنان که در خراسان آن روز امامیه نیز وجود داشتند و آرای
کلامی ماتریدی به آنان خیلی نزدیک است، اما ماتریدی از
آن ها متأثر نگردید، بلکه با آن ها شدیدا مخالف بود.

درست تر آن است که بگوییم: اساس و بنیاد اندیشه
ماتریدی، آرای ابوحنیفه است، اما در جزئیات و شیوه استدلال ها
ذهن خلّاق و وقاد خود وی تولید اندیشه کرده است. وی با استفاده
از علوم مختلفی که در خود جمع کرده بود، توانست نظام کلامی
متقن و منسجمی را پی ریزی کند.

روش کلامی ماتریدی و مقایسه آن با روش
اشعری

روش کلامی ماتریدی که بر اساس آن نظام فکری خود را استوار
کرد، بر دو پایه عقل و نقل می باشد. ماتریدی به عقل بسیار بها
می دهد و در عین حال از نقل هم سود می برد. چنان که در آغاز
این نوشتار اشاره گردید، ماتریدی اندیشه کلامی خود را برای
صلح و آشتی میان معتزله و اهل حدیث ارائه کرده است و از این رو
می کوشد همواره راهی میان آن دو مکتب برگزیند. لابه لای کتاب
التوحید وی پر از نزاع و مجادله با دو طرف است. او گاه جانب
معتزله، گاه جانب اهل حدیث و گاه طریق مخصوص به خود را در
پیش می گیرد.

ماتریدی در اندیشه خود تنزیهی است و هر آنچه را که
مستلزم تجسیم و تشبیه خدا و یا نقص و امکان در ساحت او
باشد، مردود می شمارد، اما مانند معتزله هم نیست که قایل به
نفی صفات باشد.

ابوالحسن اشعری نیز در این انگیزه که می خواهد میان
معتزله و اهل حدیث آشتی ایجاد کند، با ماتریدی هماهنگ
است؛ وی نیز راهی میان آن دو مکتب را بر می گزیند، اما
تفاوت هایی میان وی و ماتریدی وجود دارد. بسیاری از کسانی
که در باب ماتریدی سخن گفته اند، به مقایسه میان روش اشعری
و ماتریدی پرداخته اند. در این باب نظرات گوناگونی ارائه شده
است:

برخی معتقدند که میان اشعری و ماتریدی تفاوت عمده ای
وجود ندارد و آن دو در روش و نظر، در اهمّ مسائل علم کلام
اتفاق نظر دارند. دکتر فتح الله خلیف و شمس الدین سلفی از
طرفداران این نظریه هستند. دکتر خلیف می گوید: «دو شیخ
اهل سنت روش واحدی دارند و در اهمّ مسائل علم کلام، که مورد
اختلاف فرقه های کلامی است، متفق هستند.»(۹) اما به نظر

می رسد این دیدگاه چندان درست نباشد؛ زیرا با ملاحظه کتب
اشعری و ماتریدی در می یابیم که تفاوت در روش و رأی میان آن
دو بسیار اساسی و گسترده است. اشعری برای عقل انسان چندان
ارزشی قایل نیست و بیشتر ظاهرگراست. به عنوان مثال، وی
برای خدا وجه و ید اثبات می کند،(۱۰) اما ماتریدی به عقل

بیشتر بها می دهد و این امور را نمی پذیرد.

دیدگاه دوم، نظر احمد امین مصری است. وی می گوید:
«رنگ اعتزال در مکتب اشعری آشکارتر است و این امر بدان
جهت است که اشعری مدتی طولانی در مکتب اعتزال بوده

است.»(۱۱) وی سپس برای این مدعای خود چنین شاهد

می آورد که «اشعری قایل به وجوب عقلی شناخت خداست، اما
ماتریدی این امر را نمی پذیرد.»(۱۲)

شگفت آور است که شخصی مانند احمد امین مصری چنین
اشتباهی را مرتکب شده است. گذشته از نادرستی اصل ادعای
وی، استشهاد وی دقیقا برعکس است؛ یعنی ماتریدی قایل به
وجوب عقلی معرفت خدا و اشعری قایل به وجوب نقلی آن است.
بنابراین، استشهاد وی کاملاً نادرست است، چنان که اصل ادعای
وی نیز صحیح نیست. اشعری، هرچند مدتی طولانی در مکتب
اعتزال به سر برده است، اما این دلیل نمی شود که روش وی پس
از عزلت از اعتزال نیز، اعتزالی باشد.

دیدگاه سوم در این باب، که بیش تر محققان آن را اختیار کرده اند،
این است که روش و آرای ماتریدی در بسیاری از مسائل اساسی
علم کلام با اشعری اختلاف دارد، چنان که در مواردی توافق نیز
دارند. از این منظر، اختلاف آن دو از این حیث است که ماتریدی
به عقل بیشتر بها می دهد و به مکتب اعتزال نزدیک تر است. در
حقیقت، ماتریدی در نقطه میانی اشعری و معتزله قرار دارد. امام
ابوزهره می گوید: «در روش ماتریدی عقل سلطه عظیمی دارد،
اما اشاعره به روش نقلی مقیّدند و آن را با عقل تأیید می کنند، به
نحوی که برای انسان روشن می گردد که اشاعره در خط بین
اعتزال و اهل فقه و حدیث قرار دارد و ماتریدی در خط میان
اشاعره و معتزله است.»(۱۳)

از جمله کسانی که دیدگاه سوم را پذیرفته اند، می توان به
استاد جعفر سبحانی،(۱۴) استاد علی ربانی گلپایگانی(۱۵) و

شیخ محمد زاهد کوثری اشاره کرد، لیکن شخصیت اخیر اختلاف
میان اشاعره و ماتریدیه در عقاید را چندان جدی تلقّی
نمی کند.(۱۶)

چنان که پیش تر اشاره شد، به نظر می رسد اختلاف میان
اشاعره و ماتریدیه، هم در روش و هم در بینش، اساسی و جدی
باشد. ماتریدی هرچند در کتب خود بر معتزله بسیار ایراد
می گیرد، اما آراء و روش او به آنان بسیار نزدیک است و اشاعره به
اهل حدیث نزدیک تر از ماتریدیه است. بنابراین، نظریه درست
همان دیدگاه سوم است و میان این دو مکتب در بسیاری از
مسائل مهم کلامی نظیر حسن و قبح عقلی، که پایه و اساس
بسیاری از مسائل دیگر است، تنزیه و تشبیه، اثبات و نفی صفات
خبریه و… اختلاف اساسی وجود دارد.

پیدایش فرقه کلامی ماتریدیه و سیر تکامل آن

تردیدی نیست که فرقه کلامی ماتریدیه پیش از ابومنصور
ماتریدی وجود خارجی نداشته و هیچ فرقه ای به این نام خوانده
نمی شده است. بنابراین، فرقه ماتریدیه منصوب به امام
ابومنصور ماتریدی است، اما اینکه ماتریدی با عمر طولانی که
داشت در چه سنی به امامت اهل سنت رسیده و از چه زمانی
اهل سنت به وی لقب «امام» داده اند و از چه زمانی پیروان وی
خود را به عنوان ماتریدیه، به وی منتسب ساخته اند و اساسا از چه
زمانی وی مرید و پیرو پیدا کرده است، پرسش هایی هستند که
پاسخ های روشنی برای آن ها در دست نیست و اساسا نویسندگان
معدودی که در باب ماتریدیه سخن گفته اند به این مسئله
نپرداخته اند. تنها کسی که مسئله پیدایش ماتریدیه و انتساب
آن ها به ماتریدی اشاره کرده است، شمس الدین سلفی
نویسنده کتاب حجیم الماتریدیه و موقفهم من توحید
الاسماء و الصفات است که وی نیز در این باب به ظن و گمان
سخن گفته است، هرچند به نظر می رسد که گمان وی در این مورد
چندان به دور از واقعیت نباشد. وی می گوید: «احتمال دارد
شاگردان ماتریدی و اهل مدرسه او در زمان حیات امام شان
ماتریدیه را به ماتریدی منتسب کرده اند و لیکن این یک احتمال
است و یقینی نیست و ظن غالب این است که وجود “ماتریدیه” به
شکل یک فرقه، بعد از زمان وفات ماتریدی (۳۳۳ ق) باشد؛ زیرا
فرقه ای که به شخصی منتسب است، از مجموع شاگردان و پیروان
عقاید او پدید می آید. و این احتمال از احتمال نخست قوی تر
است.»(۱۷)

بنابراین، اندیشه کلامی ماتریدیه به دست شخص
ابومنصور ماتریدی پایه گذاری شده است و به نظر می رسد فرقه
کلامی ماتریدیه که منتسب به اوست، پس از درگذشت وی، به
همت شاگردان او و به پاس خدمات او به اهل سنت و جماعت
ظهور کرده باشد.

اما این که سیر تکامل ماتریدیه چه بوده و این مکتب چه
مراحلی را پشت سر نهاده است، می توان برای آن چهار مرحله
تصویر کرد:

الف. تاسیس و ظهور (نیمه دوم قرن سوم تا۳۳۳ ق)

این مرحله توسط ابومنصور ماتریدی، رئیس این مکتب، شکل
گرفته است. وی با تبیین اندیشه کلامی و بنیان نهادن روش
مناسب آن، مکتبی را پایه گذاری کرد که اندک زمانی پس از وی
به نام او شهرت یافت.

ب. تکوین و نضج (۳۳۳ تا۴۰۰ ق)

در این مرحله شاگردان ماتریدی و نیز شاگردان شاگردان وی و
کسانی که شیفته روش و بینش او شده بودند، فرقه کلامی
«ماتریدیه» را به وجود آوردند و پایه های آن را مستحکم تر کردند
و در استقرار و تبلیغ آن کوشیدند و در موارد لزوم از آن دفاع کرده و
آن را بیشتر تبیین نمودند.

ج. گسترش و اقتدار (۴۰۰ تا۱۳۰۰ ق)

در این دوره مکتب ماتریدیه، که اینک کاملاً نضج یافته بود،
توسط دانشمندان ماتریدی در سراسر سرزمین های اسلامی،
بخصوص شرق و شمال آسیا، گسترش یافت، به گونه ای که در
تمام این مناطق اندیشه ماتریدی در مکاتب و مدارس تدریس
می شد. این مکتب در کنار مکتب اشعری، جهان اهل سنت را در
خود جمع کرده بود، به گونه ای که هرگاه واژه «اهل سنت» به کار
می رفت، اشاعره و ماتریدیه به ذهن خطور می کرد. خود این
مرحله را می توان به دو دوره کوچک تر تقسیم کرد:

۱. گسترش فرهنگی (۴۰۰تا۷۰۰ ق): در این مرحله، مهم ترین
اشخاص ماتریدی در سراسر مناطق اسلامی پراکنده شدند و هر
کدام به سهم خود به تدریس و تبلیغ و مهم تر از همه، تألیف کتب
بی شماری پرداختند. در این زمینه می توان از این اشخاص نام
برد: ابونصر بزدوی (۴۹۳ ق)، ابومعین نسفی (۵۰۸ ق)
صاحب تبصره الادله، نجم الدین نسفی (۵۳۷ ق) صاحب
عقائدالنسفیه، حافظ الدین عبدالله نسفی (۷۱۰ ق) صاحب
المدارک و المنار.

۲. دوره اقتدار و حاکمیت سیاسی (۷۰۰ تا ۱۳۰۰ ق): در این
دوره دولت عثمانی هم رنگ با مکتب ماتریدیه بود و از آن
حمایت می کرد. شمس الدین سلفی(۱۸) این دوره را «ام

الادوار»، مهم ترین مرحله و اوج تکامل مکتب ماتریدیه، می داند
که این مکتب از برکات دولت عثمانی بهره برده است؛ زیرا دولت
عثمانی در فروع پیرو ابوحنیفه و در اصول پیرو ماتریدی بود و از
این رو، همه اقتدار و سلطه دولت عثمانی در خدمت ماتریدیه بود.
تمام قضات، مفتی ها، خطیبان و رؤسای مدارس از علمای
ماتریدیه بودند و هریک از آنان آثار و آرای خود را آزادانه منتشر
می کردند و حتی مورد تشویق نیز قرار می گرفتند. در این برهه
(نسبتا طولانی) بود که اندیشه ماتریدیه در شرق و غرب جهان
اسلام منتشر شد.

د. ماتریدیه در جهان امروز

امروزه اندیشه کلامی ماتریدیه در مناطق شرقی و شمالی جهان
اسلام حاکم و غالب است. در هند، بنگلادش، پاکستان،
افغانستان، ترکیه و برخی از کشورهای عربی تقریبا عموم اهل
سنت از عقاید کلامی ماتریدی پیروی می کنند و در مدارس دینی
اهل سنت اندیشه ماتریدی تدریس و ترویج می شود. با این
حال، ماتریدیه در جهان معاصر و در قرن اخیر با دو واکنش
متقابل مواجه شده است: از سویی، اندیشمندان و محققان اهل
سنت، از اندیشه های مکتب ماتریدی به گرمی استقبال کرده اند و
از سوی دیگر، جریان سرکوبگر وهابیت، همه مذاهب اسلامی از
جمله ماتریدیه را شدیدا مورد هجمه قرار داده است.

در واکنش نخست، با توجه به این که مکتب ماتریدی نسبت
به مکتب اشعری از امتیازات و ویژگی هایی که با عقل سلیم
سازگارتر و از تجسیم و تشبیه منزه تر است برخوردار می باشد،
اندیشمندان اهل سنت به آن عنایت و توجه بیشتری دارند.
دانشگاه ها و مدارس علوم دینی کتب و آرای ماتریدیه را تدریس
می کنند و اخیرا تحقیقات خوبی درباره آن انجام شده است. دکتر
محمد ایوب بنگلادشی می گوید: «می بینیم که امروزه کتاب
فقه اکبر ابوحنیفه، العقیده نسفی و المسایره ابن همام (که
هر دو شخصیت اخیر ماتریدی اند) در دانشگاها و دانشکده ها و
مدارس علوم دینی و از جمله الازهر و در بسیاری از بلاد اسلامی
تدریس می شود. الازهر ضرورت آموزش مکتب ماتریدی و
آشنایی با ابومنصور ماتریدی را درک کرده است و در دو دانشکده
“شریعت” و “اصول دین” تاریخ و اندیشه مکتب ماتریدی را
تدریس می کنند.»(۱۹)

علاوه بر این، تحقیقات سودمندی نیز در باب ماتریدیه در
جهان عرب صورت گرفته است. رساله های علمی در سطح
کارشناسی ارشد و دکتری در باب ماتریدیه به رشته تحریر در
آمده است که می توان از رساله دکتری علی عبدالفتاح
المغربی تحت عنوان «امام اهل السنه و الجماعه ابومنصور
ماتریدی»، رساله کارشناسی ارشد شمس الدین سلفی افغانی
تحت عنوان «الماتریدیه وموقفهم من توحید الاسماء و
الصفات»، رساله کارشناسی ارشد احمد اللهیبی الحزبی تحت
عنوان «الماتریدیه دراسه و تقویما» و رساله کارشناسی ارشد
آقای قیوم زاده از دانشگاه تربیت مدرس تحت عنوان
«ماتریدیه» نام برد.

اما در واکنش دوم، مکتب ماتریدیه همانند سایر فرقه های
کلامی اسلامی، مورد هجوم وسیع تبلیغاتی وهابیان قرار گرفته
است. امروزه وهابیت تحت عنوان سلفی گری و بازگشت به
اسلاف، در سراسر کشورهای اسلامی، به ویژه در میان اهل سنت
نفوذ کرده و با تبلیغات گسترده و پشتوانه های مالی کلان،

اندیشه های شرک آلود خود را بر مسلمانان تحمیل می کنند.
وهابیان، سایر فرقه های اسلامی مکاتب کلامی همچون
ماتریدیه، امامیه و حتی اشاعره را شدیدا مورد حمله قرار
می دهند و آن ها را به بدعت گذاری، شرک و قبرپرستی متهم
می کنند. نمونه ای از این هجمه ها، کتاب حجیم و رساله
کارشناسی ارشد شمس الدین سلفی است. این کتاب در عین
این که اثر تحقیقی جامعی در باب ماتریدیه است، با رکیک ترین
الفاظ به علما و دانشمندان ماتریدیه اهانت می کند و مدعی است
که ماتریدیه اساسا از اهل سنت نیست، بلکه جهمیه است.(۲۰)

بنابراین، امروزه ماتریدیه با دو واکنش متضاد مواجه است،
اما این که کدام یک از این دو واکنش در برابر ماتریدیه موفق
خواهد شد، چیزی است که آینده آن را مشخص خواهد کرد.

علل انتشار اندیشه ماتریدیه

به طور مشخص علل رشد و گسترش ماتریدیه را می توان به دو
دسته کلی تقسیم کرد:

الف. عوامل سیاسی، اجتماعی: با توجه به اوضاع و احوال
سیاسی آن زمان، ماتریدی در بهترین شرایط قرار داشته است. در
حالی که در مرکز خلافت آن روز هرچند سال یک بار خلافت
میان عباسیان دست به دست می شد، در ماوراءالنهر و خراسان
دولت سامانی با استقرار و نظم کامل و آرامش خاطر حکومت
می کرد. درباره حاکمان سامانی نوشته اند: «در سیره و عدالت از
بهترین حاکمان، و دوستدار علم و دانش بوده اند. آنان علما را به
دور خود جمع می کردند و مراکز علمی تاسیس می کردند.»
همچنین درباره یکی از حاکمان سامانی آورده اند: «مناظرات و
مجالس علمی در حضور او تشکیل می شد. وی ابتدا سؤالی را
مطرح می کرد، سپس عالمان حاضر در مجلس، بحث را پی
می گرفتند.»(۲۱)

بنابراین، جو سیاسی اجتماعی عصر ماتریدی به شکلی بود
که وی توانست با آزادی کامل اندیشه خود را مطرح سازد و آن را
بسط دهد، در حالی که در مرکز خلافت اسلامی وضع به گونه
دیگری بود و عباسیان همواره با عالمان دینی درگیری داشتند و
گاه از اهل حدیث و گاه از معتزله جانب داری می کردند.

علاوه براین، چنان که پیش تر یادآور گردید، از قرن هفتم تا
آخر قرن سیزدهم دولت عثمانی بر ممالک اسلامی حکم می راند
و از ماتریدیه جانب داری می کرد. همه قضات، خطیبان مجالس و
رؤسای مدارس از میان عالمان ماتریدی، که در فقه پیرو
ابوحنیفه بودند، انتخاب می شدند. همه این مسائل موجب گردیده
بودند تا مکتب و اندیشه ماتریدیه هرچه بیشتر در میان مردم و
جامعه اسلامی جا بیفتد. البته باید این نکته را در نظر داشت که
هم حاکمان سامانی و هم حاکمان عثمانی در مقابل تساهل و
همدلی که با ماتریدیان داشتند از تأییدات معنوی آنان نیز
برخوردار بودند. بنابراین، می توان ادعا کرد که سیاستمداران وقت
و رؤسای ماتریدیه در تعامل و همکاری متقابل بودند که نتیجه
آن پابرجا شدن هرچه بیشتر مکتب و اندیشه ماتریدیه و نشر و
گسترش آن بود.

ب. عوامل فرهنگی: از دیگر عواملی که به گسترش و انتشار
مکتب کلامی ماتریدیه انجامید، علل فرهنگی و مذهبی است.
ماتریدیان از یک سو خود را پیرو ابوحنیفه می دانستند و آرا و
افکار خود را به او منتسب می کردند و از سوی دیگر، اهل حدیث و
احیانا اشاعره را به تجسیم و تشبیه گرایی متهم می کردند.
همچنین ماتریدیان در تصنیف کتب و نشر آن و نیز تأسیس
مدارس دینی که بتوانند کتب خود را در آن تدریس کنند، اهتمام
بالغی داشتند. مدارس متعدد ماتریدیه در هند، پاکستان،
افغانستان و سایر کشورها امروزه نیز تأثیر عمیقی در نشر و ترویج
آرای آنان دارد.

بنابراین، این دوطیف از علل و عوامل سیاسی و فرهنگی
موجب رشد و گسترش مکتب ماتریدی در جوامع اسلامی بوده
است، چنان که همین دو عامل در گسترش مکتب اشعری نیز
نقش داشته است.

علل شهرت و غلبه اشعری بر ماتریدی

از مطالب پیش روشن گردید که ماتریدیه در جهان اسلام رشد و
گسترش خوبی داشته است. اما سؤالی که در اینجا مطرح می شود
این است که چرا با وجود این پیشرفت و با اینکه ماتریدی پیش
از اشعری نهضت اصلاح طلبانه خود را آغاز کرد زیرا اشعری در
سال ۲۶۰ ه.ق متولد شد و چهل سال هم در مکتب اعتزال بود
اما در میان اهل سنت، بخصوص در گذشته، اشعری گری رواج
بیشتری دارد؟ آیا عوامل سیاسی، اجتماعی دخالت دارند یا اینکه
اندیشه اشعری معقول تر و مقبول تر از اندیشه ماتریدی است؟

در پاسخ به این سؤال، علل گوناگونی ذکر شده است که در
اینجا به سه دلیل اشاره می شود:

الف. علت نخست، که بسیاری به آن اشاره کرده اند، این
است: اشعری در مرکز جهان اسلام و در محور درگیری ها میان
معتزله و اهل حدیث، ظهور کرد و مستقیما با معتزله وارد درگیری
شد و از این رو، نام وی بیشتر بر سر زبان ها افتاد و وی به دفاع از
اهل سنت و رهبری نهضت اصلاح طلبی معروف گردید، اما
ماتریدی در نقطه ای بسیار دور از مرکز جهان اسلام یعنی در
ماوراءالنهر، قرار داشت و زمانی اندیشه او در سراسر جهان اسلام
منتشر گردید که نظر و عقیده اشعری به نام عقیده اهل سنت به
رسمیت شناخته شده بود. دکتر فتح الله خلیف تنها همین امر
را علت غلبه اشعری بر ماتریدی می داند.(۲۲)

ب. همان گونه که خاطر نشان گردید، مکتب ماتریدی بیشتر
از مکتب اشعری به عقل بها می دهد و از این حیث به مکتب
اعتزال نزدیک تر است و در عصر ماتریدی فضای جامعه اسلامی
به گونه ای بود که جمود بر نقل و ظواهر روایات و پرهیز از براهین
عقلی و استدلالات ذهنی نشانه قداست تلقّی می شد. از این رو،
اشعری در نظر مردم آن روز از این امتیاز برخوردار بود که به عقل
بهای کمتری می داد و بیشتر از نقل استفاده می کرد، به خلاف
ماتریدی که برای عقل و استدلال جایگاه والاتری قایل بود و از
این حیث به مکتب اعتزال که با عزلت عمومی مواجه بود،
نزدیک تر بود. بدین روی، اندیشه اشعری شیوع و رواج بیشتری
یافت.

ج. اشعری در فقه پیرو شافعی بود، اما هیچ گونه اصراری بر
تأسّی پیروان خود از شافعی نداشت و در حقیقت، مذاهب فقهی
دیگر اهل سنت را نیز به رسمیت می شناخت، به گونه که در
سراسر کتاب های او، حتی کمتر احساس می شود که وی به مذهب
فقهی خاصی وابسته باشد. از این رو، هم پیروان شافعی و هم
پیروان سایر مذاهب به وی رو آوردند. اما ماتریدی در فقه پیرو
مذهب ابوحنیفه بود و بر این امر اصرار داشت و حتی در کلام نیز
همواره بر پیروی از آرای ابوحنیفه تأکید می ورزید که این امر در
کتاب التوحید وی مشهود است. این امر موجب گردید که به جز
پیروان ابوحنیفه، پیروان دیگر مذاهب از وی کمتر تبعیت کنند. در
نتیجه، مکتب اشعری شیوع بیشتری یابد.

مشاهیر ماتریدیه از قرن ۴ ۱۴ ق

پس از شخص ابومنصور ماتریدی و شاگردان وی، بخصوص
چهار شاگردی که در ابتدای این نوشتار از آنان نام برده شد،
اندیشمندان، متفکّران و نویسندگانی در مکتب ماتریدی ظهور
کرده اند که از مکتب امام خود دفاع نموده و موجب رشد و
شکوفایی آن شدند. بی تردید در این نوشتار حتی مجال ذکر نام
آنان وجود ندارد، اما لازم است به اختصار به نام یک یا دو نفر از
مشاهیر ماتریدیه در هر قرن و نیز آثار آنان اشاره شود:

۱. قرن چهارم: ابولیث نصربن محمد سمرقندی (م
375 ه.ق) معروف به «امام الهدی». وی دارای سه کتاب به
نام های ذیل است: بیان عقیده الصول فی ایمان، اصول
الایمان و شرح الفقه البسط لابی حنیفه.

۲. قرن پنجم: صدرالاسلام قاضی ابوالیسر محمدبن
محمد بزدوی (۴۹۴ ق)، صاحب کتاب اصول الدین. وی از
مهم ترین شخصیت های ماتریدیه است و کتاب او نیز در نهایت
اهمیت است.

۳. قرن ششم: الف) امام ابومعین میمون بن محمد
النسفی (۵۰۸ ق) صاحب کتاب تبصره الادله. وی از مهم ترین
شخصیت های ماتریدیه است و در دفاع و تبیین اندیشه
ماتریدی سهم بزرگی داشته است. کتاب وی دومین منبع مکتب
ماتریدیه پس از کتاب التوحید ابومنصور ماتریدی است که به
روش کتاب التوحید نوشته شده و از آن کامل تر و خوش فهم تر
است. ب) نجم الدین ابوحفص عمربن محمد النسفی (م
537 ق) صاحب العقائدالنسفیه. وی متکلّم بزرگی در ماتریدیه
است و بر کتابش، که لب اللباب عقیده ماتریدیه است، شرح های
بسیاری نوشته شده است که از جمله آن ها شرح تفتازانی است.

۴. قرن هفتم: شمس الدین ابوعمر محمدبن ابی بکر
رازی (۶۶۶ ق) صاحب مختارالصحاح.

۵. قرن هشتم: امام حافظ الدین ابوالبرکات عبدالله بن
احمد نسفی (۷۱۰ ق) صاحب المدارک و عمده عقائد اهل
السنه.

۶. قرن نهم: نورالدین عبدالرحمن بن احمد معروف به
«جامی» (۸۹۸ ق). وی در علوم عربی، منطق، عرفان و کلام
متبحر بود و نقد النصوص فی شرح نقش الفصوص ابن
عربی، شرح عقیده الحمریه، فوائدالضیائیه، الدره الفاخره
از آثار اوست.

۷. قرن دهم: مصلح الدین مصطفی بن محمد
قسطلانی معروف به «کستلی» (م ۹۰۱ ه.ق). وی از متکلمان
بزرگ و در باب علوم عقلی دارای مهارت بوده است. وی چهار
حاشیه بر کتب مختلف دارد که همه از اهمیت برخوردارند. حاشیه
وی بر شرح تفتازانی بر عقائدالنسفیه از مهم ترین منابع
ماتریدیه به حساب می آید.(۲۳)

۸. قرن یازدهم: علامه کمال الدین احمدبن حسن بن
سنان الدین رومی بیاضی معروف به «بیاضی زاده» (۱۰۹۷ق).
صاحب کتاب های الاصول المنیفه للامام ابی حنیفه و
اشارات المرام من عبارات الامام. کتاب اخیر وی از مهم ترین
کتب ماتریدیه متأخر است که با مقدمه شیخ محمد زاهد کوثری
به چاپ رسیده است.

۹. قرن دوازدهم: محمد بن ابی بکر مرعشی معروف به
«ساجقلی زاده» (۱۱۵۰ق) صاحب نشرالطوالع.

۱۰. قرن سیزدهم: محدث و فقیه شاه عبدالعزیز بن شاه
ولی الله دهلوی ملقب به «سراج الهند» (۱۲۳۹ق) صاحب
میزان العقائد.

۱۱. قرن چهاردهم: الف) شیخ محمد عبده مصری
(۱۳۲۳ق). از آثار وی همچون رساله التوحید(۲۴) و نیز تصریح

محققان بسیاری از جمله دکتر خلیف و شمس الدین سلفی
پیداست که وی ماتریدی است. نویسنده تاریخ فلسفه در
اسلام می نویسد: «این که شیخ محمد عبده، یکی از پیشوایان
نهضت جدید اصلاح طلبی در اسلام در کوشش های خود برای

تأسیس مجدد کلام اسلامی از ماتریدی تبعیت کرده است، از
رساله التوحید وی و نیز از اظهارنظرهای او پیرامون برخی مسائل
مورد نزاع آشکاراست.»(۲۵) ب) استاد محمد زاهد کوثری

(۱۳۷۱). وی خدمات ارزنده ای به اسلام و فرهنگ اسلامی ارائه
نموده، کتب بسیاری را تصحیح و حاشیه گذاری کرده و در مبارزه با
وهابیت اهتمام تام داشته است. با نظر به کتاب وی تحت عنوان
مقالات الکوثری درمی یابیم که وی خطر وهابیت را جدا
احساس کرده و معتقد بود که وهابیت گونه جدیدی از شرک است
و سران وهابیت را با عناوینی همچون «بت پرستان» و «سران
بت پرستی» توصیف می کند.(۲۶) او در همین کتاب در مقاله ای با

عنوان «الصراع الاخیربین الاسلام والوثنیه» درباره خودش
می گوید: «اما کوثری، وی به حمدالله… فرد با حیایی است که
جرأت تخطی از حدود الهی را در مورد ذات و صفات و احکام
شریعت خدا ندارد، اما انسان شجاع و کرار غیر فرار و حنفی است
که کوچک و بزرگ بت ها را نابود می کند و تا جان در بدن دارد به
وسیله کتاب و سنت و عقل در مقابل بت پرستان می ایستد و
کتاب های او، مخصوصا کتاب الرد علی نونیه ابن القیم دوایی
است که بیماران مبتلا به بیماری تجسیم و وثنیت را شفا
می دهد.»(۲۷)

اندیشه کلامی ماتریدیه

الف. بنیادهای کلامی ماتریدیه

منظور از بنیادهای کلامی آن دسته از مواضعی است که پذیرش
یا عدم پذیرش آنها در موضع گیری در مسائل مهم کلامی
تأثیرگذار است.

۱. اس

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.