خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اعتبار ابزار جدید در رؤیت هلال
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اعتبار ابزار جدید در رؤیت هلال قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل احکام روزه (از رساله امام خمینی(ره))
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل احکام روزه (از رساله امام خمینی(ره)) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
10ساعت
14دقیقه
07ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در دیدن هلال ماه

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 66

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در دیدن هلال ماه یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در دیدن هلال ماه شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در دیدن هلال ماه را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در دیدن هلال ماه با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در دیدن هلال ماه بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در دیدن هلال ماه با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در دیدن هلال ماه وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در دیدن هلال ماه با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در دیدن هلال ماه مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در دیدن هلال ماه :

(قسمت دوم)

اینک، به آنچه در آغاز گفیتم، باز می گردیم، تا ابهام از میان برود و مقصود، روشن شود.

گفتیم: شارع مقدس، هلال را به عنوان هلال برای مردم یک مبدا زمانی قرار داده است، نه دیدن آن، هر چند لازمه آگاهی یافتن از هلال، دیدن باشد و نه آشکار شدن آن در یکایک شهرها به طور خاص، هر چند گریز از دیدن آن از سوی مردمان یکی از شهرهای هم افق نباشد.

بر این پایه، گمان می شود ادعای ما آن است که به گونه مطلق، هر گاه هلال تحقق یابد، آثارش نیز، بر آن مترتب می گردد، خواه در شب باشد، خواه در روز، خواه در این لحظه از شب یا روز باشد و خواه در آن لحظه; چه همین مقتضای طبیعت چرخش ماه است.

از دیگر سوی، هر کس حکم را بسته به ماه و چرخش آن می داند، باید به لوازم آن نیز، پایبند باشد و این در حالی است که هیچ فقیهی چنین حکمی بر زبان نمی آورد.

در پاسخ چنین گمانی می گوییم: هرگز، مقصود ما این نیست; زیرا بی گمان، مردم پیش از پیدایش اسلام، کارهای خود را بر پایه نظام سالهای قمری سامان می داده اند. حتی گفته شده، بیشتر ملتهای پیشین، چنین بوده اند، همه عربان، در دوران پیش از اسلام، ماه قمری را مبنای زمانی خود قرار می دادند. آنان، کارهای خود را به طلوع ماه، هر گونه که روی دهد، پیوند نمی زدند، بلکه آغاز شب را مبدا زمانی می دانستند و ساعتهایی را که پیش از آغاز شب و یا در طول روز، ماه دیده شده بود، به حساب نمی آوردند. بنا بر این، آنان، حکم را به «ماه » پیوند دادند و آن را به ترتیبی که بیان شد، قاعده مند کردند.

شارع نیز، این نظام را پذیرفت و تقریر کرد، گواه این تقریر، صحیحه حماد است که از امام صادق(ع): «محمد بن یعقوب، عن علی بن ابراهیم، عن ابیه، عن ابی ابی عمیر، عن حمّاد بن عثمان، عن ابی عبداللّه(ع) قال: اذا راوا الهلال قبل الزّوال، فهو للیله الماضیه و اذا راوه بعد الزّوال، فهو للیله المستقبله » اگر هلال را پیش از زوال دیدند، از آنِ شب پیشین است و اگر آن را، پس از زوال دیدند، از آنِ شبی است که در پیش است.

این حدیث، مبدا ماه را شب قرار داده و ساعتهای زایدی که ماه پیش از شب دیده شده، نادیده گرفته است و ساعتهای ناقص شب را که ماه در آن دیده نشده [بلکه پیش از زوال روز بعد دیده شده] کامل کرده است.

افزون بر این، هلال را در مرتبه ای از روشنی معتبر دانسته که دیدن آن با هر چشم عادی امکان پذیر است و همگان، به گونه یکسان، می توانند آن را ببینند، نه آن که تنها با چشمان تیز غیر متعارف و یا به کمک دوربینهای نجومی دیده شود. همان گونه که شماری، این گونه دیدن را پذیرفته اند و نگارنده را در این باره نظری است که به خواست خداوند در ادامه نوشتار، به آن اشاره خواهد شد.

اکنون که این مساله روشن شد، به مساله ای دیگر می پردازیم:

احتمال دارد، شارع حکم به ثبوت ماه را این گونه مقیّد کرده باشد که: هلال در شهری که به ثبوت ماه در آن حکم می کنیم، یا در شهرهای نزدیک به آن، که به طور معمول، هر گاه هلال در آنها دیده شود، در آن شهر هم دیده می شود.

این احتمال هم وجود دارد که شارع، حکم را به دیدن در شب، هر چند در آخرین دقیقه های آن، مقید کرده باشد، صرف نظر از این که در کدام شهر دیدن صورت می پذیرد.

بر این پایه، ماه در هر زمان از شب هم که دیده شود، آن شب، برای همه مردمی که آن جا ماه دیده شده، آغاز ماه قمری است. حال که این دو احتمال امکان دارد، می بایست در پی دلیل برویم و از آنچه دلیل اقتضا می کند، پیروی کنیم.

همان گونه که پیش از این گفته ایم، دیدن، راهی است برای آگاهی پیدا کردن از هلال و آن سان که روشن است، در موضوع اخذ شده است.

بنا بر این، اگر به دلیلی دست یافتیم که هم دیدن را و هم این را که دیدن در شهر ما، یا در شهرهای نزدیک به آن باشد، ایجاب می کند، بدین پایبند می شویم که لازم است افق دو یا چند شهر که به صرف دیدن هلال در یکی از آنها، به ثبوت ماه در همه آنها حکم می کنیم، با یکدیگر نزدیکی افق داشته باشند. بر این پایه، به دیدن هلال در یک شهر، برای شهر دیگر که با آن اتفاق افق ندارد، بسنده نمی کند.

اگر هم دلیلی پیدا کردیم که یا به اطلاق و یا به صراحت مفادش، حکم را برای ما گسترش می دهد، از آن استفاده می کنیم مقصود معصومان(ع) از:

«اذا رایتم الهلال فصوموا و اذا رایتموه فافطروا» تنها یکی از مصادیق دیدن است. بدین معنی که دیدن، همه برای کسی که ماه را در شب دیده است کفایت می کند و هم برای دیگران.

گویا شارع فرموده است:

«برای دیدن، که راه آگاهی یافتن از هلال است برای شما و برای دیگران، بشتابید.» در چنین صورتی، دیگر معنی نخواهد داشت که اطلاق دلیل مطلق را به افقهای نزدیک به هم، برگردانیم، یا از آنچه به روشنی بر این شمول و گستردگی دلالت می کند، روی برتابیم.

شکر خدای، چنین دلیلی در اختیار داریم و آن روایات معتبری هستند که بین شهرهای نزدیک به هم، با شهرهای دور از یکدیگر، فرقی نمی گذارند. بلکه ما در روایات، چیزی نمی یابیم که بر چنین تفاوتی دلالت کنند.

از باب نمونه:

۱. «و باسناده عن سعد بن عبداللّه، عن احمد بن محمّد، عن الحسین بن سعید، عن محمّد بن ابی عمیر، عن هشام بن الحکم عن ابی عبداللّه(ع) انّه قال: فیمن صام تسعه وعشرین قال: ان کانت له بیته عادله علی اهل مصر;۰۷-÷ انّهم صاموا ثلاثین علی رؤیته قضی یوماً.»

از امام صادق(ع) پرسش شد درباره کسی که بیست و نُه روز، روزه داشته است. امام فرمود: اگر گواه عادلی برای او گواهی داد که اهل شهر، بر اساس دین هلال، سی روز روز گرفته اند، باید قضای آن یک روز، به جای آورد.

در این صحیحه، عبارت «بینه عادله علی اهل مصر;۰۷-÷» مطلق است، همه شهرهای نزدیک وهم شهرهای دور را در بر می گیرد.

به هیچ روی هم ، نمی توان از این نکته روی بر تافت. مگر چه مانعی عقلی و شرعی وجود دارد که این اطلاق را به شهرهایی که افقهای نزدیک به یکدیگر دارند، بر گرداند؟ مگر آن که دیدن، در خون همان شهری که به ثبوت ماه در آن می کنیم، یا دیدن در شهرهای نزدیک به آن، به گونه خاص، بر ما فرض شده باشد.

امّا کجا دلیلی از کتاب و سنت، برای چنین ادعایی در دست است؟

افزون بر این، اگر در این حدیث، مقصود از «مصر» شهرهایی بود که افق آنها، به افق شهر پرسش کننده نزدیک است، می بایست امام، که در صدد بیان حکم بوده، به چنین چیزی تصریح کند.

۲. «محمد بن الحسن باسناده عن الحسین بن سعید، عن حمّاد، عن شعیب، عن ابی بصیر عن ابی عبداللّه(ع) انّه سئل عن الیوم الذی یقضی من شهر رمضان فقال: لاتقضه الاّ ان یثبت شاهدان عدلان من جمیع اهل الصّلاه متی کان راس الشّهر و قال: لاتصم ذلک الیوم الذی یقضی الاّ ان یقضی اهل الامصار فان فعلوا فصمه.»

از امام صادق(ع) درباره روزی از ماه رمضان که [روزه اش] قضا می شود پرسیدند. امام در پاسخ فرمود: آن قضا مکن، مگر این که دو شاهد عادل از همه مسلمانان، ثابت کنند که آغاز ماه، چه هنگام بوده است.

در حدیثی دیگر به همین سند، امام در پاسخ این پرسش فرمود: «لاتصم ذلک الیوم الاّ ان یعضی اهل الامصار فان فعلوا فصمه » آن روز را که قضا می شود، روزه مگیر، مگر آن که مردم دیگر شهرها قضا کنند. اگر چنین کردند، آن روز را روزه بگیر.

حضرت آیت اللّه خویی، به این حدیث استدلال کرده و به دو جمله آن تمسک جسته است:

«این که فرمود: لاتقضه الاّ ان یثبت شاهدان عدلان من جمیع اهل الصلاه، به روشنی دلالت می کند که آغاز ماه قمری برای همه مسلمانان، با همه تفاوت شهرهایی که در آن می زیسته اند و با همه تفاوت افقی که این شهرها داشته، یک چیز بوده و آن این که: آغاز ماه به تعدد و تفاوت شهرها و افقها، متعدد و متفاوت نمی شده است. و جمله دیگری که فرمود: «لاتصم ذلک الیوم الاّ ان یقضی اهل الامصار»، همانند جمله پیشین، دلالتی روشن دارد بر این مطلب که ماه قمری، به واسطه تفاوت افق شهرها با همدیگر، تفاوت نمی کند و برای مردمان همه سرزمینها و آبادیها یکی است.

می توانید بگویید: این جمله بر آن دلالت دارد که دیدن هلال، در یک شهر، برای ثبوت ماه در دیگر شهرها بسنده می کند، بی هیچ تفاوتی میان آن که افق این شهرها با هم یکی باشد، به هم نزدیک باشد و یا همه تفاوت و اختلاف داشته باشد.»

بازگشت این سخن به آن است که حکم مترتب بر ثبوت هلال، یا به دیگر سخن، حکم مترتب بر بیرون آمدن ماه از محاق، حکمی برای همه مردم، در هر نقطه دنیاست، نه برای یک، یا چند نقطه خاص.

۳. «و عنه، عن فضاله، عن ابان بن عثمان، عن اسحاق بن عمّار قال:

سالت ابا عبداللّه(ع) عن هلال رمضان یغمّ علینا فی تسع و عشرین من شعبان فقال: لاتصمه الاّ ان تراه فان شهد اهل بلد آخر انّهم راوه فاقضه و اذا رایته من وسط النّهار فاتمّ صومه الی اللیل.»

اسحاق بن عمّار می گوید: درباره هلال ماه رمضان، در شرایطی که در بیست و نهم شعبان، آن را ندیده ایم، پرسیدم.

امام فرمود: آن روز را روزه مگیر، مگر این که آن ببینی. پس اگر مردمان شهر دیگری، گواهی دارند که آن را دیده اند، آن روز را قضا کن.

این روایت صحیح، به اطلاق خود، بر این دلالت می کند که دیدن هلال، در یک شهر، برای دیگر شهرها نیز بسنده می کند; چه، اگر مقصود امام(ع) شهرهای نزدیک بود، می بایست چون در مقام بیان است، این قید را ذکر کند.

۴. «و عنه، عن القاسم، عن ابان، عن عبدالرحمن بن ابی عبداللّه، قال: سالت ابا عبداللّه(ع) عن هلال شهر رمضان یغمّ علینا فی تسع وعشرین بن شعبان. قال: لاتصم الاّ ان تراه فان شهد اهل بلد آخر فاقضه.»

عبدالرحمن بن ابی عبداللّه می گوید: درباره هلال ماه رمضان، در شرایطی که در بیست و نهم شعبان، آن را ندیده ایم، پرسیدم. امام فرمود: روزه مگیر، مگر این که آن را ببینی. پس اگر مردم شهری دیگر، گواهی دادند، آن روز را قضا کن.

این حدیث، به واسطه وجود قاسم بن محمد جوهری، در سلسله سند آن، حدیثی ضعیف است; چه این که هیچ توثیقی درباره او نرسیده است. با این وجود، حضرت آیت اللّه خویی رنج توثیق این راوی را و تصحیح آن را از این ناحیه، بر دوش کشیده و نوشته است:

«وی، از راویان کامل الزیارات است و از آن جا که راویان این کتاب، همگی، ثقه اند، روایت او نیز صحیح است و می توان به آن تکیه کرد.»

امّا شنیده شده که بعدها، وی از این نظر برگشته و در برگه ای که آن را در حوزه های علمیه پخش کرده اند، دیدگاه جدید خویش را اعلام داشته است.

نگارنده می گوید: راه دیگری هم برای توثیق روایت وجود دارد و آن این که: ابن ابی عمیر، بزنطی و صفوان از قاسم بن محمد جوهری، نقل حدیث کرده اند. از دیگر سوی، اینان بدان مشهورند که خبر از راویان ثقه حدیث نقل نمی کنند.

گروهی، همانند محقق و شهید، که شمارشان از ده تن می گذرد، در طول ادوار گوناگون، از این نقل، چنین برداشت کرده اند که: حدیث قاسم بن محمد، حدیثی پذیرفته است.

اینک، اگر از این مساله، برای ما، اطمینانی حاصل آید، همان بسنده است و گرنه، این روایت، همچنان بر ضعف خود، باقی است.

از دیدگاه آیت اللّه خویی، این مساله [که ابن ابی عمیر و بزنطی و صفوان، از قاسم بن محمد، نقل حدیث کرده اند] اهمیت چندانی ندارد و حدیث، برابر آخرین نظری که اعلام داشته، همچنان حدیثی ضعیف است.

به هر روی، مضمون این حدیث، روشن است و نیازی به توضیح ندارد.

۵. «محمّد بن الحسن باسناده عن محمّد بن الحسن الصفّار، عن محمّد بن عیسی، قال: کتب الیه ابو عمر اخبرنی یا مولای انّه ربّما اشکل علینا هلال شهر رمضان و لانراه ونری السّماء لیست فیها علّه و یفطر الناس و نفطر معهم و یقول قوم من الحساب قبلنا: انّه یری فی تلک اللّیله بعینها بمصر و افریقیه و الاُندلس، هل یجوز یا مولای ما قال الحساب فی هذا الباب حتی یختلف العرض علی اهل الامصار، فیکون صومهم خلاف صومنا و فطرهم خلاف فطرنا؟

فوقع لاصوم من الشّک افطر لرؤیته وصم لرؤیته.»

محمد بن حسن، به سند خود از محمد بن حسن صفار، از محمد بن عیسی نقل می کند که گفت: ابو عمر برای امام نوشت: مولای من! مرا خبر ده که گاه، برای ما، هلال ماه رمضان مشکل می شود و آن را نمی بینیم و آسمان را می بینیم که در آن علتی نیست [که مانع دیدن باشد] پس مردم، روزه نمی دارند و ما نیز روزه نمی گیریم.

گروهی از منجمان، پیش از آن، به ما می گویند: ماه درست، در همین شب، در مصر، آفریقا و اندلس دیده می شود.

مولای من! آیا برای پذیرش آنچه منجمان گفته اند رواست تا در نتیجه، وضع برای ساکنان شهرهای متفاوت، اختلاف داشته، روزه آنان مخالف روزه ما و روزه نداشتن آنان نیز، مخالف روزه نداشتن ما باشد؟

حضرت، در توقیع خود فرمود: به واسطه شک، نمی توان روزه گرفت. روزه را واگذار به دیدن آن و روزه بگیر به دیدن آن.

آیت اللّه گلپایگانی، در مقام استدلال در این باره، به روایت بالا اشاره کرده است و می نویسد:

«شاید این روایت وسائل… بر این مطلب دلالت کند; زیرا راوی، درباره گفته منجمان، مبنی بر دیدن هلال در آفریقا و اندلس می پرسد و امام(ع) در پاسخ می فرماید: با شک نمی توان روزه گرفت; امّا نمی فرماید: دیدن هلال در سرزمینهای دور کفایت نمی کند.»

نگارنده می گوید: در روایت، نکته دیگری هم برای دلالت بر این مطلب [که دیدن در هر جا باشد، کفایت می کند] وجود دارد و آن، سخن راوی است که از باب استنکار و اظهار شگفتی می گوید:

«آیا برای ما، پذیرش آنچه منجمان گفته اند، رواست؟ تا در نتیجه، وضع برای ساکنان شهرهای متفاوت، اختلاف داشته و روزه آنان، مخالف روزه ما و روزه نداشتن آنان نیز، مخالف روزه نداشتن ما باشد؟»

گویا، آنچه برای آنان، شناخته شده و آشنا بوده، این بوده است که همه شهرها و سرزمینها، در آغاز و پایان روزه، بر یک وضع باشند.

بررسی روایات دیدن هلال در طول روز

اینک، به روایات دیدن هلا در طول روز می پردازیم:

۱. «و عنه، عن محمد بن جعفر، عن محمد بن احمد بن یحیی، عن محمد بن عیسی قال: کنت الیه(ع): جلعت فداک، ربّما غمّ علینا هلال شهر رمضان فنری من الغد الهلال قبل الزّوال و ربّما رایناه بعد الزوال، فتری ان نفطر قبل الزوال، اذا رایناه ام لا؟ و کیف تامر فی ذلک؟

فکتب(ع): تتمّ الی اللیل فانّه ان کان تامّا روی قبل الزّوال.»

محمد بن عیسی می گوید: برای امام نوشتم: فدایت شوم! گاه هلال رمضان، از دیده ما، پنهان می ماند و فردای آن، پیش از زوال، هلال را می بینیم. گاه نیز، هلال را پس از زوال می بینیم. آیا نظر مبارک بر این است که اگر هلال را ببینیم، روزه را پیش از زوال افطار کنیم، یا خیر؟ در این باره، چه می فرمایید؟

امام، در پاسخ نوشت: تا شب به پایان می بری، چه اگر تمام بود، پیش از ظهر، دیده می شد.

۲. «و عنه، عن النضر بن سوید، عن القاسم بن سلیمان، عن جرّاح المدائنی قال: قال ابو عبداللّه(ع): من رای هلال شوال بنهار فی شهر رمضان فلیتمّ صیامه(صومه).»

هر کس، هلال ماه شوّال را در روز ماه رمضان ببیند، باید روزه خود را کامل کند.

۳. در روایت مرسلی که از برخی نامه های حضرت امیر(ع) نقل شده آمده:

«اذا رایتم الهلال او رآه ذو عدل منکم،نهاراً فلا تفطروا حتی تغرب الشمس، کان ذلک فی اول النهار او فی آخره.»

اگر هلال را در هنگام روز دیدید، یا دو نفر عادل از شما، آن را در روز دیدند، روزه را نگشایید، تا خورشید غروب کند; خواه این دیدن، در آغاز روز باشد، خواه در پایان آن.

۴. بنا بر همین روایت، فرمود:

«لاتفطروا الاّ لتمام ثلثین من رؤیه الهلال او بشهاده شاهدین عدلین انّهما رایاه.»

روزه نگشایید، مگر به کامل شدن سی روز از هنگام دیدن هلال، یا به استناد گواهی دو شاهد عادل، مبنی بر این که، آن را دیده اند.

مرحوم محمد حسن نجفی، در جواهر الکلام (ج ۱۶/۳۶۶) برای اثبات بی اعتباری دیدن هلال در پیش از ظهرِ روزِ سی ام، به این اخبار استناد جسته و خدشه هایی را که به سند و مضمون این اخبار شده پاسخ داده و پس از آوردن خبر آخرین، چنین نوشته است:

«پوشیده نیست که چگونه این خبر، اشعار دارد که مقصود از اطلاق «رؤیت » «رویت » در شب است. بر این پایه، روایات مستفیض، یا (چنانکه گفته شده) متواتر، دلالت کننده بر این که هم آغاز و هم پایان روز به دیدن هلال است، به حکم ظهور، یا صراحت آنها در منحصر بودن طریق به «دیدن » بر مطلوب ما دلالت می کنند.»

سپس می افزاید:

«ممکن است در این مطلب، چند اشکال بشود:

ظهور لفظ «رؤیت » در «رؤیت » شایع و متعارف، بر این دلالت نمی کند که چیزی جز آن، از لفظ اراده نشده است. بلکه اقتضا دارد که یقین کنیم، دست کم، همین معنی رؤیت شایع متعارف] از آن اراده شده است، امّا در اراده شدن، یا اراده نشدن غیر این معنی از لفظ، بسته به دلیلی است که بر چنین چیزی دلالت کند.

بر فرض، دلیلی باشد بر اراده شدن رؤیت شایع و متعارف، این، هیچ تعارضی با اراده شدن معنای دیگر ندارد; زیرا لفظ، همان گونه که بر اراده شدن رؤیت غیر شایع، دلالت نمی کند، بر اراده نشدن آن نیز، دلالت ندارد.

[به دیگر سخن] ظهوری که در این جا، وجود دارد، همانند ظهور لفظ در معنای حقیقی نیست; چه در آن جا، اقتضای مطلب آن است که برای حذر از لزوم مجاز، معنای حقیقی، به طور خاص اراده شده باشد، درست بر خلاف آنچه در این جا هست، چه در این جا فرض آن است که لفظ رؤیت، در حقیقت، بر هر دو معنای رؤیت، شایع و غیر شایع، دلالت می کند، تنها با این تفاوت که آنچه نخست از این واژه به ذهن می رسد، همان معنای رؤیت شایع و متعارف است.

بر این پایه، بر این فرض که دلیلی، حاکی از اراده شدن معنای رؤیت غیر متعارف، در کنار آن معنای دیگر وجود داشته باشد، با آن ظهور نخستین، ناسازگار خواهد بود. از این جا، روشن می شود که معنای ظاهر از لفظ، بر دو گونه است: ۱. معنایی که لفظ برای وضع شده است. ۲. فرد شایعی از همین معنای وضع شده برای آن.

تنها ظهور، به معنای نخست است که اقتضا می کند غیر آن، از لفظ اراده نشده باشد، بر خلاف ظهور، به معنای دوم، که در مساله مورد بحث ما وجود دارد; چه این ظهور، با دلیلهایی که از اعتبار دیدن هلال، پیش از زوال، حکایت می کنند، ناسازگارند. [اگر چنین اسکالی بشود] چند نکته آن را برطرف می کند:

نکته نخست: در چنین صورتی، دلیل اقتضا می کند که دیدنِ پیش از زوال، به خودی خود، حجت و معتبر باشد، نه به واسطه کشف این حقیقت که در شب گذشته، امکان دیدن ماه بوده است، ولی مانعی، مانند ابر، پیش آمده، یا شخص، به سببی، نتوانسته است آن را ببیند.

بنا بر این، می توان بر آنچه مخالف این مدّعاست و نیز بر این نکته، ادعای ضرورت کرد که آنچه از نظر شرع، اعتبار دارد، دیدن در شب است، نه دیدن در روز، به معنایی که گذشت.

نکته دوّم: با پذیرفتن ظهور دلیلها در اراده حصر و پذیرفتن این که، آنچه از دیدن به ذهن می رسد، دیدن در شب است، معنای دلیلها این خواهد بود که: «روزه نگیرد، مگر به واسطه دیدن هلال، در شب » و «روزه گرفتن را وامگذارید، مگر به واسطه دیدن در شب » چونان که این حقیقت، با کم ترین درنگی، روشن می شود. کوتاه سخن آن که، هیچ منصفی نمی تواند ظهور دلیلها را در معتبر نبودن دیدن هلال در غیر شب را انکار کند.»

صاحب جواهر، در ادامه می نویسد:

«این ادعا، که دیدن، پیش از زوال، کاشف از این است که ماه در شب طلوع کرده، امّا بیننده، به طور اتفاقی نتوانسته آن را ببیند، یا مانعی از قبیل ابر، در میان بوده، ادعایی است که اگر مقصود ادعا کننده از آن، کشف علمی طلوع ماه در شب پیش باشد، منع ادعایش، روشن است. بلکه در اساس، چنین چیزی را ادعایی نمی کند و اگر هم ادعا کند، برگشت ادعایش به خود او، امری روشن است.

و افزون بر این، اگر مقصود از آنچه ادعا می کند، کشف ظنی باشد (حتی پس از پذیرش آن که چنین کشفی دارد) در دایره عمل به ظنی است که دلیلهای شرعی مستفیض، بلکه متواتر، بر بی اعتباری آن رسیده است.

این ادعا هم، که چنین ظنی، به واسطه وجود دلیل، از شمول دلیلهای حکایت کننده از بی اعتباری ظن، خارج است، ادعایی است که خود، سستی آن را می بیند; چه دلیلی را که ادعا کننده ادعا کرده، چیزی نیست، مگر روایتهایی در باب عمل به جدول، عدد، نطوق و… امّا اینها ، روایتهایی است که یا، چنانکه شیخ بارها در تهذیب گفته، به واسطه تعارض با دلیلهای متواترِ مخالف، نزد اصحاب وانهاده شده است و یا بر وجوهی حمل و تفسیر می شود که ربطی به بحث ما ندارد.

از جمله آن روایتهاست: * روایت حسن، مانند صحیح از حماد بن عثمان، از امام صادق است که فرمود: «اذا راوا الهلال قبل الزوال فهو للیلته الماضیه و اذا راوه بعد الزوال فهو للیلته المستقبله » اگر هلال را پیش از ظهر دیدند، از آنِ شب پیش است و اگر آن را پس از ظهر دیدند، از آنِ شب آینده است. * روایت موثق عبیداللّه بن زراره از امام صادق(ع) که فرمود:

«اذا راوه قبل الزوال، فهو للیله الماضیه و اذا راوه بعد الزوال، فذلک الیوم من شهر رمضان.» اگر هلال، پیش از ظهر دیده شد، آن روز از ماه گذشته است و اگر بعداز ظهر دیده شد، آن روز از ماه رمضان است. * روایت صحیح محمد بن قیس، از امام باقر(ع) که فرمود: امیر مؤمنان(ع) فرمود:

«اذا رایتم الهلال فافطروا او شهد علیه عدل من المسلمین و ان لم تروا الهلال الاّ من وسط النهار او آخره فاتمّوا الصیام و ان غمّ علیکم فعدوا ثلاثین لیله ثم افطروا»

اگر هلال را دیدید، یا مسلمانی عادل، بر آن گواهی داد، روزه را بگشایید; امّا اگر ماه را تنها در نیمه روز، یا در پایان روز دیدید، روزه را به شب برسانید.

* رویات موثق(صحیح) اسحاق بن عمار از امام صادق(ع) که می گوید: از امام، در این باره که هلال ماه رمضان، در شب بیست و نهم شعبان دیده نشده است، پرسیدم.

امام فرمود: «لاتصمه الاّ ان تراه فانّ شهد اهل بلد آخرنا قضه و اذا رایته وسط النهار، فاتمّ صومه الی اللیل.»

آن روز را روزه مگیر، مگر آن که ماه را ببینی. پس اگر مردمان شهری دیگر، گواهی دادند که آن را دیده اند، روزه آن روز را قضا کن; امّا اگر آن را در میانه روز دیدی، روزه را به شب برسان.

* خبر داود رقّی، از امام صادق(ع) که فرمود: «اذا طلب الهلال فی المشرق غدوه فلم یر فهو هیهنا هلال جدید رؤی اولم یر.» اگر بامدادن در شرق استهلال شود و ماه دیده نشود، این در حکم هلال نوی است، خواه دیده شود و خواه دیده نشود.

* روایت مرسل از امام باقر(ع) که فرمود: «اذا اصبح الناس صیاماً و لم یروا الهلال و جاء قوم عدول یشهد علی الرؤیه فلیفطروا و لیخرجوا من الغد اوّل النهار الی عیدهم.»

اگر مردم، در حالی که روزه اند و ماه را ندیده اند، با روزه وارد روز شوند و در این هنگام، گواهانی عادل، بیایند و بر دیدن هلال، گواهی دهند، باید که آن روز را روزه نگیرند و فردای آن روز، در آغاز صبح، بر نماز عید بیرون آیند.

اگر هلال ماه شوال، در هنگام روز و پیش از زوال دیده شود، آن روز، از ماه شوال است. اگر پس از زوال دیده شود، آن روز، از ماه رمضان است.»

صاحب جواهر، پس از نقل این روایات، چنین ادامه سخن می دهد: «بر شما پوشیده نیست که روایات گرفتار شذوذند، پاره ای از آنها برخی از شرطهای حجیت را ندارند. وضعی بسان روایات ناظر به عدد، جدول، تطوق و… را دارند.

فقیهان شیعه، این احادیث را از راویان گرفته و از آنها اعراض کرده اند. و این سنت مستقر گذشته و حال شده که آنها را بر روایات رؤیت حمل کنند. بر این پایه، لازم است یا این احادیث را واگذاشته و یا از آن جمع از طرح سزامندتر است، بر برخی از وجوه، هر چند دور، حمل شوند. از همین روی، شیخ در روایت نخست [روایت صحیح حمّاد و موثق عبید بن زراره] را بر معتبر بودن دیدن هلال در روز، همراه با گواهی دو گواه بر دیدن در شب، حمل کرده است.»

صاحب جواهر، این تفسیر را نمی پذیرد و می نویسد: «شاید وانهادن این دو حدیث، شایسته تر از چنین حمل و تفسیری باشد. با این که این دو حدیث، چنین تفسیر می شوند که: مقصود از آنها، بیان این نکته است که چنین دیدنی [دیدن در روز] نشانه و اماره ای است که از آن، گمان حاصل می آید و شاید هم در صورت پیوستگی به غیر، همانند پیوستگی با گواهی یک شاهد معتبر، یا چند شاهد غیر معتبر، به حصول قطع بینجامد. شاید همین نیز، دلیل یاد کرد این احادیث، از سوی علماست.

یا باید گفت: مقصود از این گونه احادیث، بیان تقیه ای چنین نکته ای بوده تا در نتیجه، شنونده ای که در برابر او تقیّه می کنیم، گمان برد نزد ما، چنین دیدنی بسنده می کند، هر چند که حقیقت امر، این نیست. بدین ترتیب، هم تقیه می شود و هم به معتبر نبودن دیدن روزانه تصریح نمی شود.»

از آنچه گذشت (با همه طولانی بودن آن) این حقیقت روشن می شود که این دسته از روایات، بر خلاف فراوانی آنها، نزد عالمان محل بحث بوده است و با این وجود، آن را از راویان گرفته و از [مضمون] آنها اعراض کرده اند و در صدد یافتن وجوهی برای تفسیر آنها، هر چند وجوهی دور، بر آمده اند و بهتعبیر مرحوم صاحب جواهر: «بی اعتباری دیدن هلال در روز، در ردیف احکام ضروری نزد فقیهان جای گرفته است.»

بنا بر این، آنچه ملاک و معیار است، دیدن ماه در شب است، یا در آغاز آن و در هر افقی به طور خاص، یا در هر یک از اجزای شب، هر چند که بسیاری از مردمان آبادیهایی که افق دیگری دارند نبینند.

بر این پایه، اگر ماه، در شب برای مردمی در یک شهر دیده شود، برای دیگران نیز، هم در اثبات آغاز ماه رمضان و هم در اثبات پایان این ماه بسنده می کند. به هر روی، در آنچه گذشت، هدف نگارنده، پاسخ دادن به همه اشکالهایی بود که از سوی اعتبار دیدن هلال در روز، پدید می آمد.

دیدگاه فقیهان، درباره دیدن هلال در روز

شیخ صدوق (م:۳۸۱ه.ق.) در مقنع می نویسد: «اگر هلال را در نیمه، یا پایان روز دیدی، روزه را به شب برسان و اگر ماه از دیده ات پنهان بود، سی روز [از آغاز ماه رمضان] بشمر و از آن پس، روزه مگیر.

امام صادق فرمود: «اذا رؤی الهلال قبل الزوال فذلک الیوم من شهر شوال و اذا رؤی بعد الزّوال فذلک الیوم من شهر رمضان. اگر هلال، پیش از ظهر دیده شد، آن روز از ماه شوال است و اگر پس از ظهر دیده شد، آن روز از ماه رمضان است.» همو در من لایحضره الفقیه، می نویسد: «اگر هلال شوال، در هنگام روز و پیش از ظهر دیده شود، آن روز از ماه شوال است و اگر پس از ظهر دیده شود، آن روز از رمضان است.»

سید مرتضی در ناصریات می نویسد: «اگر هلال ، پیش از ظهر دیده شود، به شب گذشته بستگی دارد. این نظر، درست و همین نیز، فتوای اصحاب ماست. ابوحنفیه نیز، به این نظر گرویده، با این تفاوت میان دیدن پیش از ظهر و پس از ظهر، فرقی ننهاده است. نظر محمد بن حسن، شیبانی، مالک و شافعی نیز، همین است.

ابو یوسف هم می گوید: اگر هلال، پیش از ظهر دیده شود، به شب گذشته بستگی دارد و اگر پس از ظهر دیده شود، از آن شب آینده است. احمد، در مورد هلال پایان ماه، نظری همانند نطر ابو یوسف دارد و امّا درباره هلال آغاز ماه رمضان، از باب احتیاط در روزه، نظری همانند نظر مخالفان ما را برگزیده است.

دلیل ما، یکی اجماع و دیگری روایات رسیده از امیر مؤمنان(ع)، عبداللّه بن عمر، عبداللّه بن عباس، عبداللّه بن مسعود و انس بن مالک است که گفته اند: اگر هلال، پیش از ظهر دیده شود، از آن شب گذشته است. در این سخن، مخالفی هم وجود ندارد.»

حلبی (م: در حدود۴۸۰ه.ق.) در اشاره السبق، می نویسد: «اگر دیدن هلال، در روز باشد، به شب آینده بستگی دارد، نه به شب گذشته.»

شیخ طوسی (م:۴۸۰ه.ق.) در خلاف می نویسد: «اگر هلال، پیش از ظهر، یا پس از آن دیده شود، به شب آینده بستگی دارد، نه به شب گذشته. همه فقیهان بر این نظرند. امّا گروهی از اصحاب ما بر این نظرند که: اگر هلال، پیش از ظهر دیده شود، از آن شب گذشته است و اگر پس از ظهر دیده شود، از آنِ شب آینده.

ابو یوسف نیز، همین نظر را برگزیده است. دلیل ما، اخباری است که آنها در کتاب پیش گفته نقل کردیم و هم در آن جا درباره روایت شاذ مخالف، سخن گفتیم. دلیل دیگر ما، فرموده پیامبر(ص) است: «اذا رایتم الهلال فصوموا و اذا رایتموه فافطروا.»

این، در حالی است که [بنا بر فرض مساله] شخص هلال را در روز دیده و از این روی می بایست، روزه داشتن [در مورد آغاز ماه رمضان] و روزه نداشتن [در آغاز ماه شوال] از فردای آن روز باشد; زیرا اگر خود آن روز را روزه بدارد، پیش از دیدن روزه داشته است. همچنین این نظر از علی(ع)، عمر بن خطاب، عبداللّه بن عمر و انس بن مالک نقل شده است که همه گفته اند: هلا، در چنین فرضی، از آنِ شب آینده است و در این سخن هم، مخالفی با آنان نیست و این، خود دلیلی است بر این که همین مورد اجماع صحابه بوده است.»

همو، در مبسوط می نویسد: «اگر هلال، پیش از زوال، یا پس از آن دیده شود، از آن شب آینده است، نه شب گذشته.»

نظر وی، در تهذیب نیز همین است و در آن جا می بینید که به صحیحه حمّاد، موثقه عبیداللّه بن زراره و ابن بکیر اعتراض می کند و این احادیث را بر آن حمل و تفسیر می کند که مقصود از آنها، جایی است که دو گواه از خارج شهر، بر دیدن آن پیش از زوال، گواهی دهند.

در ادامه، به روایتهای معارضی استناد می کند که دیدن در روز را، به طور مطلق، بی اعتبار می دانند. ابن حمزه در وسیله می نویسد: «اگر هلال، در روز دیده شود، از آنِ شب آینده است.» ابن زهره در غنیه می نویسد:

«اگر هلال، پیش از ظهر، یا بعد از ظهر دیده شود، از آن شب آینده است، به دلیل اجماع متردد; زیرا کسانی از اصحاب ما، که در این باره مخالفت کرده اند، مخالفت آنان، در دلالت اجماع اثری ندارد.»

فاضل در کشف الرموز می نویسد: «در عمل به دیدن آن، پیش از ظهر، تردید است.»

محقق در معتبر می نویسد: «امّا دیدن هلال ماه در پیش از ظهر: در این باره روایتهایی نقل شده که از آن جمله است روایت حمّاد بن عثمان … و عبیداللّه بن زراره نیز روایت کرده است … قوت این دو روایت، نوعی تردید میان عمل به این دو و یا عمل به آنچه نقل دو عادل بر آن دلالت کند، ایجاب کرده است. ابو یوسف نیز، چنین نظری برگزیده است.»

محقق در مختصر النافع می نویسد: «در عمل به دیدن هلال ماه، در پیش از ظهر، تردید است.» همو در شرایع می نویسد: «نه جدول اعتبار دارد، نه عدد … و نه دیدن آن در پیش از ظهر روز سی ام.» علامه در منتهی المطلب می نویسد: «دیدن هلال، پیش از ظهر، اعتباری ندارد.

برخی گفته اند: اگر هلال، پیش از ظهر دیده شود، از آنِ شب گذشته است و اگر پس از ظهر دیده شود، از آنِ شب آینده است. ثوری و ابو یوسف، به همین نظر گراییده اند.

آنچه من برمی گزینم، نظر بیشتر علمای ماست، مگر اندکی که از آن جدا شده اند و ما آنان را نمی شناسیم. شافعی نیز، همین دیدگاه را برگزیده است.»

همو، در تذکره می نویسد: «اگر هلال، در روز سی ام دیده شود، از آنِ شب آینده است، خواه پیش از زوال دیده شود، خواه پس از آن.

بر این پایه، اگر آنچه دیده شده، هلال رمضان باشد، بر مردم لازم نیست آن روز را روزه بگیرند و اگر هلال ماه شوّال باشد، روزه گشودن بر ایشان جایز نیست، مگر پس از غروب خورشید، این نظر همه علمای ماست.

مالک و شافعی به همین نظر گراییده اند. امّا ثوری می گوید: اگر هلال، پیش از ظهر دیده شود، از آن شب گذشته است و اگر پس از ظهر دیده شود، از آنِ شب آینده. ابو یوسف نیز، همین دیدگاه را پذیرفته است.

احمد گفته: اگر [دیدن در روز] در اوّل ماه رمضان وپیش از ظهر باشد، هلال از آنِ شب گذشته است. اگر هلال شوال باشد، در این باره دو روایت است: ۱. چنین روایتی نیز، همان حکم را دارد. ۲. هلال از آن شب آینده است.»

همو در مختلف می نویسد: «سید مرتضی در مسائل ناصریه، هنگامی که سخن ناصر، مبنی بر این که اگر هلال،پیش از ظهر دیده شود، به شب پیش تعلق دارد، می گوید: همین صحیح است و همین نیز نظر ماست.

شیخ در خلاف می گوید: اگر هلال، پیش از زوال، یا پس از آن دیده شود، از آن شب آینده است، نه شب گذشته. ابن جنید می گوید: اگر ثابت نشود که شب پیش، ماه دیده شده است، دیدن هلال در سی ام رمضان، هر گاه از روز که باشد، ایجاب می کند که روزه آن روز را بگشایند.

امّا اگر، دیدن [در شب پیش ] ثابت شود، در هر گاه از روز سی ام که باشد، باید روزه را گشود. نزدیک تر آن است که این معیار،در آغاز روزه معتبر دانسته شود، نه در پایان روزه و عید گرفتن.» شهید(م:۷۸۶ه.ق.) در قواعد می نویسد: «نه جدول اعتبار دارد … و نه دیدن هلال ماه در روز سی ام.»

همو در دروس می نویسد: «سلار، خبر واحد را در اثبات اوّل ماه [رمضان] کافی دانسته و مرتضی، دیدن آن را پیش از ظهر کافی شمرده است. پس در چنین صورتی، ماه از آنِ شب پیش است، به دلیل وایت حماد، که روایتی حسن است، ولی معارض دارد.

فاضل، در اثبات اول ماه، به این روایت، عمل کرده است. بر این پایه،اگر هلال ماه [شوال] در شب سی و یکم دیده نشود، باید روز بعد را نیز روزه گرفت.»

محقق ثانی در جامع المقاصد می نویسد: «جدول، عدد … و دیدن در پیش از ظهر روز سی ام، اعتبار ندارد.» در مسالک می نویسد: «قوله: ولا بغیبوبته بعد الشفق و لابرؤیته یوم الثلاثین. اصحاب، به ثبوت ماه، به این نشانه [یعنی غایب شدن هلال پس از شفق] گراییده اند.

همچنین اگر هلال، پیش از زوال دیده شود، حکم می شود که این روز، از ماه است. اگر ماه، پیش از غایب شدن، حالت تطوق پیدا کند و دایره آن [از یک طرف] کامل شود، حکم می شود که هلال مربوط به شب پیش است [یعنی شب گذشته آغاز ماه بوده است] مستند این نظر نیز، اخباری است که هم شاذ هستند و هم روایتهای صحیح تر و مشهورتر، با آنها ناسازگارند.»

محقق اردبیلی در مجمع الفایده و البرهان می نویسد: «این مساله [تطوق] همانند عمل به دیدن هلال، پیش و پس از زوال، که درباره آن به حسنه حماد بن عثمان … و روایت عبیداللّه بن زراره و عبداللّه بن بکیر، استناد شده، [مشکل] است …. بنا بر این، ردّ این دو حدیث … مشکل است … و ظاهر این است که آنها، پس از ثبوت عمل به خبر واحد، دو دلیل هستند.

بر این پایه، این گفته شیخ که می گوید: «این دو خبر نیز، از چیزهایی هستند که نمی توان به ظاهر آنها در برابر ظاهر قرآن و اخبار متواتر استدلال کرد» خالی از تامل نیست.

می توان هم گفت: این دو خبر، صراحتی در لزوم روزه گرفتن [در آغاز ماهی که بدین وسیله ثابت شود] و وانهادن روزه [در پایان ماهی که بدین وسیله ثابت شود] ندارد; چه این امکان وجود دارد که هلال، از آنِ شب پیش باشد و در عین حال، تکلیفی نسبت به آن نباشد، مگر در صورتی که در شب، علم به خود آن پیدا شود، یا در روز علم به دیدن آن در شب حاصل آید. البته در این درنگی باید کرد.

ظاهر از دیدن، دیدن متعارف است و آن هم چیزی است که در شب صورت می پذیرد. بر این پایه، اخبار دیدن هلال، دیدن در روز را در بر نمی گیرند; از این روی، زوال، داخل در دیدن دانسته نمی شود. مکاتبه محمد بن عیسی این مطلب را تایید می کند. احتیاط و درنگ کن که این مساله، از مسائل مشکل است.»

سیّد (م:۱۰۰۶ه.ق.) در مدارک می نویسد: «اشکال در این مساله قوی است; چه، دو روایتی که از اعتبار چنین نشانه ای حکایت دارند، از سند معتبری برخوردارند. حتی روایت نخست، از مرتبه روایت صحیح، چیزی کم ندارد…. از همین جاست که مصنف، در مختصر النافع و معتبر، در این مساله تردید کرده و این تردیدی بجاست.»

شیخ یوسف بحرانی در حدائق، به طور مفصل به این بحث پرداخته و درباره آن سخن به میان آورده است. به هر روی، مساله همان گونه که گفته ایم، محل تردید و اشکال است.

سیّد صاحب ریاض، در هنگام شرح این جمله محقق: «در عمل کردن، یا عمل نکردن به دیدن هلال، پیش از ظهر، تردید است » می نویسد: «مصنف، هم در این جا و هم در معتبر، تردید کرده است. گفته شده: این تردید، از اصل در مساله [که دیدگاه نخست را ایجاب می کند] و از دلالت پاره ای از متون، بر دیدگاه دوم، سرچشمه می گیرد…

اگر نظر مشهور، با آنچه دیدگاه بیشتر عالمان است، موافقت نداشت قول به آن، به هیچ تردیدی، قطعی بود. امّا، شاید این مساله، همان گونه که مصنف بر آن است، خالی از تردید و شبهه بنا شد و البته، با این همه، مقتضای اصول، متعیّن بودن عمل به نظر مشهور است.»

نراقی (م:۱۲۴۳ه.ق.) در می نویسد: «سوم: بنا بر اقرب، اگر هلال، پیش از زوال دیده شود، از آنِ شب گذشته است.» نراقی پس از بیان این دیدگاه، بحث کاملی را برای استوار کردن دیدگاه خود، به میان آورده است. شیخ جعفر کاشف الغطاء، در کشف الغطاء می نویسد: «مبحث دوم، در بیان نشانه هایی همانند: خبر واحد و دیدن هلال، پیش از ظهر که در اثبات فرا رسیدن ماه، نمی توان به آنها تکیه کرد.»

صاحب جواهر، در این باب، به شرح سخن گفته و ما، پیش از این، کلام وی را در بحث درباره روایات آوردیم. فیض کاشانی، به عمل به دیدن هلال، در پیش از ظهر گراییده و به پاسخ گویی از کلام شیخ پرداخته است.

بررسی دیدگاه فقیهان

اینک، شایسته است در گفته های عالمان که گذشت و همچنین در این که چگونه اخبار و روایات رسیده در این باب را بررسی کرده و با هم سازگاری داده اند، بنگریم:

از آن جمله است سخن سیّد مرتضی در ناصریات که می نویسد: «اگر هلال ، پیش از ظهر دیده شود، به شب گذشته بستگی دارد. این نظر، درست و همین نیز، فتوای اصحاب ماست. ابوحنفیه نیز، به این نظر گرویده، با این تفاوت میان دیدن پیش از ظهر و پس از ظهر، فرقی ننهاده است. نظر محمد بن حسن، شیبانی، مالک و شافعی نیز، همین است. ابو یوسف هم می گوید: اگر هلال، پیش از ظهر دیده شود، به شب گذشته بستگی دارد و اگر پس از ظهر دیده شود، از آن شب آینده است.

احمد، در مورد هلال پایان ماه، نظری همانند نطر ابو یوسف دارد و امّا درباره هلال آغاز ماه رمضان، از باب احتیاط در روزه، نظری همانند نظر مخالفان ما را برگزیده است.

دلیل ما، یکی اجماع و دیگری روایات رسیده از امیر مؤمنان(ع)، عبداللّه بن عمر، عبداللّه بن عباس، عبداللّه بن مسعود و انس بن مالک است که گفته اند: اگر هلال، پیش از ظهر دیده شود، از آن شب گذشته است. در این سخن، مخالفی هم وجود ندارد.»

از این گفته، چنین برداشت کرده اند که سیّد، به تفاوت میان دیدن هلال، پیش از زوال و دیدن آن، پس از زوال، معتقد بوده است، همان گونه که این گرایش، از ظاهر کلام ایشان، بر می آید. از این روی، وی را در شمار پیشینیان معتقد به این دیدگاه دانسته اند.

نگارنده می گوید: اگر مقصود این بود، نه چیزی از کلام ایشان رسات می افتاد، نه عبارتهایی که در کلام او آمده، با یکدیگر سازگار می آمد، نه دلیلی به سود او بر پا بود و تقریباً چنین می شد که آنچه را موافق گواه آورده، مخالف نظر وی شود و آنچه را مخالف گواه آورده، مواق نظر او شود. حتی در چنین صورتی، اصلاح طرح مساله، بدین شکل، درست در نمی آید. اینک شرح این سخن:

او می نویسد: «اگر هلال، پیش از ظهر دیده شود، به شب گذشته تعلق دارد.» طرح مساله، به چنین صورتی، اصولاً نادرست است; چه می بایست در ادامه سخن می نوشت: «و اگر پس از زوال، دیده شود، متعلق به شب آینده است.» همان گونه که در گفتار سایر فقیهان [که چنین نظری دارند] این گونه آمده است. وی، در ادامه می نویسد: «و همین نیز، فتوای اصحاب ماست.» از دیدگان نگارنده، چنین چیزی صحت ندارد; زیرا می بینید که علامه در تذکره می نویسد: «دیدن هلال، پیش از ظهر، اعتباری ندارد. برخی گفته اند: اگر هلال، پیش از ظهر دیده شود، از آنِ شب گذشته است و اگر پس از ظهر دیده شود، از آنِ شب آینده است. ثوری و ابو یوسف، به همین نظر گراییده اند. آنچه من برمی گزینم، نظر بیشتر علمای ماست، مگر اندکی که از آن جدا شده اند و ما آنان را نمی شناسیم. شافعی نیز، همین دیدگاه را برگزیده است. اگر هلال، در روز سی ام دیده شود، از آنِ شب آینده است، خواه پیش از زوال دیده شود، خواه پس از آن.

بر این پایه، اگر آنچه دیده شده، هلال رمضان باشد، بر مردم لازم نیست آن روز را روزه بگیرند و اگر هلال ماه شوّال باشد، روزه گشودن بر ایشان جایز نیست، مگر پس از غروب خورشید، این نظر همه علمای ماست.

مالک و شافعی به همین نظر گراییده اند. امّا ثوری می گوید: اگر هلال، پیش از ظهر دیده شود، از آن شب گذشته است و اگر پس از ظهر دیده شود، از آنِ شب آینده. ابو یوسف نیز، همین دیدگاه را پذیرفته است.

احمد گفته: اگر [دیدن در روز] در اوّل ماه رمضان وپیش از ظهر باشد، هلال از آنِ شب گذشته است. اگر هلال شوال باشد، در این باره دو روایت است: ۱. چنین روایتی نیز، همان حکم را دارد. ۲. هلال از آن شب آینده است.»

همو در منتهی المطلب می نویسد: «دیدن هلال، در پیش از ظهر اعتباری ندارد… آنچه بر می گزینم، نظر بیشتر عالمان ماست، مگر اندکی که از آنان جدا شده اند و ما آنان را نمی شناسیم.» از دیدگاه نگارنده، عبارت اخیر: «ما آنان را نمی شناسیم » جای تامل دارد.

ابن زهره، پیش از او، در غنیه نوشته است: «اگر هلال، پیش از ظهر، یا بعد از ظهر دیده شود، از آن شب آینده است، به دلیل اجماع متردد; زیرا کسانی از اصحاب ما، که در این باره مخالفت کرده اند، مخالفت آنان، در دلالت اجماع اثری ندارد.»

با وجود این، چگونه سیّد مرتضی می گوید: «این، مذهب ماست.» سیّد مرتضی در ادامه چنین می نگارد: «ابو حنیفه نیز بدین گراییده، با این تفاوت که میان دیدن پیش از ظهر و پس از ظهر، فرقی ننهاده است. نظر محمد بن حسن شیبانی، مالک و شافعی نیز همین است.»

نگارنده می گوید: شاید مقصود سید از «ابو حنیفه نیز، بدین گراییده » این باشد که ابوحنیفه، به همین تفاوت [میان دیدن پیش از ظهر و دیدن پس از آن] گراییده. امّا این چیزی است که جمله بعدی وی: «او میان دیدن پیش از ظهر و پس از ظهر، فرقی ننهاده است » سازگاری ندارد.

اگر بگویید: مقصود وی، آن است که: ابوحنیفه، دیدن در روز را، خواه پیش از زوال باشد و خواه پس از آن، معتبر می داند و آن را بسته به شب پیش می شمارد.

چنین گفته ای، از گفته های شگفت آور و نامانوس خواهد بود. دست کم، نگارنده کسی را سراغ ندارد که چنین گفته باشد.

افزون بر این ، به نظر ابوحنیفه، مالک و شافعی دیدن هلال در روز، اعتباری ندارد، بی هیچ تفاوتی میان دیدن پیش از زوال و پس از آن.

شیخ طوسی در خلاف می نویسد: «اگر هلال، پیش از ظهر، یا پس از آن دیده شود، به شب آینده بستگی دارد، نه به شب گذشته. همه فقیهان بر این نظرند. امّا گروهی از اصحاب ما، بدین گراییده اند که اگر هلال، پیش از ظهر دیده شود، از آن شبِ گذشته است و اگر پس از ظهر دیده شود، از آن شب آینده خواهد بود.

ابو یوسف نیز، همین دیدگاه را برگزیده است.» ابن رشد در بدایه المجتهد می نویسد: «اما اختلاف نظر فقیهان درباره هنگامی که دیدن هلال در آن معتبر است: همه بر این اتفاق دارند که اگر هلال، شبانگاه دیده شود، ماه از فردای آن شب، آغاز می شود.

ولی د

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.