خرید و دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت سرمقاله
خرید و دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت سرمقاله قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت ناکامی زبان در توصیف کامیابی عارف
خرید و دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت ناکامی زبان در توصیف کامیابی عارف قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
12ساعت
16دقیقه
04ثانیه

خرید و دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت میزگرد مدیریت اسلامی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 43

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات
120 اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل پاورپوینت میزگرد مدیریت اسلامی،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت میزگرد مدیریت اسلامی :



Normal
۰

false
false
false
EN-USX-NONEAR-SA












MicrosoftInternetExplorer4

























































































































































اشاره

در حاشیه پنجمین همایش مدیریت در سازمان فرصتی مغتنم بدست آمد تا
درباره برخی مباحث مطرح شده در همایش با جمعی از صاحب نظران در این فن به گفتگو
بنشینیم. دراین نشست ازنظرات ارزشمند آقایان حجج اسلام والمسلمین محمدی عراقی و
نقی پور و آقایان دکتر رضائیان، سید علی حسینی تاش، عابدی جعفری و نیکوکار بهره ها
بردیم، آنچه در پی می آید حاصل این گفتگو است

.

معرفت: در وضعیت کنونی، چه ضرورتی برای تدوین مدیریت اسلامی وجود دارد؟

حجه الاسلام نقی پور

:

تدوین مدیریت اسلامی بدان دلیل ضرورت دارد که نظام ما نظامی فرهنگی
وانقلاب ما انقلابی اسلامی است. پس شالوده نظام ما مبتنی بر ارزشهای اسلامی
می باشد. همچنین از آنجا که قرآن کریم همه حوزه های زندگی فردی و اجتماعی بشر را
تعیین نموده، مسائل آنها را تبیین کرده و احکام ارزشی و حتی بالاتر، احکامی مشابه
احکام حوزه های علوم انسانی مطرح ساخته است، این مساله ضرورت پیدا می کند; زیرا
اولا، ما مسلمان هستیم و زندگی فردی و اجتماعی مان باید بر اساس ارزشهای قرآنی
تنظیم کنیم. ثانیا، از نظر قرآن کریم، مدیریت و رهبری جایگاهی اساسی در جامعه بشری
دارد. قرآن کریم می فرماید

:

«

یوم ندعو کل اناس بامامهم.»(اسراء:۷۱

)

بنابراین، سرنوشت هر جامعه را رهبری آن جامعه رقم می زند. در این باره،
قرآن کریم تبیینات اساسی و مهمی دارد و به تبع چنین مدیریتی، روشهایی در پیش
می گیرد که ما باید آنها را بشناسیم. از سوی دیگر نیز روایات اسلامی تاکید می کنند
که مدیریت محور مسائل اجتماعی است; «صنفان اذا صلحا صلحت الامه واذا فسدا فسدت
الامه » این مطلب جایگاه حساس مدیریت اجرایی و فرهنگی را نشان می دهد و بر این
مساله تاکید دارد که هر فرد مسلمان باید به تمام آنچه که در قرآن آمده است ملتزم
باشد و اصلا معنای تدین التزام به جمیع مسائل و مباحثی است که در قرآن آمده، اعم از
مباحث عقلی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و حکومتی. نمی توان بعضی را پذیرفت و بعضی
دیگر را نفی کرد،

«

افتؤمنون ببعض الکتاب وتکفرون ببعض فما جزاء من
یفعل ذلک منکم الا خزی فی الحیوه الدنیا ویوم القیامه یردون الی اشد
العذاب »(بقره: ۸۵

)

نسبت به تمام فرمانهای قرآن التزام وجود نداشته باشد، همان گونه که در
آیه ذکر شد، خداوند خواری در دنیا و عذاب آخرت را نسبت به چنین کاری وعده داده
است. خداوند در قرآن، آل فرعون را نیز به اشد عذاب وعده داده است

;

«

ادخلوا آل فرعون اشد العذاب.»(غافر:۴۶

)

لذا، می توان نتیجه گرفت که مسلمانی که به مجموعه فرامین قرآن ملتزم
نباشد در ردیف فرعونیان خواهد بود. این هشدار ضرورت توجه به همه مباحث آن، از جمله
مدیریت اسلامی را برای ما مطرح می کند

.

معرفت: تمایز اصلی و بنیادی بین مدیریت علمی و ارزشی در چیست؟ آیا
ابتدا باید مدیریت ارزشی بنا کنیم و سپس ارزشها را حفظ نماییم یا آنکه باید از
ابتدا ارزشهایی داشته و سپس بر مبنای آنها مدیریت را پی ریزی کنیم؟

دکتر حسینی تاش

:

یکی از بحثهایی که در مدیریت مطرح می شود این است که مدیریت فعالیتی
ارزشی است; یعنی نمی توان مدیریت را بدون ارزش در نظر گرفت. البته این مطلب هیچ
منکری ندارد و در هیچ مکتبی گفته نشده است که کار مدیر بدون ارزشگذاری است; زیرا
اصولا مدیریت یعنی تصمیم، تصمیم یعنی انتخاب و انتخاب یعنی گزینش ارجح. در توضیح
بحث مدیریت، حتی مدیریت غربی، نیز واقع این است که آنکه به عنوان «مدیر» منصوب
می گردد، خود عمل جمع نیست، بلکه کیفیت عمل جمع است که مدیریت می طلبد و این به
معنای آن است که خوب و بد هر دو مطرح اند و امکان ترجیح یکی بر دیگری میسر نیست.
بنابراین، کار مدیریت کاری ارزشی است

.

بحث دیگری که مطرح می باشد این است که یکی از ادعاها اساسی نظریه های
غربی یا به عبارتی، نظریه های متعارف مدیریت این است که آنچه که به ارزشها مربوط
می شود نحوه استفاده مدیر از اصول است، نه خود آن اصول. ادعا بر این است که اصول
از ارزشها متمایزند و به خودی خود، در باره آنها ارزشی مطرح نمی شود. این یکی از
بحثهای اساسی و شاید اساسی ترین بحث مدیریت ارزشی باشد. لذا، می گویند که اصول و
روشهای اعمال مدیریت فارغ از ارزش اند

(

value
free)

صرفا جنبه ابزاری دارند، بلکه این مدیر است که آنها
را به عنوان ابزاری در جهت ارزشهای گوناگون به کار می برد. دیدگاههای مدیریتی
متعارف به این مطلب معتقدند که مدیر می تواند در جهت اهداف گوناگون خود، این اصول
و روشها را به کارگیرد

.

اما بسیاری از مخالفان معتقدند که همه اصول و روشها نمی تواند مطابق
ارزشها باشند. لذا، این قاعده قابل تعمیم به تمام اصول و روشها نیست و هر مدیری با
هر ارزشی نمی تواند آنها را به کار گیرد. اگر این مطلب به اثبات برسد و معلوم گردد
که اصول مدیریت تنها با بعضی از ارزشها انطباق دارند یا بعکس، اثبات گردد که با به
گارگیری برخی از اصول مدیریت، بعضی از ضد ارزشها تولید می شوند این مطلب ضرورت
تامل در بحث مدیریت ارزشی را تاکید می کند و ایجاب می کند که اصولی دیگر برای
مدیریت بیندیشیم. لذا، این یکی از مباحث مهم مدیریت است

.

بحث دیگری که در این باره مطرح است این که نظریه پردازان مدیریت برای
مدیریت ارزش مشخص تبیین کرده اند. ما این ارزش را به عنوان ارزش متعالی یا ارزش
نهایی تلقی نمی کنیم، بلکه معتقدیم که این ارزش باید با چیز دیگری سنجیده شود تا
قابلیت آن مشخص گردد. این هم یک بحث اساسی در زمینه مدیریت است که ما در مدیریتمان
فقط ارزشهایی را که معمولا متفکران غربی بدان نظر دارند مورد نظر نداریم. دلیل این
مطلب نیز واضح است; زیرا ما به خدا و جهان آخرت معتقدیم. از اینرو، ارزشهایی فراتر
از ارزشهای آنان برایمان مطرح است. لذا، ما معتقدیم که چنین ارزشهایی تعیین
کننده اند; یعنی اینها در اعتبار سایر ارزشها مؤثرند

.

بر اساس نظریه اول، که مطرح شد، نظریه پردازان غربی معتقدند که شما به
هر ارزشی که معتقد باشید تفاوتی نمی کند

;

مثلا، اگر در کارخانه ای
شیی ء «الف » تولید شود یا شیی ء «ب »; کالایی ارزشمند تولید شود یا کالایی ضد
ارزش با یکدیگر هیچ تفاوتی نمی کند. با تفاوت تولید کارخانه، قوانین مدیریت و اصول
آن تغییری نمی کند. بنابراین نظر، قواعد مدیریت تنها به مدیر این امکان را می دهد
که در سازمان به گونه ای عمل کند که آن ارزشها رعایت شود

.

اما اگر به نظر دوم معتقد باشیم این بحث مطرح می شود که اصول مدیریت،
خود دارای ارزش اند،خنثی نیستند و در بعضی از جهات، کارآیی دارند. بر طبق این نظر،
اصول مدیریت حکم دیگری پیدا می کنند

.

بحث سومی که در زمینه مدیریت مطرح می باشد رابطه ابراز و هدف است. در
بحثهای مدیریت اسلامی و مدیریت ارزشی، این مطلب نیز مطرح می شود که در دیدگاه،
عقلانیت ابزاری یا دیدگاه حاکم بر مدیریت غربی، آنچه که ارزشها را تعیین می کند یا
به روشها مشروعیت می بخشد – البته در جریان غالب، نه همه جریانها – اهداف است. به
اصطلاح معروف، بر طبق این دیدگاه، هدف وسیله را توجیه می کند و در ابزار هدفها،
هدف تعیین کننده است. لذا، بر اساس هدف، می توان ابزارهای گوناگون را به کار گرفت.
اما یکی از بحثهایی که در مدیریت ارزشی و بخصوص در بین متفکران اسلامی، مطرح می باشد
این است که ارزش همبافت با هدف است، نمی توان وسایل را صرفا در رابطه با اهداف
سنجید، بلکه روشها و وسایل نیز، مستقل از اهدافی که دنبال می کنند، باید مشروعیت
داشته باشند. در واقع، بر حسب این بینش، صرفا به مشروعیت اهداف یا معقول بودن آنها
نظر نمی شود، برای اهداف مشروع، وسایل مشروع نیز لازم است. بحثهای مطرح در مدیریت
ارزش اینهاست

.

اما در باره سؤال دوم، باید گفت که مدیریت می تواند برای حفظ ارزشها به
کار گرفته شود. آنچه در این زمینه، بیشتر مورد بحث است این که آیا مدیریت بر
مبنایی ارزشی شکل می گیرد یانه؟ وگرنه این مطلب که وقتی در جامعه یا در فرهنگ،
ارزشهایی وجود داردیا افراد ارزشهایی دارند – صرف نظر از اینکه آن ارزشها تا چه حد
متعالی اند – و دیریت برای حفظ آن ارزشها به کارگرفته می شود معلوم است که چنین
مدیریتی ارزشی است در آن، برای حفظ ارزشها تلاش می شود; زیرا فعالیت مدیر، مرجح
است. ترجیح نیز از وقتی است که او تصمیم می گیرد یعنی در واقع، انتخاب کرده است و
انتخاب یعنی ترجیح و برگزیدن ارزشهایی که به دنبال آنهاست. در این موضوع، بحثی
نیست. بحث در این است که آیا اصلا مدیریت باید بر مبنای ارزشها باشد یا نه. لذا،
وقتی از مدیریت ارزشی سخن می گوییم یعنی از مدیریت بر مبنای ارزشها سخن گفته ایم;
و گرنه همان گونه که ذکر شد، در این مورد که اگر مدیریتی ارزشهایی را حفظ نکند،
خواه ارزشهای مادی یا معنوی در این صورت، کار او را نمی توان مدیریت به حساب آورد،
بلکه کاری ضد مدیریت کرده است، بحثی نیست با هر دیدی که به مدیریت نگاه شود. البته
این مطلب به ارزشهای هر جامعه بستگی دارد

.

اما بحث مدیریت ارزشی مصطلح در این است که اصول و روشهایی که در بحث
مدیریت بسط داده شده و در سازمانها به کار گرفته می شود به دور از ارزش و خنثی
نیستند. اینجا محل جدا شدن خط فکری مدیریت ارزشی از مدیریت غربی است; زیرا این
اصول و روشها برای به کارگیری و مطرح ساختن ارزشهای خاصی به وجود آمده اند و فقط
می توانند ارزشهای خاصی را بسط دهند، این قابلیت را ندارند که برای همه
جهت گیریهای ارزشی کار آمد باشند; حتی در بعضی از جهتها، ضد ارزش تولید می کنند.
به دیگر سخن، می گوییم که اصول و روشهای مدیریتی مطرح شده خنثی با بی جهت نیستند،
دارای جهت مشخصی هستند. اگر به جهت دار بودن این اصول معتقد باشیم; یعنی پذیرفتیم
که بعضی از اهداف را تامین می کنند و قابلیت تامین بعضی از اهداف را ندارند، به
مفهوم مدیریت ارزشی پی برده ایم که جدای از دیدگاه مدیریت غربی است

.

معرفت: در تعاریف، مدیریت علمی به مدیریتی گفته می شود که مبتنی بر
نظریه های علمی باشد. مدیریت ارزشی، که آن را در مقابل مدیریت علمی مطرح می کنند
چه تعریفی دارد؟ آیا اساسا انفکاک بین این دو صحیح است؟

دکتر رضاییان

:

اصلا به کاربردن اصطلاحات مدیریت علمی و مدیریت ارزشی بجا نیست; زیرا
نمی توان مدیریت علمی را با مدیریت ارزشی در تقابل دانست; به این دلیل که اگر ارزش
را به مفهوم عامش، در نظر بگیریم در هر نظام ارزشی که بخواهد مدیریتی در آن انجام
شود مدیران باید ارزشهای آن نظام را رعایت کنند. لذا، می توان گفت که نظریات دانش
مدیریت غرب بر اساس نظام ارزشی حاکم بر نظریه پردازان، محیطها و سازمانهای غربی به
وجود آمده است. بنابراین، نمی توان این دو را در مقابل هم در نظر گرفت، بخصوص با
توجه به اینکه آنچه مورد نظر است ابعادی از مدیریت غربی است که با مبانی ارزشی ما
سازگاری ندارد. لذا، نمی توان آن مدیریت را علمی به حساب آورد و اگر مدیریتی خود
را ملزم به رعایت ارزشهای مورد نظر دانست آن را ارزشی شمرد. پس باید ابتدا مفاهیمی
را که می خواهیم بر اساس آنها بحث کنیم، تعریف نماییم و منظور از هر واژه را مشخص
نماییم; وگرنه هر واژه ای ممکن است در ذهن هر فردی تعریف خاصی داشته باشد

.

از
اینرو، پیش از پرداختن به این مساله، مطرح کردن «مدیریت علمی » و «مدیریت ارزشی »
فقط در اذهان تشتت ایجاد می کند و نتیجه دیگری ند صفحه کاملاً استاندارد:

فایل فایل ورد کامل پاورپوینت میزگرد مدیریت اسلامی دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل پاورپوینت میزگرد مدیریت اسلامی،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت میزگرد مدیریت اسلامی :



Normal
۰

false
false
false
EN-USX-NONEAR-SA












MicrosoftInternetExplorer4

























































































































































اشاره

در حاشیه پنجمین همایش مدیریت در سازمان فرصتی مغتنم بدست آمد تا
درباره برخی مباحث مطرح شده در همایش با جمعی از صاحب نظران در این فن به گفتگو
بنشینیم. دراین نشست ازنظرات ارزشمند آقایان حجج اسلام والمسلمین محمدی عراقی و
نقی پور و آقایان دکتر رضائیان، سید علی حسینی تاش، عابدی جعفری و نیکوکار بهره ها
بردیم، آنچه در پی می آید حاصل این گفتگو است

.

معرفت: در وضعیت کنونی، چه ضرورتی برای تدوین مدیریت اسلامی وجود دارد؟

حجه الاسلام نقی پور

:

تدوین مدیریت اسلامی بدان دلیل ضرورت دارد که نظام ما نظامی فرهنگی
وانقلاب ما انقلابی اسلامی است. پس شالوده نظام ما مبتنی بر ارزشهای اسلامی
می باشد. همچنین از آنجا که قرآن کریم همه حوزه های زندگی فردی و اجتماعی بشر را
تعیین نموده، مسائل آنها را تبیین کرده و احکام ارزشی و حتی بالاتر، احکامی مشابه
احکام حوزه های علوم انسانی مطرح ساخته است، این مساله ضرورت پیدا می کند; زیرا
اولا، ما مسلمان هستیم و زندگی فردی و اجتماعی مان باید بر اساس ارزشهای قرآنی
تنظیم کنیم. ثانیا، از نظر قرآن کریم، مدیریت و رهبری جایگاهی اساسی در جامعه بشری
دارد. قرآن کریم می فرماید

:

«

یوم ندعو کل اناس بامامهم.»(اسراء:۷۱

)

بنابراین، سرنوشت هر جامعه را رهبری آن جامعه رقم می زند. در این باره،
قرآن کریم تبیینات اساسی و مهمی دارد و به تبع چنین مدیریتی، روشهایی در پیش
می گیرد که ما باید آنها را بشناسیم. از سوی دیگر نیز روایات اسلامی تاکید می کنند
که مدیریت محور مسائل اجتماعی است; «صنفان اذا صلحا صلحت الامه واذا فسدا فسدت
الامه » این مطلب جایگاه حساس مدیریت اجرایی و فرهنگی را نشان می دهد و بر این
مساله تاکید دارد که هر فرد مسلمان باید به تمام آنچه که در قرآن آمده است ملتزم
باشد و اصلا معنای تدین التزام به جمیع مسائل و مباحثی است که در قرآن آمده، اعم از
مباحث عقلی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و حکومتی. نمی توان بعضی را پذیرفت و بعضی
دیگر را نفی کرد،

«

افتؤمنون ببعض الکتاب وتکفرون ببعض فما جزاء من
یفعل ذلک منکم الا خزی فی الحیوه الدنیا ویوم القیامه یردون الی اشد
العذاب »(بقره: ۸۵

)

نسبت به تمام فرمانهای قرآن التزام وجود نداشته باشد، همان گونه که در
آیه ذکر شد، خداوند خواری در دنیا و عذاب آخرت را نسبت به چنین کاری وعده داده
است. خداوند در قرآن، آل فرعون را نیز به اشد عذاب وعده داده است

;

«

ادخلوا آل فرعون اشد العذاب.»(غافر:۴۶

)

لذا، می توان نتیجه گرفت که مسلمانی که به مجموعه فرامین قرآن ملتزم
نباشد در ردیف فرعونیان خواهد بود. این هشدار ضرورت توجه به همه مباحث آن، از جمله
مدیریت اسلامی را برای ما مطرح می کند

.

معرفت: تمایز اصلی و بنیادی بین مدیریت علمی و ارزشی در چیست؟ آیا
ابتدا باید مدیریت ارزشی بنا کنیم و سپس ارزشها را حفظ نماییم یا آنکه باید از
ابتدا ارزشهایی داشته و سپس بر مبنای آنها مدیریت را پی ریزی کنیم؟

دکتر حسینی تاش

:

یکی از بحثهایی که در مدیریت مطرح می شود این است که مدیریت فعالیتی
ارزشی است; یعنی نمی توان مدیریت را بدون ارزش در نظر گرفت. البته این مطلب هیچ
منکری ندارد و در هیچ مکتبی گفته نشده است که کار مدیر بدون ارزشگذاری است; زیرا
اصولا مدیریت یعنی تصمیم، تصمیم یعنی انتخاب و انتخاب یعنی گزینش ارجح. در توضیح
بحث مدیریت، حتی مدیریت غربی، نیز واقع این است که آنکه به عنوان «مدیر» منصوب
می گردد، خود عمل جمع نیست، بلکه کیفیت عمل جمع است که مدیریت می طلبد و این به
معنای آن است که خوب و بد هر دو مطرح اند و امکان ترجیح یکی بر دیگری میسر نیست.
بنابراین، کار مدیریت کاری ارزشی است

.

بحث دیگری که مطرح می باشد این است که یکی از ادعاها اساسی نظریه های
غربی یا به عبارتی، نظریه های متعارف مدیریت این است که آنچه که به ارزشها مربوط
می شود نحوه استفاده مدیر از اصول است، نه خود آن اصول. ادعا بر این است که اصول
از ارزشها متمایزند و به خودی خود، در باره آنها ارزشی مطرح نمی شود. این یکی از
بحثهای اساسی و شاید اساسی ترین بحث مدیریت ارزشی باشد. لذا، می گویند که اصول و
روشهای اعمال مدیریت فارغ از ارزش اند

(

value
free)

صرفا جنبه ابزاری دارند، بلکه این مدیر است که آنها
را به عنوان ابزاری در جهت ارزشهای گوناگون به کار می برد. دیدگاههای مدیریتی
متعارف به این مطلب معتقدند که مدیر می تواند در جهت اهداف گوناگون خود، این اصول
و روشها را به کارگیرد

.

اما بسیاری از مخالفان معتقدند که همه اصول و روشها نمی تواند مطابق
ارزشها باشند. لذا، این قاعده قابل تعمیم به تمام اصول و روشها نیست و هر مدیری با
هر ارزشی نمی تواند آنها را به کار گیرد. اگر این مطلب به اثبات برسد و معلوم گردد
که اصول مدیریت تنها با بعضی از ارزشها انطباق دارند یا بعکس، اثبات گردد که با به
گارگیری برخی از اصول مدیریت، بعضی از ضد ارزشها تولید می شوند این مطلب ضرورت
تامل در بحث مدیریت ارزشی را تاکید می کند و ایجاب می کند که اصولی دیگر برای
مدیریت بیندیشیم. لذا، این یکی از مباحث مهم مدیریت است

.

بحث دیگری که در این باره مطرح است این که نظریه پردازان مدیریت برای
مدیریت ارزش مشخص تبیین کرده اند. ما این ارزش را به عنوان ارزش متعالی یا ارزش
نهایی تلقی نمی کنیم، بلکه معتقدیم که این ارزش باید با چیز دیگری سنجیده شود تا
قابلیت آن مشخص گردد. این هم یک بحث اساسی در زمینه مدیریت است که ما در مدیریتمان
فقط ارزشهایی را که معمولا متفکران غربی بدان نظر دارند مورد نظر نداریم. دلیل این
مطلب نیز واضح است; زیرا ما به خدا و جهان آخرت معتقدیم. از اینرو، ارزشهایی فراتر
از ارزشهای آنان برایمان مطرح است. لذا، ما معتقدیم که چنین ارزشهایی تعیین
کننده اند; یعنی اینها در اعتبار سایر ارزشها مؤثرند

.

بر اساس نظریه اول، که مطرح شد، نظریه پردازان غربی معتقدند که شما به
هر ارزشی که معتقد باشید تفاوتی نمی کند

;

مثلا، اگر در کارخانه ای
شیی ء «الف » تولید شود یا شیی ء «ب »; کالایی ارزشمند تولید شود یا کالایی ضد
ارزش با یکدیگر هیچ تفاوتی نمی کند. با تفاوت تولید کارخانه، قوانین مدیریت و اصول
آن تغییری نمی کند. بنابراین نظر، قواعد مدیریت تنها به مدیر این امکان را می دهد
که در سازمان به گونه ای عمل کند که آن ارزشها رعایت شود

.

اما اگر به نظر دوم معتقد باشیم این بحث مطرح می شود که اصول مدیریت،
خود دارای ارزش اند،خنثی نیستند و در بعضی از جهات، کارآیی دارند. بر طبق این نظر،
اصول مدیریت حکم دیگری پیدا می کنند

.

بحث سومی که در زمینه مدیریت مطرح می باشد رابطه ابراز و هدف است. در
بحثهای مدیریت اسلامی و مدیریت ارزشی، این مطلب نیز مطرح می شود که در دیدگاه،
عقلانیت ابزاری یا دیدگاه حاکم بر مدیریت غربی، آنچه که ارزشها را تعیین می کند یا
به روشها مشروعیت می بخشد – البته در جریان غالب، نه همه جریانها – اهداف است. به
اصطلاح معروف، بر طبق این دیدگاه، هدف وسیله را توجیه می کند و در ابزار هدفها،
هدف تعیین کننده است. لذا، بر اساس هدف، می توان ابزارهای گوناگون را به کار گرفت.
اما یکی از بحثهایی که در مدیریت ارزشی و بخصوص در بین متفکران اسلامی، مطرح می باشد
این است که ارزش همبافت با هدف است، نمی توان وسایل را صرفا در رابطه با اهداف
سنجید، بلکه روشها و وسایل نیز، مستقل از اهدافی که دنبال می کنند، باید مشروعیت
داشته باشند. در واقع، بر حسب این بینش، صرفا به مشروعیت اهداف یا معقول بودن آنها
نظر نمی شود، برای اهداف مشروع، وسایل مشروع نیز لازم است. بحثهای مطرح در مدیریت
ارزش اینهاست

.

اما در باره سؤال دوم، باید گفت که مدیریت می تواند برای حفظ ارزشها به
کار گرفته شود. آنچه در این زمینه، بیشتر مورد بحث است این که آیا مدیریت بر
مبنایی ارزشی شکل می گیرد یانه؟ وگرنه این مطلب که وقتی در جامعه یا در فرهنگ،
ارزشهایی وجود داردیا افراد ارزشهایی دارند – صرف نظر از اینکه آن ارزشها تا چه حد
متعالی اند – و دیریت برای حفظ آن ارزشها به کارگرفته می شود معلوم است که چنین
مدیریتی ارزشی است در آن، برای حفظ ارزشها تلاش می شود; زیرا فعالیت مدیر، مرجح
است. ترجیح نیز از وقتی است که او تصمیم می گیرد یعنی در واقع، انتخاب کرده است و
انتخاب یعنی ترجیح و برگزیدن ارزشهایی که به دنبال آنهاست. در این موضوع، بحثی
نیست. بحث در این است که آیا اصلا مدیریت باید بر مبنای ارزشها باشد یا نه. لذا،
وقتی از مدیریت ارزشی سخن می گوییم یعنی از مدیریت بر مبنای ارزشها سخن گفته ایم;
و گرنه همان گونه که ذکر شد، در این مورد که اگر مدیریتی ارزشهایی را حفظ نکند،
خواه ارزشهای مادی یا معنوی در این صورت، کار او را نمی توان مدیریت به حساب آورد،
بلکه کاری ضد مدیریت کرده است، بحثی نیست با هر دیدی که به مدیریت نگاه شود. البته
این مطلب به ارزشهای هر جامعه بستگی دارد

.

اما بحث مدیریت ارزشی مصطلح در این است که اصول و روشهایی که در بحث
مدیریت بسط داده شده و در سازمانها به کار گرفته می شود به دور از ارزش و خنثی
نیستند. اینجا محل جدا شدن خط فکری مدیریت ارزشی از مدیریت غربی است; زیرا این
اصول و روشها برای به کارگیری و مطرح ساختن ارزشهای خاصی به وجود آمده اند و فقط
می توانند ارزشهای خاصی را بسط دهند، این قابلیت را ندارند که برای همه
جهت گیریهای ارزشی کار آمد باشند; حتی در بعضی از جهتها، ضد ارزش تولید می کنند.
به دیگر سخن، می گوییم که اصول و روشهای مدیریتی مطرح شده خنثی با بی جهت نیستند،
دارای جهت مشخصی هستند. اگر به جهت دار بودن این اصول معتقد باشیم; یعنی پذیرفتیم
که بعضی از اهداف را تامین می کنند و قابلیت تامین بعضی از اهداف را ندارند، به
مفهوم مدیریت ارزشی پی برده ایم که جدای از دیدگاه مدیریت غربی است

.

معرفت: در تعاریف، مدیریت علمی به مدیریتی گفته می شود که مبتنی بر
نظریه های علمی باشد. مدیریت ارزشی، که آن را در مقابل مدیریت علمی مطرح می کنند
چه تعریفی دارد؟ آیا اساسا انفکاک بین این دو صحیح است؟

دکتر رضاییان

:

اصلا به کاربردن اصطلاحات مدیریت علمی و مدیریت ارزشی بجا نیست; زیرا
نمی توان مدیریت علمی را با مدیریت ارزشی در تقابل دانست; به این دلیل که اگر ارزش
را به مفهوم عامش، در نظر بگیریم در هر نظام ارزشی که بخواهد مدیریتی در آن انجام
شود مدیران باید ارزشهای آن نظام را رعایت کنند. لذا، می توان گفت که نظریات دانش
مدیریت غرب بر اساس نظام ارزشی حاکم بر نظریه پردازان، محیطها و سازمانهای غربی به
وجود آمده است. بنابراین، نمی توان این دو را در مقابل هم در نظر گرفت، بخصوص با
توجه به اینکه آنچه مورد نظر است ابعادی از مدیریت غربی است که با مبانی ارزشی ما
سازگاری ندارد. لذا، نمی توان آن مدیریت را علمی به حساب آورد و اگر مدیریتی خود
را ملزم به رعایت ارزشهای مورد نظر دانست آن را ارزشی شمرد. پس باید ابتدا مفاهیمی
را که می خواهیم بر اساس آنها بحث کنیم، تعریف نماییم و منظور از هر واژه را مشخص
نماییم; وگرنه هر واژه ای ممکن است در ذهن هر فردی تعریف خاصی داشته باشد

.

از
اینرو، پیش از پرداختن به این مساله، مطرح کردن «مدیریت علمی » و «مدیریت ارزشی »
فقط در اذهان تشتت ایجاد می کند و نتیجه دیگری ند صفحه مرتب و آماده استفاده است.