خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اسارتهای کهنه در طرحهای نو / تاریخچه کنوانسیون (قسمت اول)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اسارتهای کهنه در طرحهای نو / تاریخچه کنوانسیون (قسمت اول) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل این رسم حمایت نیست!
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل این رسم حمایت نیست! قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
20ساعت
01دقیقه
05ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نیم نگاهی به حقوق زن در اسلام / نقدی بر کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 40

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل نیم نگاهی به حقوق زن در اسلام / نقدی بر کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل نیم نگاهی به حقوق زن در اسلام / نقدی بر کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل نیم نگاهی به حقوق زن در اسلام / نقدی بر کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل نیم نگاهی به حقوق زن در اسلام / نقدی بر کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نیم نگاهی به حقوق زن در اسلام / نقدی بر کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نیم نگاهی به حقوق زن در اسلام / نقدی بر کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل نیم نگاهی به حقوق زن در اسلام / نقدی بر کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نیم نگاهی به حقوق زن در اسلام / نقدی بر کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل نیم نگاهی به حقوق زن در اسلام / نقدی بر کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نیم نگاهی به حقوق زن در اسلام / نقدی بر کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان :

مقدمه

کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان مجموعه ای از مواد مربوط به حقوق زنان است که در ۲۷ آذرماه سال ۱۳۵۸ طی قطعنامه شماره ۱۸۰/۳۴ مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسیده و برای امضا و الحاق کشورها مفتوح گردیده است .

این کنوانسیون مشتمل بر یک مقدمه مشروح و ۳۰ ماده است که در شش بخش تنظیم گردیده و اجرای آن به عهده کمیته رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان، که ۲۳ کارشناس در آن مشغول به کارند، گذاشته شده است .

تلاش های فراوانی در طول تاریخ برای تحقق عدالت در همه زمینه ها از جمله روابط زنان و مردان صورت پذیرفته که به حق شایسته تکریم و بزرگداشت است . اهمیت این تلاش ها زمانی عیان تر خواهد بود که منصفانه رفتار جوامع با زنان به قضاوت نهاده شود; امری که مجالی در خور می طلبد . آنچه در این نبشتار کوتاه موردنظر ماست نگاهی کوتاه به یکی از برجسته ترین فرازهای این حرکت با خصیصه جهانی و بین المللی آن است . این نبشتار بر آن است تا به طور کوتاه به برخی از دلایل ناروایی الحاق جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان بپردازد . این نبشتار در شرایطی عرضه می گردد که مجلس شورای اسلامی ایران علی رغم نظرات مراجع معظم تقلید مبنی بر عدم جواز پیوستن به این کنوانسیون، الحاق ایران به آن را تصویب کرد .

در این جا برخی از مبانی نظریه نفی الحاق به کنوانسیون را، که مراجع معظم تقلید بر آن پای فشرده اند، مورد اشاره قرار می دهیم:

الحاق به کنوانسیون و خودباختگی

در روزهای آخر سال ۱۳۷۵ خانم سلماخان، رئیس کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان، به ایران آمد . وی دعوت شده بود تا در «کنفرانس هم اندیشی حضور زن در سینما» شرکت کند . این دعوت نشانی بود از این که برخی مسؤولان علاقه مند پیوستن ایران به این کنوانسیون می باشند . خانم سلماخان طی مصاحبه ای گفت: «علت دعوت از من اشتیاق دولت ایران به این کنوانسیون می باشد و این تمایل دولت ایران برای پیوستن به کنوانسیون، نشانگر آگاهی مسؤولان دولتی ایران از وجود تبعیض های ناروایی است که نسبت به زنان ایرانی اعمال می شوند .» (۱)

وی در این مصاحبه با حمله به سیاست های دولت ایران، خواستار ایجاد تغییراتی در قانون اساسی و قوانین و مسلمات شریعت اسلام شد .

در مقابل این حرکت های ناشی از خودباختگی، رهبرمعظم انقلاب، حضرت آیه الله خامنه ای، در دیدار شورای فرهنگی – اجتماعی زنان فرمود: «دیدگاه و نظر اسلام در مورد نقش زن در خانواده و اجتماع به مراتب بهتر و قوی تر از ادعای غرب است . در برخی از موارد کسانی که به زبان از حقوق زن دفاع می کنند، در دام اشتباهی می افتند که به هیچ وجه به خیر زنان نیست .» (۲)

قرآن کریم ما را به عدم پیروی از شیطان فرا می خواند; از جمله این ندای قرآنی که هشدار می دهد: «یا ایها الذین آمنوا لاتتبعوا خطوات الشیطان و من یتبع خطوات الشیطان، فانه یامر بالفحشاء و المنکر .» (نور: ۲۱)

نماینده کانادا، که در کنفرانس جهانی حقوق زن حضور داشت، در اعتراض به سند پکن جلسه را ترک کرد و طی مصاحبه ای گفت: «من طرفدار زندگی و طرفدار خانواده هستم . من به شما می گویم که سند کنفرانس، مشکلات زنان را در نظر نگرفته است . تساوی موردنظر سند پکن برای زنان تساوی ایجاد نخواهد کرد و در کشور من وقتی گروهی را به کار دعوت می کنند باید ۵۰% مرد و ۵۰% زن استخدام شوند، اما متاسفانه بیش از ۵۰% از زنان را استخدام می نمایند و مردان بیکار می مانند . این در حالی است که من هم باید در خانه کار کنم و هم بیرون از خانه و همسرم باید بیکار باشد، پس این تساوی نیست . من با اولین پرواز به وطنم برمی گردم و سعی می کنم تفاوت بین زن و مرد را حفظ نمایم، همان گونه که این تفاوت در خلقت، وجود داشته است; چون این تفاوت ها ما را حفظ خواهد کرد .» (۳)

جادالحق، رئیس الازهر، که یکی از معترضان به سند پکن است در پیام اعتراض آمیز خود می گوید: «تنظیم کنندگان این سند تلاش می کنند بنیان خانواده را تضعیف نمایند . آن ها تلاش می کنند در متن (برنامه عمل) تردید روی این موضوع ایجاد نمایند که خانواده واحد اصلی جامعه است . آن ها والدین را تشویق می کنند که چشم خود را بر روی روابط جنسی کودکان ببندند . حتی حق نداشته باشند در امور آن ها مداخله نمایند، آن ها سعی می کنند مذهب را عامل تبعیض و فشار معرفی نمایند .» (۴)

عضویت در کنوانسیون با چه هدفی؟

دولت های عضو این کنوانسیون طبق بند ۲ ماده ۱۸ موظفند طبق خط مشی و رهنمودهای کمیته رفع تبعیض علیه زنان، هر چهار سال یکبار گزارش های خود را تنظیم کرده، به کمیته مربوطه ارسال دارند .

بنابراین، علی رغم پندار برخی مبنی بر این که الحاق به کنوانسیون فرصتی برای طرح و تبلیغ دیدگاه های اسلامی در مورد زن است، باید الحاق را فرصتی برای غربی ها به حساب آورد تا در چارچوب کنوانسیون و تعهدات ناشی از آن بر ملت ایران فشار آورند از احکام اسلامی به نفع کنوانسیون دست بردارند . به راستی در موقعیتی که کشورها باید هر چهار سال یک بار میزان انطباق خود با کنوانسیون را اعلام کنند، چگونه می توان انتظار داشت به جای عمل به این تکلیف، به طرح دیدگاه های مخالف روح کنوانسیون و تبلیغ آن ها پرداخته شود؟

رفع تفاوت یا تبعیض؟!

ماده یک کنوانسیون، تبعیض را این گونه تعریف می کند: «عبارت تبعیض علیه زنان در این کنوانسیون به هرگونه تمایز، استثنا (محدودیت) بر اساس جنسیت اطلاق می شود که نتیجه آن خدشه دار کردن بهره مندی زنان از حقوق بشر و آزادی های اساسی در زمینه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، مدنی، و یا هر زمینه دیگر است …» کنوانسیون در این ماده، هدف خود را برقراری تساوی کامل بین حقوق زن و مرد و رفع هرگونه تبعیض علیه زنان می داند، از این رو، به تبعیض هایی که به نفع زنان است نمی پردازد . در این سند بین المللی هر نوع تفاوت بین زن و مرد در حقوق و تکالیف، تبعیض محسوب شده است، هر چند آن تفاوت ها ثمره تفاوت های تکوینی زن و مرد باشد . این تفسیر و نگرش، به یکسانی و تشابه حقوق زن و مرد می انجامد . لازمه این دیدگاه آن است که به هر نوع عدم تشابه بین زن و مرد به دید تبعیض نگریسته شود، در حالی که عدم تشابه حقوق و تکالیف زن و مرد در برخی از موارد تفاوت است نه تبعیض، و آنچه که مذموم و ناپسند به شمار می آید تبعیض ناروا می باشد که ظلم و بی عدالتی است . وجود برخی از تفاوت ها و توجه به آن ها در وضع حقوق و تکالیف، عین عدالت است نه ظلم به زنان . مقتضای عدالت این نیست که حقوق زن و مرد کاملا یکسان و مشابه باشد، بلکه این ظلم به زن و مرد و نادیده گرفتن توانایی ها، تفاوت ها و ویژگی های تکوینی آنان است . نباید هر نوع تفاوتی را تبعیض دانست و تساوی و برابری زن و مرد در حقوق و تکالیف را به معنای تشابه و یکسانی کامل زن و مرد در حقوق و تکالیف معنا کرد، بلکه تساوی به این معناست که هر یک از زن و مرد از حقوق و تکالیف مناسب با ویژگی های تکوینی شان برخوردار شوند و چیزی بر آنان تحمیل نگردد . کارکردهای متفاوت زن و مرد و نقش تکمیلی آن دو برای یکدیگر و ایجاد توازن و تعادل در نظام هستی، تفاوت های زن و مرد در برخی از حقوق و تکالیف را ضروری می سازد و این عین عدالت است نه ظلم و تبعیض تا سعی در زدودن و از بین بردن آن شود .

در کنوانسیون، تساوی به معنای الغا و در نظر نگرفتن ویژگی جنسیت زن و مرد، یعنی الغای مذکر و مؤنث بودن آن دو به منظور دستیابی به تشابه کامل زن و مرد در حقوق و تکالیف به کار رفته است، در حالی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که بر اساس موازین اسلامی تنظیم شده، تساوی به معنای دوم اراده شده است; یعنی هر انسانی اعم از زن و مرد باید از فرصت ها و زمینه های مناسب و کافی برای رشد و تکامل و رسیدن به کمالات وجودی برخوردار باشد و جنسیت هیچ یک از زن و مرد مانعی برای رسیدن به این مطلوب والا نباشد و هرکدام که از فرصت های خود بهتر استفاده کند به رشد و کمال بیش تری دست خواهد یافت و از دیگری برتر خواهد شد . در اسلام، ملاک فضیلت و برتری تقوا و آراستگی به فضائل انسانی و اخلاقی است، نه زن یا مرد بودن . نه زن بودن به خودی خود نقص محسوب می شود و نه مرد بودن کمال . از سوی دیگر، تساوی و برابری حقوق زن و مرد در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مقید به رعایت موازین اسلامی است و این نگرش، با برداشت کنوانسیون و سایر اسناد بین المللی از تساوی حقوق زن و مرد متفاوت است . طبق اصل چهارم قانون اساسی، اصل اسلامی بودن قوانین بر همه اصول قانون اساسی حاکم است و اصول دیگر باید در پرتو آن تفسیر شوند . اصل بیستم قانون اساسی نیز بر رعایت موازین اسلامی تاکید دارد: «همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند .» اصل بیست و یکم هم دولت را موظف به تضمین حقوق زن در تمام جهات با رعایت موازین اسلامی نموده است . نتیجه آن که، تفسیر و قرائت کنوانسیون از مفاهیمی همچون تبعیض، برابری و تساوی زن و مرد با تفسیر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران از این مفاهیم بسیار متفاوت و متعارض است و این تعارض، در آموزه ها، توصیه ها، نتیجه گیری ها و تشخیص مصادیق، تاثیر فراوانی دارد و به تعارض جدی برخی از مواد کنوانسیون با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می انجامد .

در اسلام، تساوی ارزشی بین زن و مرد و نیز یکسان بودن راه ترقی برای آن دو، یک اصل اساسی است و جزو اصول مسلم دینی به حساب می آید . در این مورد می توان به آیات ذیل استناد نمود: «ان اکرمکم عندالله اتقیکم » (حجرات: ۳) ; «انی لا اضیع عمل عامل منکم من ذکر وانثی » (آل عمران: ۱۹۵) ; «من عمل صالحا من ذکر و انثی و هو مؤمن فلنحیینه حیاه طیبه و لنجزینهم اجرهم باحسن ماکانوا یعلمون » (آل عمران: ۱۹۰) ; «و من یعمل من الصالحات من ذکر او انثی و هومؤمن فاولئک یدخلون الجنه و لا یظلمون نقیرا .» (نساء: ۳۷)

آیات مزبور بیانگر تساوی حقوق زن و مرد است . در این آیات مرد و زن باهم ذکر شده، اما این دو موجود از نظر طبیعی و جسمی تفاوت هایی با هم دارند . این تفاوت ها اقتضای تقسیم مسؤولیت ها و تربیت نظام های اجتماعی را طلب می کند .

«تبعیض » هنگامی تحقق می یابد که در صورت تساوی توانایی ها واستعدادها، یکی را بر دیگری ترجیح دهیم . لحاظ نکردن توانایی و استعداد و چشم پوشی از نوع مسؤولیت، موجب تبعیض می شود . زن و مرد مکمل یکدیگر و همانند لباس، جبران کننده کمبود و مایه آرامش هم می باشند . یکی از ستم هایی که بر زن روا داشته می شود، این است که از زن بخواهیم مسؤولیتی را بپذیرد که با خلقت طبیعی او سازگار نیست .

استاد شهید مطهری پیرامون حقوق زن و تساوی آن ها با حقوق مردان می فرماید: در مکتب اسلام، زن و مرد هر دو انسانند و از حقوق متساوی بهره مندند، اما آنچه که از نظر اسلام مطرح است، این است که زن و مرد به دلیل این که یکی زن و دیگری مرد است و خلقت و طبیعت آن ها یکسان نیست، در برخی حقوق و تکالیف و مجازات ها دارای تفاوت هستند . در دنیای غرب اکنون سعی می شود که میان زن و مرد از لحاظ قوانین و مقررات و حقوق و وظایف، وضع واحد مشابهی به وجود آورند و تفاوت های غریزی و طبیعی زن و مرد را نادیده بگیرند . بنابراین، آنچه اکنون در کشور ما میان طرفداران حقوق اسلامی از یک طرف و طرفداران سیستم غربی از طرف دیگر، مطرح است، مساله وحدت و تشابه نقش اجتماعی زن و مرد است نه تساوی حقوق آن ها . و کلمه تساوی حقوق، یک عنوان تزویرآمیز است که برای تساوی نقش در جامعه گذاشته شده است . (۵)

شهید مطهری در آن زمان، این برنامه ها را نوعی تزویر و فریب دانستند که دنیای غرب به دنبال آن است . به گفته ایشان، آنان تساوی حقوق را مدنظر ندارند، بلکه تشابه حقوقی را در نظر دارند . اسلام ضمن این که زن و مرد را برابر و از یک جنس می داند، اما این دو را مکمل یکدیگر قرار می دهد تا بتوانند راه تعالی را بپیمایند .

قرآن در آیه ۲۱ سوره «روم » درباره آفرینش این دو، چنین می فرماید: از نشانه های خداوند یکی این است که از خودتان برای شما همسرانی آفریدیم تا بدان ها آرامش یابید و بین شما دوستی و مهربانی قرار داد، در این موضوع نشانه هایی برای اندیشمندان است .

استاد محمدتقی جعفری در این باره می نویسد: «از نظر حقوق اسلامی هر یک از این دو صنف (زن و مرد) برای خود وظایفی دارند که بتوانند با انجام آن در تشکیل خانواده و جلوگیری از متلاشی شدن آن – که اساس اجتماع است – سهم مشترکی داشته باشند . (اما در فرهنگ غرب) به همین جهت است که امروزه زن را مرد نموده ولی نتوانسته اند مرد را زن جلوه دهند، هر روز آمار تلاشی سیستم خانواده در جهان (غرب) رو به افزایش می باشد و یکی از نتایج متلاشی شدن خانواده، بیهوده جلوه کردن زندگانی و بیگانه شدن انسان ها از یکدیگر است .» (۶)

آلکسیس کارل درباره تفاوت های زن و مرد می گوید: «زن از جهات زیادی متفاوت از مرد است و ما مجبوریم آن ها را آن گونه که هستند، بپذیریم . زنان باید به بسط مواهب طبیعی خود در جهت و مسیر سرشت خاص خویش بدون تقلید کورکورانه از مردان بکوشند . وظیفه ایشان در راه تکامل بشریت، خیلی بزرگ تر از مردهاست . نبایستی برای دختران جوان همان طرز فکر و همان نوع زندگی و تشکیلات فکری و همان هدف و ایده آلی را که برای پسران جوان در نظر می گیریم، معمول داریم . متخصصان تعلیم و تربیت باید اختلافات عضوی و روانی جنس مرد و زن و وظایف طبیعی ایشان را در نظر داشته باشند و توجه به این نکته اساسی در بنای آینده تمدن ما حایز کمال اهمیت است .» (۷)

به هر حال، به نظر می رسد مبنای اصلی کنوانسیون در دفاع از حقوق زنان بر پایه نادیده گرفتن تفاوت های طبیعی زن و مرد نهاده شده است که توجه به این تفاوت ها ما را در قضاوت هرچه بهتر در خصوص حقانیت موضع کنوانسیون یاری خواهد نمود .

تفاوت های طبیعی در خلقت زن و مرد

تفاوت های طبیعی بین زن و مرد انکارناپذیر است، هرچند ممکن است در میزان این تفاوت ها و میزان تاثیرگذاری آن ها در نحوه تنظیم قواعد و مقررات حاکم بر آن ها اتفاق نظر نباشد . آنچه مسلم است این که این تفاوت ها به حدی است که می تواند بسیاری از تفاوت های موجود در احکام زن ومرد را توجیه کند، چنان که شهید مطهری از مجرای این تفاوت ها کوشیده است برخی از شبهات در مورد نظام حقوق زن در اسلام را پاسخ گوید . (۸) ایشان در پاسخ به کسانی که اعتقاد به تفاوت میان زن و مرد را تفکر قرون وسطایی می دانند، می گویند: «در قرن بیستم و در پرتو پیشرفت های حیرت انگیز علوم، تفاوت های زن و مرد بیش تر روشن و مشخص شده است، جعل و افترا نیست، حقایق علمی و تجربی است . اما این تفاوت ها به هیچ وجه به این که مرد یا زن جنس برتر است و دیگری جنس پایین تر و پست تر و ناقص تر، مربوط نیست، قانون خلقت از این تفاوت ها منظور دیگری داشته است . قانون خلقت تفاوت های زن و مرد را به منظوری شبیه منظور اختلافات میان اعضای یک بدن ایجاد کرده است … در دنیای جدید در پرتو مطالعات عمیق پزشکی، روانی، اجتماعی، تفاوت های بیش تر و فراوان تری میان زن و مرد کشف کرده است که در دنیای قدیم به هیچ وجه به آن پی نبرده بودند .» (۹)

روان شناسان تفاوت های زنان و مردان را در جنبه های وابستگی طلبی، ویژگی های شخصیتی، شکل گیری هویت، دیگرخواهی، روحیه عاطفی و احساسی و هیجانی، پرخاشگری، خلاقیت، نبوغ و برخی دیگر از ویژگی های طبیعی خاطرنشان کرده اند که برخی از آن ها را مرور می کنیم: (۱۰)

وابستگی طلبی و حمایت خواهی

«بیش تر، از مردان به عنوان موجود مستقل و از زنان به عنوان موجودات دیگر گرا، منعطف و وابسته یاد می شود . هر چند درباره شروع چنین رفتاری همسویی بین پژوهشگران و کارشناسان دیده نمی شود . بعضی این حالت را در کودکی تایید می کنند، در حالی که برخی چنین جهت گیری را در کودکان خردسال مورد تردید قرار می دهند و بر این باورند چنین جهت گیری در اوایل دوران بلوغ شروع و به تدریج تثبیت می شود .» (۱۱)

«به هر حال، زنان ترجیح می دهند که به جای ایفای نقش مستقل، بیش تر سازگار شونده باشند و مورد توجه و احترام مردان قرار گیرند به گونه ای که بین افزایش سازگاری و انعطاف پذیری زنان و میزان حرمت گذاری مردان به زنان همبستگی مستقیم وجود دارد، حتی گفته می شود که اهمیت دادن زنان به توجه و تحسین مردان بیش تر از بهادهی وسایل جنسی می باشد، ریشه چنین تفاوتی (استقلال طلبی مرد – وابستگی زن) را به عاطفی بودن، ضعف جسمانی، عدم رشد عقلانی و سلامت فطری و اخلاقی زنان باز می گرداند . این ویژگی که بیش تر ریشه فیزیولوژیکی دارد، زنان را وامی دارد که تحت نظر پدر و یا شوهر زندگی کنند . به گفته کلیو دالیسون، زنان از مرئوس بودن بیش تر لذت می برند تا رئیس بودن .» (۱۲)

«زنان، مردان با صلابت، شجاع، و با تدبیر را بیش تر می پسندند و احساس نشاط می کنند . زن و مرد از نظر آفرینش اداری، دارای وحدت نوعی می باشند و از لحاظ استعداد و از جمله نیروی عقل، همانندی بسیاری دارند، اما رشد عقلانی و یا به کارگیری نیروی عقل زنان، هم سطح مردان نمی باشد; زیرا شدت عاطفه و احساساتی بودن، زمینه شکوفایی عقل را در زنان محدود می سازد . خانم لامبر نیز هنگام سخن، از نقصان عقلانی زنان، به شدت عاطفه اشاره دارد .» (۱۳)

«زنانی که از ویژگی هایی مانند قاطعیت، استقلال، سلطه جویی و برتری طلبی بر دیگران برخوردارند، از الگوی رفتار مردانه تبعیت می کنند .» (۱۴)

«موضوع وابستگی زن به مرد و استقلال خواهی مرد از نظر وضعیت جسمانی یک امر طبیعی است، روان زن به وابستگی گرایش دارد و از تنهایی می ترسد .» (۱۵)

سرشت های شخصیتی

«شخصیت از مجموعه سرشت هایی پدید می آید . حسادت، کنجکاوی، خیال بافی، اعتماد به نفس، عزت نفس، مکانیسم های دفاعی و شیوه زندگی از عناصر سازنده شخصیت آدمی است و در میان زن و مرد، تفاوت های جالبی جلب توجه می کند; به عنوان نمونه، زنان از مردان حسودتر و کنجکاوترند، اعتماد به نفس کم تری دارند، خیال بافی و تخیلات در دو جنس فرق می کند .» (۱۶)

مبنای شکل گیری هویت

«خانواده، محیط و فرهنگ در شکل گیری هویت نقش دارند و در آن تفاوت های جنسی مشاهده می شود . تحقیقات حاکی از آن است که شکل گیری هویت دختران برای استقلال شخصی نیست، بلکه برای مراقبت از دیگران نیز هست در حالی که هویت پسران از اساس، برای استقلال و رقابت و خودیت شکل می گیرد .» (۱۷)

دیگرخواهی و خودخواهی

«روان شناسان زیادی بر این نکته تاکید دارند که زنان بسیار دیگر خواهند و مردان خودخواه . زنان هستی خود را برای دیگران می خواهند و خوشی ها و آرزوهای خود را بر مدار هستی کسانی استوار می سازند که دوست دارن د; همسر، فرزند، پدر و مادر . در حالی که مردان دیگران را برای خود می خواهند و خود و مصالح خود را محور ر وابط با دیگران قرار می دهند .» (۱۸)

عواطف و ارتباطات عاطفی

«زن از مرد عاطفی تر و با این سرشت به دنیا می آید و با آن زندگی می کند .» (۱۹)

«زن به ارتباطهای عاطفی علاقه نشان می دهد، احساس محبت در دختران بیش از پسران است .» (۲۰)

«مرد بیش تر بر ارتباطهای فعالیت مدار توجه نشان می دهد و دنیای بیرون را هدف قرار می دهد و انرژی خود را صرف تسلط آن می کند .» (۲۱)

هیجان

«جنس زن هیجانی تر از مرد است و کیفیت هیجان او نیز با مرد فرق می کند .» (۲۲)

پرخاشگری

«به طور قطع جنس نر از ماده پرخاش جوتر است .» (۲۳)

«در فرهنگ های متفاوت این ویژگی را می توان دید و تا سالمندی ستیزه جویی [در مردان] بیش تر از زنان مشاهده می شود .» (۲۴)

ابراز صلح طلبی

«زنان بیش تر از دو برابر مردان لبخند، می زنند ولی این عمل بیانگر شادکامی و خوشحالی آنان نیست . صاحبنظران این حرکت زنان را حرکتی صلح طلبانه می دانند .» (۲۵)

قوه تخیل

«زنان بیش تر از مردان به دروغ توسل می جویند; چون قوه تخیل آنان با پوشاندن پوشش جذاب، دروغ را به راست و کذب را به حقیقت نزدیک می سازد .» (۲۶)

خلاقیت و نبوغ

«آنچه از تاریخ علم به دست می آید و مشاهدات تجربی و تحقیقی آن را تایید می کند این است که در میان اکثر انواع پستانداران، جنس نر بیش تر کارهای اکتشافی انجام می دهد و انسان نمی تواند از این قاعده مستثنا باشد .» (۲۷)

«به گفته لمبروز، زنان کارهایی را ترجیح می دهند که به ابتکار فکری نیاز ندارد .» (۲۸)

«به نظر هاولاک الیس، هزاران زن به نقاشی پرداخته اند، اما فقط مردان در این رشته نبوغ داشته اند .» (۲۹)

«در نشریه مردان علم امریکا، در برابر ۲۴۷ مرد، فقط سه زن به عنوان برجسته و مشهور ثبت شده است . در این نشریه درصد زنانی که در عرصه های علمی درخشیده اند ۴/۷ ثبت گردیده است، که تعداد آن ها در علوم مختلف فرق می کند .» (۳۰)

مهارت های زبانی

«بسیار اتفاق می افتد که زنی با صحبت کردن کشف می کند که چه می خواهد بگوید . مردها غالبا پیش از آن که درباره موضوعی حرف بزنند یا جوابی بدهند یا تجربه ای به دست آورند، در آغاز بررسی می کنند و درباره اش می اندیشند و این پدیده ها از آن جاست که مرد یا زن می تواند به طور همزمان دو نیمکره مغزش را به کار گیرد ولی مردان می توانند یا از مهارت های زبانی نیمکره چپ مغزشان استفاده کنند و یا از مهارت های معنایی و مشکل گشایی نیمکره راست بهره ببرند و در هر صورت این نکته مهم شایان توجه است که برتری زنان در توانایی های کلامی از حد سیالی کلام فراتر نمی رود، در درک کلامی و استدلال به آن مانند قیاس کردن دختران به پسران ترجیح ندارند .» (۳۱)

کارهای خشن و آرام

«زنان به خاطر ظرافت روانی و عصبی نباید به کاری گمارده شوند که خشن و درهم کوبنده است . در دنیا هنوز به دختران سفارش می شود که به دلیل وجود صحنه های دردناک و فشار عصبی از انتخاب شغل پزشکی خودداری کنند و به کارهایی روی آورند که نه تنها با صحنه های دردآور توام نباشد، بلکه آرامش بخش نیز باشد، مانند مامایی و پرستاری .» (۳۲)

حافظه

«حافظه به طور معمول سه مرحله دارد: رمز شدن، انباشتن (تحکیم)، رمزخوانی . برای این که یک خاطره جدید در حافظه دراز مدت بایگانی شود به ساعت ها یا روزها وقت نیاز است و در مرحله انباشتن به سادگی می تواند پاک شود، در مورد گسترش خزانه لغت، می توان گفت که دختران در مقایسه با پسران خزانه لغات خود را بیش تر گسترش می دهند و این گسترش در لغات مربوط به رنگ ها، افزایش بیش تری دارد; زیرا معمولا آن ها به لباس ها و یا فعالیت هایی که مستلزم استفاده از رنگ ها هست علاقه بیش تری دارند در حالی که خزانه لغات پسران در زمینه لغات عامیانه و فحش، از دختران افزایش بیش تری دارد .» (۳۳)

«در عین حال، برخی گفته اند گرچه نخستین تحقیقات درباره حافظه، برتری زنان بر مردان را نشان داده است، ولی این نتیجه گیری، بر آمار مبتنی نیست و در حافظه عددی، جمله ای و اشکال هندسی و علایم، اختلافات قابل توجهی بین دو جنس، مورد تایید قرار گرفته است . زنان در حافظه فوری بر مردان برترند و مردان در حافظه غیر فوری بر زنان برتری دارند .» (۳۴)

ابراز احساسات

«مغز زن طوری سازمان یافته است که بتواند به طور مؤثر احساسات خود را ابراز کند، از این رو، صحبت کردن از زن جدا نشدنی می نماید .» (۳۵)

«مرد باید نخست درباره احساساتش فکر کند، آن گاه سخن بگوید، در حالی که یک زن می تواند همزمان فکر کند و بیندیشد و حرف بزند .» (۳۶)

جلوه های تزئینی

«زنان بیش تر به کارهای خانه و اشیا و اعمال ذوقی، علاقه نشان می دهند و بیش تر، مشاغلی را می پسندند که نیاز به جابجایی در آن ها نباشد و یا کارهایی را دوست دارند که باید در آن ها مواظبت و دلسوزی بسیاری به خرج داد، مانند مواظبت از کودکان و اشخاص عاجز و بینوا . زن ها معمولا احساساتی تر از مردان هستند .» (۳۷)

تبعیت از عقل و احساسات

«خانم کلیو دالیسون، روان شناس، می گوید: به عنوان یک زن روان شناس، بزرگ ترین علاقه ام مطالعه روحیه مردهاست . چندی پیش به من ماموریت داده شد درباره عوامل روانی زن و مرد تحقیقاتی به عمل آورم . به این نتیجه رسیده ام، خانم ها تابع احساسات و آقایان تابع عقل اند . بسیار دیده شده است که خانم ها از لحاظ هوش، نه فقط با مردان برابری می کنند، بلکه در این زمینه گاهی از آن ها برترند . نقطه ضعف خانم ها احساسات شدید آن هاست، مردان همیشه عملی تر فکر می کنند، بهتر قضاوت می کنند، سازمان ده بهتری هستند، بهتر هدایت می کنند، پس برتری روحی مردان بر زنان چیزی است که طراح آن طبیعت می باشد . هر قدر هم خانم ها بخواهند با این واقعیت مبارزه کنند بی فایده خواهد بود . خانم ها به علت این که حساس تر از آقایان هستند باید این حقیقت را قبول کنند که به نظارت آقایان در زندگی شان احتیاج دارند . کاری که به تفکر مداوم احتیاج دارد، زن را کسل و خسته می کند .» (۳۸)

اختلافات جنسیتی در سلول ها

اختلافات ناشی از جنسیت تا حدی است که به قول ترمن «هر سلول بدنی انسانی حامل علامت جنس خود می باشد و در یکایک سلول های بدنش همچنین دستگاه های عضوی و مخصوصا سلسله عصبی، نشانه جنس او را بر روی خود دارد .» (۳۹)

رشد سریع تر دختران از پسران در مدت کودکی و بلوغ، (۴۰) و بالاتر بودن ظرفیت حیاتی و نیروی عضلانی پسرها از دخترها به افزونی فعالیت حرکتی پسران نسبت به دختران (۴۱) و تفاوت بارز این دو جنس در غدد جنسی و کارکرد آن ها، که در هر کدام آثار متفاوتی را بر جا می گذارد، و تاثیر آن ها در هر یک از دو جنس بسیار شگرف است (۴۲) و اختلافاتی که در گرایشات این دو جنس مشاهده می شود (۴۳) همگی گوشه هایی اندک از علایم جدایی این دو اقیانوس ناشناخته است . عدالت و انصاف در حق زنان اقتضا می کند که تفاوت های این دو جنس، که بی شمارند، مورد غفلت واقع نشود .

زن و مرد دو موجود با عرصه های گسترده ای از تفاوت، قطعا حقوق متفاوتی را طلب می کنند و نادیده گرفتن این تفاوت ها هدف تبعیض زدایی را به سمت ظلمی دیگر علیه زنان تغییر خواهد داد .

مبانی فلسفی کنوانسیون

کنوانسیون همچون سایر اسناد بین المللی نظیر آن، نشات گرفته از فرهنگ غربی است که مبانی خاصی را در خود پرورش داده است . اساسا برخی از مبانی مهم حاکم بر کنوانسیون عبارتند از: انسان مداری، فردگرایی، دین زدایی (سکولاریسم)، ماده گرایی، لذت گرایی، لیبرالیسم، نسبی گرایی، عقل گرایی افراطی و مکتب حقوق طبیعی . چالش در هر کدام از این مبانی در جای خود بحث مفصلی را می طلبد .

مهم ترین عنصر فرهنگ غرب و به تعبیری ستون فقرات آن، «اومانیسم » یا اصالت انسان است که به معنای بازگشت به انسان به جای خدا، بازگشت به زمین به جای آسمان و بازگشت به زندگی دنیا به جای آخرت گرایی است . (۴۴) این اصل، یکی از بنیادی ترین مبانی و پایه هایی است که کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان بر اساس آن پی ریزی شده است . در این نظریه، انسان ها محور و خالق ارزش ها هستند و تفکر انسانی همه چیز، حتی سرنوشت موجودات را تعیین می کند و معیار سنجش خوبی ها و بدی هاست . اصالت انسان یعنی این که انسان نسبی گرا باشد و به اصول اخلاقی ثابتی، پای بندی نشان ندهد و از محدودیت های اخلاقی بگریزد . با حاکمیت اومانیسم، دین و وحی به گوشه انزوای زندگی فردی رانده شده و در زندگی اجتماعی نقشی ایفا نمی کنند . آنچه اومانیسم به عنوان راه کمال و دستیابی به حقیقت بر آن تاکید می کند، یکی عقل و اندیشه است (راسیونالیسم) و دیگری تجربه و آزمون (پوزیتویسم) . شعار اومانیسم، حداکثر مصرف و بهره وری از دنیا و لذت های آن (مکتب لذت گرایی) و رهایی از هرگونه قید و محدودیت در این زمینه است (لیبرالیسم) . اومانیسم و به تبع آن لذت گرایی، اقتضا می کند تمام هدف و آرمان انسان، آزادی هرچه بیش تر در تمامی زمینه ها برای کامجویی و تامین غرایز باشد . در این تفکر، انسان از آزادی فردی کامل، تا جایی که منجر به هرج و مرج نشود، برخوردار است و وظیفه و هدف قانون هم فراهم کردن زمینه لذت جویی است و همه محدودیت ها تنها برای جلوگیری از هرج و مرج و قانونمند و منظم شدن لذت های انسان است تا او بتواند در کمال آرامش به کامجویی های حیوانی خود بپردازد . اصالت لذت و کامجویی و نگاه لذت جویانه و طلبکارانه به هر چیز، از مهم ترین آموزه های این نظریه است . در پرتو آن و در بستر مدرنیسم، ایده «انسان مدرن، انسان محق نه مکلف » پدید می آید که تاکید آن بر حقوق انسان است نه تکالیف او و این آموزه نسبت به خداوند هم تسری می یابد و انسان در برابر خداوند، صاحب حقوق تلقی می شود نه مکلف . بدین ترتیب، اومانیسم پایه ای ترین رکن کنوانسیون است که مبانی دیگر را در خود پرورش می دهد .

کنوانسیون در پی آن است که زنان در کامجویی از مردان عقب نمانند و در میدان رقابت لذت جویی، همگام و همسان مردان به پیش بروند . لازمه این آرمان این است که به تفاوت های طبیعی موجود بین زن و مرد در موقعیت های اجتماعی و برخورداری از لذایذ دنیوی به چشم تبعیض نگریسته شود و هدف هم از بین بردن این تفاوت ها به عنوان مشکل اصلی لذت جویی بیش تر زنان و برقراری تساوی و به تعبیر صحیح، یکسانی زن و مرد در حقوق و تکالیف باشد . آنچه در کنوانسیون به روشنی به چشم می خورد نوعی نگاه طفیلی به زن است که شاید به طور ناخواسته بر اصالت مرد و تلاش در جهت همانندسازی زن نسبت به مرد در راستای توهم کمال برای زن تاکید شده است . گویی ارتکاز تدوین کنندگان بر این بوده است که راهی برای کمال زن جز این وجود ندارد که تا آن جا که ممکن است شبیه مرد باشد، چه این که اگر چنین نباشد زن از انسانیت خود تنزل یافته است .

در دیدگاه کنوانسیون اگر گفته شود زن برای فلان جایگاه در زندگی مناسب تر است، جایگاه انسانی او نادیده گرفته شده است و به عکس، اگر اساسا جایگاه و کار ویژه خاصی برای زن در نظر گرفته نشود و بر ایفای نقش های مشابه مرد اصرار شود، زن به جایگاه انسانی شرفیاب شده است . حتی نقش مادری را نباید برای زن نقشی انحصاری و غیر قابل اجتناب تلقی کرد . برای زن کسر شان و منزلت است که از او انتظار ایفای هر چه بهتر این نقش را داشته باشیم . اساسا حرکت در جهت تقویت این نقش، یعنی پافشاری بر نقش های کلیشه ای به زنان، که نه تنها در چارچوب آرمان های کنوانسیون نمی گنجد، بلکه مزاحم اهداف آن به شمار می آید .

مغایرت کنوانسیون با شرع و قوانین جمهوری اسلامی ایران

احکام و قوانین، تابع مصالح و مفاسد هستند و بشر، قدرت درک دقیق همه مصالح و مفاسد و قوانین را ندارد و همین راز نیازمندی او به وحی، انبیا و کتب آسمانی است . نمی توان مصالح و مفاسد را صرفا با ملاک های مادی و لذت جویی های حیوانی سنجید، بلکه معیار آن ها دین و وحی است . هدفمند و هماهنگ بودن تشریع و تکوین در اسلام یک اصل است . بشر با این محدودیت هایی که دارد، چگونه می تواند به همه رازهای تکوین آگاهی پیدا کرده و قوانین منطبق با آن را وضع نماید؟ همه انسان ها اعم از زن و مرد به گونه ای آفریده شده اند که رشد و کمالشان اقتضا می کند و نیز قوانینی از طرف خداوند تشریع گردیده است که ویژگی های تکوینی آن ها طلب می کند و این سر اعتقاد خداجویان به انحصار حق قانون گذاری خداوند و لزوم وضع قوانین از طریق وحی است که توسط انبیای الهی در اختیار بشر قرار می گیرد . تنها این قانون می تواند حافظ کرامت ذاتی انسان باشد و هدف نهایی او، یعنی لقای خداوند و تقرب به ذات ربوبی را برآورده سازد . (۴۵)

شناخت همه حقایق هستی، به ویژه انسان، نه در صلاحیت دولت و مردان بزرگ است، آن گونه که هگل اعتقاد دارد، (۴۶) و نه در صلاحیت اکثریت مردم، آن گونه که دموکراسی غربی مدعی آن است، بلکه فقط خداوند است که به ابعاد پیچیده وجودی انسان و همه نظام خلقت و قوانین فطری و تکوینی آگاهی کامل دارد و بدین سبب، تنها اوست که می تواند منشا وضع قانون باشد . روسو در این باره می گوید: «برای کشف قوانینی که به درد ملت ها بخورد، یک عقل کل لازم است که تمام شهودات انسانی را ببیند ولی خود هیچ احساسی نکند، با طبیعت رابطه ای نداشته باشد ولی کاملا آن را بشناسد، سعادت او مربوط به ما نباشد ولی حاضر باشد به ما کمک کند … بنابراین فقط خداوند می تواند برای مردم قانون وضع کند .» (۴۷)

در نقد محتوایی کنوانسیون از منظر دین اسلام می توان نکات زیر را از منظر حقوقی و بر مبنای قوانین جمهوری اسلامی ایران بیان کرد:

۱ . حقوق اجتماعی، سیاسی زن

هنگامی که گفته می شود زن محور کانون خانواده و گرمی بخش محیط خانه و صفابخش روحیه همسر و فرزندان است، این پندار به ذهن راه پیدا می کند که پس اجتماع و سیاست از حضور زن محروم و یا زن از آن محروم است . حال آن که زنان به عنوان نیمی از پیکر اجتماع انسانی، سهم بسزایی در تاریخ جوامع و ملت ها ایفا کرده و می کنند و اسلام نیز همپای تاریخ به حضور زن در این عرصه ارج نهاده، آن را ستوده و به ارتقای چنین حضوری اندیشیده است .

تاریخ اسلام سرشار از صحنه هایی است که زنان آفریدگار آن بوده اند . آن گاه که پیامبران الهی دست بیعت به سوی انسان ها دراز کردند، زنان نیز در خیل مؤمنان نقش آفرین بوده اند; «بیعه النساء» و «عقبه اولی » در زمانی که اوج فشار از کافران بر مسلمانان وارد می شد، بیانگر نقش انکارناپذیر زنان در تاریخ اسلام است . در این بیعت زنی به نام عفراء دختر عبیده بن ثعلبه حضور داشت و در عقبه ثانی نیز چند زن با نام های نسیبه دختر حارث انصاری و خواهرش، نسیبه دختر کعب از بنی خزرج، ام منیع و اسماء دختر عمروبن عدی حضور داشتند (۴۸) که در شب سیزدهم ذی الحجه به همراه سایر بیعت کنندگان مخفیانه در منی نزد پیامبر آمدند و با آن حضرت بیعت کردند مبنی بر این که همان گونه که از فرزندان و خانواده خویش دفاع می کنند از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دفاع کنند . (۴۹)

در بیعت رضوان نیز نام سه نفر از زنان در منابع تاریخی ذکر شده است: ربیع بنت معوذ، ابن هشام انصاریه و نسیبه دختر حارث . (۵۰) شیخ مفید در توصیف این بیعت که در جریان صلح حدیبیه واقع شد، می فرماید: حضرت علی علیه السلام عهده دار اجرای این بیعت بودند به این صورت که لباسی را پهن کردند و زنان به عنوان بیعت بر آن لباس دست می کشیدند و سپس پیامبر صلی الله علیه و آله بر آن لباس دست می کشیدند و بدینسان بیعت واقع گردید . (۵۱) آیه ۱۲ سوره «ممتحنه » مفاد بیعت دیگری را بیان کرده که میان زنان و پیامبر صلی الله علیه و آله واقع شد . این بیعت در جریان فتح مکه و با حضور وسیع زنان صورت پذیرفت . (۵۲) در روز غدیر خم نیز زنان همپای مردان در بیعت با امیرمؤمنان شرکت داشتند . (۵۳) و بالاخره پشتوانه خلافت آن حضرت نیز بیعت مردم از جمله زنان بود . (۵۴)

و در روایتی از امام باقر علیه السلام نقل شده که در بیان گروندگان به حضرت ولی عصر (عج) نیز پنجاه زن وجود دارد که بین رکن و مقام در مسجدالحرام با آن حضرت بیعت می کنند . (۵۵)

قرآن کریم زنان مؤمن را نیز همچون مردان مکلف ساخته است که در شرایطی که جامعه دچار آلودگی های معنوی شدید شده است، به سرزمینی که قانون خداوند اجرا می شود مهاجرت کنند، مگر آنانی که از اجرای چنین حکمی معذورند . (۵۶) زنان پیامبر همه از مهاجرین بودند . (۵۷) در هجرت به حبشه ۱۸ زن حضور داشتند (۵۸) که اسماء بنت عمیس، ام سلمه و رقیه دختر رسول خدا از جمله آنان بودند . (۵۹)

در میان زنان مهاجر به مدینه فاطمه بنت اسد، مادر امیرمؤمنان علیه السلام نیز بود . طبق فرمایش امام صادق علیه السلام، وی اولین زنی بود که به سوی پیامبر پیاده از مکه به مدینه هجرت نمود . (۶۰) در این هجرت، زینب دختر پیامبر صلی الله علیه و آله (۶۱) و فاطمه زهرا صلی الله علیه و آله (همسر امیرمؤمنان) دختر دیگر آن حضرت نیز از جمله مهاجران فی سبیل الله به حساب می آیند .

اگر جهاد را از بارزترین جلوه های سیاست دینی به حساب آوریم، حضور زنان به عنوان آب رسانی، پرستاری، تدارکات جنگ و انتقال اجساد حضور چشمگیری است (۶۲) و در مواردی نیز که امر دفاع از پیامبر حضور آنان را می طلبیده از آن دریغ نمی کرده اند . (۶۳) حضور مؤثر فاطمه زهرا علیها السلام در شعب ابی طالب و مساعدت های او به پیامبر تا بدان جا که به «ام ابیها» لقب گرفت; (۶۴) حضور وی در جنگ های احد (۶۵) و خندق (۶۶) و نیز فتح مکه; (۶۷) خطبه های آن حضرت پس از پیامبر; مناظره های آن حضرت با انصار مدینه و موارد بسیاری دیگر، همگی بیانگر نقش زن مسلمان در عرصه سیاست و اجتماع است .

نقش مؤثر ام سلمه، همسر پیامبر، در جنگ ناکثین (جمل) و همراهی او با امیرالمؤمنین علیه السلام و دفاع او از ولایت و تحریض فرزندان به پیروی از حضرت و سر نهادن به ولایت او; (۶۸) نقش آفرینی ام الفضل به عنوان نیروی اطلاعاتی در خدمت امیرمؤمنان در این جنگ; (۶۹) سخنرانی های سیاسی ام الخیر با رقیه در جنگ صفین در تحریک سپاه علی علیه السلام به حمایت و فرمانبرداری و نیز سوده همدانی (۷۱) از مظاهر جایگاه سیاسی زن مسلمان هستند . نقش زنان در قیام حسین بن علی علیه السلام نیز به خوبی بیانگر این حقیقت است; زینب علیها السلام دختر امیرمؤمنان علیه السلام در کربلا، شام و کوفه، حادثه ای در تاریخ رقم زد که تا ابد بر تارک آن خواهد درخشید .

این ها و نمونه های بسیاری دیگر، زنانی بوده اند که در راه صلاح جامعه و تسهیل اجرای اهداف نبوت و ولایت شکنجه ها، رنج ها و مشقت ها و حتی شهادت ها را بر خود هموار کردند . شهادت سمیه، اول شهیده اسلام، که به فرموده امام عسگری مشمول آیه شریفه «و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله » است (۷۲) و شکنجه هایی که ام شریک توسط مشرکان مکه به جان خرید (۷۳) و شهادت ام فروه انصاریه به جرم ولایت علی علیه السلام (۷۴) نمونه هایی از بسیار زنانی اند که در عرصه اجتماع دینی ایفای نقش کرده و تاریخ را به نام خود مزین کرده اند .

نقشی که ام سلمه پس از رسول خدا در دفاع از ولایت ایفا کرد ستودنی است . وی در دفاع از خطبه حضرت زهرا علیها السلام در مسجد و در اعتراض به غصب فدک و مقابله با اسائه ادب خلیفه به آن بانوی بزرگوار، کار را به جایی رساند که به قطع مقرری یک ساله وی از بیت المال منتهی شد . (۷۵) او امین اسرار رهبران سیاسی الهی آن دوران بود، (۷۶) همچون فاطمه بنت الحسین که به فرموده امام باقر علیه السلام: «امام حسین علیه السلام آن گاه که زمان شهادتشان نزدیک شد دختر خود فاطمه را خواندند و کتابی را که درهم پیچیده شده بود و نیز وصیتی ظاهری را به او سپردند .» (۷۷) و یا آن گاه که امام موسی کاظم علیه السلام با فشار و تهدید خلیفه ستمگر عازم عراق گردید، مواریث امامت و رهبری را به ام احمد سپرده، فرمودند: «هر گاه کسی به نزد تو آمد و این امانت را از تو طلب نمود، بدان که من به شهادت رسیده ام و او پس از من رهبر و امام امت و اطاعت او بر تو و بر سایر مردم واجب می باشد .» هنگامی که آن حضرت در بغداد مسموم شد، امام رضا نزد ام احمد آمده، از او مواریث امامت را طلب نمودند . آن بانوی بزرگوار، امانت را به امام علیه السلام داد و با آن حضرت بر رهبری بیعت نمود . (۷۸)

در یک نتیجه گیری از آنچه بیان شد باید گفت:

۱ . ادله شرعی و خطابات قرآن و روایات که در خصوص تکالیف سیاسی مسلمانان وارد شده اند، عموما ناظر به رجولیت نبوده، بلکه مخاطب آن ها همه مسلمانان هستند; نظیر آیات پیرامون امر به معروف و نهی از منکر، تولی و تبری و نظایر آن ها .

۲ . در برخی از این گونه آیات خطابات خاصی به زنان وجود دارد که به خوبی نمایانگر توجه تکلیف به زنان می باشد; نظیر امر به معروف و نهی از منکر و هجرت .

۳ . بسیاری از فعالیت های سیاسی زنان مسلمان با تایید معصومان علیهم السلام همراه بوده است .

۴ . تقریر و سکوت معصومان در این خصوص نیز از وجوه حجیت چنین اقداماتی است; همچون سکوت علی علیه السلام در مقابل تلاش سیاسی ام سلمه در دفاع از ولایت و نیز ام الفضل که در غزوات جمل و صفین کار اطلاعاتی برای حضرت انجام می دادند .

بنابراین، اگر احکامی محدودکننده در اسلام نسبت به زنان وجود دارد، هرگز به معنای نادیده گرفتن توانایی های این بخش از اجتماع در اداره جامعه و نقش آفرینی اجتماعی آنان نیست . امام خمینی قدس سره درباره شخصیت زن در اسلام و دیدگاه اهتمام برانگیز به زن می فرمایند: «زن مبدا همه سعادت هاست، از دامن زن، مرد به معراج می رسد . زن مربی جامعه است، سعادت و شقاوت کشورها بسته به وجود زن است، صلاح و فساد جامعه از صلاح و فساد زنان در آن جامعه سرچشمه می گیرد .» (۷۹)

هرچند اصل بیست و هشتم قانون اساسی بر فرصت های شغلی برابر با مردان برای زنان تاکید دارد و دولت موظف شده که برای همه افراد، امکان اشتغال به کار و شرایط و زمینه های مساوی برای احراز مشاغل فراهم نماید و قانون کار جمهوری اسلامی ایران نیز محدودیتی برای اشتغال زنان ایجاد نکرده است – بلکه فقط طبق ماده ۷۵ قانون کار، زنان از انجام کارهای سخت و زیان آور و خطرناک منع شده اند (۸۰) که آن هم در جهت حمایت از منافع زنان است – ولی همه اصول قانون اساسی، از جمله اصل بیست و هشتم، مقید به رعایت موازین اسلامی و عدم مخالفت با اسلام هستند . این قید موجب محدودیت های شرعی و قانونی برای زنان در تصدی برخی از مشاغل می گردد که به برخی از آن ها اشاره می شود:

زنان و رهبری

بر اساس ماده سه کنوانسیون، دولت ها موظفند اقدامات لازم از جمله وضع قوانین موردنیاز را در تمامی زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، برای تضمین توسعه و پیشرفت کامل زنان و بهره مندی آنان از حقوق بشر و آزادی های اساسی بر مبنای مساوات با مردان به عمل آورند . و طبق ماده هفت کنوانسیون، دولت ها متعهدند در جهت رفع تبعیض از زنان در حیات سیاسی و اجتماعی، شرایط مساوی زنان با مردان را در زمینه مشارکت های سیاسی و اجتماعی فراهم آورند . مقدمه کنوانسیون و ماده یازده آن نیز بر تساوی زن و مرد در انتخاب شغل و استفاده از فرصت های شغلی و رفع تبعیض از زنان و تضمین حقوق آنان تاکید فراوانی دارند .

در قانون اساسی به شرط ذکوریت به عنوان یکی از شرایط ولی فقیه تصریح نشده است، ولی چون قضاوت از شؤون و وظایف اصلی و اولی حاکم اسلامی و ولی فقیه است و سایر قضات نیز از طرف او منصوب هستند و مشروعیت خود را از وی کسب می کنند، و در باب قضاوت مشهور فقها بر اشتراط ذکوریت در قاضی تصریح نموده اند، از این رو، درحاکم ورهبرجامعه اسلامی نیزذکوریت بالملازمه شرط است .

همچنین در برخی از روایات، از رهبری زنان نهی شده است . از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده که فرموده اند: «لن یفلح قوم ولوا امرهم امراه » ; (۸۱) هرگز گروهی که امارت آن ها را زنی به عهده داشته باشد به رستگاری نخواهند رسید . و امام محمد باقر علیه السلام نیز فرموده اند: «و لا تولی المراه القضاء و لا تولی الاماره » ; (۸۲) زنان نباید به امر قضاوت و فرمانروایی بپردازند .

مقام های اجرایی از قبیل رهبری و مرجعیت، یک مسؤولیت خطیر است نه فضیلت و کمال، از این رو، ثابت نبودن آن برای زنان، نقص و تبعیض محسوب نمی شود . بزرگان دین نیز در عین تلاش فراوانی که برای رسیدن به مقام اجتهاد و فقاهت انجام می دادند، مرجعیت را به سختی می پذیرفتند . آنچه در این میان اهمیت دارد آن است که زن و مرد در انسانیت و فضایل انسانی با هم برابرند و هر دو مکلف به تکالیف الهی و دارای اهلیت کامل هستند و مسیر پیمودن کمال برای هر دو باز است و هیچ کمال معنوی مشروط به مرد بودن و یا منوط به زن بودن نیست . (۸۳)

ریاست جمهوری

مواد سه و هفت کنوانسیون بر برابری زن و مرد در برخورداری از حقوق مساوی در مشارکت های اجتماعی و سیاسی و شرکت در انتخابات و داشتن حق رای و نامزدی برای رسیدن به تمامی مسؤولیت های اجرایی و سیاسی تاکید دارند . اطلاق این دو ماده با اصل یکصد و پانزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که شرط مرد بودن را برای رئیس جمهور بیان می کند، در تعارض است . در بخشی از اصل یکصد و پانزدهم آمده است: رئیس جمهور باید از میان رجال مذهبی و سیاسی انتخاب گردد .

برخی از نویسندگان در توجیه امکان قانونی تصدی پست ریاست جمهوری برای زنان معتقدند که قانونگذار از کلمه رجال، معنای مجازی آن، یعنی شخصیت ها و چهره های مذهبی و سیاسی را قصد کرده است نه معنای لغوی آن; زیرا اصول قانون اساسی مفسر و مبین یکدیگرند و با توجه به بند ۱۴ اصل سوم و همچنین اصل بیستم که بیانگر لزوم برابری مردم در پیشگاه قانون است، این نکته به دست می آید که همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و با رعایت موازین اسلامی از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برخوردارند و همچنین با توجه به این که برای نمایندگی مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان و عضویت در شورای نگهبان و هیات دولت جنسیت شرط نیست، می توان نتیجه گرفت که منظور از رجال در اصل یکصد و پانزدهم قانون اساسی معنای حقیقی آن، یعنی جنس مرد نیست . آنان بر عقیده اند که احراز پست ریاست جمهوری مبتنی بر انتخاب است و مبنای انتخاب نیز وکالت است که از نظر شرعی ذکوریت در آن شرط نیست و اصولا پدیده ریاست جمهوری پدیده نوظهوری است که احکام و شرایط فقهی خاصی برای آن بیان نشده است . (۸۴)

در مقابل، گروهی بر این باورند که کلمه رجال در اصل یکصد و پانزدهم (به معنای مردان) در برابر نساء (به معنای زنان) به کار رفته است و مراد از آن مردان مذهبی و سیاسی است نه چهره ها و شخصیت های مذهبی و سیاسی، به همین دلیل شامل زنان نمی شود . در صورت تردید در استعمال لفظ در معنای

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.