اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دموکراسی، دموکراسی نیست؛ دموکراسی دموکراسی هاست
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 45
فرمت فایل پاورپوینت
با فایل فایل پاورپوینت کامل دموکراسی، دموکراسی نیست؛ دموکراسی دموکراسی هاست یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل دموکراسی، دموکراسی نیست؛ دموکراسی دموکراسی هاست شامل 47 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل دموکراسی، دموکراسی نیست؛ دموکراسی دموکراسی هاست را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل دموکراسی، دموکراسی نیست؛ دموکراسی دموکراسی هاست با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل دموکراسی، دموکراسی نیست؛ دموکراسی دموکراسی هاست بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل دموکراسی، دموکراسی نیست؛ دموکراسی دموکراسی هاست با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل دموکراسی، دموکراسی نیست؛ دموکراسی دموکراسی هاست وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل دموکراسی، دموکراسی نیست؛ دموکراسی دموکراسی هاست با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل دموکراسی، دموکراسی نیست؛ دموکراسی دموکراسی هاست مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل دموکراسی، دموکراسی نیست؛ دموکراسی دموکراسی هاست :
آیین، ش ۱
چکیده: به نظر آقای تاجیک دموکراسی هرگز تعریف و روایتی واحد نداشته و ندارد
.
دموکراسی یک دالّ میان تهی است که از هم نشینانش پر می شود و ازاین رو، گفتمان های متعددی در زمینه دموکراسی پدید می آید. دموکراسی، در نظر نویسنده، روشی بی منش، بی آغاز و فرجام و بی هدف نیست و مملو از پیشاذهن ها و پیشافهم هاست. به نظر وی، اسلام ذاتا با دموکراسی ناسازگار نیست و می توان یک نظام مردم سالار در چارچوب معارف دینی و همخوان با روح زمانه ایجاد کرد
.
دموکراسی یک «دال تهی
(۱)»
و در عین حال لبریز از معانی
(۲)
است. آنچه به این دال
(
مفهوم) معنا می دهد، هم نشینی آن با مدلولی (مصداقی) خاص است. از منظر دیگر، می توان گفت که دموکراسی یک نشانه یا هویت زبان شناختی است. اگر هیچ هویت زبان شناختی جز از رهگذر هم نشینی یک دال و مدلول حاصل نمی گردد، نمی توان مفهوم دموکراسی را از این قاعده مستثنی دانست. رابطه دال دموکراسی با مدلول(هایش)، یک رابطه قراردادی و نه جوهری است؛ بنابراین هویت مفهومی به نام دموکراسی، یک برساخته گفتمانی است. اما گفتمان جهان شمول، تمام عصری و تمام نسلی نیز یک وهم است. بنابراین، از این منظر نیز نمی توان تعریفی واحد و عامی از دموکراسی به دست آورد
.
آیا دموکراسی مفهومی خنثی، یعنی فاقد درون مایه و سویه ارزشی است که به حکم قاعده «تکرارپذیری
(۳)»
دریدا، امکان و استعداد تکرار شدن در بستر هر گفتمانی را بدون از دست دادن اصالت خود دارد. اگر چنین است، چرا «خودی» و «دگر»ساز است؛ چرا موضوع و مشمول «توصیه» و «تجویز» قرار می گیرد؛ چرا به مثابه یک فن آوری قدرت عمل می کند و چرا در دنیای امروز، جنگ دموکراسی ها برپاست. اگر چنین نیست، بر اساس حکم کدامین فراگفتمان و فراروایت، برای آن، خصلت های ثابت و جهان شمول فرض می شود
.
شاید گفته شود که دموکراسی یک «روش» (عقلایی) است. آیا روش بی منش وجود دارد (حداقل در عرصه های انسانی). آیا روش بی آغاز و فرجام، بی هدف و مقصود، بی پیش فرض و پیش ذهن و پیش فهم وجود دارد. آیا روشی که در روشمندی و ارائه طریقت، خود اهل طریقت نباشد وجود دارد. آیا روش ها با اسطوره های چارچوب
(
به تعبیر پوپر) و با تصلب ها و انسدادهای نظری (به تعبیر فیرابند) همراه نیست
.
بنابراین، به این نتیجه نظری می رسیم که «دموکراسی، دموکراسی هاست». در این گزاره، هم گزاره «دموکراسی، دموکراسی است» و هم «دموکراسی، دموکراسی نیست» مستتر است. گزاره نخست، ناظر بر خرده گفتمان دموکراسی است و گزاره دوم، ناظر به فراگفتمان دموکراسی
.
می گویید: در این حالت همواره باید واهمه ارائه تفسیری فاشیستی و استبدادی از دموکراسی داشت. بر اساس این دستگاه نظری می گوییم: تا زمانی که در این عرصه یک گفتمان و یا پارادایم مسلط وجود دارد، هیچ بازی زبانی خارج از حریم آن، منزلت و رسمیتی نمی یابد و صرفا در قالب پادگفتمان آن تعریف می شود، مگر اینکه خود به یک گفتمان مسلط تبدیل گردد
.
می گویید: انسان غربی گفتمان مسلط را تقریر و هژمونی کرده است و دقیقا بر اساس قواعد همین گفتمان مسلط است که «من ایرانی» امروز می گویم: «دموکراسی، دموکراسی است». می گوییم: اول، یک نویسنده هیچ متنی ندارد؛ دوم، یک متن، در واقع، چند متن (بینامتن) است؛ سوم، بعد از تقریر هر متن، نویسنده مرده است و هزاران قرائت کننده تولد یافته اند؛ چهارم، در درون گفتمان مسلط نیز بازی زبانی های مختلف با قواعد گوناگون برپاست و پنجم، هر فراگفتمانی نیز با پادگفتمانی همراه است که از انسداد کامل آن ممانعت به عمل می آورد
.
می گویید: چنانچه تمامی این مفروضات و استدلال ها را بپذیریم، به این نتیجه خواهیم رسید که می توان «دموکراسی ها» داشت و «مردم سالاری دینی» یکی از اشکال و انواع این دموکراسی هاست. آیا اکنون می توان گفتمان مردم سالاری دینی را پیرامون نقطه کانونی، دقایق و عناصری متفاوت از آنچه در چارچوب گفتمان مسلط دموکراسی است، تقریر و فصل بندی کرد
.
همان گونه که یک متن، مجموعه ای از هویت های متمایز و یک زبان، مجموعه ای از بازی زبانی های گوناگون است، یک جامعه نیز همچون یک متن، ترکیبی از هویت های متمایز و برآمده ای از بازی کثرت هاست. جامعه دینی به مثابه یک جامعه، از این قاعده مستثنی نیست. یک جامعه دینی به حکم طبیعت خود می باید ذاتا پلورالیست باشد. به این گزاره ها توجه کنید: اعتقاد ورزیدن به دین، ذره ای با اختیار و آزادی منافات ندارد؛ شرط دموکراسی مدارا با دیگر اندیشمندان است، نه دست کشیدن از عقاید خویش؛ مدارا، با اعتقادورزان است، نه با اعتقادات حکیمانه عارفان، عذر نهادن جنگ ۷۲ ملت؛ شرط تسامح و مدارا، ترک خامی است نه ترک عقیده؛ محصول رسالت انبیا ایمان رضامندانه بود، نه فرمان مرعوبانه؛ جامعه دینی بر ایمان های آزاد و فهم های گوناگون بنا می شود؛ کمال دین در کمال دل ربایی آن است، نه وحشت زایی آن؛ جامعه ایمانی به یک جنگل خودرو شبیه تر است تا یک باغچه دست پرورده؛ جامعه دینی با لذات، متکثر و کثرت گراست؛ ایمان صد بار از بی ایمانی متکثرتر است؛ جامعه دینی به میزانی که دینی تر می شود، کثرت باطنی را برتر از وحدت صوری می شناسد؛ دین و دموکراسی دعوت به پروژه عقل گری دینی است؛ حکومت دینی، به معنای غیرفقهی آن، منبعث از ایمان آزاد انسان هاست و وظیفه پاسداری از حریت ایمان را دارد
.
آموزه مالکیت مشاع (حایری) هم ضامن استقلال و آزادی فرد در مقابل دولت است و هم گستره پلورالیسم آن دربرگیرنده تمام افراد و آحاد مکلفین در تمام زمان ها و مکان ها می باشد
.
با پذیرش این اصول: ۱. از سطح مباحث گوهری و تغییرناپذیر (چنانچه فرض نماییم که چنین سطحی اساسا وجود دارد) خارج می شویم و پا به عرصه مباحثی می گذاریم که از طریق خوانش ها، قرائت ها و معرفت درجه دوم قابل فهم و درک هستند؛ ۲. نقطه عزیمت معرفتی خود را در جغرافیای مشترک (بینامتن) میان گفتمان ها قرار می دهیم و برای هیچ گفتمانی هویتی شفاف و ثابت و مرزهای سدید و نفوذناپذیر قائل نمی شویم؛
۳.
اندیشیدن به هر نوع هویت ترکیبی و تخلیطیِ معرفت شناختی را به مثابه یک بازی زبانی جدید تجویز می نماییم؛ ۴. هویت هیچ گفتمانی را در دیگرگونه تصویر کردن یا حذف و طرد گفتمان دیگر تعریف نمی کنیم؛ به اصطلاح فوکو: «به ورطه خشونت گفتمانی نمی افتیم»؛ ۵. هیچ مفهومی را به زمینه گفتمانی و معرفتی خاص ربط نمی دهیم و واضع و واضح آن را واحد و ثابت نمی پنداریم و ۶. برقراری رابطه میان «مردم سالاری
»
و «دین» را از رهگذر قرائتی که از این دو مفهوم به عمل می آوریم، ممکن و بدیهی می دانیم
.
در سطح دوم تحلیل می توان: ۱. این نظریه را که دین اسلام به علت خصیصه ها و ویژگی های ذاتی خود نمی تواند پذیرای هیچ گونه مناسبات و روابط مردم سالارانه باشد را بی بنیان اعلام نمود؛ ۲. این نظریه را که ریشه نظام مردم سالار از ما نیست و محصول سرزمین دیگری است و امکان افشاندن بذر آن در سرزمین ما وجود ندارد، با چالش جدی مواجه نمود؛ ۳. این نظریه که می توان نوعی رابطه این همانی میان این دو مفهوم یا گفتمان و بدون هیچ تصرفی در نظام معانی و نظام مدلولی آنان ایجاد کرد را نیز به عنوان یک نظریه سطحی و ساده انگارانه در نظر گرفت؛
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
