خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل علامه میرزا مهدی الهی قمشه ای
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل علامه میرزا مهدی الهی قمشه ای قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل علامه ذوالفنون حاج میرزا ابو الحسن شعرانی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل علامه ذوالفنون حاج میرزا ابو الحسن شعرانی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
19ساعت
42دقیقه
03ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل چند نکته در باب وحدت حوزه و دانشگاه

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 73

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل چند نکته در باب وحدت حوزه و دانشگاه یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل چند نکته در باب وحدت حوزه و دانشگاه شامل 72 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل چند نکته در باب وحدت حوزه و دانشگاه را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل چند نکته در باب وحدت حوزه و دانشگاه با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل چند نکته در باب وحدت حوزه و دانشگاه بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل چند نکته در باب وحدت حوزه و دانشگاه با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل چند نکته در باب وحدت حوزه و دانشگاه وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل چند نکته در باب وحدت حوزه و دانشگاه با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل چند نکته در باب وحدت حوزه و دانشگاه مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل چند نکته در باب وحدت حوزه و دانشگاه :

شعار وحدت حوزه و دانشگاه، که تقریبا عمری برابر با پیروزی انقلاب اسلامی دارد، از آن شعارهایی است که کم و بیش همزمان با پیروزی انقلاب مانند گلی به صورت طبیعی در بوستان انقلاب اسلامی شگفته است. شعاری است که در اهمیت آن بسیار سخن گفته اند و ما نباید آنچه را که پیش از این گفته شده تکرار کنیم. همه به اهمیت وحدت حوزه و دانشگاه واقفیم و توجه داریم که هر کلمه کوتاه موزون و مقفایی که بر زبانها القا شود، شعار نمی شود و تا عبارتی چکیده درک و درد یک ملت نباشد به عنوان شعار استمرار پیدا نمی کند و پذیرفته نمی شود. شعاری شعار ملی می شود که برخاسته از یک شعور جمعی باشد و شعار وحدت حوزه و دانشگاه واجد چنین شرایطی است; یعنی آرمان همه مردم این بود که حوزه و دانشگاه به یکدیگر نزدیک شوند و با هم اتحاد و وحدت پیدا کنند.

اکنون وظیفه ما این است که مستمرا تفکر کنیم که برای تحقق این آرمان چه باید بکنیم. باید دائما از خودمان بپرسیم که جدایی حوزه و دانشگاه چگونه ایجاد شده و عوامل افتراق چه بوده است؟ باید مساله را تجزیه و تحلیل کنیم و دنبال راه حل باشیم.

مساله جدایی حوزه و دانشگاه ابعاد گوناگون دارد و از زوایایی مختلف می توان به آن نظر کرد: یک بار می توان مساله را از لحاظ تاریخی بررسی کرد وپرسید این جدایی از کی آغاز شده و سرگذشت این دو نهاد در صد سال اخیر چه بوده است. بار دیگر می توان مساله را از لحاظ اجتماعی بررسی کرد و مثلا پرسید که در گذشته چه قشرهایی از جامعه به حوزه می آمدند و چه قشرهایی از جامعه به دانشگاهها راه پیدا می کردند و هر کدام از این قشرها از لحاظ پایگاههای اجتماعی و اقتصادی چه جایگاهی در جامعه داشتند؟ و مسائلی از این قبیل. می توان همین مساله را از لحاظ سیاسی نیز بررسی کرد و پرسید چه توطئه هایی از دیرباز در کار بود تا حوزه و دانشگاه را از یکدیگر جدا کند، و آثار سیاسی این جدایی چه بوده است؟ چه کسانی از این جدایی بهره مند می شدند و چه کسانی متضرر؟

بحث دیگر درباره روش معرفتی و نظام آموزشی این دو نهاد است. بنده سعی خواهم کرد بیشتر به جنبه اخیر بپردازم و به مشکل جدایی حوزه و دانشگاه از حیث مواد و مطالب درسی و معارفی که در هر یک از این دونهاد تعلیم داده می شود نظر کنم.

در یک تقسیم بندی کلی می توانیم معارف دانشگاهی را به دو دسته تقسیم کنیم: ۱) علوم انسانی ۲) علوم ریاضی و تجربی. نوع اخیر همان است که به آن «علوم دقیقه » نیز می توان گفت که شامل رشته هایی از قبیل علوم تجربی، ریاضی، مهندسی و امثال آن می شود. قسم اول یعنی علوم انسانی شامل رشته هایی از قبیل: روان شناسی، حقوق، فلسفه، جامعه شناسی و سایر رشته های علوم انسانی است. حال باید دید در هر یک از این دو قسم چه عناصری نهفته است و چه اقتضاهایی وجود داشته که به جدایی حوزه و دانشگاه منجر شده است و چه باید کرد تا این جدایی التیام پذیرد.

ابتدا به سراغ علوم تجربی و ریاضی برویم. در متن این دسته از علوم، موضوع مهمی که قابل نزاع و باعث جدایی حوزه و دانشگاه باشد تقریبا وجود ندارد، زیرا در علوم ریاضی و یا فیزیک مساله ای نیست که فی نفسه منشا اختلاف بشود; به عنوان مثال، در فیزیک ما با قانون جاذبه عمومی نیوتن مواجه هستیم، این مطلبی است که فیزیکدان مطرح می سازند و برای آن شواهد تجربی عرضه می کنند و از آن یک بیان ریاضی به دست می دهند و منطقا به نتایجی می رسند و بعد هم مهندسان این نتایج را از فیزیکدانان می گیرند و آن را در صنعت اعمال می کنند. این بحثها به خودی خود مورد مناقشه و نزاع نیست. کسی نمی تواند بگوید تفکر اسلامی ما اقتضا می کند که قانون جاذبه نیوتن که می گوید: «هر دو جرم یکدیگر را به نسبت حاصل ضرب جرمها و عکس مجذور فاصله، جذب می کنند» غلط باشد. الا اینکه از این علوم تجربی جدید که از قرن هفدهم به بعد در اروپا پدید آمد، همواره نتیجه گیریهای فلسفی شده و آن نتیجه گیریها با مسائل دینی و مباحث فکری تصادم دارد و در هر حال مسلم است که این تصادمها قبل از آنکه موضوع علوم تجربی باشد ماهیت فلسفی دارد و موضوع علوم انسانی است و اینجاست که باید در حوزه و دانشگاه بحث کنند و آن تصمیمهای فلسفی ناشی از این علوم جدید را بشناسند و ببینند در اروپا در قرنهای هفدهم و هیجدهم و نوزدهم چه اتفاقهایی افتاد که دانشمندان علوم تجربی آرایی برخلاف دین عرضه کردند.

آغاز جدایی

علوم جدید آن گاه که در اروپا پدید آمد در حوزه های دین و فلسفه از خود آثار و تبعاتی غیر علمی به جا گذاشت. این آثار و تبعات همراه با این علوم جدید به کشور ما نیز وارد شد. هم در حوزه ها و هم در دانشگاهها، باید به مبانی فلسفی این علوم تجربی جدید و نتایج فلسفی حاصل از این علوم توجه شود و معلوم شود که تفکر اسلامی ما برای این معضلاتی که در اروپا بعد از پیدایش علوم جدید حاصل شده چه پاسخی دارد. بخش مهمی از این تصادمها ناشی از بروز یک نوع تعارض است در اروپا میان دستاوردهای علوم تجربی با آنچه در کتاب مقدس آمده است. بعضی از نتایج علوم تجربی با نص کتاب مقدس تعارض دارد و این یکی از مشکلات مسیحیت از ناحیه علوم تجربی و علوم دقیقه بود.

حال باید دین این مساله، بدان صورت که در اروپا مشکل آفرین شد و میان علم و دین جدایی افکند، آیا برای ما نیز مشکل آفرین است؟ مسلم است که یکی از علل مهم جدایی حوزه و دانشگاه همین افتراق علم و دین در مغرب زمین است. دانشگاه در کشور ما بر اساس علوم پدید آمده در چهار قرن اخیر اروپا تاسیس شد و مساله جدایی علم و دین در مغرب زمین به طور طبیعی به کشور ما منتقل شد. این مساله یکی از مسائلی است که باید درباره آن بررسی دقیق بشود.

اما مساله مهمتر و اساسی تر در حیطه علوم انسانی است; در علوم انسانی است که حتی نفس آنچه به صورت علم مطرح می شود قابل مناقشه و بررسی و انتقاد است. پیش از این اشاره کردیم که ما با فیزیک نیوتنی و با ریاضیات و شیمی به عنوان فیزیک و شیمی و ریاضی بحث دینی و اعتقادی نداریم. هرچند که در مبانی فلسفی این علوم و نتایج فلسفی برگرفته از آن ممکن ست بحثهایی داشته باشیم. اما در علوم انسانی همان چیزی که «علم » خوانده می شود قابل مناقشه است. برای اینکه به کسانی که منکر این سخنند پاسخی داده می شود می توان به تعدد نحله ها و مشربها در همین علوم انسانی در خود مغرب زمین اشاره کرد. در حالی که در فیزیک و شیمی، در آن واحد شاهد نحله ها و گرایشهای رقیب نیستیم و چنان نیست که ما در کشورهای مختلف و دانشگاهها مختلف چند نوع فیزیک یا شیمی داشته باشیم، اما در علوم انسانی، مثلا در روان شناسی این طور نیست و می بینیم که در خود مغرب زمین به عدد مکتبهای فلسفی مهم، روان شناسی و یا جامعه شناسی وجود دارد. آن وحدت کلمه ای که در مغرب زمین میان دانشمندان علوم دقیقه هست در دانشمندان علوم انسانی نیست و در این علوم انواع و اقسام بینشها و گرایشها و تعارضها و تضادها وجود دارد. این خود از آن حکایت می کند که وضع علوم انسانی با علوم تجربی و ریاضی فرق دارد. وقتی ما قبول کنیم که در خود مغرب زمین چنین اختلافی به علت اختلاف در فلسفه ها وجود دارد طبیعی است که ما نیز به عنوان یک مسلمان بینش خاص خود را در علوم انسانی مطرح کنیم و از این مکتبها انتقاد کنیم.

در توضیح این سخن که چرا در علوم انسانی در ذات خود آنچه علم نامیده می شود جای مناقشه است دلیل دیگری نیز می توان برشمرد و آن این است که در این علوم، تعریف انسان مهم است، وقتی یک روانشناس می خواهد علم روان شناسی خود را تاسیس کند این پایه گذاری براساس تصوری است که از انسان دارد، براساس تعریفی است که از انسان کرده است، و همین حکم در خصوص جامعه شناسی و در سایر رشته های علوم انسانی کم و بیش صادق است. به عبارت دیگر اگر موضوع علمی نزد غربیها تعریفی داشته باشد و همان موضوع نزد دیگران تعریفی دیگر، در آن صورت، اختلاف در تصور موضوع به طور طبیعی منتهی به اختلاف در علم می شود. ما مسلمانان با مغرب زمین در تصوری که از انسان باید داشت اختلاف داریم، علوم انسانی جدید غالبا براساس تصوری مادی از انسان بنا شده است; یعنی در نظر عموم دانشمندان غربی، انسان یک موجود تک ساحتی است و از همین جاست که اختلاف آغاز می شود و در حوزهای ما باید بر سر مبانی و مقدمات، تامل بسیار شود.

تاثیر علوم انسانی در اداره جامعه ها انکار ناپذیر است. در دانشگاههای ما مواد اصلی که در علوم انسانی تدریس می شود عموما همان مطالبی است که از مغرب زمین گرفته و ترجمه شده و تدریس می شود. بسیاری از آموخته های استادان همان آموخته هایی است که در دانشگاههای غربی به آنان تعلیم داده شده است. نباید تصور کنیم با پیروزی انقلاب اسلامی پرونده علوم انسانی غرب بسته شده است و البته نباید هم بسته شود، چون اولا ما نمی خواهیم نفی مطلق کنیم. آنچه مهم است و همان مطمح نظر ماست این نکته است که علوم انسانی غربی یک مبادی و مبانی فلسفی دارد و مکتبهایی پشت سر این علوم وجود دارد که معمولا آن مکتبها و مبادی و مبانی در خود کتابها ذکر نمی شود. استادان دانشگاه هم به تبع اینکه در کدام کشور درس خوانده باشند و به کدام گرایش علاقه نشان داده باشند، کتابهای متعلق به آن کشور و آن گرایش را تدریس می کنند. آنچه ما در راه وحدت حوزه و دانشگاه از لحاظ علوم انسانی احتیاج داریم همین ریشه شناسی علوم انسانی غربی است; مثلا در روان شناسی باید بدانیم رفتارگرایی چه مبانی فلسفی دارد و آیا می توانیم با آن بینشی که در اسلام راجع به انسان داریم صد در صد با مبانی فلسفی رفتارگرایی موافق باشیم؟ ایا عیب رفتارگرایی در نقص آن است، در محدود بودن آن است یا در غلط بودن آن است؟ اینجاست که باید خصوصا در حوزه های علمیه یک نشاط فکری و تحقیق جدی برای ریشه شناسی علوم انسانی غربی آغاز شود. راه دیگری هم وجود ندارد; یعنی محال است شما بتوانید این واقعیت را نادیده و نشنیده بگیرید و این مساله به این ترتیب حل شود. غربیان دویست یا سیصد سال است که در این زمینه ها فکر کرده اند، کتاب نوشته اند، تحقیق کرده اند، مؤسسه ایجاد کرده اند، روش ابداع کرده اند، کاربرد پیدا کرده اند و اکنون دنیا را بر این اساس اداره می کنند. باید به این مبانی آگاهی عمیقی پیدا کرد و انتقاد عالمانه ای آغاز نمود. در آن صورت است که ما می توانیم علوم انسانی جدیدی براساس بینشهای اسلامی داشته باشیم. اگر نمی خواهیم کورکورانه تقلید و اقتباس کنیم، و اگر نمی خواهیم کورکورانه همه چیز را انکار کنیم باید به ریشه رجوع کنیم و با خود آگاهی در مبانی فلسفی این علوم، داوری کنیم و با برهان عقلی، معلوم سازیم کجا پذیرفتنی است و کجا ناپذیرفتنی.

این بحث را همین جا به پایان می بریم تا فرصتی برای بحث درباره نظام و مواد آموزشی حوزه نیز باقی بماند. نیک می دانیم که کسی مثل بنده که توفیق تحصیل در حوزه علمیه را نداشته همواره باید احتیاط راجع به نظام آموزشی حوزه اظهار نظر کند. در عین حال می دانم که حوزویان به امثال من اجازه می دهند تا تجربه خود را از دانشگاه

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.