اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آقا نجفی قوچانی و گزارشی از نخستین اشغال عراق
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 62
فرمت فایل پاورپوینت
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل آقا نجفی قوچانی و گزارشی از نخستین اشغال عراق!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل آقا نجفی قوچانی و گزارشی از نخستین اشغال عراق بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل آقا نجفی قوچانی و گزارشی از نخستین اشغال عراق از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل آقا نجفی قوچانی و گزارشی از نخستین اشغال عراق شامل 83 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل آقا نجفی قوچانی و گزارشی از نخستین اشغال عراق استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل آقا نجفی قوچانی و گزارشی از نخستین اشغال عراق با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل آقا نجفی قوچانی و گزارشی از نخستین اشغال عراق قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل آقا نجفی قوچانی و گزارشی از نخستین اشغال عراق حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل آقا نجفی قوچانی و گزارشی از نخستین اشغال عراق به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آقا نجفی قوچانی و گزارشی از نخستین اشغال عراق :
سیدمحمدحسن قوچانی مشهور به آقانجفی قوچانی (۱۲۹۵ ق قوچان ۱۳۶۳ ق/ ۱۳۲۲ ش قوچان) از علمای مشهور ایران در اوایل قرن چهاردهم هجری است که به واسطه کتاب مشهورش «سیاحت شرق» نزد همه ایرانیان شناخته شده است.
آقانجفی قوچانی هنگام وقوع جنگ بین المللی اول در عراق و شهر نجف حضور داشت و به واسطه حضور مستقیم، شاهد حوادث قابل توجهی از اشغال عراق و شهر نجف توسط انگلیسی ها بود.
آقا نجفی در این گزارش که در بخش های انتهایی کتاب «سیاحت شرق» آورده است به توضیح مشکلات مردم عراق که از یک سو تحت حاکمیت عثمانی قرار دارند و از سوی دیگر شاهد اشغال سرزمین شان به دست انگلیسی ها هستند می پردازد. درگیری ها و منازعات داخلی به همراه قحطی و گرسنگی و مرگ و میر فرزندان و کودکان، این فشار و سختی را بر مردم مضاعف می کند و خود او از جمله کسانی است که فرزندش بر اثر گرسنگی جان می سپارد. شرح چگونگی هماهنگی یهودیان بغداد و عراق با اشغالگران انگلیسی و سیاست های قبض و بسط انگلستان در این گزارش خواندنی است؛ گزارشی که به جهات مختلف بی شباهت به حوادث فعلی عراق تحت اشغال نیست. قبلا از خوانندگان محترم به خاطر متن ثقیل گزارش، که به ادبیات همان دوره زمانی نگارش یافته عذرخواهی می کنیم.
آلمانی ها را اگر چه طلاب نجف لقب مویدالاسلامی داده بودند به واسطه طرفیت او با روس منحوس، لکن از جهت دیگر به حیله و دسایس، عثمانی احمق را پس از ده ماه از جنگ، داخل جنگ نمودند و خانه اش را سوختند و اعلان سفر بذلک (کذا) داد طبل جنگ را در کوچه های کربلا و نجف بنواختند. چنان بدهیبت صدا داشت که دل ما از همان صدای خالی هم طپیدن گرفت، فهمیدیم که هیچ شجاعتی نداریم، چون گفته شده است:
|
دلیران نترسند ز آواز کوس |
که دو پاره چوب است و یک پاره پوس |
لکن نه فقط همین بوده است، چون دارای روح جنگ است و از جنگ غالب مردم می ترسند بالجمله بنای مسلح شدن ذخیره و عساگر احتیاطی گردید که برای مثل چنین روزی به نظام وظیفه رفته بودند که آن روز، روز طرح ریزی و ایجاد صور ذهنیمه و تعلیمات بود و امروز تحقق و خارجیت پیداکردن بود.
غرب که از خود نظام وظیفه در هول و هرب و گریزان بودند که شبیه و نمایش جنگ بود، از خود وقوع جنگ خارجی به طریق اولی گریزان بودند، و عمده همان خونسردی دو صنفی بود که نظر عداوی تبیین ترک و عرب ایجاد شده بود. یعنی علاقه ضدیت و عناد بین عرب ها و ترک ها بود نه آشنایی و محبت و عشایر برّی. ابدا به لوازم رعیتی عمل نمی کردند، فقط همان اهل المدر (دهاتی ها) و کلوخ نشین ها، فی الجمله آشنایی مجبوری داشتند و رابطه وطنی محکم ترین روابط است، بعد از رابطه خویشاوندی، حتی غالبا بر رابطه مذهبی بچربد و الا عرب ها از جنگ ترسی و گریزی از قدیم الایام نداشته اند، بلکه همه ساله دو طایفه از کرد و شمرد در خود نجف بینشان نائره جنگ مشتعل بود، یک هفته و دو هفته بازارها بسته می شد و از یکدیگر قتل و غارت می کردند و در صدر اول نیز چنان اتحاد و شجاعتی بروز دادند که عالم را متزلزل ساختند و متحیر نمودند.
و یک ترک از اسلانبول تازه حکومت نجف داشت و بر عرب ها در این موضوع سخت گرفت و جدا مطالبه کرد. عساگر احتیاطی را حتی به خانه ها تهاجم می نمود و زن ها را تفتیش می نمود، چون عرب ها به لباس زن پنهان می شدند.
کم کم عرب ها استمداد از عشایر بیرون نمودند. ساعت هفت از شب غفلتا فضای نجف پر از صدای تفنگ و هیاهوی عرب ها و بر ضد حکومت قیام نمودند، ما از خواب بیدار شدیم دیدیم خواب بر ما حرام شده. چایی گذاردیم و در استماع صداهای هزارها تفنگ و حوصه های ناهنجار عرب ها شدیم.
مهمانی از طلاب که تازه از ایران آمده بود در آن شب داشتیم، او بسیار در ترس بود، صبح بردم او را به حصار و حصن و حصین مدرسه داخل نموده برگشتم تا طرف عصر عرب ها ادارات دولتی را گرفتند، دفاتر و اسناد را تماما آتش زدند و اثاثیه را چاپیدند و عساگر که از بغداد آمده بودند، تماما در یک کاروانسرایی محصور گشتند و پشت بام را سنگر نموده بودند نائره حرب بر پا بود.
آقای کلیددار مهلت خواسته داخل کاروانسرا گردید و از حکومت خواستار اصلاح و تسلیم گردید. حکومت در بین این که در پشت بام اُلدرم بُلدرم می کرد، ناگهان دید از وسط کاروانسرا زمین شکافته شد، سر کله عربی با تفنگ نمودار گردید که از بیرون کاروانسرا نقب زدند و از وسط کارونسرا سوراخ نمودند، از بالا دو پله یکی نموده خود را به کلیددار رسانیدند، اسلحه خود ر ا داد و به سبد دخیل گردید، حکومت را کلیددار برد به منزلش.
عرب ها عساگر را خلع سلاح نمودند، قاطرهای سواری شان را هم خواستند بگیرند به شفاعت کلیددار نگرفتند، بدون سلاح رفتند به بغداد.
نجف ماند برای عرب ها، چهار نفر شیخ که همیشه با هم دشمن و در جنگ بودند، با یکدیگر متحد شده حکومت نجف و حومه نجف را به راه بردند و تمام ادارات دولتی را به کار انداختند و یک سلطنت مستقله ای بر پا نمودند. خوب در تنظیم و تامینات کوشیدند. با آن که معروف است دو سلطان در یک مملکت نگنجد و اینها چهار نفر دشمن در یک بلد گنجیدند. از اینجاست که می گویند عرب در علم اداری ممتاز است مرضعه ای که ماهی دو تومان به خون جگر به او می دادیم پس از قریب یک سال آمد که بیایید بچه تان می خواهد بمیرد. من و والده اش رفتیم در آخر محله منزل مرضعه و من یک طرف بچه نشستم، مادرش به یک طرف و بچه هم در حال جان کندن بود. پس از نیم ساعتی تسلیم شد. با یک دو نفر از رفقا از طرف ثلمه بردیم به وادی السلام دفن نمودیم.
کربلا نیز تاسی به نجف نمودند و با حکومت درافتادند، لکن نتوانستند فائق شوند و از نجف استمداد نمودند. سیصد نفر عرب خونخوار رفتند به طرف کربلا. وقت طغیان آب فرات بود که برای محفوظی شهر نو کربلا در سر ربع فرسخی سده بسته بودند و دارالحکومت در آخر شهر نو کربلا بود. نجفی ها قبل از ورود به کربلا اول سده را خراب نمودند. آب از یک طرف حمله نمود. نجفی های شیطان هم از یک طرف، حکومت بیچاره با عساگر خود سوار شده فرار نمودند، به طرف بغداد، نجفی ها مقداری پول از پولدارها چاپیدند و با یک فخر و مباهات برگشتند.
عرب ها در این کارشان عاقبت اندیشی نداشتند، فقط دفع الوقت بود. فردا خدا کریم است و ستون به ستون فرج است. با آن که تزریقات شیطان الدول انگلیس بود که زمینه کار او صاف شود و علی الجمله کشتی های روس و فرانسه و انگلیس داخل بحر احمر شد و بندر جبل طارق را از بیگانه مسدود نمودند و به ساحل چناق قلعه و داردانل حمله ور شد تحت البحری های آلمان به یک درجه آنها را به سواحل یونان و غیره مستاصل نمود، لکن بالاخره فرانسه کار خود را نمود، به سواحل بیروت و شامات عساگر خود را پایین نمود.
انگلیس حجاز را به یک کلمه حرف که شریف حسین سلطان عرب است، از چنگ عثمانی درآورد و خودش داخل بصره گردید، هشتاد هزار ترک در قبال داخل عراق شد. هیچ عسگری مثل ترک جنگی و متهور نیست. چون عثمانی همتش بر استرداد قفقاز از روس بود، به عسگر عراق امداد نکرد. نهایت علما را برانگیخت که حکم به لزوم دفاع نمایند و عشایر را تهییج بر دفاع نمایند. لکن چه فایده؟ عشایر کوفی بودند، رفتند و در حین قرار انگلیس از بصره و هلهله نمودن زنان بصره از خوشحالی شجاعت مسلمین بدون جهت، اعراب نیز رو به عقب فرار نمودند و عسگر ترک را نیز فراری کردند. قمندان عثمانی [یکی از فرماندهان عثمانی] خود را انتحار نمود، سیدی از مجتهدین عرب از غصه خون قی کرد و مرد. چون عرب ها در حین فرار، خیمه سید را غارت نمودند، خزعلی بی غیرت انگلیس پرست بر عثمانی ها که در میان طراده ها می خواستند شط را عبره کنند به طرف ایران، شلیک کرد و طراده ها را پر از جنازه نمود، که من ماذون نیستم شما را به مملکت راه دهم، عثمانی خائبا خاسرا عقب ننشست.
انگلیس دست از پا درازتر ثانیا از کشتی ها بیرون شد، داخل بصره و از آنجا به اردوگاه عثمانی گندمی که برای آذوقه عسگر عثمانی تهیه کرده بودند، که هزارها خروار بود آتش زد و از آنجا در کوت اماره اردو زد.
عرب های بی غیرت و جلف، رنگین داخل خانه هاشان شدند، خیال کردند که عثمانی که چندان ید تسلط و تصرفی بر آنها نداشت و مالیاتی از آنها و نظام وظیفه نمی گرفت، حتی آذوقه ساخلوی عراق و بغداد را از اسلامبول می فرستاد، خیال کردند مع ذالک بدتر از انگلیس است و انگلیس آنها را راحت و آسوده خواهد گذاشت و این خیالی بود فاسد.
انگلیس دو جنگ به نامردی نمود. به این معنی که ترک ها وقتی که با هندوهای بی دست و پا، دست و یاخن می شدند و جنگ فقط به سلاح ابیض و سرنیزه منجر می شد و قوای ناریه طبقا للقانون و مقتضی الانصاف از کار می افتاد، انگلیس به نامردی دومرتبه مخالفا للقانون هند و ترک را هدف هزارها شصت تیر و رشاشه قرار داد و هشتاد هزار هند و ترک را به خاک هلاکت انداخت. چون در این صورت البته دید که باید امید از زندگانی هندوها برداشت. چون از دست ترکان خلاصی نداشتند. و علاوه غلبه هم با ترک خواهد بود، لذا هندوها را خود به دست خود کشت، که از ترکان هم کشته باشد و غلبه هم نداشته باشند، بلکه شکست هم بخورند و به همین انصاف کشی در این دو جنگ بغداد را بعد از چند ماهی متصرف گردید. آنچه عثمانی ها در روزنامه هاشان داد زدند،که انگلیس برخلاف قانون بین دول با ما می جنگد، انگلیس هم به قوانین موضوعه می خندید، می گفت: امروز قانون ثابت از دهن توپ دیده و شنیده می شود، ورای این قانونی نداریم.
عثمانی ها بعد از آن که بغداد را تخلیه نمودند و در سامره اردو زدند. یهودی های بغداد که بالغ بر هشتاد هزار جمعیت بود پیش بینی نموده که خود را در پیشگاه دولت جدید شیرین نمایند. لذا به خیال آن که به زودی اردوی انگلیس وارد بغداد می شود، مراسم مهمان تازه وارد را به جا آورند یعنی تهیه غذای پانصد هزار نفر را دیدند، از گاو و شتر و گوسفند خیلی کشتار نمودند برای خورش و برنج به اندازه ای که وافی باشد. این جمعیت را طبخ نمودند، که البته صد تغار برنج که هفتصد خروار برنج می شود طبخ شد. منِ دو تومان اگر خرج بردارد، با لوازم دیگر قریب صد و پنجاه هزار تومان می شود.
وقتی که طبخ مهیا شد، تمام شاه کوچه و بازارها را حصیر فرش نموده، برنج مطبوخ را روی آنها ریخته و گوشت ها را روی برنج ریخته و ناهار را در پهلوی آن پهن نموده به طول درازی کوچه بازارها از این غذا مهیا بود. و اردوی مهمان تازه تا سه روز وارد نشد پس از یک شب ماندن و سگ های بغداد شکمی از عزا درآوردن مانده غذاها متعفن شده حمال گرفتند. تمام غذای متعفن شده را به دجله ریختند که اگر دجله نبود ناخوشی، وبا را احداث نموده بودند.
الحمدالله که به آرزوی خود نائل نشدند و خرهای منافق اگر در مذهب با مسلمانان شرکت نداشتند، و لکن رابطه وطنی که و حب الوطن جبلی آدمیزاد، بلکه حیوانات است و در بین موجود بود، چه شد که مثل زن های فاحشه هر روزی یکی را به آغوش کشند تا مگر عزتی به دست کنند. و لکن ابشرهم با نه ضربت علیهم الذله و المسکنه که تا قیام قیامت کمر راست نکنند.
مود سرکرده اردوی عراق در انگلستان ملقب به فاتح عراق گردید، بعد از سه روز وارد بغداد گردید. با یک تبحرّ خاص از سر نیم فرسخی تفنگ گرفته یک تیر به جانب سرایه و دارالحکومه خالی نمود، پس از آن داخل شدند با یک شوق و شعفی مالا کلام و زبان حالشان گویا بود:
|
کجا رفتند آن رعنا جوانان |
کجا رفتند شیران و شجاعان |
بلکه آشکارا شنیده می شد که منم فاتح عراق و فاتح پایتخت بزرگ مسلمین، چه شد آن دست بلندی که به آواز بلند دعویش بود، که من مالک اشتر دارم.
و از آن بالاتر آن که دو روزی نگذشت که چشم از عراق و غیر عراق پوشید و به درک واصل گردید، و لکن انگلیسی ها جثه نجسه این سرکرده بزرگشان را به آیین مسلمان ها دفن نموده بر قبر او بقعه و بارگاه ساختند. در قبال بقعه معظم و بارگاه موسی بن جعفر(ع) و زیارتگاه خود ساختند تا مسلمانان از سنی و شیعی بسوزند، بلکه دانایانشان دق کنند و بمیرند و
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
