خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معارف قرآنی (۴)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معارف قرآنی (۴) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سخنان معصومین علیهم السلام
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سخنان معصومین علیهم السلام قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
09ساعت
16دقیقه
26ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آل بویه نخستین سلسله قدرتمند شیعه

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 65

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل آل بویه نخستین سلسله قدرتمند شیعه؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل آل بویه نخستین سلسله قدرتمند شیعه با 58 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل آل بویه نخستین سلسله قدرتمند شیعه:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل آل بویه نخستین سلسله قدرتمند شیعه به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل آل بویه نخستین سلسله قدرتمند شیعه با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل آل بویه نخستین سلسله قدرتمند شیعه تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل آل بویه نخستین سلسله قدرتمند شیعه را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آل بویه نخستین سلسله قدرتمند شیعه :

آل بویه نام خود را از «بویه » (۱) گرفتند که پدر بنیادگذاران این سلسله بود. جد ایشان ابو شجاع بویه پسر فناخسرو(پناه خسرو) نام داشت که نسبت خود را به «مهرنرسی » وزیربهرام گور می رسانید. بویه از طائفه شرزیل آوند از اهالی قریه کیاکلیش در دیلمان بود و با گمنامی و تنگدستی زندگی می کرد وروزی او از صید ماهی بود، سپس شخصیتی یافته به خدمت یکی ازهموطنان خود به نام «ماکان کاکی » سردار امیر نصر ساسانی درآمد (۲) و پس از مرگ وی در سپاه «مردآویج زیاری » که از مردم گیلان بود، داخل شد.

وی سه پسر داشت که بعدها هر سه به سلطنت رسیدند. پسر بزرگ علی نام داشت که بعدا به موسوم «عمادالدوله » »ه لو گردید و پسردوم حسن «رکن الدوله » و سومی احمد «معزالدوله » نامیده شدند. این سه پسر، پس از تحمل شدائد و تلاش فراوانی که به کاربردند، به پیشرفت فوق العاده ای نائل شدند. به گفته ابن ابی الحدید، چنان سلطنتی تشکیل دادند که در شکوه و عظمت، ضرب المثل بود (۳) . سلطنت ال بویه به خصوص در زمان عضدالدوله به اوج قدرت رسید و از آن پس، روی به انحطاط نهاد. آغاز آن از ماه ذیقعده سال ۳۲۱ه و پایان آن بنا بر احتمال قوی سال ۴۴۸ بود. سلطنت آنان ۱۲۰ سال ادامه داشت و ۱۷ تن از این خاندان به حکومت رسیدند (۴) .

ابن طقطقی (۷۰۱ – ۶۶۰ ه) در کتاب «الفخری فی الاداب السلطانیه و الدول الاسلامیه » درباره دولت آل بویه می نویسد:

«پیدایش دولت آل بویه را هیچ کس پیش بینی نمی کرد و حتی تصورجزئی از عظمت آن را نیز نمی نمود، لیکن دولت مزبور بر عالم چیره شد و مردم جهان را مقهور خود کرد و بر مقام خلافت استیلایافت. پادشاهان آل بویه خلفا را عزل و نصب کردند، و وزرا رابه کار وا داشتند و از کار برکنار نمودند، و بدینسان کلیه امور بلاد عجم و عراق را زیر فرمان خود درآوردند و رجال دولت متفقا از ایشان اطاعت کردند» (۵) .

صاحب تاریخ فخری می افزاید: «جالب این است که آن همه عظمت پس از تنگدستی و بینوائی و خواری و نیازمندی و دست و پنجه نرم کردن با رنج و ستم نصیب آنان شد زیرا جد ایشان ابوشجاع بویه وپدر جد او جملگی مانند سایر رعایای فقیر در بلاد دیلم به سرمی بردند و بویه خود به شغل ماهیگیری می پرداخت. از این رو بودکه معزالدوله پس از تصرف بلاد همراه به نعمت خداوند معترف بودو می گفت: من در آغاز زندگی هیزم می چیدم و روی سر نهاده می بردم » (۶) .

وضع فلاکتبار بویه و پسرانش

بویه و پسرانش در ابتدای امر وضع رقت باری داشتند و در دهی ازناحیه دیلمان سکونت داشتند که «کیاکلیش » خوانده می شد (۷) مورخان شغل بویه را ماهیگیری نوشته اند و همه در بینوا بودن خانواده آنان اتفاق نظر دارند. و از میان سه پسر بویه احمد(معزالدوله) در هنگامی که در اوج قدرت بود، علاقه داشت که ازگذشته رقت بار خود و پدر و برادرانش در زمانی که هنوز در دیلم بودند، در حضور جمع سخن گوید و این شاید به خاطر ادای شکرنعمت و موهبتی بود که خداوند به او و خاندانش ارزانی داشته بود.

ابوالفضل شیرازی وزیر معزالدوله از قول او نقل کرده است که من در دیلم، برای خانواده ام هیزم حمل می کردم. روزی خواهر بزرگم گفت که هیزمی که امروز آورده ای کافی نیست، یک پشته دیگربیاور، گفتم دیگر نمی توانم و تا می توانستم آوردم. گفت: اگربیاوری دو گرده نان از نانی که می پزم زیادتر به تو می دهم. یک پشته دیگر آوردم و از خستگی نزدیک بود تلف شوم. خواهر گفت:

اگر یک پشته دیگر بیاوری، علاوه بر دو گرده نانی که بر جیره نانت اضافه می کنم، یک عدد پیاز هم به تو خواهم داد. من باز یک پشته دیگر هیزم بردم و خواهرم به وعده خود عمل کرد بعد از آن به لطف خداوند، حالم تغییر کرد و در وضعی که می بینی قرارگرفتم.

وزیر ابوالفضل شیرازی گفت که معزالدوله، داستان مزبور رابارها در حضور جمع در مقام افتخار، بیان می کرد و هیچ کتمان نمی داشت و اگر غیر از این بود، من آن را نقل می کردم » (۸) .

شهریار بن رستم دیلمی درباره آغاز دولت آل بویه و پیدایش آن گوید: «ابو شجاع بویه در آغاز کارش با من وست بود، هنگامی که مادر فرزندانش عمادالدوله ابوالحسن علی، و رکن الدوله ابوعلی حسن، و معزالدوله ابوالحسین احمد که هر سه به پادشاهی رسیدند درگذشت، روزی به خانه او رفتم دیدم ابوشجاع بویه ازاندوه زنش بیتابی می کند، از اینرو وی را تسلیت داده از اضطراب و پریشانی او کاستم، سپس ابوشجاع و فرزندانش را برداشته به خانه خود آوردم و طعامی برای آنها حاضر کردم، در این وقت شخصی که از بیرون خانه می گذشت، فریاد زد: «منجم، تعبیر کننده خواب و نویسنده ادعیه و طلسمات ». ابوشجاع وی را خواست و گفت من دیشب خوابی دیده ام برایم تعبیر کن. خواب دیدم که بول می کردم وآتشی عظیم از من خارج می شد، سپس آن آتش دامنه یافته روی به بالا نهاد چندانگه می رفت که به آسمان برسد، آنگاه آتش از هم شکافته شد و سه قسمت گردید و از هر قسمت شعله هایی پدید آمد ودنیا را روشن کرد.

منجم گفت: این خواب تو بسیار با اهمیت است و من جز با گرفتن خلعت و اسبی آن راتعبیر نمی کنم، بویه گفت: به خدا سوگند من جزاین لباسی که پوشیده ام، چیزی ندارم.

اگر آن را به تو بدهم برهنه می مانم. منجم گفت: پس ده دیناربده، بویه گفت: به خدا سوگند دو دینار هم ندارم تا چه رسد به ده دینار! و سپس چیز ناقابلی بدو داد. منجم گفت: بدان که تودارای سه پسری که مالک روی زمین خواهند شد و بر مردم جهان فرمانروایی خواهند کرد و چنانکه آن آتش به آسمان بالا رفت.

آوازه ایشان نیز در اطراف و اکناف عالم خواهد پیچید و همان قدر که شاخه های آن پراکنده شد گروهی پادشاهان از ایشان به وجود خواهند آمد. بویه گفت: شرم نمی کنی ما را مسخره می نمایی؟!

من مردی فقیر و پریشانم و فرزندانم همگی فقیر و نیازمندند.

اینان کجا و پادشاهی کجا؟! منجم گفت: اکنون تاریخ ولادت هر یک از فرزندان خود را برایم بگو، بویه نیز تاریخ ولادت هر یک رابدو گفت. منجم لحظه ای در اسطرلاب و تقویم های خود نگریست سپس برخاسته دست عمادالدوله ابوالحسن علی را بوسید و گفت: به خداسوگند این بر تمام بلاد سلطنت می کند و پس از وی این و دست برادرش ابوعلی حسن را گرفت. ابوشجاع بویه از گفتار منجم به خشم آمد و به فرزندانش گفت: برخیزید و پس گردن او بزنید که سخت ما را مسخره نموده است. ایشان نیز برخاسته همچنان پس گردن اومی زدند و ما می خندیدیم. سپس منجم گفت: بزنید بیم ندارم، هرگاه به پادشاهی رسیدید گفتار مرا به یاد خواهید آورد. ابوشجاع نیزده درهم به او داد و او پی کار خود رفت » (۹) .

جریان این خواب را ابن جوزی (۱۰) و سید ابن طاوس (۱۱) از«تنوخی » با کمی تفاوت نقل کرده اند به موجب این نقل موقعی که بویه تعبیر خواب خود را از خوابگزار پرسید، پسر بزرگش علی تازه از کودکی وارد نوجوانی شده بود، دو پسر دیگرش به خصوص احمد کودک خردسال بودند.

تنوخی از پدرش از ابوالقاسم علی بن حسان انباری کاتب نقل می کند که او گفت:

هنگامی که معزالدوله مرا از بغداد به دیلمان فرستاد تا درشهری در ناحیه، برای او سراهائی بنا کنم، به من گفت که درآنجا مردی است به نام ابوالحسین پسر شیرکوه، چون او را یافتی وی راگرامی دار و سلام من(معزالدوله) را به او برسان و بگو که من در کودکی شنیده بودم که پدرم خوابی دیده بود و او و توبرای تعبیر آن خواب، به خوابگزاری در دیلم مراجعه کردید،کیفیت خواب مزبور را برای من بیان کن، ابوالقاسم گفت: که چون به دیلمان رسیدم ابوالحسین را یافتم و پیغام پادشاه را به اورساندم. گفت: بین من و بویه دوستی محکمی بود و خانه من و او،همان طور که اکنون می بینی در مقابل هم، قرار داشت. روزی بویه به من گفت: خوابی دیده ام که مرا به وحشت انداخته است، کسی راپیدا کن تا خواب مرا تعبیر کند، گفتم در این صحرا چه کسی رامی توان یافت که بتواند خواب تعبیر کند؟ باید صبر کرد تا منجمی یا عالمی ازاینجا عبور کند و از او درخواست کنیم تعبیر خواب تو را بگوید. چند ماه از این ماجرا گذشت، روزی من و بویه به ساحل دریا رفتیم تاماهی صید کنیم، اتفاقا ماهی بسیاری صیدکردیم و آنها را بر پشت گرفته به خانه های خود بازگشتیم، بویه به من گفت که من کسی را در خانه ندارم تا ماهیها را پاکیزه کند و بریان سازد(چون زنش مرده بود) تو همه آنها را به خانه خود ببر تا در آنجا برای خوردن آماده شوند. ماهیها را به خانه ما بردیم. من و بویه و زنم نشستیم و به نظیف کردن و پختن آنهاپرداختیم از قضا مردی در کوچه فریاد می زد که منجم هستم، خواب تعبیر می کنم. بویه به من گفت که خواب مرا به خاطر داری؟ گفتم:

آری و برخاستم منجم را وارد خانه کردم، بویه خواب خود را برای او شرح داد…».

ابوالحسین می گوید:

«سالها گذشت و من خواب را فراموش کردم تا بویه به خراسان رفت و علی به امارت برخاست و ما شنیدیم که ارجان(بهبهان) را مالک شده و پس از آن به فرمانروائی تمام فارس نایل گردیده که از آن به بعد جوائز او به خانواده اش و به بزرگان دیلم می رسید.

روزی قاصدش مرا طلب کرد من نزد علی رفتم از قدرت او دچارشگفتی شدم و خواب (خواب بویه) را به فراموشی سپرده بودم، علی سخت به من نیکی کرد و جوائز عظیمی به من عطا نمود. در یکی ازروزها، هنگامی که جز من و او، کس دیگری نبود، گفت: ای ابوالحسین خوابی را که پدرم دیده بود و خوابگزار تعبیر کرد وبه او پس گردنی زدید، به خاطر داری؟ آنگاه دستور داد هزاردینار آوردند و به من داد و گفت این قیمت آن ماهی می باشد. آن ماهی را به خوابگزار داده بود). جوائزلی(عمادالدوله))ه لود وعطایای دیگری هم به ابوالحسین داد و او به دیلم باز گشت.

ابوالقاسم تمام داستان را به خاطر سپرد و نزد معزالدوله مراجعت کرد و آنچه شنیده بود، برای وی باز گفت » (۱۲) .

بعضیها خواب ابوشجاع بویه را طور دیگری نقل کرده اند، بنابراین نقل او در خواب دید که به شکل درختی سه تنه درآمده است که ازآن آتش زبانه می کشد. معبری خواب او را نشانه ای از حکومت آینده سه پسرش تاویل می کند (۱۳) .این حکایت به هر صورت نمونه ای ازتدبیری مشروع است که مقصود از آن تقدس بخشیدن به قدرت آل بویه بود.

نسب آل بویه

این مطلب را بسیاری از مورخان نوشته اند: آل بویه از اخلاف سلاطین ساسانی بودند که چون زمانی طولانی در سرزمین دیلم اقامت داشتند بدان جهت دیلمی نامیده شده اند (۱۴) .