اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مردم سالاری در بینش و منش امام علی علیه السلام
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 78
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مردم سالاری در بینش و منش امام علی علیه السلام؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل مردم سالاری در بینش و منش امام علی علیه السلام انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل مردم سالاری در بینش و منش امام علی علیه السلام:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل مردم سالاری در بینش و منش امام علی علیه السلام آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل مردم سالاری در بینش و منش امام علی علیه السلام با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل مردم سالاری در بینش و منش امام علی علیه السلام از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل مردم سالاری در بینش و منش امام علی علیه السلام، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مردم سالاری در بینش و منش امام علی علیه السلام :
مقدمه
واژه مردم سالاری چندی است که در ادبیات سیاسی جامعه ما رواج یافته و مورد بحث و مداقه صاحب نظران داخلی و خارجی، محافل آکادمیک و دانشگاهی، مطبوعات و رسانه ها و احزاب و تشکل های مختلف سیاسی قرار گرفته است.از سوی دیگر، امسال به ابتکار مقام معظم رهبری به نام مبارک امیرمؤمنان علی علیه السلام مزین گشت و با این امر بستری فرهنگی – تحقیقاتی در راستای شناخت بیشتر ابعاد وجودی آن حضرت در جامعه ما فراهم آمد.با توجه به این که همه مفاهیم و کلمات بسته به فضای فرهنگی و ارزشی خاص حاکم بر جامعه، می باید مورد استفاده قرار گیرند و طبعا در جمهوری اسلامی نیز واژه هایی چون دموکراسی یا مردم سالاری، جامعه مدنی در چارچوب هنجارها و نرم های خاص جامعه مورد نظر است، و نیز با عنایت به سابقه درخشان حکومت دینی امام علی علیه السلام در مقطعی خاص در امت اسلامی که مردم سالاری به مفهوم حقیقی را تجلی می بخشید و امروز نیز بشر نیازمند چنان نظم اجتماعی بر پایه معنویت است، تصمیم گرفتم که با اشاره به دیدگاه های نظری و سیره عملی امام علی به تبیین این موضوع بپردازم. (۱) آنچه گرد آمده، نه در حد و اندازه عظمت آن شخصیت بی بدیل که در حد بضاعت اندک و با توجه به رعایت اختصار بوده است.
بخش اول، نقش مردم در شکل گیری حکومت دینی و نظام سیاسی
یکی از مباحث مهم در شکل گیری نظام های سیاسی و تاسیس نهادهای حکومتی مساله مشروعیت سیاسی است.منظور از مشروعیت سیاسی به طور خلاصه، عامل عقلانی توجیه اعمال قدرت سیاسی است یا به عبارت دیگر، عامل یا عنصری است که قدرت برهنه و عریان را به اقتدار مورد پذیرش مردم تبدیل می کند.در این جا قصد بحث درباره مبنای مشروعیت سیاسی در حکومت دینی و تمایز مقبولیت و مشروعیت در نظریه حکومت دینی نداریم ; اما به طور مختصر می توان گفت حکومتی مشروعیت دارد که مردم از روی رضا و رغبت اوامر حکومت کنندگان را بپذیرند.در دیدگاه اسلامی به مساله مشروعیت حکومت از دو زاویه نگاه شده است:
الف) دیدگاه دولت – امامت (دیدگاه تشیع) :
این دیدگاه خود دارای دو مرحله ظهور و غیبت است.در زمان ظهور امام، تشیع امامت را یک بحث اعتقادی در امتداد نبوت می داند و آن را جزو اصول مذهب خود و روایات (۳) آن را عهد الهی می داند که از سوی خدا با ائمه بسته شده و مشروعیت حکومت ائمه بدین سان تنها از ناحیه خداوند است و حتی وصیت امام هم منشا مشروعیت امام بعدی نیست.البته در این دیدگاه میان مشروعیت و مقبولیت تمایز وجود دارد، یعنی حکومت ائمه که مشروعیت الهی دارد، هیچ گاه به زور بر مردم حکومت نخواهد کرد; به عبارت دیگر، با پذیرش مردم قدرت و توان اعمال می یابد ; اما در عصر غیبت بحث های فراوانی درباره مشروعیت حکومت در این دوره صورت گرفته است و ثمره آن مباحث، سه نظریه مختلف است که ذکر همه آنها از حوصله این مقاله خارج است و فقط فهرست گونه به آنها اشاره می شود:
۱.نظریه ولایت نیابی:
شیعه – برخی از علمای شیعه و از جمله امام خمینی قدس سره – با استناد به آیات و روایات، ولایت فقها را نیز در امتداد ولایت ائمه قرار می دهند به عبارت دیگر، آن را یک بحث کلامی می دانند نه فقهی، و وظایف و اختیارات آنان را کما و کیفابه فقها نیز تسری می دهند.امام خمینی قدس سره با تمسک به آیه ای که می فرماید: «ان الله یامرکم ان تؤدوا الامانات الی اهلها و اذا حکمتم بین الناس فاحکموا بالعدل » (۴) و روایتی که در ذیل این آیه آمده است می گوید: «ان تؤدوا الامانات الی اهلها» مربوط به ائمه معصومین است و «اذا حکمتم بین الناس فاحکموا بالعدل » مربوط به امراست و آیه پس از آن که به آیه اولی الامر (۵) معروف است خطاب به جامعه مسلمانان است. (۶)
۲.نظریه توکیل:
برخی از علمای شیعه معتقدند در عصر غیبت فقیه پس از انتخاب از سوی مردم، به وکالت از آنان به اداره امور خواهد پرداخت ; پس چنین وکالت سیاسی مبنای مشروعیت حکومت فقیه در عصر غیبت است و حکومت نوعی قرارداد و معاهده بین مردم و فقیه منتخب تلقی می شود و بیعت هم تمامیت یافتن این قرارداد است. (۷)
۳.نظریه حکم شرعی:
بر اساس این نظریه در عصر غیبت، فقیه به حکم شرع موظف به حکومت کردن و تشکیل حکومت است و مردم هم وظیفه متابعت دارند; نه نیابت در کار است و نه وکالت از سوی امام یا مردم.بدین سان حکومت و ولایت فقیه از احکام شرعی مستقلی تلقی می شود. (۸)
ب) دیدگاه خلافت – دولت:
این دیدگاه به نظریه اهل سنت درباره حکومت می پردازد و به مبانی شورا و بیعت در ایجاد مشروعیت سیاسی حکومت در اسلام تاکید می کند که به دلیل رعایت حوزه بحث از توضیح آن خودداری می شود.
گذشته از این مباحث تئوریک، مقصود بیان جایگاه مردم در تشکیل حکومت دینی و نظام سیاسی بر اساس بینش و منش حکومتی امام علی بود.در این زمینه با نگاهی به عملکرد (سیره عملی) و بیانات حضرت علی در نهج البلاغه، چنین استفاده می شود که از دید آن حضرت مردم مسلمان در قبال حکومت دینی پنج مسؤولیت خطیر و مهم بر عهده دارند که در ذیل به آنها اشاره می شود:
۱.تاسیس و برپایی حکومت دینی منوط به پذیرش قانون و حاکم اسلامی از ج
انب مردم است:
صرف نظر از تمایز مشروعیت و مقبولیت و داوری در زمینه آن، فی الجمله این حق برای مردم وجود دارد و باید که حاکمان اسلامی را خود انتخاب کنند و پس از انتخاب از آنان آگاهانه حمایت و تبعیت نمایند.حضرت امیر در جای جای نهج البلاغه و کتب دیگر به این موضوع پرداخته اند ; برای نمونه به چند مورد اشاره می کنیم.
و الواجب فی حکم الله و حکم الاسلام علی المسلمین بعد ما یموت امامهم او یقتل ضالا او مهتدیا، مظنونا کان او ظالما حلال الدم او حرام الدم، ان لا یعلموا عملا و لا یحدثوا حدثا و لا یقدموا یدا او رجلا و یبدوا شیئا قبل ان یختاروا لانفسهم اماما عفیفا عالما ورعا عارفا بالقضاء و السنه یجمع امرهم و یحکم بینهم ما یاخذ للمظلوم من الظالم و…; (۹) بر مسلمانان به حکم الهی و اسلامی واجب است که پس از کشته شدن یامردن رهبرشان – اعم از این که رهبر گمراه باشد یا اهل هدایت، مورد ستم یا ستمگر، خونش حلال باشد یا حرام – قبل از هر کار و اقدام، به انتخاب رهبری برای خویش اقدام کنند که پاکدامن، عالم، پرهیزکار و آشنا به احکام قضایی و سنت نبوی باشد و سبب وحدت آنان و حکومت (استقرار نظم) در جامعه آنان شود و داد مظلوم از ظالم بستاند.
یا ایها الناس عن ملاء و اذن هذا امرکم لیس لاحد فیه حق الا من امرتم و قد افترقنا بالامس علی امر، فان شئتم قعدت لکم و الا فلا اجد علی احد; (۱۰) ای مردم، کسی در امر حکومت حقی ندارد مگر آن کس که شما مامور به حکومت کنید.دیروز بر سر مساله ای از هم جدا شدیم و اینک اگر دوست دارید و بخواهید به امر حکومت شما می پردازم و در غیر این صورت از کسی هم گله مند نیستم.
در سیره حکومتی امام علی چنین مرسوم بود که به فرمانداران یا استانداران اعزامی خود می گفت حکم حکومتی را بر مردم بخوانید، سپس می فرمود:
فان ولوک فی عافیه و اجمعوا علیک بالرضا فقم فی امرهم و ان اختلفوا علیک فدعهم و ما هم فیه; (۱۱) اگر با رضایت شما را تبعیت کردند و وفاق عمومی بر حکومت شما پیدا شد به امر حکومت آنان بپرداز و در غیر این صورت امر آنان را رها کن.
در سیره حکومتی امام علی اهمیت حضور مردم در برپایی حکومت دینی – هر چند مشروعیت الهی آن به رای مردم نیست – بسیار مورد تاکید قرار گرفته است. زمانی که پس از قتل خلیفه سوم، مردم به سراغ حضرت آمدند و از او مصرانه تقاضای قبول خلافت و رهبری امت اسلامی را کردند فرمودند: مکرر نزد من آمدید و رفتید شرطی دارم، اگر قبول کنید کار شما را می پذیرم و گرنه نیازی به آن ندارم.گفتند: هر چه بگویی می پذیریم.حضرت فرمود: بیعت من باید در مسجد و با رضایت مسلمانان باشد.صبح گاه همه در مسجد حاضر شدند.حضرت به منبر رفت و فرمود: خلافت شما را خوش نداشتم، ولی اصرار کردید که خلیفه باشم.آن گاه امام پس از ذکر شروط خود، خطاب به مردم فرمود: آیا رضایت می دهید؟ گفتند: آری.فرمود: خداوندا، بر آنها شاهد باش، و آن گاه با آنها بیعت کرد. (۱۲)
همچنان که گفته شد، اعلام رضایت مردم برای رهبر و حکومت اسلامی از سوی حضرت امیر به عنوان حق مسلمانان به رسمیت شناخته شده است و امام اخذ رضایت مردم برای حکومت بر آنان را نه یک امر تشریفاتی که به مثابه شیوه صحیح حکومت داری تلقی می کرده اند و جزء اعتقاد امام بوده است که مردم باید به حکومت رضایت دهند و از این رفتار امام چنین استفاده می شود که کارآمدی نظام اسلامی حتی در صورت قرار گرفتن معصوم در راس آن حکومت و نظام، تنها با مشروعیت الهی تحقق نمی یابد و محتاج مقبولیت مردمی نیز هست.حتی امام در مواردی به بیعت مردم با خویش به عنوان مبنای استدلال و برهان در مقابل مخالفان استناد کرده اند و در اولین نامه ای که به معاویه نوشته، آمده است:
مردمی که با ابوبکر و عثمان بیعت کردند، به همان شکل نیز با من بیعت کرده اند. (۱۳)
یعنی اگر دلیل مشروعیت خلافت آنها رای مردم بوده است در مورد حکومت من هم چنین مبنایی وجود دارد و مخالفت با آن مخالفت با رای مردم است.
۲.نظارت بر حاکمان منتخب در نظام اسلامی حق دیگر مردم در یک نظام
مردم سالاری محسوب می شود:
از آن جا که قدرت سیاسی می تواند به فساد، دیکتاتوری و استبداد از سوی حاکمان بینجامد، مساله نظارت بر کار حکومت از مهم ترین مسائل و در عین حال پیچیده ترین امور در نظام های سیاسی گذشته و حال بوده است و حتی مساله تفکیک قوا که در نظام های جمهوری مورد پذیرش قرار گرفته و مبنای تقسیم وظایف حکومت است، به عنوان یک ساز و کار نظارتی مورد توجه قرار می گیرد ; همچنین قوانین اساسی کشورها به اشکال مختلف تلاش دارند که از یک سو، راه را بر بروز خود کامگی سد کنند و از سوی دیگر، راه الزام حکومت ها به انجام وظایفشان را هموار نمایند. آرمان مطلوب اسلامی چنین است که انسان ها در سایه توجه به خدا و واقعیت روز جزا و این که خداوند شاهد و ناظر بر اعمال ماست، نوعی کنترل درونی را تجربه کنند که البته بهترین شکل نظارت با ویژگی های خاص آن همین است ; اما به عنوان راهکار عملی به ویژه در عرصه مسائل سیاسی و حکومتی قابل قبول نیست که به صرف اعتماد به مدیران و حاکمان و این که آنان مسلمانند و به روز جزا اعتقاد دارند، هیچ گونه نظارتی بر عملکرد آنان اعمال نشود.از مهم ترین راهکارهای عملی نظارت بر عملکرد حکومت و حاکمان، نظارت خود مردم به عنوان صاحبان اصلی حکومت است.امام علی به این حق مردم یعنی نظارت بر کار حکومت تصریح کرده اند و به مردمی که با ایشان بیعت کرده بودند می فرمود:
الا و ان لکم عندی ان لا احتجز دونکم سرا الا فی حرب و لا اطوی دونکم امرا فی حکم (۱۴); آگاه باشید که حق شماست بر من که چیزی را از شما مخفی ندارم مگر در مسائل نظامی و امور جنگ (که قطعا باید پوشیده بمانند) و یا این که کاری را مگر آن جا که حکم شرع در کار باشد، بدون در نظر گرفتن خواست و نظر شما انجام ندهم.
امام علی در موارد متعددی بنابر نظر و نظارت مردم بر کار حاکمان و والیان، حاکمان متخلف را عزل می کرد و این به معنای احترام به نظارت عمومی بر کار دولت است.داستان سوده (از زنان صدر اسلام) و شکایت او از یکی از والیان حضرت در تاریخ مشهور است که می گوید: وقتی از ظلم مامور علی به او شکایت بردم و گزارش دادم.حضرت بی درنگ بر روی قطعه پوستی خطاب به آن حاکم چنین نوشت:
فاذا قرات کتابی هذا فاحتفظ بما فی یدک من عملنا حتی یقدم علیک من تقبضه منک; (۱۵) وقتی نامه مرا خواندی، آنچه از کار ما (ماموریت) در دست تو است حفظ کن تا کسی به سراغت آید و آنها را از تو تحویل بگیرد.
یکی از اقدامات مهم و عملی آن حضرت برای تحقق نظارت مردم، تشکیل «ولایه المظالم » بود که به صورت دادگاهی منحصرا به شکایات مردم از دولت و ماموران دولتی رسیدگی می کرد.همچنان که ملاحظه می شود، امام علی علیه السلام هم در مرحله تئوری و نظر، نظارت مردم بر حکومت و حاکمان را یک حق مسلم برای مردم می داند و هم ساز و کاری های لازم برای تحقق آن را فراهم می آورد.
۳.مشاوره و نصیحت گری به حاکمان ویژگی یک نظام مردم سالار دینی از
دیدگاه امام علی محسوب می شود:
امام علی با درک محدودیت های بینش و توانایی های حاکمان و این که آنان به ویژه در شرایط خاص اقتدار که قرار می گیرند، بیشتر در معرض خطا و اشتباه هستند، برای مردم به طور عموم و برای آگاهان جامعه به طور خاص نقش ویژه ای در مشاوره و نصیحت گری به حاکم یا حاکمان قائل است و حتی آن را یک وظیفه، هم برای حاکمان و هم برای مردم و آگاهان تلقی می کند.وظیفه آگاهان و مردم است که با بیان حقایق – گرچه تلخ باشند – به اصلاح ساختار حکومتی کمک کنند و از ایجاد انحراف در مسیر حکومت مردم سالار دینی و عدالت گستر جلوگیری نمایند و وظیفه حاکم است که خویش را برای پذیرش این حقایق و نصایح آماده کند و هیچ گاه از این نصایح و حقایق غافل نشود و حتی استقبال کند.
حضرت امیر در سخنانی به حاکمان گوشزد می کند که با اهل اندیشه و فکر همنشینی و گفت گو داشته باشند و می فرماید:
و اکثر مدار سه العلماء و مناقشه الحکماء فی تثبیت ما صلح علیه امر بلادک و اقامه ما استقام به الناس قبلک (۱۶); با دانشمندان فراوان گفت و گو کن و با حکیمان فراوان سخن در میان نه، در آنچه کار شهرهایت را استوار دارد و نظمی را که مردم پیش از تو بر آن بوده اند برقرار.
این فراز از سخنان حکیمانه حضرت علی که در عهدنامه ایشان به مالک اشتر آمده است، ناخودآگاه انسان را به یاد سخن افلاطون می اندازد که معتقد بود یا حاکمان باید فیلسوف گردند و یا فلاسفه حاکم شوند و آن را بهترین شکل کومت خردمندانه می دانست.در بیان دیگری، آن حضرت که دارای مقام عصمت بوده اند، فرض خطا کردن خویش را نیز می پذیرند و بزرگوارانه از مردم می خواهند که او را در امر حکومت داری و اداره جامعه یاری دهند و از ارائه حقایق و اطلاعات و مشاوره های لازم کوتاهی نکنند:
فلا تکفوا عن مقاله بحق او مشوره بعدل.فانی لست فی نفسی بفوق ان اخطئ و لا امن ذلک من فعلی الا ان یکفی الله من نفسی ما هو املک به منی; (۱۷) از گفتن حق یا رای زدن در عدالت بازنایستید که من نه برتر از آنم که خطا کنم و نه در کار خویش از خطا ایمنم، مگر که خدا مرا در کار نفس کفایت کند که از من بر آن تواناتر است.
حضرت با این بینش و منش در حکومت داری، فضایی باز و به اصطلاح امروز دموکراتیک را به روی مردم و منتقدان جامعه می گشاید تا با آزادی کامل ایرادات، اشکالات و پیشنهادات خود را در جهت اصلاح هر چه بیشتر امور به او عرضه کنند و حتی به حاکمان توصیه می کند کسانی را بیشتر پذیرا باشند و بر دیگران مقدم بدارند که به گفتن حقایق تلخ بیشتر اقدام می کنند و حاکم را در غیر حق و عدل کمتر یاری می کنند:
و لیکن اثرهم عندک اقولهم بمر الحق لک و اقلهم مساعده فیما یکون منک مما کره الله لاولیائه واقعا ذلک من هواک حیث وقع; (۱۸) و آن کس را بر دیگران بگزین که سخن تلخ حق را به تو بیشتر گوید و در آنچه کنی یا گویی و خدا آن را از دوستانش ناپسند دارد کمتر یاری ات کند.
وجود روحیه نصیحت گری و خیرخواهی نسبت به حاکمان نه تنها نشانه ضعف نظام های سیاسی محسوب نمی شود، بلکه نشان دهنده پویایی و زنده بودن جامعه سیاسی و بلوغ سیاسی مردم و حتی بلوغ علمی و فرهنگی آنان است و از سوی دیگر نشان دهنده علاقه و عشق مردم به نظام سیاسی حاکم و رهبران آن است، زیرا مردم برای دوام حکومت و پیشگیری از زوال آن و تثبیت نظام سیاسی به خیرخواهی مشفقانه و نصیحت گویی به حاکمان می پردازند.حضرت امیر دقیقا این امر را نشانه توسعه سیاسی در یک جامعه انسانی می دانند و می فرمایند:
و لا تصح نصیحتهم الا بحیطتهم علی ولاه الامور و قله استثقال دولهم و ترک استبطاء انقطاع مدتهم; (۱۹) و خیرخواهی و نصیحت گری آنان (مردم برای حکومت) جز با احاطه و اشراف آنان بر حاکمان و این که دوام حکومت آنان را سنگین نشمارند و گفت و گو از دیر ماندن آنان بر سر کار را واگذارند، راست نیاید.
یعنی مردم وقتی حقیقتا به نصیحت رهبران خویش روی می آورند که خواهان اداره حکومت و نظام سیاسی موجود باشند و تحمل دولت ها بر آنان گران نباشد و آنها را از خود بدانند.به هر حال مبحث نصیحت به رهبران جامعه از ظرایف و لطایف حکومت داری در اسلام محسوب می شود و با عنوان خاص «النصیحه لائمه المسلمین » (۲۰) در میان آرا و نظریات فلاسفه و فقهای اسلامی مورد بحث و مداقه قرار گرفته است (۲۱); بنابراین یکی از حقوق واجب رهبر بر مردم از زبان امیرمؤمنان نصیحت رهبر و حاکم اسلامی است که فرمود:
ایها الناس ان لی علیکم حقا و لکم علی حق فاما حقکم علی فالنصیحه لکم و توفیر فیئکم علیکم و تعلمیکم کیلا تهجلوا و تادیبکم کیما تعلموا و اما حقی علیکم فالوفاء و بالبیعه و النصیحه فی المشهد و المغیب و الاجابه حین ادعوکم و الطاعه حین امرکم; (۲۲) مردم، مرا بر شما حقی است و شما را بر من حقی.بر من است که از خیرخواهی شما دریغ نکنم و حقی را که از بیت المال دارید، نگذارم، شما را تعلیم دهم تا نادان نمانید و آداب آموزم تا بدانید ; اما حق من بر شما این است که به بیعت وفا کنید و در نهان و آشکارا حق خیرخواهی ادا کنید، چو شما را بخوانم بیایید و چون فرمان دهم بپذیرید و از عهده برآیید.
در حقیقت حضرت در این بیان کوتاه انتظارات حکومت از مردم و انتظارات مردم از حکومت را تبیین فرموده اند.نکته قابل توجه در این زمینه آن است که انتقاد کردن، بیان حقایق تلخ به حاکمان و توجه دادن آنان به انحرافات و کژی ها، مانع اطاعت از حاکم و نظام اسلامی و قوانین آن نیست ; به عبارت دیگر، همچنان که مردم موظف به ارائه دیدگاه های خیرخواهانه خویش هستند، موظف به اطاعت از حاکم در مواقع لزوم نیز می باشند.
۴.سؤال و استیضاح از عملکرد حاکمان و حکومت از دیگر نقش های مردم در
یک نظام مردم سالاری تلقی می شود:
سؤال و استیضاح دو نمود بارز از مشارکت سیاسی مردم است و از جمله حقوق سیاسی افراد محسوب می شود و یک نظام مردم سالار در حقیقت نظامی است که برای مردم حق سؤال و استیضاح از عملکرد و برنامه های خود را با استفاده از سازو کارهای مناسب قائل باشد; به عبارت دیگر، حکومت و نظام اسلامی، حکومت و نظام پاسخ گوست و موظف است هم امکان سؤال و استیضاح را فراهم آورد، هم نسبت به آن احساس تعهد و مسؤولیت کند و متعهدانه پاسخ گو باشد.اصولا احساس پاسخ گو بودن در مقابل مردم، حکومت ها را از ورود به کژراهه ها و غلتیدن در دیکتاتوری و استبداد باز می دارد. این که جزء اصول اعتقادی ما مسلمانان توجه به ضرورت پاسخ گویی از اعمال در روز جزاست و معتقدیم یک روز باید در درگاه الهی در قبال آنچه کرده ایم پاسخ گو باشیم و از همه ما سؤال خواهد شد، (۲۳) حکمتی دارد و آن این است که انسان مسؤول می سازد و انسانی که در برابر خداوند خود را مسؤول و پاسخ گو احساس کند، سعی در اصلاح رفتار و حرکت در مسیر صواب خواهد کرد.همین گونه است احساس تعهد به پاسخ گویی دولت ها در مقابل مردم که بی شک اگر دولت ها به خواست، نظر و مشکلات و دیدگاه های مردم توجه کنند و خود را موظف به حل مشکلات آنان و تحقق آمال و آرزوهای آنها – به ویژه در یک جامعه اسلامی – بدانند، توسعه سیاسی در حد بسیار بالایی تحقق خواهد یافت; البته این مهم محتاج سازوکارهای حقوقی، اجتماعی – سیاسی و حتی قضایی لازم است و از جمله نقش احزاب سیاسی در یک نظام اسلامی می تواند تحقق بخش این کار ویژه باشد.
حضرت امیر در عهدنامه مالک اشتر چنین می فرماید:
و ان ظنت الرعیه بک حیفا فاصحرلهم بعذرک و اعدل عنک ظنونهم; باصحارک فان فی ذلک ریاضه منک لنفسک و رفقا برعیتک و اغدارا تبلغ به حاجتک من تقویمهم علی الحق; (۲۴) اگر رعیت بر تو گمان ستم برد، عذر خود را آشکارا با آنان در میان بگذار و با این کار آنان را از بدگمانی شان خارج ساز، که بدین رفتار خود را به عدالت، خوی و عادت می دهی و با عذری که می آوری، به آنچه می خواهی می رسی و آنان را نیز به حق استوار می سازی.
شفاف سازی مواضع، برنامه ها و عملکردهای یک دولت و نظام اسلامی کمک بسیار مؤثری در پیشبرد مقاصد آن و جلب پشتیبانی مردم از نظام خواهد کرد.
نکته قابل توجه آن است که پاسخ گو بودن رهبران و مدیران در یک نظام اسلامی در مقابل مردم و پذیرش انتقادات و سؤالات آنان، تعارضی با پاسخ گویی آنان در مقابل خداوند و روز قیامت ندارد، بلکه در راستا و در تکمیل آن تحلیل می شود.قطعا کسانی که به دلیل اعتقادات دینی و آموزه های اسلامی در برابر کوچک ترین عملکرد خود، احساس مسؤولیت در برابر خدا دارند، هرگز از پذیرش سؤال و استیضاح مردم شانه خالی نمی کنند، چون پاسخ گویی به سؤال مردم به مراتب سهل تر از پاسخ گویی در مقابل خداست، و کسی که آماده پاسخ گویی در مقابل خداست، در مقام پاسخ گویی به مردم آماده تر است.حضرت امیر وقتی گمان کرد که یکی از عاملان حکومتی اش در بیت المال خیانت کرده است به او چنین نوشت:
فارفع الی حسابک و اعلم ان حساب الله اعظم من حساب الناس; (۲۵) حساب خود را برای من باز پس بده و بدان که حساب خدا بزرگ تر از حساب مردمان است.
بدین سان امام تنها بر اعتماد به عاملان خویش و این که اینان در مقابل خدا پاسخ گو هستند و ان شاء الله مرتکب خلاف نخواهند شد، اکتفا نمی کند، بلکه حسابرسی از عاملان حکومت خود را در کنار حسابرسی خداوند امری لازم و از جمله اسباب و لوازم حکومت داری صحیح می داند.
وجود فضای باز سؤال و استیضاح در جامعه سیاسی و یک نظام مردم سالار دینی راه را بر هر گونه ستایش های افراطی و متملقانه که آفت یک حکومت مردمی و اسلامی است سد می کند.بینش و منش حکومتی امام علی راه میانه بین مدح و ستایش چاپلوسانه و مخالفت های غیر منصفانه با نظام اسلامی را نشان می دهد و مردم را به نقد منصفانه حکومت که مبتنی بر مشاهده محاسن و معایب با هم است دعوت می کند و به شدت حاکم اسلامی را از این که بی جهت و افراطی مورد ستایش قرار گیرد نهی می کند و می گوید:
و ان من استحف حالات الولاه عند صالح الناس ان یظن بهم حب الفخر و یوضع امرهم علی الکبر، و قد کرهت ان یکون جال فی ظنکم انی احب الاطراء و استماع الثناء و ست بحمدالله کذلک و لو کنت احب ان یقال ذلک لترکته; (۲۶) در دیده مردم پارسا، زشت ترین خوی والیان آن است که بخواهند مردم آنان را دوستدار بزرگمنشی بشمارند و کارهایشان را به حساب کبر و خود خواهی بگذارند و خوش ندارم که در خاطر شما بگذرد که من دوستدار ستودنم و خواهان ستایش شنودن.سپاس خدا را که بر چنین صفت نزادم و اگر ستایش دوست بودم آن را وا می نهادم.
گرایش فرهنگ عمومی جامعه به تعریف و تمجید و ستایش حاکمان و تبعیت محض از آنان و تنزیه مطلق عملکرد آنان باعث می شود ویژگی منتقدانه خود را از دست بدهد و عادت رهبران به تکریم و ستایش مانع شنیدن و برتافتن اعتراض و انتقاد خواهد شد.
۵.مخالفت با حکومت در صورت خروج از مدار شرع و احکام دینی وظیفه مردم
در برابر حکومت است:
بر پایه مبانی کلامی شیعه که حکومت از آن خدا و ماذونین از جانب اوست، هیچ حکومتی و حاکمی جز در چارچوب قوانین شرع مجاز به حکومت نیست و در این صورت حکومت او نامشروع و مخالفت در مقابل آن وظیفه است ; البته روشن است که در این صورت چنین حکومتی وجه و صبغه دینی را از دست می دهد، چون «لا طاعه لمخلوق فی معصیه الخالق »; (۲۷) به عبارت ساده تر، حکومت دینی حکومت احکام و ارزش های الهی و دینی در جامعه است که در قالب قوانین اساسی و موضوعه غیر مغایر با موازین شرع تجلی می یابد و بدیهی است خروج از این مدار سبب و مجوز عدم اطاعت از آن خواهد بود. حضرت امیر زمانی که عبدالله بن عباس را برای حکومت بصره مامور می ساخت، خطاب به مردم فرمود:
یا معاشر الناس، قد استخلفت علیکم عبدالله بن عباس، فاسمعوا له و اطیعوا امره ما اطاع الله و رسوله فان احدث فیکم او زاغ عن الحق فاعملونی اعزله عنکم; (۲۸) ای مردم، من عبدالله بن عباس را به عنوان جانشین خود بر شما حاکم و والی قرار دادم.سخن او را بشنوید و از امر او مادام که در اطاعت خدا و رسول اوست اطاعت کنید و اگر بدعتی نهاد یا از حق روی گردان شد به من اطلاع دهید تا او را از حکومت کردن بر شما عزل کنم.
چند نکته قابل توجه در این عبارت وجود دارد: اولا، ملاک تبعیت از حاکم، حرکت و رفتار او بر مبنای شریعت و حق و احکام الهی است ; ثانیا، وظیفه مردم نظارت بر کار حاکمان است و
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
