خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تصویر زمان در شعر معاصر
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تصویر زمان در شعر معاصر قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل عصر قاجار و تذکره های خاندانی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل عصر قاجار و تذکره های خاندانی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
11ساعت
25دقیقه
34ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فتنه وهابیت

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 63

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل فتنه وهابیت؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل فتنه وهابیت شامل 92 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل فتنه وهابیت را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل فتنه وهابیت با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل فتنه وهابیت با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل فتنه وهابیت تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل فتنه وهابیت را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فتنه وهابیت :

مجلات

>

کیهان فرهنگی

>

شماره ۲۲۲

سیداحمدبن زین ابن احمد دحلان المکیوشی شافعی، فقیه و مورخی بود که در مکه معظمه، مقام مفتی وعنوان «شیخ الاسلامی» را در اختیار داشت و آثار علمی متعددی را به رشته تحریر درآورد. سیداحمد در سال ۱۲۳۱ هجری قمری در مکه متولد شد و در محرم سال ۱۳۰۴ درگذشت. تعدادی از کتب این مؤلف، همچون: «الازهار الزینیه فی شرح متن الالفیه»، «تاریخ الدول الاسلامیه بالجداول المردیه»، «فتح الجوادل منان علی العقیده المسمات بی فید الرحمان)، «الدرس السنیه فی الردی علی الوهابیه»، «نهل العطشان علی فتح الرحمان فی تجوید القرآن»، «خلاصه الکلام فی امراء البلاد الحرام»، «الفتوحات الاسلامیه» و… در سطحی وسیع منتشر و توزیع شده است.

مقاله حاضر یکی از آثار این این نویسنده فقیه است، که در سال ۱۹۷۸ میلادی و به اهتمام حسین حلمی بن سعید استانبولی در شهر استانبول به چاپ رسیده است.

فایل پاورپوینت کامل فتنه وهابیت

ترجمه: دکتر عباسقلی غفاری فرد

دوران سلطنت سلطان سلیم دوم- ۱۲۰۴، ۱۲۲۲ ه.ق- بسیار آشفته بود و از جمله تحرکات فتنه آمیزی که در روزگار وی شکل گرفت، توطئه وهابیت بود که در حجاز اتاق افتاد. در پی این رویداد، توطئه گران اداره «حرمین شریفین» را به دست گرفتند و زایران مصری و سوری را از انجام مراسم عبادی حج بازداشتند. در همین ایام، حرکت دیگری در مصر اتفاق افتاد که بر اثر آن، پیروان فرانسیس(۱۲۱۳ تا ۱۲۱۶ه.ق) این سرزمین را پاره پاره کردند.

رویارویی بین مدافعان وهابیت و «غالب ابن مساعد الشریف» حاکم مکه در سال ۱۲۰۴ ه.ق آغاز شد. پیش از آن، مدافعان فرقه وهابیت در نقاط مختلف پراکنده بودند و در انظار، محترم با وقار و صلح طلب به نظر می رسیدند. اما به مرور زمان، طبیعت شریر و جنایتکارانه خود را آشکار ساخته و با ترور و کشتار گسترده به حکومت خود ادامه دادند. اینان شمار کثیری از مردان بی گناه را به قتل رسانیده و دارایی و اموال آن ها را به غارت بردند و زنشان را به اسارت گرفتند. بنیان گذار شریراین فرقه «محمدابن عبدالوهاب» از قبیله «بنوتمیم» بود که عمری طولانی داشت (۱۱۱۱-۱۲۰۰ه.ق) و پاره ای ماده تاریخ مرگ او را، عبارت، «اهلاک الخبیث» یافته اند (ارزش عددی این عبارت به حروف ابجد، عدد ۱۲۰۰ را نشان می دهد).

محمدابن عبدالوهاب در مدینه درس می خواند. پدر و برادرش، مردانی عالم و متدین بودند. شواهدی در دست است که براساس آن، پدر و برادر و برخی از اساتید او، پیش بینی کرده بودند که محمدابن عبدالوهاب از راه راست منحرف خواهد شد و با رهبری خود، مردم را به گمراهی خواهد کشانید. این پیش بینی آنها، براساس مطالعه در رفتار و کردار غیرعادی محمدابن عبدالوهاب انجام گرفته بود، بویژه که رفتار و کردار او غالباً بر ضد مسایل آگاهی بخش مردم و متکی بر سرزنش آنها بود.

پیش بینی مذکور در اندک مدتی به حقیقت پیوست، زیرا او انحرافی را آغاز و پی ریزی کرد و ترتیبی فراهم آورد تا به وسیله آن، عقیده خود را به مردم انتقال داده و آنها را تشویق کرده تا به راهبران اسلام بی اعتنایی کرده و آنها را به ایجاد بدعت متهم سازند.

بر طبق اصول وهابیت، اگر شخصی چیزی را به کسی غیر از خدا اسناد دهد (ولو این که اموری باشد که منطقاً مجاز است) یک بدعت گزار، مشرک و مرتد محسوب می شد و چنین است در مورد کسی که مساعدت دیگری را در موفقیت خود در رفع یک سلسله مشکلات معین، دخیل بداند. به همین دلیل، زیارت ضریح مقدس پیامبراکرم(ص)- یا هر پیامبر دیگر، امام، قدیس یا هر فرد الهی- شرک محسوب می گردد.

همچنین است شفیع قراردادن آن ها برای استمداد از درگاه خداوند. شخص، مجاز به سفر عتبات عالیات نیست و نمی تواند از امامان استمداد جوید و هنگام توسل به مقدسین، نباید آن ها را به زبان آورد. وهابیون برای مقبول ساختن این مفاهیم، کوشیدند طرح ها و مدلهایی برای اصول خود پدید آورند، اما در هیچ موردی صاحب توفیق نشدند. با وجود این، محمدبن عبدالوهاب برای جلب شماری از پیروانش، تدابیر ویژه ای را اتخاذ کرد. وی با بیان شیوه ای مخصوص و تهیه مقالات متعدد، عقاید خود را ارایه کرده و پرهیزکارترین موحدان را بدعتگزار، مشرک و غیره نامید. او موفق شد شماری از امراء محلی بخش عربستان شرقی را ملازم خود ساخته و در این رهگذر، آنها را تشویق کرد تا در تبلیغ اصول وهابیت او را یاری دهند که این امر با موفقیت مواجه شد و آنها به او مساعدت کردند تا حکومتش تقویت شده و گسترش یابد.

بدین ترتیب، محمدبن عبدالوهاب به اعمال قدرت در میان بادیه نشینان پرداخت تا ارتشی از افراد ناآگاه و مردمی غافل، مهیا سازد. او بیش از هر مسأله دیگر، این تفکر را در ذهن آنها ایجاد کرده بود که در صورت نافرمانی دستوراتش کافر یا مرتد خواهند بود و بر پایه این اعتقاد ریختن خون مسلمانان برای وهابیون مباح گشته بود. در این راستا، شماری از علماء برجسته از جمله شیخ سلیمان، برادر محمدابن عبدالوهاب و نیز تعدادی از معلمان سابق او، مقالاتی بر ضد اصول وی، منتشر ساختند. از سوی دیگر، چندتن از حکام محلی، اصول وی را تعمیم بخشیدند و محمدبن سعود جد اعلای سلسله حاکم فعلی در حجاز، پسر و جانشینش عبدالعزیز محمدبن سعود از جمله حکام محلی ای بودند که از محمدابن عبدالوهاب پشتیبانی می کردند و اصول او را گسترش می دادند. این حکام برای پشتیبانی از محمدابن عبدالوهاب ومساعدت وی هرچه در توان داشتند در طبق اخلاص نهادند (شاید ذکر این موضوع خالی از فایده نباشد که خاندان سعود از شاخه خاندان مسلمیه کذاب محسوب می شود.)

همان گونه که آمد، بیشتر معلمان محمدابن عبدالوهاب، گمراهی او و امکان فراهم آمدن پیروانی را برای او، پیش بینی کرده بودند و سرانجام هم پیشگویی های آنان حقیقت پیدا کرد. محمدبن عبدالوهاب گمراه شد و گروه انبوهی از مردم غافل را، اغفال کرد. به هرحال، وی مدعی بود که مصلح است و چنین وانمود می کرد که هدف خاص او از ایجاد فرقه وهابیت، تجدید عقیده خالص و محکم توحیدی و به دور از شرک است. وی مدعی بود که مردم از طریق عبادت خدای یگانه، منحرف شده اند و ششصدسال است که در مسیر جاده کفر و شرک، گام برمی دارند. او همچنین خود را موظف می دانست که برای احیاء توحید خالص باید حرکتی را آغاز کند و در پیشبرد این عقیده، به آیات متعدد قرآنی متوسل می شد.

آیاتی که وی بیان می کرد بر بی دینان مصداق دارد، اما او از این آیات بر ضد مؤمنان استفاده می کرد، که دو آیه ذیل نمونه ای از آن است:

الف: «و چه اشتباه بزرگی می کند آن که به غیر خدا دعوت می کند (۶-۴۵)»

ب: «و دعوت نمی کند به غیر خدا، به چیزی که نه تو را منفعت می رساند و نه ضرر (۱۰۶-۱۰)»

آیا استمداد از پیامبر(ص) همان شرک است؟

محمدابن عبدالوهاب مکرر تأکید می کرد که اگر کسی به پیامبر(ص) و یا دیگر شخصیت های الهی و مقدسین- ولو این که نام آنها را در نمازهایش ذکر کند متوسل گردد، مشرک می شود و از آیات مذکور در فوق بر ضد چنین کسانی استفاده می کرد.

وی زیارت ضریح پیامبر گرامی اسلام(ص) و پیامبران دیگر، مقدسین و اشخاص الهی را، شرک محض و گناهی نابخشودنی می دانست و در تأیید آن به آیه قرآن متوسل می شد که می گوید: «بت پرستان به قول خودشان، بت ها را برای نزدیکی به خدا پرستیدند.» به استدلال او، مردمی که از پیامبر (ص) و مقدسین دیگر استمداد می جویند باید با همان بت پرستانی که قرآن ذکر کرده است مقایسه شوند. محمدابن عبدالوهاب همچنین استدلال می کرد که بت پرستان و مشرکان به آفریدگاری بت ها باور ندارند و آفرینش را، خاص خدا می دانند. وی بر این قیاس نتیجه گرفت که انگیزه بت پرستی مشرکان، نزدیکی به خدا بوده و بت پرستی را وسیله ای برای این کار قرارداده بودند، درست به همان ترتیب که مسلمانان مشرک از پیامبر یا ائمه (صلوات الله علیهم اجمعین) استمداد می جویند.

شاید بتوان به این ادعای بی اساس، چنین پاسخ داد: مؤمن، انبیاء وسایر مردان عالیقدر الهی را به چشم خدا نگاه نمی کند و آنها را شریک خدا نیز نمی داند، بلکه آنان را مخلوق و بنده خدا می پندارد. مؤمن، اینان را شایسته، پرستش نمی انگارد و هرگز آنها را نمی پرستد. به عبارت دیگر، بت پرستانی که در قرآن مجید از آنها یادشده، براین عقیده بودند که بت ها همان خدایان آنها هستند، جز آن که نمی توانند آفریننده باشند. خلاصه مطلب آن که، یک مؤمن معتقد است پیامبر (ص) و دیگر مردان الهی، بندگان برگزیده خدایند و شایسته احترام، درحالیکه هیچگاه مورد پرستش قرار نمی گیرند. توسل مؤمن به چنین شخصیت هایی، درنهایت کسب برکات خداوند از طریق شفاعت آنهاست. در تأیید این مطلب، شواهد کافی درقرآن و سنت (رفتار و کردار پیامبر) وجود دارد.

به اعتقاد یک مسلمان تنها خداوند تعالی است که شایسته پرستش است و همه پاداش ها و مکافات مختص اوست. پیامبر(ص) و دیگر شخصیت های الهی عالیقدر، هرگز چیزی خلق نمی کنند و پاداش و جزایی نمی دهند و تنها این خداوند قادر است که بر آفریدگان خود ببخشاید و رحمت کند.

این مایه شرمساری و اغفال است که بنیانگذار وهابیت و پیروانش، موحدترین اشخاص را به شرک متهم ساخته و آنها را با بت پرستان، یکی می دانند و چگونه می توانند تمام آیاتی را که مناسب بی دینان است، درمورد موحدین به کار برند؟ در این مورد می توان به احادیث ذیل اشاره داشت:

الف:«البخاری روایت می کند از عبدالله بن عمر که او روایت کرد از پیامبر اکرم(ص) که فرمودند: خوارج برضد امام(ع) اقدام خواهندکرد و آیات قرآنی مناسبت کافران را به مؤمنان اسناد خواهندداد.»

ب:«عبدالله بن عمر روایت کرد از پیامبر(ص) که فرمودند:«بیشترین نگرانی من برای امتم، هنگامی است که تعدادی از مردم احساس مسوولیت نکنند و آیات قرآنی را تفسیر به رأی نمایند و آنها را بد به کار برند.» که این دو حدیث، وصف الحال فرقه وهابیت است.

اگر «توسل» (التماس به برکات خداوند ازطرق پرهیز از گناه و پرهیزگاری) از نشانه های شرک باشد، محمدپیامبر(ص) که متعالی ترین موحدان بود، هرگز آن را انجام نمی داد و اخلاف او نیز، به چنین کاری مبادرت نمی کردند. احادیثی وجود دارد که نشان می دهد پیامبر(ص) صراحتاً با توسل به پرهیزگاری، از خداوند طلب رحمت کرده است. ایشان به مناسبتی می گویند:«پروردگارا از تو می خواهم به حق و مقام کسانی که از تو درخواست کمک می کنند…»

حدیث دیگری از پیامبر(ص) نقل شده که هنگامی که وی جسد فاطمه بنت اسد (مادر حضرت علی(ع)) را در قبر دید، گفت: «بارخدایا از تو می خواهم به حق پیامبرت و به حق پیامبرانی که قبل از من بودند، برمادرم فاطمه بنت اسد این لحظه را مبارک گردانی و آرامگاه او را برایش راحت سازی، زیرا تو بخشیده ترین ها هستی.»

نمونه دیگری از این «توسل» آن است که یک بار مرد کوری ازپیامبر درخواست کرد تا دعا کند که خداوند بینایی او را بازگرداند. پیامبر(ص) به او فرمودند: «وضو بگیر و دو رکعت نماز بخوان، سپس بگو، ای پیامبر خدا برای اعاده بینایی من، میان من و خدا واسطه باش.آنگاه بگو، بارالها، این شفاعت را بپذیر و حاجت مرا برآورده ساز» و درپی این فرمایش، مرد نابینا چنین کرد و بیناییش را باز یافت.

همچنین بنابر حدیث دیگری، آدم که میوه ممنوعه را خورد، برای طلب عفو با توسل به پیامبر(ص) به درگاه خداوند دعا کرد. آدم نام پیامبر(ص) را درهمه جای بهشت دیده بود. بر روی دیوارها، برپیشانی فرشتگان و غیره و درباره آن نام، از خداوند سؤال کرده بود که پاسخ شنید: «آن از اولاد محترم توست، اگر به خاطر این بنده نبود تو را نمی آفریدم.» آدم با شنیدن این سخن، گفت: «پروردگارا به حرمت اولاد پیامبرت، او (آدم) را ببخش.» و خداوند حاجت او را برآورده ساخته و افزود: «ای آدم، اگر تو از محمد آن مخلوق زمینی درخواست می کردی که در حق تمام بهشتیان میانجیگری کند، من شفاعت او را می پذیرفتم.»

داستانی از عمربن خطاب خلیفه دوم نقل شده، مبنی براین که وی زمانی می خواست از خداوند تقاضای نزول باران کند؛ به همین دلیل ازعباس عموی پیامبر(ص) درحق شفاعت مسلمانان دراین باره سؤال کرد که این گونه داستان ها بسیار مشهور است.

پیروان پیامبر(ص) به طور معمول به همان روش مرد نابینا- که درحدیث آمده ذکرشد- در استغاثه های خود، یا محمد(ص) می گویند. خطاب «یا محمد» نشانه توسل است. می توان با بررسی احادیث منقول، شواهد فراوانی براین حقیقت یافت. مثلا بلال بن حارث، یک بار درکنار قبر پیامبر ایستاد و خطاب به او گفت: «ای رسول خدا، به درگاه خداوند دعا کن تا برای امت تو باران نازل کند.» در این راستا، مریدان مرده را نیز به همین ترتیب مورد خطاب قرار می دادند و خود پیامبر(ص) هنگام حضور بر سر مقابر ،چنین می کرد.

شیخ محمدبن سلیمان، مؤلف «حواشی شرح ابن حجر» از کسانی که در رد محمدبن عبدالوهاب مطالبی نوشته است(شیخ یکی از والامقام ترین معلمان محمدبن عبدالوهاب بود). وی خطاب به محمد بن عبدالوهاب می نویسد:«ای محمدبن عبدالوهاب، من به تو نصیحت کردم که به خاطر خدا، زبانت را از گفتار برضد مسلمانان نگهداری. تو اگر مسلمانی را بیابی که در ذهن خود، کس دیگری غیر از خدا را کشف کرده، ممکن است راه او را درست بپنداری و به او ملحق شوی و اگر به نصیحت تو گوش نکرد، می توانی او را مرتد قلمداد کنی. می خواهم به تو هشدار دهم که حق نداری به انبوه مسلمانان نسبت ارتداد دهی، زیرا خود تو راهی را درپیش گرفته ای که موجب جدایی ات ازصوب صواب مسلمانان شده است. نیازی به یادآوری نیست که اصطلاح «ارتداد» بیشتر به کسانی منسوب است که خود را از جامعه اصلی امت مسلمانان جدا کرده اند و تو در راهی قدم گذاشته ای که غیر از راه اکثریت مسلمانان واقعی است.

خداوند در قرآن مجید می فرماید:«هرآن که از راه راست منحرف شود و بر ضد پیامبر برود، از راهی غیراز راه مؤمنان پیروی کرده و او را از همان راهی که برگزیده به جهنم می فرستیم، به راستی که سرنوشت ترسناکی است.(۱۱۵-۴)

باید گفت که کار چنین مرد

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.