اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کاستی های هرمنوتیک در ساحت تفسیر ولایی
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 67
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل کاستی های هرمنوتیک در ساحت تفسیر ولایی؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل کاستی های هرمنوتیک در ساحت تفسیر ولایی انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 105 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل کاستی های هرمنوتیک در ساحت تفسیر ولایی:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل کاستی های هرمنوتیک در ساحت تفسیر ولایی آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل کاستی های هرمنوتیک در ساحت تفسیر ولایی با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل کاستی های هرمنوتیک در ساحت تفسیر ولایی از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل کاستی های هرمنوتیک در ساحت تفسیر ولایی، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل کاستی های هرمنوتیک در ساحت تفسیر ولایی :
اشاره
هرمنوتیک دانشی ست که مسأله «مهم» را بررسی می کند . این فهم لزوما به معنای فهم یک متن (txet) نیست، بلکه مقصود در اینجا فهم هر آن چیزی ست که اساسا فهمیدنی است و فیلسوفان از دکارت به بعد به آن «ابژه» (موضوع شناسایی) می گویند .
مقاله حاضر، در ابتدا رئوس کلی و فهم نظریه های هرمنوتیکی در غرب را برمی شمارد و پس از اشاره به کاستی های آنها، از رویکرد تفسیری دیگری سخن می گوید که در قیاس با آن از قابلیت های قابل توجهی برخوردار است . این رویکرد تفسیری که «تفسیر در ساحت ولایی» نامیده می شود عمدتا بر آموزه های قرآنی و تعلیمات اهل بیت (ع) درباره چگونگی فهم متون مقدس متکی است .
لفظ هرمنوتیک (
Hermenutics
) در اصل یونانی است . این لفظ از فعل هرمنوئین
Hermenuein
به معنی تفسیر کردن (
to in terpyed
) و اسم «هرمینا»
Hermeneiea
به معنی تفسیر (
in ter pretation
) اخذ شده است . (۱)
در اساطیر یونانیان «هرمس» پیام های اغلب رمزی خدایان را برای عقل انسانی تأویل می کند . یعنی به زبان مردم ترجمه می کند . از همین جا می توان به اهمیت زبان (
Language
) در مباحث هرمنوتیک پی برد . در واقع شأن پیام آوری هرمس، در زبان ظهور می کند و به بیانی، زبان واسطه این ظهور است . (۲)
یونانیان، هرمس را مخترع زبان و نوشتنی می دانستند . امروز نیز در توصیف وجوه مختلف کار هرمس، با یک سلسله از اصطلاحات روبرو می شویم که همه به نحوی با زبان و نوشتن مربوط هستند . از آن میان می توان به قابلیت (صلاحیت) زبان شناختی (
competend Linguistic
) و مبادله افکار (
Communication
) ، گفتار، نوشتار، تفهیم و تفسیر اشاره کرد .
در منابع اسلامی، هرمس در زمره پیامبرانی است که صرفا برای تمشیت امور مردمانی که تازه شهرنشینی را آغاز کرده بودند، فرستاده شده است . فنون و هنرهای چندی را نیز به او نسبت داده اند، از جمله او را مخترع فن کتابت دانسته اند . (۳)
ریشه پیدایش هرمنوتیک
هرمنوتیک برای اولین بار توسط جی . سی دان هاور در عنوان کتابی ظاهر شد . پس از آن مسیحیان پروتستان که ارتباط خود را با کلیسا قطع کرده بودند و دیگر مرجعی برای تفسیر کتب مقدس نداشتند، به شدت به هرمنوتیک روی آوردند و درصدد بودند تا به معیارهای مستقل و عملی برای تفسیر کتاب مقدس دست یابند .
اگر چه عمل تفسیر متون و پرداختن به نظریات تفسیری به عهد باستان برمی گردد . اما کاربرد اصطلاح جدید هرمنوتیک از قرن هفدهم است .
اشلایر ماخر؛ فیلسوف آلمانی اولین کسی است که درصدد ساختن نظریه عام تأویل برآمد . نظریه ای که بتوان آن را در مورد متون غیرمذهبی هم به کار بست . اشلایرماخر درباره آنچه که به نام «دورهرمنوتیکی» معروف شده است، می گوید:
در یک چیز، جز، در چارچوب کل فهمیده می شود و برعکس . مثلا معنای یک واژه به اعتبار جمله ای که آن واژه، جزئی از آن است فهمیده می شود و آن جمله نیز تنها به اعتبار واژه های سازنده آن، قابل فهم است . (۴)
نظریه هرمنوتیکی اشلایر ماخر حول دو محور است:
الف – فهم دستوری (گرامری) متن . یا به عبارتی فهم زبان شناختی . در این محور، مفسر بایستی انواع عبارت و صورت های زبانی آن فرهنگی که مؤلف در آن زندگی کرده است را نیک بشناسد .
ب – فهم روان شناختی ذهنیت مؤلف یا فهم فنی و تکنیکال روحیات او . یعنی یک مفسر ورزیده باید به ذهنیت خصوصی مؤلف نقب بزند، والا تفسیر او صحیح نخوهد بود . (۵)
بعد از اشلایر ماخر، دیدگاه «دیلتای» در مورد هرمنوتیک قابل توجه است . ویلهلم دیلتای، هرمنوتیک را شیوه و مبنایی برای علوم انسانی در مقابل علوم طبیعی قرارداد، هر چند دیلتای، تأثیرات فراوانی از اشلایر ماخر پذیرفته است . اما ایشان، رابطه میان «اثر مؤلف» و «نیت مؤلف» را نمی پذیرفت زیرا دیلتای، چنین اعتقادی را نوعی بی توجهی به تأثیرات خارجی می دانست .
دیلتای، معتقد بود که «رشد مؤلف» در پروسه تاریخی فهم قراردارد، در حالی که دیدگاه اشلایر ماخر تأکید بر لزوم فهم مؤلف است .
همچنین دیلتای، معتقد به دو نوع فهم بود . یکی فهم ظهورات و تجلیات ساده است . نظیر تکلم دوم فهم های پیچیده (
Complex wholes
) اغلب قسمت ها و اجزاء که قابل فهم نیستند با توجه به کل اثر یا متن فهمیده یا تفسیر می شوند .
گاه یک مفسر، در یک اثر مثلا هنری با اعماقی از تجربه زندگی هنرمند یا مؤلف روبرو می شود و تحلیلی از اعماق باطن و ناخودآگاه او با الهام از همین اثر ادامه می دهد، که ذهن خود صاحب اثر از آن بی خبر بوده است .
بنابراین، دیلتای معتقد است که هدف اصلی هرمنوتیک، درک کاملتری از مؤلف به وسیله متن است . یعنی در واقع، هرمنوتیک دیلتای مندرج در ذیل روان شناسی است . منتهی روان شناسی مورد نظر دیلتای از آن نوع است که مشمول صیرورت و استمرار تاریخ باشد . (۶)
در دوره معاصر، مارتین هیدگر، چرخشی اساسی در مباحث تفسیری و هرمنوتیک ایجاد کرد، یعنی «وجودشناسی» را به جای «روش شناسی» و «معرفت شناسی» برمی گزیند .
هیدگر بنیان «وجودشناسی» در هرمنوتیک را به عنوان تبیین چیستی و ماهیت فهم و شرایط حصول آن قرارمی دهد . به اعتقاد هیدگر، جهان از طریق پیش ساخت های فهم، قابل فهم و درک است . در واقع، همین پیش ساخت ها و پیش فهم ها هستند که افق هرگونه فهمیدن را شکل می دهند . مثلا ما قبل از پرداختن به زمین شناسی، سنگ و صخره را به عنوان سنگ و صخره، فرض و فهم می کنیم و سپس بر روی آن مطالعه را آغاز می نماییم .
هایدگر معتقد است که پیش فرض و تفسیری که ما از «وجود» و نیز از «وجود انسان» و «دازاین» داریم، در تفسیر متون کاملا دخیل و تاثیرگذار است .
هیدگر در کتاب «وجود و زمان» می گوید که انسان در عالم خود، راهی به تفهم حقیقت وجود دارد . البته این تفهم، فهمی خشک و متصلب نیست . بلکه بر پایه حیث تاریخ مندی (دازاین) استوار است، و با نفس تجربه مواجهه با پدیدارها حاصل می آید .
لذا با تحلیل نحوه پدیداری و ظهور اشیاء، این احتمال هست که بتوان از خود «وجود» پرسش کرد . اگر اینطور باشد، هستی شناسی ygolotnO می بایست به پدیدار شناسی مبدل شود و از طریق آن به فرآیندهای نیل به تفهم و تفسیر، که به وساطت آنها اشیاء ظاهر می شود، روی آورد . هستی شناسی می بایست در قبال احوال و اتجاه اگریستانس آدمی، به سوی وجود گشایش داشته باشد و ساختار نامریی کون فی العالم را به منظر آورد .
پس نظر هیدگر این است که آدمی در حقیقت ذات خود همواره عالمی دارد و نحوه خاص وجود او کون فی العالم است . و همواره در نسبتی اولی و ذاتی با خود و افراد دیگر و اشیاء قرار دارد و تفهمی پیشین از خود و همه چیز و همه کس دارد . هر چیز نزد او ظهوری دارد و تفهم او جایگاهی . (۷)
هیدگر در رساله نامه ای در باب مذهب اصالت انسان می گوید: زبان خانه وجود است . انسان در خانه اش سکنی می گزیند . کسانی که تفکر می کنند و کسانی که با کلمات ابداع می کنند، حافظان این خانه هستند .
بنابر این از دیدگاه هیدگر وجود شان نطق و زبان مندی دارد و در زبان ظهور می کند . و در عمل سخن گفتن متفکر در زبان ظهور می کند . (۸)
هیدگر در کتاب «وجود و زمان» علت اینکه اصطلاح هرمنوتیک را به کار برده، می گوید:
من از طریق مطالعات در الهیات، با این اصطلاح آشنا شدم . در آن ایام، تفکر من بیشتر مصروف بر چگونگی نسبت میان کلمات متون مقدس با تفکر مبتنی بر تامل نظری در الهیات بود و این در واقع، همان نسبت میان زبان با وجود بود که در آن وقت، بر من پوشیده بود . (۹)
بالاخره اینکه هیدگر تفسیر قطعی از یک متن را امکان پذیر نمی داند بلکه آنرا مقید به وضعیت هرمنوتیکی و پیش فرض های تفکر انسان می داند که در معرض تجدیدنظر آیندگان است .
بعد از هیدگر، شاگرد برجسته او به نام هانس گئورگ گادامر (متولد ۱۹۰۰) با تالیف کتاب «حقیقت و روش» مباحث هرمنوتیک را وارد مرحله جدیدی می کند .
در تفکر گادامر، هرمنوتیک دیگر مبنای روش شناختی مخصوص به علوم انسانی نیست . او اصل روش (
Method
) را مورد سؤال قرار می دهد و می گوید طریقی که به حقیقت مؤدی می شود، روش نیست و اگر کوشش های انسان در پیمودن طریق حقیقت، محصور به روش و روش شناسی باشد، راه به حقیقت نمی برد . بلکه هرمنوتیک، کوشش فلسفی انسان در تبیین مبنای هستی شناختی تفهم آدمی است .
گادامر می گوید: آنچه که در بازسازی یک اثر یا متن دنبال می کنیم، آیا دستیابی به معنی آن اثر است یا نه؟ اگر ما بازسازی می کنیم تا به معنی برسیم، چگونه بازسازی می کنیم اگر هنوز به معنی نرسیده ایم؟ ما اگر نیک بنگریم معنای یک اثر بر سؤالاتی که امروز داریم مبتنی است .
در نظر گادامر، مسأله اصلی تفسیر، اگر بازسازی یک اثر و اعاده آن به وضعیت اولی آن باشد، به همان اندازه محال و بی معنی است که شخص در پی آن باشد که عمر رفته ای را باز گرداند . تکلیف حقیقی هرمنوتیک بازسازی و اعاده یک اثر به وضعیت اولیه آن نیست، بلکه به وحدت آوردن و یک پارچه کرد آن اثر و توجه به خطابی است که آن اثر برای عصر فعلی دارد . (۱۰)
همچنین گادامر، شناخت متن را وابسته به پرسش های آشکار و نهانی می داند که متن می بایست به آنها پاسخ دهد . و نیز مفسر و تأویل کننده با انتظارات و خواست های از پیش تعیین شده به سراغ متن می رود و ذهن او مشحون از مواریث فرهنگی، عقاید و عناصر پیشینی است و این عوامل ، هیچگاه از فرآیند فهم متن و جهان جدا نمی شوند .
بالاخره گادامر، عمل تفسیر را در هم آمیختن افق ها می داند، یعنی ترکیب افق فهم مفسر و افق متن . او معتقد است که مفسر باید افق شخص خود را گسترش دهد تا به افق معنای متن نزدیک شود و این در هم آمیختن افق ها در لحظه ای صورت می بندد که در آن ظهور حقیقت وجود (
On Tological – disclosure
) رخ دهد . اما وعاء و ظرف این ظهور چیست؟ و در کجا این ظهور رخ می دهد؟ گادامر معتقد است که ظرف این ظهور زبان است . (۱۱)
بنابراین منشأ اختلاف تفاسیر از نگاه گادامر، همین تکیه زدن تفسیر به پیش فرض ها و افق هاست . به عبارت دیگر، نگاه هرمنوتیکی گادامر، کشف نیت ناب مؤلف در مورد متن نیست زیرا متن تجلی و ظهور ذهنیت مؤلف نیست بلکه تجلی و ظهور گفت وگوی هر مفسر با متن است که عوامل عصری در آن تاثیر فراوان دارند .
آنچه تاکنون از هرمنوتیک با توجه بر نظریات چهار تن از صاحبنظران برجسته علم هرمنوتیک به دست آمده عبارتند از:
۱ – هرمنوتیک، مجموعه ای از قواعد و اصول است که برای تفسیر یک متن لازم است .
۲ – تاریخ هرمنوتیک، رگه هایی در اساطیر یونانیان دارد . «هرمس» پیام های اغلب رمزی خدایان را برای عقل انسانی تأویل می کند، یعنی به زبان مردم ترجمه می کند .
۳ – ریشه هرمنوتیک در عصر معاصر، از واکنش مسیحیان پروتستان در برابر تفسیر کتب مقدس سرچشمه می گیرد . زیرا ارتباط آنها با کلیسا قطع شده بود و دیگر مرجعی برای تفسیر کتب مقدس نداشتند، فلذا به شدت به هرمنوتیک روی آوردند .
۴ – اشلایر ماخر برای اولین بار هرمنوتیک را به صورت یک نظام (
System
) فکری منسجم درآورد و هرمنوتیک از مرحله ای که مشتمل بر به کار بستن یک سلسله قواعد و اصول خاص برای تفسیر یک متن خاص بود، بیرون آمد و مرحله هرمنوتیک عام ازاین دوره آغاز گردید .
۵ – بعد از اشلایر ماخر، ویلهم دیلتای، هرمنوتیک را مبنای روش شناختی کلیه علوم انسانی دانست و ایشان معتقد بود که تفسیر کردن یکی از تجلیات حیات آدمی است، اعم از اینکه یک نظام حقوقی باشد، یا اثر ادبی یا نص مقدس ، محتاج دستیابی به تفهمی، تاریخی است . بدین ترتیب توجه به حیث تاریخ مندی
Historicality
انسان در مباحث تفسیر با دیدگاه دیلتای در هرمنوتیک آغاز می شود .
۶ – بالاخره مارتین هیدگر، فیلسوف آلمانی با پیوند هرمنوتیک به پدیدارشناسی، صورتی کاملا بدیع به هرمنوتیک می بخشد و آن را تفسیر حقیقت وجود آدمی می داند . یعنی تفهم و تفسیر را از شئون حقیقی انسان اگزیستان می داند و مبنای وجود شناختی تفهم را از آن نتیجه می گیرد .
۷ – سرانجام گادامر، هرمنوتیک فلسفی را به وجود می آورد . و در کتاب «حقیقت و روش» خود به شرح مفصلی از مباحث تفسیری متفکرین از اشلایر ماخر گرفته تا دیلتای و هیدگر می پردازد .
نوآوری خاص گادامر دراین حوزه، توجه به این نکته است که تنها آن وجود می تواند مفهوم واقع شود که در زبان آمده باشد . فی المثل، سر اینکه ما می توانیم به تفهمی از مآثر خود برسیم این است که این مآثر در زبان جلوه کرده و شأن زبانی یافته است . خلاصه هرمنوتیک از نظر گادامر چیزی نیست جز مواجه شدن با وجود از طریق زبان .
نقد هرمنوتیک
اگرچه به اجمال از دیدگاه های متفکرانی چون اشلایر ماخر، دیلتای، مارتین هیدگر و گادامر درباره هرمنوتیک عبور کردیم . اما ترکیب اندیشه آنها در هرمنوتیک مشخص گردیده است به طوری که ایرادات کلی دیدگاه آنان درباره هرمنوتیک به شرح زیر است:
مهمترین ایرادات کلی بر نظریه هرمنوتیک عبارتند از:
۱ – قالب متفکرین هرمنوتیک بخصوص طرفداری هرمنوتیک فلسفی (مفسر محور) هستند . یعنی الزاما متن در اختیار را آمیزه ای از برداشت های مفسر می دانند .
۲ – ضوابط و معیارهای مشخصی برای کشف و اصطیاد هرچه دقیق تر متون تفسیری ارایه نمی دهند و بیشتر دایر بر مدار خود بنیادی است . و به عبارت دیگر در فرآیند فهم، هیچ گونه توجهی به صدق، کذب، اعتبار و عدم اعتبار فهم، نمی شود .
۳ – هر مفسری، تسلیم قهری پیش فرض ها و پیش دانسته های ذهنی خویش است و به هنگام مواجهه با متن بر او تحمیل می کند، ادعایی بی دلیل است هابرماس، چنین کلیتی را از گادامر نمی پذیرد .
۴ – اینکه اشلایر ماخر، تفسیر صحیح را آن می داند که به ذهن مؤلف اثر نقب زده شود . این بیان که، محور روان شناختی هرمنوتیک مآخر است، بیان کلی و فاقد معیار کشف یا راهزنی به ذهن مؤلف است .
۵ – دیلتای، معتقد بود که «رشد مؤلف» در پروسه تاریخی فهم قرار دارد . و مفسر با تجربه از زندگی مؤلف، در فضای آن پروسه تاریخی قرار می گیرد . این بیان روش شناسی، دیلتای را در حوزه علوم انسانی پیچیده تر می کند، زیرا از مفهوم تاریخ و پروسه تاریخی و تجزیه زندگی مؤلف از مقولات کلی و تعریف نشده اند و اگر مفسر نگاه نقادانه هم به تاریخ و سنت حاکم بر زمانه داشته باشد، این فهم را از متن مشکل تر می کند .
۶ – هرمنوتیک فلسفی هیدگر و گادامر بویژه رویکرد گادامری که «مفسر محور» محسوب می شود، منازعات فراوانی را در حوزه های دین و الهیات و کلام برانگیخته است . زیرا قاعده ای برای تشخیص تفسیر درست از غلط ارایه نمی دهد . و در واقع نظریات هرمنوتیکی آنها بر دلایل محکمی پی ریزی نشده است .
۷ – «هیرش» معتقد است که هرمنوتیک فلسفی نتوانسته است دو مساله را از هم تفکیک کند . یکی فهم و برداشت مستقل از فرهنگ و افق گذشته بدون میانجیگری فرهنگ زمان حال . دوم ارزیابی مجدد آن زمان یا آن متن در زمان حال با لحاظ موقعیت و افق فرهنگی کنونی . گادامر یکسره بر فهم قسم دوم پافشاری دارد و آن را اجتناب ناپذیر می داند و زمان گذشته برای همیشه ناپدید و مطلقا غیرقابل دسترس فرض می شود . درحالی که هر دو قسم از فهم در موارد بی شماری، هم ممکن و هم لازمند .
۸ – هابرماس معتقد است، این برداشت که فهم را محصول پیوند افق ها و هم سخنی با متن بدانیم، نوعی نسبی گرایی آشکار است . و دراساس موجب می شود تا میان فهم درست و نادرست، هیچ گونه مرزی باقی نماند . در واقع، این نظریه گونه ای از نسبیت مشابه با کانت است . کانت نیز شناخت را محصول پیوند تأثیرات «عین» و «ذهن» می دانست و نقدهایی که به کانت وارد شده است به این دیدگاه هم وارد است .
۹ – اینکه بگویم هیچ تأویل قطعی، عینی و نهایی وجود ندارد و دیدگاه مطلقی یافت نمی شود که حاوی تمام دورنماها و افق های ممکن باشد، با بدیهیات عقل در تضاد است . زیرا تلاش عقول سلیم، به هنگام قرائت متون و تفسیر، بازشناسی صحیح از سقیم و سره از ناسره است . پس فهم درست، همواره مورد تکافوی عقول مستقیم و سالم است .
۱۰ – اصولا هرمنوتیک در متون مقدس به ویژه قرآن کریم راهی ندارد، زیرا خطاپذیری و محوریت عقل و فهم بشر باعث نیاز ما به وحی و کتب آسمانی شده است . فلذا دخالت و دست کاری عامدانه در آنها نقض غرض خواهد بود . حتی اجمال و ایهام و متشاب
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
