اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حقوق و وظایف انسان از منظر امام سجاد(ع)(۱)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 66
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت کامل حقوق و وظایف انسان از منظر امام سجاد(ع)(۱)؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل حقوق و وظایف انسان از منظر امام سجاد(ع)(۱) شامل 95 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل حقوق و وظایف انسان از منظر امام سجاد(ع)(۱) را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل حقوق و وظایف انسان از منظر امام سجاد(ع)(۱) با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل حقوق و وظایف انسان از منظر امام سجاد(ع)(۱) با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل حقوق و وظایف انسان از منظر امام سجاد(ع)(۱) تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل حقوق و وظایف انسان از منظر امام سجاد(ع)(۱) را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حقوق و وظایف انسان از منظر امام سجاد(ع)(۱) :
| مجلات >حوزه و دانشگاه>شماره ۳۱ |
خدایت بیامرزد! آگاه باش که پروردگار را بر تو حقوقی است که سراپای وجودت را فراگرفته است: در هر جنبش و آرامشت در هر جایگاهی که به آن درآیی و در هر اندامی که آن را حرکت دهی و در هر ابزاری که آن را به کارگیری، از او بر تو حقی واجب است.
برخی از این حقوق، بزرگتر از برخی دیگر است و ولاترین حقوق الهی، حق خود حضرت اوست که پاس داشت آن را بر تو واجب کرده است؛ و این حق، بن مایه دیگر حقوق است و هر حقی از آن ریشه می گیرد.
سپس حقوقی است که نسبت به اندامهای گوناگونت بر تو واجب کرده و از سرتا قدمت را فراگرفته است؛ چنانکه هریک از اندامهای هفتگانه چشم و گوش و زبان و دست و پا و شکم و آلت که کارها بدانها صورت می بندد، بر تو حقی دارد.
خداوند بزرگ، گذشته از اندامها برای کارهایت نیز حقوقی بر گردنت نهاده است، از این رو، نماز و روزه و صدقه و قربانی و دیگر کارهایت بر تو حقی دارد.
پس از اینها، حقوق دیگر حق مدارانی است که بر تو حق واجب دارند و از همه واجب تر، حقوق فرادستان توست، سپس حقوق فرودستان و پس از آن حقوق خویشاوندانت.
اینها حقوقی است که از هریک از آنها حقوق دیگری برمی آید: حق رهبران بر سه بخش است که واجب ترین آنها، حق کسی است که به نیرو تو را رهبری می کنند. پس از آن حق کسی است که پیشوای علمی توست و سپس حق کسی است که امور مالی تو را اداره می کند. هر پیشوا و رهبری، امام به شمار می رود.
حق زیردستان تو نیز سه بخش است: از همه واجب تر حق کسانی است که بر آنها چیرگی داری. سپس حق کسانی است که از تو می آموزند؛ زیرا جاهل، زیردست عالم است و پس از آن حق کسانی چون زنان و خادمان است که در اختیار تو هستند. حقوق خویشاوندان بسیار و چونان سلسله نسب پیوسته و هرکه نزدیک تر باشد حقش بیش تر و مقدم بر همه حق مادر است. بعد به ترتیب، پدر و فرزند و برادر و دیگر خویشان نیز هریک که نزدیک تر است حقوق بیش تری دارد.
سپس به ترتیب، حق آن که آزادت کرده است، آن که آزادش کرده ای، آن که به تو احسان کرده است، مؤذن نماز، پیشنماز، هم نشین، همسایه، رفیق، مال، بدهکار، طلبکار، معاشر، کسی که بر تو ادعایی دارد، آن که بر او ادعایی داری، کسی که با تو مشورت می کند، آن که با او مشورت می کنی، کسی که از تو اندرز جوید، آن که به او اندرزگویی، بزرگ تر، کوچک تر، کسی که درخواستی دارد، آن که از او درخواستی داری، آن که با حرف یا عمل به تو بد کرده و یا با گفتار یا کردار آگاهانه یا ناخودآگاه خشنودت کرده است، عموم هم کیشان، اهل ذمّه و سرانجام، حقوقی که لازمه پیامد حالتها و مناسبت های گوناگون است.
خوشا به حال کسی که خداوند او را در ادای حقوقی که بر گردنش نهاده است یاری کند و به او پیروزی و پایداری بخشد. (و اینک تفصیل حقوق):
حق خدا
۱. حق خدای بزرگ آن است که او را بپرستی و چیزی را با او شریک نسازی. اگر با اخلاص چنین کنی، خدا تعهد کرده است که کار دنیا و آخرتت را اصلاح و آنچه در دنیا دوست داری برایت فراهم کند.
حق خود و اندامت
۲. حق خودت این است که وجودت را وقف اطاعت خدا کنی و حق زبان، گوش، چشم، دست، پا، شکم، عضو جنسی را به جا آری و در این راه از خدا کمک بخواهی.
۳. حق زبان این است که با خودداری از گفتار زشت حرمتش را نگه داری، به گفتار نیک عادتش دهی، آن را جز در موارد نیاز و منافع دین و دنیا به کار نیندازی، آن را از سخنان بیهوده و زشت و بی ثمر که احتمال زیان دارد و سود چندانی ندارد، بازداری. زبان، شاخص عقل و زیب و زینت فرد و نشانه ی نیک سیرتی است. ولاقوه الاّ باللّه العلّی العظیم.
۴. حق گوش دور داشت آن از شنیدن سخنان است، مگر آنچه که در دل خیری پدید آورد، یا خوی ارجمندی به آن بیفزاید. در واقع گوش دریچه ی ورود سخن به قلب است که مفاهیم گوناگون و نیک و بد را به آن می رساند ولاقوه الاّباللّه.
۵. حق چشم این است که آن را به حرام ندوزی و جز آنجا که عبرتی در کار باشد یا بصیرتی بیفزاید یا علمی به دست آورد، به کار نگیری؛ زیرا چشم دریچه ی عبرت است.
۶. حق پا آن است که با آن راه ناروا نپویی و آن را به راهی که پویندگانش خوار و بی مقدارند مرکب خود نسازی. پا جابه جا کننده توست و تو را به راه دین و پیشرفت می برد ولاقوه الاّ باللّه.
۷. حق دست آن است که با آن به آنچه بر تو روا نیست دست نبری تا فردا به کیفر خدا، و امروز به سرزنش نکوهشگران گرفتار نشوی. دیگر آنکه آن را از کارهایی که خداوند واجب کرده است بازنداری و با دست کشیدن از بسیاری از نارواها و دست زدن به بسیاری از آنچه که بر او واجب نیست عزیزش داری. چون چنین شود خردمندی کرده ای و بزرگی دنیا و پاداش آخرت دست می یابی.
۸. حق شکم این است که آن را جای حرام چه کم و چه زیاد نگیری و در حلال نیز میانه روی و آن را از حدّ پرورش به حدّ سستی و پستی نبری و هنگام گرسنگی و تشنگی بر آن مسلط باشی. پرخوری و سیری بیش از اندازه کسالت، خیز و همت سوز و محروم ساز از هر خیر و کرامت است. بر نوشی و لبریزی هم، زاری و نادانی و خواری زاید و مرادنگی را از بین می برد.
۹. حق عضو جنسی این است که آن را از آنچه بر تو روا نیست بازداری و برای این کار از دیده فروبستن که بهترین وسیله است و نیز مرگ را فراوان یاد کردن و خود را به خدا تهدید کردن و از او ترساندن، یاری بگیری. حفظ و تأیید از خداست ولاحول ولاقوه الاّ باللّه.
حقوق کارها
۱۰. حق نماز این است که بدانی نماز، درآمدن به پیشگاه خداوند است؛ تو در حال نماز در حضور پروردگار ایستاده ای. چون این را دانستی، شایسته است که چونان بنده ای ذلیل، نیازمند، بیمناک، ترسان، امیدوار، درمانده و زار بایستی، بنده ای که برای ادای احترام و تعظیم حق، با آرامش، سربزیری، افتادگی، فروتنی، دردل با او راز و نیاز می کند و می خواهد که از بار خطاهایی که او را فرا گرفته است و نیز گناهانی که او را به پرتگاه نابودی کشانده رهایی بخشد ولاقوه الاباللّه.
۱۱. حق روزه آن است که بدانی، روزه پرده ای است که خداوند در برابر زبان و گوش و چشم وشهوت شکمت آویخته است تا تورا از آتش بپوشاند. چنان که در حدیث آمده است: «روزه سپر آتش است». اگر اعضای خود را در پس این پرده نگه داری، امید است که در امان باشی، و اگر اعضایت را وانهی در پس پرده آرام نگیرند و آن را کنار زنند و به آنجا که نباید، نگاه شهوت انگیز کنند و در آنجا که نشاید نیروی فروتر از حد خودداری برای خداوند را به کار گیرند، دور نیست که پرده دریده شود و از آن بیرون افتی. ولاقوه الاّ باللّه.
۱۲. حق صدقه آن است که بدانی اندوخته تو در نزد پروردگار و امانتی است که آزمند گواه نیست. اگر این را باور کنی، به امانت هایی که نهانی بسپاری امیدوارتر خواهی بود تا امانت های آشکار؛ و سزاوار است آنچه را که می خواهی آشکار کنی، پنهانی به خدا بسپاری و در هرحال، این رازی باشد میان تو و او، بی آنکه به شهادت گوشها و چشمها دلگرم باشی، در غیر این صورت گویی اطمینان تو به شاهدان بیش از امید تو به بازگشت سپرده ات است. برای صدقه ات بر کسی منت منه، که صدقه بواقع از آن تو و به سود توست و با منتی که می نهی دور نیست که همال آن کسی شوی که بر او منت نهاده ای، چه منت نهادن نشان آن است که تو صدقه را برای خود نیندوخته ای و گرنه بر دیگری منّت نمی گذاشتی.
۱۳. حق قربانی آن است که آن را با نیت ناب به جا آری و رحمت خدا و پذیرش او را بجویی، در پی خشنودی و جلب توجه دیگران نباشی که اگر چنین کنی خودنما و ریاکار نیستی و تنها خدا را می خواهی. بدان که خدا را با سادگی و سهولت باید خواست نه با تکلّف و سختی؛ چنان که خدا نیز بر بندگان آسان گرفته، نه دشوار. فروتنی برای تو از خان منشی بهتر است، زیرا خان منشان پرتکلف و پرخرج اند؛ اما فروتنی نه رنجی دارد و نه خرجی؛ چراکه مقتضای فطرت، و در گوهر انسان موجود است لاحول ولاقوه الاّ باللّه.
حقوق فرادستان
۱۴. حق حاکم آن است که بدانی خدا تو را وسیله ی آزمایش او قرار داده است و او نیز با تسلّطی که بر تو دارد، گرفتار توست. باید از سر خیرخواهی پندش دهی و چون بر تو مسلط است، با او درنیفتی که خود و او را هلاک کنی. تا آن مایه که از شر او در امان باشی و به دینت زیان نرسد، با نرمش و سازش در پی خشنودی او باشی و از خدا بخواهی که تو را در این راه یاری دهد. با او دشمنی نکن که اگر چنین کنی او و خود را خوار کرده ای و خود را گرفتار رفتار ناپسند او، و او را به هلاکت رسانده ای و با او بر ضدّ خود همکاری کرده ای و در آنچه علیه تو می کند، شرکت جسته ای ولاقوه الاّ باللّه.
۱۵. حق پیشوای علمی و معلم آن است که او را بزرگ داری و مجلسش را محترم شماری و درست به گفتارش گوش سپاری و دل به او دهی و وی را در آموزش دانشی که به آن نیازمندی، یاری دهی؛ یعنی فکر و فهمت را در کف او نهی و حضور ذهن داشته باشی و با وانهادن لذت ها و کاستن شهوت ها قلبت را برای او پاک کنی و دیدگانت را جلادهی و بدانی که در آنچه به تو می آموزد پیک او هستی. به هر نادانی برمی خوری باید پیام استاد را خوب به او برسانی و چون این رسالت را پذیرفتی بر توست که در ابلاغ و انجام آن خیانت نورزی ولاحول ولاقوه الاّ باللّه.
۱۶. حق ارباب مانند حق حاکم است؛ مگر اینکه ارباب مالک آن چیزی است که او واجد آن نیست؛ از این رو، اطاعتش در هر خرد و کلان رواست، مگر این که بخواهد تو را از به جا آوردن حق خدا بازدارد و میان تو و حق خدا و حقوق خلق حایل شود. بر توست که حق خدا و خلق را به جای آری آنگاه به حق او بپردازی ولاقوه الاّ باللّه.
حقوق فرودستان
۱۷. حق شهروندان این است که بدانی توانمندی تو و ناتوانی و زبونی آنان باعث فرادستی تو و فرودستی آنها شده است؛ پس کسانی که ناتوانی و ذلّت، آنان را زیردست تو قرار داده و حکم تو را در حقّشان روا ساخته است، دادرسی جز خدا ندارند و سزاوار رحم و حمایت و بردباری فراوان تو هستند و هرگاه که به فضل و احسان خدا، به این عزّت و قدرتی که به تو داده است پی بردی سزاوار است به درگاهش سپاس گویی. هرکه سپاس گزار باشد، خداوند نعمتش را بر او می افزاید ولاقوه الاّ باللّه.
۱۸. حق فرودست علمی و شاگردت آن است که بدانی علمی که خدا به تو داده و خزانه ی حکمتی که به تو سپارده است، برای خدمت گزاری به آنهاست. اگر کاری را که به عهده ات نهاده است درست انجام دهی و چونان خزانه دار مهربانی رفتار کنی که خیر ارباب را در میان فرودستانش پاس می دارد و شکیبا و مخلص است و چون نیازمندی را ببیند، از اموالی که در دست دارد در اختیارش می گذارد، ره یافته و خدمت گزار و با ایمان خواهی بود، وگرنه خائن به خدا و ظالم به خلق هستی، و سزاواری که خدا علمش را از تو باز گیرد و قاهرانه با تو رفتار کند.
۱۹. حق همسر، که با پیوند ازدواج زیردست و به فرمان توست، آن است که بدانی خدا او را آرام جان و راحت بخش و انیس و نگه دار تو کرده است. هریک از شما دو نفر باید نعمت وجود دیگری را به درگاه خدا شکر بگوید و بداند این نعمتی است که خدا به او داده است و باید با نعمت خدا خوش رفتاری کند و او را گرامی دارد و با او بسازد. حق تو بر زن بیش تر واطاعت تو براو لازم تراست بخواهد یا نخواهد مگرآن جا که نافرمانی از خدا باشد. حق زن بر تو این است که با او مهربانی کنی و همدم و آرام بخش وی باشی و حقوق جنسی او را که براستی بزرگ است پاس بداری ولاقوه الاّ باللّه.
۲۰. حق خادم زیردست این است که بدانی او هم آفریده خدای تو و در گوشت و خون، بسان تو است. تو مالک او هستی نه آفریننده ی وی، نه چشم و گوشش را آفریده ای و نه به او روزی داده ای. همه ی این کارها را خدا کرده و او را گوش به فرمان تو ساخته و به امانت به تو سپرده است. او ودیعه ای است که باید پاسش بداری و با روشی خداپسندانه با او رفتار کنی و از هرچه می خوری به او بخورانی و از هرچه خودت می پوشی به او بپوشانی و کار بیش از توان به او وانگذاری و اگر او را نخواستی، خود را برای خدا از بار مسئولیت او رها سازی و او را عوض کنی و آفریده خدا را شکنجه ندهی ولاقوه الاّ باللّه.
حقوق خویشاوندان
۲۱. حق مادر این است که بدانی او تو را حمل و در جایی جابه جا کرده است که هیچ کس، کسی را در چنین جایی حمل و جابه جا نمی کند. از میوه ی دلش به تو خورانده است که هیچ کس از آن به دیگری نخوراند. گوش و چشم و دست و پا و مو و پوست و همه ی اعضایش را با شادمانی و خرّمی، سپر جان تو ساخت و همه ی ناگواریها و دردها و سختی ها و غم های دوران بارداری را به جان خرید، تا آنگاه که دست باری تو را بر زمین آورد. مادر دلخوش بود که تو را سیر کند و خود گرسنه بماند، تو را بپوشاند و خود برهنه باشد، تو را سیراب کند و خود تشنه بماند، بر تو سایه افکند و خود در آفتاب به سر بَرد، خود سختی بکشد و تو را به ناز پرورد، خود بیدار بماند و تو را به خواب نوشین کند. درون او جایگاه وجود تو و دامنش آرامگاه و پستانش مشک آب و جانش سپر بلایت بود و سرد و گرم جهان را برای تو به جان خرید. تو باید به همین اندازه از او تشکر کنی، و این حق شناسی را جز به یاری و توفیق خدا نمی توانی به جا آوری.
۲۲. حق پدر این است که بدانی او ریشه است و تو شاخه. اگر او نبود، تو نیز نبودی، پس هرگاه در وجود خود چیزی خوشایند دیدی، بدان که این نعمت را از او داری؛ به اندازه ی حقی که بر تو دارد از او سپاس گزاری و قدردانی کن و لاقوه الاّ باللّه.
۲۳. حق فرزند این است که بدانی او پاره ای از وجود توست و در دنیا با خوب و بدش به تو منسوب است. تو در تربیت نیکو و راهنمایی او به خدا و کمک به او در پیروی از خود، و ایجاد روح فرمان برداری در او مسئولی و در این باره پاداش نیک یا بد داری؛ پس با وی چنان رفتار کن که در دنیا آثار نیک داشته و زیب و زینت تو باشد، و بر اثر حسن انجام وظیفه نسبت به او، در پیشگاه خدا معذور باشی ولاقوه الاّ باللّه.
۲۴. حق برادر این است که بدانی او دستی است که آن را می گشایی، یاوری است که به او پناه می بری، عزّتی است که بر او اعتماد می کنی، نیرویی است که با آن هجوم می بری؛ پس او را وسیله ی نافرمانی خدا و ابزار ظلم به خلق قرار نده، از یاری او درباره ی خودش، کمک به او در برابر دشمن، حایل شدن بین او و شیطان ها، نصیحت و خیرخواهی او، توجه به او در راه خدا کوتاهی نکن؛ البته تا آن جا که برادرت سر به فرمان پروردگار باشد؛ وگرنه باید خدا را مقدم بداری و از برادر عزیزتر بشماری.
حق آن که از بندگی آزادت کرده
۲۵. حق آن که تو را آزاد کرده، این است که بدانی مالش را در راه تو خرج کرده، تو را از خواری و وحشت بردگی به آزادگی و آرامش آ
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
