خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آوای توحید
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آوای توحید قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل عهد جدید تاریخ نگارش و نویسندگان
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل عهد جدید تاریخ نگارش و نویسندگان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
03ساعت
09دقیقه
20ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نامه ها (۳)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 80

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل نامه ها (۳)؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نامه ها (۳)، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل نامه ها (۳) با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نامه ها (۳) آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل نامه ها (۳) به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل نامه ها (۳) ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نامه ها (۳)، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل نامه ها (۳) را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نامه ها (۳) :

بسم الله الرحمن الرحیم

۲۶/۴/ ۱۳۶۳

نامه ای است از پدری پیر فرسوده، که عمر خود را به مشتی الفاظ و مفاهیم به پایان رسانده، و زندگی خویش را در لاک خویشتن تباه نموده، و اکنون نفسهای آخرین را با تأسف از گذشته خود می کشد، به فرزند جوانی که فرصت دارد تا چون عباد الله صالحین در فکر رهانیدن خود از تعلق به دنیا که دام ابلیس پلید است، باشد، فرزندم! کر و فر دنیا و نشیب و فراز آن به سرعت می گذرد و همه زیر چرخهای زمان خرد می شویم و من آنچه ملاحظه کردم، و مطالعه در حال قشرهای مختلف، به این نتیجه رسیده ام که قشرهای قدرتمند و ثروتمند، رنجهای درونی و روانی و روحیشان از سایر اقشار بیشتر و آمال و آرزوهای زیادی که به آن نرسیده اند بسیار رنج آورتر و جگر خراشتر است.در این زمان که ما زندگی می کنیم و دنیا گرفتار دو قطب قدرتمند است رنج عذابی که سران آن کشورها بدان مبتلا هستند و نگرانیهای جان فرسائی که هر یک از دو قطب در مقابل قطب دیگر دارند، قابل مقایسه با رنجها و گرفتاریهای قشرهای متوسط حتی فقیر نیست.رقابت آنان یک رقابت عملی نیست بلکه یک رقابت جانکاه است که کمر هر یک زیر آن خرد می شود، گوئی در مقابل هر یک، یک گرگ درنده با دهان باز و دندانهای تیز ایستاده و قصد شکار او را دارد و این رنج رقابت در همه اقشار هست، از ثروتمند و قدرتمند گرفته تا طبقات دیگر، لکن هر چه بالا برود به همان اندازه درد و رنج رقابت بالا می رود و آنچه مایه نجات انسان ها و آرامش قلوب است وارستگی و گسستگی از دنیا و تعلقات آن است که با ذکر و یاد دائمی خدای تعالی حاصل شود. (۱) آنان که در صددبرتریها به هر نحو هستند چه برتری در علوم، حتی الهی آن، یا در قدرت و شهرت و ثروت، کوشش در افزایش رنج خود می کنند، وارستگان از قیود مادی که خود را از این دام ابلیس تا حدودی نجات داده اند در همین دنیا در سعادت و بهشت رحمتند.

در آن روزهائی که در زمان رضا خان پهلوی و فشار طاقت فرسا برای تغییر لباس بود و روحانیون و حوزه ها در تب و تاب بسر می بردند (که خداوند رحمن نیاورد چنین روزهائی برای حوزه های دینی) شیخ نسبتا وارسته ای را نزدیک دکان نانوائی که قطعه نانی را خالی می خورد، دیدم که گفت: «به من گفتند عمامه را بردار من نیز برداشتم و دادم به دیگری که دو تا پیراهن برای خودش بدوزد الان هم نانم را خوردم و سیر شدم، تا شب هم خدا بزرگ است» .

پسرم! من چنین حالی را اگر بگویم به همه مقامات دنیوی می دهم، باور کن.ولی هیهات، خصوصا از مثل من گرفتار به دامهای ابلیس و نفس خبیث.

پسرم! از من گذشته (یشیب بن آدم و یشب فیه خصلتان: الحرص و طول الأمل) . (۲) لکن تو نعمت جوانی داری و قدرت اراده، امید است بتوانی راهی طریق صالحان باشی.آنچه گفتم بدان معنی نیست که خود را از خدمت به جامعه کنار کشی و گوشه گیر و کل بر خلق الله باشی که این از صفات جاهلان متنسک است یا درویشان دکان دار.سیره انبیاء عظام، صلی الله علی نبینا و علیهم اجمعین و ائمه اطهار علیهم السلام که سر آمد عارفان بالله و رستگان از هر قید و بند، و وابستگان به ساحت الهی در قیام به همه قوی علیه حکومتهای طاغوتی و فرعونهای زمان بوده و در اجراء عدالت در جهان رنجها برده و کوششها کرده اند، به ما درسها می دهد و اگر چشم بینا و گوش شنوا داشته باشیم راه گشایمان خواهد بود (من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم) . (۳) پسرم! نه گوشه گیری صوفیانه دلیل پیوستن به حق است، و نه ورود در جامعه و تشکیل حکومت، شاهد گسستن از حق.میزان در اعمال، انگیزه های آنها است. (۴) چه بسا عابد و زاهدی که گرفتار دام ابلیس است و آن دام گستر، با آنچه مناسب او است چون خود بینی و خود خواهی و غرور و عجب و بزرگ بینی و تحقیر خلق الله و شرک خفی و امثال آنها، او را از حق دور و به شرک می کشاند و چه بسا متصدی امور حکومت که با انگیزه الهی به معدن قرب حق نائل می شود، چون داود نبی و سلیمان پیامبر علیهما السلام، و بالاتر و والاتر چون نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، و خلیفه بر حقش علی بن ابی طالب علیه السلام، و چون حضرت مهدی ارواحنالمقدمه الفداء در عصر حکومت جهانیش.پس میزان عرفان و حرمان، انگیزه است.هر قدر انگیزه ها به نور فطرت نزدیکتر باشند و از حجب حتی حجب نور (۵) وارسته تر، به مبدأ نور وابسته ترند تا آنجا که سخن از وابستگی نیز کفر است.

پسرم! از زیر بار مسئولیت انسانی که خدمت به حق در صورت خدمت به خلق است شانه خالی مکن که تاخت و تاز شیطان در این میدان، کمتر از میدان تاخت و تاز در بین مسئولین و دست اندرکاران نیست و دست و پا برای بدست آوردن مقام هر چه باشد، چه مقام معنوی و چه مادی، مزن، به عذر آن که می خواهم به معارف الهی نزدیک شوم یا خدمت به عباد الله نمایم، که توجه به آن از شیطان است، چه رسد که کوشش برای بدست آوردن آن.یکتا موعظه خدا را با دل و جان بشنو، با تمام توان بپذیر و در آن خطسیر نما:

قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا الله مثنی و فرادی (۶) میزان در اول سیر، قیام لله است هم در کارهای شخصی و انفرادی و هم در فعالیت های اجتماعی .سعی کن در این قدم اول موفق شوی که در روزگار جوانی آسانتر و موفقیت آمیزتر است.مگذار مثل پدرت پیر شوی که یا در جا زنی و یا به عقب برگردی، و این محتاج به مراقبه و محاسبه است.اگر با انگیزه الهی ملک جن و انس کسی را باشد، بلکه اگر بدست آورد، عارف بالله و زاهد در دنیا است و اگر انگیزه، نفسانی و شیطانی باشد هر چه بدست آورد، اگر چه یک تسبیح باشد، به همان اندازه از خداوند تعالی دور است و فاصله گرفته.پسرم! سوره مبارکه حشر را مطالعه کن که گنجینه هائی از معارف و تربیت در آن است و ارزش دارد که انسان یک عمر در آنها تفکر کند و از آنها به مدد الهی توشه ها بردارد، خصوصا آیات اواخر آن از آنجا که فرماید:

یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و لتنظر نفس ما قدمت لغد و اتقوا الله ان الله خبیر بما تعملون (۷) تا آخر سوره.در همین آیه کوچک لفظا، و بسیار بزرگ معنا، احتمالاتی است سازنده، هشیار دهنده که به بعض آنها اشاره می شود:

۱ می تواند خطاب به کسانی باشد که اول مرتبه ایمان را دارند مثل ایمان عامه، در این احتمال امر به تقوی امر به اولین مراتب آن است که تقوای عامه است و آن پرهیز از مخالفت احکام ظاهری الهی است و مربوط به اعمال قالبی است.به این احتمال جمله «و لتنظر نفس ما قدمت لغد» تحذیر از پی آمدهای اعمال ما است و شاهد است بر آن که آنچه عمل می کنیم خود آنها به صورت مناسب در نشئه دیگر وارد می شوند و به ما خواهند رسید و آیات و اخبار زیادی در این باره آمده است. (۸) تفکر در همین امر، دلهای بیدار را کفایت می کند بلکه دلهای مستعد را بیدار می نماید و ممکن است راه گشای مراتب دیگر و مقامات بالاتر شود و ظاهر آن است که امر به تقوی مکررا، تأکید باشد، گرچه احتمال دیگر هم هست.و قوله: «ان الله خبیر بما تعملون» باز تحذیر جدید است بر این که اعمال شما از محضر حق تعالی پنهان نمی ماند، چه، همه عالم محضر حق است .

۲ ممکن است خطاب به کسانی باشد که ایمان را به قلب خویش رسانده اند.چه بسا که انسان به حسب ظاهر ایمان و اعتقاد به شهادتین داشته باشد لکن قلب او از آن بی خبر باشد، علم و اعتقاد به اصول خمسه داشته باشد، لکن این علم و ایمان به قلبش نرسیده باشد شاید جز خواص مؤمنین دیگران چنین باشند.معصیتهائی که از بعض مؤمنین صادر می شود منشأش همین است، اگر دل به روز جزا و عقاب آنچنانی آگاه باشد و ایمان آورده باشد به آن، صدور معصیت و نافرمانی بسیار بعید است و کسی که قلبش ایمان به عدم اله الا الله دارد، گرایش به غیر حق تعالی و ستایش از دیگران نکند و خوف و هراس از غیر او نخواهد داشت.

پسرم! گاهی می بینم از تهمتهای ناروا و شایعه پراکنیهای دروغین اظهار ناراحتی و نگرانی می کنی.اولا باید بگویم تا زنده هستی و حرکت می کنی و تو را منشأ تأثیری بدانند انتقاد و تهمت و شایعه سازی علیه تو، اجتناب ناپذیر است، عقده ها زیاد و توقعات روز افزون و حسادتها فراوان است.آن کس که فعالیت دارد گر چه صد در صد برای خدا باشد از گزند بد خواهان نمی تواند به دور باشد.من خود یک عالم بزرگوار متقی را که تا به ریاست جزئی نرسیده بود برای او جز خیر به حسب نوع نمی گفتند و تقریبا مورد تسالم اهل علم و دیگران بود به مجرد آن که توجه نفوس به او شد و شاخصیتی دنیاوی و لو ناچیز نسبت به مقامش پیدا کرد، مورد تهمت و اذیت شد و حسادتها و عقده ها به جوش آمد و تا در قید حیات بود این مسائل نیز بود.و ثانیا باید بدانی که یامان به وحدت اله و وحدت معبود و وحدت مؤثر، آنچنان که باید و شاید به قلبت نرسیده، کوشش کن کلمه توحید را که بزرگترین کلمه است و والاترین جمله است از عقلت به قلبت برسانی، که حظ عقل همان اعتقاد جازم برهانی است و این حاصل برهان اگر با مجاهدت و تلقین به قلب نرسد، فایده و اثرش ناچیز است.چه بسا بعض از همین اصحاب برهان عقلی و استدلال فلسفی بیشتر از دیگران در دام ابلیس و نفس خبیث می باشند (پای استدلالیان چوبین بود) (۹) و آنگاه این قدم برهانی و عقلی تبدیل به قدم روحانی و ایمانی می شود که از افق عقل به مقام قلب برسد و قلب باور کند آنچه را استدلال اثبات عقلی کرده است.

پسرم! مجاهده کن که دل را به خدا بسپاری و مؤثری را جز او ندانی، مگر نه عامه مسلمانان متعبد، شبانه روزی چندین مرتبه نماز می خوانند و نماز سرشار از توحید و معارف الهی است، و شبانه روزی چندین مرتبه

ایاک نعبد و ایاک نستعین

می گویند و عبادت و اعانت را خاص خدا در بیان می کنند ولی جز مؤمنان به حق و خاصان خدا، دیگران برای هر دانشمند و قدرتمند و ثروتمند کرنش می کنند و گاهی بالاتر از آنچه برای معبود می کنند، و از هر کس استمداد می نمایند و استعانت می جویند و به هر حشیش برای رسیدن به آمال شیطانی تشبث می نمایند و غفلت از قدرت حق دارند.

بنابر این احتمال که مورد خطاب کسانی باشند که ایمان به قلب آنها رسیده باشد، امر به تقوی به اینان با احتمال اول فرقها دارد.این تقوی، تقوای از اعمال ناشایسته نیست تقوای از توجه به غیر است، تقوای از استمداد و عبودیت غیر حق است، تقوای از راه دادن غیر او جل و علا به قلب است، تقوای از اتکال و اعتماد به غیر خداست.آنچه می بینی همه ما و مثل ما بدان مبتلا است و آنچه باعث خوف من و تو از شایعه ها و دروغ پراکنیها است و خوف از مرگ و رهائی از طبیعت و افکندن خرقه نیز از این قبیل است که باید از آن اتقاء نمود و در این صورت مراد از

و لتنظر نفس ما قدمت لغد

افعال قلبی است که در ملکوت، صورتی و در فوق آن نیز صورتی دارد و خداوند خبیر است به خطرات قلب همه و این نیز به آن معنی نیست که دست از فعالیت بردار و خود را مهمل بار آور و از همه کس و همه چیز کناره گیری کن و عزلت اتخاذ نما که آن بر خلاف سنت الهی و سیره عملی حضرات انبیاء عظام و اولیاء کرام است، آنان علیهم صلوات الله و سلامه برای مقاصد الهی و انسانی همه کوششهای لازم را می فرمودند اما نه مثل ما کوردلان که با استقلال، نظر به اسباب داریم بلکه هر چیز را در این مقام که از مقامات معمولی آنان است از او جل و علا می دانستند و استعانت به هر چیز را استعانت به مبدأ خلقت می دیدند و یک فرق بین آنان و دیگران همین است.من و تو و امثال ما با نظر به خلق و استعانت از آنها، از حق تعالی غافل هستیم و آنان استعانت را از او می دانستند به حسب واقع، گر چه در صورت، استعانت به ابزار و اسباب است و پیش آمدها را از اومی دانستند گرچه در ظاهر نزد ماها غیر از آن است و از این جهت از پیش آمدها، هر چند ناگوار به نظر ما باشد، در ذائقه جان آنان گوارا است.

پسرم! برای ماها که از قافله «ابرار» عقب هستیم یک نکته دلپذیر است و آن چیزی است که به نظر من شاید در ساختن انسان که در صدد خود ساختن است دخیل است.باید توجه کنیم که منشأ خوش آمد ما از مدح و ثناها و بد آمدنمان از انتقادها و شایعه افکنی ها حب نفس است که بزرگترین دام ابلیس لعین است، ماها میل داریم که دیگران ثناگوی ما باشند گر چه برای ما افعال شایسته و خوبیهای خیالی را صد چندان جلوه دهند.و درهای انتقاد گر چه به حق برای ما بسته باشد یا به صورت ثناگوئی در آید.از عیب جوئی ها، نه برای آن که به ناحق است، افسرده می شویم و از مدحت و ثناها، نه برای آنکه به حق است، فرحناک می گردیم بلکه برای آنکه عیب من است و مدح من نیست، است که در اینجا و آنجا و همه جا بر ما حاکم است .اگر بخواهی صحت این امر را دریابی، اگر امری که از تو صادر می شود عین آن یا بهتر و والاتر از آن از دیگری، خصوصا آنها که همپالکی تو هستند صادر شود و مداحان به مدح او برخیزند برای تو ناگوار است و بالاتر آنکه اگر عیوب او را به صورت مداحی در آورند، در این صورت یقین بدان که دست شیطان و نفس بدتر از او در کار است.

پسرم! چه خوب است به خود تلقین کنی و به باور خود بیاوری یک واقعیت را که مدح مداحان و ثنای ثنا جویان چه بسا که انسان را به هلاکت برساند و از تهذیب دور و دورتر سازد.تأثیر سوء ثنای جمیل در نفس آلوده ما، مایه بدبختیها و دور افتادگی ها از پیشگاه مقدس حق جل و علا برای ما ضعفاء النفوس خواهد بود و شاید عیب جوئیها و شایعه پراکنیها برای علاج معایب نفسانی ما سودمند باشد که هست، همچون عمل جراحی دردناکی که موجب سلامت مریض می شود .آنانکه با ثناهای خود ما را از جوار حق دور می کنند دوستانی هستند که با دوستی خود به ما دشمنی می کنند و آنان که پندارند با عیب گوئی و فحاشی و شایعه سازی به ما دشمنی می کنند دشمنانی هستند که با عمل خود ما را اگر لایق باشیم اصلاح می کنند و در صورت دشمنی به ما دوستی می نمایند.من و تو اگر این حقیقت را باور کنیم و حیله های شیطانی و نفسانی بگذارند واقعیات را آنطور که هستند ببینیم، آنگاه از مدح مداحان و ثنای ثنا جویان آنطور پریشان می شویم که امروز از عیب جوئی دشمنان و شایعه سازی بد خواهان، و عیب جوئی را آن گونه استقبال می کنیم که امروز از مداحی ها و یاوه گوئیهای ثناخوانان.اگر از آنچه ذکر شد به قلبت برسد، از ناملایمات و دروغ پردازیها ناراحت نمی شوی و آرامش قلب پیدا می کنی، که ناراحتیها اکثرا از خود خواهی است.خداوند همه ما را از آن نجات مرحمت فرماید .

۳ احتمال دیگر آن است که خطاب به اصحاب ایمان از خواص اهل معرفت و شیفتگان مقام ربوبیت و عاشقان جمال جمیل باشد که با چشم قلب و معرفت باطن همه موجودات را جلوه حق می بینند و نور الله را در همه مرائی مشاهده می کنند و کریمه

الله نور السموات و الارض (۱۰) را به مشاهده معنوی و سیر قلبی دریافته اند رزقنا الله و ایاکم.به این احتمال، امر به تقوی به این طایفه از عشاق و خواص، فرقها با دیگران دارد و ممکن است تقوی از رؤیت کثرت باشد و شهود مرائی و رائی، تقوی از توجه به غیر باشد هر چند به صورت توجه به حق از خلق، تقوی از «ما رایت شیئا الا و رایت الله قبله و معه و بعده» . (۱۱) باشد که خود مقام عادی خلص اولیاء است که پای «شی» در کار است، تقوی از مشاهده الله نور السموات و الارض باشد، تقوی از مشاهده هو معکم (۱۲) و وجهت وجهی للذی فطر السموات و الارض (۱۳) ، تقوی از جلوه جمال حق در شجره باشد و از این قبیل آنچه مربوط به رؤیت حق در خلق است و به این منوال، امر به نظر به آنچه تقدیم برای فردا کردیم، (۱۴) همان حالات مشاهده حق در خلق و وحدت در کثرت که صورت مناسب به خود را در عوالم دیگر دارد .

۴ احتمال آن که خطاب به آنان از خلص اولیاء باشد که از مرحله رؤیت حق در خلق و جمال حضرت وحدت در کثرت فعلی گذشته اند و از غبار خلق در آینه مشاهداتشان اثری نیست و از شرک خفی در این مرحله تخلص یافته اند لکن دل به تجلیات اسماء حق داده و عشاق دلباخته حضرت اسماء هستند و تجلیات اسمائی آنان را از غیر، فانی، و جز جلوات اسماء چیزی مشاهده نمی نمایند.در این احتمال امر به تقوی، اتقاء از رؤیت کثرات اسمائی و جلوات رحمانی و رحیمی و دیگر اسماء الله است، گوئی بانگ به آنان می زند که از ازل تا ابد یک جلوه بیش نیست، و سایر فقرات به مناسبت همین امر تعبیر می شوند و از این که گذشتند شاهد و مشاهده و شهودی در کار نیست و فناء در «هو» مطلق است و «لا هو الا هو» است.

۵ جامع ترین احتمالات آن است که هر لفظی چون «امنوا» و «اتقوا» و «انظروا» و «ما قدمت» و هکذا، به معنی مطلقشان حمل شود و همه، مراتب آن حقایق هستند که الفاظ، عناوین موضوعند برای معانی بی قید و مطلق از حد و حدود.و احتمالات دیگری هم اگر باشد در این احتمال مندرج و از مراتب همین است، بنابر این هر گروه و طایفه ای از مؤمنان را به معنی حقیقی شامل می شود و مصادیق عنوان مطلق هستند و این مطلب راه گشای فهم بسیار از اخباری است که تطبیق آیاتی را بر یک گروه یا یک شخص نموده اند که توهم می شود اختصاص را، و این گونه نیست بلکه ذکر مصداق یا مصادیق است.بدین منوال که ذکر شد از احتمالات راه برای فهم آیه مبارکه

و لا تکونوا کالذین نسوا الله فانساهم انفسهم اولئک هم الفاسقون (۱۵) که پس از آیه کریمه متقدمه است، باز می شود.و حسب احتمالات متقدمه در این آیه شریفه نیز مناسب آن احتمالات مختلف المراتب و متحد الحقیقه احتمالاتی است که تفصیل آن را مجال نیست و فقط به ذکر یک نکته بسنده می کنم و آن، آنست که نسیان حق موجب نسیان انفس می شود، چه «نسیان» به معنی فراموشی باشد یا به معنی ترک، در هر دو معنی هشدار شکننده ای است : لازمه فراموشی حق تعالی آن است که انسان خود را فراموش کند، یا بگو حق تعالی او را به فراموشی از نفس خود کشاند و در همه مراحل سابق، صادق است.در مرحله عمل، آنکس که خدا را و حضور او جل و علا را فراموش کند به فراموشی از خویشتن خویش مبتلا شود یا کشیده شود، بندگی خود را فراموش کند، از مقام عبودیت به فراموشی کشیده شود و کسی که نداند چی است و کی است و چه وظیفه دارد و چه عاقبت؟ شیطان در او حلول نموده و به جای خویشتن او نشسته، و شیطان عامل عصیان و طغیان است و اگر به خود نیاید و به یاد حق بر نگردد و به همین حال طغیان و عصیان از این جهان منتقل شود شاید به صورت شیطان مطرود حق تعالی در آید.و به معنی دیگرش که به معنی ترک باشد، دردناکتر است زیرا اگر ترک اطاعت حق و ترک حق موجب شود که حق او را ترک کند و به خود واگذارد و عنایات خود را از او قطع فرماید شک نیست که به خذلان دنیا و آخرت منتهی می شود، در ادعیه شریفه معصومین می بینیم دعای برای عدم ایکال ما به نفس خویش تاکید شده است، (۱۶) چه آنان علیهم السلام می دانستند پی آمدهای این مصیبت را، و ما از آن غافل هستیم.

پسرم! گناهان را، هر چند کوچک به نظرت باشند، سبک مشمار «انظرا لی من عصیت» (۱۷) و با این نظر، همه گناهان، بزرگ و کبیره است.به هیچ چیز مغرور مشو و خدای تبارک و تعالی را که همه چیز از او است و اگر عنایت رحمانیش از موجودات سراسر عالم وجود لحظه ای منقطع شود، اثری حتی از انبیاء مرسلین و ملائکه مقربین باقی نخواهد ماند چون همه عالم جلوه رحمانیت او جل و علا است و رحمت رحمانی او جل و علا به طور استمرار (با کوتاهی لفظ و تعبیر) مبقی نظام وجود است «و لا تکرار فی تجلیه جل و علا» و گاهی تعبیر شود از آن به بسط و قبض فیض علی سبیل الاستمرار.در هر حال حضور او را فراموش مکن و مغرور به رحمت او مباش، چنانچه مایوس نباید باشی و مغرور به شفاعت شافعان علیهم السلام مباش که همه آنها موازین الهی دارد و ما از آنها بی خبریم.مطالعه در ادعیه معصومین علیهم السلام و سوز و گداز آنان از خوف حق و عذاب او سر لوحه افکار و رفتارت باشد.هواهای نفسانی و شیطان نفس اماره ما را به غرور وامی دارد و از این راه به هلاکت می کشاند.

پسرم! هیچگاه دنبال تحصیل دنیا، اگر چه حلال او باشد، مباش که حب دنیا، گر چه حلالش باشد، رأس همه خطایا است (۱۸) چه خود حجاب بزرگ است و انسان را ناچار به دنیای حرام می کشد تو جوانی و با قدرت جوانی که حق داده است می توانی اولین قدم انحراف را قطع کنی و نگذاری به قدمهای دیگر کشیده شوی که هر قدمی، قدمهایی در پی دارد و هر گناهی گر چه کوچک به گناهان بزرگ و بزرگتر انسان را می کشد به طوری که گناهان بسیار بزرگ در نظر انسان ناچیز آید، بلکه گاهی اشخاص به ارتکاب بعض کبائر به یکدیگر فخر می کنند و گاهی به واسطه شدت ظلمات و حجابهای دنیوی، منکر به نظر معروف، و معروف منکر می گردد.من از خداوند متعال جل اسمه مسئلت می کنم که چشم دل تو را به جمال جمیل خود روشن فرماید و حجابها را از پیش چشمت بردارد و از قیود شیطانی و انسانی نجاتت دهد تا همچون پدرت پس از گذشت ایام جوانی و فرا رسیدن کهولت بر گذشته خویش تأسف نخوری و دل را به حق پیوند دهی که از هیچ پیش آمد وحشتناک نشوی و از دیگران دل وارسته کنی تا از شرک خفی و اخفی خود را برهانی.دنباله این آیات تا آخر سوره، مسائل بس شیوا است که اینجانب را حال و مجال نیست که به آنها بپردازم.

بارالها! احمد را نزد خود، محمود و فاطی را مفطوم و حسن را احسن فرما و یاسر را به یسر برسان و این خانواده منتسب به اهل بیت عصمت (ع) را با عنایات خاصه خود تربیت کن و از شر شیاطین درونی و برونی حفظ فرما و سعادت دارین را به آنان عطا فرما.و آخر وصیت من آن است که در خدمت به ارحام، خصوصا مادرت که به ما حقها دارد کوشش کن و رضای آنان را به دست آور.و الحمد لله اولا و آخرا و الصلوه علی رسول الله و آله الاطهار و اللعن علی عدائهم.

به تاریخ ۱۷ شوال/۱۴۰۴/۲۶ تیر ۶۳

روح الله الموسوی الخمینی بسم الله الرحمن الرحیم

کتاب آداب الصلوه را، که خود از آن بهره ای نبردم جز تاسف بر قصور و تقصیر بر ایام گذشته که توانائی بر خودسازی داشتم و حسرت و ندامت در روزگار پیری که دستم تهی و بارم سنگین و راهی بس دراز و پایم لنگ و آوای رحیل در گوش است، هدیه کردم به فرزند عزیزم احمد که از قدرت جوانی کامیاب است شاید او ان شاء الله تعالی از محتویات آن، که از کتاب کریم و سنت شریف و افادات بزرگان فراهم شده است، بهره مند شود و به معراج حقیقی از رهنمائی اهل معرفت راه یابد و دل از این ظلمتکده بر کند و به مقصد اصلی انسانیت، که انبیاء عظام و اولیاء کرام علیهم صلوات الله و سلامه و اهل الله بر آن راه یافتند و دیگران را دعوت فرمودند، توفیق یابد.پسرم، خود را که به فطرت الله تخمیر شده ای دریاب و از گرداب ضلالت و امواج سهمگین خودبینی و خودخواهی نجات ده و به سفینه نوح که پرتو ولایت الله است رکوب کن که من رکبها نجی و من تخلف عنها هلک. (۱۹)

فرزندم، کوشش کن که در صراط مستقیم، که صراط الله است، و لو لنگان لنگان حرکت کنی و حرکات و سکنات قلبی و قالبی را رنگ معنویت

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.