خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دیدار با حضرت حجت الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دیدار با حضرت حجت الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دیدار با آیت الله سید عز الدین زنجانی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دیدار با آیت الله سید عز الدین زنجانی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
17ساعت
20دقیقه
09ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دیدار با حضرت آیت الله موسوی اردبیلی (۱)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 43

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

اشاره: متن زیر دیدار و گفتگویی است در تاریخ ۱۳/۱۲/۷۹ با آیت الله العظمی سید عبدالکریم موسوی اردبیلی در قم. در این گفتگو حضرت آیت الله بیات مدیر گروه، آقای دکتر جمشیدی عضو هیات علمی و آقای عنایتی کارشناس گروه اندیشه سیاسی پژوهشکده امام خمینی(س) و انقلاب اسلامی نیز حضور داشتند.

متین: ابتدا تشکر می کنیم از محضر حضرتعالی که علی رغم ضیق وقت درخواست پژوهشکده و گروه اندیشه سیاسی را تقبل فرمودید و از خداوند عالم تقاضا داریم که سایه همه بزرگان دین، علما و مراجع ما را بر سر امت اسلام مستدام بدارد. هدف ما از این درخواست این است که از جنابعالی به عنوان مجتهد، فقیه، مرجع تقلید و یکی از صاحبنظران و بانیان انقلاب در ارتباط با یکی از مهمترین مسائل جامعه که دغدغه اساسی نسل پژوهشگر امروز نیز محسوب می شود، بهره مند شویم و آن رابطه دین و عقل، فلسفه و وحی، تعقل و شهود تدین و تفکر بشری مطلع شویم.

موسوی اردبیلی: از لطف آقایان بسیار متشکرم که بنده را لایق دیدند تا در مورد موضوع رابطه دین و عقل اظهار نظر کنم. مطلب را از اینجا شروع می کنم که اگر بخواهیم درباره موضوعی درست فکر کنیم اول باید آن را تجزیه کنیم و بعد اجزایش را مورد بررسی قرار دهیم. بعد از آنکه اجزایش معلوم شد، به ترکیب جواب سؤال می رسیم. در تجزیه رابطه عقل و دین سه جزء داریم: عقل، دین و رابطه آن دو. در ابتدا باید بدانیم که عقل چیست؟ معانی مختلفی برای عقل در قرآن، کلمات ادبا و فلاسفه و محاوره عرفی اشاره شده است. عقل گاهی به معنای فهم و شعور، درست فهمیدن، دقیق فهمیدن و استنتاج صحیح است. گاهی عقل را به معنای معیار تمایزدهنده انسان از سایر جانداران می دانند همین طور حق از باطل، خیر از شر و درست از نادرست. گاهی عقل – حالا اگر حقیقی نباشد مجازا – را به معنای علم و معلومات و دریافتهای علمی انسان که معقولات می نامند استعمال می کنند و هنوز جزء مجهولات است. در روایات از اهل بیت علیهم السلام استعمال شده: «العقل ما عبد به الرحمن و اکتسب به الجنان ». شخصی از امام علیه السلام پرسید پس معاویه عقل نداشت، فرمود: «و هی نکره و شیطنه » این عقل نبود. حتی در قرآن هم به این معنا آمده: «لو کنا نسمع او نعقل ما کنا فی اصحاب السعیر». (۲) پس عقل از چه مقوله ای است؟ از مقوله افعال است یا از مقوله اعیان؟ اگر عین است، عقل مجرد است یا مادی؟ در کجای بدن انسان قرار دارد؟ میدان فعالیتش در مغز است یا در قلب؟ آیا جلوه ای از جلوات روح است؟ رتبه ای از رتب نفس است؟ «النفس فی وحدتها کل القواء» شامل عقل نیز می شود. آیا عقل در مقابل خیال واهمه و حافظه همان مدرک کلیات – اصطلاح فلاسفه – است؟ عرفا و شعرا گاهی عقل به معنای عقل حسابگر را نکوهش کرده اند. «عقلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو» یا «علت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو» علت هم به معنای عقل و هم به معنای مرض. «عقل گوید مرو که نتوانی / عشق گوید هر آنچه باداباد» در اینجا عقل مقابل عشق قرار دارد.

«پای استدلالیان چوبین بود / پای چوبین سخت بی تمکین بود» این هم یک معنای عقل است. ولی باید این را قبول کرد که عقل جزء مقولات، مقول بالتشکیک است. سهم و حساب انسانها از عقل جداست.

دین چیست؟ آیا یعنی معارف دین، اخلاقیات دین، احکام دین یا مجموعه اینها؟ دین امری بسیط است یا مرکب؟ آیا دین بخشهای گوناگون دارد؟ گاهی دین به معنای تسلیم است «ان الدین عند الله الاسلام » در اینجا اسلام، اسلام مصطلح ما نیست بلکه تسلیم شدن در مقابل خداست و در واقع حالتی از حالات نفس می باشد. «الدین کله لله » تسلیم که کله ندارد. در بعضی جاها به معنای «شرع لکم من الدین ما وصی بابراهیم » مجموعه تعالیم است. گاهی «اصطفی لکم الدین » (۳) ، «فاقم وجهک للدین حنیفا فطره الله التی فطر الناس علیها لاتبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم » (۴) دین به معنای فطرت است. هر چیزی که به معنای خداشناسی، یکتاپرستی، مجموعه تعالیم انبیا، مجموعه تعالیم پیغمبر اسلام از معارف، اخلاقیات، احکام و هرچه در قرآن و روایات و سنت است دین می نامند.

رابطه چیست؟ گاهی رابطه علیت است یعنی عقل را علت می دانند و دین را معلول. پس کسی که عقل ندارد یعنی دین ندارد. برخی عقل را زیر بنا و دین را روبنا می دانند. بعضی ها رابطه این دو را وحدت و عینیت و بعضی ها رابطه شان را رابطه تضاد گفته اند. (منظورم از بعضی ها عموم مردم نیست). امام صادق علیه السلام می فرماید: «ان دین الله لایصاب بالعقول ». دین با عقل جور درنمی آید. «لاشی ء ابعد الی الدین من عقول الرجال » بعیدترین چیز عقول رجال است. از آن طرف می گویند: «الدین عقل من خارج کما ان العقل دین من داخل » این وحدت است; منتها درونی و بیرونی یا «کلما حکم به العقل حکم به الشرع و کلما حکم به الشرع حکم به العقل » گاهی دال و مدلول است. ادله اربعه چهار چیز است: کتاب، سنت، اجماع و در نهایت عقل. بعضی ها عقل را دو بخش کرده اند یکی عقل فطری، خالی از شوائب و اوهام که این با دین عینیت دارد. دیگری عقل مختلط که از دین جداست. به نظر من کسانی که می خواهند عقل و دین را بیابند باید به طور عمیق عقل، دین و رابطه را تجزیه و تحلیل کنند.

بنابراین به طور کل می گوییم دین جهان بینی خاصی است، که راجع به جهان هستی و انسان است. اگر کسی جهان هستی را علاوه بر محسوسات و ملموسات در غیر مادیات نیز بداند، این نگاه، نگاه دینی است. موجودات را متحرک می داند و عالم را در حال شدن نه در حال بودن، شدن و تحرکی که تکاملی باشد یعنی هدفدار و کنترل شده که از یک جایی آمده و به یک جایی می رود «انا لله و انا الیه راجعون » (۵) .

سوی بتخانه مرو پند برهمن مشنو

بت پرستی مکن این خانه خدایی دارد

اگر اینگونه ببیند انسان را صاحب دو بعد می داند مادی و معنوی در بعد معنوی انسان احساسها و نیازهایی دارد، صعود و سقوطی دارد. راهش، راه ظلمانی و پرپیچ و خمی است. بدون راهبر نتوان این راه را رفت. راهبران این راه نیز انبیا و اولیا هستند. همان طوری که در عالم مادی انسان یک وابستگیهایی دارد و برای رسیدن به آن علایق سعی می کند تا پیشرفت نماید; روحش نیز بدین گونه است. می خواهد ترقی کند و مراتب تکامل را طی نماید. انسان تنها با رفع نیازمندیهای مادی نمی تواند این کمال مطلوب را بپیماید. گاهی نبودن معنویات به این شخص صدمه می زند. اگر کمال انسان را همسو با عالم و منشا هستی بداند، این دید را دید دینی می نامند و کسی که انسان را محور و هسته بداند، تمایلات انسان را هدف قرار دهد، عالم را رها شده و بی برنامه تلقی کند این دید، دید ضد دینی است.

اگر بخواهیم دین را از عقل جدا کنیم چیزی باقی نمی ماند. اولین مشکل کسانی که می پرسند آیا دین با عقل سازگار هست یا نه جهل است. اینها نه حقیقت عقل را درست می فهمند و نه حقیقت دین را و نه رابطه این دو. آنها حقیقت دین را نمی دانند اطلاع درست ندارند، آگاه نیستند، چون اطلاع داشتن و آگاه بودن زمان، حوصله، مطالعه، تفکر و… می خواهد. مشکل اینها نادانی است. باید این جهل را برطرف کنند.

دیگر اینکه اگر دین با تمایلات، هواهای تند و خاشای نفس آدمی یکسان نباشد، می گویند دین با عقل سازگار نیست. دین می خواهد آدمی را مقید کند و مانع آزادی مطلقش شود. کسانی که این مشکل فکری را دارند وضع خودشان را معقول می دانند و دین را مانعی بر سر راه زندگی خود. می گویند عقل آزادی می دهد ولی دین قید و بند. تضاد دین با تمایلات سرکش انسان است. اگر انسان تربیت شود، خودش را کنترل کند و زمام کار را به دست عقلش بسپارد آن وقت می بیند که عقل و دین (شرع) با یکدیگر هم صدا هستند.

مشکل سوم بدعت است. ما در تمام ادیان بدعت داریم. چیزی را که به نام دین به مردم می گویند جزء دین نیست. بدعت یعنی «ادخال ما علم انه لیس من الدین فی الدین، ادخال ما لم یعلم انه من الدین فی الدین ». بدعتها سبب می شوند انسانها چهره واقعی دین را نبینند.

مشکل چهارم داعیان دین هستند. دین را از منبع خودش نگرفته اند. داعیان دین راههای مختلفی دارند و به نام دین کار می کنند. علی ابن ابیطالب یک راه داشت، معاویه هم یک راه و هیچ کدام به هم شبیه نبودند. در سیاستها، غرضها و برای رسیدن به اهدافشان از هر جایی و از هر چیزی به نام دین استفاده می کردند. برای قضاوت کردن و کارهای دیگر در جامعه دینی اول باید بدانیم که از کدام منبع داریم استفاده می کنیم و چه کسی را پیروی می نماییم. اینها مسائلی هستند بر سر راه کسانی که از زندگی خسته شده اند و به دنبال دین آمده اند. یا جاهلند یا با بدعت برخورد کرده اند یا تمایلاتشان را کنترل نکرده اند یا از داعیان باطل بد دیده اند. غیر از این ادیان هم مسائلی دارد مانند مساله خدا در دین، مساله روح در دین، مساله حیات در دین، بهشت و جهنم در دین، پیدایش انسان در روی زمین، پیدایش قرآن را خداوند در شش سوره درباره آن مطالبی فرموده، تعبیر خواب، معراج، سحر و امثال اینها مطرح است. اصلا علم به بعضی از آن مطالب راه ندارد. مثلا علم با این همه ترقی و شگرف حتی نتوانسته یک قدم در فهمیدن معنای حیات بردارد. خدا را که با ابزار عالم شعور نمی شود فهمید. ممکن است در بعضی از آن علوم صفات، مخلوقات و… خدا را به ما معرفی کنند. علم می تواند بگوید زمین این است، آسمان این است، خلقت این است و بیاید به ما علایمی بدهد، اما نمی تواند خدا را به ما نشان دهد. روح هم همین طور است، بشر روح دارد. یعنی چه روح دارد؟ از اساتید فیزیکدان پرسیدم که رابطه مابین نیروی مغناطیس با آهن چیست؟ این میدان مغناطیسی چیست در آنجا چه هست که ما نمی بینیم؟ گفتند هنوز کشف نشده ما فقط فرمولش را بلد هستیم. در مورد تعبیر خواب نهایتا توانستند بگویند که خوابیدن را می توانند معنا کنند اما خواب دیدن را نتوانستند بفهمند. نمی دانند چطور می شود که خواب می بینیم. فروید و ابن سیرین یک چیزی گفته اند، فلاسفه هم همین طور.

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.