اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معجزه و ادعای رسالت
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 51
فرمت فایل پاورپوینت
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل معجزه و ادعای رسالت – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل معجزه و ادعای رسالت شامل 86 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل معجزه و ادعای رسالت گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل معجزه و ادعای رسالت با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل معجزه و ادعای رسالت از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل معجزه و ادعای رسالت با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل معجزه و ادعای رسالت را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل معجزه و ادعای رسالت :
(بیان جهت اعجاز معجزات و پاسخ به اشکال مذکور)
در پاسخ این اشکال میگوئیم: که خیر، گفتار ما مستلزم این تالی فاسد نیست، چون ما نگفتیم معجزه از این جهت معجزه است که مستند بعوامل طبیعی مجهول است، تا شما بگوئید هر جا که جهل مبدل بعلم شد، معجزه هم از معجزه بودن و از حجیت می افتد، و نیز نگفتیم معجزه از این جهت معجزه استکه مستند بعوامل طبیعی غیر عادی است، بلکه گفتیم، از این جهت معجزه است که عوامل طبیعی و غیر عادیش مغلوب نمیشود، و همواره قاهر و غالب است.
مثلا بهبودی یافتن یک جذامی بدعای مسیح ع، از این جهت معجزه است که عامل آن امری است که هرگز مغلوب نمیشود، یعنی کسی دیگر اینکار را نمیتواند انجام دهد، مگرآنکه او نیز صاحب کرامتی چون مسیح باشد، و این منافات ندارد که از راه معالجه و دواء هم بهبودی نامبرده حاصل بشود، چون بهبودی از راه معالجه ممکن است مغلوب و مقهور معالجه ای قوی تر از خود گردد، یعنی طبیبی دیگر بهتر از طبیب اول معالجه کند، ولی نام آنرا معجزه نمیگذاریم.
۷ – قرآن کریم معجزه را برهان بر حقانیت رسالت میداند، نه دلیلی عامیانه.
در اینجا سئوالی پیش می آید و آن اینست که چه رابطه ای میان معجزه و حقانیت ادعای رسالت هست؟با اینکه عقل آدمی هیچ تلازمی میان آندو نمی بیند، و نمیگوید: اگر مدعی رسالت راست بگوید، باید کارهای خارق العاده انجام دهد، و گر نه معارفی را که آورده همه باطل است، هرچند که دو دو تا چهار تا باشد.
و از ظاهر قرآن کریم هم بر می آید که نمی خواهد چنین ملازمه ای را اثبات کند، چون هر جاسخن از داستانهای جمعی از انبیاء، چون هود، و صالح، و موسی، و عیسی، و محمد ع، بمیان آورده، معجزاتشان را هم ذکر می کند، که بعد از انتشار دعوت، مردم از ایشان معجزه و آیتی خواستند، تا بر حقیت دعوتشان دلالت کند، و ایشان هم همانچه را خواسته بودند آوردند.
و ای بسا در اول بعثت و قبل از درخواست مردم معجزاتی را دارا میشدند، همچنانکه خدایتعالی بنقل قرآن کریم در شبی که موسی را برسالت بر می گزیند، معجزه عصا و ید بیضاء را باوو هارون داد(اذهب انت و اخوک بایاتی، و لا تنیا فی ذکری، تو و برادرت معجزات مرا بردار و برودر یاد من سستی مکنید)، (۱) و از عیسی ع نقل می کند که فرمود: (و رسولا الی بنی اسرائیل، انی قد جئتکم بایه من ربکم، انی اخلق لکم من الطین کهیئه الطیر، فانفخ فیه، فیکون طیرا باذن الله، و ابری ء الاکمه و الابرص، و احیی الموتی باذن الله، و انبئکم، بما تاکلون، و ما تدخرون فی بیوتکم، ان فی ذلک لایه لکم ان کنتم مؤمنین، و فرستاده ای بسوی بنی اسرائیل گسیل داشتم،
……………………………………..
۱ – سوره طه آیه ۴۲
که می گفت: من آیتی از ناحیه پروردگارتان آورده ام، من برای شما از گل مجسمه مرغی میسازم، بعد در آن میدمم، ناگهان باذن خدا مرغ زنده میشود، و کور مادر زاد و جذامی را شفا میدهم، ومردگان را باذن خدا زنده می کنم، و بشما خبر میدهم که امروز چه خورده اید، و در خانه چه ذخیره ها دارید، همه اینها آیتهائی است برای شما اگر که ایمان بیاورید)، و همچنین قبل از انتشاردعوت اسلام قرآن را بعنوان معجزه بوی داده اند. (۱)
با اینکه همانطور که در اشکال گفتیم، هیچ تلازمی میان حق بودن معارفی که انبیاء و رسل در باره مبدء و معاد آورده اند، و میانه آوردن معجزه نیست؟
علاوه بر نبودن ملازمه، اشکال دیگر اینکه: اصلا معارفی که انبیاء آورده اند، تمام بر طبق برهانهائی روشن و واضح است، و این براهین هر عالم و بصیری را از معجزه بی نیاز می کند، وبهمین جهت بعضی گفته اند: اصلا معجزه برای قانع کردن عوام الناس است، چون عقلشان قاصراست از اینکه حقایق و معارف عقلی را درک کنند، بخلاف خاصه مردم، که در پذیرفتن معارف آسمانی هیچ احتیاجی بمعجزه ندارند.
جواب از این اشکال اینستکه انبیاء و رسل، هیچیک هیچ معجزه ای را برای اثبات معارف خود نیاوردند، و نمی خواستند با آوردن معجزه مسئله توحید و معاد را که عقل خودش بر آنها حکم می کند اثبات کنند، و در اثبات آنها بحجت عقل اکتفاء کردند، و مردم را از طریق نظرو استدلال هوشیار ساختند.
همچنانکه قرآن کریم در استدلال بر توحید می فرماید: (قالت رسلهم: ا فی الله شک فاطرالسماوات و الارض؟ رسولان ایشان بایشان می گفتند: آیا در وجود خدا پدید آرنده آسمانها و زمین شکی هست؟!) (۲) ، و در احتجاج بر مسئله معاد می فرماید: (و ما خلقنا السماء و الارض و ما بینهماباطلا، ذلک ظن الذین کفروا، فویل للذین کفروا من النار، ام نجعل الذین آمنوا و عملوا الصالحات کالمفسدین فی الارض؟ام نجعل المتقین کالفجار؟ما آسمان و زمین و آنچه بین آندو است بباطل نیافریدیم، این پندار کسانی است که کافر شدند، پس وای بر کسانیکه کفر ورزیدند، از آتش، آیا مابا آنانکه ایمان آورده و عمل صالح کردند، چون مفسدان در زمین معامله می کنیم؟و یا متقین وفجار را بیک چوب میرانیم؟) (۳) نه اینکه برای اثبات این معارف متوسل بمعجزه شده باشند، بلکه معجزه را از این بابت آوردند که مردم از ایشان در خواست آنرا کردند، تا بحقانیت دعویشان پی ببرند.
……………………………………..
۱ – سوره آل عمران آیه ۴۹
۲ – سوره ابراهیم آیه ۱۰
۳ – سوره ص آیه ۲۸
(و حق چنین در خواستی هم داشتند، برای اینکه عقل مردم بایشان اجازه نمیدهد دنبال هرادعائی را بگیرند، و زمام عقاید خود را بدست هر کسی بسپارند، بلکه باید بکسی ایمان بیاورند که یقین داشته باشند از ناحیه خدا آمده)آری کسیکه ادعا میکند فرستاده خدا است، و خدا از طریق وحی یا بدون واسطه وحی با وی سخن میگوید، و یا فرشته ای بسوی او نازل میشود، ادعای امری خارق العاده میکند، چون وحی و امثال آن از سنخ ادراکات ظاهری و باطنی که عامه مردم آنرامیشناسند، و در خود می یابند، نیست، بلکه ادراکی است مستور از نظر عامه مردم، و اگر این ادعاصحیح باشد، معلوم است که از غیب و ماورای طبیعت تصرفاتی در نفس وی میشود، و بهمین جهت با انکار شدید مردم روبرو میشود.
(دو نوع عکس العمل مردم در انکار دعوی انبیاء(ع))
و مردم در انکار دعوی انبیاء یکی از دو عکس العمل را نشان دادند، جمعی در مقام ابطال دعوی آنان بر آمده، و خواستند تا با استدلال آنرا باطل سازند، از آنجمله گفتند: (ان انتم الا بشرمثلنا، تریدون ان تصدونا عما کان یعبد آباؤنا، شما جز بشری مثل ما نیستید، و با اینحال میخواهیدما را از پرستش چیزهائیکه پدران ما می پرستیدند باز بدارید)، (۲) که حاصل استدلالشان اینستکه شما هم مثل سایر مردمید، و مردم در نفس خود چنین چیزهائی که شما برای خود ادعا می کنیدنمی یابند، با اینکه آنها مثل شما و شما مثل ایشانید، و اگر چنین چیزی برای یک انسان ممکن بود، برای همه بود، و یا همه مثل شما میشدند.
و از سوی دیگر یعنی از ناحیه انبیاء جوابشان را بنا بر حکایت قرآن کریم چنین دادند:
(قالت لهم رسلهم ان نحن الا بشر مثلکم، و لکن الله یمن علی من یشاء من عباده، رسولان ایشان بایشان گفتند: ما(همانطور که شما میگوئید)جز بشری مثل شما نیستیم، تنها تفاوت ما با شما منتی است که خدا بر هر کسی بخواهد می گذارد)، (۳) یعنی مماثلت را قبول کرده گفتند: رسالت از منت های خاصه خدا است، و اختصاص بعضی از مردم به بعضی از نعمت های خاصه، منافاتی با مماثلت ندارد، همچنانکه می بینیم: بعضی از مردم به بعضی از نعمت های خاصه اختصاص یافته اند و اگرخدا بخواهد این خصوصیت را نسبت به بعضی قائل شود مانعی نیست که جلوگیرش شود، نبوت هم یکی از آن خصوصیت ها است، که خدا انبیاء را بدان اختصاص داده، هر چند که میتوانست بغیرایشان نیز بدهد.
نظیر این احتجاج که علیه انبیاء کردند، استدلالی است که علیه رسول اسلام(ص)کردند، و قرآن آنرا چنین حکایت میکند: (ا انزل علیه الذکر من بیننا، آیا از میانه همه ما مردم، قرآن تنها باونازل شود؟) (۱) و نیز حکایت می کند که گفتند: (لو لا نزل هذا القرآن علی رجل من القریتین عظیم؟
……………………………………..
۱ – سوره ابراهیم آیه ۱۰
۲ – سوره ابراهیم آیه ۱۱
۳ – سوره ص آیه ۸
چرا این قرآن بر یکی از دو مردان بزرگ این دو محل نازل نشد).
باز نظیر این احتجاج و یا قریب بان، احتجاجی است که در آیه: (و قالوا ما لهذا الرسول یاکل الطعام و یمشی فی الاسواق؟ لو لا انزل الیه ملک فیکون معه نذیرا؟او یلقی الیه کنز؟او تکون له جنه یاکل منها، گفتند: این چه پیغمبری است که غذا میخورد، و در بازارها راه می رود؟اگرپیغمبر است، چرا فرشته ای بر او نازل نمیشود، تا با او بکار انذار بپردازد، و چرا گنجی برایش نمی افتد، و یا باغی ندارد که از آن بخورد؟) (۲) بچشم میخورد.
چون خواسته اند بگویند: ادعای رسالت، ایجاب می کند که شخص رسول مثل ما مردم نباشد، چون حالاتی از قبیل وحی و غیره دارد که در ما نیست، و با این حال چرا این رسول طعام میخورد، و در بازارها راه می رود، تا لقمه نانی بدست آورد؟او باید برای اینکه محتاج کاسبی نشود، گنجی نزدش بیفتد و دیگر محتاج بامدن بازار و کار و کسب نباشد، و یا باید باغی داشته باشد که ازآن ارتزاق کند، نه اینکه از همان طعامها که ما میخوریم استفاده کند، دیگر اینکه باید فرشته ای با اوباشد که در کار انذار کمکش کند.
و خدایتعالی استدلالشان را رد نموده فرمود: (انظر کیف ضربوا لک الامثال، فضلوافلا یستطیعون سبیلا) (۳) تا آنجا که میفرماید: (و ما ارسلنا قبلک من المرسلین، الا انهم لیاکلون الطعام، و یمشون فی الاسواق، و جعلنا بعضکم لبعض فتنه، ا تصبرون؟و کان ربک بصیرا، ببین چگونه مثلها می زنند، و این بدان جهت است که گمراه شده نمیتوانند راهی پیدا کنند – تا آنجا که می فرماید – و ما قبل از تو هیچیک از پیغمبران را نفرستادیم، الا اینکه آنان نیز طعام میخوردند، ودر بازارها راه میرفتند، و ما بعضی از شما را مایه فتنه بعضی دیگر کرده ایم، ببینیم آیاخویشتن داری می کنید یا نه، البته پروردگار تو بینا است) (۴) و در جای دیگر از استدلال نامبرده آنان این قسمت را که می گفتند: باید فرشته ای نازل شود، رد نموده می فرماید: (و لو جعلناه ملکا لجعلناه رجلا، و للبسنا علیهم ما یلبسون، بفرض هم که آن رسول را فرشته می کردیم باز در صورت مردی می کردیم و امر را بر آنان مشتبه میساختیم). (۵) باز قریب بهمین استدلال را در آیه: (و قال الذین لا یرجون لقاءنا، لو لا انزل علینا الملائکه؟
او نری ربنا لقد استکبروا فی انفسهم، و عتوا عتوا کبیرا، آنانکه امید دیدار ما ندارند، گفتند: چراملائکه بر خود ما نازل نمیشود؟و چرا پروردگارمان را نمی بینیم؟راستی چقدر پا از گلیم خود بیرون
……………………………………..
۱ – زخرف آیه ۳۱
۲ – سوره فرقان آیه ۸
۳ – سوره فرقان آیه ۹
۴ – سوره فرقان آیه ۲۰
۵ – سوره انعام آیه ۹
نهادند، و چه طغیان بزرگی مرتکب شدند؟!)، (۱) از ایشان حکایت کرده چون در این گفتارشان خواسته اند با این توقع که خودشان نزول ملائکه و یا پروردگار را ببینند، دعوی رسالت رسول خدا(ص)را باطل کنند، و بگویند: ما هم که مثل اوئیم، پس چرا خودمان نزول ملائکه را نبینیم؟
و چرا خودمان پروردگارمان را دیدار نکنیم؟!
خدایتعالی استدلالشان را رد نموده و فرموده: (یوم یرون الملائکه، لا بشری یومئذ للمجرمین، و یقولون حجرا محجورا، روزی خواهد رسید که ملائکه را ببینند، اما روزی که مجرمین مژده ای ندارند و در امانخواهی فریادشان به حجرا حجرا بلند میشود) (۲) و حاصل معنای آن این استکه این کفار با این حال و وصفی که دارند، ملائکه را نمی بینند، مگر در حال مردن، همچنانکه در جای دیگر همین پاسخ را داده و فرموده: (و قالوا: یا ایها الذی نزل علیه الذکر انک لمجنون، لو ما تاتینابالملائکه؟ان کنت من الصادقین، ما ننزل الملائکه الا بالحق، و ما کانوا اذا منظرین، گفتند: ای کسیکه ذکر بر او نازل شده، تو دیوانه ای، اگر راست میگوئی، چرا این ملائکه بسر وقت خود مانیاید؟(مگر ما از تو کمتریم؟)اینان میدانند که ما ملائکه را جز بحق نازل نمیکنیم، و وقتی بحق نازل کنیم دیگر بایشان مهلت نمیدهند). (۳) این چند آیه اخیر علاوه بر وجه استدلال، نکته ای اضافی دارد، و آن این است که اعتراف براستگوئی رسولخدا(ص)کرده اند، چیزیکه هست میگویند: خود او نمیداند آنچه که میگوید، اماوحی آسمانی نیست، بلکه هذیانهائی است که بیماری جنون در او پدید آورده، همچنانکه در جای دیگر از ایشان حکایت میکند که گفتند: (مجنون و ازدجر، اجنه او را آزار میدهند). (۴) و کوتاه سخن آنکه امثال آیات نامبرده در مقام بیان استدلالهائی است که کفار از طریق مماثلت بر ابطال دعوی نبوت انبیاء کرده اند.
(در خواست معجزه بعنوان حجت و شاهد از انبیاء برای پذیرش دعوت آنها)عکس العمل دوم که مردم در برابر دعوت انبیاء نشان دادند، این بود که دعوت آنان رانپذیرفتند مگر وقتی که حجت و شاهدی بر صدق دعوی خود بیاورند، برای اینکه دعوی انبیاءمشتمل بر چیزهائی بود که نه دلها و نه عقول بشر آشنائی با آن نداشت، و لذا باصطلاح فن مناظره از راه منع با سند وارد شدند، و منظورشان از شاهد همان معجزه است.
توضیح اینکه ادعای نب
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
