اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نجوایی در خلوتگه دل
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 68
فرمت فایل پاورپوینت
ارائهی فایل پاورپوینت کامل نجوایی در خلوتگه دل – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل نجوایی در خلوتگه دل شامل 23 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل نجوایی در خلوتگه دل:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل نجوایی در خلوتگه دل به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نجوایی در خلوتگه دل به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نجوایی در خلوتگه دل با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل نجوایی در خلوتگه دل با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نجوایی در خلوتگه دل با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل نجوایی در خلوتگه دل را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نجوایی در خلوتگه دل :
در شبی که درازایش به طول تاریخ می نمود، با شهیدان راز می گفتم و درمشهد خونین آنان با چشم دل، پای برهنه،دل سوخته و اشک ریزان، نظاره می کردم.آرزوهای خفته و کمرنگی که در زیرخاکستر آمال بی انتها گم بودند ناگه سربرآورده شعله کشیدند و با قوت تمام درآسمان دل رقصیدند، سوختند، سوزاندندو خاکستر کردند; قطره شدند و ازپنجره های چشمان خون گرفته ام بر پهنای صورت غلتیدند و چون موجی پرخروش به دل رسیدند و در یک چشم به هم زدن ناخالصی های روح آزرده ام را شستند و باخود بردند. در آن لحظه با شکوه آرزوکردم همچو آنان باشم و چو آنان پر کشیده اوج گیرم. اما این دقیقه پرشتاب، آذرخشی می نمود که بر بلندای روحم که در آن خلوت راز، علو و بلندی یافته بود فرودآمد و گذشت و تمام شد. و مگر نه آنکه برق بلندیها را می گیرد!
به خویش آمدم از سکر و مستی آن لحظه خارج شده بودم. مگر من خاکی ودربند ماده، و محبوس آرزو و مقهور هواچه بودم که مجال چنین خواهشی را درخویش یابم؟
اما به امید بخشایشی از سحاب رحمت الهی ، در خلوتگه دل نجوا کردم:
پروردگارا با قلبی آکنده از درد ، ریش وپریشان از رنجهایی که بشر بی یاد تومتحمل می شود، با چشمی اشکبار که ریزش اشکهای آن هرگز تمامی نخواهدپذیرفت با تو سخن می گویم.
پروردگارا تو نوری که تاریکیهای وحشت بار روان آدمی را با پرتو ذات مبارکت روشنا می بخشی. خدایا تو آن وجود پاکی که خیانتها و خرابیهای روح انسان در زلال مقدست شسته می شود وزنگارهای سیاه و تیره اش با بارش رحمت و فضل تو جلا و صفا می یابد.
ای عشق مطلق ، ای آرام دل ، جان جانان ، روح و روانم ، زیبای زیباییها، ای همه بودم، عشق و امیدم ، درمان و دردم،زهرم و شهدم، ای همه هستی من، من بینوا پرنده پرشکسته، که راه پرواز را گم کرده ام و بر منجلاب خاک عفن و لجن آلود زمین، زمینگیر شده و در حال پوسیدن و عفونت گرفتن هستم،می خواهم از ملکوت آسمانها، از عشق، ازرویش، از جوانه، از پر گشودن به سوی خورشید از سوختن و در تف دردگداختن، از اولیا و عاشقان دلسوخته سخن بگویم.
ای پرده پوش امین، ای رازدار خاص،ای محرم بی چشمداشت، تو بیش از هرکسی به ویرانه های دل من واقفی. می دانم که اینک در ملکوت اعلا ، لاهوتیان نورانی در حق من چه می اندیشند ومی گویند: “ای محور عالم، ای خالق حق به سخنان زیبای این بنده سیه رو که توبه شکنی قهار است توجه نکن، به اعمالش بنگر که چه ها از او سر نزده است و تو آنها را پوشانده ای . مگر تو نبودی که هربار خطاهایش را به پیشگاهت آوردیم،فرمودی آبرویش را نگه دارید که این بینوا، رنگی از اسلام و جرقه ای کم سو ازایمان دارد. به حرمت رنگی که از اسلام براوست عزیزش می داریم و خوارش نمی سازیم.
الهی ! تو بارها هنگام لغزش و افتادن،این بنده ات را زبون و ناتوان ساختی ووی را تنبیه کردی تا به خطایش پی برد وجلوی خطر را بگیرد، و اگر به او رحم وشفقت نداشتی ، آزادش می گذاشتی تااسفل السافلین تیرگی و پستی برود و ازدایره مغناطیس رحمت و لطفت بدرافتدو دیگر در میدان جذبه عشق و گذشت تونباشد و گیرایی محبتت، او را دوباره به مرکز جاذبه نکشاند.
محبوب دلربایم، دیگر چه گویم که توبه قلب و جان من، به گفتار و کردار من درمانده داناتر و بیناتری و تو می دانی بنده ای که هم اکنون با زبان آوری بر صفحه سپید کاغذ نقش های زیبا می زند ، چه سیرت سیاه و خبیث و ناسپاسی دارد. چه مهرها که به او ورزیده ای و او در پاسخ بی مهری کرده; چه لطفها کرده ای و او درمقابل بر جفا و ستم خویش افزوده است;چه پرده پوشیها نموده ای و او چه
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
