خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل قرائات قرآنی از دیدگاه روایات
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 73
فرمت فایل پاورپوینت
ارائهی فایل پاورپوینت کامل قرائات قرآنی از دیدگاه روایات – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل قرائات قرآنی از دیدگاه روایات شامل 79 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل قرائات قرآنی از دیدگاه روایات:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل قرائات قرآنی از دیدگاه روایات به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل قرائات قرآنی از دیدگاه روایات به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل قرائات قرآنی از دیدگاه روایات با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل قرائات قرآنی از دیدگاه روایات با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل قرائات قرآنی از دیدگاه روایات با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل قرائات قرآنی از دیدگاه روایات را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل قرائات قرآنی از دیدگاه روایات :
در حدیثی از سوی عامّه و خاصّه وارد شده است که پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «انّ هذا القرآن أُنزل علی سبعه أحرفٍ فاقْرَؤُا ما تیسّر منه». مضمون حدیث مذکور، با تعابیر مختلف از علمای عامّه و خاصّه وارد شده است. قبل از شروع به بحث در معنای «أحرف» و «سبعه» و محتوای حدیث، چند مطلب قابل تذکر است:
در این نوشتار برآنیم تا به نقل روایات و اقوالی از پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ و ائمه معصومین ـ علیهم السّلام ـ در مورد تأیید قرائات قرآنی و خصوصاً قرائات سبعه بپردازیم.
تأیید پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در حدیثی از سوی عامّه و خاصّه وارد شده است که پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: انّ هذا القرآن أُنزل علی سبعه أحرفٍ فاقْرَؤُا ما تیسّر منه»[۱] مضمون حدیث مذکور، با تعابیر مختلف از علمای عامّه و خاصّه وارد شده است. قبل از شروع به بحث در معنای «أحرف» و «سبعه» و محتوای حدیث، چند مطلب قابل تذکر است:
اوّلاً: هیچیک از علمای عامّه در صحّت حدیث فوق، تردید ندارد و آن را از متواترات میشمارند و از علمای خاصّه نیز بسیار اندکند که در صحّت سند و تواتر آن شک[۲] و یا ردّ نمودهاند[۳]، با دقت در بیان آنها سستی اقوالشان به راحتی آشکار میشود و به نقل آنها نیازی نیست. صاحب مصباح الفقیه میفرماید: این عبارت (حدیث مذکور) از پیغمبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ صادر شده است بلکه ادّعای تواتر آن را نیز نمودهاند.[۴]
ثانیاً: میگوییم برخلاف عدّهای از علمای عامّه، ما معتقدیم که بر پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فقط یک قرائت نازل شد نه اینکه وحی در هر بار بر قرائتی خاص نازل شده باشد. و همچنین اعتقاد داریم که پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ فقط بر یک وجه قرائت میفرمود نه به چند وجه، اگر چه اختلاف قرائتِ اصحاب را بنا بر آیه ی: «وَ ما جَعَلَ عَلَیکمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ»[۵] برخلاف و تحریف و تغییر قرآن نمیدانستند بلکه برای رفع عسر و حرج و در حدّی که معنای اصلی و مقصود حقیقی قرآن تغییر نکند، میپذیرفتند.
ثالثاً: عدّهای از علمای بزرگ علوم قرآنی با وجود طرح تمامی مباحث علوم قرآنی در کتابشان، از طرح این مبحث بخاطر مشکل بودن معنای آن و اختلاف نظر شدید علما، طفره رفتهاند چرا که نه میتوانستند حدیث را ردّ کنند؛ چون از علمای موثّق عامّه و خاصّه وارد شده بود و نه میتوانستند توجیه صحیح آن را بیان نمایند.[۶]
سیوطی گفته است: «این حدیث، حدیث مشکل و نا مفهومی است» و بنا به قول ابن عربی، موحد کبیر اسلام: «برای تشخیص معنای این حدیث، هیچگونه نص و حدیثی نداریم و به همین دلیل مردم بر سر فهم صحیح این حدیث اختلاف کردهاند»[۷] در «الإتقان» این حدیث از ۲۱ نفر از صحابیان و در مقدّمه تفسیر طبری از بیش از پنجاه نفر نقل شده است. با مطالعه در تاریخ عرب جاهلی و صدر اسلام و با پی بردن به جوّ حاکم بر حجاز در ابتدای طلوع خورشید اسلام و نیز با توجه به منطق دین آخرین پیامبر خدا، در مورد عبادت و فرمانبرداری از خداوند، بدون شک باید بگوییم اسلام همیشه جاذبهاش بسیار قوی و مقدم بر دافعهاش میباشد.
آن اعرابیای که قبل از اسلام، فقط بخاطر یک کلمه حرف یا یک شعر ـ چون در مخمصه و تنگنای اجتماعی واقع میشد و احساس سرشکستگی میکرد ـ سالهای متمادی جنگ وخونریزی به راه میانداخت و یا بخاطر دختر بودن فرزندش او را زنده به گور میکرد تا این ننگ و عار اجتماعی را از گردنش بردارد، آیا بخاطر دینش این سرشکستگی اجتماعی را بجان خواهد خرید؟ البته که نه؛ چون گرچه روی به اسلام آورده ولی آن روحیه عناد وار و عصبیتش از بین نرفته و منطق دین نیز چنین اجازهای نمیدهد کسی را که جذب اسلام شده و به آن رو آورده در ابتدای امر، او را تنها بخاطر عدم صحّت قرائت، طرد کند و یا عامل طردش را به وجود آورد و عکس العمل پیامبر نیز در مشکلات اجتماعی، بسیار زیبا و دقیق است چرا که تمام افعال و اقوالش به تعلیم و برگرفته از وحی الهی است.
از آنجا که لهجههای عرب بسیار متفاوت است و اگر قرار بود قبل از مأنوس شدن با قرائت قرآن، به لهجه قریش به عرب تازه مسلمان بگویی غلط خواندی، آن روحیه، لجاج و عنادش طغیان مینمود و از دین خارج میگشت و یا کینه به دل میگرفت. پس چه زیباست که پیامبر در ابتدای امر، همه ی قرائتها را ـ که معنای اصلی تغییر نیافته ـ تأیید مینماید و به یکی میفرماید: «أحسنت» نیکو و درست خواندی و به دیگری که ـ به گونهای دیگر قرائت کرده ـ میفرماید: «أصَبْتَ» به حق قرائت نمودی و به سومی میفرماید: «هکذا أُنزلت» یعنی آیه همین گونه نازل شد. البته قابل توجه است که تأیید پیامبر، قراءات مختلف را و یا مجوّز ایشان در قراءات مختلف به جهت تیسیر، بدانگونه نیست که هر کس به هر شکل خواست بخواند بلکه باید مراد اصلی خداوند تبارک و تعالی تغییر نکند و چنین اتفاقی هم طبعاً رخ نمیداده چرا که تازه مسلمانان قصد عناد ورزی با قرآن را نداشتند و چه بسا اهتمام در صحّت قرائت و تعلّم شیوه قرائت پیامبر داشتهاند ولی چون کلمات، هم معنا و مترداف بودهاند لذا بعضی از آنها را که فراموش میکردند و به جایش کلمه مترادف را میگذاشتند و بنا بر مقدّمهای که بیان داشتیم، باید بگوییم که منظور پیامبر از کلمه «أنزل» معنای مجازی بوده و نه حقیقی و این مطلب بر متبحّر علوم اسلامی واضح و روشن است.
بعد از تعلیم و قرائت پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ صحابیان در صدد حفظ و یادگیری آن بودهاند و از آنجا که صحابیان از قبایل متعدد عرب بودهاند که هر کدام لهجه و اصطلاح خاص خود را داشتهاند، پس در امر قرائت، طبیعی است که دچار اختلاف قرائت شوند و چه بسا از این امر رنج میبردهاند و به پیامبر مراجعه کرده و خواستار اصلاح این مشکل اجتماعی میشدند و تحقیقاً پیامبر اکرم نیز امر به ما لایطاق نمیکند ـ و واقعاً هم مشکل ما لا یطاق بوده ـ چون یادگیری یک لهجه و زبان خاصی که قرآن به آن شیوه نازل شده، برای افرادی که در تمام عمر با لهجه خودشان مأنوس بودهاند، نامأنوس مینموده و برای پیران با ممارست و ریاضت همراه بوده است. پس بنابراین، تیسیراً علی الأمّه این اختلاف قرائت را میپذیرفته است؛ چون معنا و مراد اصلی خداوند تغییر نمییافته ـ و تا حدّی که مقصود اصلی خداوند تغییر نیابد حضرت، میپذیرفت ـ و چون ما معتقدیم که تمامی افعال و اقوال پیامبر، تعلیم وحی است پس باید قبول کنیم که اصطلاح «أنزل» در حدیث از این باب است و پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ مجازگویی فرموده است.
این جواز قراءات، مقطعی و برای یک برهه از زمان نیست؛ چون نسخ نشده و مادامی که برای افراد، قرائت، مشکل و حرج داشته باشد، این اجازه داده شده، لذا آنهایی که فکر میکنند عثمان مردم را بر یک قرائت جمع کرد و بعد از آن این حدیث نسخ شده، در اشتباه میباشند؛ چون عمل عثمان، جهت رفع حرج و عسر نبود بلکه جهت نجات مسلمین از انحراف بود، همانطورکه اشاره شد، هر گروه بخاطر قرائت مختلف، با اختلاف بسیار شدید، گروه دیگر را تکفیر میکرد.[۸]
بنابراین، باید گفت این اختلافات، دامنه چشمگیری پیدا کرد و تلاشهای عثمان هم ثمری نبخشید، اگر چه باعث شد بعدها قراءات صحیح در همان شهرهایی شهرت پیدا کند که آن پنج مصحف بدانها فرستاده شده بود تا اینکه همزمان با اختلاف قراءات، قرّاء سبعه از شهرهای بزرگ بپا خواستند و از اول دوران جوانی به امر قرائت اهتمام ورزیدند و تمام عمر خود را صرف تتبّع و تحقیق در امر قرائت نمودند و به طوری که اشاره شد آنها همیشه اوقاتشان را در امر قرائت صرف میکردند و در بلاد اسلامی مشهور شدند و همه مردم آنها را به عنوان موثّقترین اشخاص و قرائتشان را به عنوان بهترین قرائت، برگزیدند. ما برای اثبات این که این حدیثِ پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ به قراءات سبعه اشعار دارد ـ البته نه مستقیماً ـ دو دلیل اساسی میآوریم:
دلیل اول:
۱.بیشک مسلمین در امر قرائت ـ به علل مختلف ـ دچار اختلاف قرائت میشدهاند و این یک الزام اجتماعی بوده است.
۲.و نیز تحقیقاً برای رفع این مشکل به پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ رجوع مینمودهاند.
۳.و طبعاً پیامبر نیز برای رفع مشکل، چارهای میاندیشید و تا آنجا که محتوای اصلی آیه و منظور خداوند تغییر نیابد، به اختلاف قراءات اجازه میداد.
حال میگوییم این اختلاف که یک الزام اجتماعی است تا اواخر قرن اول امتداد یافته است، ولی بیشک عدّهای از اصحاب، تابعین، طبقه اول و دوم قاریان، در شیوه قرائت قید «ما لم تجعل رحمهً عذاباً أو عذاباً رحمهً»را رعایت ننمودهاند و از عدم تغییر سیاق آیه به کنار رفتهاند و این عدّه موجب شدهاند که اختلاف از حدّ لفظ گذشته و به اختلاف در معنای آیه منجر شود و امر پیامبر اسلام اجرا نشود و متعلمین اینان نیز چنین بودهاند و تا اواخر قرن اول، این مشکل گریبان گیر جامعه مسلمین بوده تا اینکه عدّهای با کاردانی و تحمّل مشکلاتِ تحقیق و تتبّع و صرف عمر در این راه، توانستند این اختلاف قراءات را پیش ببرند البته تا جایی که مخالف سفارش پیامبر اکرم نشده باشد؛ یعنی عدم تغییر محتوای آیه و مقصود خداوند متعال، با این فرق که درعصر پیامبر این امکان وجود داشت که همان قرائت مُنزل را آموخت و بخاطر سپرد و تلاوت کرد ـ و لو باعسرت و سختی ـ لکن در این زمان (اواخر قرن اوّل) هر یک از قرّاء سبعه فقط توانستند به صحیحترین وجهی که میشود قرائت کرد، دست یازند. با دقّت در مطلبی که بیان کردیم، نتیجه این میشود که «قراءات سبعه» نیز از مصادیق این حدیث میباشند بلکه چون در حال حاضر ما فقط همین هفت نوع قرائت را داریم ـ به اجماع علمای عامّه و خاصّه ـ باید بگوییم مصداق حدیث پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ فقط همین قراءات سبعه است (دقت شود) ما نمیگوییم پیامبر خدا پیشگویی کرده و منظورشان از «أحرف سبعه» همان اشخاص مشخص قرّاء سبعه هستند بلکه میگوییم این حدیث در حال حاضر در قرائت آنان منحصر میشود. حال ممکن است این سؤال پیش آید که در این صورت باید کلمه «أحرف» به معنای قرائتها باشد و نه معنای دیگر.
اتفاقاً ما به منابع تاریخی و روایی مراجعه نمودیم و معلوم شده که در بسیاری از روایات و احادیث، منظور از «حرف، قرائت» است و فقط میتوان از «حرف، قرائت» را مقصود گوینده دانست و بعضاً خود نیز تصریح کردهاند. علّامه شعرانی» میفرماید: «آنچه نزد ما مقبول است، نازل شدن قرآن بر حرف واحد میباشد، مقصودم قرائت واحد است»[۹] در تاریخ قرآن آمده است: «معنای دیگر أحرف، قراءات است اگر چه قراءات مستلزم کلمات و سخنان زیاد است (از حیث معنای لغوی) ولی پیغمبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ از باب تسمیه الکل باسم جزئه از قراءات، به «أحرف» تعبیر فرموده.[۱۰] و نیز زرقانی در «مناهل العرفان» و طبری در تفسیرش و همچنین ابن الجزری در طبقات القرّاء و ابوعمرو الدانی، «حرف» را به «قرائت» ترجمه نمودهاند؛ یعنی از «حرف، قرائت» را قصد کردهاند.
دلیل دوم:
اکثر بلکه همه ی دانشمندان علوم قرآنی که به توضیح این حدیث پرداختهاند، آن را از نقطه نظر «أحرف سبعه» یا «سبعه أحرف» مورد پژوهش و تحقیق قرار دادهاند؛ یعنی از کلّ حدیث فقط کلمه «سبعه أحرف» را بررسی کردهاند که مقصود از «أحرف» چیست؟ چون همه ی معضلات در فهم معنای «أحرف» و «سبعه» است و هر کس را نظری در این باب میباشد، علی هذا این حدیث، به حدیث «سبعه أحرف» یا «أحرف سبعه» شهرت یافته است.
ابتدا در معنای کلمه «سبعه» بحث میکنیم، عدّهای از دانشمندان در صدد بیان این نکته بودهاند که منظور پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ از سبعه، عدد حصری نیست بلکه در حدیث، «سبعه» دلالت بر کثرت دارد. اگر چنین بود، معنای «أحرف» و تفسیر آن به وجوه متعدد، آسان بود امّا چه کنیم که سستی این قول بسیار آشکار است. و سیوطی این نظریه را با دلایل قطعی رد کرده و واقعاً با پرمایگی، این سطور را نگاشته است.[۱۱] و بسیاری از علمای علوم قرآنی معتقدند که عدد «سبعه» دالّ بر «حصر» است نه کثرت[۱۲]، خصوصاً که در تمامی احادیث وارده، عدد «هفت» آمده نه «هفتصد»، تا دلالت بر کثرت کند. و امّا در معنای کلمه «أحرف»، حقیر گوید این بحث را صاحب «مباحث فی علوم الق
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
