اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تغییرات اجتماعی ازدواج
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 52
فرمت فایل پاورپوینت
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل تغییرات اجتماعی ازدواج!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل تغییرات اجتماعی ازدواج بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل تغییرات اجتماعی ازدواج از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل تغییرات اجتماعی ازدواج شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل تغییرات اجتماعی ازدواج استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل تغییرات اجتماعی ازدواج با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل تغییرات اجتماعی ازدواج قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل تغییرات اجتماعی ازدواج حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل تغییرات اجتماعی ازدواج به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تغییرات اجتماعی ازدواج :
چکیده:
ازدواج به مثابه یک پدیده اجتماعی است که در بستر پیچیده ترین و حساس ترین روابط اجتماعی میان دو جنس مخالف برقرار می شود و به عنوان مقدمه و منشأخانواده محسوب می گردد و یکی از مهمترین پدیده های اجتماعی- زیستی و فرهنگی مربوط به جامعه و انسان است. ازدواج برحسب ماهیت، نوع و انگیزه می تواند پیامدهای مثبت و منفی داشته باشد. لذا بررسی تغییرات اجتماعی آن حائز اهمیت می باشد. بدین لحاظ در این مجال ضمن ارائه نظریات جامعه شناسی خانواده و آثار سازنده ازدواج بر فرد، تغییرات کمّی و کیفی ازدواج در ایران بررسی شده است.
واژگان کلیدی:
ازدواج، خانواده، زن، پیوند مقدس، زناشویی، زوجیت، همسرگزینی، مرد، تشکیل خانواده.
ازدواج پیوند طبیعت با همه سادگی و عینیت آن و فرهنگ با همه پیچیدگی و ذهنیتش می باشد. ازدواج زن و مرد، منشاء تشکیل خانواده به عنوان کوچکترین واحد اجتماعی است و در واقع یکی از پیچیده ترین روابط اجتماعی میان دو جنس مخالف در جهان طبیعت می باشد که دارای ابعاد و پیامدهای زیستی، روانی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و حتی سیاسی است و از منظر علوم مختلف نظیر روان شناسی، جامعه شناسی، انسان شناسی، جمعیت شناسی و … قابل مطالعه و بررسی می باشد. ازدواج آثار مستقیم و غیر مستقیمی را بر زندگی فردی و اجتماعی افراد بر جای می گذارد؛ هرچند که پدیده ازدواج نیز متقابلاً بر جامعه و فرد تأثیرگذار است.
ازدواج از جنبه جامعه شناختی، دارای ساختار، ماهیت، کارکرد و پیامدهای اجتماعی پیش بینی شده و پیش بینی نشده مثبت یا منفی، آسیب زدا یا آسیب زا است که کنش و واکنش اجتماعی اعضای جامعه و ساختارهای اجتماعی را متأثر می سازد، خصوصاً پیامدهای نامطلوب ازدواج های غیراصولی، از یک سو ساختار، ماهیت و کارکردهای خانواده را در طول زمان دچار تغییر و تحول می سازد و از سوی دیگر ارزش های محوری جامعه به ویژه امنیت اجتماعی و اخلاقی را تحت الشعاع قرار می دهد.
نگرش و دیدگاه نسبت به «ازدواج» به عنوان یک «واقعیت اجتماعی»، تحت تاثیر فرهنگ و نقش و موقعیتی است که در آن به سر می بریم. طبق بینش جامعه شناختی «واقعیت هرگز به ما نمی گوید که چیست، بلکه انسان ها باید واقعیت را آن گونه که هست، تفسیر کنند و آن تفسیر با فرهنگی که ما برای راهنمایی خود به کار می بریم آغاز می گردد. هرچند فرهنگ نیز به نوبه خود از گروه های ما و از جامعه ما ناشی می شود». (شارون، ۱۳۷۹: ص۱۳۹) بنابراین دیدگاه فرد نسبت به ازدواج تابع فرهنگی است که به آن تعلق دارد، همچنین ملهم از موضع و جایگاه فرد در جامعه است. به عبارت دیگر برخی باورهای فرد، ناشی از تأثیر فرهنگ و جامعه ای است که در آن زندگی می کند، مانند نقش مرد یا زن بودن، مثلاً واقعیتی به نام زن بودن به مفهوم یاد گرفتن «اندیشیدن مانند یک زن» است، یعنی اعتقاد به اینکه عاطفه، حیا، صبر، بردباری، گذشت، خانه داری، بچه داری و مادری، کنش های ضروری برای یک زندگی خوب و رضایت بخش است و مرد بودن نیز به مفهوم یاد گرفتن «اندیشیدن مانند یک مرد» است، یعنی باور داشتن به اینکه نان آوری، سرپرستی خانواده، احساسی نبودن، تلاش برای کسب معاش، اعتبار اجتماعی، لازمه یک زندگی خوب و سعادتمندانه است.
تعریف مفاهیم کلیدی
ازدواج
در فرهنگ معین[۱] «ازدواج رابطه ای حقوقی است که برای همیشه یا مدتی معین، به وسیله عقد مخصوص بین زن و مرد حاصل شده و به آنها حق می دهد که از یکدیگر تمتع جنسی ببرند». در تعریفی دیگر «ازدواج و زندگی زناشویی یک پدیده طبیعی قراردادی است». (شهید مطهری، ۱۳۵۷) همچنین برخی ازدواج را فرآیندی از کنش متقابل بین یک مرد و یک زن؛ برخوردی دراماتیک بین فرهنگ (قواعد اجتماعی) و طبیعت (کشش جنسی) و پیوندی دائمی میان دو جنس مخالف می دانند که در یک چارچوب رسمی و قانونی مجاز به برقراری مناسبات جنسی می شوند. (رضوی و دیگران، ۱۳۸۱: ص۸)
در تعریف دیگر، ازدواج به عنوان یک نهاد و کانون اجتماعی ملهم از سه منبع قانون، عقاید اجتماعی و اعتقادات مذهبی بوده و مبتنی بر شش نکته است:
۱- ازدواج یک انتخاب شخصی آزاد است که بر پایه عشق استوار می گردد؛
۲- بلوغ و استقلال یک نیاز مسلم برای اقدام به ازدواج است؛
۳- ازدواج، ارتباطی بین دو جنس مخالف است؛
۴- در یک زندگی مشترک، مرد سرپرست بوده، تأمین معاش و محافظت از خانواده را بر عهده دارد؛
۵- وفاداری جنسی و تک همسری، انتظارات یک ازدواج می باشند؛
۶- ازدواج به طور طبیعی با تولد فرزندان همراه است. (ناک، ۱۳۸۲: ص۱۴)
ازدواج بر حسب فرهنگ و اقوام مختلف دارای انواع گوناگونی است از جمله: ازدواج خارجی، داخلی، تعدد زوجات، وحدت زوجه، تعدد شوهران، ازدواج رسمی، ازدواج خصوصی، ازدواج تولیدی، ازدواج موقت، ازدواج دائم، ازدواج آزمایشی، ازدواج خانوادگی، ازدواج دوشیزه ای، ازدواج شبیه، ازدواج تصرفی، ازدواج تطبیقی، ازدواج استبدال، ازدواج شغار (رضوی و دیگران، ۱۳۸۱: ص۹)، ازدواج میراثی، ازدواج تشریفاتی و تصنعی، ازدواج سه ربعی، ازدواج روزانه، ازدواج قبرستانی، ازدواج تطلیقی (مصلحتی، ۱۳۷۹: ص۴۲) هر کدام از انواع ازدواج های مذکور دارای تعریف خاص خود است.[۲] در این مطالعه، ازدواج دائمی و رسمی که به تشکیل خانواده زن و شوهری منجر می گردد، مد نظر می باشد.
خانواده
خانواده یک گروه خویشاوندی است که مسئولیت اصلی در اجتماعی کردن فرزندان و برآوردن برخی از نیازهای بنیادی دیگر جامعه را به عهده دارد. خانواده شامل گروهی از افراد است که از راه خونی، زناشویی یا فرزندپذیری با یکدیگر ارتباط می یابند و طی یک دوره زمانی نامشخص، با هم زندگی می کنند.(کوئن،۱۳۷۲: ص۱۲۷)
خانواده بر حسب فرهنگ و تاریخ، شرایط اقتصادی و اجتماعی اقوام و جوامع مختلف، به شکل تک همسری، چند همسری، پدرتبار، مادرتبار، دوسوتبار، پدرسالار، مادرسالار، مادرمکان، پدرمکان، نومکان و … بوده است، اما به طور کلی در طول تاریخ، خانواده برحسب رابطه خونی یا سببی، به دو شکل تکوین یافته است:
۱- خانواده گسترده که مبتنی بر رابطه خونی است و تعدادی از افراد شامل والدین، فرزندان، پدربزرگ ها، عمه ها، دایی ها، عموها، خاله ها، عموزاده ها، خاله زاده ها، عمه زاده ها و دایی زاده ها را دربرمی گیرد. این نوع خانواده را «خانواده همخون» نیز می نامند. (همان، ص۱۲۸) البته علاوه بر پیوند خونی، نوعی اتحاد خانوادگی نیز در این نوع خانواده وجود داشته که بیشتر در دوران ماقبل صنعتی بوده و وظایف اعضای خانواده، از وظایف خانواده امروزی متفاوت بوده است که در ریشه یابی کلمه خانواده، این نکته محرز می باشد.[۳]
۲- خانواده هسته ای که بر حسب رابطه سببی و پیوند ازدواج و زناشویی حاصل می شود و به یک واحد خانوادگی بنیادی مرکب از همسر، شوهر و فرزندانشان اطلاق می گردد که گاه آن را «خانواده زن و شوهری» نیز می نامند. (همان) خانواده هایی که بر حسب رابطه سببی تشکیل می شوند، بر اساس شکل و نوع ازدواج دارای اشکال متعددی نظیر تک همسری، چند همسری، چندزنی و گروهی است. در این مطالعه، خانواده تک همسری مورد نظر است که حاصل ازدواج یک زن و یک مرد می باشد و شکل رایج و متعارف خانواده هسته ای است و بعد از انقلاب صنعتی و تا کنون فراوان ترین شکل زناشویی در جوامع بشری بوده است.
نظریات خانواده در دوران نوین
نهاد خانواده معطوف به ازدواج زن و مرد، یکی از نهادهای اجتماعی است که سابقه ای دیرینه دارد و از همان ابتدای زندگی اجتماعی، نیاز به جنس مخالف و امنیت مبنای تکوین آن به شمار می رود، به طوری که پیدا شدن انسان بر روی زمین با تشکیل خانواده همزمان بوده و بی تردید دفاع از حریم انسان در برابر جانوران درنده و حوادث طبیعی، زندگی جمعی را برای انسان اجاد کرده است. (حیات اجتماعی زن در تاریخ ایران، ۱۳۶۹، ص۲۱)
بنابراین علاوه بر نیاز جنسی، نیاز به داشتن حس نظم و احساس امنیت، در واقع از عوامل مؤثر بر تکوین و استمرار اجتماع محسوب می گردد که خانواده به عنوان هسته بنیادین اجتماع، از همان آغاز نقش اساسی در ایجاب و تقویت احساس نظم و امنیت هستی شناختی در زندگی اجتماعی افراد داشته است.
در جامعه شناسی دو دیدگاه در مورد خانواده مطرح است. دیدگاه اول بر مطلوبیت خانواده تأکید کرده و آن را به صورت گروهی خاص و ویژه در نظر می گیرد. مطابق این دیدگاه، خانواده، برتر از جامعه یا در برابر جامعه قرار می گیرد و بدون توجه به مشکلات واقعی موجود در خانواده، به صورت ایده آل توصیف می شود.[۴] دیدگاه دوم بر ارتباط متقابل جامعه و خانواده تأکید کرده و بازتاب شرایط تعارضی جامعه در خانواده را حائز اهمیت می داند، زیرا خانواده به صورت «طبیعی» وجود ندارد، بلکه در هر زمان، بازتابی از شرایط اجتماعی است، لذا خانواده را باید با توجه به قشری که در آن قرار دارد، مورد بررسی قرار داد.
رنه کونیگ معتقد است که بر طبق تقسیم بندی جامعه شناسی کلان و جامعه شناسی خرد، دو نوع بررسی از پدیده خانواده ضروری است. اول نگرش به خانواده در ارتباط با کل جامعه، با در نظر گرفتن مناسبات کلی جامعه و همچنین بررسی رابطه نظام خانواده با پاره نظام های دیگر و دوم نگرش به خانواده به عنوان نظامی خاص، یعنی گروه کوچک با ساختار و کارکرد خاص خود. مطابق این دیدگاه، خانواده به عنوان یک گروه اجتماعی با ویژگی های متفاوت از سایر گروهها مورد بررسی قرار می گیرد. (اعزازی، ۱۳۸۲: ص۷۲)
بررسی های جامعه شناسانه در مورد خانواده، در قرن نوزدهم توسط دو متفکر اجتماعی به نام فردریک لوپلی[۵] فرانسوی و ویلهلم هانریش ریل[۶] آلمانی شروع شد که بعدها به عنوان «پدران جامعه شناسی خانواده» محسوب شدند. آنان در آن زمان، در اوج انقلاب صنعتی اروپا و در دوران گذار، شاهد فروپاشی خانواده گسترده و تبدیل آن به خانواده هسته ای بودند و هر دو در نظریه های خود، خانواده گسترده را مطلوب دانسته و از دولت ها تقاضا می کردند که با ایجاد محدودیت هایی در «حقوق فردی»، افراد را به زندگی در خانواده گسترده وادار کنند. نظرات آنها تا مدتی طولانی در اروپا حاکم بود تا اینکه در اوایل قرن بیستم با نفوذ افکار جامعه شناسانه دورکیم، بررسی های جامعه شناختی خانواده و تغییر و دگرگونی آن بدون تأکید بر مطلوبیت شکل خاصی از زندگی خانوادگی آغاز شد. در این زمان خانواده هسته ای، یعنی خانواده ای که شامل زن، شوهر و فرزندان است، عمومیت یافته و به عنوان واقعیتی اجتماعی تلقی می شد.
بعدها پارسونز جامعه شناس آمریکایی به تفکیک نقش های خویشاوندی و شغلی تأکید می کند و خانواده را واحد زن و شوهری می داند. (پارسونز، ۱۳۶۳: صص ۷۱۹-۷۱۸)
پارسونز خانواده را به دو نوع تقسیم می کند: خانواده جهت یاب[۷] (خلفی یا سلفی) یعنی خانواده ای که فرد در آن رشد می کند و خانواده فرزندیاب[۸] که منظور همان خانواده هسته ای است و فرد خود تشکیل می دهد و شامل همسر و فرزندان اوست، نومکان است، یعنی دور از خانه والدین زن یا شوهر زندگی می کند و از لحاظ اقتصادی مستقل از خانواده جهت یاب است و پایگاه اجتماعی خانواده نیز تنها از طریق «شغل شوهر» که مستقل از روابط خویشاوندی است، به دست می آید. این نوع خانواده به عنوان یک واحد مشترک المنافع تلقی می شود که دوام آن مستلزم برآورده ساختن انتظارات و توقعات متقابل زن و شوهر است که مهمترین آن «عشق ورزیدن» به یکدیگر و نیز مستلزم داشتن حق انتخاب ازدواج و همسرگزینی است. (اعزازی، ۱۳۸۲: صص ۷۱-۶۵) بنابراین در خانواده هسته ای پارسونز، عشق هم مبنا و هم پیامد است؛ مبنا است از این جهت که فرد برای انتخاب همسر خود آزاد است و زن و مرد بر اساس عشق و علاقه با یکدیگر ازدواج می کنند، از سوی دیگر به نوعی پیامد است، از این جهت که زن و شوهر در خانواده متعهد و موظف هستند که عاشقانه همدیگر را دوست بدارند، زیرا بدون عشق، خانواده شان از هم می گسلد. مهم ترین پیامد اجتماعی مطلوب این ازدواج عاشقانه، اجتماعی کردن کودکان و جامعه پذیری آنان برای ایفای نقش سازنده در آینده و جلوگیری از آسیب های اجتماعی و بزهکاری کودکان، نوجوانان و جوانان است.
ویلیام جی گود، نظریه همگرایی[۹] را در مورد خانواده مطرح می کند که بر اساس آن، دگرگونی های نظام خویشاوندی، نتیجه اجتناب ناپذیر دگرگونی های ساختاری و همچنین دگرگونی های ایدئولوژیکی است. بدین ترتیب که با دگرگونی های ساختاری در سطح کلان مانند صنعتی شدن، شهرنشینی، پرولتاریزه شدن و نظایر آن، دگرگونی های ایدئولوژیکی نیز در سطح کلان رخ می دهد و در نتیجه، سازمان های سطوح خرد (نظیر خانواده) اجباراً خود را با دگرگونی های سطح کلان انطباق داده و در جوامع صنعتی نظام خانوادگی به شکل خانواده زن و شوهری (یا هسته ای) خواهد بود. (همان، ص ۱۷)
رنه کونیگ نیز مسأله کاهش کارکردهای خانواده را مورد بررسی قرار می دهد. وی ویژگی خانواده را به عنوان یک گروه این گونه تعریف می کند: «صمیمیت مشخصه اساسی و غیر قابل تفکیک خانواده است و همین صفت آن را از سایر گروه های اجتماعی متمایز می سازد» (همان، ص ۷۲) چرا که همین «صمیمیت» است که می تواند شخصیت کودکان را شکل دهد. به زعم کونیگ در اثر صنعتی شدن، کارکردهای عمده خانواده مانند کارکرد اقتصادی، آموزشی، بهداشتی، نگهداری از سالخوردگان و حتی گذران اوقات فراغت به سازمان های دولتی واگذار شده است و خانواده در دوران نوین قادر گشته است که به کارکرد اصلی و اولیه خود یعنی رشد شخصیت اجتماعی- فرهنگی کودکان بپردازد. (همان، ص۱۷)
هلموت شلسکی، جامعه شناس آلمانی نیز که نظریه خود را بعد از جنگ جهانی دوم و در دوران بی ثباتی اجتماعی ناشی از جنگ مطرح کرد، خانواده را به عنوان یک نهاد اجتماعی و به منزله «تنها باقیمانده ثبات اجتماعی»[۱۰] تلقی می کند. وی برخلاف دیگران که معتقدند خانواده الزاماً باید خود را با دگرگونی های اقتصادی و سیاسی جامعه وفق دهد و در صورت عدم انطباق، به معنای «تأخر فرهنگی» این نهاد است؛ نکته جدید و قابل ملاحظه ای را مطرح می کند. شلسکی مطرح می کند که آیا این دگرگونی های موجود جامعه الزاماً پیشرفت هستند؟ یا اینکه باید ادعا کرد که پیشرفت در اقتصاد مدرن، همزمان نوعی پیشرفت در جهت فروپاشی است. شلسکی با قبول فرض فوق، انطباق خانواده با نظام مدرن در حال فروپاشی را به معنای حرکت خانواده در جهت زوال و اضمحلال می داند، لذا خانواده را تنها باقیمانده ثبات اجتماعی تلقی می کند و معتقد است که شرایط مادی- اقتصادی جامعه باید خود را با خانواده انطباق دهد، زیرا در جوامع مدرن امروزی که انسان به صورت موجودی منفعل در برابر ساختارهای جامعه قرار گرفته است، تنها راه رهایی او، تحکیم مناسبات خانوادگی است. (همان، ص۱۸)
شلسکی ساختار و روابط موجود در خانواده را ساختاری طبیعی دانسته و ریاست مرد بر زن و فرزندان را ضامن کارکردهای سنتی خانواده می داند. وی با اشتغال زنان در بیرون از خانه مخالف است، چرا که به زعم او در اثر اشتغال زنان، امنیت و موجودیت خانواده به خطر افتاده و سبب نابسامانی هایی در روابط اجتماعی درون خانواده می گردد و از این طریق «کارایی منحصر به فرد خانواده را که تربیت فرزندان در محیطی سرشار از اعتماد و مراقبت است، در معرض مخاطره قرار می دهد». (روزن بام، ۱۳۶۳: ص ۳۳)
برخی آثار سازنده ازدواج بر فرد
ازدواج را می توان همانند یک سرمایه اجتماعی تلقی نمود که زن و مرد بر پایه یک سلسله باورها، ارزش ها و روابط اجتماعی به طور مشترک سرمایه گذاری می کنند، هرچقدر که قدرت ریسک و خطرپذیری این سرمایه گذاری کمتر باشد، پیامدهای آن قابل پیش بینی و احتمالاً مطلوب است و برعکس هرچه قدرت خطرپذیری آن افزایش یابد، پیامدهای آن در زندگی فردی و اجتماعی زنان و مردان، غیر قابل پیش بینی و احتمالاً نامطلوب است. ازدواجی که در بستر و شرایط مناسب اجتماعی، بر پایه عشق، ایمان، اعتماد و تعهدات متقابل استوار گشته و مبتنی بر سیستم پیچیده ای از وابستگی های دو جانبه است، پیامدهای اجتماعی آن نیز قابل پیش بینی و مطلوب خواهد بود، لذا خطرپذیری آن نیز کاهش می یابد.
ازدواج، اولین گام یک فرد، برای ایجاد و تکوین زندگی مشترک با فردی از جنس مخالف است. چنانچه این گام در زمان مناسب و به شکل صحیح و سنجیده برداشته شود، کارکردهای مناسب آن در طول زندگی مشترک هویدا خواهد شد. هر چه کارکردهای مناسب ازدواج در زندگی زنان و مردان بیشتر باشد، خانواده های معطوف به این گونه ازدواج ها، سالم تر و مستحکم تر بوده و در نتیجه جامعه مشتمل بر این گونه خانواده ها نیز دارای انسجام و همبستگی زیاد و نظم اجتماعی مطلوب خواهد بود.
مرحوم علامه محمد تقی جعفری (ره) در جواب فیلسوف شهیر اروپایی، برتراند راسل که سؤال کرده بود چرا اسلام این قدر به ازدواج بها داده و برایش قانون وضع کرده است، می نویسد: «اسلام با ازدواج می خواهد انسان به وجود آید، مسأله انسان مطرح است». در فرهنگ اسلامی، ازدواج، پیوندی مقدس و میثاقی محکم[۱۱]، بنایی محبوب نزد خداوند[۱۲]، عاملی مؤثر در حفظ دین[۱۳]، پذیرش عبادت انسان[۱۴] و تکوین مودّت و رحمت[۱۵] است. ازدواج همچنین شیوه پاسداری از حریم عفّت[۱۶] و پاکدامنی، تضمین رزق و روزی[۱۷] و تعظیم سنت نبوی[۱۸] است. ازدواج آرامش بخش روح های سرگشته و سرگردان، حیات بخش دل های افسرده و نگران و هدایتگر افکار گسسته و پریشان است. در مکتب متعالی اسلام، ازدواج وسیله ای برای رشد و کمال، تأمین سلامت جامعه و بقای نسل است. از این رو پیامبر گرامی اسلام (ص) پیروان خود را به تسریع در ازدواج و ترک عزوبت[۱۹] دعوت می کند. در فرهنگ اسلام، خانواده حاصل ازدواج مشروع زن و مرد، وسیله ای برای اقناع و ارضای مشروع سائقه های جنسی، تولید و تربیت نسل، ایجاد صمیمیت و تفاهم، تعاون و تعاضد، تکمیل و تکامل و آرامش روحی و روانی انسان است (آزرمی سه سارمی، ۱۳۷۹، صص ۸-۷) که در ادامه برخی از این پیامدهای مثبت تأملی کوتاه می شود.
تکمیل
هیچ انسانی به تنهایی کامل نیست و پیوسته در جهت جبران کمبود خویش تلاش می کند. جوان در پی رسیدن به استقلال فکری است؛ برای جبران نواقص و تأمین نیازهای بی شمار خود به سوی ازدواج سوق داده می شود و با گزینش همسری مناسب و شایسته، موجبات رشد و تکامل خویش را فراهم می کند و با احساس مسئولیت اجتماعی، تمام هوش، ابتکار و استعدادهای خویش را بکار گرفته و بسیاری از شایستگی ها و توانمندی های نهفته در درونش را شکوفا می سازد. بنابراین می توان رشد و کمال انسان را از پیامدهای مطلوب عمده ازدواج موفق و اصولی دانست، زیرا زن و مرد از نظر روحی و جسمی به هم وابسته اند و با قرار گرفتن در کنار هم، یکدیگر را تکمیل می کنند.
تسکین
مهم ترین نیازی که بر اثر ازدواج تأمین می شود، نیاز به آرامش و احساس امنیت و آسودگی است. این نیاز که در سرشت آدمی ریشه دارد، چنان مهم است که خداوند در بیان فلسفه ازدواج می فرماید: «از آیات و نشانه های خداوند این است که برای شما از جنس خودتان، همسرانی قرار دادیم، تا در کنار آنان آرامش یابید.» بنابراین، همسر موجب آرامش و امنیت خاطر و محیط خانه، وسیله آرامش روحی زن و مرد قرار داده شده است. در اوایل جوانی احساس تنهایی، بیهودگی و نداشتن پناهگاه، انسان را فرا می گیرد و ازدواج با همسری شایسته، این احساس را از بین می برد و فرد را به آرامش روحی می رساند. اتکای زوجین به یکدیگر در مقابل فشار امواج و گرفتاری های ناشی از عوارض حیات اجتماعی، موجب سکون و آرامش آنها می شود. آنها در جهت برطرف کردن موانع سر راه پیشبرد زندگی و رسیدن به اهداف مشترک خود، با یاری و همفکری یکدیگر می توانند در مقابل مسائل و مشکلات ایستادگی کنند. همچنین به واسطه ازدواج، غریزه جنسی در چارچوب پسندیده و مشروع ارضا می شود و فرد در سایه آن به آرامش می رسد و به جهت ارتباط تأمین این نیاز با سایر جنبه های وجودی انسان، موجبات رشد و شکوفایی فرد فراهم می شود.
تولید نسل
از ثمرات اصلی ازدواج، وجود فرزندان و بقای نسل آدمی است که مطابق با هدف آفرینش است و زوج ها از طریق فرزندان خود رشته پیوند میان اعضای یک نسل را به وجود می آورند و با تربیت و اجتماعی کردن کودکان، زیربنای یک جامعه سالم و امن را پی ریزی می کنند.
احساس شادکامی
به نظر می رسد ازدواج و تشکیل خانواده اثر مثبتی روی شادکامی داشته باشد. تعدادی از مطالعات، گزارش می دهند افرادی که ازدواج کرده اند، نسبت به افراد مجرد شادکامی بالاتری نشان می دهند. تحقیقات اخیر نشان می دهند که وقایع خوشایند زندگی خانوادگی، مستقیماً به شادکامی فرد منجر می شود.
کاهش ارتکاب جرم
بر حسب بسیاری از مطالعات، کاهش بزهکاری و ارتکاب جرم از جمله پیامدهای اجتماعی ازدواج است. تازه ترین تحقیق صورت گرفته از سوی یک محقق انگلیسی، حاکی از آن است که عشق به همسر و زندگی خانوادگی از جمله مواردی است که موجب کاهش جدی ارتکاب جرایم توسط مردان می شود. این تحقیق که توسط پروفسور «جان لاب» یک کارشناس جرم شناسی در انگلیس صورت گرفت، نشان می دهد اشخاصی که در مراحل جوانی ازدواج کرده و تشکیل خانواده می دهند، کمتر ممکن است به انجام امور مجرمانه و خلاف قانون روی بیاورند. بر اساس این پژوهش، ایجاد تغییر در شرایط اجتماعی از قبیل ازدواج، تشکیل خانواده و یافتن یک جایگاه مناسب اجتماعی نیز قادر است تا حد زیادی شرایط و سرنوشت بسیاری از بزهکاران را تغییر داده و آنها را در مسیر سالمی قرار دهد. نتایج تحقیق این جرم شناس انگلیسی تا حد زیادی با آموزه های پیشین جرم شناسی در مورد اولویت تأثیر رفتار و شرایط دوران کودکی و پس زمینه های خانوادگی در بروز رفتارهای خلاف قانون در سنین جوانی و میانسالی ناسازگار است. پروفسور جان لاب تحقیق خود را بر روی ۵۰۰ نمونه از جوانان بزهکاری که در دهه های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ به مرکز بزهکاران جوان فرستاده شدند، انجام داده است. وی به این نتیجه رسید که از این افراد، کسانی که بعد از آزادی از مرکز بزهکاری، ازدواج کرده و دارای همسر و خانواده شدند، به شدت کمتر از افرادی که مجرد باقی ماندند، مجدداً به بزهکاری روی آورده اند. تحقیق پروفسور لاب نشان می دهد ۸۰ درصد از بزهکاران جوانی که در سنین رشد، اعمال خلاف را کنار گذاشتند، کسانی بودند که پس از طی دوران بزهکاری دارای همسر و فرزند شده و به این جهت از گذشته خود روگردان شدند. لاب، اعلام کرد که بیشتر مردان بزهکار پس از ازدواج مجبور به داشتن یک زندگی آرام، منظم و با برنامه برای کسب درآمد شده و معمولاً به دلیل سختگیری های همسرشان مجبور می شوند تا دایره ارتباطات خود را محدود و کنترل کرده و دست از ماجراجویی بردارند.
تقویت جنس و جنسیت
عبور از مرحله کودکی به بزرگسالی، نیازمند دستیابی به هویت جنسی و نقش جنسیتی، به دست آوردن مفهوم روشنی از «خود» و رشد و استحکام آن و ارزش گذاشتن به «خود» (یا برخورداری از عزت نفس) است. مرد بودن یا زن بودن (نرینگی[۲۰] و مادینگی[۲۱]) به کیفیت هایی از شخصیت ارتباط دارد که ویژگی های یک مرد یا یک زن را تشکیل می دهند. وقتی به کسی «مرد» خطاب می شود، این مفهوم نوعی از قضاوت های ارزشی را منعکس می کند که مبتنی بر ارزیابی خطاب کننده از ویژگی های شخصیتی و رفتاری یک مرد است. همین طور، قضاوت یک زن درباره خود، متأثر از معیارهایی است که در فرهنگ و جامعه برای «زن» وجود دارد. بنابراین «رشد مفهوم مرد بودن یا زن بودن در این معنا از مقوله یادگیری و فرهنگ است» (لطف آبادی،۱۳۷۹: ص۱۸۹) همچنین ایجاد هویت و دستیابی به یک تعریف منسجم از خود، مهم ترین جنبه رشد روانی- اجتماعی دوران نوجوانی و جوانی است. انتخاب ارزش ها، باورها و اهداف زندگی، شاخصه های اصلی هویت را تشکیل می دهند. اینکه فرد بداند کیست، چه چیزهایی برای او ارزش به حساب می آید و چه راه هایی را برگزیده است تا در زندگی دنبال کند. جزئی از تلاش فرد برای کسب هویت است. این جستجو برای کشف خود، نیروی محرکه بسیاری از دل مشغولی ها و رفتارهای فرد در جهت گیری جنسی، در انتخاب شغل، در ارتباطات اجتماعی، در آرمان های اجتماعی، اخلاقی، مذهبی و فرهنگی اوست. (همان، ص۲۱۲)
دختر و پسر با ازدواج، به شناخت از خود عمق داده و زنانگی و مردانگی خویش را ابراز می کنند و به بسیاری از دل مشغولی های خود پایان داده و باورها و ارزش های محوری جامعه را درون خود تثبیت کرده و نسبت به آنها متعهد می شوند و در نتیجه خود را از پراکندگی و اغتشاش هویت رهانیده و دارای احساس امنیت هستی شناسی می شوند.
نهایت آنکه ازدواج به عنوان یک کانون اجتماعی که دارای انتظارات، قوانین، اعتقادات و رسوم است، در پردازش و ابراز روابط زناشویی شرکت دارد، ازدواج در واقع ساختار یا مدلی است که پیوسته زنان و شوهران را تحت تأثیر قرار داده و به رفتار آنها شکل می دهد، از همه مهم تر آن که ازدواج باعث تقویت احساس تأنیث در زن و احساس تذکیر در مرد می شود. (ناک، ۱۳۸۲: ص۷۸)
تقویت و تثبیت مردانگی
ازدواج اصولی مردان، باعث ابقا و تقویت مردانگی آنها می گردد. مردانگی در واقع بیش از آن است که مردان به صورت خودکار توسط خواص آناتومیک، سن یا بلوغ خود به دست می آورند. بر این اساس مردانگی چیزی است که باید فعالانه آن را کسب نمود. یافته های علمی حاکی از آن است که مردانگی از طریق ازدواج تثبیت و تکمیل می گردد، به عبارت دیگر مردانگی به وسیله سه نقش اجتماعی تعریف و تثبیت می گردد، چرا که در تمامی دنیا برای آن که مردان عضو کاملی از جامعه خود باشند انتظار می رود که حداقل دارای ۳ نقش اساسی باشند:
۱)- نقش پدری برای فرزندان همسر خود؛
در تمام دنیا مردانگی با پدر بودن ارتباط تنگاتنگی دارد. در هیچ کجا نیروی شهوانی و قدرت جنسی به تنهایی برای تأیید ادعای مردانگی کافی نیست و مردان می بایست توانایی باروری و تولید مثل نیز داشته باشند که البته این شوهران هستند که مورد انتظار برای انجام فعالیت مزبور می باشند، زیرا وقتی یک زوج بدون فرزند باشند، در اکثریت فرهنگ ها، شوهر را مقصر اصلی تلقی می کنند. از سوی دیگر، صاحب فرزند شدن خارج از روابط زناشویی در هیچ جامعه ای پذیرفته نیست. بنابراین از تلفیق این دو قاعده که مردان می بایست از نظر جنسی در تولید فرزند موفق باشند و فرزندان باید محصول ازدواج رسمی باشند؛ می توان نتیجه گرفت که در همه دنیا انتظار این است که مردان پدرهایی متأهل باشند.
۲)- مسئولیت تأمین معاش خانواده؛
در تمام دنیا، پدران مسئول تأمین معاش زن و فرزندان خود می باشند، مردی که به دلیل بیماری یا معلولیت قادر به چنین امری نباشد، مورد ترحم و دلسوزی دیگران قرار می گیرد، در حالی که اگر مردی عمداً به آن تن در ندهد، مورد استهزاء و بدگویی دیگران قرار خواهد گرفت. زیرا در واقع وی همانند یک عضو بالغ جامعه رفتار نکرده و مسئولیت خویش را نپذیرفته است. انتظار می رود مردان حتی در مواردی که تمایل ندارند، مشغول به کار باشند و هزینه ی افراد وابسته ی خود را به خوبی تأمین نمایند، همچنین غالباً این انتظار وجود دارد که تا حد امکان برای بازماندگان خود مقادیری به عنوان میراث فراهم نمایند.
۳)- حمایت از زن و فرزند؛
از یک مرد انتظار می رود که به هنگام ضرورت برای حمایت از خانواده خود ایستادگی نماید تا وفاداری و شجاعت خود را به ایشان نشان دهد. همچنین این توقع وجود دارد که از غرور، شرافت و نام و ناموس خود دفاع نماید. در مورد جنبه های رسمی تر، مثلاً برای شرکت در عملیات ارتش، مردان مسئول هستند و حتی زمانی که زنان نیز در جنگ شرکت می نمایند، هیچ جامعه ای بر روی سرباز شدن زنان تکیه نمی کند. (همان، صص ۹۲-۹۱)
ازدواج اصولی همچنین بر نقش جنسی و جنسیتی زنان اثرگذار است. نقش مادری به عنوان بخشی از نقش زنان در سایه ازدواج حاصل خواهد شد و سختی ها و رنج های دوران مختلف تولد یک کودک و نیز دمیده شدن روح یک موجود زنده در وجود زن، او را به درجه معنوی خاصی می رساند که در خودسازی روحی و اخلاقی وی تأثیرگذار خواهد بود. مادری همچنین می تواند صبر، حوصله، آستانه تحمل مشکلات و بسیاری از فضایل اخلاقی را در بین زنانی که مادر شده اند و تلاش می کنند این نقش را به خوبی ایفا نمایند، افزایش دهد.
کسب موفقیت
جامعه شناسان (از جمله پارسونز) معتقد بودند که در خانواده شوهران و پدران، نقش های ابزاری و زنان و مادران، نقش های معنوی را ایفا می کنند. این نقش برای مردان به معنی درگیری ایشان در دنیایی از کار و امور اجتماعی و مدنی است. شوهران از گذشته تاکنون درگیر کسب درآمد و تأمین معاش خانواده هستند تا با استانداردهای بلوغ مردانگی در جامعه مطابقت نمایند. با یک پیش بینی ساده انتظار می رود که مردان متأهل به موفقیت های بیشتری دست یابند. تأمین معاش خانواده به حدی با ازدواج اصولی و مردانگی توأم است که مردان متأهل علاوه بر آنکه الزاماً می بایست دارای چنین خاصیتی باشند، به دلیل خواص و سابقه زندگی متأهلی خود می بایست نسبت به مردان مجرد، موفقیت های بالاتر دیگری نیز بدست آورند. مردان در واقع پس از ازدواج، مشاغل و امور خود را بهتر انجام می دهند و کار و درآمد بیشتری فراهم می آورند. (همان، ص ۱۱۱)
مشارکت اجتماعی
مردان متأهل قاعدتاً به میزان بالاتری در اجتماعات و تشکلات اجتماعی فعالیت داشته و نیز احتمال شرکت آنان در بعضی امور اجتماعی بیشتر است. در واقع مشارکت اجتماعی برای مردان، قسمتی از ایفای جنسیت (ابراز خویشتن) محسوب می گردد. ازدواج به ویژه موجب تقویت آن دسته از مشارکت های اجتماعی می گردد که به وسیله قوانین عضویت، به طور واضح تعریف شده باشند و ارتباط با دیگران به گونه ای سازمان یافته باشد که در آن، عضویت ها دارای نقش مشخصی باشند. از سوی دیگر ازدواج قطعاً موجب کاهش میزان ارتباطات غیررسمی و شخصی مانند روابط دوستانه و بی اهمیت می شود. (همان، ص ۱۱۲)
سخاوت و نوع دوستی
سخاوت نتیجه مستقیم نقش های تأمین معاش و حمایت موجود در ازدواج می باشد. یک فرد نوع دوست به دیگران کمک می کند، نیازهای آنان را برآورده می سازد و آنان را در مقابل درماندگی حمایت می نماید و در واقع به تهیه و تدارکی می پردازد که مورد توجه دیگران قرار می گیرد. ازدواج باع
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
