خرید و دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت ام سلمه
خرید و دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت ام سلمه قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ولایت فقیه و نراقی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ولایت فقیه و نراقی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
00ساعت
29دقیقه
18ثانیه

خرید و دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت تفسیر سوره زخرف (۴)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 73

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

یه فرصت خاص برای کسایی که به دنبال کیفیت هستن!

مجموعه‌ای کاربردی با یه سورپرایز جذاب

اگر دنبال یه فایل کاربردی و قابل اعتماد هستی، فایل فایل ورد کامل پاورپوینت تفسیر سوره زخرف (۴) رو از دست نده! همراهش یه پاورپوینت طراحی‌شده به‌عنوان هدیه دریافت می‌کنی که کاملاً آماده ارائه‌ست!

فایل فایل ورد کامل پاورپوینت تفسیر سوره زخرف (۴) شامل 110 اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل پاورپوینت تفسیر سوره زخرف (۴)،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت تفسیر سوره زخرف (۴) :



Normal
۰

false
false
false
EN-USX-NONEAR-SA






































































































































































بسم الله
الرحمن الرحیم

الحمد
لله رب العالمین …

اعوذ
بالله من الشیطان الرجیم:

و
لا یملک الذین یدعون من دونه الشفاعه الا من شهد بالحق و هم یعلمون × و لئن سالتهم
من خلقهم لیقولن الله فانی یؤفکون × و قیله یا رب ان هؤلاء لا یؤمنون × فاصفح عنهم
و قل سلام فسوف یعلمون

[۱]

در
این آیه کریمه مساله شفاعت مطرح شده است همچنانکه در بسیاری از آیات دیگر هم این
مساله مطرح شده است و از مسائل مورد توجه و عنایت قرآن مجید است چه از جنبه سلبی و
چه از جنبه ایجابی; یعنی شفاعت در قرآن، هم نفی و سلب شده، البته نوعی از آن، و هم
اثبات شده است و قهرا نوعی دیگر. قرآن کریم عنایت تامی دارد که هر دو درک بشود
یعنی هر دو جزء معارف قرآن است و می خواهد که در دو یعنی هم شفاعت منفی و مسلوب و هم
شفاعت مثبت و موجب شناخته بشوند و در حقیقت اینها جزء اصول خداشناسی است. اینجاست
که ما باید با توجه به مجموع آیات قرآن کریم در مورد شفاعت ببینیم آن شفاعتی که
منفی و مسلوب است چه نوع شفاعتی است و شفاعتی که اثبات و تایید می شود چه نوع
شفاعتی است; همچنین در مورد شفاعتی که اثقات و ایجاب می شود قرآن چه شرایطی را ذکر
می کند; آنگاه [ببینیم] قرآن کریم در مورد شفاعتی که منفی است و آن را نفی کرده
است چه می گوید، آیا اعتقاد به چنین شفاعتی کفر و شرکت است یا صرفا یک اعتقاد
خرافه و باطل است ولی با شرک و کفر سر و کار ندارد؟ و مساله ای که در عصر ما مساله
مهمی شده این است که فاعت خواستن چگونه است؟ یک وقت هست ما از جنبه کلی و نظری بحث
می کنیم که در قرآن یک نوع شفاعت نفی و نوع دیگر اثبات شده و در قیامت نوعی از
شفاعت وجود دارد. مساله دیگر که مساله عملی است این است که شفاعت خواستن (استشفاع)
– که کار ما هست – یعنی اینکه شخصی از شفیعی طلب شفاعت کند و طبعا باید شفیع را
بخواند و از او طلب شفاعت کند و طبعا باید شفیع را بخواند و از او طلب شفاعت کند،
استشفاع فی حد ذاته چگونه است؟ آیا استشفاع در هر موردی اشکال دارد ولو انسان از
پیغمبر بخواهد استشفاع کند؟ و یا اینکه نه، استشفاع هم تابع شفاعت است؟ از شفیعی
که قرآن شفاعت او را تایید کرده، شفاعت خواستن اشکالی ندارد و اما از شفیعی که
خداوند شفاعت او را تایید نکرده، شفاعت خواستن اشکال دارد. آنچه که در عصر ما خیلی
رایجع شده است مساله فاعت خواستن است که در نظر بعضی چنین آمده است که
شفاعت خواستن به طور کلی نوعی شرک بر عبادت خداوند است و چون شرک است پس قهرا در
حد کفر است.

حال
مطلب را از اساس و ریشه بحث می کنیم، چون این [آیه] آیات مثبت شفاعت است، از آیاتی
است که شفاعت را تایید و اثبات کرده است. ابتدا ترجمه آیه را عرض می کنیم بعد وارد
اصل مطلب می شویم. آیه این جور می فرماید که «و لا یملک الذین یدعون من دونه
الشفاعه » آن غیر خداها که اینها آنها را می خوانند اختیار شفاعت را ندارند. «و لا
یملک » یعنی مالک شفاعت نیستند چون اختیاردار شفاعت نیستند «الا من شهد بالحق و هم
یعلمون » مگر [یک گروه]. (بدیهی است این «مگر» استثناست، حال یا استثنای متصل یا
منطقع). یک دسته ای مالک شفاعت هستند یعنی دسته ای که به حق گواه باشند و معترف،
که گفته اند – و همین طور هم هست – مقصود از «حق » توحید است، و این خودش تعبیر
عجیبی است که قرآن از توحید به کلمه حق مطلق تعبیر می کند: مگر آنها که خود معترف
به حق هستند یعنی جز موجودی که خود او موحد باشد. پس قهرا کار بت و امثال آن نیست،
یعنی خود شفاعت از شؤون توحید است: آنهایی که خودشان موحد هستند، و بلکه شاید کلمه
«شهد بالحق » یعنی شهود می کنند حق را، شهود می کنند توحید را. «و هم یعلمون ».
این [عبارت] را دو جور تفسیر کرده اند، یکی اینکه «شهد» را شهادت زبانی بگیریم:
آنهایی که به زبانشان به حق یعنی به توحید اعتراف می کنند «و هم یعلمون » اما فقط
اعتراف زبانی نیست، از روی دانایی و آگاهی به توحید اعتراف می کنند. ولی تفسیر
دیگر – که شاید بهتر باشد – این است: در خود کلمه «شهد» مفهوم «یعلمون » آمده، چون
«شهد» فقط لفظ نیست: آنهایی که شهادت می دهند به حق، یعنی حق را و توحید را شهودا
درک می کنند، و آگاه به کار خودشان هستند «و هم یعلمون » یعنی می دانند که درباره
چه کسی شفاعت کنند و درباره چه کسی شفاعت نکنند، نه «آگاهند به اعتراف خودشان و از
روی آگاهی اعتراف می کنند»، آگاهند که در شفاعت چه کسی را شفاعت می کنند و برای چه
شفاعت می کنند; یعنی این جور نیست که شفاعتشان یک کار گتره باشد; افرادی را تشخیص
می دهند که اینها استحقاق شفاعت دارند; از روی کمال آگاهی و بصیرت شهادت می دهند.

این
آیه قطع نظر از اینکه حقیقتی را بیان فرموده است، به یک دلیل واضحی بطلان شفیع
بودن بتها را ثابت کرده و آن اینکه شفاعت یک امر کوچکی نیست که به هر موجودی بشود
نسبت داد، شفاعت شان توحید و اهل توحید است. بت که اصلا شعود و درکی ندارد که
[شفیع] باشد. بعلاوه خود عمل شفاعت مستلزم این است که شفیع به احوال مشفوع له آگاه
باشد و بتواند بفهمد و تشخیص بدهد که آیا این استحقاق شفاعت دارد یا ندارد. این
شفعایی که شما فرض کرده اند اصلا صلاحیتی برای شهود حق و برای اینکه آگاه به کار
خودشان باشند ندارند به وجهی من الوجوه. در این آیه شراط شفیع را از نظر
صلاحیت خودش ذکر کرده، یعنی هر کسی نمی تواند شفیع باشد; شرط شفاعت، از اهل توحید
بودن است، دیگر آگاه بودن به احوال مشفوع لهم است.

شرط
دیگری در چند آیه دیگر در قرآن ذکر شده است و آن این است که کسی که این طلاحیت را
دارد تازه با اذن و اجازه خدا باید این کار با بکند. شفاعت از ناحیه خدا شروع
می شود. این خداست که شفیع را به عنوان شفیع بر می انگیزاند و ب هاو اجازه شفاعت
کردن را می دهد. در آیه معروف آیه الکرسی می فرماید: «من ذا الذی یشفع عنده الا
باذنه »

[۲]

. همچنین در آخر سوره عم می خوانیم که «یوم یقوم الروح و الملائکه صفا لا
یتکلمون الا من اذن له الرحمن و قال صوابا»

[۳]

آن روزی که روح و همه
ملائکه می ایستند و هیچ کسی در آنجا اجازه سخن گفتن ندارد و نمی تواند سخن بگوید
مگر آنکه خدا به او اجازه گفتن بدهد و صواب هم بگوید. در احادیث ما از ائمه اطهار
وارد شده است که فرموده اند آن کسی که خدا به او اجازه بدهد و سخن درست بگوید یعنی
کسی که خدا به او اجازه شفاعت می کند و به صواب سخن می گوید. آنجا دیگر حرف ناصواب
و ملاحظاتی غیر از آنچه که رضای الهی است امکان ندارد وجود داشته باشد. این هم شرط
دیگری. آن، شرط صلاحیت شفیع بود که «شهد بالحق »; این یکی هم اجازه پروردگار که از
ناحیه پروردگار هم باید اجازه ای داده بشود.

شرط
دیگری در یک آیه دیگر برای شفاعت به حق ذکر شده است و آن این است که می فرماید «و
لا یشفعون الا لمن ارتضی »

[۴]

و آن مربوط به صلاحیت
[شخص مورد شفاعت است]که در اینجا هم کلمه «و هم یعلمون » اشاره به آن بود. آیا کسی
که شفاعت درباره او صورت می گیرد شرایطی دارد یا شرایطی ندارد؟ البته شرایطی دارد.
همه شرایطش را هم برای ما بیان نکرده اند و نمی شده هم بیان کنند برای اینکه مسائل
مربوط به شفاعت و مغفرت مسائلی است که مردم درباره آن باید در حال خوف و رجا
باشند، ولی اجمالا این مقدار بیان شده است که از کسی شفاعت می شود که اصل ایمانش
مورد پسند باشد، دینش مورد پسند باشد، یعنی از مشرک شفاعت نمی شود. آن کسی که از
او شفاعت می شود حداقل این است که خود او موحد باشد و مشرک نباشد، چون شفاعت آنجا
همان مغفرت الهی است و ما در آیه قرآن می خوانیم: « ان الله لا یغفر ان یشرک به و
یغفر ما دون ذلک »

[۵]

شرک قابل مغفرت نیست و
بنا بر این از مشرک به هیچ وجه شفاعت نمی شود.

اینجا
که ما داریم که [فقط] از موحد [شفاعت می شود] پس مسلم یک شرطش ایمان به توحید است.
حال ایمان به رسالت و نبوت و همچنین ایمان به امامت و ولایت چطور؟ آیا این هم شرط
است یا شرط نیست؟ اگر این ایمانها نباشد از روی کفر و عناد، یعنی کسی نبوت رسول
اکرم صلی الله علیه و آله یا امامت امیر المؤمنین علیه السلام بر او عرضه شده است
و با اینکه حقیقت را درک کرده عناد ورزیده است، نه، [شفاعت]شامل چنین کسی نمی شود.
ولی اگر ما فرض کنیم افرادی باشند که فاقد اینها هستند اما از روی قصور نه از روی
تقصیر، این مانعی ندارد و در احادیث ما هم این مطلب وارد شده است. حدیث معروفی
هست، شای صفحه محتوای منظم، دقیق و استاندارد شده‌ست که برای پروژه‌ها، تحقیق‌ها و ارائه‌های علمی کاملاً مناسبه.

نیازی به وقت گذاشتن برای تنظیم یا طراحی نداری، همه‌چی آماده‌ست تا مستقیم ازش استفاده کنی. پاورپوینت همراه فایل فایل ورد کامل پاورپوینت تفسیر سوره زخرف (۴) هم کاملاً هماهنگ با موضوع فایل طراحی شده و توی ارائه‌هات حسابی به کارت میاد.

کل محتوای فایل ورد کامل پاورپوینت تفسیر سوره زخرف (۴) طبق آخرین اصول آموزشی به‌روزرسانی شده و طراحی ساده و کاربردی اون باعث میشه سریع‌تر به هدفت برسی. قابلیت ویرایش هم داره، پس می‌تونی به راحتی مطابق سلیقه‌ات تغییرش بدی.

فایل فایل ورد کامل پاورپوینت تفسیر سوره زخرف (۴) نتیجه ساعت‌ها کار دقیق و حرفه‌ایه و با خیال راحت می‌تونی روش حساب کنی. همین الان دریافتش کن و از این پکیج کامل نهایت استفاده رو ببر!


بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت تفسیر سوره زخرف (۴) :



Normal
۰

false
false
false
EN-USX-NONEAR-SA






































































































































































بسم الله
الرحمن الرحیم

الحمد
لله رب العالمین …

اعوذ
بالله من الشیطان الرجیم:

و
لا یملک الذین یدعون من دونه الشفاعه الا من شهد بالحق و هم یعلمون × و لئن سالتهم
من خلقهم لیقولن الله فانی یؤفکون × و قیله یا رب ان هؤلاء لا یؤمنون × فاصفح عنهم
و قل سلام فسوف یعلمون

[۱]

در
این آیه کریمه مساله شفاعت مطرح شده است همچنانکه در بسیاری از آیات دیگر هم این
مساله مطرح شده است و از مسائل مورد توجه و عنایت قرآن مجید است چه از جنبه سلبی و
چه از جنبه ایجابی; یعنی شفاعت در قرآن، هم نفی و سلب شده، البته نوعی از آن، و هم
اثبات شده است و قهرا نوعی دیگر. قرآن کریم عنایت تامی دارد که هر دو درک بشود
یعنی هر دو جزء معارف قرآن است و می خواهد که در دو یعنی هم شفاعت منفی و مسلوب و هم
شفاعت مثبت و موجب شناخته بشوند و در حقیقت اینها جزء اصول خداشناسی است. اینجاست
که ما باید با توجه به مجموع آیات قرآن کریم در مورد شفاعت ببینیم آن شفاعتی که
منفی و مسلوب است چه نوع شفاعتی است و شفاعتی که اثبات و تایید می شود چه نوع
شفاعتی است; همچنین در مورد شفاعتی که اثقات و ایجاب می شود قرآن چه شرایطی را ذکر
می کند; آنگاه [ببینیم] قرآن کریم در مورد شفاعتی که منفی است و آن را نفی کرده
است چه می گوید، آیا اعتقاد به چنین شفاعتی کفر و شرکت است یا صرفا یک اعتقاد
خرافه و باطل است ولی با شرک و کفر سر و کار ندارد؟ و مساله ای که در عصر ما مساله
مهمی شده این است که فاعت خواستن چگونه است؟ یک وقت هست ما از جنبه کلی و نظری بحث
می کنیم که در قرآن یک نوع شفاعت نفی و نوع دیگر اثبات شده و در قیامت نوعی از
شفاعت وجود دارد. مساله دیگر که مساله عملی است این است که شفاعت خواستن (استشفاع)
– که کار ما هست – یعنی اینکه شخصی از شفیعی طلب شفاعت کند و طبعا باید شفیع را
بخواند و از او طلب شفاعت کند و طبعا باید شفیع را بخواند و از او طلب شفاعت کند،
استشفاع فی حد ذاته چگونه است؟ آیا استشفاع در هر موردی اشکال دارد ولو انسان از
پیغمبر بخواهد استشفاع کند؟ و یا اینکه نه، استشفاع هم تابع شفاعت است؟ از شفیعی
که قرآن شفاعت او را تایید کرده، شفاعت خواستن اشکالی ندارد و اما از شفیعی که
خداوند شفاعت او را تایید نکرده، شفاعت خواستن اشکال دارد. آنچه که در عصر ما خیلی
رایجع شده است مساله فاعت خواستن است که در نظر بعضی چنین آمده است که
شفاعت خواستن به طور کلی نوعی شرک بر عبادت خداوند است و چون شرک است پس قهرا در
حد کفر است.

حال
مطلب را از اساس و ریشه بحث می کنیم، چون این [آیه] آیات مثبت شفاعت است، از آیاتی
است که شفاعت را تایید و اثبات کرده است. ابتدا ترجمه آیه را عرض می کنیم بعد وارد
اصل مطلب می شویم. آیه این جور می فرماید که «و لا یملک الذین یدعون من دونه
الشفاعه » آن غیر خداها که اینها آنها را می خوانند اختیار شفاعت را ندارند. «و لا
یملک » یعنی مالک شفاعت نیستند چون اختیاردار شفاعت نیستند «الا من شهد بالحق و هم
یعلمون » مگر [یک گروه]. (بدیهی است این «مگر» استثناست، حال یا استثنای متصل یا
منطقع). یک دسته ای مالک شفاعت هستند یعنی دسته ای که به حق گواه باشند و معترف،
که گفته اند – و همین طور هم هست – مقصود از «حق » توحید است، و این خودش تعبیر
عجیبی است که قرآن از توحید به کلمه حق مطلق تعبیر می کند: مگر آنها که خود معترف
به حق هستند یعنی جز موجودی که خود او موحد باشد. پس قهرا کار بت و امثال آن نیست،
یعنی خود شفاعت از شؤون توحید است: آنهایی که خودشان موحد هستند، و بلکه شاید کلمه
«شهد بالحق » یعنی شهود می کنند حق را، شهود می کنند توحید را. «و هم یعلمون ».
این [عبارت] را دو جور تفسیر کرده اند، یکی اینکه «شهد» را شهادت زبانی بگیریم:
آنهایی که به زبانشان به حق یعنی به توحید اعتراف می کنند «و هم یعلمون » اما فقط
اعتراف زبانی نیست، از روی دانایی و آگاهی به توحید اعتراف می کنند. ولی تفسیر
دیگر – که شاید بهتر باشد – این است: در خود کلمه «شهد» مفهوم «یعلمون » آمده، چون
«شهد» فقط لفظ نیست: آنهایی که شهادت می دهند به حق، یعنی حق را و توحید را شهودا
درک می کنند، و آگاه به کار خودشان هستند «و هم یعلمون » یعنی می دانند که درباره
چه کسی شفاعت کنند و درباره چه کسی شفاعت نکنند، نه «آگاهند به اعتراف خودشان و از
روی آگاهی اعتراف می کنند»، آگاهند که در شفاعت چه کسی را شفاعت می کنند و برای چه
شفاعت می کنند; یعنی این جور نیست که شفاعتشان یک کار گتره باشد; افرادی را تشخیص
می دهند که اینها استحقاق شفاعت دارند; از روی کمال آگاهی و بصیرت شهادت می دهند.

این
آیه قطع نظر از اینکه حقیقتی را بیان فرموده است، به یک دلیل واضحی بطلان شفیع
بودن بتها را ثابت کرده و آن اینکه شفاعت یک امر کوچکی نیست که به هر موجودی بشود
نسبت داد، شفاعت شان توحید و اهل توحید است. بت که اصلا شعود و درکی ندارد که
[شفیع] باشد. بعلاوه خود عمل شفاعت مستلزم این است که شفیع به احوال مشفوع له آگاه
باشد و بتواند بفهمد و تشخیص بدهد که آیا این استحقاق شفاعت دارد یا ندارد. این
شفعایی که شما فرض کرده اند اصلا صلاحیتی برای شهود حق و برای اینکه آگاه به کار
خودشان باشند ندارند به وجهی من الوجوه. در این آیه شراط شفیع را از نظر
صلاحیت خودش ذکر کرده، یعنی هر کسی نمی تواند شفیع باشد; شرط شفاعت، از اهل توحید
بودن است، دیگر آگاه بودن به احوال مشفوع لهم است.

شرط
دیگری در چند آیه دیگر در قرآن ذکر شده است و آن این است که کسی که این طلاحیت را
دارد تازه با اذن و اجازه خدا باید این کار با بکند. شفاعت از ناحیه خدا شروع
می شود. این خداست که شفیع را به عنوان شفیع بر می انگیزاند و ب هاو اجازه شفاعت
کردن را می دهد. در آیه معروف آیه الکرسی می فرماید: «من ذا الذی یشفع عنده الا
باذنه »

[۲]

. همچنین در آخر سوره عم می خوانیم که «یوم یقوم الروح و الملائکه صفا لا
یتکلمون الا من اذن له الرحمن و قال صوابا»

[۳]

آن روزی که روح و همه
ملائکه می ایستند و هیچ کسی در آنجا اجازه سخن گفتن ندارد و نمی تواند سخن بگوید
مگر آنکه خدا به او اجازه گفتن بدهد و صواب هم بگوید. در احادیث ما از ائمه اطهار
وارد شده است که فرموده اند آن کسی که خدا به او اجازه بدهد و سخن درست بگوید یعنی
کسی که خدا به او اجازه شفاعت می کند و به صواب سخن می گوید. آنجا دیگر حرف ناصواب
و ملاحظاتی غیر از آنچه که رضای الهی است امکان ندارد وجود داشته باشد. این هم شرط
دیگری. آن، شرط صلاحیت شفیع بود که «شهد بالحق »; این یکی هم اجازه پروردگار که از
ناحیه پروردگار هم باید اجازه ای داده بشود.

شرط
دیگری در یک آیه دیگر برای شفاعت به حق ذکر شده است و آن این است که می فرماید «و
لا یشفعون الا لمن ارتضی »

[۴]

و آن مربوط به صلاحیت
[شخص مورد شفاعت است]که در اینجا هم کلمه «و هم یعلمون » اشاره به آن بود. آیا کسی
که شفاعت درباره او صورت می گیرد شرایطی دارد یا شرایطی ندارد؟ البته شرایطی دارد.
همه شرایطش را هم برای ما بیان نکرده اند و نمی شده هم بیان کنند برای اینکه مسائل
مربوط به شفاعت و مغفرت مسائلی است که مردم درباره آن باید در حال خوف و رجا
باشند، ولی اجمالا این مقدار بیان شده است که از کسی شفاعت می شود که اصل ایمانش
مورد پسند باشد، دینش مورد پسند باشد، یعنی از مشرک شفاعت نمی شود. آن کسی که از
او شفاعت می شود حداقل این است که خود او موحد باشد و مشرک نباشد، چون شفاعت آنجا
همان مغفرت الهی است و ما در آیه قرآن می خوانیم: « ان الله لا یغفر ان یشرک به و
یغفر ما دون ذلک »

[۵]

شرک قابل مغفرت نیست و
بنا بر این از مشرک به هیچ وجه شفاعت نمی شود.

اینجا
که ما داریم که [فقط] از موحد [شفاعت می شود] پس مسلم یک شرطش ایمان به توحید است.
حال ایمان به رسالت و نبوت و همچنین ایمان به امامت و ولایت چطور؟ آیا این هم شرط
است یا شرط نیست؟ اگر این ایمانها نباشد از روی کفر و عناد، یعنی کسی نبوت رسول
اکرم صلی الله علیه و آله یا امامت امیر المؤمنین علیه السلام بر او عرضه شده است
و با اینکه حقیقت را درک کرده عناد ورزیده است، نه، [شفاعت]شامل چنین کسی نمی شود.
ولی اگر ما فرض کنیم افرادی باشند که فاقد اینها هستند اما از روی قصور نه از روی
تقصیر، این مانعی ندارد و در احادیث ما هم این مطلب وارد شده است. حدیث معروفی
هست، شاید احادیث زیادی به این مضمون هست، فرموده اند از درهای بهشت یک در اختصاص
دارد به

خرید و دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت تفسیر سوره زخرف (۴)

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.