اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سرمقاله ؛ نقد متن (۱)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 48
فرمت فایل پاورپوینت
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل سرمقاله ؛ نقد متن (۱) – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل سرمقاله ؛ نقد متن (۱) شامل 120 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل سرمقاله ؛ نقد متن (۱) گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل سرمقاله ؛ نقد متن (۱) با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل سرمقاله ؛ نقد متن (۱) از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل سرمقاله ؛ نقد متن (۱) با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل سرمقاله ؛ نقد متن (۱) را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سرمقاله ؛ نقد متن (۱) :
(پیشینه تاریخی)
استناد به حدیث به عنوان یک منبع دینی، آن گاه سزاوار است که از صدور آن اطمینان حاصل گردد وگرنه، هرگاه در صدورش شک و تردید رَوَد، نمی توان بدان استناد جست و آن را مصدر استنباط فقهی یا معارف دینی قرار داد. البته حدیث به عنوان مجموعه ای از میراث مسلمانان، می تواند مورد پژوهشهای گوناگون تاریخی، اجتماعی و فرهنگی قرار گیرد.
مسئله صدور حدیث از دوره های نخستین تاریخ اسلامی مورد اهتمام قرار داشته است و این موضوع در سخن و سیرؤ پیامبر(ص)، امامان شیعه(ع)، صحابه و یاران آنها به وضوح مشهود است.
صدور حدیث گاه از طریق ارزیابی سند پیگیری می شود و گاه از طریق متن . راه نخست، همان است که دانش رجال متکفل آن است و کتب فراوانی در باب آن نگاشته شده است. راه دوم که بررسی متن باشد، همان است که به نقد متن شناخته می شود. این طریق پیشینه اش از طریق اول بیشتر است، چنان که در مباحث آتی خواهد آمد، لکن مانند رجال به عنوان یک دانش بدان اهتمام نشده و به جز در دهه های اخیر، درباره اش آثار مستقل تدوین نیافته است.
مراد از نقد متن آن است که آیا بجز بررسی سند و راویان حدیث، از طریق بررسی الفاظ و مفاهیم حدیث می توان درباره صدور و عدم صدورش نظر داد. آیا از طریق بررسی شخصیت راوی و خصلتهای فردی و معرفتی اش می توان درباره احادیثش قضاوت نمود؟ آیا می توان بر اساس فضاهای فرهنگی و اجتماعی و تناسب و عدم تناسب حدیث با آن، درباره صدورش داوری نمود؟ این قبیل بررسیها درباره صدور، همان است که به نقد متن یا نقد محتوایی اشتهار یافته است.
آنچه درباره نقد متن می بایست مورد پژوهش و مباحثات علمی قرار گیرد، عبارت است از:
۱ . پژوهشهای نظری؛
۲ . پژوهشهای تطبیقی.
در حوزه پژوهشهای نظری این موضوعات می بایست مورد کاوش قرار گیرد:
پیشینه تاریخی نقد متن؛
اعتبار و حجیت؛
ضوابط و قواعد؛
دایره استناد به نقد متن (یعنی قبول یا رد حدیث)؛
مرجع تطبیق دهنده.
اینها مباحث پنج گانه ای است که پرداخت بدان تا اندازه ای حد و رسم این مسئله و جایگاه و مکانش را در صدور حدیث نشان می دهد. حوزه پژوهشهای تطبیقی، همان به کار بستن قواعد نقد متن درباره احادیث است. این نوشتار به حوزه نخست، یعنی پژوهشهای نظری، می پردازد و مباحث پنج گانه یاد شده را به ترتیب مورد تحقیق و بررسی قرار می دهد.
یک . پیشینه تاریخی نقد متن
در ابتدا این پرسش مطرح می شود که نقد متن برای ارزیابی صدور از چه زمانی نزد مسلمانان مقبول افتاده است، ریشه اش به کجا برمی گردد و عوامل اهتمام مسلمانان بدان چیست. آیا در دوره های نخست تاریخ اسلامی می توان ردِ پایی برایش جست؟ این پرسشها یا بررسی پیشینه و تاریخ این موضوع پاسخ خواهند یافت.
مستشرقان و برخی از روشنفکران مسلمان به عدم اعتنای مسلمانان به نقد متن باور دارند و آن را به عنوان ایراد و خرده ای بر مسلمانان به حساب می آورند. در مقابل، پژوهشگران حدیث شناس که به تألیف در این زمینه دست زده اند، به شدت آن را انکار کرده، اتهامی به مسلمانان قلمداد می کنند.
به گمان ما، نه کلیت سخن مستشرقان پذیرفتنی است و نه از دفاع مطلق حدیث پژوهان می توان حمایت کرد؛ بلکه می بایست گفت: نقد متن پیشینه ای تاریخی دارد و تاریخش به عهد رسول خدا(ص) بازمی گردد و پس از رسول خدا، ائمه، صحابه و یارانشان بدان اهتمام ورزیدند و در دورهای بعد محدثان و دیگر متفکران اسلامی نیز بدان توجه کردند، لکن تمامی این تلاشها در حد و شأن نقد متن نبود، چنان که در تطبیق آن بر احادیث خلأهای جدی به چشم می خورد.
برای بررسی دو دیدگاه فوق و نیز اثبات ادعای یاد شده، نخست به نقل سخن خاورشناسان و روشنفکران مسلمان می پردازیم و سپس به بررسی و نقد آن رو می کنیم:
یکی از نقدها و ایرادهای مستشرقان و برخی روشنفکران مسلمان بر محدثان و عالمان دینی، عدم اعتنا و اهتمام به نقد متن یا نقد داخلی است. آنان چنین وانمود می کنند که محدثان و عالمان دینْ تنها بر سَنَد حدیث می نگرند و بدان معیار به درستی و نادرستی آن حکم می کنند و از این روست که دانش رجال، نزد آنان گسترش یافته و فربه شده است.
گلدزیهر (۱۸۵۰ ۱۹۲۱م) در کتاب العقیده والشریعه این نکته را بیان می کند که نمی توان خطری را که پس از پیامبر ایجاد شد یعنی وضع حدیث و نسبت آن به پیامبر و صحابه را به آسانی روشن ساخت؛ زیرا هر مذهب و فکری خود را با چنین احادیثی تأیید می کند، و نیز نمی توان مذهب یا عقیده ای را یافت که خود را با چنین احادیثی که به ظاهر درست می آید پشتیبانی نکند. وی سپس می نویسد:
و لم یستطع المسلمون أن یحفظوا هذا الخطر، و من اجل هذا وضع العلمأ علماً خاصاً له قیمته، و هو علم نقد الحدیث، لکی یفرقوا بین الصحیح و غیر الصحیح من الاحادیث، إذا اعوزهم التوفیق بین الاقوال المتناقضه.
و من السهل أن یفهم أن وجهات نظرهم فی النقد لیست کوجهات النظر عندنا، تلک التی تجد لها مجالاً کبیراً فی النظر فی تلک الاحادیث التی اعتبرها النقد الاسلامی صحیحه غیر مشکوک فیها، و وقف حیالها لا یحرک ساکناً؛۱
مسلمانان نتوانستند از این خطر [جعل حدیث] در امان باشند و بدین جهت دانشی به نام نقدالحدیث ابداع کردند که ارزش ویژه خود را دارد، تا بتوانند میان درست و نادرست تفاوت بگذارند آن گاه که نتوانند میان سخنان متناقض توفیق ایجاد نمایند.
روشن است که دیدگاه مسلمانان در نقد مانند دیدگاه ما [مسیحیان] نیست؛ چرا که روایتهایی که مسلمانان درست و غیر قابل تردید می دانند، بر پایه معیارهای ما در نقد ، جای تأمل و تردید فراوان دارد.
کایتانی (۱۸۶۹ ۱۹۲۶م) نیز معتقد است:
کل قصد المحدثین ینحصر و یترکز فی واد جدب ممحل من سرد الاشخاص الذی نقلوا المروی ؛ ولا یشغل احد نفسه بنقد العباره و المتن نفسه؛۲
تمام همت محدثان به ارزیابی و بررسی راویان صرف می شود و هیچ یک خود را درگیر نقد عبارت و متن نمی سازد.
سبق أن قلنا أن المحدثین والنقاد المسلمین لا یجسرون علی الاندفاع فی التحلیل النقدی للسنه إلی ماورأ الأسناد، بل یمتنعون عن کل نقد للنص، اذ یرونه احتقاراً لمشهوری الصحابه، و قحه ثقیله الحظر علی الکیان؛۳
پیش از این گفتیم که محدثان و منتقدان مسلمان، فراتر از نقد سند را به خود جرئت نمی دهند و از نقد متن پرهیز می کنند؛ زیرا آن را تحقیر صحابه مشهور و خطری برای کیان اسلامی تلقی می کنند.
شاخت (۱۹۰۲ ۱۹۶۹م) در مدخل اصول از دایره المعارف الاسلامیه به اجمال می نویسد:
و من المهم أن تلاحظ انهم اخفوا نقدهم لماده الحدیث ورأ نقد هم للاسناد؛۴
سزاوار است توجه شود که مسلمانان نقد متن را در پس نقد سند پنهان ساختند.
این دیدگاه بر رأی و عقیده برخی از روشنفکران مسلمان نیز تأثیر گذارده و مشابه همین سخنان را بر زبان رانده و همین نقدها را بر محدثان وارد ساخته اند. در اینجا به دیدگاه رشید رضا، احمد امین، ابو ریّه و محمد غزالی اشاره می کنیم:
رشید رضا (م ۱۳۵۴ق) می گوید:
بررسی متون روایات و سنجش موافقت یا مخالفت آنها با حقایق و واقعیت، و اصول و فروع قطعی دین، در حوزؤ حرفه عالمان رجال نمی گنجد و پژوهشگران در این زمینه اندک اند.۵
و نیز در تفسیر المنار می نویسد:
من اعتقادی به درستی سند حدیثی که با ظاهر قرآن مخالفت کند ندارم؛ گرچه راویانش را توثیق کنند. چه بسیار راویانی که ظاهر فریبنده آنان سبب توثیق شده و باطنی نادرست دارند. اگر روایت از جهت محتوا و متن مورد نقد قرار می گرفت، چنان که سند آنها مورد نقد قرار می گیرد، متون بسیاری از اسناد نقض می شد.۶
احمد امین (م ۱۹۵۴م) می گوید:
عالمان برای جرح و تعدیل قواعدی وضع کرده اند که اینک جای یادآوری آن نیست، لکن به حق گفته می شود که آنان به نقد سندی بیش از نقد متن توجه کرده اند. به ندرت در جایی می توان یافت که حدیث منسوب به پیامبر(ص) را از آن رو که شرایط صدور سخن ناسازگار است نقد کنند و یا به جهت تناقض با حوادث تاریخی مسلّم، حدیثی را کنار نهند و یا از آن رو که حدیثی مشتمل بر تعبیری فلسفی است که در عصر پیامبر رواج نداشت و یا آنکه با متون فقهی سازگار است، به نقد آن بپردازند. در این زمینه به یک صدم از آنچه در باب جرح و تعدیل سند به چشم می خورد، نمی توان دست یافت؛ تا آنجا که بخاری با آن همه منزلت و تیزبینی، احادیثی را صحیح می داند که حوادث تاریخی و مشاهدات تجربی آن را تأیید نمی کند، و این همه از آن روست که تنها به نقد سند اکتفا کرده است.۷
و نیز در کتاب دیگرش گفته است:
عالمان حدیث به گونه ای گسترده به نقد داخلی نپرداختند و از این رو متن حدیث را بر واقعیت عرضه نداشتند؛ چنان که به اسباب و انگیزه های سیاسی که زمینه وضع و جعل را فراهم می ساخت، توجه نکردند. بدین سبب آنان در بسیاری از احادیث که دولت اموی، عباسی و یا علوی را تأیید می کرد، تردید نکردند و همچنین درباره شرایط اجتماعی زمان پیامبر و خلفای راشدین و امویان و عباسیان و اختلاف پدید آمده به بحث نپرداختند، تا بدانند حدیث با آن شرایط سازگاری دارد یا نه؛ چنان که به بررسی شخصیت راوی نیز نپرداختند.۸
محمود ابو ریّه (م ۱۹۷۹م) می نویسد:
محدثان به اشتباه به متن توجه نمی کنند و عقیده دارند هرگاه سند درست بود متن هم صحیح است.۹
وی بر همین پایه ، روایتهای صحیح بخاری و مسلم را نیز خالی از حدیثِ غیر صحیح نمی داند:
و من اجل ذلک کل کتب الحدیث تحمل الصحیح و غیر الصحیح حتی ما کان موضوعاً مکذوباً، و لم یسلم من ذلک کتاب حتی البخاری و مسلم اللذین سموهما بالصحیحین؛۱۰
بدین جهت تمامی کتب حدیث شامل روایتهای درست و نادرست، بلکه ساختگی و دروغ است ؛ حتی کتاب صحیح بخاری و مسلم که آن را صحیح نامیده اند.
وی همچنین بابی را در کتابش جای داده و تأکید می ورزد که احادیث را از طریق متن هم می توان ارزیابی کرد.۱۱
به نظر می رسد کلیت این رأی قابل تأیید نیست، یعنی نقد متن و نقد داخلی در میان مسلمانان از قرون اولیه رواج داشته و دانش رجال پس از آن شکل گرفته است. همراه این دانش اهتمام به نقد متن نیز وجود داشته است که به وضوح قابل ردیابی و پیگیری است. البته این امر جایگاه بایسته خود را نیافته است که در پایان نوشتار بدان خواهیم پرداخت.
برای نشان دادن سیر تاریخی نقد متن، می توان تاریخ حدیث را به سه دوره تقسیم کرد: یکی دوران پیش از کتابت رسمی حدیث و به تعبیر دیگر دوران غلبه نقل شفاهی؛ و دیگری دوره تدوین دانش درایه الحدیث و علم اصول تا عصر حاضر؛ و مرحله سوم دوره معاصر. در هر یک از این سه دوره، نشانه های نقد متن را که حکایت از متعارف بودن آن دارد برخواهیم شمرد.
یک . دوره پیش از کتابت و تدوین رسمی (قرن یکم تا قرن سوم)
در این دوره دو محور مهم که بر نقد متن دلالت دارد به چشم می خورد ؛ یکی روایات عرض حدیث بر قرآن و سنت قطعی که از پیامبر و امامان معصوم(ع) صادر شده و دیگر نمونه هایی که در میان صحابه و یاران ائمه از اِعمال این قواعد به یادگار مانده است.
۱ . روایات عرض حدیث
مهم ترین دلیل بر مشروعیت، بلکه لزوم نقد متن، روایتهای عرض است. پیامبر(ص) و ائمه(ع) یاران خود را ملزم می کردند شنیده های خود را بر قرآن عرضه دارند؛ به ویژه آنجا که شک و تردید در میان می آمد.
علی بن ابراهیم عن ابیه عن النوفلی عن السکونی عن ابی عبدالله(ع) قال: قال رسول الله: إن علی کل حق حقیقه و علی کل صواب نوراً فما وافق کتاب الله فخذوه و ما خالف کتاب اللّه فدعوه؛۱۲
سکونی از امام صادق(ع) نقل می کند که رسول خدا(ص) فرمود: هر حقی را حقیقتی و هر صوابی را نوری است، پس آنچه را با کتاب خدا موافقت کند بگیرید، و آنچه را با کتاب خدا مخالف باشد کنار بگذارید.
عن ابی هریره عن النبی (ص) قال: سیأتیکم عنی احادیث مختلفه فما جأکم موافقاً بکتاب الله و لسنّتی فهو منی و ما جأکم مخالفاً للکتاب الله و سنتی فلیس منی؛۱۳
ابوهریره از پیامبر(ص) چنین روایت می کند: زمانی خواهد آمد که سخنان گونه گون از من برایتان گزارش شود. پس آنچه موافق کتاب خدا و سنت من باشد، از من است و آنچه با کتاب خدا و سنت من مخالف باشد، از من نیست.
در منابع حدیثی شیعه و اهل سنت این مضمون به طرق متعدد روایت شده است.۱۴ جالب توجه است که پیشوایان دین تنها بر نقد داخلی تأکید ورزیده اند و از بررسی سند و نقد خارجی سخنی به میان نیاورده اند. البته روشن است که این روایتها اصل نقد محتوایی را مورد تأیید و تأکید قرار می دهد و اگر در ادوار بعد، مصداقهایی بر آن افزوده گردد، این قاعده را خدشه دار نمی کند، بلکه بر توسعه و تکامل این قاعده دلالت دارد.
گذشته از این اقوال و سخنان، می توان نمونه هایی از اهتمام به نقد متن را در عمل و سیره اهل بیت(ع) نیز ملاحظه کرد که در اینجا به مواردی از آن اشاره می گردد:
در منابع حدیثی اهل سنت مطلبی از ابن مسعود گزارش شده است. مردی از او پرسید: اگر مردی با زنی ازدواج کرد، ولی برایش مهریه معین نکرد و پیش از زفاف از دنیا رفت،[چه حکمی دارد]؟ ابن مسعود چنین گفت: این زن از شوهرش ارث می برد و باید به وی مهرالمثل پرداخت گردد. معقل بن سنان اشجعی وقتی این سخن را از ابن مسعود شنید گفت:
قضی رسول الله(ص) فی بروع بنت واشق، امرأه منا، مثل الذی قضیت. ففرح ابن مسعود، لانه اخبره أن فتواه وافقت فتوی رسول الله(ص)؛۱۵
رسول خدا(ص) درباره بروع، دختر واشق، که زنی از تیره ما بود، چنین قضاوت کرد. ابن مسعود از این سخن شادمان گشت؛ زیرا معقل به وی خبر داد که فتوایش با فتوای رسول خدا موافقت داشت.
اما امیرالموءمنین(ع) حکم داده است که: این زن ارث می برد و عده دارد، ولی مستحق مهریه نیست و چنین فرموده است:
لا یقبل قول اعرابی من اشجع، علی کتاب الله؛۱۶
یعنی سخن معقل اشجعی در برابر قرآن پذیرفته نیست.
دکتر صلاح الدین بن احمد الأدلبی، پس از نقل این سخن می نویسد: شاید مرادشان این آیه باشد:۱۷
لا جناح علیکم إن طلقتم النسأ، ما لم تمسوهن او تفرضوا لهن فریضه؛۱۸
و اگر زنان را، مادامی که با آنان نزدیکی نکرده و برایشان مهری [نیز] معین نکرده اید، طلاق گویید، بر شما گناهی نیست.
امام باقر و امام صادق(ع) در برابر این پرسش که گروهی از مردم معتقدند خداوند حوا را از آدم خلق کرد این مضمون در روایتهای منسوب به پیامبر و ائمه نقل شده و نزد مردم شایع بود ۱۹ چنین فرمودند:
محمد بن علی بن الحسین باسناده عن زراره بن اعین انه قال: سئل ابو عبداللّه(ع) عن خلق حوأ و قیل له إن اناساً یقولون إن اللّه خلق حوأ من ضلع آدم الایسر الاقصی. فقال: سبحان الله و تعالی عن ذلک علوا کبیراً یقولون من یقول هذا؟ إن الله لم یکن له من القدره ما یخلق لادم زوجه من غیر ضلعه و یجعل للمتکلم من اهل التشنیع سبیلاً إلی الکلام أن یقول: إن آدم کان ینکح بعضه بعضاً إذا کانت من ضلعه ما لهوءلأ حکم الله بیننا و بینهم؛۲۰
از امام صادق(ع) درباره آفرینش حوا سوءال شد و به آن حضرت گفتند گروهی می گویند حوا از دنده چپ آدم آفریده شده است. فرمود: خدا از این نسبت منزه و پاک است. آیا خدا توان نداشت برای آدم همسری بیافریند که از دنده او نباشد؟ تا راهی برای سخن ملامتگران نباشد که بگویند آدم با خودش ازدواج می کند! چرا چنین حکم می کنند؟ خداوند میان ما و آنان داوری کند.
عن عمرو بن ابی المقدام عن ابیه قال سألت ابا جعفر(ع) من ای شئ خلق الله حوأ؟ فقال(ع): ای شئ یقولون هذا الخلق؟ قلت: یقولون: إن الله خلقها من ضلع من اضلاع آدم فقال: کذبوا اکان الله یعجزه إن یخلقها من غیر ضلعه؛ فقلت: جعلت فداک یابن رسول الله من ای شئ خلقها؟ فقال: اخبرنی ابی عن آبائه قال: قال رسول الله(ص): إن الله تبارک و تعالی قبض قبضه من طین فخلطها بیمینه و کلتا یدیه یمین فخلق منها آدم و فضلت فضله من الطین فخلق منها حوأ؛
ابو مقدام می گوید: از امام باقر(ع) پرسیدم: خدا حوا را از چه بیافرید؟ فرمود: دیگران چه می گویند؟ گفتم: آنان معتقدند خدا حوا را از دنده مرد خلق کرد.
فرمود: دروغ می گویند! آیا خداوند ناتوان بود که حوا را به گونه ای دیگر خلق کند؟ گفتم: پس حوا چگونه خلق شد؟ فرمود: پدرم به واسطه پدرانش از پیامبر(ص) نقل فرموده است که خداوند مشتی خاک را از زمین برداشت، با دست راست خود که هر دو دست او راست است آن را به هم زد و از آن آدم را بیافرید و از زیادی آن حوا را خلق کرد.
۲ . اهتمام صحابه و اصحاب ائمه به نقد متن
گذشته از این سخنان و سیره که مصدر اهتمام و توجه به نقد متن به شمار می آید، صحابه پیامبر و اصحاب ائمه در عمل بدان توجه وافر داشتند که در اینجا به نمونه هایی اشاره می شود. در کتاب الاجابه لایراد ما استدرکته عایشه علی الصحابه،۲۱ بدرالدین زرکشی نمونه هایی از نقدهای محتوایی را که عایشه بر صحابه وارد کرده گردآورده است که ما دو نمونه از نقدهای او را بر ابوهریره می آوریم:
۱ . قال الامام احمد فی مسنده: حدثنا روح حدثنا سعید، عن قتاده، عن ابی حسان: إن رجلین دخلا علی عایشه فقالا: إن اباهریره یحدث إن نبی الله (ص) کان یقول: انما الطیره فی المرأه و الدابه و الدار. قال: فطارت شقه منها فی السمأ، و شقه منها فی الارض، و قالت: والذی انزل القرآن علی ابی القاسم، ما هکذا کان یقول و لکن کان نبی الله(ص) یقول: کان اهل الجاهلیه یقولون: الطیره فی المرأه والدابه والدار؛۲۲
ابو حسان گوید: دو مرد بر عایشه وارد شدند و گفتند: ابوهریره از پیامبر(ص) چنین نقل می کند که پیامبر فرمود: همانا شومی در سه چیز است: زن، مرکب و خانه. راوی گوید: عایشه برآشفت و گفت: سوگند به آنکه قرآن را بر پیامبر نازل کرد، چنین نفرمود، بلکه فرمود: مردمان جاهلی چنین می گفتند که شومی در سه چیز است: زن، مرکب و خانه.
۲ . قال الحاکم فی مستدرکه فی کتاب العتق: اخبرنا ابوبکر احمد بن اسحاق اخبرنا محمد بن غالب: حدثنا الحسن بن عمر بن شفیق: حدثنا سلمه بن الفضل، عن ابی اسحاق، عن الزهری، عن عروه قال: بلغ عایشه إن اباهریره یقول:… و إن رسول الله (ص) قال: ولد الزنی شر الثلاثه… فقالت عایشه… و اما قوله ولد الزنی شر الثلاثه، فلم یکن الحدیث علی هذا، انما کان رجل من المنافقین یوءذی رسول الله (ص) فقال: من یعذرنی من فلان؟ قیل: یا رسول الله، انه مع ما به ولد زنی فقال: هو شرالثلاثه و الله تعالی یقول: و لا تزر وازره وزر اخری؛۲۳
عروه می گوید: به عایشه خبر رسید که ابوهریره از پیامبر نقل می کند که: زنازاده بدترین سه گروه می باشد. عایشه گفت: حدیث چنان نیست که ابوهریره نقل کرده است، بلکه مردی از منافقان رسول خدا(ص) را آزار می داد. پیامبر(ص) فرمود: چه کسی مرا از او رها می کند؟ گفته شد: این مرد به جز داشتن صفت نفاق و ایذا ، زنازاده نیز می باشد. رسول خدا(ص) فرمود: این خصلت سوم، پست ترین این سه خصلت است. و [عایشه گفت:] خداوند در قرآن می فرماید: بارِ کسی را بر دوش دیگری مگذارید.
فاطمه بنت قیس نقل کرده است:
فی المطلقه ثلاثاً. قال: لیس لها سکنی و لا نفقه؛۲۴
و زنی که سه بار طلاق داده شد، نه حق مسکن دارد و نه مستحق نفقه است (یعنی در دوران عده).
ولی اسود بن یزید نقد عمر را بر وی چنین گزارش کرده است:
عن ابی اسحاق. قال: کنت مع الاسود بن یزید جالساً فی المسجد الاعظم. و معنا الشعبی. فحدث الشعبی بحدیث فاطمه بنت قیس ؛ إن رسول الله(ص) لم یجعل لها سکنی و لا نفقه. ثم اخذ الاسود کفّاً من حصیً فحصبه به. فقال: ویلک! تحدث بمثل هذا. قال عمر. لا نترک کتاب الله و سنه نبینا(ص) لقول امرأه. لا ندری لعلها حفظت او نسیت. لها السکنی و النفقه. قال الله عزوجل:۲۵ لا تخرجوهن من بیوتهن و لا یخرجن إلاّ أن یأتین بفاحشه مبینه۲۶؛۲۷
ابو اسحاق گوید: به همراه اسود بن یزید در مسجد نشسته بودم و شعبی نیز همراه ما بود. شعبی روایت فاطمه دختر قیس را نقل کرد که پیامبر(ص) برای زنی که سه بار طلاق داده شود، حق مسکن و نفقه قرار نداد. آن گاه اسود مشتی ریگ برداشت و پرتاب کرد و گفت: وای بر تو، این چنین حدیث می گویی؟ عمر گفت: ما کتاب خدا و سنت پبامبر خود را به خاطر سخن زنی رها نسازیم. شاید آن زن درست حفظ کرده و شاید نیز فراموش کرده است. زنی که سه بار طلاق داده شده، حق مسکن و نفقه دارد؛ خداوند فرموده است: آنان را از خانه هایشان بیرون مکنید، و بیرون نروند مگر آنکه مرتکب کار زشت آشکاری شده باشند.
دو . دوره تدوین حدیث و علوم اسلامی (قرن چهارم تا دوره معاصر)
با تدوین علوم اسلامی به صورت رسمی که از حدیث آغاز می شود و به فقه و اصول فقه و دیگر دانشها توسعه پیدا می کند، نقد متن بیشتر مورد اهتمام قرار می گیرد. اکنون برای نشان دادن سیر تاریخی و استمرار آن، سخن محدثان، عالمان درایه الحدیث، اصولیان و دیگر متفکران اسلامی را به ترتیب تاریخی بازگو می کنیم ؛ هرچند دعوای استقصای کامل در میان نیست و تنها به ذکر نمونه ها اکتفا می شود:
۱ . محدثان
ثقه الاسلام کلینی (م ۳۲۸ق) در مقدمه الکافی می نویسد:
فاعلم یا اخی ارشدک الله، انه لا یسع احداً تمییز شی مما اختلف الروایه فیه عن العلمأ(ع) برأیه، إلاّ علی ما اطلقه العالم بقوله(ع): اعرضوها علی کتاب الله فما وافق کتاب الله عزوجل فخذوه و ما خالف کتاب الله فردوه، و قوله (ع): دعوا ما وافق القوم فان الرشد فی خلافهم، و قوله (ع): خذوا بالمجمع علیه فان المجمع علیه لا ریب فیه؛۲۸
بدان برادرم، خداوند تو را راهنمایی کند، هیچ کس را توان جدا کردن احادیث اختلافی نقل شده از امامان نیست، مگر بر این قاعده منقول از امام تکیه کند که آنها را بر کتاب خدا عرضه بدارد؛ اگر موافقت داشت اخذ کند وگرنه آن را کنار گذارد و نیز بر این قاعده منقول تکیه کند که آنچه را با عامه موافقت دارد، خلاف آن را اخذ کند و نیز بر این قاعده که مضمونهای مورد اجماع را اخذ نماید.
شیخ حر عاملی (م ۱۱۰۴ق) در خاتمه کتاب وسائل الشیعه، ۲۱ قرینه برای اعتبار حدیث برمی شمرد که نیمی از آن به نقد متن برمی گردد ؛ از قبیل موافقت با قرآن، موافقت با سنت معلوم ؛ موافقت با ضروریات ؛ موافقت با احتیاط ؛ موافقت با دلیل عقلی ؛ موافقت با اجماع مسلمین ؛ موافقت با اجماع امامیه ؛ موافقت با شهرت میان امامیه ؛ موافقت با فتوای گروهی از علما و… .۲۹
۲ اصولیان
شافعی (م ۲۰۴ ق) می نویسد:
و لا یستدل علی اکثر صدق الحدیث و کذبه إلاّ بصدق المخبر و کذبه إلاّ فی الخاص القلیل من الحدیث و ذلک ان یستدل علی الصدق و الکذب فیه بان یحدث المحدث ما لا یجوز ان یکون مثله، او ما یخالفه ما هو اثبت و اکثر دلالات بالصدق منه؛۳۰
برای راستگویی خبر دهنده و دروغگویی اش، از راه درستی و نادرستی مضمون استدلال می گردد؛ بدین صورت که راوی مطلبی را گزارش کند که قابل تحقق نیست یا ادله ای که راستی اش روشن است بر خلاف آن باشد.
شیخ طوسی (م ۴۶۰ق) در کتاب عده الاصول می نویسد:
القرائن التی تدل علی صحه متضمن الاخبار التی لا توجب العلم اشیأ اربعه: منها أن تکون موافقه لادله العقل و ما اقتضاه… و منها أن یکون الخبر مطابقاً لنص الکتاب اما خصوصه او عمومه او دلیله او فحواه فان جمیع ذلک دلیل علی متضمنه… و منها أن یکون الخبر موافقاً للسنه المقطوع بها من جهه التواتر… و منها أن یکون موافقاً لما اجمعت الفرفه المحقه علیه؛۳۱
قرائنی که بر درستی مضمون خبر دلالت دارد و به رتبه علم نمی رسد، چهار قرینه است. اینکه خبر: ۱ . موافق دلیل عقلی باشد؛ ۲ . مطابق با نص قرآن یا عموم و خصوص آن و یا مفهوم آن باشد؛ ۳ . موافق سنت قطعی باشد؛ ۴.موافق با مسلّمات امامیه باشد.
وحید بهبهانی (م ۱۲۰۶ق) می گوید:
متقدمان و متأخران اتفاق دارند که خبر ضعیف اگر با شهرت و قرائنی مانند آن همراه گردد حجت است، بلکه اخبار ضعیفی که بدان استناد می کنند چند برابر اخبار صحیح می باشد…
تمامی نوشته های فقیهان بر همین روش مبتنی است و روایتهای ضعیف مورد عمل آنان چندین برابر روایات صحیح است…
و کسانی که در عصر ائمه زندگی می کردند یا نزدیک به عصر آنان بودند، به اخبار راویان ثقه و غیر ثقه بر اساس قرائن عمل می کردند.۳۲
همچنین وی فایده سوم از کتاب فوائد را به امارات قوی و وثاقت روات حدیث اختصاص داده و نشانه های وثاقت را بازگو کرده است و از آن رو که این امارات به راویان و سند برمی گردد، در پایان بحث می نویسد:
بدان که امارات و قرائن بسیارند. برخی از آنها عبارت است از: اتفاق بر عمل به مضمون حدیث؛ اتفاق در فتوا بدان؛ مشهور بودن بر حسب روایت و فتوا؛ نیز مورد قبول واقع شدن؛ موافقت با کتاب یا سنت یا اجماع و یا حکم عقل و یا تجربه [أو موافقاً للکتاب، أو السنه، أو الاجماع، أو حکم العقل، أو التجربه]؛ مانند آنچه در زمینه خواص آیه ها و اعمال و ادعیه رسیده و اثرش به تجربه ثابت شده است؛ از قبیل خواندن آیه آخر سوره کهف برای بیدار شدن و مانند آن. و یا اینکه در متن حدیث شواهدی باشد که دلالت کند از امامان(ع) رسیده است؛ مانند خطبه های نهج البلاغه، صحیفؤ سجادیه، دعای ابی حمزه، زیارت جامعه، و امثال آن.۳۳
صاحب معالم (م ۱۰۱۱ ق) بحثی را با عنوان «الترجیح بالنظر إلی المتن و بالامور الخارجیه» در معالم الاصول گشوده و در آنجا هشت مرجح بر پایه متن را آورده است:
لفظِ یکی از دو خبر فصیح باشد و الفاظِ خبر دیگر ، رکیک و به دور از استعمال.
دلالت یکی از دو مضمون قوی تر باشد.
مدلول یکی حقیقی و دیگری مجازی باشد.
دلالت یکی نیاز به قرائن و وسائط نداشته باشد.
یکی از دو خبر با دلیل دیگر تأیید گردد.
عمل اکثر متقدمان بر مبنای مضمون یکی باشد.
یکی از آنها موافق با اصل باشد.
یکی از آنها مخالف با عامه داشته باشد.۳۴
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
