اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی چالش ها و تهدیدها
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 44
فرمت فایل پاورپوینت
با فایل فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی چالش ها و تهدیدها یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی چالش ها و تهدیدها شامل 70 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی چالش ها و تهدیدها را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی چالش ها و تهدیدها با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی چالش ها و تهدیدها بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی چالش ها و تهدیدها با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی چالش ها و تهدیدها وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی چالش ها و تهدیدها با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی چالش ها و تهدیدها مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی چالش ها و تهدیدها :
اگر به یک مرور تاریخی بپردازید خواهید دید آنچه که در ایران از اشرافیت تجربه کرده ایم، بیشتر فرهنگ آن بوده است. به عبارت دیگر ساخت یا نماد اشرافیت نتوانسته است حتی در اندازه غربی هم در جامعه ما وجود داشته باشد. غربیان تجربه اشرافیت را هم به صورت فرهنگ اشرافی و هم به صورت ساخت اشرافی داشته اند. در اینجا فرهنگ اشرافیت وارد شده است اما ساختهای اشرافی فرصت آنکه بتوانند به صورت نهادینه در بیایند پیدا نکرده اند. لذا ما هزینه اشرافیت را پرداخته ایم و هنوز هم می پردازیم اما نتوانسته ایم از اندک مزایای آن هم برخوردار شویم.
فرهنگ اشرافی در دوره قاجاریه به صورت رسمی و فئودالی اش در جامعه نمود پیدا می کند، اما با شکست اینها اشرافیت از لحاظ انتفاع ساقط می گردد و به کناری رانده می شود. گونه های مدرن اشرافیت از درون خود بورژوازی شکل گرفته و بیرون می آیند. اگر چه در ابتدا مورد حمایت دولت هم قرار می گیرند، اما دیری نمی پاید که پای دیکتاتوری و اقتدار طلبی نظام قربانی می شود. ما از آن به بعد با فرهنگ اشرافی مواجه هستیم، فرهنگی که در تار و پود این نظام نفوذ کرده و هر از گاهی خودش را نشان می دهد. شاید وقوع انقلاب اسلامی را بتوانید یک پدیده شگرف و تحول فرهنگی بزرگ ارزیابی کنید که توانست بر تمایلات اشرافی خواهانه فائق آید. اما یک تجربه تلخ تاریخی داریم و آن همین است که مقابله با یکی از صور اشرافیت و مانع شدن از تجلی آن راه را بر صورتهای دیگر اشرافیت مسدود نمی کند. از درون سه وجه اشرافیت که در قالب فردی، گروهی و ساخت دولتی که خدمتتان معرفی شد؛ آنچه در اول انقلاب به صورت قاطع بر آن فائق آمدیم، هر سه صورت یا تجلیات اینها بود؛ به ویژه در ساختهای دولتی، سپس در گرایشهای گروهی و نهایتا در رفتارهای فردی. اما اگر به همین تناسب به جامعه ایران نگاه کنید، ریشه هایی از اشرافیت در قالب فردی باقی مانده بود. در درون جامعه، قشرها و گروههایی بودند که علی رغم شکل گرفتن فرهنگ انقلاب، همچنان خود را وامدار اصول اشرافیگری می دانستند، البته عرصه و مجال بروز نداشتند.
شاید اگر تحولات حدود دو و نیم دهه پس پیروزی انقلاب اسلامی را بررسی کنیم، بتوانیم آن را به سه دوره متمایز از هم تقسیم کنیم.
دوره اول: از زمان پیروزی انقلاب اسلامی تا زمان جنگ تحمیلی و سالهای پایانی جنگ تحمیلی .
دوره دوم: از انتهای جنگ تحمیلی تا پایان دو دوره ریاست جمهوری جناب آقای رفسنجانی که معمولا تحت عنوان دوره توسعه اقتصادی از آن یاد می شود.
اشرافیت و خصلتهای اشرافیگری در هر سه دوره وضعیت و تحلیل خاص خودش را دارد؛ چرا که در هر دوره شرایط و مقتضیات زمانی و مکانی متفاوت بوده است.
بررسی و تحلیل دوره اول:
شاخصه بارز دوره اول حضور حضرت امام «ره» همراه با شرایط و اصول انقلابی حاکم پس از پیروزی انقلاب است. این شرایط فضای مناسبی را برای رشد فرهنگ اسلامی پدید آورده بود . بهترین نمودهای فرهنگ اسلامی را می توان در همین دوره مشاهده کرد ارزشهای اسلامی و آنچه که منتسب به اسلام است، نوعی مقبولیت فردی، گروهی و ساختاری داشت. اگر رئیس جمهوری چون شهید رجایی وجود داشت! ، گروهها و جناحهایی در خور شأن او نیز حضور داشتند، یعنی آن گروهها هم از اصول انقلابی شان متأثر بودند و در چارچوب منافع کلان انقلاب و اسلام فعالیت می کردند. متعاقبا به درون جامعه هم می رفتند و تک تک افراد نیز در همان شأن و اندازه عمل می کردند. بزرگترین ایثارها، جوانمردیها و ساده گیریهای معیشتی را در این دوره می توان سراغ گرفت.
البته فضا یکسان نمی ماند و متعاقبا تحولاتی هم که ریشه در درون دارد؛ یعنی متأثر از روند جهانی شدن است، باعث پیدا شدن مشکلاتی می شود.
به هر حال در دوره اول حیات حکومت دینی در جامعه ما با توجه به شرایط انقلابی حاکم و به ویژه تهدیدهای بیرونی که نسبت به اصل انقلاب بود، نظام جمهوری اسلامی توانسته بود به مدد نزدیکی به زمان ظهورش و روحیه حاکم بر مردم، نوعی انسجام فرهنگی در خودش ایجاد کند.
آن بنیه قوی فرهنگی هنوز کاربرد داشت و گفتمان اسلامی که در آن زمان شکل گرفته بود برای مردم، گروهها و دولت مفهوم بود و همه می توانستند در درون آن گفتمان، سخن یکدیگر را بفهمند. عنصر فرهنگی بارزی که در آنجا وجود داشت عملا راه را برای حضور آفت گونه اشرافیت سد کرده بود. لذا شاهد هستیم که نهادهای دولتی در حد بالایی از تهدیدات اشرافی گری به دور بودند؛ به ویژه به خاطر حضور عناصر فرهیخته و انقلابی که نه تنها مخالف با اشرافیت بودند بلکه اظهار مخالفت با اشرافیت را نوعی افتخار می دانستند؛ افرادی که حاضر نبودند از حداقل امکانات موجود و حتی آن امکاناتی که مشروع بود استفاده کنند تا مبادا تجلی اشرافی گونه ای به خود بگیرند. مخالفت با اشرافیت و پرهیز از نمادهای اشرافی به عنوان یک الگو و یک شاخص حکومتی، بهترین نماد فرهنگی بود که می توان در آن زمان شاهد بود. این یک اصل اسلامی است.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بعد از اینکه در مدینه منوره تأسیس حکومت کردند، توصیه شان این بود که دولتمردان بایستی از پرداختن به رفتارهایی که به نوعی بوی اشرافیت می دهد پرهیز کنند؛ ولو از راه مشروع باشد. باید دقت کرد که بحث مقابله با اشرافیت در راههای مشورع است نه در راههای غیر مشروع. راههای غیر مشروع که جای بحث ندارد. مشخص است که دولتمردان از طریق غیر مشروع نباید به کارهایی بپردازند که آنها را به طبقه اشراف نزدیک کند. استفاده از راههای غیر مشروع که به طور قطع برای دولتمردان و بلکه برای افراد عادی نیز مذموم است. آنچه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بر آن تأکید داشته اند و می توان آن را در سیره علوی نیز دید، تأکید بر این است که دولتمردان از طریق مشروع هم نباید در این راه گام بنهند.
در دوره اول مشاهده می شود که شهید رجایی هنگامی که به مسند ریاست جمهوری می رسد و بحث از حقوق ایشان می شود، اعلام می دارد که همچنان مایلم که در استخدام منطقه ۱۴ باشم و حقوق خود را از همان محل دریافت کنم. این یک امتیاز مشروع است که ایشان از پذیرش آن خودداری می کند.
بحث این نیست که دولتمردان نباید به رانتهای قدرت متصل شوند. حرمت استفاده از رانت که به طریق اولی مسجل است. خطاب امیر المؤمنین علیه السلام نسبت به شریح قاضی این نیست که پول خانه را از کجا بدست آورده ای. نامه صراحت دارد که: ای شریح شنیده ام که خانه ای به قیمت هشتاد دینار خریده ای و سند را امضاء کرده ای و شاهد و گواهانی هم گرفته ای که این خانه از آن توست. بعد می فرماید: اگر از راه نامشروع بدست آورده ای که این اصلاح موضوع بحث ما نیست. او که محاسبه خاص خود را دارد و تو باید در محکمه عدل حاضر شده و پاسخ بدهی. اما اگر از راه مشروع بدست آورده ای، باید بیایی و به امیر مؤمنان پاسخ بدهی . چه معنا دارد که شریح قاضی ما در جامعه ای که هنوز دچار فقر و فلاکت است، خانه ای اینگونه داشته باشد؟
یک فرد عادی در جامعه می تواند از راه مشروع به چنین منزلی برسد، اما کسی که دولتمرد شد و در اختیار حکومت دینی علی علیه السلام قرار گرفت، دیگر نمی تواند نسبت به روندهای تبعیض آور درون جامعه اش بی تفاوت باشد.
بنابراین آنچه در دوره اول دیده می شود، فرهنگ ضد اشرافی است. لذا این فرهنگ هم در سطح دولت و هم در سطح گروهها عمل می کند. البته جوانه های بسیار ضعیفی از اشرافیت را فقط در سطح فردی می توان دید که آنها هم به خاطر جو حاکم بر جامعه معمولا در شرمساری و در خفا بودند. تجلی و یا تجربی خلق و خوی اشرافی در آن جامعه میسر نبود. رمز آن موفقیتها و آن تلاشهای شگرف و آن کارهای عظیم به آن برمی گشت که در ساخت بالا یعنی دولت و گروهها اصل بر اشرافیت نبود.
ب دوره دوم:
در دوره دوم انقلاب اسلامی تز توسعه اقتصادی مطرح شد و با تمام نتایج نیکویی که این تز از حیث بنای عمارت اقتصادی برای جامعه اسلامی داشت، یک آفت مهم نیز در بطن آن نهفته بود، و آن این بود که اشرافیت زمینه و بستری را پیدا کرد که بتواند از حد رفتارهای فردی به درون قالبهای گروهی نفوذ کرده و از آنجا در درون نظام سیاسی رخنه نماید. این شاید یکی از آن بلاهای مهمی بود که به صورت عرضی (با خوشبینانه ترین تفسیر) در دوره توسعه اقتصادی رخ داد.
بحث این نیست که متولیان توسعه اقتصادی، آگاهانه شاید چنین اهدافی را دنبال می کردند، شاید این روند جزء ماهیت و ذات توسعه اقتصادی باشد که هر جا این توسعه شکل بگیرد، به طور قطع چنین پیامدهایی داشته باشد.
اولین گروههایی که بر اساس سرمایه و رفتارهای خاص نسبت به سایر افراد متمایز شدند، در این دوره ظهور کردند. ظهور این گروهها بهره های اقتصادی داشت و پروژه های کلانی را برای ما به ارمغان آورد. شاید اینها توانستند مانع بعضی از کمبودهای اقتصادی شوند، اما نمی توانیم فراموش کنیم که باعث شدند رفتارهای اشرافی گونه در حد گروهها بوجود آید. اسم گروه خاصی را نمی برم، اما شکل گیریی گروههایی که حالت یا رفتارهای اشرافی گونه داشتند در فضای آن روز میسر شد و این گونه از اشرافیت بود که توانست با نفوذ در بخشی از سازمان اداری کشور رفتارهای نابهنجاری را از خود به نمایش بگذارد.
در اینجا این نکته مهم را در خصوص اشرافیت بیان می کنم و آن هم این است که خطر اشرافیت معمولا از بالاست. اشرافیت از جمله آفاتی است که تا در بالای هرم سیاسی لانه نکند، نمی تواند به طور مؤثر در اعمال قدرت یا رفتار و فرهنگ سیاسی جامعه اختلال ایجاد کند. مهمترین آنها هم از همین جا ناشی می شود. اشرافیت بلیه ای است که سرریز می شود. اگر زمامداران در یک جامعه خصلت اشراف گونه پیدا کنند، بالطبع این خصلت در درون جامعه سرریز می شود .
هر چه رفتارهای اشراف گونه در درون کانون اصلی نظام و قدرت سیاسی بیشتر شود، تجلی آن در بطن جامعه و در رفتارهای فردی هم افزونتر می گردد. به همین خاطر است که در مبارزه با اشرافی گری در سیره نبوی و علوی می بینید که بیشترین تلاشها و سرمایه گذاریها متوجه دولتمردان بوده است تا مردم.
بسیاری از نعمتها و رفتارها برای مردم مشروع است و حکومت دینی با آنها مبارزه نمی کند، اما اگر همان رفتار در حد دولتی ظاهر شود به شدت از سوی دولت دینی با آن برخورد می شود .
من چند نمونه را از این بابت خدمت شما عرض کنم تا شما ببینید که چرا مشکل در جامعه ما ریشه دوانیده است. در دوره دوم مشکل این نبود که رفتارهای اشرافی گونه در درون جامعه و در سطح رفتارهای فردی مشاهده می شد، مشکل نفوذ این رفتار در ساخت رسمی کشور بود.
اکثر ما از نامه حضرت علی علیه السلام به عثمان بن حنیف مطلع هستیم. ماجرا این است که یکی از استانداران حضرت علی علیه السلام شبی بر سفره گروهی از اشراف می نشیند، غذایی می خورد، پس از چندی نیز از سوی امیر مومنان مورد مؤاخذه قرار می گیرد.
عثمان بن
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
