اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل قرآن و زنان پیامبر(ص)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 52
فرمت فایل پاورپوینت
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل قرآن و زنان پیامبر(ص) – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل قرآن و زنان پیامبر(ص) شامل 120 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل قرآن و زنان پیامبر(ص) گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل قرآن و زنان پیامبر(ص) با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل قرآن و زنان پیامبر(ص) از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل قرآن و زنان پیامبر(ص) با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل قرآن و زنان پیامبر(ص) را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل قرآن و زنان پیامبر(ص) :
سوره تحریم مدنی است و دوازده آیه دارد
بسم الله الرحمن الرحیم یا ایها النبی لم تحرم ما احل الله لک تبتغی
مرضات ازواجک و الله غفور رحیم (۱)قد فرض الله لکم تحله ایمانکم والله مولاکم و هو العلیم الحکیم (۲)و اذ اسر النبی الی بعض ازواجه حدیثا فلما نبات به و اظهره الله علیه عرف بعضه و اعرض عن بعض فلما نباها به قالت من انباک هذا قال نبانی العلیم الخبیر (۳)ان تتوبا الی الله فقد صغت قلوبکماو ان تظاهرا علیه فان الله هو مولاه و جبریل و صالح المؤمنین و الملائکه بعد ذلک ظهیر (۴)عسی ربه ان طلقکن ان یبدله ازواجا خیرا منکن مسلمات مؤمنات قانتات تائبات عابدات سائحات ثیبات و ابکارا (۵)یا ایها الذین آمنوا قوا انفسکم و اهلیکم نارا وقودها الناس و الحجاره علیها ملائکه غلاظ شداد لا یعصون الله ما امرهم و یفعلون ما یؤمرون (۶)یا ایها الذین کفروا لا تعتذروا الیوم انما تجزون ما کنتم تعملون (۷)یا ایها الذین آمنوا توبوا الی الله توبه نصوحا عسی ربکم ان یکفر عنکم سیئاتکم و یدخلکم جنات تجری من تحتها الانهار یوم لا یخزی الله النبی و الذین آمنوا معه نورهم یسعی بین ایدیهم وبایمانهم یقولون ربنا اتمم لنا نورنا و اغفر لنا انک علی کل شی ء قدیر (۸)یا ایها النبی جاهد الکفارو المنافقین و اغلظ علیهم و ماواهم جهنم و بئس المصیر (۹)
صفحه : ۵۵۱
ترجمه آیات
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر.ای پیامبر!چرابه منظور خوشدل ساختن همسرانت حرام می کنی آنچه را که خدا برایت حلال کرده؟و خدا آمرزنده و رحیم است(۱).
خداوند راه چاره شکستن سوگند را برای شما بیان کرد و خدا سرپرست شما است و او دانای حکیم است(۲).
و چون پیامبر مطلبی را سری به بعضی از همسران خودگفت و همسر نامبرده آن سر را فاش ساخت و خدا پیامبر خود را از این افشاگری همسرش خبر داد و پیامبرگوشه ای از این خیانت را به وی اعلام داشت و از همه جزئیات آن خودداری کرد وقتی به او فرمود تو چنین کردی پرسید:چه کسی از این عمل من به توخبر داد؟فرمود خدای علیم خبیر به من خبر داد(۳).
و شما دو زن اگر به سوی خدا توبه ببرید(امید است خدادلهایتان را از انحراف به استقامت برگرداند)، چون دلهای شما منحرف گشته و اگر همچنان علیه پیامبر دست به دست هم بدهید بدانید که خداوند مولای او و جبرئیل و مؤمنین صالح و ملائکه هم بعد از خدا پشتیبان اویند(۴).
امید است پروردگار او اگر او شما را طلاق دهد همسرانی بهتر از شما روزیش کند همسرانی بدل از شما که مسلمان، مؤمن، ملازم بندگی و خشوع، تائب و عابد و صائم باشند، که یا بیوه باشند و یا بکر(۵).
هان ای کسانی که ایمان آورده اید!خود و اهل خود را ازآتشی که آتش گیرانه اش مردم و سنگ است حفظ کنید، آتشی که فرشتگان غلاظ و شداد موکل بر آنند فرشتگانی که هرگز خدا را در آنچه دستورشان می دهد نافرمانی ننموده بلکه هر چه می گوید عمل می کنند(۶).
ای کسانی که کفر ورزیدید!امروز دیگر معذرت نخواهید برای اینکه کیفر شما جز آنچه می کردید چیز دیگری نیست(۷).
ای کسانی که ایمان آوردید به سوی خدا توبه ببرید توبه ای خالص شاید پروردگارتان گناهانتان راتکفیر نموده در جناتی داخلتان کند که نهرها از زیر درختانش روان است در روزی که خدا نبی و مؤمنین بااو را خوار نمی سازد نورشان جلوتر از خودشان در حرکت است از جلو و طرف راست حرکت می کندمی گویند پروردگارا نور ما را تمام کن و ما را بیامرز که تو بر هر چیز توانایی(۸).
ای پیامبر!با کفار و منافقین جهاد کن و بر آنان سخت بگیرو خشونت به خرج ده و جایگاه ایشان در جهنم است که چه بد بازگشت گاهی است(۹).
…
صفحه : ۵۵۲
بیان آیات
این سوره با داستانی که بین رسول خدا(ص)و بعضی ازهمسرانش اتفاق افتاد آغاز شده، و آن این بود که به خاطر حادثه ای که شرحش می آید پاره ای از حلالهارا بر خود حرام کرد، و بدین سبب در این آیات آن جناب را مورد عتاب قرار می دهدکه چرا به خاطر رضایت بعضی از همسرانت، حلال خدا را بر خود حرام کردی، و در حقیقت و به طوری که از سیاق بر می آید عتاب متوجه همان همسر است، و می خواهد رسول گرامی خود را علیه آن همسر یاری کند.
بعد از نقل این داستان مؤمنین را خطاب می کند به اینکه جان خود را از عذاب آتشی که آتش گیرانه اش انسان و سنگ است نگه بدارند، و بدانند که به جز اعمال خودآنان به ایشان جزایی نمی دهند، جز ایشان خود اعمالشان است، و معلوم است که هیچ کس نمی تواند از عمل خود بگریزدپس هیچ کس از این جزا خلاصی ندارد، مگر پیغمبر و آنهایی که به وی ایمان آوردند، آنگاه بار دیگر رسول خدا(ص)رابه جهاد با کفار و منافقین خطاب می کند.در آخر، سوره را به آوردن مثلی ختم می کند، مثلی از زنان کفار، و مثلی از زنان مؤمنین، و در اینکه سیاق سوره ظهور در مدنیت آن دارد حرفی نیست.
یا ایها النبی لم تحرم ما احل الله لک تبتغی مرضات ازواجک والله غفوررحیمخطابی است آمیخته با عتاب، که چرا آن جناب پاره ای از حلالهای خدا را بر خودحرام کرده،ولی تصریح نکرده که آنچه حرام کرده چیست، و قصه چه بوده؟چیزی که هست جملهآیا خشنودی همسرانت را می خواهی؟اشاره دارد بر اینکه آنچه آن جناب بر خود حرام کرده، عملی از اعمال حلال بوده، که رسول خدا(ص)آن را انجام می داده،و بعضی از همسرانش از آن عمل ناراضی بوده، آن جناب را در مضیقه قرار می دادندو اذیت می کرده اند،تا آن جناب ناگزیر شده سوگند بخورد که دیگر آن عمل را انجام ندهد.
پس اگر در جملهیا ایها النبیخطاب را متوجه آن جناب بدان جهت که نبی است کرده، و نه بدان جهت که رسول است، دلالت دارد که مساله مورد عتاب مساله شخصی آن جناب بوده، نه مساله ای که جزو رسالتهای او برای مردم باشد، و معلوم است که وقتی
صفحه : ۵۵۳
مقصود از تحریم پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)آنچه راکه خدا برایش حلال کرده(لم تحرم ما احل الله لک)صحیح و مناسب بود بفرماید: یا ایهاالرسولکه مساله مورد بحث مربوط به یکی ازرسالتهای آن جناب باشد.
و مراد ازتحریمدرجملهلم تحرم ما احل الله لک، تحریم از طرف خدا نبوده، بلکه تحریم به وسیله نذر و سوگند بوده، آیه بعدی هم بر این معنا دلالت دارد، چون در آنجاسخن از سوگند کرده می فرماید: قد فرض الله لکم تحله ایمانکم معلوم می شود آن جناب باسوگندآن حلال را بر خود حرام کرده، چون خاصیت سوگند همین است که وقتی به عملی متعلق شود آن را واجب می کند، و چون به ترک عملی متعلق شود آن عمل را حرام می سازد، پس معلوم می شود آن جناب سوگند به ترک آن عمل خورده، و آن عمل را بر خود حرام کرده، اما حرام به وسیله سوگند.
آری منظور از تحریم چنین تحریمی است، نه اینکه حرمت آن عمل را برای شخص خودش تشریع کرده باشد، چون پیغمبر نمی تواند چیزی را که خدا حلالش کرده بر خود و یا برهمه تحریم کند، و چنین اختیاری ندارد.
تبتغی مرضات ازواجک – یعنی تو با این تحریم می خواهی رضای زنان خود را به دست بیاوری، و این جمله بدل است از جملهلم تحرم.ممکن هم هست حال از فاعل آن باشد، و این جمله خود قرینه ای است بر اینکه عتاب مذکور در حقیقت متوجه زنان آن حضرت است، نه خود او، جملهان تتوبا الی الله فقد صغت قلوبکما…و نیز جملهو الله غفوررحیماین معنا را تایید می کند.
قد فرض الله لکم تحله ایمانکم و الله مولیکم و هو العلیم الحکیمراغب گفته: هر جا کلمهفرضدر مورد رسول خدا(ص) درقرآن آمده، و با حرفعلیمتعدی شده، دلالت دارد بر وجوب آن عمل بر همه امت، که رسول خدا(ص)هم داخل آنان است،و هر جا این کلمه در مورد آن جناب به وسیله حرفلامآمده،دلالت دارد بر اینکه آن عمل برای آن جناب ممنوع و حرام نیست،مثلا وقتی می بینیم فرموده: ما کان علی النبی من حرج فیما فرض الله له، و یافرموده: قد فرض الله لکم تحله ایمانکم،باید بفهمیم که آن جناب در این موارد منعی ندارد (۱).
و کلمهتحلهدر اصلتحللهبروزن تذکره و تکرمه بوده، و این کلمه مانند
…………………………………….. (۱)مفردات راغب، مادهفرض.
صفحه : ۵۵۴
توضیح آیاتی که افشای سر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)توسط یکی از همسرانش(حفصه دختر عمر)و آزار شدن پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)را حکایت می کندو از پشتیبانی خدا و جبرئیل و صالح مؤمنین و ملائکه از آن جناب خبرمی دهدکلمهتحلیلمصدر است.راغب گفته: معنای آیهقدفرض الله لکم تحله ایمانکماین است که خدای تعالی راه چاره شکستن سوگند را که همان دادن کفاره است برای شما بیان کرده (۱).
در نتیجه معنای آیه چنین می شود: خدای تعالی برای شما تقدیر کرد – گویی شکستن سوگند سود و بهره ای است که خدای تعالی به انسان داده، و از آن منع نفرموده، چون فرمود: لکم، و نفرمود: علیکم – که سوگند خود رابا دادن کفاره بشکنید، و خدا ولی شما است، چون تدبیر امورتان به دست او است، و او است که برایتان تشریع احکام می کند و هدایتتان می نماید، و او است دانای فرزانه.
این آیه دلالت دارد بر اینکه رسول خدا(ص)به ترک عملی سوگندخورده بوده، و به وی دستور می دهد سوگند خود را بشکند، چون فرموده:فرض الله لکم تحله ایمانکم، و نفرمودفرض الله لکم حنث ایمانکم، وتحلهاز حل به معنای گشودن است، معلوم می شود سوگندی که آن جناب خورده بود آزادیش را سلب کرده بوده، واین با سوگند بر ترک عملی مناسب است، نه سوگند بر انجام فعلی.
و اذ اسر النبی الی بعض ازواجه حدیثا فلما نبات به و اظهره الله علیه…
قالت من انباک هذا قال نبانی العلیم الخبیرکلمهسربه معنای مطلبی است که در دل خود پنهان کرده باشی و نخواهی دیگران از آن خبردار شوند، و کلمهاسرارکه باب افعال همانسراست، به معنای این است که همان مطلب را برای کسی فاش سازی و سفارش کنی که آن را پنهان بدارد و به کسی اطلاع ندهد، و ضمیر درنبات بهبه همان بعض ازواج بر می گردد،و ضمیربهبه حدیث، و ضمیر دراظهرهبه رسول خدا(ص)، و ضمیرعلیهبهانباءیعنی افشای سر، و ضمیر درعرفودراعرضبه رسول خدا(ص)، و ضمیر دربعضهبه حدیث بر می گردد، و اشاره بههذابهانباء یعنی افشای سر است.
و حاصل معنای آیه این است که: و زمانی که رسول خدا(ص)سری از اسرار خود را نزد بعضی از همسرانش – یعنی حفصه دختر عمر بن خطاب – افشاکرد، و به وی سفارش فرمود که این مطلب را به کسی نگوید، همین که حفصه آن سر را
…………………………………….. (۱)مفردات راغب، مادهحل.
صفحه : ۵۵۵
بر خلاف دستور آن جناب به دیگری گفت، و قسمتی از سر آن جناب را فاش نموده از فاش کردن بقیه آن سر خودداری نمود، رسول خدا(ص)جریان را به عنوان اعتراض به خود او خبر داد، یعنی خبر داد که تو سر مرا فاش کردی، آن زن پرسید چه کسی به تو خبر داد که من این کار را کرده ام، و سر تو را فاش ساخته ام؟رسول خدا(ص)فرمود خدای علیم و خبیر به من خبر داد،و او خدایی است که عالم به سر و علانیه، و با خبر از سرائر و اسرار است.
ان تتوبا الی الله فقد صغت قلوبکما و ان تظاهرا علیه فان الله هو مولیه وجبریل و صالح المؤمنین و الملئکه بعد ذلک ظهیریعنی: اگر شما دو زن به سوی خدا برگردیدکه هیچ، وسیله توبه خود را فراهم کرده اید، و اگر علیه آن جناب دست به دست هم دهید، بدانید که مولای او خدااست…
تمامی روایات اتفاق دارند بر اینکه منظوراز آن دو زن حفصه و عایشه دو همسر رسول خدا(ص)هستند.
و کلمهصغتفعل ماضی از مادهصغواست، وصغوبه معنای میل است، که البته در اینجا منظور میل به باطل و خروج از حالت استقامت است.خوب، پس مسلم شدکه این دو زن، رسول خدا(ص)را آزردند و علیه او دست به دست هم دادند، و دست به دست هم دادن علیه آن جناب از گناهان کبیره است، به دلیل اینکه فرموده: ان الذین یؤذون الله و رسوله لعنهم الله فی الدنیا و الاخره و اعد لهم عذابامهینا (۱) ، و نیزفرموده: و الذین یؤذون رسول الله لهم عذاب الیم (۲).
در این آیه خطاب را متوجه دو تا از همسران رسول خدا(ص)کرده،و با اینکه دو نفر دو تا قلب دارد، قلب را به صیغه جمع آورده(۳) و این صرف استعمالی
…………………………………….. (۱)کسانی که خدا و رسول را آزار می دهند،خدای تعالی در دنیا و آخرت لعنتشان کرده وبرایشان عذابی خوار کننده آماده کرده است.سوره احزاب، آیه ۵۷. (۲)و کسانی که رسول خدا(ص)را آزار می دهند، عذابی دردناک دارند.
سوره توبه، آیه ۶۱. (۳)و این یا به خاطر آن است که قلب حالات گوناگون دارد، حالاتی که واقعیت های گوناگون به صاحبش می دهد، آن چنان که گویی صاحب دل امروز آن شخص دیروزی نیست، به کلی دگرگون شده، و انسانی دیگر شده است.مترجم.
صفحه : ۵۵۶
است که نظائرش بسیار است، (در فارسی هم خطاب به دو نفر می گوییم:مگر دلهایتان چدنی است، و نمی گوییم مگر دو دل شما چدنی است).
و ان تظاهراعلیه فان الله هو مولیه… – کلمهتظاهربه معنای پشت به پشت هم دادن، و کمک کردن است، و اصل این کلمهتتظاهرابوده، و ضمیر فعلهوبرای این آورده شده که بفهماند خدای سبحان عنایت خاصی به آن جناب دارد، و به همین جهت بدون هیچ واسطه ای از مخلوقاتش خود او وی را یاری می کند، و متولی امور او می شود، و کلمهمولیبه معنای ولی و سرپرستی است که عهده دار امرمتولی علیهباشد و او را در هر خطری که تهدیدش کند یاری نماید.
و کلمهجبریلعطف است بر اسم جلاله(الله)، و کلمهصالح المؤمنینعطف است بر کلمهجبریل، و منظور ازصالح المؤمنین- به طوری که گفته اند(۱) – صلحای ازمؤمنین است، و اگر کلمهصالحرا مفرد آورده، معنای جمع از آن اراده کرده است، همچنان که خود ما نیز می گوییم:هیچ آدم حسابی چنین کاری نمی کند، که منظورمان از آدم جنس انسان است،و منظورمان از کار هم جنس آن کار است نه یک کار.و نیز می گوییم: من در سامر و حاضر بودم، با اینکه کلمهسامردرعین اینکه مفرد است به معنای جماعتی است که در شب در بیابان پیاده شوند و به گفتگو بپردازند، و کلمهحاضربه معنای جمعیتی است که این کار را در شهر انجام دهند، پس این دو کلمه مفرد است، و معنای جمعیت را می دهد.
ولی این سخن درست نیست، صاحب این قول مضاف به جمع – صالح المؤمنین – رامقایسه کرده با مفرد دارای الف و لام، از قبیل الصالح و السامر و الحاضر، و گمان کرده همانطورکه مفرد دارای الف و لام جنس را می رساند، مضاف به جمع هم همینطور، در حالی که چنین نیست، و ظاهرصالح المؤمنینمعنایی است غیر آن معنایی که عبارتالصالح من المؤمنینآن را افاده می کنددومی افاده جنس می کند، ولی اولی جنسیت و کلیت رانمی رساند.
و در روایت وارده از طرق اهل سنت هم آمده که رسول خدا(ص)فرمود:مراد از صالح المؤمنین تنها علی(ع)است، و این معنا در روایات وارده از طرق شیعه از ائمه اهل بیت(ع)نیز آمده، که به زودی از نظر خواننده گرامی خواهد گذشت، ان شاء الله.ومفسرین در اینکه منظور از صالح المؤمنین کیست اقوالی دیگر
…………………………………….. (۱)مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۳۱۶.
صفحه : ۵۵۷
لحن و بیان عجیبی که در آیات متضمن پشتیبانی و تایید رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم)به کار رفته است دارند، که چون هیچ یک دلیل نداشت از نقلش صرفنظر کردیم.
و الملئکه بعد ذلک ظهیر – کلمهملائکهمبتدا، و کلمهظهیرخبرآن است، و اگر خبر را مفرد آورده با اینکه مبتدا جمع می باشد برای این است که بفهماند ملائکه در پشتیبانی پیامبر متحد و متفقند، گویی در صف واحدی قرار دارند، و مثل تن واحدند، و اگر فرمود: ملائکه بعد از خدا و جبریل و صالح مؤمنین پشتیبان اویندبرای این بود که پشتیبانی ملائکه را بزرگ جلوه دهد، گویی نامبردگان در اول آیه یک طرف، و ملائکه به تنهایی یک طرف قرار دارند.
و در آیه شریفه در اظهار و پیروز ساختن رسول خدا(ص)بردشمنان،و تشدید عتاب به آنهایی که علیه او پشت به پشت هم داده اند، لحنی عجیب بکاررفته، اولاخطاب را متوجه خود رسول خدا(ص)نموده، او را به خاطراینکه حلال خدا را حرام کرده عتاب نموده، بعد دستور می دهدسوگندش را بشکند، و این لحن در حقیقت تایید و نصرت آن جناب است به صورت عتاب.
خدای تعالی در آیه بعدی خطاب را از رسول خدا(ص)به سوی مؤمنین بر گردانیده، فرمود: و اذ اسر النبی الی بعض ازواجهتا به وسیله این التفات قصه رابرای مؤمنین نقل کند، و در نقل قصه نامی از آن همسر نبرد، و مطلب را مبهم ذکر کرد، و این نام نبردن، و نیز تاییدی که قبل از نقل قصه از رسول خدا(ص)کرده بود، و همچنین اصل پرده برداری از این ماجرا، و نیز نقل آن به طور سربسته همه و همه نوعی تاییدبیشتر از آن جناب به شمار می رود.
و سپس التفاتی دیگر بکار برده، خطاب را از مؤمنین برگردانیده،متوجه آن دو زن کرد، و به آن دو فرمود: دلهایتان در اثر عملی که کردید منحرف شده، و به جای اینکه به آن دودستور دهد که توبه کنند، خاطرنشان ساخت که شما دو نفر بین دو امر قرار گرفته اید، یا اینکه از گناه خود توبه کنید،و یا علیه کسی که خدا مولای او است، و جبرئیل و صالح مؤمنین وملائکه پشتیبان اویند، به اتفاق یکدیگر توطئه کنید، آنگاه اظهار امید کرده که اگر پیامبرطلاقشان دهد، خدای تعالی زنان بهتری نصیب آن جناب فرماید، و سپس به پیامبرامر می کندکه با کفار و منافقین بجنگد، و آنان را در فشار قرار دهد.
و در آخر رشته کلام بدینجا منتهی می شود که دو تا مثل بیاورد، یکی برای کفار، ویکی برای مؤمنین.
خدای تعالی بعد از آنکه در آیهان تتوبا الی الله فقد صغت قلوبکما و ان تظاهرا
صفحه : ۵۵۸
اشاره به اینکه همه همسران پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)نیکوکارو ماجور نبوده اند و بیان اینکه ملاک بهتر و برتری مفادازواجاخیرا منکنتوبه و قوت(اطاعت)است علیه…متعرض حال آن دو زن گردید، کلام خود را بین دو طرف ایمان و کفربه دوران انداخت، در یک آیه خطاب به مؤمنین کرد و فرمود:یا ایها الذین امنوا قوا انفسکم واهلیکم…و یکی را خطاب به کفار کرد و فرمود: یا ایها الذین کفروا لا تعتذروا…،دو باره خطاب را به مؤمنین کرد و فرمود: یا ایها الذین امنوا توبوا…، و بار دیگر خطاب رااز مؤمنین برگردانیده متوجه رسول گرامی خود نمود و فرمود: یا ایها النبی جاهد الکفار…،و باز خطاب را متوقف نموده مثالی برای کفار زد و فرمود:ضرب الله مثلا للذین کفروا…، و مثالی برای مؤمنین زد و فرمود: و ضرب الله مثلا للذین امنوا….
عسی ربه ان طلقکن ان یبدله ازواجا خیرا منکن…در این آیه بی نیازی خدا را خاطرنشان ساخته، می فرماید: هر چند شما به شرف زوجیت رسول خدا(ص)مشرف شده اید،لیکن کرامت نزد خدا به این حرفها نیست، بلکه تنها به تقوی است و بس،همچنان که در جای دیگر نیز فرموده: فان الله اعد للمحسنات منکن اجرا عظیما (۱) یعنی خدای تعالی اگر برای شما زنان پیامبر اجرعظیم مهیا ساخته، برای این نیست که همسر اویید، بلکه برای این است که نیکوکارید، پس هر یک از شما که نیکوکار نباشد، نزد خدا پاداشی ندارد.
خواننده گرامی کلمهمنکنرا از نظر، دور ندارد، چون حرفمنبرای تبعیض است، می فرماید: اجر عظیم مخصوص بعضی از شما همسران رسول خدا(ص)است،و آن بعض همان نیکوکاران است، معلوم می شود همسران آن جناب همه نیکوکار نبوده اند.
و نیزمی فرماید: یا نساء النبی من یات منکن بفاحشه مبینه یضاعف لها العذاب ضعفین و کان ذلک علی الله یسیرا و من یقنت منکن لله و رسوله و تعمل صالحا نؤتها اجرهامرتین و اعتدنا لها رزقاکریما(۲) از این آیه و مخصوصا از کلمهمنکن نیز بر می آید که همسران رسول خدا(ص)ازنظر هدایت و ضلالت و خوبی و بدی دو جوربودند، و همه یکسان نبودند.
و به همین جهت بودکه دنبال اظهار بی نیازی خدا اظهار امید کرد، که اگر آن
…………………………………….. (۱)سوره احزاب، آیه ۲۹. (۲)ای زنان پیامبر!هر یک از شما عملی کند که زشتیش واضح باشد، عذابش دو چندان خواهدبود، و این بر خدا آسان است، و هر یک از شما تسلیم خدا و رسولش باشد،و عملی صالح کند، او اجر او رانیز دو بار می دهند، و ما برای او رزقی کریم آماده کرده ایم.سوره احزاب، آیه ۳۰ و ۳۱.
صفحه : ۵۵۹
جناب طلاقتان دهد خدای تعالی زنانی بهتر از شما به او روزی کند، زنانی که مسلمان، مؤمن، عابد، توبه کار، قانت و سائح(روزه گیر)باشند، زنانی بیوه یادوشیزگانی بکر.
پس هر زنی که با رسول خدا(ص)ازدواج می کرد، و متصف به مجموع این صفات بوده، بهتر از آن دو زن بوده، و این بهتری نبود مگر به خاطر اینکه دارای قنوت و توبه بودند، و یا دارای قنوت به تنهایی بوده و در سایر صفات با سایر زنان اشتراک داشتند و قنوت عبارت است از ملازمت به اطاعت و خضوع.
این معنایی که برای قنوت کردیم با جمله ای که در آخر سوره در باره مریم آمده کهوکانت من القانتینتایید می شود، پس قنوت همان چیزی است که بعضی از زنان رسول خدا(ص)فاقد آن بودند، و آن عبارت بود از اطاعت رسول خدا(ص)، که اطاعت خدا هم در آن است و آن دو زن نداشتند،و نیز تقوی از نافرمانی رسول خدا(ص)، و پرهیز از آزار او، که باز فاقد آن بودند.
با بیانی که گذشت فساد این گفتار روشن می شود که بعضی گفته اند:وجه بهتری زنان فعلی از زنان قبلی آن حضرت این است که زنان فعلی آن جناب دارای شرافت همسری با آن جناب هستند، و زنان قبلی به خاطر جدایی از آن جناب این شرافت را از دست دادند، وجه فساد این سخن این است که اگر ملاک بهتری که در آیه شریفه آمده صرف همسری با آن جناب باشد، باید هر زنی که با آن جناب ازدواج می کرده افضل و اشرف از زنان مطلقه آن جناب باشد، هر چند آن صفاتی که در آیه ملاک کرامت و برتری است نداشته باشد، و دراین صورت شمردن آن صفات در آیه شریفه هیچ مورد نداشته، (و چون خدای عز و جل منزه ازبی مورد سخن گفتن است، پس ملاک برتری، زوجیت و همسری نیست، بلکه همان صفاتی است که در آیه ذکر شده).
در کشاف آمده که اگر بپرسی چرا در این آیه صفات را بدونواوعاطفه شمرده،وتنها بین دو صفتثیبوبکرواو عاطفه آورده، در پاسخ می گوییم: صفاتی که در اول آیه شمرده،مانعه الجمع نیستند، و ممکن است همه آنها در یک نفر یافت شود، و به همین جهت واو عاطفه لازم نداشت،به خلاف دو صفت ثیب و بکر، ممکن نیست در آن واحد دریک فرد جمع شود، زیرا زنان یا بیوه اند، و یا دوشیزه (۱).
…………………………………….. (۱)تفسیر کشاف، ج ۴، ص ۵۶۷.
صفحه : ۵۶۰
مراد از توصیف ملائکه موکل بر جهنم به غلاظ و شداد بودن و اینکه: لا یعصون الله ما امرهم و یفعلون ما یؤمرونیا ایها الذین امنوا قوا انفسکم واهلیکم نارا وقودها الناس و الحجاره…کلمهقواجمع امر حاضر از مصدر وقایه است، ووقایهبه معنای حفظ کردن چیزی است از هر خطری که به آن صدمه بزند، و برایش مضر باشد، و کلمهوقود – به فتحه واو – اسم هر چیزی است که با آن آتش را بگیرانند، چه آتش هیزم و چه مانند آن، و مراد ازکلمهنارآتش جهنم است، و اگر انسانهای معذب در آتش دوزخ را آتش گیرانه دوزخ خوانده، بدین جهت است که شعله گرفتن مردم در آتش دوزخ به ست خود آنان است، همچنان که در جای دیگر فرموده: ثم فی النار یسجرون (۱) ، در نتیجه جمله مورد بحث یکی از ادله تجسم اعمال است همچنان که ظاهر آیه بعدی هم که می فرماید:یا ایها الذین کفروالا تعتذروا…، همین معنا است، برای اینکه در آخرش می فرماید: تنها و تنها اعمال خودتان را به شما به عنوان جزا می دهند.و اما کلمهحجارهرا بعضی(۲) تفسیر کرده اند به بت ها.
علیها ملئکه غلاظ شداد لا یعصون الله ما امرهم و یفعلون ما یؤمرون- یعنی بر آن آتش ملائکه ای موکل شده اند تا انواع عذاب را بر سر اهل دوزخ بیاورند، ملائکه ای غلاظ وشداد.
کلمهغلاظجمعغلیظاست،و غلیظ ضد رقیق است، و مناسب تر با مقام این است که منظور ازفرشته غلیظوفرشتگان غلاظفرشتگانی باشد که خشونت عمل دارند،(چون فرشتگان مثل ما آدمیان قلب مادی ندارند تا متصف به خشونت و رقت شوند)درآیه ای هم که بعدا می آید غلظت را عبارت از غلظت در عمل دانسته، فرموده: جاهد الکفار والمنافقین و اغلظ علیهمکلمهشدادهم جمع شدید است،که به معنای پهلوان و قهرمان ونیرومند در تصمیم و عمل است.
و جملهلا یعصون الله ما امرهم و یفعلون ما یؤمرونبه منزله تفسیری است برای جملهغلاظ شداد، می فرماید: منظور از غلاظ و شداد این است که فرشتگان نامبرده ملازم آن ماموریتی هستند که خدای تعالی به آنان داده، و غیر از خدا و اوامرش هیچ عامل دیگری ازقبیل رقت و ترحم و امثال آن در آنان اثر نمی گذارد، و خدا را با مخالفت و یا رد، عصیان نمی کنند، هر چه را مامور باشند مو به مو اجرا می کنند، بدون اینکه چیزی از خود آنان فوت شود، و یا به خاطر ضعف و خستگی از ماموریت کم کنند، (نتیجه عذابی که آنان به انسانهامی دهند عذابی است که اگر انسانی آن را انجام می داد، می گفتیم فلانی شکنجه گری
…………………………………….. (۱)و سپس در آتش افروخته می شوند.سوره مؤمن، آیه ۷۲. (۲)مجمع البیان، ج ۱، ص ۶۴.
صفحه : ۵۶۱
توضیحی راجع به مکلف بودن ملائکه غلاظ و شدید، و مردی بی رحم و بی شفقت است، و خلاصه اینکه)وقتی عمل چنین عملی بود، می توان صاحب عمل را غلیظ و شدید خواند.
و با این بیان روشن می شود که جملهلا یعصون الله ما امرهمناظربه این است که این فرشتگان ملتزم به تکلیف خویشند، وجملهیفعلونناظر به این است که عمل را طبق دستورانجام می دهند، پس شما خواننده عزیز مانند بعضی(۱) از مفسرین خیال نکنید که جمله دومی تکرار جمله اول است، خیر، جمله اول راجع به دست نکشیدن از کار است، و جمله دوم راجع به این است که کار را مو به مو طبق دستور خدا انجام می دهند.
فخر رازی در تفسیر کبیر خود در ذیل آیه شریفه موردبحث گفته: در این آیه اشاره ای است به اینکه ملائکه در آخرت مکلف به تکالیف می شوند(همانطور که ما انسانهادر دنیامکلف هستیم)آنها در آخرت مورد تکالیف و اوامر و نواهی می گردند، و عصیان ملائکه به همین است که با امر و نهی خدا مخالفت کنند (۲) ولی این حرف درست نیست، چون در آیه چنین اشاره ای وجود ندارد آیه شریفه تنهامی خواهدبفرماید: ملائکه محض اطاعتند، و در آنها معصیت نیست، و به اطلاقش شامل دنیاو آخرت هر دو می شود،پس ملائکه نه در دنیا عصیان دارند و نه در آخرت، پس هیچ وجهی ندارد که رازی تکلیف ملائکه را مختص به آخرت بداند.
و نیز تکلیف ملائکه از سنخ تکلیف معهود در مجتمع بشری ما نیست، چون در بین ماانسانهای اجتماعی تکلیف عبارت از این است که تکلیف کننده اراده خود را متعلق به فعل مکلف کند، و این تعلق امری است اعتباری، که دنبالش پای ثواب و عقاب به میان می آید، یعنی اگر مکلف موجودی دارای اختیار باشد، و به اختیار خود اراده تکلیف کننده را انجام بدهد، مستحق پاداش می شود، و اگر ندهد سزاوارعقاب می گردد، و در چنین ظرفی یعنی ظرف اجتماع، و نسبت به چنین تعلقی یعنی تعلق اعتباری البته، هم فرض اطاعت هست وهم فرض معصیت، هم ممکن است مکلف فعل مورد اراده تکلیف کننده را بیاورد و هم ممکن است نیاورد.
اما در غیر ظرف اجتماع مثلا در بین ملائکه که زندگیشان اجتماعی نیست، و اعتباردر آن راه ندارد، تا فرض اطاعت و معصیت هر دو در آن راه داشته باشد، تکلیف هم معنای دیگری دارد، آری ملائکه خلقی از مخلوقات خدایند، دارای ذواتی طاهره و نوریه، که اراده
…………………………………….. (۱)روح المعانی، ج ۲۸، ص ۱۵۷. (۲)تفسیر فخر رازی، ج ۳۰، ص ۴۶.
صفحه : ۵۶۲
در قیامت جزا عبارت است از خود عمل و عذر خواهی درآن روز بلا اثر است نمی کنند مگر آنچه خدا اراده کرده باشد، و انجام نمی دهند مگر آنچه او مامورشان کرده باشد، همچنان که فرمود: بل عباد مکرمون لا یسبقونه بالقول و هم بامره یعملون (۱) ، و به همین جهت در عالم فرشتگان جزاو پاداشی نیست، نه ثوابی و نه عقابی، و در حقیقت ملائکه مکلف به تکالیف تکوینی اند، نه امر و نهی های تشریعی،و تکالیف تکوینیشان هم به خاطراختلافی که در درجات آنان هست مختلف است، همچنان که در جای دیگر قرآن آمده: وما منا الا له مقام معلوم (۲) ، و نیز از خود ملائکه نقل کرده که می گویند: وما نتنزل الا بامرربک له ما بین ایدینا و ما خلفنا (۳).
و آیه شریفه مورد بحث بعد از آیات قبلی جنبه تعمیم بعد از تخصیص را دارد، چون خدای تعالی نخست با بیانی خصوصی همسران رسول خدا(ص)را ادب می آموزد، ودر آخر، خطاب را متوجه عموم مؤمنین می کند، که خود و اهل بیت خود را ادب کنید، و از آتشی که آتش گیرانه اش خود دوزخیانندحفظ نمایید، و می فهماند که همین اعمال بد خود شما است، و در آن جهان بر می گردد، و آتشی شده به جان خودتان می افتد، آتشی که به هیچ وجه خلاصی و مفری از آن نیست.
یا ایهاالذین کفروا لا تعتذروا الیوم انما تجزون ما کنتم تعملوناین آیه شریفه خطابی است عمومی به همه کفار، خطابی است که بعد از رسیدن کفار به آتش دوزخ(و زبان به عذرخواهی گشودن، که اگر کفر ورزیدیم، و یا گناه کردیم عذرمان این بود و این بود)به ایشان می شود که امروز سخن عذرخواهی به میان نیاورید، چون روز قیامت روز جزا است و بس.علاوه بر این، جزایی که به شما داده شد عین اعمالی است که کرده بودید، خود اعمال زشت شما است که امروز حقیقتش برایتان به این صورت جلوه کرده است، و چون عامل آن اعمال خود شما بودید، عامل بودنتان قابل تغییر نیست، و باعذرخواهی نمی توانید عامل بودن خود را انکار کنید، چون واقعیت،قابل تغییر نیست، و کلمه عذاب که از ناحیه خدا علیه شما محقق شده باطل نمی شود.این معنایی است که از ظاهرخطاب در آیه استفاده می شود.
…………………………………….. (۱)بلکه ایشان(فرشتگان)بندگان شایسته او هستند و از او در سخن پیشی نمی گیرند، و به دستوراتش عمل می کنند. سوره انبیاء، آیه ۲۷. (۲)هیچ یک از ما نیست مگر آنکه مقامی معلوم دارد.سوره صافات، آیه ۱۶۴. (۳)ما نازل نمی شویم مگربه امر پروردگار تو، که پشت روی هستی ما از او است.سوره مریم، آیه ۶۴.
صفحه : ۵۶۳
ولی بعضی(۱) گفته اند: عذرخواهی کفار بعد از داخل شدن در آتش است، وعذرخواهی خود نوعی توبه است، و بعد از داخل شدن در آتش، دیگر توبه قبول نمی شود، و درمعنای جملهانما تجزون…گفته اند: معنایش این است که در مقابل اعمالی که کرده ایدآن جزایی را به شما می دهند که حکمت لازمش می داند.
و در اینکه آیه مورد بحث دنباله آیات سابق قرار گرفت، ودر آن خطابی قهرآمیز وتهدیدی جدی شد، اشاره ای هم به این حقیقت هست که نافرمانی خدای تعالی و رسول او چه بسا کار آدمی را به کفر بکشاند.
یا ایها الذین امنواتوبوا الی الله توبه نصوحا عسی ربکم ان یکفر عنکم سیئاتکم و یدخلکم جنات تجری من تحتها الانهار… کلمهنصوحاز ماده نصح است که به معنای جستجو از بهترین عمل و بهترین گفتاری است که صاحبش را بهتر و بیشتر سود ببخشد، و این کلمه معنایی دیگر نیز دارد، و آن عبارت است از اخلاص، وقتی می گویی: نصحت له الودمعنایش این است که من دوستی را با او به حد خلوص رساندم، و این معنایی است که راغب برای این کلمه کرده (۲).وبنا بر گفته وی، توبه نصوح می تواند عبارت باشد از توبه ای که صاحبش را از برگشتن به طرف گناه باز بدارد، و یا توبه ای که بنده را برای رجوع از گناه خالص سازد، و در نتیجه، دیگر به آن عملی که از آن توبه کرده بر نگردد.
بعد از آنکه مؤمنین را امر فرمود که خود و اهل بیت خود را ازآتش حفظ کنند، در این آیه برای نوبت دوم – البته به طور عمومی – به همه مؤمنین می فرماید: توبه کنند، و سپس باتعبیرعسیاین امید را که خدا گناهانشان را بپوشاند، و آنان را داخل بهشتهایی کند که نهرهااز زیر آن روان است، متفرع بر آن فرمان کرده است.
یوم لا تخزی الله النبی و الذین امنوا معه – راغب می گوید: وقتی در باره کسی گفته می شود: خزی الرجل، که دچار انکسار شده باشد، یا انکسار از ناحیه خودش و یا ازناحیه دیگران، انکساری که از ناحیه خود شخص به او دست می دهد، همان حیای مفرط وبرون از حد اعتدال است، که مصدرشخزایتمی آید،و انکساری که از ناحیه دیگران به او می رسد، که نوعی خوارشمردن هم نامیده می شود، مصدرشخزیاست و امااخزاءهم ازخزایتمی آید و هم ازخزی، آنگاه می گوید: نظیر این مطلب که در باره کلمه
…………………………………….. (۱)تفسیر فخر رازی، ج ۳۰، ص ۴۶. (۲)مفردات راغب، مادهنصح.
صفحه : ۵۶۴
دو احتمال در معنای جمله: یوم لا یخزی الله النبی و الذین آمنوا معه…خزیگفتیم،در دو کلمهذلوهانمی آید، ذلت و هوانی که خود آدمی در نفس خود ایجاد می کند، و فضیلتی پسندیده است، مصدرشهون – به فتحه ها – ، وذل – به فتحه ذال – است، و ذلت و هوانی که از ناحیه غیربه انسان می رسد، و یکی از رذائل اخلاقی است، مصدرشهون – به ضمه هاء – وذل – به ضمه ذال – است (۱).
بنابر این، کلمهیومدر آیه شریفه ظرف است برای مطالب قبل.ومعنای آیه این است که به سوی خدا توبه کنید که امید است خدای تعالی گناهان شما را بپوشاندو داخل بهشتتان کند، در روزی که خداوند شخصیت پیغمبر و مؤمنین را نمی شکند، یعنی ایشان را ازکرامت محروم نمی سازد، و وعده های جمیلی که به آنان داده بود خلف نمی کند.
النبی و الذین امنوا معه – در این آیه مطلب مقید شده به مؤمنین که با پیامبرند، واعتبار معیت و با پیامبر بودن برای این است که بفهماند صرف ایمان آوردن در دنیا کافی نیست،باید لوازم ایمان را هم داشته باشند، و آن این است که ملازم با پیامبر باشند، و او را به تمام معنای کلمه اطاعت کنند، و مخالفت و بگو مگو با وی نداشته باشند.
احتمال هم دارد که جملهالذین امنوامبتدا باشد، و کلمهمعهخبر آن،و جملهنورهم یسعی…خبر دومش، و جمله یقولون…، خبر سومش باشد، و معنای آیه چنین باشد:روزی که خدا پیامبر خود را خوار نمی کند، و روزی کهالذین امنوا – ایمان آورندگانبا اویند، و از او جدا نمی شوند،و آن جناب هم از ایشان جدا نمی شود.و این احتمال، احتمال خوبی است، و لازمه اش این است که از خاصیت های سه گانه عدم خزی، سعی نور، و درخواست اتمام آن، اولی مخصوص پیامبر، و دومی و سومی مخصوص مؤمنین بااو باشد، مؤیداین احتمال آیه سوره حدید است که مساله به راه افتادن نور در پیش پای طرف راست را خاص مؤمنین می دانست، و می فرمود:یوم تری المؤمنین و المؤمنات یسعی نورهم بین ایدیهم و بایمانهم… (۲).احتمال هم دارد که کلمهمعهمتعلق باشد به جملهامنواوجملهنورهم یسعی…، اولین خبر و آن دیگری دومین خبر برایالذینباشد، که بنا براین، معناچنین می شود: روزی که خدا پیامبرش را خوار نمی کند، و کسانی که به او ایمان آوردند، و در نتیجه با او هستند،اولا نورشان در جلو و در دست راستشان در حرکت است، وثانیا می گویند پروردگارا نور ما را کامل کن.
…………………………………….. (۱)مفردات راغب، مادهخزی. (۲)(این پاداش بزرگ)در روزی است که مردان و زنان با ایمان را می نگری که نورشان پیش روو در سمت راستشان به سرعت حرکت می کند…سوره حدید، آیه ۱۲.
صفحه : ۵۶۵
مقصود از دعای مؤمنین در قیامت: ربنا اتمم لنا نورنا…و مراد از امربه جهاد با منافقین به پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)نورهم یسعی بین ایدیهم و بایمانهم – عین این مضمون در آیه شریفهیوم تری المؤمنین و المؤمنات یسعی نورهم بین ایدیهم و بایمانهم(۱) بود، و ما در آنجامقداری پیرامونش بحث کردیم، در اینجا تنها این را اضافه می کنیم که احتمال دارد نوری که در پیش روی آنان به حرکت در می آید نور ایمان باشد، و نور دست راستشان نور عمل باشد.
یقولون ربنا اتمم لنا نورنا و اغفر لنا انک علی کل شی ء قدیر- از سیاق بر می آیدمغفرتی که مؤمنین درخواست می کنند سبب تمامیت نور و یا حداقل ملازم با تمامیت نورباشد،در نتیجه آیه شریفه می رساند که مؤمنین در آن روز نور خدا را ناقص می بینند، و چون نورآن روز ایمان و عمل صالح امروز است، معلوم می شود نقصی در درجات ایمان و عمل خودمی بینند، و یا می بینند که آثار گناهان در نامه اعمالشان جای عبودیت را گرفته، و در آن نقاط عمل صالحی نوشته نشده، و آمرزش گناهان که درخواست دوم ایشان است، تنها باعث آن می شود که گناهی در نامه نماند، ولی جای خالی آن گناهان را چیزی پر نمی کند، لذادرخواست می کنند،خدا نورشان را تمام کند، یعنی آن نقاط خالی را هم پر کند، و آیه شریفهوالذین امنوا بالله و رسله اولئک هم الصدیقون و الشهداء عندربهم لهم اجرهم و نورهم(۲) هم به این معنا اشاره دارد.
یا ایها النبی جاهد الکفار والمنافقین و اغلظ علیهم و ماویهم جهنم و بئس المصیرمرادازجهاد با کفار و منافقینبذل جهد و کوشش در اصلاح امر از ناحیه این دوطایفه است، و خلاصه منظور این است که با تلاش پی گیر خود جلو شر و فسادی که این دوطایفه برای دعوت دارند بگیرد،و معلوم است که این جلوگیری در ناحیه کفار به این است که حق را برای آنان بیان نموده، رسالت خود را به ایشان برساند،اگر ایمان آوردند که هیچ، واگر نیاوردند با ایشان جنگ کند.و در ناحیه منافقین به این است که از آنان دلجویی کند وتالیف قلوب نماید، تا به تدریج دلهایشان به سوی ایمان گرایش یابد.و اگر همچنان به نفاق خود ادامه دادند، جنگ با منافقان(که شاید ظاهر آیه شریفه هم همین باشد)، سنت رسول خدا(ص) بر آن جاری نشده، و آن جناب در
…………………………………….. (۱)سوره حدید، آیه ۱۲. (۲)کسانی که به خدا و رسولان او ایمان دارند،صدیقین و شهدایند، و نزد
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
