خرید و دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت معرفی و نقد کتاب معرفت شناسی دینی
خرید و دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت معرفی و نقد کتاب معرفت شناسی دینی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت شیوه های اسلامی کردن دانشگاهها
خرید و دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت شیوه های اسلامی کردن دانشگاهها قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
06ساعت
53دقیقه
12ثانیه

خرید و دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت میزگرد جامعه شناسی دین

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 46

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

یک پیشنهاد فوق‌العاده: دریافت فایل فایل ورد کامل پاورپوینت میزگرد جامعه شناسی دین همراه با هدیه ویژه!

فرصتی که نباید از دست بدهید!

اگر به دنبال یک منبع کامل و دقیق هستید، فایل فایل ورد کامل پاورپوینت میزگرد جامعه شناسی دین را دریافت کنید و علاوه بر آن، یک پاورپوینت حرفه‌ای را به‌عنوان هدیه ویژه از ما بگیرید!

فایل ورد کامل پاورپوینت میزگرد جامعه شناسی دین شامل 120 اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل پاورپوینت میزگرد جامعه شناسی دین،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت میزگرد جامعه شناسی دین :



Normal
۰

false
false
false
EN-USX-NONEAR-SA












MicrosoftInternetExplorer4

























































































































































اشاره

جامعه شناسی دین، یکی از موضوعات زنده و مورد بحث در حوزه جامعه شناسی
است. نظر به ضرورت طرح چنین مباحثی و اقتضای شماره جاری معرفت با این مساله، از
استادان گرانقدر، دکتر توکل، حجه الاسلام دکتر تقی زاده داوری، دکتر رجب زاده و
دکتر حاضری دعوت به عمل آوردیم تا در نشستی دوستانه، در محضر دانش پژوهان مؤسسه
آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمه الله درباره مسائل مطرح شده به گفتگو بپردازند.
در این میزگرد حجه الاسلام پارسانیا به عنوان مجری از سوی معرفت مباحث را
خدمت حضار تقدیم داشته اند. با تشکر از کلیه شرکت کنندگان، حاصل اولین قسمت از این
گفتگو از نظر خوانندگان محترم می گذرد

.

پارسانیا: ضمن تشکر از حضراتی که قبول زحمت نمودند و در این محفل
دوستانه گرد آمدند تا درباره این موضوع زنده و مورد بحث در حوزه های علمیه
(جامعه شناسی دین) به بحث بپردازیم، اولین سؤال را درباره تاریخچه «جامعه شناسی
دین

»

مطرح می کنیم. لطفا در این باره توضیحاتی بفرمایید

.

دکتر توکل: به تاریخچه جامعه شناسی دین به دو صورت می توان نگاه کرد

:

یکی به عنوان یکی از زیرشاخه های جامعه شناسی معرفت، که خود نیز زیر
مجموعه جامعه شناسی است. جامعه شناسی معرفت حوزه ای از جامعه شناسی است که در
کلیات به بحث های جامعه شناختی در حوزه های خاص معرفتی می پردازد

.

حوزه های
معرفتی خود به چهار حوزه علم، فلسفه، مذهب و ایدئولوژی تقسیم می شود. در این صورت،
جامعه شناسی دین یکی از زیر شاخه های جامعه شناسی معرفت به حساب می آید و تاریخچه
آن به زمان شکل گیری خود جامعه شناسی باز می گردد. جامعه شناسی معرفت دهه اول و
دوم قرن بیستم به طور رسمی در آلمان شکل گرفت. علت پیدایش آن از آنجا نیز این است
که این رشته نظری ترین و فلسفی ترین حوزه جامعه شناسی است و فرهنگ و فلسفه آلمان
از این لحاظ با آن شباهت و نزدیکی فراوانی دارد. لذا، اگر جامعه شناسی دین و مذهب
را یکی از شاخه های جامعه شناسی معرفت به حساب آوریم یکی از پدیده های قرن بیستم
است و کسانی که بنیانگذار جامعه شناسی معرفت بودند در حوزه جامعه شناسی دین بحث هایی
قوی داشتند و شاید قوی ترین بحث ها هم مربوط به آن دوره باشد

.

بر این مطلب اتفاق نظر وجود دارد که بنیانگذار جامعه شناسی معرفتی
فیلسوف و جامعه شناس بزرگ آلمانی، ماکس شلر، است. او یکی از شخصیت های بزرگ فکر
دینی در آلمان و اروپا بود که در زمینه جامعه شناسی دین نیز مطالبی مطرح کرد. پس
از او شخصیت های دیگری نیز در این زمینه ظهورکردند

.

دوم آنکه جامعه شناسی دین را عبارت بدانیم از مجموعه مباحث و مطالعاتی
که از لحاظ اجتماعی دین را مورد بررسی قرار داده است. اگر چنین بپنداریم نه
جامعه شناسی و نه جامعه شناسی دین پدیده ای نیست که در قرن اخیر ظهور کرده باشد.
اگر مباحث جامعه شناختی را عبارت بدانیم از نوع مطالعات اجتماعی که در مورد جامعه،
نهادها، بخش ها و واقعیت های انسانی، شخصی و جمعی بحث می کند مباحث آن قدمتی چند
هزار ساله خواهد داشت. در نتیجه، اگر بخواهیم جنبه های اجتماعی مذهب را بررسی کنیم
مباحثی که در آن مطرح شده است نیز قدمتی این چنین خواهد داشت، اما عده ای معتقدند
که بحث های جامعه شناسی مذهب عمومادرقرن هیجدهم مطرح شده است و پیشینه آن به قرن
پیش باز می گردد

.

یکی از بحث های جالب مباحث اجتماعی در مورد اندیشه، فکر و حتی
واقعیت های اجتماعی در گذشته تاریخی به مذهب مربوط می شود; یعنی حتی مباحث قوی
اجتماعی درباره مذهب و تفکرات دینی و اعتقادات تا خرافه و جادو از دوران پیش از
افلاطون مطرح بوده است و شخصیت های معروفی چون دموکرتیوس، لوکرتیوس و دیگران
بوده اند که واقعیت دینی، اعتقادات، نحوه شکل گیری و نتایج آنها، بخصوص سوء
استفاده هایی را که از تفکر دینی شده است، در بیش از دو هزار سال پیش مطرح
کرده اند. این مسائل مبتلابه جامعه شناسی دینی در بدو پیدایشش بوده است

.

بنابراین، از تاریخچه پیدایش جامعه شناسی دین دوگونه برداشت علمی شده
است

:

اول، مطرح شدن رسمی آن که به قرن بیستم بازمی گردد

.

دوم، مطرح شدن آن از حیث محتوایی که در فرهنگ غربی به دوره پیش از
یونان باستان بازگشت دارد و مباحثی هم که امروزه در غرب در زمینه هندشناسی و
چین شناسی و آمریکای لاتین شناسی مطرح است، نشان می دهد که این مباحث در آن
دوره ها هم وجود داشته است

.

جامعه شناسی معرفتی اساس خود را بر کلیت رابطه جامعه و ساختارها و
واحدهای اجتماعی گذارده است. «معرفت

»

حوزه وسیعی دارد که از جهت گیری های
ارزشی، عواطف و احساسات شروع می شود و تا معرفت های مکتسب مانند علم و تکنولوژی و
در رده های بالاتر آن، که فلسفه، مذهب و ایدئولوژی است، ادامه می یابد. اگر بنا
باشد که جامعه شناسی معرفت به طور مشخصی، خود را به یکی از حوزه ها محدود کند;
یعنی پردازش های نظری خود را برای حوزه خاصی به کار بگیرد در حوزه علم،
جامعه شناسی علم; در حوزه فلسفه، جامعه شناسی فلسفه; درحوزه ایدئولوژی،
جامعه شناسی ایدئولوژی و در حوزه مذهب، جامعه شناسی مذهب مطرح خواهد شد. همین طور
در سایر حوزه های منشعب مانند جامعه شناسی ادبیات، جامعه شناسی هنر، جامعه شناسی
موسیقی و مانند آنها. با این دید، این یک تقسیم بندی است که امروزه وجود دارد.
ماهیت مباحثی که در جامعه شناسی دین مطرح می شود همان مباحثی است که در
جامعه شناسی معرفت وجود دارد، لکن به معرفت دینی محدود می شود. اما هر یک ا ز زیر
شاخه های آن (جامعه شناسی معرفت) به دلیل غنای فراوانی که دارند، خودشان به عنوان
شاخه های جامعه شناسی معرفی می شوند. مثل جامعه شناسی دین; مانند جامعه شناسی دین

.

دکتر حاضری: تصور می کنم این بحث را با تفاوت ظاهری دیگری نیز می توان
دید. همان گونه که گفته شد، می توان به دین از موضع معرفت شناختی و به عنوان یکی
از حوزه های معرفتی بشر نگریست. ولی به نظر می رسد که اگر از زاویه دیگری نگاه
کنیم دیگر جامعه شناسی دین لزوما شاخه ای از جامعه شناسی معرفت نخواهد بود و آن در
صورتی است که دین را فراتر از یک حوزه معرفتی صرف بدانیم; یعنی آن را یک واقعیت
اجتماعی بدانیم که تجلی های گوناگونی دارد و تنها بخشی از آن از جلوه معرفتی
برخوردار است، ولی در سطوح اجتماعی و آداب و رسوم آن، به عنوان یک نهاد اجتماعی و
در رابطه با دیگر نهادهای آن اگر بخواهد مطرح شود و مورد بحث قرار گیرد، هرچند یک
معنای دقیق تر آن پی بردن به ریشه های معرفت شناسی این پدیده است، امالزوما
بحث به این ختم نمی شود. لذا، وقتی این پدیده بخواهد به شکل واقعی خود مطرح شود
باید روابطش را با دیگر مناسبات اجتماعی در نظر بگیرد. در واقع، با نوعی تحلیل
جامعه شناختی از واقعیتی سر و کار دارد که آن قلمرو به عنوان جامعه شناسی دین مطرح
می گردد که شاید نتوان آن را منحصرا به عنوان شاخه ای از جامعه شناسی معرفت تلقی
کرد

.

دکتر تقی زاده: اگر علم الاجتماع را عبارت از بررسی نقش پدیده های
اجتماعی بدانیم جامعه شناسی دین سابقه تاریخی بیشتری دارد. بحث از دین با این تصور
(بررسی نقش دین در جامعه) در قرن هشتم هجری از سوی ابن خلدون مطرح شده است. دقیقا
می توان بحث از جامعه شناسی دین را از کتاب مقدمه او شروع کرد. او نقش «عصبیت » را
در تحولات اجتماعی به طور جدی مورد بررسی قرار داده است. ابن خلدون یک جامعه شناس
دین به معنای امروزی آن نیست، اما در زمینه جامعه شناسی دین بحث کرده است. بخشی از
نظریه «عصبیت » ابن خلدون به دین مربوط است، او معتقد است

:

عصبیت دینی قوی ترین نوع
عصبیت است، به گونه ای که اگر در جامعه ای وجود داشته باشد گروه های اجتماعی را به
خوبی با هم منسجم می کند و حرکت های اجتماعی را به نتیجه می رساند. کلام او در
ترجمه مقدمه (ج ۱، ص ۳۰۲) چنین است

:

«

آیین های دینی هم چشمی و حسد بردن به یکدیگر را
که در میان خداوندان عصبیت یافت می شود، زایل می کند و وجهه را تنها به سوی حق و
راستی متوجه می سازد. از این رو، هرگاه چنین گروهی در کار خویش بینایی حاصل کنند
هیچ نیرویی در برابر آنان یارای مقاومت نخواهد داشت. چه، وجهه آنان یکی است و
مطلوب در نزد همه آنان وسیع و بلند است و چنان بدان دلبسته اند که حاضرند در راه
آن جان سپاری کنند و خداوندان کشوری که اینان دولت آنهارا مطالبه می کنند هرچند از
لحاظ عدد چندین برابر آن قوم باشند، چون مقاصد متباین باطلی دارند و از مرگ
می هراسند شکست و خزلان ایشان مسلم است و به هیچ روی، نمی توانند با چنین گروهی
مقاومت کنند، هرچند از آنها فزون تر باشند، بلکه بی شک مغلوب می شوند

.

حال اگر مطالعات مردم شناسانه را نیز به مطالعات مردم شناسانه اضافه
کنیم باز می توان گفت که دین پژوهی روشمند سابقه تاریخی جلوتری قبل از قرن بیستم
دارد. بیرونی اولین عالمی است که فرهنگ و دین را به طور روشمند و منظم مورد مطالعه
قرار داده است. او ادیان هند را به طور دقیق در کتاب خود، تحقیق ماللهند، بررسی
کرده است. اینکه امروزه گفته می شود که «نباید پیش داوری های خود را در مشاهدات و
تحقیقات دخالت داد نظر کاملا روش شناسانه ای است که مبدع آن بوده است. او آداب و
رسوم و شعایر و مناسک دینی هندوان دینی و زرتشتیان هند را بی طرفانه مورد مطالعه
قرار داد و سپس برای فهم محتوای برخی از پدیده های دینی ادیان مذکور آنها را با
نمونه های مشابه اش در بین مسلمانان و مسیحیان مقایسه نمود. بدین ترتیب، روش
مقایسه ای را، که امروزه کسانی مانند میرچا ایلیاده و دیگران در دین پژوهی معاصر
به کار می گیرند، مورد استفاده قرار داده است

.

اگر ما مطالعه در اندیشه ورزی اجتماعی را از متفکران خودمان شروع کنیم،
که بواقع، پیش قراولان مطالعات اجتماعی در این زمینه هستند، کاری مطابق واقع انجام
داده ایم. آقای جمشیدی در رساله دکتری خود، در باره ابن خلدون، که مراحل نهایی
تدوین خود را در دانشگاه منچستر انگلستان می گذراند، چنین نظری در باره مؤسس بودن
ابن خلدون ابراز داشته اند. استاد راهنمای رساله ایشان، دکتر گلاوانیس، جامعه شناس
برجسته ای که درزمینه مصروفلسطین تخصص دارد، در مباحثات خود بر این مطلب غبطه
می خورد که شما جامعه شناس بزرگی همچون ابن خلدون دارید که غربیان بر حسب تصادف او
را شناخته اند. وقتی شرح کارهای علمی بیرونی را برای او بیان کردم، گفت: متاسفانه
ما از او خبری نداریم

.

نکته قابل ذکر دیگر این است که نویسندگان تاریخ تطور علوم، خصوصا علوم
انسانی و اجتماعی به طور عمد یا غیر عمد، سلسله دانش بشری را از غرب یعنی یونان
شروع کرده و در انتها، مجددا به غرب ختم می کنند و در این بین، علی الاصول نامی از
متفکران و محققان سایر ملل از جمله دانشمندان مسلمان، همانند ابن خلدون و بیرونی،
نمی آورند. ممکن است اینکار برای آن ها عیب نباشد; زیرا آنها در صدد ریشه یابی سنگ
بنای تمدن خویش اند، ولی به یقین، عیب است که قدر و اهمیت مطالعات و تحقیقات
متفکران خود را نشناسیم و به آن بها ندهیم

.

دکتر رجب زاده: آن تقسیم بندی که جناب آقای دکتر توکل مطرح کردند در
نگاه به کل جامعه شناسی نیز مطرح است که بعضی کل تاریخ اندیشه اجتماعی را تاریخ
جامعه شناسی می دانند که به اعصار گذشته باز می گردد و بعضی آن را به دوره جدید
نسبت می دهند. این دو تلقی در باب جامعه شناسی دین نیز وجود دارد. در جنب تلقی
اول، ادعای دیگری نیز وجود دارد و آن اینکه جامعه شناسی نه به عنوان یک علم، بلکه
به عنوان یک ایدئولوژی، تلقی می شود. با نگاه به کتبی که در زمینه تاریخ
اندیشه های اجتماعی و تاریخ جامعه شناسی نوشته شده است، این دو گرایش خود رانشان
می دهند

.

آنان که می خواهندحصرزمانی را بشکنند با تلقی اول به
اعصارگذشته بازمی گردند

.

در باب دین از منظر جامعه شناسان، بر حسب اینکه آن را چگونه تلقی کنیم
حوزه جامعه شناسی دین و تاریخچه آن تغییر می کند. دو تلقی در این زمینه معمول است

:

یکی اینکه حوزه هر امر مقدسی را حوزه دین تلقی کنیم، که بر این اساس،
«جامعه شناسی دین » یعنی «جامعه شناسی امر مقدس » و لذا، مرزی بین مسائل دینی وجود
نخواهد داشت

.

دوم اینکه دین را به عنوان اعتقادات ماورایی تلقی کنیم که در این صورت،
حوزه جامعه شناسی دین تغییرمی کندوآن رابه جهت دیگری سوق می دهد

.

البته در نگاهی دیگر می توان دین را به عنوان یک جهان بینی، زیرمجموعه
حوزه ای خاص در نظر گرفت که در این حالت، باید آن را با کل جهان بینی، یکسان تلقی
کرد و سرایت آن را در همه حوزه ها مد نظر داشت. بر این اساس، می توان گفت جامعه شناسی های
دینی گوناگونی وجوددارد; مثلا، نمی توان مباحث دورکیم را با مباحث جامعه شناسی
ماکس شلر یکسان دانست; زیرا محتوای آن رامتفاوت دیده ومتفاوت تعریف کرده اند

.

پارسانیا: تاریخچه جامعه شناسی دین به دوره های پیشین ارجاع داده شد،
اما وقتی از خود جامعه شناسان سؤال شود آنان نوعا حاضر نیستند پژوهش های اجتماعی
نسبت به دین در سده های پیش را به عنوان جامعه شناسی بشناسند

.

همان گونه که گفتند، در
زمان ابن خلدون پژوهش هایی اجتماعی وجود داشته است که با روش های امروزی انجام شده است

.

اگرجامعه شناسی
را به معنای خاص آن در نظر بگیریم ظاهرا فقط می توان مانند اگوست کنت معتقد بود که
خود جامعه شناسی پیشینه های قبلی داشته است. بدین ترتیب، جامعه شناسی دین نیز
پیشینه هایی داشته است، اما نه اینکه جامعه شناسی بوده است. حال این سؤال مطرح
می شود که آیا به مطالعات دینی متون مقدس سده ها یا هزاره های قبل هم، که درباره
پدیده های اجتماعی – به طور عام و روند اجتماعی دین به طور خاص – است، نام
«جامعه شناسی » و یا

«

جامعه شناسی دین » نهاد؟ یا اینکه جامعه شناسی همان است که به معنای
متعارف آن، در قرن نوزدهم و بیستم مطرح می شود و آن مسائل مقدمه اند؟

دکتر توکل: در بررسی متون دینی باستانی یا دوره های میانی یا جدید، در
بحث جامعه شناسی دین یا جامعه شناسی معرفت میان دین – به عنوان فکر – و جدا کردن و
کنار گذاردن آن بر اساس سازمان ها، ساختارها و حتی عمارت ها، ارتباطات و شبکه هایی
که مربوط به محتوای معرفتی می شوند، تفکیکی قایل نمی شویم. به عنوان مثال، وقتی از
جامعه شناسی ایدئولوژی بحث می کنیم درست است که ما به محتوای معرفتی ایدئولوژی
می پردازیم، ولی بلافاصله، بخش دیگری از جامعه شناسی ایدئولوژی، که ساختار احزاب و
حوزه های ستادی توزیع فکر ایدئولوژیک و سیاسی در جامعه است، قابل تفکیک نمی باشد.
در نتیجه، با این برداشت، که دین را به عنوان شاخه ای از معرفت می داند، کاملا منطبق
می گردد. در آنجا نیز وقتی از جامعه شناسی دین سخن به میان می آید هم صحبت از نحوه
اشاعه فکر دینی در دوره ای خاص است، هم از نهادهایی که متولی آن بوده اند، هم از
نحوه رهبرگزینی، هم از سازمان رسمی و غیر رسمی که فکر دینی را اشاعه می دهد و هم
از ارتباط این ساختار با دیگر ساختارهای اجتماعی بحث به میان می آید، وگرنه صرف
کار بر محتوای معرفت دینی «جامعه شناسی فلسفی »خواهدبود;یعنی هرنوع
فکرجامعه شناختی که کارش بابحث های نظری است

.

ما نباید خود را درگیر مباحثی که رسما در جامعه شناسی دین مطرح می شود،
بکنیم، بخصوص در زمانی که جامعه شناسی اعلام
موجودیت کرده است.بحث های جالب جامعه شناسی دین به زمانی باز می گردد که هنوز
جامعه شناسی دین به عنوان یک شاخه از جامعه شناسی معرفت شناخته نشده بود. لذا،
همان گونه که گفته شد، در هیچ جای مقدمه ابن خلدون چنین چیزی دیده نمی شود که او
خود را جامعه شناس معرفی کند و یا بگوید بحثی که من مطرح می کنم جامعه شناسی دین
است; ولی نکاتی که او مطرح می کند هم جامعه شناسی به معنای امروزی است و هم در آن
زمینه، ابن خلدون یک جامعه شناس دینی است. به نظر می رسد که جاذبه مباحث
جامعه شناسی دینی نیز به همین دلیل است که یک مساله فرهنگی جامعه شناختی است و
فراگیری، عمق و نفوذ آن از هر حوزه دیگری فراتر است و شایبه ها و زمینه های
اجتماعی از آن تاثیر می پذیرد و بر آن تاثیر می گذارد. در نتیجه، باید به افکار
برجسته، تاملات و پژوهش هایی که پیشینیان انجام داده اند، مراجعه کرد، بخصوص وقتی
از دین بحث به میان می آید به لحاظ عینی واجتماعی، بیشتر«اسلام »موردنظراست

.

پارسانیا: آقای دکتر توکل دعوت می کنند که جامعه شناسی دین از حوزه
مسائلی که دارد، فراتر رود و دلیلی وجود ندارد که ما خود را در مسائلی محصورکنیم
که به صورت رسمی، بدان پرداخته اند. به تعبیر آقای دکتر رجب زاده، اگر ما بخواهیم
به کارهای جامعه شناسانه پیشینیان باز گردیم و آنها را نیز در قلمرو کارهای
جامعه شناسی قرار دهیم باید به جامعه شناسی،به عنوان یک علم،هویت ایدئولوژیک
ببخشیم و در غیر این صورت، نمی توان سخنان پیشینیان را به عنوان جامعه شناسی دینی
در نظر گرفت، بلکه سخنانی است که عده ای فیلسوفانه و دین باورانه درباره دین مطرح
کرده اند

.

آقای دکتر تقی زاده گفتند که ما می توانیم به پیشینیان خود مراجعه
کنیم، اما با تعریفی که امروز ازجامعه شناسی می شود و باهمین روشمندی هایی که به
عنوان علم مطرح است و شاید در مقابل ایدئولوژی قرار دارد

.

آقای دکتر رجب زاده مسائل
را به گونه ای مطرح کردند که ناگزیر ما باید از تعریفی که امروز برای جامعه شناسی
علمی می شود دست برداریم. چنین تعارضی از سخنان آقایان احساس گردید

.

دکتر حاضری: اینکه به چه چیزی جامعه شناسی گفته می شود و یا ملاک
بنیانگذاری آن چیست در واقع، یک بحث قطعیت یافته نیست و تا حدی قراردادی می باشد.
اگر ملاک بنیانگذاری این باشد که دانشمندان براساس روشی که در هر علمی معتبر
شناخته می شود، بحثی کرده باشند و حد و دامنه ای نیز مشخص نکرده باشیم – تنها در
همین مقدار، که علایمی از یک بحث روشمند متناسب با قواعد امروزی موجود باشد، می توان
گفت که هر علمی از همانجا شروع شده است که بتوان ردپایی از این نوع بحث ها را در
آن یافت. این ملاک بی وجه هم نیست و بسیاری این اساس را پذیرفته اند

.

گاهی
هم بیش از روش، موضوع و حوزه بحث را به عنوان شرط در نظر می گیرند و آن را به
عنوان یک ملاک قرار می دهند; یعنی اگر موضوع و شرط روشمند بودن با هم تلفیق شده
باشند و دانشمندی در آن زمینه بحث کرده باشد، می تواند به عنوان یک ملاک محسوب
گردد. با این دو شرط می توان افرادی از پیشینیان را یافت که حتی پیش از پیدایش رسمی علم جامعه شناسی چنین کاری کرده اند

.

گاهی نیز ملاک و مقیاس بیش از آن چیزی است که ذکر شد; هم روش، هم قلمرو
و موضوع هم احساس اعلام استقلال از سایر علومی که تاکنون شناخته شده است و هم
تمایز خودآگاهانه نسبت به آن. اگر این موارد با هم در نظر گرفته شود

که
البته لزومی ندارد همه با هم به عنوان یک مبنا در نظر گرفته شود – شرایطی پیش
می آید که همان گونه که گفته شد، دیگر نمی توان به کاری مانند کار ابن خلدون
جامعه شناسی اطلاق کرد، بلکه مطالعات تحلیل تاریخی است که ابن خلدون با نقادی
نسبت به روش های تاریخ توصیفی قبل از خود انجام داده و آنها را اصلاح کرده است.
اما امروزه که دقت می کنیم آنها را مطابق روش قواعد جامعه شناسی می یابیم و در
حوزه هایی وارد شده است که امروزه جزو جامعه شناسی و حتی جامعه شناسی دین است. بر
این مطلب نمی توان جدال کرد، بلکه باید با تفاهم و اعتبار یک بنیانگذاری را
پذیرفت، اما در همین مقدار که ما قطعا در این نوع مطالعات لازم است به پیشینه این
اندیشه درحوزه فرهنگ و معارف خود توجه کنیم، صرف نظرازاینکه آن رابه عنوان یک بنیانگذار
بپذیریم یا نپذیریم، ضرورت فرهنگ شناسانه دارد و هویت فرهنگی هرجامعه ای در
این رویکردشناخته می شود

.

اما به عنوان اشاره به سخنان جناب آقای دکتر توکل، باید گفت: نگاه به
جامعه شناسی دین به عنوان شاخه ای از جامعه شناسی معرفتی یک رویکرد در حوزه
مطالعات جامعه شناختی است; یعنی در جامعه شناسی، اساسا یک رویکرد این است که به
مساله اجتماع و مناسبات اجتماعی از منشا اندیشه و بازتاب و تاثیر بحث های
اندیشه ای در بقیه قلمروها و مناسبات اجتماعی نگاه کنیم. این رویکرد مهمی در
جامعه شناسی است. از این زاویه، هر نوع بحث جامعه شناسی منشا معرفت شناسانه دارد.
اما خود آقای دکتر توکل بیش تر اطلاع دارند که این رویکرد، رویکرد انحصاری و مسلط جامعه شناختی
نیست، رویکردهای دیگری نیز وجود دارد; مانند رویکرد کارکردگرایانه

(Fanctionalism)

و رویکرد ساختگرایانه

(Structuralism)

که لزوما آنها را به عنوان مناسبات حیات اجتماعی دین و
روابط اجزای ساختمان های اجتماعی بر اساس یک تبعیت طولی از بحث اندیشه و معرفت شناسی
دنبال نمی کنند. قطعا با نگرشی که آقای دکتر توکل اشاره کردند، جامعه شناسی دین
شاخه ای از جامعه شناسی معرفت تلقی می شود، ولی شاید در درون رویکردهای دیگری که
اشاره شد این رابطه برقرار نباشد

.

پارسانیا: به عنوان جمع بندی، می توان گفت: جناب آقای دکتر تقی زاده
فرمودند: جامعه شناسی دینی داریم، با حفظ همین ضوابطی که جامعه شناسی به عنوان یک
علم دارد. جناب آقای دکتر حاضری نیز در این نظر با ایشان توافق دارند، با این
تفاوت که این ضوابط را قراردادی می دانند; یعنی اگر بخواهیم قلمرو یک علم را به
صرف موضوعات آن در نظر بگیریم و روشمند بودن آن را نیز لحاظ کنیم این با سخن آقای
دکتر تقی زاده توافق پیدا می کند. البته اگر قید دیگری اضافه کنیم شاید نتوانیم
بگوییم که ابن خلدون یا سایر پیشینیان نیز جامعه شناس دین بودند و آن قید احساس جدابودن
آن است که البته این قید صرفا قراردادی است. آقای دکتر رجب زاده بر این مساله
تاکید داشتند که اگر بخواهیم جامعه شناسی هزاره ها یا سده های پیشین را به
عنوان جامعه شناسی بنامیم باید برای جامعه شناسی به عنوان یک علم هویتی ایدئولوژیک
قایل باشیم وگرنه شاید تفاوت سخنان آنان با آنچه که جامعه شناسی دین موجودمی گوید تفاوتی
باشد که اگوست کنت بین علم و پیشینه آن مطرح می کند، مگر مواردی که در برخی جاها
وجود دارد. اگر چنین استنباطی درست است لطفا توضیح دهید

.

دکتر رجب زاده: هنگامی که از بیرون به جامعه شناسی نگاه می کنیم
جامعه شناسی بر مفروضاتی تکیه دارد که مسلم گرفته شده است. می توان تصور نمود که
با تغییر این مفروضات، که اصول جامعه شناسی منطقا از آن اخذ می شود، یک جامعه شناسی
معین هم تغییر کند. همچنین می توان پذیرفت که با وجود مفروضات، زمینه ای متفاوت با
جامعه شناسی های متفاوت و در نتیجه، جامعه شناسی های دینی متفاوت خواهیم داشت که
جامعه شناسی دینی نوعی جامعه شناسی است که مفروضات زمینه ای آن را اصول ماخوذ از
این دین معین تشکیل می دهد. از همین زاویه است که در جامعه شناسی نیز از مکاتب
گوناگون مانند کارکردگرایی و نظایر آن یاد می شود. در این حالت، جامعه شناسی دینی،
خود یک دیدگاه محسوب می شود که در همه زمینه ها از جمله دین بیان خاص خود را دارد وبه جامعه شناسی دین محدودنمی شود

.

از سوی دیگر، با توجه به تعدد ادیان و تعدد مبانی اعتقادی آنها نیز
جامعه شناسی های دینی متعددی خواهیم داشت

;

مانند جامعه شناسی ا صفحه محتوای علمی و استاندارد است که به‌صورت کاملاً منظم و حرفه‌ای تنظیم شده است. تمامی اطلاعات به‌دقت گردآوری شده و برای استفاده در تحقیقات و پروژه‌های علمی ایده‌آل است.

با داشتن این مجموعه، نیازی به ویرایش و تغییر ندارید. فایل فایل ورد کامل پاورپوینت میزگرد جامعه شناسی دین کاملاً آماده استفاده است و ارائه شما را حرفه‌ای‌تر خواهد کرد. به‌علاوه، پاورپوینت هدیه‌ای که دریافت می‌کنید، کار شما را در جلسات و سمینارها آسان‌تر می‌کند.

تمامی مطالب بر اساس آخرین استانداردهای آموزشی و تحقیقاتی به‌روز شده‌اند و ساختار فایل به‌گونه‌ای طراحی شده که کار با آن راحت و سریع باشد. همچنین، امکان ویرایش تمامی بخش‌ها برای شخصی‌سازی محتوا فراهم است.

ما کیفیت این محصول را تضمین می‌کنیم و در صورت نیاز، پشتیبانی کامل ارائه خواهد شد. همین حالا اقدام کنید و این مجموعه ارزشمند را از دست ندهید!


بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت میزگرد جامعه شناسی دین :



Normal
۰

false
false
false
EN-USX-NONEAR-SA












MicrosoftInternetExplorer4

























































































































































اشاره

جامعه شناسی دین، یکی از موضوعات زنده و مورد بحث در حوزه جامعه شناسی
است. نظر به ضرورت طرح چنین مباحثی و اقتضای شماره جاری معرفت با این مساله، از
استادان گرانقدر، دکتر توکل، حجه الاسلام دکتر تقی زاده داوری، دکتر رجب زاده و
دکتر حاضری دعوت به عمل آوردیم تا در نشستی دوستانه، در محضر دانش پژوهان مؤسسه
آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمه الله درباره مسائل مطرح شده به گفتگو بپردازند.
در این میزگرد حجه الاسلام پارسانیا به عنوان مجری از سوی معرفت مباحث را
خدمت حضار تقدیم داشته اند. با تشکر از کلیه شرکت کنندگان، حاصل اولین قسمت از این
گفتگو از نظر خوانندگان محترم می گذرد

.

پارسانیا: ضمن تشکر از حضراتی که قبول زحمت نمودند و در این محفل
دوستانه گرد آمدند تا درباره این موضوع زنده و مورد بحث در حوزه های علمیه
(جامعه شناسی دین) به بحث بپردازیم، اولین سؤال را درباره تاریخچه «جامعه شناسی
دین

»

مطرح می کنیم. لطفا در این باره توضیحاتی بفرمایید

.

دکتر توکل: به تاریخچه جامعه شناسی دین به دو صورت می توان نگاه کرد

:

یکی به عنوان یکی از زیرشاخه های جامعه شناسی معرفت، که خود نیز زیر
مجموعه جامعه شناسی است. جامعه شناسی معرفت حوزه ای از جامعه شناسی است که در
کلیات به بحث های جامعه شناختی در حوزه های خاص معرفتی می پردازد

.

حوزه های
معرفتی خود به چهار حوزه علم، فلسفه، مذهب و ایدئولوژی تقسیم می شود. در این صورت،
جامعه شناسی دین یکی از زیر شاخه های جامعه شناسی معرفت به حساب می آید و تاریخچه
آن به زمان شکل گیری خود جامعه شناسی باز می گردد. جامعه شناسی معرفت دهه اول و
دوم قرن بیستم به طور رسمی در آلمان شکل گرفت. علت پیدایش آن از آنجا نیز این است
که این رشته نظری ترین و فلسفی ترین حوزه جامعه شناسی است و فرهنگ و فلسفه آلمان
از این لحاظ با آن شباهت و نزدیکی فراوانی دارد. لذا، اگر جامعه شناسی دین و مذهب
را یکی از شاخه های جامعه شناسی معرفت به حساب آوریم یکی از پدیده های قرن بیستم
است و کسانی که بنیانگذار جامعه شناسی معرفت بودند در حوزه جامعه شناسی دین بحث هایی
قوی داشتند و شاید قوی ترین بحث ها هم مربوط به آن دوره باشد

.

بر این مطلب اتفاق نظر وجود دارد که بنیانگذار جامعه شناسی معرفتی
فیلسوف و جامعه شناس بزرگ آلمانی، ماکس شلر، است. او یکی از شخصیت های بزرگ فکر
دینی در آلمان و اروپا بود که در زمینه جامعه شناسی دین نیز مطالبی مطرح کرد. پس
از او شخصیت های دیگری نیز در این زمینه ظهورکردند

.

دوم آنکه جامعه شناسی دین را عبارت بدانیم از مجموعه مباحث و مطالعاتی
که از لحاظ اجتماعی دین را مورد بررسی قرار داده است. اگر چنین بپنداریم نه
جامعه شناسی و نه جامعه شناسی دین پدیده ای نیست که در قرن اخیر ظهور کرده باشد.
اگر مباحث جامعه شناختی را عبارت بدانیم از نوع مطالعات اجتماعی که در مورد جامعه،
نهادها، بخش ها و واقعیت های انسانی، شخصی و جمعی بحث می کند مباحث آن قدمتی چند
هزار ساله خواهد داشت. در نتیجه، اگر بخواهیم جنبه های اجتماعی مذهب را بررسی کنیم
مباحثی که در آن مطرح شده است نیز قدمتی این چنین خواهد داشت، اما عده ای معتقدند
که بحث های جامعه شناسی مذهب عمومادرقرن هیجدهم مطرح شده است و پیشینه آن به قرن
پیش باز می گردد

.

یکی از بحث های جالب مباحث اجتماعی در مورد اندیشه، فکر و حتی
واقعیت های اجتماعی در گذشته تاریخی به مذهب مربوط می شود; یعنی حتی مباحث قوی
اجتماعی درباره مذهب و تفکرات دینی و اعتقادات تا خرافه و جادو از دوران پیش از
افلاطون مطرح بوده است و شخصیت های معروفی چون دموکرتیوس، لوکرتیوس و دیگران
بوده اند که واقعیت دینی، اعتقادات، نحوه شکل گیری و نتایج آنها، بخصوص سوء
استفاده هایی را که از تفکر دینی شده است، در بیش از دو هزار سال پیش مطرح
کرده اند. این مسائل مبتلابه جامعه شناسی دینی در بدو پیدایشش بوده است

.

بنابراین، از تاریخچه پیدایش جامعه شناسی دین دوگونه برداشت علمی شده
است

:

اول، مطرح شدن رسمی آن که به قرن بیستم بازمی گردد

.

دوم، مطرح شدن آن از حیث محتوایی که در فرهنگ غربی به دوره پیش از
یونان باستان بازگشت دارد و مباحثی هم که امروزه در غرب در زمینه هندشناسی و
چین شناسی و آمریکای لاتین شناسی مطرح است، نشان می دهد که این مباحث در آن
دوره ها هم وجود داشته است

.

جامعه شناسی معرفتی اساس خود را بر کلیت رابطه جامعه و ساختارها و
واحدهای اجتماعی گذارده است. «معرفت

»

حوزه وسیعی دارد که از جهت گیری های
ارزشی، عواطف و احساسات شروع می شود و تا معرفت های مکتسب مانند علم و تکنولوژی و
در رده های بالاتر آن، که فلسفه، مذهب و ایدئولوژی است، ادامه می یابد. اگر بنا
باشد که جامعه شناسی معرفت به طور مشخصی، خود را به یکی از حوزه ها محدود کند;
یعنی پردازش های نظری خود را برای حوزه خاصی به کار بگیرد در حوزه علم،
جامعه شناسی علم; در حوزه فلسفه، جامعه شناسی فلسفه; درحوزه ایدئولوژی،
جامعه شناسی ایدئولوژی و در حوزه مذهب، جامعه شناسی مذهب مطرح خواهد شد. همین طور
در سایر حوزه های منشعب مانند جامعه شناسی ادبیات، جامعه شناسی هنر، جامعه شناسی
موسیقی و مانند آنها. با این دید، این یک تقسیم بندی است که امروزه وجود دارد.
ماهیت مباحثی که در جامعه شناسی دین مطرح می شود همان مباحثی است که در
جامعه شناسی معرفت وجود دارد، لکن به معرفت دینی محدود می شود. اما هر یک ا ز زیر
شاخه های آن (جامعه شناسی معرفت) به دلیل غنای فراوانی که دارند، خودشان به عنوان
شاخه های جامعه شناسی معرفی می شوند. مثل جامعه شناسی دین; مانند جامعه شناسی دین

.

دکتر حاضری: تصور می کنم این بحث را با تفاوت ظاهری دیگری نیز می توان
دید. همان گونه که گفته شد، می توان به دین از موضع معرفت شناختی و به عنوان یکی
از حوزه های معرفتی بشر نگریست. ولی به نظر می رسد که اگر از زاویه دیگری نگاه
کنیم دیگر جامعه شناسی دین لزوما شاخه ای از جامعه شناسی معرفت نخواهد بود و آن در
صورتی است که دین را فراتر از یک حوزه معرفتی صرف بدانیم; یعنی آن را یک واقعیت
اجتماعی بدانیم که تجلی های گوناگونی دارد و تنها بخشی از آن از جلوه معرفتی
برخوردار است، ولی در سطوح اجتماعی و آداب و رسوم آن، به عنوان یک نهاد اجتماعی و
در رابطه با دیگر نهادهای آن اگر بخواهد مطرح شود و مورد بحث قرار گیرد، هرچند یک
معنای دقیق تر آن پی بردن به ریشه های معرفت شناسی این پدیده است، امالزوما
بحث به این ختم نمی شود. لذا، وقتی این پدیده بخواهد به شکل واقعی خود مطرح شود
باید روابطش را با دیگر مناسبات اجتماعی در نظر بگیرد. در واقع، با نوعی تحلیل
جامعه شناختی از واقعیتی سر و کار دارد که آن قلمرو به عنوان جامعه شناسی دین مطرح
می گردد که شاید نتوان آن را منحصرا به عنوان شاخه ای از جامعه شناسی معرفت تلقی
کرد

.

دکتر تقی زاده: اگر علم الاجتماع را عبارت از بررسی نقش پدیده های
اجتماعی بدانیم جامعه شناسی دین سابقه تاریخی بیشتری دارد. بحث از دین با این تصور
(بررسی نقش دین در جامعه) در قرن هشتم هجری از سوی ابن خلدون مطرح شده است. دقیقا
می توان بحث از جامعه شناسی دین را از کتاب مقدمه او شروع کرد. او نقش «عصبیت » را
در تحولات اجتماعی به طور جدی مورد بررسی قرار داده است. ابن خلدون یک جامعه شناس
دین به معنای امروزی آن نیست، اما در زمینه جامعه شناسی دین بحث کرده است. بخشی از
نظریه «عصبیت » ابن خلدون به دین مربوط است، او معتقد است

:

عصبیت دینی قوی ترین نوع
عصبیت است، به گونه ای که اگر در جامعه ای وجود داشته باشد گروه های اجتماعی را به
خوبی با هم منسجم می کند و حرکت های اجتماعی را به نتیجه می رساند. کلام او در
ترجمه مقدمه (ج ۱، ص ۳۰۲) چنین است

:

«

آیین های دینی هم چشمی و حسد بردن به یکدیگر را
که در میان خداوندان عصبیت یافت می شود، زایل می کند و وجهه را تنها به سوی حق و
راستی متوجه می سازد. از این رو، هرگاه چنین گروهی در کار خویش بینایی حاصل کنند
هیچ نیرویی در برابر آنان یارای مقاومت نخواهد داشت. چه، وجهه آنان یکی است و
مطلوب در نزد همه آنان وسیع و بلند است و چنان بدان دلبسته اند که حاضرند در راه
آن جان سپاری کنند و خداوندان کشوری که اینان دولت آنهارا مطالبه می کنند هرچند از
لحاظ عدد چندین برابر آن قوم باشند، چون مقاصد متباین باطلی دارند و از مرگ
می هراسند شکست و خزلان ایشان مسلم است و به هیچ روی، نمی توانند با چنین گروهی
مقاومت کنند، هرچند از آنها فزون تر باشند، بلکه بی شک مغلوب می شوند

.

حال اگر مطالعات مردم شناسانه را نیز به مطالعات مردم شناسانه اضافه
کنیم باز می توان گفت که دین پژوهی روشمند سابقه تاریخی جلوتری قبل از قرن بیستم
دارد. بیرونی اولین عالمی است که فرهنگ و دین را به طور روشمند و منظم مورد مطالعه
قرار داده است. او ادیان هند را به طور دقیق در کتاب خود، تحقیق ماللهند، بررسی
کرده است. اینکه امروزه گفته می شود که «نباید پیش داوری های خود را در مشاهدات و
تحقیقات دخالت داد نظر کاملا روش شناسانه ای است که مبدع آن بوده است. او آداب و
رسوم و شعایر و مناسک دینی هندوان دینی و زرتشتیان هند را بی طرفانه مورد مطالعه
قرار داد و سپس برای فهم محتوای برخی از پدیده های دینی ادیان مذکور آنها را با
نمونه های مشابه اش در بین مسلمانان و مسیحیان مقایسه نمود. بدین ترتیب، روش
مقایسه ای را، که امروزه کسانی مانند میرچا ایلیاده و دیگران در دین پژوهی معاصر
به کار می گیرند، مورد استفاده قرار داده است

.

اگر ما مطالعه در اندیشه ورزی اجتماعی را از متفکران خودمان شروع کنیم،
که بواقع، پیش قراولان مطالعات اجتماعی در این زمینه هستند، کاری مطابق واقع انجام
داده ایم. آقای جمشیدی در رساله دکتری خود، در باره ابن خلدون، که مراحل نهایی
تدوین خود را در دانشگاه منچستر انگلستان می گذراند، چنین نظری در باره مؤسس بودن
ابن خلدون ابراز داشته اند. استاد راهنمای رساله ایشان، دکتر گلاوانیس، جامعه شناس
برجسته ای که درزمینه مصروفلسطین تخصص دارد، در مباحثات خود بر این مطلب غبطه
می خورد که شما جامعه شناس بزرگی همچون ابن خلدون دارید که غربیان بر حسب تصادف او
را شناخته اند. وقتی شرح کارهای علمی بیرونی را برای او بیان کردم، گفت: متاسفانه
ما از او خبری نداریم

.

نکته قابل ذکر دیگر این است که نویسندگان تاریخ تطور علوم، خصوصا علوم
انسانی و اجتماعی به طور عمد یا غیر عمد، سلسله دانش بشری را از غرب یعنی یونان
شروع کرده و در انتها، مجددا به غرب ختم می کنند و در این بین، علی الاصول نامی از
متفکران و محققان سایر ملل از جمله دانشمندان مسلمان، همانند ابن خلدون و بیرونی،
نمی آورند. ممکن است اینکار برای آن ها عیب نباشد; زیرا آنها در صدد ریشه یابی سنگ
بنای تمدن خویش اند، ولی به یقین، عیب است که قدر و اهمیت مطالعات و تحقیقات
متفکران خود را نشناسیم و به آن بها ندهیم

.

دکتر رجب زاده: آن تقسیم بندی که جناب آقای دکتر توکل مطرح کردند در
نگاه به کل جامعه شناسی نیز مطرح است که بعضی کل تاریخ اندیشه اجتماعی را تاریخ
جامعه شناسی می دانند که به اعصار گذشته باز می گردد و بعضی آن را به دوره جدید
نسبت می دهند. این دو تلقی در باب جامعه شناسی دین نیز وجود دارد. در جنب تلقی
اول، ادعای دیگری نیز وجود دارد و آن اینکه جامعه شناسی نه به عنوان یک علم، بلکه
به عنوان یک ایدئولوژی، تلقی می شود. با نگاه به کتبی که در زمینه تاریخ
اندیشه های اجتماعی و تاریخ جامعه شناسی نوشته شده است، این دو گرایش خود رانشان
می دهند

.

آنان که می خواهندحصرزمانی را بشکنند با تلقی اول به
اعصارگذشته بازمی گردند

.

در باب دین از منظر جامعه شناسان، بر حسب اینکه آن را چگونه تلقی کنیم
حوزه جامعه شناسی دین و تاریخچه آن تغییر می کند. دو تلقی در این زمینه معمول است

:

یکی اینکه حوزه هر امر مقدسی را حوزه دین تلقی کنیم، که بر این اساس،
«جامعه شناسی دین » یعنی «جامعه شناسی امر مقدس » و لذا، مرزی بین مسائل دینی وجود
نخواهد داشت

.

دوم اینکه دین را به عنوان اعتقادات ماورایی تلقی کنیم که در این صورت،
حوزه جامعه شناسی دین تغییرمی کندوآن رابه جهت دیگری سوق می دهد

.

البته در نگاهی دیگر می توان دین را به عنوان یک جهان بینی، زیرمجموعه
حوزه ای خاص در نظر گرفت که در این حالت، باید آن را با کل جهان بینی، یکسان تلقی
کرد و سرایت آن را در همه حوزه ها مد نظر داشت. بر این اساس، می توان گفت جامعه شناسی های
دینی گوناگونی وجوددارد; مثلا، نمی توان مباحث دورکیم را با مباحث جامعه شناسی
ماکس شلر یکسان دانست; زیرا محتوای آن رامتفاوت دیده ومتفاوت تعریف کرده اند

.

پارسانیا: تاریخچه جامعه شناسی دین به دوره های پیشین ارجاع داده شد،
اما وقتی از خود جامعه شناسان سؤال شود آنان نوعا حاضر نیستند پژوهش های اجتماعی
نسبت به دین در سده های پیش را به عنوان جامعه شناسی بشناسند

.

همان گونه که گفتند، در
زمان ابن خلدون پژوهش هایی اجتماعی وجود داشته است که با روش های امروزی انجام شده است

.

اگرجامعه شناسی
را به معنای خاص آن در نظر بگیریم ظاهرا فقط می توان مانند اگوست کنت معتقد بود که
خود جامعه شناسی پیشینه های قبلی داشته است. بدین ترتیب، جامعه شناسی دین نیز
پیشینه هایی داشته است، اما نه اینکه جامعه شناسی بوده است. حال این سؤال مطرح
می شود که آیا به مطالعات دینی متون مقدس سده ها یا هزاره های قبل هم، که درباره
پدیده های اجتماعی – به طور عام و روند اجتماعی دین به طور خاص – است، نام
«جامعه شناسی » و یا

«

جامعه شناسی دین » نهاد؟ یا اینکه جامعه شناسی همان است که به معنای
متعارف آن، در قرن نوزدهم و بیستم مطرح می شود و آن مسائل مقدمه اند؟

دکتر توکل: در بررسی متون دینی باستانی یا دوره های میانی یا جدید، در
بحث جامعه شناسی دین یا جامعه شناسی معرفت میان دین – به عنوان فکر – و جدا کردن و
کنار گذاردن آن بر اساس سازمان ها، ساختارها و حتی عمارت ها، ارتباطات و شبکه هایی
که مربوط به محتوای معرفتی می شوند، تفکیکی قایل نمی شویم. به عنوان مثال، وقتی از
جامعه شناسی ایدئولوژی بحث می کنیم درست است که ما به محتوای معرفتی ایدئولوژی
می پردازیم، ولی بلافاصله، بخش دیگری از جامعه شناسی ایدئولوژی، که ساختار احزاب و
حوزه های ستادی توزیع فکر ایدئولوژیک و سیاسی در جامعه است، قابل تفکیک نمی باشد.
در نتیجه، با این برداشت، که دین را به عنوان شاخه ای از معرفت می داند، کاملا منطبق
می گردد. در آنجا نیز وقتی از جامعه شناسی دین سخن به میان می آید هم صحبت از نحوه
اشاعه فکر دینی در دوره ای خاص است، هم از نهادهایی که متولی آن بوده اند، هم از
نحوه رهبرگزینی، هم از سازمان رسمی و غیر رسمی که فکر دینی را اشاعه می دهد و هم
از ارتباط این ساختار با دیگر ساختارهای اجتماعی بحث به میان می آید، وگرنه صرف
کار بر محتوای معرفت دینی «جامعه شناسی فلسفی »خواهدبود;یعنی هرنوع
فکرجامعه شناختی که کارش بابحث های نظری است

.

ما نباید خود را درگیر مباحثی که رسما در جامعه شناسی دین مطرح می شود،
بکنیم، بخصوص در زمانی که جامعه شناسی اعلام
موجودیت کرده است.بحث های جالب جامعه شناسی دین به زمانی باز می گردد که هنوز
جامعه شناسی دین به عنوان یک شاخه از جامعه شناسی معرفت شناخته نشده بود. لذا،
همان گونه که گفته شد، در هیچ جای مقدمه ابن خلدون چنین چیزی دیده نمی شود که او
خود را جامعه شناس معرفی کند و یا بگوید بحثی که من مطرح می کنم جامعه شناسی دین
است; ولی نکاتی که او مطرح می کند هم جامعه شناسی به معنای امروزی است و هم در آن
زمینه، ابن خلدون یک جامعه شناس دینی است. به نظر می رسد که جاذبه مباحث
جامعه شناسی دینی نیز به همین دلیل است که یک مساله فرهنگی جامعه شناختی است و
فراگیری، عمق و نفوذ آن از هر حوزه دیگری فراتر است و شایبه ها و زمینه های
اجتماعی از آن تاثیر می پذیرد و بر آن تاثیر می گذارد. در نتیجه، باید به افکار
برجسته، تاملات و پژوهش هایی که پیشینیان انجام داده اند، مراجعه کرد، بخصوص وقتی
از دین بحث به میان می آید به لحاظ عینی واجتماعی، بیشتر«اسلام »موردنظراست

.

پارسانیا: آقای دکتر توکل دعوت می کنند که جامعه شناسی دین از حوزه
مسائلی که دارد، فراتر رود و دلیلی وجود ندارد که ما خود را در مسائلی محصورکنیم
که به صورت رسمی، بدان پرداخته اند. به تعبیر آقای دکتر رجب زاده، اگر ما بخواهیم
به کارهای جامعه شناسانه پیشینیان باز گردیم و آنها را نیز در قلمرو کارهای
جامعه شناسی قرار دهیم باید به جامعه شناسی،به عنوان یک علم،هویت ایدئولوژیک
ببخشیم و در غیر این صورت، نمی توان سخنان پیشینیان را به عنوان جامعه شناسی دینی
در نظر گرفت، بلکه سخنانی است که عده ای فیلسوفانه و دین باورانه درباره دین مطرح
کرده اند

.

آقای دکتر تقی زاده گفتند که ما می توانیم به پیشینیان خود مراجعه
کنیم، اما با تعریفی که امروز ازجامعه شناسی می شود و باهمین روشمندی هایی که به
عنوان علم مطرح است و شاید در مقابل ایدئولوژی قرار دارد

.

آقای دکتر رجب زاده مسائل
را به گونه ای مطرح کردند که ناگزیر ما باید از تعریفی که امروز برای جامعه شناسی
علمی می شود دست برداریم. چنین تعارضی از سخنان آقایان احساس گردید

.

دکتر حاضری: اینکه به چه چیزی جامعه شناسی گفته می شود و یا ملاک
بنیانگذاری آن چیست در واقع، یک بحث قطعیت یافته نیست و تا حدی قراردادی می باشد.
اگر ملاک بنیانگذاری این باشد که دانشمندان براساس روشی که در هر علمی معتبر
شناخته می شود، بحثی کرده باشند و حد و دامنه ای نیز مشخص نکرده باشیم – تنها در
همین مقدار، که علایمی از یک بحث روشمند متناسب با قواعد امروزی موجود باشد، می توان
گفت که هر علمی از همانجا شروع شده است که بتوان ردپایی از این نوع بحث ها را در
آن یافت. این ملاک بی وجه هم نیست و بسیاری این اساس را پذیرفته اند

.

گاهی
هم بیش از روش، موضوع و حوزه بحث را به عنوان شرط در نظر می گیرند و آن را به
عنوان یک ملاک قرار می دهند; یعنی اگر موضوع و شرط روشمند بودن با هم تلفیق شده
باشند و دانشمندی در آن زمینه بحث کرده باشد، می تواند به عنوان یک ملاک محسوب
گردد. با این دو شرط می توان افرادی از پیشینیان را یافت که حتی پیش از پیدایش رسمی علم جامعه شناسی چنین کاری کرده اند

.

گاهی نیز ملاک و مقیاس بیش از آن چیزی است که ذکر شد; هم روش، هم قلمرو
و موضوع هم احساس اعلام استقلال از سایر علومی که تاکنون شناخته شده است و هم
تمایز خودآگاهانه نسبت به آن. اگر این موارد با هم در نظر گرفته شود

که
البته لزومی ندارد همه با هم به عنوان یک مبنا در نظر گرفته شود – شرایطی پیش
می آید که همان گونه که گفته شد، دیگر نمی توان به کاری مانند کار ابن خلدون
جامعه شناسی اطلاق کرد، بلکه مطالعات تحلیل تاریخی است که ابن خلدون با نقادی
نسبت به روش های تاریخ توصیفی قبل از خود انجام داده و آنها را اصلاح کرده است.
اما امروزه که دقت می کنیم آنها را مطابق روش قواعد جامعه شناسی می یابیم و در
حوزه هایی وارد شده است که امروزه جزو جامعه شناسی و حتی جامعه شناسی دین است. بر
این مطلب نمی توان جدال کرد، بلکه باید با تفاهم و اعتبار یک بنیانگذاری را
پذیرفت، اما در همین مقدار که ما قطعا در این نوع مطالعات لازم است به پیشینه این
اندیشه درحوزه فرهنگ و معارف خود توجه کنیم، صرف نظرازاینکه آن رابه عنوان یک بنیانگذار
بپذیریم یا نپذیریم، ضرورت فرهنگ شناسانه دارد و هویت فرهنگی هرجامعه ای در
این رویکردشناخته می شود

.

اما به عنوان اشاره به سخنان جناب آقای دکتر توکل، باید گفت: نگاه به
جامعه شناسی دین به عنوان شاخه ای از جامعه شناسی معرفتی یک رویکرد در حوزه
مطالعات جامعه شناختی است; یعنی در جامعه شناسی، اساسا یک رویکرد این است که به
مساله اجتماع و مناسبات اجتماعی از منشا اندیشه و بازتاب و تاثیر بحث های
اندیشه ای در بقیه قلمروها و مناسبات اجتماعی نگاه کنیم. این رویکرد مهمی در
جامعه شناسی است. از این زاویه، هر نوع بحث جامعه شناسی منشا معرفت شناسانه دارد.
اما خود آقای دکتر توکل بیش تر اطلاع دارند که این رویکرد، رویکرد انحصاری و مسلط جامعه شناختی
نیست، رویکردهای دیگری نیز وجود دارد; مانند رویکرد کارکردگرایانه

(Fanctionalism)

و رویکرد ساختگرایانه

(Structuralism)

که لزوما آنها را به عنوان مناسبات حیات اجتماعی دین و
روابط اجزای ساختمان های اجتماعی بر اساس یک تبعیت طولی از بحث اندیشه و معرفت شناسی
دنبال نمی کنند. قطعا با نگرشی که آقای دکتر توکل اشاره کردند، جامعه شناسی دین
شاخه ای از جامعه شناسی معرفت تلقی می شود، ولی شاید در درون رویکردهای دیگری که
اشاره شد این رابطه برقرار نباشد

.

پارسانیا: به عنوان جمع بندی، می توان گفت: جناب آقای دکتر تقی زاده
فرمودند: جامعه شناسی دینی داریم، با حفظ همین ضوابطی که جامعه شناسی به عنوان یک
علم دارد. جناب آقای دکتر حاضری نیز در این نظر با ایشان توافق دارند، با این
تفاوت که این ضوابط را قراردادی می دانند; یعنی اگر بخواهیم قلمرو یک علم را به
صرف موضوعات آن در نظر بگیریم و روشمند بودن آن را نیز لحاظ کنیم این با سخن آقای
دکتر تقی زاده توافق پیدا می کند. البته اگر قید دیگری اضافه کنیم شاید نتوانیم
بگوییم که ابن خلدون یا سایر پیشینیان نیز جامعه شناس دین بودند و آن قید احساس جدابودن
آن است که البته این قید صرفا قراردادی است. آقای دکتر رجب زاده بر این مساله
تاکید داشتند که اگر بخواهیم جامعه شناسی هزاره ها یا سده های پیشین را به
عنوان جامعه شناسی بنامیم باید برای جامعه شناسی به عنوان یک علم هویتی ایدئولوژیک
قایل باشیم وگرنه شاید تفاوت سخنان آنان با آنچه که جامعه شناسی دین موجودمی گوید تفاوتی
باشد که اگوست کنت بین علم و پیشینه آن مطرح می کند، مگر مواردی که در برخی جاها
وجود دارد. اگر چنین استنباطی درست است لطفا توضیح دهید

.

دکتر رجب زاده: هنگامی که از بیرون به جامعه شناسی نگاه می کنیم
جامعه شناسی بر مفروضاتی تکیه دارد که مسلم گرفته شده است. می توان تصور نمود که
با تغییر این مفروضات، که اصول جامعه شناسی منطقا از آن اخذ می شود، یک جامعه شناسی
معین هم تغییر کند. همچنین می توان پذیرفت که با وجود مفروضات، زمینه ای متفاوت با
جامعه شناسی های متفاوت و در نتیجه، جامعه شناسی های دینی متفاوت خواهیم داشت که
جامعه شناسی دینی نوعی جامعه شناسی است که مفروضات زمینه ای آن را اصول ماخوذ از
این دین معین تشکیل می دهد. از همین زاویه است که در جامعه شناسی نیز از مکاتب
گوناگون مانند کارکردگرایی و نظایر آن یاد می شود. در این حالت، جامعه شناسی دینی،
خود یک دیدگاه محسوب می شود که در همه زمینه ها از جمله دین بیان خاص خود را دارد وبه جامعه شناسی دین محدودنمی شود

.

از سوی دیگر، با توجه به تعدد ادیان و تعدد مبانی اعتقادی آنها نیز
جامعه شناسی های دینی متعددی خواهیم داشت

;

مانند جامعه شناسی اسلامی
و جامعه شناسی مسیحی. در این تلقی از جامعه شناسی، وجه مشترک جامعه شناسی ها

خرید و دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت میزگرد جامعه شناسی دین

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.