خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جغرافیای کشورهای اسلامی (شیعیان لبنان) (۳)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جغرافیای کشورهای اسلامی (شیعیان لبنان) (۳) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل صلوات; رمز محبت و وفاداری به پیامبر صلی الله علیه و آله و خاندانش (۲)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل صلوات; رمز محبت و وفاداری به پیامبر صلی الله علیه و آله و خاندانش (۲) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
13ساعت
50دقیقه
34ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دو امام در برابر صلح (۵)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 43

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل دو امام در برابر صلح (۵)؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل دو امام در برابر صلح (۵) شامل 103 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل دو امام در برابر صلح (۵) را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل دو امام در برابر صلح (۵) با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل دو امام در برابر صلح (۵) با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل دو امام در برابر صلح (۵) تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل دو امام در برابر صلح (۵) را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل دو امام در برابر صلح (۵) :

صلح امام حسن علیه السلام

در سلسله بحث های گذشته، موضوع اختلاف نظر امام حسین علیه السلام با برادرش امام حسن علیه السلام در مورد صلح با معاویه را که در تعدادی از منابع تاریخی آمده، نقل کردیم و آن را با روش نقد مباحث تاریخی مورد نقد و بررسی قرار دادیم و بی پایگی اختلاف نظر در میان آن دو بزرگوار را به اثبات رساندیم و نیز بر مبنای عقیده شیعه در مورد عصمت ائمه علیهم السلام و پذیرش امامت هر امام از طرف امام بعدی، به این نتیجه رسیدیم که چنین امری قابل قبول نمی باشد . در شماره، گذشته با ریشه یابی تاریخی نفوذ این گونه گزارش های دروغ و بی اساس در تاریخ امامت، قلم های تحریفگر را افشا کردیم و تحت ۵ بند، قرائن و شواهدی بر بی پایگی اختلاف بین اهل بیت ارائه کردیم، اینک دنباله بحث:

۶ . جریان اختلاف، خلاف قرآن است

جریان اختلاف امام حسن با پدر بزرگوارش و نیز اختلاف با برادرش امام حسین علیه السلام خلاف نص صریح قرآن است . قرآن مجید آشکارا اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه و آله را از هرگونه پلیدی و زشتی برکنار دانسته است (۱) .

اختلاف از «خلاف » یا حداقل «اشتباه » ناشی می شود که هر دو از مقوله پلیدی وزشتی می باشند و اهل بیت از هر دو مبرا و پاکند . احادیث و اخبار ائمه در صورتی قابل قبول هستند که تعارضی با قرآن نداشته باشند .

۷ . ادب والای اهل بیت علیهم السلام

سخن گفتن توام با پرخاش و بی ادبی با پدر و امامی که اطاعتش واجب است و نیز جواب علی علیه السلام که «تو مانند دخترکان دوشیزه گریه سر می دهی » ، هیچ کدام با مقام عصمت و پاکی اهل بیت که مورد تایید قرآن مجید است، سازگار نیست . مگر نه این است که علی و حسنین علیهم السلام بزرگترین عالمان زمان خود به قرآن و فقه اسلامی بوده اند؟ آیا امام حسن آیه قرآن را که دستور می دهد «و بالوالدین احسانا فلا تقل لهما اف و لا تنهرهما و قل لهما قولا کریما» (۲) «درباره پدر و مادر نیکی کنید و به آنها حتی اف نگویید و آزار نرسانید و با ایشان با احترام سخن گویید» . را که حتی از اف گفتن به پدر و مادر نهی می فرماید، از یاد برده بود؟ در تاریخ نقل شده که مردم در زمان علی علیه السلام از حسن فقه یاد می گرفتند (۳) .

همین مورد را می توان در مورد اختلاف دو برادر معصوم بر سر صلح مطرح نمود آن جا که حسین بن علی علیهما السلام به برادر می گوید: «تو را قسم می دهم پدرت را تکذیب و معاویه را تایید نکنی » و جواب امام حسن علیه السلام که «به خدا قسم هرچه گفتم با آن مخالفت کردی می خواهم تو را زندانی نمایم » اگر چنین گفت و گویی واقعیت داشته باشد، دیگر چه طهارت و پاکی برای اهل بیت می ماند؟! حسین بن علی علیهما السلام طبق آیه تطهیر اهل بیت امکان ندارد دروغگو باشد پس معنای این نقل تاریخی این است که امام حسن علیه السلام کاری می کرد که تکذیب امام بر حق قبل و تایید ملعونی مانند معاویه را نتیجه می داد! آیا می شود اعضای اهل بیت، همدیگر را تکذیب نمایند؟ آیا می شود اهل بیت، ملعونی مانند معاویه را تایید نمایند؟ اگر می شود، چگونه می توانیم آیه تطهیر اهل بیت را تفسیر نماییم؟

از طرف دیگر، امام حسن علیه السلام نیز طبق آیه تطهیر اهل بیت امکان ندارد دروغگو باشد، وقتی به برادر می گوید: «هرچه گفتم با آن مخالفت کردی » و حرف خود را با «قسم به خدا» مورد تاکید قرار می دهد و نیز می گوید: «می خواهم تو را زندانی کنم » ، نتیجه می گیریم که: ۱ . طبق این نقل، حسین بن علی علیه السلام کارهایی کرده که از طرف امام واجب الاطاعه (امام حسن) مورد بازخواست واقع می شود; ۲ . با اقدامات امام بر حق و خلیفه مسلمین مخالفت نموده است; ۳ . جرم شرعی و قانونی مرتکب گشته که مستوجب به زندان افتادن بوده است .

تکرار می کنیم اگر این جعلیات را که به شوخی شبیه ترند باور نماییم در تفسیر و توضیح آیه تطهیر اهل بیت وا می مانیم و از طرف دیگر قداست و راستی قرآن – نعوذ بالله – زیر سؤال می رود زیرا قرآن به امری گواهی داده (دوری اهل بیت از هرگونه پلیدی و زشتی) که در عمل به واقعیت نمی پیوندد!

اصولا از اهداف جعالان چنین وقایعی:

الف . شکستن قداست و پاکی و عظمت علی علیه السلام و آل او .

ب . از بین بردن اهمیت، عظمت و راستگویی قرآن مجید می باشد .

۸ . دستکاری در خطبه علی علیه السلام

جاعلان خبر اختلاف امام حسن علیه السلام با پدر بزرگوارش، قسمتی از خطبه امام علی علیه السلام را در میان متن خبر، با دست کاری نقل نموده، دروغ و راست را به هم بافته اند تا به اهداف دیگر خود – که ذکر خواهد گشت – برسند . توضیح این که:

در سخنان علی علیه السلام، از جمله «پیامبر خدا در گذشت و …» تا «. . او بهترین داوران است » ، قسمتی از خطبه امام در منطقه ذی قار می باشد که مورد تحریف و دست کاری واقع شده است . اصل سخنان امام چنین است:

«به نام خدا، حمد و ثنای بی پایان بر پروردگار جهان … با غروب آفتاب نبوت، مصیبت بزرگ و کمرشکنی عموم مسلمانان را فرا گرفت که در این میان، مصیبت قوم و خویش و خاندان وی بیش از سایرین بود . پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله، ابوبکر زمام قدرت و امور مردم را به دست گرفت و در دوران حکومتش تا حدودی با مسلمانان، نیکو رفتار نمود و مسلمانان نسبتا از او راضی بودند . بعد از ابوبکر، عمر در کرسی حکومت قرار گرفت و روش ابوبکر را تعقیب نمود . بعد از آن دو، عثمان بر مقام حکومت و خلافت تکیه زد و قدرت و اختیارات مسلمانان را قبضه کرد ولی راه و روشی انتخاب نمود که خشم مسلمانان را برانگیخت تا تصمیم به قتل وی گرفتند و بالاخره او را به قتل رسانیدند [مردم عثمان را بین دو کار مخیر کردند: اول عمل به عدالت و طرد مروان و بنی امیه، دوم استعفا و کناره گیری از خلافت . عثمان هیچ کدام را انجام نداد و با اقداماتی که بر ضد انقلابیون نمود، راه کشته شدن خود را هموار ساخت] آنگاه به سوی من روی آوردید و مرا با اصرار زیاد به قبول این مقام وا داشتید هر چه دست خود را درهم فشردم باز نمودید و هرچه دستم را عقب بردم آن را با زور به سوی خود کشیدید …» (۴) .

۹ . نظر علی علیه السلام در مورد سه خلیفه پیشین

در دست کاری مذکور، از قول امام چنان از خلفای پیشین و بیعت مردم با آنان سخن گفته می شود که گویی امام آن سه را بر حق دانسته مشروعیت و بیعت شرعی مردمی برای ایشان قائل است . نظر واقعی آن امام مظلوم در مورد سه خلیفه قبل در خطبه معروف شقشقیه نهج البلاغه به خوبی منعکس است و طی آن امام به غصب خلافت توسط ایشان آشکارا اشاره می نماید و هیچ مشروعیتی برای خلافتشان قایل نیست: ترجمه خظبه از نهج البلاغه دشتی یا امامی

«سوگند به خدا پسر ابوقحافه (ابوبکر) خلافت را مانند پیراهنی پوشید حال آن که می دانست من برای خلافت مانند قطب وسط آسیا هستم، پس جامه خلافت را رها و پهلو از آن تهی نمودم و در کار خود اندیشه می کردم که آیا بدون دست (کمک) حمله کنم (برای گرفتن حقم) یا بر تاریکی کوری (گمراهی خلق) صبر کنم، دیدم صبر کردن خردمندی است پس صبر کردم درحالتی که چشمانم را خاشاک و غبار و گلویم را استخوان گرفته بود . میراث خود را تاراج رفته می دیدم . تا این که ابوبکر راه خود را به انتها رسانده خلافت را بعد از خود به آغوش ابن خطاب (عمر) انداخت . ابوبکر چند روز از عمرش مانده خلافت را (بعد از خودش) در جای درشت و ناهموار قرار داد در حالتی که عمر، سخن تند و زخم زبان داشت، ملاقات با او رنج آور بود و اشتباه او بسیار و عذرخواهی اش بی شمار بود، پس سوگند به خدا مردم در زمان او گرفتار شده اشتباه کردند و در راه راست قدم ننهاده از حق دوری نمودند پس من هم در این مدت طولانی (۱۰ سال و ۶ ماه) شکیبایی ورزیده با سختی محنت و غم همراه بودم . عمر هم راه خود را پیمود و امر خلافت را در جماعتی قرار داد که مرا هم یکی از آنها گمان نمود . پس بار خدایا از تو یاری می جویم برای شورایی که تشکیل شد و مشورتی که نمودند، چگونه مردم مرا با ابوبکر مساوی دانسته درباره من شک و تردید نمودند تا جایی که امروز با این اشخاص (پنج نفر اهل شورا) هم ردیف شده ام و لیکن در فراز و نشیب از آنها پیروی کردم تا این که سوم قوم (عثمان) برخاست (مقام خلافت را اشغال نمود) در حالتی که هر دو جانب خود را باد کرد و اولاد پدرانش (بنی امیه) با او همدست شدند، مال خدا را می خوردند خوردنی مانند خوردن شتر که گیاه بهاری را می خورد (با ولع و حرص) رفتارش سبب سرعت در قتل او شده پس مردم مانند موی گردن کفتار به دورم ریخته از هر طرف به سوی من هجوم آوردند (تا با من بیعت کنند) در نتیجه ازدحام مردم حسن و حسین زیر دست و پا رفتند و جامه من پاره شد» (۵) .

۱۰ . آیا شیخین حق حکومت داشتند؟

با ذکر این که «مردم با ابوبکر، عمر و عثمان بیعت کردند» ، از زبان کسی که رسیدن به خلافت، حق مسلم وی بود، می خواهند بیعت واقعی مردم با سه خلیفه نخست را اثبات شده نشان دهند، در صورتی که چنین نیست . ابوبکر با کودتای سقیفه روی کار آمد . به گفته شاهدان عینی «مردم را با او بیعت می دادند» . نه این که مردم با او بیعت می کردند . ! فرق این دو بسیار است . عمر با وصیت ابوبکر و عثمان با شورایی که بیشتر به شوخی شباهت داشت، روی کار آمدند (۶) .

حال می پرسیم: کدام مردم؟ کدام انتخاب؟ کدام دمکراسی؟ کدام مشروعیت؟ آیا شیخین از پیامبر اسلام دارای وصیتی برای حکومت بوده اند؟! مورخان اهل سنت می نویسند:

«عباس عموی پیامبر (در بیماری منجر به فوت حضرت) پیش علی علیه السلام آمده پرسید: آیا می دانی که رسول خدا دیگری را غیر از تو (برای خلافت) معین کرده باشد؟ علی گفت: نه به خدا قسم نمی دانم . عباس با ابوبکر و سپس عمر ملاقات نموده از هر یک پرسید آیا رسول خدا تو را به چیزی وصیت کرده و تو را به جای خود تعیین کرده است؟ ابوبکر و عمر جواب دادند نه » (۷) .

۱۱ . علی علیه السلام خلیفه پیامبر بود

با نقل این که علی علیه السلام گفت: «من هیچ کس را سزاوارتر از خود به خلافت نمی دیدم » جعالان می خواستند افضل بودن امام بر حکومت را نظر شخصی امام قلمداد نمایند نه نظر مردم و حقیقتی تاریخی که نص صریح پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به آن بارها تاکید فرموده بود . در این مورد اعترافی بس مهم از شخصی که کینه عجیبی با امام و فرزندان ایشان داشت یعنی عایشه وجود دارد همان عایشه ای که به قول ابن عباس «نمی توانست درباره علی خیری بر زبان آورد» (۸) .

ام سلمه (از همسران پیامبر) از عایشه پرسید: ای عایشه آیا این سخن را در حق علی ابن ابیطالب از زبان مبارک حضرت صلی الله علیه و آله شنیده ای و گواهی می دهی که فرمود: «علی خلیفه من است در حال حیات و بعد از ممات؟» . پس عایشه گفت: «آری چنین است و از رسول خدا صلی الله علیه و آله در حق علی این سخن را شنیدم و بر این گواهی می دهم » (۹) .

۱۲ . اطاعت حسن علیه السلام از پدر

عمل امام حسن علیه السلام در همان منابعی که قصه اختلاف را بازگو نموده اند ناقض و مبطل اختلاف پسر و پدر می باشد . زیرا در همان منابع تاریخی آمده است:

«امام علی علیه السلام فرزندش حسن علیه السلام را همراه مالک اشتر و عماریاسر جهت تشویق و تحریض مردم کوفه برای پیوستن به اردوی علوی جهت جنگ با ظلحه و زبیر فرستادند . در این زمان حاکم کوفه ابوموسی اشعری (آن پیرمرد کم خرد) بود که مردم کوفه را از پیوستن به لشکر علی علیه السلام باز می داشت . حسن بن علی علیه السلام چون در مسجد کوفه او را به چنان حالی دید به او فرمود:

«چرا مردم را از یاری ما واپس می کشانی؟ به خدا ما جز اصلاح، چیزی نمی خواهیم و کسی مانند امیرمؤمنان علی دست به کاری نسنجیده نمی زند» .

و خطاب به مردم کوفه فرمود:

«ای مردم، فراخوان فرمانروای تان را پاسخ گویید و به سوی برادرانتان روان گردید . دعوت ما را پاسخ گویید و برای چاره کردن آن چه ما و شما گرفتار آن گشتیم به یاری ما برخیزید» . آنگاه افزود: همانا امیرمؤمنان می گوید:

«من برای این کار یا ستم کار بیرون آمدم یا ستم دیده . اگر ستم دیده باشم یاری ام کنید و اگر ستم کار باشم داد خود از من بستانید، به خدا سوگند طلحه و زبیر نخستین کسانی بودند که با من بیعت کردند و نخستین کسانی بودند که پیمان خود را شکستند، آیا اندکی از دارایی (بیت المال) را ویژه خود ساختم یا فرمان خدایی را دیگر کردم؟» برخیزید و روان شوید و به کارهای نیک وادارید و از کارهای بد بازدارید» .

چون حسن علیه السلام سماجت ابو موسی را دید بر او بانگ زد که:

«ای بی مادر، از کار ما کناره گیر [از طرف ما از حکومت بر کوفه معزولی] و از تخت سخنوری ما (منبر) به زیر آی » (۱۰) .

مردم فراخوان حسن علیه السلام را قبول کرده و تعداد زیادی – که در منابع از ۹۰۰۰ تا ۱۲۰۰۰ نوشته اند (۱۱) همراه او بیرون آمده به اردوی علوی پیوستند .

عبدالله بن زبیر – که به نوشته منابع، مورد لعن امام علی علیه السلام قرار گرفته بود (۱۲) – در سخنرانی بر مردم بصره علی علیه السلام را قاتل عثمان شناسانیده و گفت که علی لشکر گردآورده تا بر شهر شما تازد و آن را بگیرد . چون خبر این سخنرانی به حسن علیه السلام رسید در میان لشکر برخاسته و خطبه ای بلیغ ایراد فرموده و طی آن گفت:

«… می دانید پدر او زبیر به همه وقت در حق عثمان چه سخن هایی گفته و او را به چه شکل نام می نهاده و طلحه در حیات عثمان، چه نوع تصرف هایی در بیت المال می کرده . عبدالله زبیر را کی حد آن باشد که پدر مرا به چنین کاری متهم دارد؟ حجت بزرگ پدر او زبیر آن است که می گفته من با علی به دست بیعت کرده ام نه به دل [حضرت مجتبی در این جا سفاهت و حماقت زبیر و پسرش را نشان می دهد، زیرا بیعت با دست می شود، دل که دیدنی نیست تا مردم ببینند چه کسی از دل بیعت نموده است!] به بیعت خود اقرار کرده و انکار بعد از اقرار، مسموع نمی باشد، مردم کوفه روی به دفع اهل باطل آورده اند، ما را با انصار عثمان کاری نیست و با ایشان جنگ نداریم . محاربت ما با کسانی است که متابعت کسی می کنند که بر شتر نشسته یعنی عایشه! (۱۳) » .

اگر واقعا حسن بن علی علیه السلام به کارها و اقدامات پدر از جمله جنگ با اهل جمل اعتراض داشت آیا به ماموریت کوفه می رفت؟ ماموریت خود را به نحو احسن انجام می داد؟ در مقابله با سم پاشی پسر ملعون زبیر (۱۴) سخنرانی می فرمود؟

۱۳ . سکوت سایر منابع تاریخی

مطلب مهمی چون اختلاف امام حسن با امام علی علیهما السلام در امر خلافت و جنگ با اصحاب جمل اگر واقعا وجود داشت در منابع معتبری مانند تاریخ یعقوبی، مروج الذهب مسعودی، و الفتوح ابن اعثم منعکس می شد، درحالی که این مطلب در این منابع وجود ندارد، حتما مطلب را چنان سبک و سخیف یافته اند که به نقل نمی ارزید!

۱۴ . بازگویی قصه ها در تاریخ طبری

مطالب مربوط به جنگ جمل در تاریخ طبری و تاریخ کامل (که از طبری نقل نموده) شدیدا مخلوط به نوشته ها و قصه هایی است که سیف بن عمر زندیق از خود ساخته و در تاریخ اسلام وارد نموده است از جمله:

– ذکر کارها و اقدامات مهم قعقاع بن عمر در قبل، حین و بعد از جنگ جمل (۱۵) .

– ذکر اقدامات عبدالله بن سباء و پیروان او که به سباییان معروف شده اند در ممانعت از صلح بین طرفین و شبیخون جهت شعله ور نمودن آتش جنگ (۱۶) .

– ذکر همکاری مالک اشتر با سباییان و جلسات محرمانه آنان شب هنگام و پیشنهاد مالک به دیگران که شبانه علی را به سرنوشت عثمان دچار سازیم! (۱۷) .

– ذکر گفته های علی علیه السلام در بزرگداشت سرداران و سپاهیان کشته شده از اصحاب جمل و این که آنان در بهشتند (۱۸) .

– ذکر رضایت متقابل علی علیه السلام و عایشه نسبت به هم و پشیمانی هر دو از جنگ و دستور امام به ضرب شدید کسانی که به عایشه توهین نموده بودند (۱۹) .

منظور این که نوشته طبری پر از قصه های غیر واقعی است و اختلاف پدر و پسر نیز یکی از این قصه هاست . در مورد قعقاع بن عمر که او را صحابی بزرگی دانسته و شرح حال هایی برایش نوشته اند و نیز عبدالله بن سباء و گروه سباییان و نقش آنان در جنگ جمل و همکاری مالک اشتر با آنان باید گفت طبق تحقیقات ارزشمند علامه عسکری، قعقاع و عبدالله بن سباء وجود خارجی نداشته و از بافته های مغز قصه پرداز سیف بن عمر هستند که همراه تعداد زیادی از صحابه ساختگی وارد تاریخ اسلام نموده است (۲۰) .

گروهی به نام سباییان نیز وجود خارجی نداشته اند و اگر هم احیانا وجود داشتند، در مرتبه ای نمی توانستند باشند که در جریان های مهمی چون جنگ جمل نقش ایفا نمایند معلوم است که همکاری مالک با آنها هم چیزی بیش از قصه نمی تواند باشد .

اگر علی علیه السلام اصحاب جمل و سرداران آنان را اهل بهشت می دانست چرا اصلا با آنان جنگید؟! امام در خطبه شقشقیه با اشاره به شدت ظلم طلحه و زبیر از بردن نام آنان خودداری نموده می فرماید:

<

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.