اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل وحدت حوزه و دانشگاه / گفتگو حمیدرضا طحانزاده
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 47
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل وحدت حوزه و دانشگاه / گفتگو حمیدرضا طحانزاده، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل وحدت حوزه و دانشگاه / گفتگو حمیدرضا طحانزاده شامل 64 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل وحدت حوزه و دانشگاه / گفتگو حمیدرضا طحانزاده:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل وحدت حوزه و دانشگاه / گفتگو حمیدرضا طحانزاده را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل وحدت حوزه و دانشگاه / گفتگو حمیدرضا طحانزاده توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل وحدت حوزه و دانشگاه / گفتگو حمیدرضا طحانزاده :
آقای دکتر مصلحی با بیش از بیست وپنج سال سابقه تدریس یکی از چهره های شناخته شده علمی کشور است وی دارای تحصیلات حوزه أی تا سطح خارج و فارغ التحصیل رشته حقوق خصوصی با درجه دکترا از کشور فرانسه است. ایشان چندیست که به ریاست دانشکده معارف اسلامی و حقوق دانشگاه امام صادق علیه السلام برگزیده شده اند. به منظور آشنایی بیشتر دانشجویان با دکتر مصلحی گفتگوی صمیمانه ای را با ایشان ترتیب داده ایم که در ادامه می خوانید.
اندیشه صادق : آقای دکتر سپاس گذاریم از اینکه دعوت مارا برای این گفتگو پذیرفتید و این فرصت را در اختیار ماقرار دادید در آغاز خواهشمندیم درباره سوابق علمی وتحصیلی خود قدری صحبت کنید تا با شما بیشتر آشنا شویم.
بسم الله الرحمن الرحیم. من هم از ملاقات شما در این جلسه خوشحالم و از این که انگیزه ای برای مصاحبه با بنده داشته اید تشکر می کنم .
من، در سال ۱۳۲۰ در شهر قم متولد شدم . تحصیلات متوسطه و حوزوی خود را ( تا سطح خارج ) در این شهر به پایان رساندم و سپس برای تحصیل در دانشکده حقوق به تهران آمدم . بعد از آن ، برای ادامه تحصیل به خارج از کشور رفتم تا اینکه موفق به اخذ درجه دکترای دولتی در رشته حقوق خصوصی شدم و از سال ۱۳۵۳ تا کنون نیز در دانشگاهها تدریس می کنم .
با توجه به حضور و تحصیل شما در حوزه و دانشگاه و آشنایی با متون درسی و نحوه ارائه آنها در این دو مرکز ، نظام آموزشی هر یک را چگونه ارزیابی می کنید ؟
پاسخ این سؤال که نظام آموزشی حوزه و نظام آموزشی دانشگاه به چه صورتیست تا حدی می تواند مشکل باشد . زمانی که من در حوزه بودم و در آن نظام آموزشی تحمیلی بر طلبه نمی شد که چه کارهایی را باید انجام دهد . نظامی کاملا” اختیاری بود و هر طلبهأی با توجه به استعداد ، قابلیت و وقتی که داشت، درسها ، استادان و روزهای درسیاش را انتخاب می کرد حتی می توانست پنجشنبه و جمعه هم در این نظام به علم آموزی بپردازد . از این رو ممکن بود طلبهأی درس سطح را در مدت سه یا چهار سال به پایان برساند و طلبهأی دیگر مدت بیشتری را صرف آن کند . حال آن که نظام آموزشی دانشگاه این گونه نیست و برنامه خاصی دارد مثلا” دانشجویی که تازه وارد دانشگاه می شود در سال اول باید دروس تعیین شدهای را بخواند و در سالهای بعد به ترتیب درسهای دیگر را و اصطلاحاتی از قبیل ” درس پیش نیاز ” به کار برده می شود ولی در حوزه تشخیص این پیش نیازها بر عهده خود طلبه است . برای مثال هر گاه توانایی خواندن مکاسب را در خودش احساس کند خواندن آن را آغاز می کند. این شیوه را می توان شیوه خوبی دانست و در عین حال می تواند انتقاداتی هم بر آن وارد شود. اما از دیدگاه من روش بسیار خوبی بود زیرا هر شخصی می توانست بنابر شایستگیها و شرایط خودش ، درسهایش را انتخاب کند و با توجه به این که یک درس را اساتید مختلفی تدریس می کردند ، می توانست استاد را برگزیند. در حالی که در دانشگاه اختیار انتخاب درس و استاد، به آن صورت وجود ندارد . در دانشگاه بر خلاف حوزه که تشخیص شایستگی با خود شخص است ، ملاک و ضابطه، نمرات بدست آمده از امتحانات است و مهم تر این که، در حوزه موضوع تهذیب نفس و اخلاق بسیار اهمیت داشته و در صدر برنامهها قرار دارد که این خود تأثیر بسزایی در درس ، مطالعه ، اخلاق و رفتار شخص به جا می گذارد . البته باید اضافه کنم ، زمانی که من در حوزه تحصیل می کردم، روال به این ترتیب بود و امکان دارد تغییراتی در نظام آموزشی حوزه به وجود آمده باشد که بنده از آن بیاطلاع باشم .
به نظر شما آیا برنامه درسی و نظام علمی حوزه و دانشگاه توانسته جوابگوی مسائل فعلی اجتماع باشد و از عهده رسالت بزرگی که بر عهده دارد به خوبی برآید ؟
من نمی دانم منظور شما از رسالت بزرگ حوزه چیست ؟ آیا غیر از این است که حوزه می خواهد افراد را از نظر مذهبی و معنوی تربیت کند ؟ به نظر من هیچ گاه رسالت حوزه این نبوده که در تمام زمینهها متخصص تربیت کند بلکه وظیفه اش این است متخصصی را که در دانشگاه تحصیل کرده ، مثل پزشک یا مهندس را از لحاظ تعهد و تهذیب اخلاق پرورش دهد .
به نظر شما آیا حوزه در زمینه پاسخگویی به مسائل مستحدثه اجتماعی که ما در جامعه با آنها روبرو هستیم ، وظیفه و رسالتی ندارد ؟
بله ، بخشی از رسالت و وظیفه حوزه در این زمینه است که به نظر من از نظر آموزش، در رسالت خود موفق بوده است زیرا درسهایی که در حال حاضر در حوزه ارائه و تدریس میشوند ، خوب و کافی هست چون کسانی که این درسها را می خوانند آن قدر تبحر فکری پیدا می کنند که بتوانند به خوبی جواب مسائل مختلف و حتی جدید را بدهند . در مورد دانشگاه باید بگوییم که هدف اصلی دانشگاه تربیت افراد متخصص در رشته های مختلف است . در حالی که به نظر من ، ما باید چیز دیگری به آن اضافه کنیم تا دانشگاه رسالت خود را در جامعه به نحو کامل تری به انجام برساند . وظیفه دانشگاه تربیت متخصص است ولی ما می گوییم، از دانشگاهی که در جامعه اسلامی قرار دارد توقع داریم که متخصصین خود را در حد این جامعه و متناسب با آن ، پرورش اخلاقی هم بدهد و تربیت کند . لذا این وظیفه هم به وظایف دانشگاه افزوده شده است . در مجموع به نظر من دانشگاهها ، در حد توان خود سعی می کنند وظایفشان را انجام دهند .
با توجه به اهمیت امر پژوهش و تحقیق ، جایگاه آن در حوزه و دانشگاه به چه صورت است ؟
پژوهش یکی از فعالیت های اصلی در حوزه است، درس می خوانند برای این که پژوهش کنند و در واقع، پژوهش مقدمه اجتهاد است، اما این که برای گرفتن درجه اجتهاد شخص ملزم به نوشتن چند رساله یا کتاب تألیفی باشد ، چنین وضعی وجود ندارد . البته در حوزه هر کس درسهای استاد را به عنوان تقریرات می نویسد و نوشته های فراوان دارد . ولی همان طوری که گفتم در حوزه معیار قضاوت ، خود شخص است . لذا شخص می سنجد که آیا قابلیت اجتهاد و استنباط از آیات و روایات در او وجود دارد یا نه ؟ اگر توانایی استنباط و اجتهاد را در خودش یافت ، خود را مجتهد فرض میکند . البته مراجع دیگر هم از وی سؤالاتی میکنند و اگر تشخیص دادند که واقعا” آدم مجتهدی است، آن وقت برگی به وی داده میشود تا بتواند اجتهاد کند . اما این که مانند دانشگاهها باید پایان نامه بنویسند ، این طور نیست و لزومی هم ندارد . در حوزه ها بحث و مباحثه خیلی زیاد است و محافل و مجالسی هست که علما در آن بحث می کنند و در این مباحثه ها معلوم می شود که یک طلبه تا چه اندازه از علم و فضل بر خوردار است.
در دانشگاهها نیز یک معاونت پژوهشی وجود دارد. در دانشکده ما هم معاونت پژوهشی داریم که امور پژوهشی را انجام می دهد و همچنین دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد و دکتری باید یک پایان نامه در پایان تحصیلات ، به دانشگاه محل تحصیل خود ارائه کنند و در طول دوران تحصیل هم پژوهشهایی باید انجام دهند.
آیا پژوهشهایی که در دانشگاه به عنوان تکلیف انجام می شود مفید است و جدی گرفته میشود ؟
پاسخ این سؤال بستگی به این دارد که شما مفید بودن را به چه معنایی بگیرید . اگر مفید بودن را در این بدانید که بلافاصله تحقیق بتواند در جامعه مورد استفاده قرار گیرد، مسلما” هیچ کدام از پایان نامه ها این گونه نیستند اما می توانیم مفید بودن را این گونه معنا کنیم که دانشجو با نوشتن یک رساله ، می تواند کارایی فکری پیدا کند که با استفاده از آن در زمینههای مختلف ، نظر و عقیدهاش را بیان کند. از این زاویه اگر بنگریم ، همه پایان نامهها کارآیی دارند زیرا انگیزهای ایجاد می کند که با استفاده از آن دانشجو میتواند مشکلاتی را که در جامعه وجود دارد تا حدودی برای خود حل کند یا راه حلهایی ارائه دهد . پس هرچند پایان نامهاش مستقیماً راه حل ارائه نمی دهد ولی این انگیزه را در دانشجو ایجاد کرده است . بنابراین در ارزیابی پایاننامهها و تحقیقات ، این مسأله را نباید از نظر دور داشت .
اگر بخواهیم یک مقایسه اجمالی بین حوزه و دانشگاه انجام دهیم، ویژگیهای مثبت هر کدام که بتواند برای دیگری قابل اقتباس باشد و همچنین مشکلات و نارسایی های هر یک از این دو مرکز علمی چیست ؟
از نظر آموزشی باید بگویم که در حوزه یک طلبه پیش از آن که در کلاس درس حاضر شود ، آن درس را پیش مطالعه میکند ، بنابراین وقتی که سر کلاس درس میرود با توجه به پیش مطالعه أی که داشته است با دقت زیاد به درس استادش گوش میدهد و اشکال و ایرادی اگر داشته باشد رفع اشکال میکند و همچنین بعد از درس هم بلا فاصله یک مباحثه روی آن درس انجام میدهد، سپس هم آن درس را مطالعه می کند ، فردای آن روز دوباره یک مباحثه درباره همان درس انجام می دهد . بنابراین چهار مرتبه درس مطالعه شده و آن درس کاملاً در ذهنش باقی خواهد ماند . به نظر من این روش بسیار مفید است و من همیشه در کلاسهایم به دانشجویان توصیه میکنم که از این روش پیروی کنند؛ حال اینکه در دانشگاهها معمولاً شخص درسها را شب امتحان یا دو روز قبل از آن مطالعه می کند .
در کلاس هم دانشجویان معمولا” مانند یک طلبه دقت نمیکنند . البته نمیخواهم بگویم همه طلبهها این گونه هستند بلکه روش اینگونه است ، حال ممکن است یک طلبه از این روش پیروی کند و یا روش دیگری در پیش بگیرد . کما این که روش در دانشگاهها این گونه است .
تقریرات یعنی نوشتن درس استاد که در حوزه خیلی معمول است ، یعنی می توانم بگویم ۹۵ درصد از طلبه ها این گونه عمل میکنند ولی در دانشگاهها تعداد کمی از دانشجویان روش تقریرات را انجام میدهند و پیش مطالعه میکنند . این روش اگر در دانشگاه به کار گرفته شود ، بسیار مفید می باشد .
از طرف دیگر در دانشگاه یک نوع نظم و ترتیبی از نظر درسها و کلاسها و نمره گذاری ها و ارزشیابی ها و … وجود دارد، ولی در حوزه آن زمانی که من در حوزه تحصیل می کردم ارزشیابیها شخصی بود یعنی این که خود شخص ارزیابی می کرد که آیا می توا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
