خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل علی شریعتی و تجدید حیات اسلامی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل علی شریعتی و تجدید حیات اسلامی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فعالیتهای سیاسی دکتر علی شریعتی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فعالیتهای سیاسی دکتر علی شریعتی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
11ساعت
57دقیقه
18ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تدوین حدیث(۷):منع تدوین حدیث؛ پی آمدها و بازتابها

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 79

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل تدوین حدیث(۷):منع تدوین حدیث؛ پی آمدها و بازتابها شامل 112 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل تدوین حدیث(۷):منع تدوین حدیث؛ پی آمدها و بازتابها در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل تدوین حدیث(۷):منع تدوین حدیث؛ پی آمدها و بازتابها با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل تدوین حدیث(۷):منع تدوین حدیث؛ پی آمدها و بازتابها نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل تدوین حدیث(۷):منع تدوین حدیث؛ پی آمدها و بازتابها هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل تدوین حدیث(۷):منع تدوین حدیث؛ پی آمدها و بازتابها اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!

تا بدین جا از یک سوی با آغاز و چگونگی منع کتابت و تدوین حدیث آشنا شدیم و از سوی دیگر با توجیه های توجیه گران این سیاست و نقد آن توجیه ها و دیدگاهها، و سرانجام با آنچه که به دیده ما زمینه ها و انگیزه های منع تدوین و کتابت را به وجود آورده بود و رازها و رمز های آن را می توان در آن علت و یا علّتها جستجو کرد. به هر حال، منع کتابت و تدوین و نشر حدیث در تاریخ اسلام، واقعیّت است؛ واقعیتی تلخ و زیانبار، با پی آمدها و بازتابهایی ناهنجار.
ما پیشتر آوردیم و بر آن تأکید کردیم که منع کتابت و نشر حدیث، جریانی بود حکومتی و از این روی، از یک سوی فراگیر نشد و از سوی دیگر، کسانی با این سیاست مخالفت ورزیدند و منع کتابت و نشر را بر نتابیدند و بر گسترش و نشر حدیث پای فشردند. با این همه، از آن روی که جریان منع کتابت جریانی حاکم بود و حکومت بر آن اصرار می ورزید، مآلا آنچه کتابت می شد، به درستی نشر نمی یافت و آنچه نشر می شد، چندان در زوایای جامعه دامن نمی گسترد.
اکنون بر سر آنیم که درباره پی آمدها و بازتابهای آنچه یاد شد سخن بگوییم و چند و چون نتایج آن را بکاویم. آنچه را اکنون بر می شماریم و مستنداتی را که برای روشن شدن آنها می آوریم، اندکی است از بسیار؛ و امّا همین ها نیز نشان دهنده آن است که این حرکت فرهنگ سوز، چه تباهی ها و ناهنجاری ها به بار آورده است.

۱) تباه شدن بسیاری احادیث:
اوّلین و طبیعی ترین پی آمد منع کتابت و تدوین حدیث و جلوگیری از نشر آن، تباه شدن انبوهی از احادیث پیامبر و از میان رفتن جلوه های سنّت آن بزرگوار و مآلا بی بهره شدن امت اسلامی از بخش عظیمی از سنّت رسول اللّه(ص) است.
پیشتر آوردیم که ابوبکر، ۵۰۰ حدیث از رسول اللّه(ص) نگاشته بود۱ که چون مردم را به تباه ساختن نگاشته ها فراخواند، آن همه را طعمه آتش ساخت. حافظان و محدّثان می گویند که در مجموعه های حدیثی، از ابوبکر، ۱۴۲ حدیث در اختیار هست۲؛ بدین سان، ۳۵۸ حدیث از آنچه از رسول اللّه(ص) نگاشته بوده تباه شده است.
سیوطی می نویسد:
اندکی احادیث منقول از ابوبکر با اینکه ملازم پیامبر(ص) بود و از آغازین کسانی بود که اسلام آوردند به لحاظ این است که او قبل از نشر حدیث و رویکرد مردمان به نقل و نشر حدیث، درگذشت.۳
این سخن را کسان دیگر نیز گفته اند۴ که همه نشانگر آن است که ابوبکر، احادیث بسیاری بر سینه داشته و چون زمینه نشر آنها نبوده است، نشر نیافته و ثبت نشده اند.
علی(ع) همبر رسول اللّه(ص) است و همگام بی بدیل آن بزرگوار. ام سلمه، همسر بزرگوار پیامبر(ص) گفت:
پیامبر(ص) پوستی خواست و علی(ع) به نزد رسول اللّه(ص) برد؛ پیامبر املا می کرد و علی(ع) می نوشت تا پشت و روی و گوشه های آن یکسر نوشته شد.۵
رسول اللّه(ص) فرمود:
هر آنچه آموختم به علی آموزاندم. علی دروازه دانش من است.۶
اکنون بنگریم که آن بزرگوار، چه تعداد سخن از پیامبر گزارش کرده است، و یا (به تعبیر استوارتر) چه مقدار از نقلهای این مرکز اصلی دانش رسول اللّه(ص) و حقایق الهی، در منابع عامه گزارش شده است. ابن حزم می گوید:
علی(ع) را ۵۳۶ حدیث است.۷
شگفتا که ابوهریره دو سال با پیامبر بوده است و از او ۵۳۷۴ روایت گزارش کرده اند و از علی(ع) که تمامت مدت رسالت را همراه و همگام رسول اللّه(ص) بوده است، ۵۳۶ حدیث! محمد ابوزهره، نویسنده بلند آوازه مصری، به این نکته تنبّه داده و گفته است:
شایسته است اعتراف کنیم که آنچه از فقه، فتاوا و داوریهای علی(ع) در منابع اهل سنّت گزارش شده است، نه با مدت خلافت مولا سازگار است و نه با روزگاری که علی(ع) یکسر به تعلیم و افتا می پرداخت؛ تمامت زندگی او فقه بود و فتوا و تعلیم و بیشتر از تمام صحابیان همگام و همراه رسول اللّه(ص) بود، از قبل بعثت تا رحلت پیامبر؛ بدین سان باید منابع اهل سنّت، چندین برابر آنچه اکنون از احادیث وی گزارش کرده اند، می آوردند.۸
پی گیری این حقیقت، بس دردناک و تأسف آفرین است. از حضرت زهرا(س) روایتی نیست یا بسی اندک است؛ چون بسیار اندک پس از پیامبر(ص) زنده بوده است؛ و از حسن بن علی(ع)، سیزده روایت رسیده است و از اباعبداللّه الحسین،هشت روایت؛۹ و این در حالی است که ابوالعباس احمد بن محمد بن سعید (ابن عقده) می گوید:
من از اهل بیت، ۳۰۰ هزار حدیث در حفظ دارم.۱۰
ابی بن کعب، ازچهره های برجسته صحابیان است. رسول اللّه(ص) دانش او را ستوده و فرموده است: «دانش گوارایت باد!»۱۱ و عمر به اینکه «خداوند نزد ابی، دانش سرشار نهاده»۱۲ گواهی داده است؛ افزون بر این، ابی از برترین قاریان قرآن و کاتبان وحی و ملازمان رسول اللّه(ص) است. با این همه، ابن حزم می گوید از ابی،۱۶۴ حدیث به ما رسیده است.۱۳
و سلمان که رسول اللّه(ص) درباره اش می فرمود:
«دانش پیشینیان و پسینیان را یکجا دارد.»۴۱
و همو می فرمود:
«دانشش دریای موج خیز خشک ناشدنی است.»۱۵
و عایشه می گفت:
«سلمان را با رسول اللّه(ص) نشستهایی بود که شبها تا پگاه به درازا می کشید و او تنها در محضر پیامبر بود.»۱۶
اکنون بنگرید که ابن حزم می گوید: از سلمان فقط شش حدیث به ما رسیده است،۱۷و از ابوذر این حق گوی حق مدار که هرگز منع تدوین و نشر را برنتابید ۲۸۱حدیث و… بر این باید افزود کسان بسیاری از صحابیان را که حتی یک حدیث از آنان در مجموعه های حدیثی وجود ندارد، از جمله: زیاد بن حنظله تمیمی که آورده اند در تمام مشاهد همراه رسول اللّه(ص) بوده و در تمام نبردها حضور داشته است؛۱۸ ثمامه بن عدی که از مهاجران آغازین است و در بدر حضور داشته۱۹ و یک روایت هم ندارد؛ و….
به هر حال، منع کتابت و نشر حدیث، جریان حاکم آن روزگاران بود. از این روی، طبیعی است که کسانی از سر ترس و کسانی دیگر از سر طمع و وابستگی های حکومتی و… از نگاشتن حدیث تن زنند و مآلا بخش عظیمی از سنّت رسول اللّه(ص) از میان برود. پیشتر آوردیم که عمر، کسانی از محدّثان کوفه (از جمله «قرظه بن کعب») را به مدینه فراخواند و آنان را از اینکه حدیث نقل کنند، منع کرد. قرظه بن کعب می گوید:
پس از آن، هیچ حدیثی از پیامبر نقل نکردم.۲۰
و در نقلی دیگر آورده اند که گفت:
گاه می شد با کسانی می نشستم که حدیث می گفتند و من حافظ ترین آنها بودم؛ چون سفارش عمر را یادآوری می کردم، همه از نقل حدیث باز می ایستادند.۲۱
یحیی بن سعید می گوید:
مردمانی دیدم که از نگاشتن حدیث تن می زدند. اگر حدیث را می نوشتیم، اکنون از دانش سعید بن مسیّب و روایت او فراوان در اختیار داشتیم.۲۲
عروه بن زبیر می گوید:
فراوان حدیث نوشتم و آنگاه تباه کردم. دوست می داشتم دارایی و فرزندانم را فدا می کردم و احادیث را تباه نمی ساختم.۲۳
هشام بن عروه می گوید:
پدرم در «یوم الحرّه»۲۴ کتابهای فقهی خود را آتش زد. پس از آن، هماره می گفت: بودن آن نگاشته برایم دوست داشتنی تر بود تا بودن فرزندان و اموالم.۲۵
یزید بن هارون می گوید:
از دانش یحیی بن سعید، سه هزار حدیث حفظ کردم و چون مریض شدم، نصف آن را فراموش کردم.۲۶
آورده اند که شعبی گفته است:
تا به امروز هیچ خطی بر سفیدی کاغذ ننوشتم. هر حدیثی که نقل کردم، آن را حفظ کرده ام؛ امّا آن قدر از دانش و حدیث فراموش کرده ام که هر کس بدانها دست می یافت، دانشمند می گشت.۲۷
عبیده بن عمرو سلمانی (مردی از فقیهان کوفه که نگاشته های بسیاری داشت) در هنگام مرگ، همه را تباه ساخت و گفت:
می ترسم کسانی بدانها دست یابند و از آنها وارونه بهره گیرند.۲۸
شعبه بن حجّاج از منصور بن معتمر نقل می کند که می گفت:
دوست می داشتم که می نوشتم، و چنین و چنان می داشتم. به مقدار دانشی که اکنون دارم، حدیث از دست داده ام.۲۹
سهل بن حصین بن مسلم باهلی می گوید:
به عبداللّه بن حسن بصری سفارش کردم که کتابهای پدرت را برایم بفرست؛ به من نوشت:
چون نگاشته های پدرم سنگین شد [فراوان گشت]، گفت یکجا جمع کنید؛ چنان کردم؛ امّا نمی دانستم چه می کند. خادمش را خواست و گفت تنور را برافروزد. آنگاه همه را سوزاند، جز یک «صحیفه» را.
پیشتر (در مقاله ششم) آوردیم که ابن مسعود صحیفه ای را که «احادیث حسان» داشت تباه ساخت، و….
آنچه آوردیم، اندکی است از نشانه ها و قراینی که می تواند روشنگر تباه شدن بخش عظیمی از معارف دینی و آموزه های نبوی باشد. بدین سان، سخن دکتر اکرم ضیاء عمری استوار است که:
بی گمان به واسطه کسان بسیاری از صحابیان حدیثی از پیامبر به ما نرسیده است.۳۰
ابن رشد نوشته است:
اگر عالمان،دانش را با نگاشتن به بند نکشیده بودند و تدوین و ضبط نکرده بودند و سره را از ناسره جدا نکرده بودند، دانش از میان می رفت و اثر دین نابود می شد.۳۱
که باید گفت روزگاری نکردند؛ پس دانش بسیار از میان رفت و آثاری از دین نابود شد.
و کلام رشید رضا دقیق است که:
از آنجا که عالمان صحابی شنیده های خود را از رسول اللّه(ص) نمی نگاشتند، ما قطع داریم که بهره ای عظیم از سنّت را از دست داده ایم.۳۲
امّا پایان کلام وی، شگفت انگیز است که گفته است:
امّا آنچه نگاشته نشد و تباه شد، نه تفسیر قرآن بوده است و نه امور دین.
شگفتا! آقای محمد رشید رضا این سخن را از کجا می گوید؟! به چه دلیلی آنچه تباه شده از دین نبوده و یکسر قرآن نبوده است؟
ابن صلاح گفته است:
اگر حدیث در کتابها تدوین نمی شد، در سده های واپسین تباه می شد و از میان می رفت.۳۳
باید به ابن صلاح گفت که متأسفانه تا زمانی که تدوین شایع شد و همه گیر گشت، بسیاری از حقایق تباه گردید و به سبب عدم ثبت و ضبط احادیث چنانکه آوردیم آموزه های بسیاری نابود شد.۳۴ آنچه تا بدین جا آوردیم، در نشان دادن این حقیقت که «عدم کتابت» و «جلوگیری از نشر حدیث» زمینه تباه شدن بخش عظیمی از سنّت را فراهم آورد، بسنده است. گو اینکه قراین و دلایل این حقیقت، بسی فزونتر از آن چیزی است که در این مجال گزارش کردیم.

۲. گسترش وضع و جعل در احادیث:
جعل حدیث و وضع روایت، بی گمان ریشه در زمان پیامبر(ص) دارد.۳۵ دروغ سازی و نسبت دادن احادیث مجعول به پیامبر، در زمان حیات آن بزرگوار به جایی رسید که در میان مردم به پا خاست و فرمود:
ایّها الناس! قد کثرت علیّ الکذابه، فمن کذب علیّ متعمدا فلیتبوأ مقعده من النار؛
هان مردم! دروغ بستن به من فراوان گشته است؛ آنکه از سر عمد بر من دروغ ببندد، نشیمنگاهش آکنده از آتش باد.
این روایت را محدّثان فریقین نقل کرده اند،۳۶ و برخی از عالمان بر تواتر آن تصریح کرده اند.
شهید ثانی رضوان اللّه علیه نوشته است:
ممکن است ادعا شود که حدیث «من کذب علیّ متعمدا…» متواتر است؛ چه آنکه کسان بسیاری از صحابه آن را گزارش کرده اند؛ گفته می شود راویان آن، ۶۲ تن از صحابه بوده اند.۳۷
عالم جلیل، میرزا حبیب اللّه خویی نوشته اند:
این حدیث نبوی را بسیاری گزارش کرده اند و آن را متواتر دانسته اند و بر وجود روایات مجعول و دروغ در مقابل کسانی که آن را انکار کرده و یا مستبعد دانسته اند استدلال کرده اند.۳۸
چون به هر حال این روایت، یا درست است که نشانگر این است که کسانی دروغ می بافته اند و پیامبر بر این جریان هشدار داده است و یا دروغ است که خود آن نشانگر وجود دروغ خواهد بود.
جمال الدین قاسمی نیز نوشته است:
حدیث«من کذب…» در نهایت استواری و صحت است؛ بدان سان که برخی آن را متواتر دانسته اند.۳۹
رجالی و فقیه بزرگ شیعی، علامه مامقانی(ره)، پس از بحثی سودمند درباره متواتر و اقسام آن، به مناسبت ارائه نمونه متواتر لفظی، نوشته است:
ادّعای تواتر حدیث «من کذب…» ممکن است؛ چرا که ۶۲ تن از صحابیان آن را گزارش کرده اند و هماره ناقلان و گزارشگران آن فزونی داشته است.۴۰
ابن صلاح در ضمن بحث از تواتر و ارائه نمونه برای آن، نوشته است:
حدیث «من کذب…» را نمونه این [نمونه حدیث متواتر] می دانم؛چرا که بسیاری از صحابیان آن را گزارش کرده اند و برخی گفته اند که آن را ۶۲ نفر صحابی نقل کرده اند.
این روایت که محدّثان با چنین صراحت و تأکیدی به تواتر آن تصریح کرده اند، نشانگر آن است که جعل حدیث، ریشه در آن روزگار دارد و کسانی در همان روزگاران، به وضع و جعل، دست می یازیدند.
احمد امین در این باره کلامی استوار دارد. او می گوید:
منع تدوین باعث شد که کسانی میدان جعل و وضع و نسبت دادن به رسول اللّه(ص) را برای خود باز ببینند. روشن است که «وضع» به روزگار رسول اللّه(ص) شکل گرفت، و حدیث «من کذب…» گواه آن تواند بود.۴۱
امّا پس از رسول اللّه(ص)، وضع، دامن گشود و منع تدوین و پس از روزگاری اجازه نقل، تدوین و نشر آن دامنه جعل را گستراند. علی(ع) در خطبه یاد شده فرموده اند:
پس از پیامبر نیز بر پیامبر دروغ بستند.۴۲
و ابن عباس می گوید:
آنگاه که بر رسول اللّه(ص) دروغ نمی بستند، از وی حدیث نقل می کردیم؛ امّا چون مردمان بر سرکشان و راهواران سوار شدند [یعنی در گستره زمین پخش شدند و این سوی و آن سوی شدند]، حدیث گفتن از پیامبر را وانهادیم.۴۳
بدین سان سوگمندانه دامنه جعل و وضع بگسترد و در بستر تاریخ، حدیث سازی و دروغ پردازی، جریان نیرومندی گشت که با شکلهای مختلف، نقش تأسف باری در آثار و مآثر فرهنگ اسلامی وانهاد و مهمترین عامل این جریان، بی گمان، منع تدوین و نشر حدیث بود. وقتی احادیث نوشته نشد و سپس پس از سالها اجازه نقل و نگارش یافت، بسیاری با انگیزه های گونه گون۴۴ و با استناد به حافظه، به جعل و وضع پرداختند. فقیه معاصر مصر، شیخ محمد علی سایس، در این زمینه نوشته است:
از اینکه حدیث تدوین و نشر نیافت و صحابیان در نقل بر حافظه اعتماد کردند، و از سوی دیگر،شمارش و گزارش دقیق آنچه را پیامبر(ص) در مدت ۲۳سال گفته بود، به لحاظ عدم تدوین، سخت بود و بازشناسی سره از ناسره بس دشوار، دشمنان اسلام که برای گمراهی آفرینی و آلوده سازی معارف دینی، چاره می اندیشیدند و از دستیابی به کتاب اللّه مأیوس بودند، از این زمینه استفاده کردند و به آلوده سازی سنّت دست یازیدند و بدین سان، گروه هایی و کسانی را واداشتند تا در «تشبیه»، «تعطیل»، «تحریم حلال» و «تحلیل حرام»، حدیث بسازند و بپراکنند. سپس «وضع» و «جعل» دامن گشود و به گونه ای هراس آفرین فراوان گشت و درهم شکسته شدن وحدت امت اسلامی و به وجود آمدن فرقه های گونه گون نیز بدان دامن زد.۴۵
کلام سایس، سخنی است استوار. معاندان و فرهنگ ستیزانی که به شکستن شکوه آیین اسلام کمر بسته بودند و از دست یازی به قرآن مأیوس بودند و از اینکه در آیات الهی دست ببرند دست را کوتاه می دیدند، به سراغ سنّت آمدند و کسانی را با عناوین محدّث، شیخ حدیث و صحابی برساختند و آنان با تکیه بر حافظه و به بهانه اینکه ننوشته اند، امّا این آموزه ها را در سینه نگه داشته اند، چه بسیار سخن ساختند و پراکندند و بدین سان دامنه وضع و جعل را گستردند.
کلام علاّمه سید عبدالحسین شرف الدین آن به حق شرف دین و آبروی مسلمین را بیاوریم. آن بزرگوار پس از آنکه اقدام خلفا را در منع تدوین و نشر حدیث، اجتهادی می داند تباهی آفرین در برابر «نصّ رسول اللّه(ص) بر کتابت و نشر حدیث»، می نویسد:
پی آمد فساد آفرین عدم تدوین که هرگز جبران نخواهد شد مخفی نیست. ای کاش ابوبکر و عمر، با علی(ع) و دیگر کسان که خدای را در پگاه و شامگاه می خواندند همراهی می کردند و به تدوین سنن و آثار نبوی همت می گماشتند، و آن را در مجموعه ای گرد می آوردند و آن را برای تابعین و… پس از خود به ارث می نهادند، چونان «قرآن حکیم» و «فرقان عظیم»…. اگر چنین می کردند، امت اسلامی و سنّت نبوی از رسوایی آفرینی های دروغ پردازان در امان می ماندند؛ چرا که اگر سنّت در کتابی تدوین می یافت و امت آن را پاک و پیراسته حراست می کردند، درهای وضع و جعل بر روی دروغ پردازان بسته می شد. چون چنین شد، دروغ بستن بر رسول اللّه(ص) فراوان گشت و دستهای آلوده سیاست بازان، حدیث بازی کردند و تباهی آفرینان، سنّت را تباه ساختند، بویژه به روزگار حاکمیت معاویه و گروه تجاوزگر، که هرج و مرج آفرینی دجّالان بر جامعه اسلامی چیره شد و بازار باطل سرایان و یاوه گویان گرفت.
بی گمان ابوبکر و عمر می توانستند امت را از این تباهی و شر، با تدوین سنّت بدان گونه که گفتیم، در امان دارند و قطعا شایستگی این شیوه را می دانستند، و شاید آنان به لزوم تدوین از ما آگاه تر بودند؛ لکن آنچه ساخته و پرداخته بودند و بدان دل بسته بودند، با سخنان صریح پیامبر در لزوم تدوین سنّت همسوی نبود… و انا اللّه وانا الیه راجعون!۴۶
کلام شرف الدین که از سر سوز و دردگذاری به قلم آمده است، بسی گویاست و آن بزرگوار که در فهم اسلام و تاریخ اسلام و چگونگی شکل گیری جریانها و زمینه های آنها و پی آمدهای تصمیمهای خلفا و… آشناترین چهره برجسته روزگارش بود، این سخن را که در گزارش، آن را اندکی به اختصار آوردیم با توجه به نقش «عدم تدوین» در «جعل» و «وضع» و پی آمدهای آن رقم زده است و با توجه به اشراف عظیم آن بزرگوار بر تاریخ اسلام می توان آن راحجّتی استوار دانست.
عالم هوشمند مصری، محمود ابوریّه نوشته است:
از جمله آثار تأخیر تدوین تا سالهای آغازین قرن دوم، گسترش باب «وضع» و شکل گرفتن جریان «جعل» و گسترش دروغ بود، تا بدانجا که هزاران هزار روایت برساختند و بگستردند و سپس اینها به آثار و نگاشته های مؤلفان وارد شد و در خاوران و باختران جامعه اسلامی به عنوان حدیث نشر یافت.۴۷
نمونه های این دامن گستری حدیث در نقل (پس از منع تدو