با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل اشکالاتی بر مبانی تمدن اسلامی (۱) آیا سنت اجتماعی اسلام ضمانت بقاء و اجرا دارد؟، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اشکالاتی بر مبانی تمدن اسلامی (۱) آیا سنت اجتماعی اسلام ضمانت بقاء و اجرا دارد؟
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 71
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت کامل اشکالاتی بر مبانی تمدن اسلامی (۱) آیا سنت اجتماعی اسلام ضمانت بقاء و اجرا دارد؟؛ انتخابی هوشمند برای ارائههای حرفهای
چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟
- چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل اشکالاتی بر مبانی تمدن اسلامی (۱) آیا سنت اجتماعی اسلام ضمانت بقاء و اجرا دارد؟ با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را بهخوبی درگیر محتوا میکند.
- صرفهجویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اشکالاتی بر مبانی تمدن اسلامی (۱) آیا سنت اجتماعی اسلام ضمانت بقاء و اجرا دارد؟ آمادهی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچگونه ویرایش.
- نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل اشکالاتی بر مبانی تمدن اسلامی (۱) آیا سنت اجتماعی اسلام ضمانت بقاء و اجرا دارد؟ بهگونهای است که در هر صفحهنمایشی عالی بهنظر میرسد.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل اشکالاتی بر مبانی تمدن اسلامی (۱) آیا سنت اجتماعی اسلام ضمانت بقاء و اجرا دارد؟ ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل اشکالاتی بر مبانی تمدن اسلامی (۱) آیا سنت اجتماعی اسلام ضمانت بقاء و اجرا دارد؟، کیفیت تضمینشده دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اشکالاتی بر مبانی تمدن اسلامی (۱) آیا سنت اجتماعی اسلام ضمانت بقاء و اجرا دارد؟ :
ممکن است خواننده محترم بگوید: گیرم دعوی شما حق باشد، یعنی نظام اجتماعی، عالی ترین نظام و نظر اسلام در پدید آوردن جامعه ای صالح، پیش رفته ترین و متقن ترین واساسی ترین نظریه ها باشد و حتی از نظریه جوامع پیشرفته عصر حاضر نیز متقن تر باشد، ولی
وقتی ضامن اجرا ندارد چه فایده؟و دلیل نداشتنش همین است که در طول چهارده قرن به جزچند روزی در همان اوائل بعثت نتوانست خود را حفظ کند و جای خود را به قیصریت وکسرویت داد و حکومتش به صورت حکومتی امپراطوری در آمد، آن هم بصورت ناهنجارترین و فجیع ترین وضعش، و اعمالی را مرتکب شد که امپراطوریهای قبل از او هرگز مرتکب نشده بودند، به خلاف حکومت زائیده شده از تمدن غرب، که همواره روی پای خود ایستاده هیچ تغییرماهیتی نداده است.
شبهه ای که دل غرب زدگان را به خود مشغول داشته است و همین خود دلیل بر این است که تمدن غربی ها پیشرفته ترین تمدن و نظام اجتماعیشان متقن ترین و مستحکم ترین نظام است که سنت اجتماعی و قوانینش بر اساس خواست مردم و هر پیشنهادی است که مردم از روی طبیعت و هوا و هوسهای خود می کنند ودر این باره معیار آن را خواست اکثریت و پیشنهاد آنان قرار داده، چون اتحاد و اجتماع کل جامعه در یک خواست به حسب عادت محال است، (و هیچ نظامی نمی تواند آنچه را می کندمطابق میل کل جامعه باشد، از سوی دیگر تحمیل خواست اقلیت بر اکثریت هم معقول نیست) و غلبه اکثر بر اقل سنتی است که در طبیعت نیز مشهور است، چرا که ما می بینیم هر یک ازعلل مادی و اسباب طبیعی اکثرا مؤثر واقع می شوند، نه پیوسته و علی الدوام، و همچنین از میان عوامل مختلف و ناسازگار، اکثر مؤثر واقع می شود نه همه، و نه اقل، به همین جهت مناسب است که هیکل اجتماع نیز هم از نظر غرض و هم به حسب سنت ها و قوانین جاریه در آن، براساس خواست اکثر بنا شود و اما این فرضیه که دین پیشنهادی را که می دهد در دنیای حاضرجز آرزوئی خام نیست و از مرحله فرض تجاوز نمی کند و تنها مثالی است که جایش در عقل وذهن است و نه در خارج ولی تمدن عصر حاضر در هر جا که قدم نهاده نیروی مجتمع وسعادتش را و تهذیب و طهارت افرادش از رذائل را ضمانت کرده است، (البته منظور از رذائل هرعملی است که جامعه آن را نپسندد)نظیر دروغ، خیانت، ظلم، جفا، خشونت، خشکی و امثال آن.
این مطالب خلاصه و فشرده خیالاتی است که دل غرب زدگان ما را به خود مشغول نموده، مخصوصا تحصیل کرده های مشرق زمین را که به اصطلاح رشته تحصیلشان بحث در مسائل اجتماعی و روانی است، چیزی که هست این آقایان بحث را در غیر موردش ایراد کردند درنتیجه حق مطلب بر ایشان مشتبه شده است و اینک توضیح آن.
اما اینکه می پندارند سنت اجتماعی اسلام در دنیا و در مقابل سنن تمدن فعلی و درشرایط موجود در دنیا قابل اجرا نیست به این معنا که اوضاع حاضر دنیا با احکام اسلامی
صفحه : ۱۵۶
نمی سازد، ما نیز قبول داریم، لیکن این سخن چیزی را اثبات نمی کند، چون ما هم نمی گوئیم با حفظ شرایط موجود در جهان احکام اسلام بدون هیچ درد سر جاری شود، البته هر سنتی در هرجامعه ای جاری شده ابتدائی داشته یعنی، قبلا نبوده و بعد موجود شده است، و وقتی می خواسته موجود شود البته شرایط حاضر، با آن ناسازگار بوده و آن را طرد می کرده و سنت نو هم با سنت قبلیش مبارزه می کرده، و چه بسا بخاطر ریشه دار بودن سنت قبلی چند باری هم شکست می خورده، و دو باره قیام می کرده، تا پس از دو یا سه بار شکست غلبه می یافته و سنت قبلی را ریشه کن می کرده اند، و چه بسا اتفاق می افتاده که در مقابل سنت قبلی توان مقاومت نمی آورده اند، چون عوامل و شرایط موجود هنوز با آن مساعد نبوده و در نتیجه شکست می خورده و به کلی از بین می رفتند.تاریخ خود شاهد بر این معنا است و از این پیروزیها و شکست ها(چه در سنت های دینی، و چه دنیوی، و حتی در مثل نظام دموکراتیک و اشتراکی)نمونه ها دارد.
مثلا نظام و سنت دموکراتیک(که در دنیای امروز سنت پسندیده است)بعد از جنگ جهانی اول در روسیه شکل واقعی خود را از دست داد و به صورت نظامی اشتراکی وکمونیستی در آمد، و بعد از جنگ جهانی دوم کشورهای اروپای شرقی نیز به روسیه ملحق شدند، و سپس چین به آن پیوست، و نیز فرضیه دموکراتیک در بین جمعیتی قریب به نصف سکنه روی زمین بی کلاه ماند و تقریبا یکسال قبل بود که ممالک کمونیستی اعلام کردند.
که رهبر فقید شوروی(استالین)در طول مدت حکومتش یعنی سی سال بعد از حکومت لنین، نظام اشتراکی را به نظام فردی و استبدادی منحرف کرد، و حتی در همین روزها هم وضع چنین است که اگر طایفه ای شیفته آن می شود، و طایفه ای دیگر از آن بر می گردند و اگر جمعی به آن ایمان می آورند جمعی دیگر مرتد می شوند و این نظام همچنان رو به گستردگی می رود، تاریخ از این قبیل نمونه ها زیاد دارد، قرآن کریم هم به این حقیقت اشاره نموده می فرماید: “قد خلت من قبلکم سنن، فسیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبه المکذبین” (۱) ، و می فهماند که هرسنتی و نظامی که با تکذیب آیات خدا همراه بوده به عاقبتی پسندیده منتهی نشده است.
صرف عدم انطباق یک سنت با وضع حاضر انسانها دلیل بر بطلان و فساد آن سنت نیست پس صرف اینکه سنتی از سنت ها با وضع حاضر انسانها انطباق ندارد دلیل بر بطلان آن سنت و فساد آن نظام نیست، بلکه آن سنت نیز مانند همه سنت های طبیعی که در عالم جریان دارد، پای گیر شدنش به دنبال فعل و انفعالها و کشمکش ها با عوامل مختلفی است که سد راهش می شوند.
…………………………………….. (۱)قبل از شما نیز سنت ها و نظامهائی اجتماعی وجود داشت، پس در زمین سیری بکنید تا بفهمیدعاقبت تکذیب کنندگان چگونه بوده است.”سوره آل عمران آیه: ۱۳۷″.
صفحه : ۱۵۷
اسلام هم از دیدگاه یک سنت طبیعی و اجتماعی مانند سایر سنت ها است و مستثنای از این قانون کلی نیست، وضع آن نیز مانند وضع سایر سنت ها است که اگر بخواهد پای گیرشود، عوامل و شرایطی دارد، همچنانکه پای گیر نشدنش نیز عوامل و شرایطی دارد و اوضاع امروزاسلام(با اینکه در دل بیش از چهار صد میلیون نفر از افراد بشر برای خود جا باز کرده) (۱) ضعیف تر از وضعی که در زمان نوح و ابراهیم و محمد(ص)داشت نمی باشد، در روزگار این بزرگواران، اسلام و دعوتش قائم به شخص واحد بود و دعوتشان در جوی آغاز شدکه فساد همه جا را فرا گرفته و در همه دلها ریشه دوانده بود، و این ریشه ها حتی یک روز هم نخشکیده و تا به امروز جوانه زده و باقی مانده است.
و رسول خدا(ص)وقتی قیام به دعوت نمود که به غیر از یک مرد ویک زن پیرو نداشت، ولی بتدریج یکی یکی به پیروانش افزوده شد، با اینکه آن روز روزگارعسرت بود، لیکن نصرت خدا یاریشان کرد، و توانستند اجتماعی صالح تشکیل دهند، اجتماعی که صلاح و تقوا بر افراد آن غلبه داشت و تا آن جناب زنده بود صلاح اجتماعیشان نیز محفوظ بود تا آنکه رسول خدا(ص)از دنیا رفت فتنه ها کار اسلام را بدانجاکه خواست کشانید.
و همین نمونه اندک از نظام اجتماعی اسلام با اینکه عمری کوتاه داشت، (و می توان گفت از اول تا به آخرش سیزده سال بیشتر طول نکشید)و با اینکه عرصه حکومتش بسیار تنگ بود(و تنها قسمت غربی و جنوبی شبه جزیره عربستان را شامل می شد)دیری نپائید(یعنی درمدت کمتر از نیم قرن)بر مشارق و مغارب عالم سیطره یافت و تحولی جوهری و ریشه دار درتاریخ بشریت پدید آورد، تحولی که آثار شگرفش تا به امروز باقی است و از این به بعد نیز باقی خواهد ماند.
جامعه شناسان و روانکاوان در تاریخ نظری نمی توانند از این اعتراف خود داری کنندکه منشا(البته نه منشا دور بلکه منشا خیلی نزدیک)تحول عصر حاضر و عامل تمام تاثیر آن همانا ظهور سنت اسلام و طلوع خورشید آن در جهان بود و بیشتر دانشمندان اروپا پیرامون تاثیری که تمدن اسلام در تمدن غرب داشت بطور کافی و لازم بحث کرده اند و به آن اعتراف نموده اندمگر عده ای که یا دچار تعصب بوده اند و یا علل سیاسی به این حق کشی وادارشان ساخته، و گرنه چگونه ممکن است که دانشمندی خبیر و بینا با نظر انصاف به مساله نظر کند – و آنگاه
…………………………………….. (۱)این رقم مربوط بزمان تالیف المیزان(۱۳۳۵)میباشد و مطابق آمارگیری اخیر(۱۳۶۲)تعداد مسلمین بالغ بر یک میلیارد است
صفحه : ۱۵۸
نهضت و حرکت تمدن عصر جدید را نهضتی از جانب مسیحیت دانسته و بگوید: قائد وپرچمدار این جنبش پیشرفته، حضرت مسیح ع بوده است؟با اینکه مسیح ع در کلماتش تصریح کرده به اینکه کاری به کار مادیات و به جنبه جسمی بشر ندارد و در کاردولت و سیاست مداخله نمی کند و تمام کوشش و همش اصلاح جان بشر است به خلاف اسلام که بشر را به اجتماع و تالف می خواند و در تمام شؤون فردی و اجتماعی بشر مداخله می کند، بدون اینکه شانی از آن شؤون را استثنا کرده باشد و آیا اگر دانشمندی به خود اجازه چنین بی انصافی را بدهد جز اینکه بگوئیم در صدد خاموش کردن نور اسلام است محل دیگری دارد؟(هر چند که خدا نور خود را تمام می کند، چه دشمنان بخواهند و چه نخواهند)و آیا جز این است که به انگیزه بغی و دشمنی می خواهد با این حق کشی خود، اثر دین اسلام را از دلهابزداید و آنرا به عنوان یک ملیت و نژاد که جز انشعاب نسلی از نسلهای دیگر اثری ندارد معرفی کند؟.
سلام صلاحیت خود را برای هدایت مجتمع انسانی به سوی سعادت ثابت کرده است و کوتاه سخن اینکه: اسلام لاحیت خود را برای هدایت مردم بسوی سعادتشان وپاکی حیاتشان، ثابت کرده و با این حال چگونه ممکن است کسی آن را یک فرضیه غیر قابل انطباق بر زندگی بشر بداند و بپندارد که چنین فرضیه ای حتی امید نمی رود روزی زمام امر دنیارا به عهده بگیرد، (با اینکه هدف اسلام چیزی به جز سعادت حقیقی انسان نیست).
و با اینکه در سابق در تفسیر آیه: “کان الناس امه واحده” (۱) گذشت که بحث عمیق دراحوال موجودات عالم به اینجا منجر می شود که بزودی نوع بشر هم به هدف نهائیش(که همان ظهور و غلبه کامل اسلام است)خواهد رسید، یعنی روزی خواهد آمد که اسلام زمام امور جامعه انسانی را در هر جا که مجتمعی از انسان باشد بدست خواهد گرفت و گفتیم که خدای عز و جل هم طبق این نظریه و رهنمود عقل، وعده ای داده و در کتاب عزیزش فرموده: “فسوف یاتی الله بقوم یحبهم و یحبونه، اذله علی المؤمنین اعزه علی الکافرین، و یجاهدون فی سبیل الله و لا یخافون فی الله لومه لائم” (۲).
(و شکر خدای را که در عصر ما چنین مردمی را آورد و دیدیم که در راه دوستی خدا برسر شهادت در میدان جنگ از یکدیگر پیشی می گیرند و کار اینان به جائی رسیده است که
…………………………………….. (۱)”سوره بقره آیه: ۲۱۳″. (۲)پس بزودی خدای تعالی مردمی خواهد آورد که دوستشان می دارد و ایشان نیز او را دوست می دارند، مردمی که در برابر مؤمنان ذلیل و علیه کافران شکست ناپذیرند و در راه خدا از سرزنش هیچ ملامتگری نمی هراسند.”سوره مائده آیه: ۵۴″.
صفحه : ۱۵۹
وقتی فرماندهی بخواهد یکی از آنان را به خاطر رعایت نکردن ضوابط، گوشمالی دهد، بدترین گوشمالی این است که از فیض شهادت محرومش کند و اجازه رفتن به جبهه مقدم را به او ندهد”مترجم”).
و نیز فرموده: “وعد الله الذین آمنوا و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض کمااستخلف الذین من قبلهم، و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم، و لیبدلنهم من بعد خوفهم امنایعبدوننی، لا یشرکون بی شیئا” (۱).
(و آیاتی دیگر که این معنا را افاده می کند).
شعار اسلام”پیروی از حق”و شعار تمدن غربی”پیروی از اکثریت”می باشدالبته در این میان جهت دیگری نیز هست که دانشمندان در بحث های خود از آن غفلت ورزیده اند که آن عبارت است از اینکه تنها شعار اجتماع اسلامی، پیروی از حق است(هم دراعتقاد و هم در عمل)ولی جوامع به اصطلاح متمدن حاضر، شعارشان پیروی از خواست اکثریت است.(چه آن خواست حق باشد و چه باطل)، و اختلاف این دو شعار باعث اختلاف هدف جامعه ای است که با این دو شعار تشکیل می شود و هدف اجتماع اسلامی سعادت حقیقی انسان است، یعنی آنچه که عقل سلیم آن را سعادت می داند و یا به عبارت دیگر هدفش این است که همه ابعاد انسان را تعدیل کند و عدالت را در تمامی قوای او رعایت نماید، یعنی هم مشتهیات و خواسته های جسم او را به مقداری که از معرفت خدایش باز ندارد به او بدهد وهم جنبه معنویتش را اشباع کند و بلکه خواسته های مادیش را وسیله و مقدمه ای برای رسیدنش به معرفه الله قرار دهد و این بالاترین سعادت، و بزرگترین آرامش است که تمامی قوای او به سعادت(مخصوصی که دارند)می رسند، (هر چند که امروز خود ما مسلمانان هم نمی توانیم سعادت مورد نظراسلام را آنطور که باید درک کنیم، برای اینکه تربیت اسلامی، تربیت صد در صد اسلامی نبوده است).
و به همین جهت اسلام قوانین خود را بر اساس مراعات جانب عقل وضع نمود، چون جبلت و فطرت عقل بر پیروی حق است و نیز از هر چیزی که مایه فساد عقل است به شدیدترین وجه جلوگیری نموده و ضمانت اجرای تمامی احکامش را به عهده اجتماع گذاشت، (چه احکام مربوط به عقاید را و چه احکام مربوط به اخلاق و اعمال را)علاوه بر اینکه حکومت و مقام
…………………………………….. (۱)خدا به کسانی که ایمان آوردند و اعمال صالحه انجام دادند، وعده داده که بطور قطع ایشان رادر زمین جانشین سایر اقوام کند، همچنانکه قبل از ایشان را خلیفه و جانشین کرد، برای هدفهائی نا گفتنی، و برای اینکه دینی را که برای آنان پسندیده برایشان رونق دهد و مسلط کند، و باز برای اینکه بعد از عمری ناامنی خوفشان را مبدل به امنیت سازد، تا به شکرانه اش مرا بپرستند و چیزی را شریک من نگیرند.”سوره نور آیه: ۵۵″.
صفحه : ۱۶۰
ولایت اسلامی را نیز مامور کرد تا سیاسات و حدود و امثال آن را با کمال مراقبت و تحفظ اجرا کند.
و معلوم است که چنین نظامی موافق طبع عموم مردم امروز نیست، فرورفتگی بشر درشهوات و هوا و هوسها و آرزوهائی که در دو طبقه”مرفه”و”فقیر”می بینیم هرگزنمی گذارد بشر چنین نظامی را بپذیرد، بشری که بدست خود، آزادی خود را در کام گیری وخوشگذرانی و سبعیت و درندگی سلب می کند، چنین نظامی آنگاه موافق طبع عموم مردم می شود که در نشر دعوت و گسترش تربیت اسلامی شدیدا مجاهدت شود، همانطور که وقتی می خواهد به اهداف بلند دیگر برسد، مساله را سرسری نگرفته و تصمیم را قطعی می کند وتخصص کافی به دست می آورد و بطور دائم در حفظ آن می کوشد.
و اما هدف تمدن حاضر عبارت است از کام گیریهای مادی و پر واضح است که لازمه دنبال کردن این هدف این است که زندگی بشر مادی و احساسی شود یعنی تنها پیرو چیزی باشد که طبع او متمایل بدان باشد، چه اینکه عقل آن را موافق با حق بداند و چه نداند و تنها درمواردی از عقل پیروی کند که مخالف با غرض و هدفش نباشد.
و به همین جهت است که می بینیم تمدن عصر حاضر قوانین خود را مطابق هوا وهوس اکثریت افراد وضع و اجرا می کند و در نتیجه از میان قوانینی که مربوط به معارف اعتقادی و اخلاق و اعمال وضع می کند تنها قوانین مربوط به اعمال، ضامن اجرا دارد و اما آن دو دسته دیگر هیچ ضامن اجرائی ندارد و مردم در مورد اخلاق و عقایدشان آزاد خواهند بود واگر آن دو دسته قوانین را پیروی نکنند کسی نیست که مورد مؤاخذه اش قرار دهد، مگر آنکه آزادی در یکی از موارد اخلاق و عقاید، مزاحم قانون باشد که در این صورت فقط از آن آزادی جلوگیری می شود.
و لازمه این آزادی این است که مردم در چنین جامعه ای به آنچه موافق طبعشان باشدعادت کنند نظیر شهوات رذیله و خشمهای غیر مجاز و نتیجه این اعتیاد هم این است که کم کم هر یک از خوب و بد جای خود را به دیگری بدهد یعنی بسیاری از بدیها که دین خدا آن رازشت می داند در نظر مردم خوب و بسیاری از خوبیهای واقعی در نظر آنان زشت شود و مردم دربه بازی گرفتن فضائل اخلاقی و معارف عالی عقیدتی آزاد باشند و اگر کسی به ایشان اعتراض کند در پاسخ، آزادی قانونی را به رخ بکشند.
لازمه سخن مذکور این است که تحولی در طرز فکر نیز پیدا شود یعنی فکر هم از مجرای عقلی خارج شده و در مجرای احساس و عاطفه بیفتد و در نتیجه بسیاری از کارهائی که از نظر
صفحه : ۱۶۱
عقل فسق و فجور است، از نظر میلها و احساسات، تقوا و جوانمردی و خوش اخلاقی وخوشروئی شمرده شود، نظیر بسیاری از روابطی که بین جوانان اروپا و بین مردان و زنان آنجابر قرار است که زنان شوهردار با مردان اجنبی، و دختران باکره با جوانان، و زنان بی شوهر باسگها، و مردان با اولاد خویش و اقوامشان و نیز روابطی که مردان اروپا با محارم خود یعنی خواهر و مادر دارند و نیز نظیر صحنه هائی که اروپائیان در شب نشینی ها و مجالس رقص برپامی کنند، و فجایع دیگری که زبان هر انسان مؤدب به آداب دینی، از ذکر آن شرم می دارد.
تسلیم اکثر مردم در برابر لذائذ مادی موجب دوری آنها از حق و پذیرش سنت های احساسی است و چه بسا که خوی و عادات دینی در نظر آنان عجیب و غریب و مضحک بیاید و به عکس آنچه در طریق دینی معمول نیست به نظرشان امری عادی باشد، همه اینها به خاطراختلافی است که در نوع تفکر و ادراک وجود دارد، (نوع تفکر دینی و نوع تفکر مادی).
و در سنت های احساسی که صاحبان تفکر مادی برای خود باب می کنند، (همان طورکه گفتیم)عقل و نیروی تعقل دخالتی ندارد مگر به مقداری که راه زندگی را برای کامروائی ولذت بردن هموار کند، پس در سنت های احساسی تنها هدف نهائی که هیچ چیز دیگری نمی تواند معارض آن باشد، همان لذت بردن است و بس و تنها چیزی که می تواند جلوشهوترانی و لذت بردن را بگیرد، لذت دیگران است.پس در این گونه نظامها هر چیزی را که انسان بخواهد قانونی است، هر چند انتحار و دوئل و امثال آن باشد، مگر آنکه خواست یک فردمزاحم با خواست جامعه باشد، که در آن صورت دیگر قانونی نیست.
و اگر خواننده محترم به دقت اختلاف نامبرده را مورد نظر قرار بدهد آن وقت کاملامتوجه می شود که چرا نظام اجتماعی غربی با مذاق بشر سازگارتر از نظام اجتماعی دینی است، چیزی که هست این را هم باید متوجه باشد که این سازگارتر بودن مخصوص نظام اجتماعی غربی نیست و مردم تنها آن را بر سنت های دینی ترجیح نمی دهند، بلکه همه سنت های غیر دینی دایر در دنیا همین طور است، و از قدیم الایام نیز همین طوری بوده، حتی مردم سنت های بدوی و صحرانشینی را هم مانند سنت های غربی بر سنت های دینی ترجیح می دادند، برای اینکه دین صحیح همواره به سوی حق دعوت می کرده و اولین پیشنهادش به بشر این بوده که در برابر حق خاضع باشند، و بدویها از قدیم ترین اعصار در برابر بت و لذائذ مادی خضوع داشتند.
و اگر خواننده، حق این تامل و دقت را ادا کند آن وقت خواهد دید که تمدن عصرحاضر نیز معجونی است مرکب از سنت های بت پرستی قدیم، با این تفاوت که بت پرست قدیم جنبه فردی داشت و در عصر حاضر به شکل اجتماعی در آمده و از مرحله سادگی به مرحله
صفحه : ۱۶۲
پ
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
