خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل چرا بحران دینی به وجود می آید؟
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 44
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل چرا بحران دینی به وجود می آید؟، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل چرا بحران دینی به وجود می آید؟ شامل 45 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل چرا بحران دینی به وجود می آید؟:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل چرا بحران دینی به وجود می آید؟ را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل چرا بحران دینی به وجود می آید؟ توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل چرا بحران دینی به وجود می آید؟ :
گوناگون، ۳ و ۱۰/۳/۸۲
چکیده:
دین سلوک معنوی خود آدمی است . تجربه دینی هسته درونی دین است که آموزه های اعتقادی و اخلاقی و نیز اعمال و شعائر در لایه های بعدی آن قرار دارند . با وقوع تحولات اجتماعی، آموزه ها و اعمال یادشده با آن دغدغه های درونی ناهماهنگ می شود و بحران رخ می نماید .
موضوع بحث، «دین، جامعه و فرهنگ » است و من به ارتباط این سه موضوع با یکدیگر می پردازم . یک تصویر از دین این است که دین سلسله ای از علوم و حقیقت ها و آموزه ها در عالم معنا و در عالم باطن است . حقایقی جاودانی نزد خداوند است که ما انسان ها سعی می کنیم به آن آگاهی پیدا کنیم و آنچه در مقام تلاش های انسان ها به صورت تاریخی تحقق پیدا می کند، دیانت است . گاهی ممکن است این دیانت با آن دین که در عالم معنا و واقع و باطن است، منطبق باشد و گاهی هم ممکن است منطبق نباشد و اینجاست که باید بگوییم دین دچار آسیب شده است و باید آسیب شناسی کنیم .
اما دین، در آن معنایی که امروز از آن بحث می کنیم، آن حقیقت ها و علوم و معناهای باطنی موجود در عالم معنا نیست; بلکه کار انسان است، سلوک معنوی خود آدمی است . راه افتادن آدمی است برای پاسخ به پرسش های سرنوشت سازی که او را آرام نمی گذارند . تعلیمات پیامبران و وحی، پاسخ دادن به این درد آدمی است . مفروض این نیست که دین در جایی است و آموزه هایش حقیقت هایی است که باید بیایند و آنها را به ما بگویند، بلکه مفروض این است که دین دارانه زندگی کردن، دردمندانه و مؤمنانه زیستن، اینکه من نمی توانم بگویم هیچ خبری نیست، اینکه من نمی توانم بگویم هر سخنی که به نام حقیقت و به نام خدا گفته شده، پوچ بوده است، اینکه هنوز تعلقاتی دارم که چیزی هست و صدای آن را در درون خودم می شنوم و می خواهم ببینم آن صدایی که در درونم می شنوم و من را ناآرام می گذارد، چیست; تمام این تلاش ها، دین آدمی است و اگر در اینجا گفته شود اصل و اساس این تلاش ها یک تجربه است و نام آن تجربه دینی گذاشته شود، باید این تعبیر را درست فهمید . هر کسی در درون خودش یک تجربه دینی دارد . تجربه دینی فقط این نیست که مثلا، کشفی برای انسان پیش آید، فرشته ای را ببیند یا چهره های زیبایی را در عالم مکاشفه مشاهده کند . اصل و اساس تجربه دینی همان فطرت الاهی است که در قرآن کریم بر آن تکیه شده است . ما در میان انواع تجربه ها غوطه می خوریم و با تجربه ها زندگی می کنیم و یکی از آن تجربه هایی که ما را آرام نمی گذارد، همین است که احساس می کنیم و گویا این هستی، رازی دارد و مثل راز برای ما نمایان می شود و گاهی خودمان، مثل یک راز برای خودمان نمایان می شویم .
زندگی انسانی، قائم به رازهایی است و آدمی شجاعت هستی و بودن را از آنها می گیرد . امروز روی این مسئله که از جهان انسان نمی شود اسطوره زدایی کرد، بحث های بسیاری می شود; یک اسطوره را می زدایی، ولی همان ابزاری که با آن اسطوره را می زدایی، بعد از مدتی اسطوره می شود . علم جدید از اسطوره ها، اسطوره زدایی کرد، ولی اکنون خود به شکل یک اسطوره درآمده است .
انسان می گوید من باید به علم اعتنا کنم، این «باید» از کجاست؟ این قدرت اسطوره است . انسان هیچ گاه بدون اسطوره و راز نمی تواند زندگی کند و اگر به تمام معنا، از زندگی آدمی راززدایی بشود، به نیهلیسم می رسد . اینکه می گویند همه چیز معنی خودش را از دست می دهد، بدان معناست که تا رازی هست، معنا هم وجود دارد . بنابراین کوشش کردن برای تنظیم رابطه با این راز، دین آدمی است و هر کسی که این گونه تلقی ای دارد، تجربه دینی دارد .
به هر حال، وقتی انسان به نوعی با راز مواجه می شود، می خواهد گزاره هایی درباره آن بیان کند و آموزه های اعتقادی از اینجا شکل می گیرد . در واقع این آموزه های اعتقادی تفسیر آن دغدغه ها است . ما این دغدغه ها را یا خودمان برای خودمان تفسیر می کنیم یا آنان که نامشان پیامبران و پاکان و عارفان است برایمان تفسیر می کنند . با گزاره هایی مانند «باید چنین کنم، باید چنان نکنم، باید مهرورزی داشته باشم، باید خصومت ورزی نداشته باشم، باید راست بگویم، باید دروغ نگویم و …» آموزه های اخلاقی و حلال و حرام شکل می گیرد . آن گاه یک سلسله اعمال شکل می گیرد، نیایش ها و پرستش ها شکل می گیرد و انسان دین دار با این سه مسئله زندگی می کند .
یکی از دین شناسان معروف که روش دین شناسی اش پدیدارشناسانه است، می گوید که هر دینی را می توان به صورت سه دایره که همدیگر را احاطه کرده اند، تصویر کرد که در مرکز آن دایره کوچک وسطی تجربه های دینی پیروان آن دین قرار دارد . در دایره بیرونی آموزه های اخلاقی و اعتقادی وجود دارد و در دایره سوم اعمال و شعائر قرار دارد . موقعی برای یک دین بحران اتفاق می افتد که این سه محتوا – که در این دایره های گوناگون هست – همخوانی خود را با هم از دست بدهند; آموزه های اعتقادی و آموزه های اخلاقی، تفسیر شایسته و درست آن دغدغه های درونی نباشد و یا آن اعمال و شعائری که انجام داده می شود، تناسبی با این آموزه های اعتقادی و اخلاقی نداشته باشد . برای مثال، این آموزه های عقیدتی و اخلاقی هیچ نوع رازی را برای آنها تفسیر نمی کنند; زیرا مثلا ابزار قدرت شده اند یا شکل آن اعمال دینی وقتی که در جامعه انجام می گیرد (نماز خواندن ها، روزه گرفتن ها، انفاق ها)، شکل های دینی است، اما برآورده کننده آن دغدغه های درونی نیست، بلکه به شکل عادت در آمده است . درست در همین جاست که رابطه دین با جامعه و فرهنگ خود را نشان می دهد .
پس چیزی به اسم «تحولات اجتماعی » وجود دارد که باید هوشیار بود وقتی اتفاق می افتد، متناسب با آن، در آن آموزه های اعتقادی، اخلاقی و اعمال و شعائر نیز تجدیدنظر صورت گیرد . دوباره باید کوشش کرد تا آن آموزه ها، قانون ها و احکام به گونه ای بازسازی شوند که بیان کننده آن دغدغه های باطنی باشند و الا اگر آنچه از هزار سال پیش باقی مانده، همان طور بماند و نخواهیم رابطه اینها را با تحولات اجتماعی بسنجیم، بحران ایجاد می کند . برای مثال، در یک ساختار اجتماعی خاص روستایی و نیمه روستایی، با آن فرهنگ و سطح معرفتی که وجود داشته است و با آن سطح زندگی، حکمی را در ملاء عام اجرا کردن، به نام خدا و به نام دین، کارکرد اجتماعی مطلوبی داشته و ناهماهنگی با آن دغدغه های باطنی نداشته است، ولی امروز کارکردهای منفی بسیاری دارد .
دولت، به مفهوم جدید، در جامعه های جدید و نیمه جدید، تمام اختیارات را در دست گرفته است و اینجاست که تراکم قدرت و حقوق بشر معنا پیدا می کنند و همین جاست که این سؤال پیش می آید که در چنین شرایطی، چه حقوقی برای افراد باید قائل شد؟ چه حریم های غیرقابل تجاوزی برای هر فرد در جامعه باید قائل شد؟ حالا اگر چنین واقعیات اجتماعی را نادیده بگیریم و مثل پانصد سال پیش حرف بزنیم و فکر کنیم که زندگی، همان زندگی پانصد سال پیش است و یک سلسله م
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
