اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حادثه «بم » برای همیشه عبرت انگیز است
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 58
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل حادثه «بم » برای همیشه عبرت انگیز است؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل حادثه «بم » برای همیشه عبرت انگیز است انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 38 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل حادثه «بم » برای همیشه عبرت انگیز است:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل حادثه «بم » برای همیشه عبرت انگیز است آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل حادثه «بم » برای همیشه عبرت انگیز است با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل حادثه «بم » برای همیشه عبرت انگیز است از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل حادثه «بم » برای همیشه عبرت انگیز است، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حادثه «بم » برای همیشه عبرت انگیز است :
(۱۹
دی – شماره ۲۵۱
)
نگاه به زلزله «بم » از چشمان یک نویسنده، گاه به همان اندازه تکان دهنده می شود که اصل حادثه بوده است . رضا امیرخانی،
نویسنده رمان «من، او» که همین روزها کتاب «داستان سیستان » او را روی ویترین کتابفروشی ها خواهیم دید، طرف صحبت
ماست . گفتگو با او که در همان روز اول به بم رفته است می تواند جدا از حس و حالی که در آن زمان داشته، حاوی اخبار و مطالبی
باشد که امروز، پس از گذشت چهل شب از آن حادثه عظیم، خواندنی و جالب توجه باشد
:
آقای امیرخانی! وضع امداد رسانی در اولین روز حادثه، چطور بود؟
بی نظم و بی حساب و کتاب! هر کس وضع جبهه های ما را در آن روزهای اول جنگ ندیده است، می تواند با دیدن این اتفاقات،
حدس بزند که ما در آن سال ها چطور کار می کردیم . مثلا من که همان روز اول به همراه دو نفر از دوستانم به بم رفتم، از طریق
یک سازماندهی یا اعزام نیروی مشخصی نبود . خودم راه افتادم و در میان آوارها هم به تشخیص خودم تلاش کردم که چگونه و به
چه کسانی و از چه راهی کمک کنم
.
این نحوه ورود به یک منطقه زلزله زده درست بود؟
راه دیگری که درست باشد سراغ نداشتم، لااقل در کشور خودمان، سراغ ندارم . وقتی اتفاق مهلک و سرسام آوری مثل زلزله یا
جنگ، پیدا می شود، اولین وظیفه همه آدم ها این است که بلند شوند و به اصطلاح، قیام کنند، آن وقت، راه را پیدا می کنند
.
برخاستن وظیفه ماست . به یاد دارم آن شب که زلزله رودبار اتفاق افتاد، یکی از دوستانم زنگ زد که آیا حاضری بروی؟ جواب دادم
:
چه کاری از دست ما برمی آید؟ این دوست هم تلفن را قطع کرد و خودش رفت . من هنوز، حرمان و اندوه آن جواب به دلم مانده
است . به همین دلیل هم پس از آن واقعه، خودم را موظف می دانم هرجا چنین حوادثی پیش آمد، راه بیفتم و بروم
.
با این حساب، زلزله اردبیل را هم رفته اید؟
بله
.
آنجا چه کردید و تفاوت آن زلزله و پیامدهایش با این زلزله چیست؟
در اردبیل تنها کاری که کردم نجات دادن یک گاو بود که زیر آوار و تیرهای چوبی مسقف، گیر کرده بود، گاوی که نعره می زد و از
ما کمک می خواست . فقط توانستم این گاو را نجات بدهم و خیلی هم راضی هستم که در آن لحظه به وظیفه ام عمل کردم . آنجا
زلزله در دامنه کوه بود و روستاهایی که پراکندگی جمعیت داشتند . اما در بم، زلزله به یک شهر زده بود که تراکم جمعیتی داشت
.
آنجا خانه های روستایی اش به لحاظ استحکام به نظرم محکم تر از ساختمان های خشتی بم بود . هرچند که ساختمان های دولتی
را در بم دیده بودم که حداکثر، ۳ سال از ساخت آنها می گذشت، اما معلوم بود که در مصالح ساختمانی اش چنان دزدی و
خیانت هایی شده است که بدتر از خانه های گلی و خشتی، درهم ریخته و با خاک یکسان شده بود
.
آیا به نظر شما هم، بلای عجیبی بود که به شهر بم زد؟
به نظر من در نظام آفرینش، چیزی به اسم بلا وجود ندارد . طبیعت کار خودش را می کند . مثلا باران و برف می بارد، سیل می آید
و هزار اتفاق دیگر رخ می دهد . زلزله هم جزیی از عملکرد طبیعت، در درون خودش است . زلزله برای طبیعت، بلا، به حساب
نمی آید، بلکه آوار را ما درست کرده ایم . اگر در همین بم و محل های آن توجه کنید، حتی یک درخت از ریشه درنیامده است
.
درخت پرتقالی را دیدم که در حیاط یک خانه بود . خانه ویران شده بود اما درخت سر جا مانده و حتی پرتقال هایش هم نریخته بود
.
همین جا از همه حادثه دیده ها عذر می خواهم، اما به نظر من، زلزله حتی در ذات خودش، یک نعمت است . در همه جای دنیا هم
نعمت است . آیا به نظر شما چه اتفاقی می توانست قلب های سخت شده مردم ما را در عرض چند ساعت این همه نرم و رقیق کند؟
چه چیزی می توانست عواطف انسانی ۶۰ میلیون نفر را در ایران تحریک کند و آنها را وادار به اقدامات بشردوستانه کند؟
شما به عنوان نویسنده به منطقه زلزله زده رفتید تا لحظه هایی را برای نوشتن پیدا کنید یا دلتان می خواست امدادگر باشید؟
راستش را بخواهید هیچ کدام . همان طور که اول صحبتم گفتم، داغ این جمله که به آن دوستم گفتم که «چه کاری از دست ما
برمی آید؟» هنوز بر دلم مانده است . الان که فکرش را می کنم، می بینم چه حرف مزخرفی است . این جمله یعنی چه که چه کاری
از دست ما برمی آید؟! اصلا مهم نیست کاری از دستت بربیاید . همین که حرکت کنی و در شادی و غم مردم، شریک باشی، مهم
است . همین من فقط می خواستم در آن لحظه در میان مردم «بم » باشم; همان مردمی که حدود یک ماه پیش هم در جشنواره
ادبیات داستانی بسیج در جمع آنها بودم
.
چه کارهایی در بم انجام دادید؟
همه جور کار بود . در چنین حوادثی اگر حاضر باشی، کار زیاد است . از بیل زدن گرفته تا وصل کردن سرم، حتی گچ گرفتن
.
کارهایی که من حتی به عمرم ندیده بودم، چه رسد به این که انجام داده باشم . مهم این است که قدر این فرصت را بدانی که خدا به
تو داده تا به کسانی کمک کنی که به کمک، احتیاج دارند . واقعا این را می گویم که فرصت برای کمک به همنوعان، همیشه میسر
نیست; امکانش همیشه فراهم نمی شود
.
از کسانی که در سفر قبلی تان به شهر بم دیده بودید، کسی هم کشته شده بود؟
یک نفر راهنمای ارگ بم بود، یک نفر هم از بسیج بود که با ماشین شخصی اش به استقبال ما آمده بود . اینها در همان ساعات اولیه
کشته شده بودند . راستش برایم خیلی تلخ بود شنیدن خبر مرگ آدم هایی که چند هفته قبل میزبان ما بودند و حالا دیگر وجود
نداشتند . خیلی تلخ بود . شاید یکی از انگیزه ها برای رفتن به بم یادآوری چهره هایی بود که دیده بودم . در آن سفر وقتی به بنای
ارگ بم رسیدیم به خودمان غره شدیم . آن روز می گفتیم عجب بنایی است این ارگ بم که در طول هزاران سال، دوام آورده و از
حوادث طبیعت، آسیب ندیده است . خیلی به قدرت بشر، غره شده بودیم . حالا می دیدیم که در عرض ۱۲ ثانیه، قدرت هزاران
ساله بشر، درهم کوبیده شده است . این برای من عبرت انگیز بود
.
از سفر اخیرتان یادداشت برداری هم کردید؟
اصلا فرصتی نبود . در این گونه سفرها باید به آسیب دیده ها کمک کرد . یادداشت هایش بعد در ذهن آدم، شکل می گیرد . برای من
در آن لحظه ها مهم ترین چیز این بود که بتوانم در هوایی تنفس کنم که آن امدادگران تنفس می کردند; آدم های آرمان گرایی که
