خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نقش فراماسونری در انحراف نهضت مشروطیت
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نقش فراماسونری در انحراف نهضت مشروطیت قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تبیین عوامل تهدیدگر همبستگی اجتماعی ایرانِ عصر مشروطیت
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تبیین عوامل تهدیدگر همبستگی اجتماعی ایرانِ عصر مشروطیت قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
00ساعت
06دقیقه
07ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ظهور رضاخان، پیامد انحراف در انقلاب مشروطه

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 74

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل ظهور رضاخان، پیامد انحراف در انقلاب مشروطه شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل ظهور رضاخان، پیامد انحراف در انقلاب مشروطه:

فایل فایل پاورپوینت کامل ظهور رضاخان، پیامد انحراف در انقلاب مشروطه با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل ظهور رضاخان، پیامد انحراف در انقلاب مشروطه با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل ظهور رضاخان، پیامد انحراف در انقلاب مشروطه را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!

مقدمه

انقلاب اسلامی ایران، به فاصله کم تر از هشتاد سال بعد از انقلاب مشروطه شکل گرفت. این انقلاب نشان داد که حرکت مقابله با استبداد و در جهت مردم سالاری صورت گرفته در انقلاب مشروطه، نیمه تمام مانده بود و می بایست به نحوی کامل می شد. در انقلاب اسلامی ریشه اصلی استبداد که وجود نظام شاهنشاهی بود، هدف قرار گرفت و نظام جمهوری اسلامی تأسیس شد. حذف شاه از صحنه سیاسی کشور درسی بود که ملت ایران از شکست انقلاب مشروطه گرفت و به کار بست؛ اما هنوز درس های دیگری وجود دارد که می باید از آن انقلاب گرفت.

به راستی چه چیز موجب شکست انقلاب مشروطه شد؟ چرا انقلابی که برای مبارزه با استبداد آغاز شد، مجددا گرفتار نوع جدیدی از آن گشت؟ چه شد که مردم از انقلاب دل برکندند و از صحنه خارج شدند و اوضاع را به دست استعمارگران و وابستگان آنان سپردند؟ نیروهای سیاسی درگیر در آن زمان که بودند و چگونه به صحنه آمدند و چرا از صحنه خارج شدند؟ این ها و ده ها نکات دیگر، از جمله موضوعاتی هستند که می توان از تاریخ این انقلاب پرسید و درس آن را برای امروز به کار گرفت.

در بررسی حاضر می خواهیم بدانیم چه اتفاقی در انقلاب مشروطه افتاد که زمینه را برای ظهور رضاخان فراهم کرد. برای رسیدن به این منظور وضعیت آرایش نیروها در انقلاب مشروطه را بررسی می کنیم و سرانجام هر یک از آنان تا ظهور مجدد استبداد به دست رضاخان را پی می گیریم. سوءالات ما در این تحقیق به شرح زیر است:

۱. نیروهای اصلی درگیر در انقلاب مشروطه کدام بودند؟

۲. آرایش این نیروها در انقلاب چگونه بود و در روند انقلاب و پس از آن کدام بر دیگری غلبه کرد و چرا؟

۳. بعد از انقلاب وضعیت این نیروها به کجا انجامید و هر یک به چه سرنوشتی گرفتار آمدند؟

۴. چگونه شرایط برای نوعی استبداد جدید فراهم شد؟

۵. نیروهای اصلی زمینه ساز استبداد جدید کدام بودند؟

أ) نظریه و روش

با توجه به بررسی های انجام شده تا کنون، از نظر جامعه شناسی سیاسی در عصر قاجار، دو اقتدار ملی در سطح کلان سیاسی کشور فعال بودند: اقتدار شاه در رأس ساختار دولت، و اقتدار مرجع تقلید و روحانیان در رأس ملت. دولت و ملت عمده ترین گروه های اجتماعی آن عصر به شمار می آمدند.(۱)در این دوره تفکیک هایی از قبیل آن چه در کشورهای اروپایی وجود داشت، (مانند طبقات اقتصادی بالا و پایین) به علت وضعیت خاص اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران زمین مشاهده نمی شود.(۲) مطالعات عمیق تر بر روی علل و عوامل تحولات اجتماعی و سیاسی این دوران چنین نشان می دهد که تقریبا تمام تحولات سیاسی در سطح کلان، در زمینه تقابل میان این دو اقتدار صورت گرفته است.(۳) دخالت دولت های خارجی و اعمال قدرت آنان نیز، در جریان حوادث بی تأثیر نبوده است؛ از این رو غیر از دو اقتدار ملی فعال در زمینه اجتماعی می توان از اقتدار سومی نیز نام برد که همان اقتدار دولت های خارجی عمدتا روس و انگلیس در ایران آن زمان است.

در این مقاله به تشریح وضعیت این سه اقتدار و ساختارهای وابسته به آنان در زمان انقلاب مشروطه که قدرت خویش را از طریق آنان اعمال می کردند، می پردازیم. بعد از آن با بررسی تحولات ایجاد شده در وضعیت اقتدارهای مذکور، زمینه روی کار آمدن استبداد رضاخان را روشن می کنیم. مطالعه خویش را از آغاز انقلاب مشروطه شروع می کنیم و تحولات صورت گرفته را تا روی کار آمدن رضاخان دنبال می نماییم. روش این مطالعه، اسنادی است و بیش تر از اسناد دست دوم تاریخی استفاده خواهد شد.

ب) متن تحقیق

در زمان انقلاب مشروطه در ایران، دولت فاسد بود و به دلیل سوء مدیریت و ولخرجی های رؤسای آن، از لحاظ مالی ضعیف شده بود. درخواست های مردم برای عدالت، آزادی و پیشرفت، روزافزون بود و خواهان اصلاحات سیاسی بودند. دو خط فکری در میان طبقه ملت، اندیشه های پشت سر مقاصد سیاسی اجتماعی این انقلاب را تغذیه می کرد: روحانیان که اکثر آنان را علمای اصولی تشکیل می دادند و روشن فکران معتقد به آنان که اصلاحات اجتماعی مذهبی را پی گیری می کردند، و روشن فکران تحصیل کرده در غرب، یا متأثر از آنان که الگوهای اجتماعی دموکراسی اروپایی را دنبال می کردند. وجه مشترک هر دو گروه، مخالفت با استبداد بود. همان طور که در قسمت نظریه گفته شد، مقابله بین ملت و دولت، زمینه عمومی مخاصمات در این نهضت را تشکیل می داد. در ذیل به تشریح وضعیت دولت و ملت و شیوه تقابلشان می پردازیم و نحوه ورود اقتدار سوم؛ یعنی دولت های خارجی به صحنه را نیز بررسی می کنیم.

۱. دولت

در رأس گروه یا طبقه دولت، شاه قرار داشت. اقتدار او از نوع اقتدار جبری(۴) بود. شاه یک صدراعظم و تعدادی وزیر داشت. هر یک از ایالت ها را یک حکمران و حدود سیصد ابواب جمعی او اداره می کرد.(۵) از زمان محمدشاه به بعد مناصب دولتی به فروش گذاشته می شد و حکمرانان منصب خویش را از شاه می خریدند. برای تصاحب یک ایالت پرداخت هایی به صدراعظم و وزرا نیز صورت می گرفت. پس از استقرار حکمرانان در ایالت، این مردم بودند که از طریق پرداخت باج و خراج، پرداخت های آنان را جبران می کردند.(۶)

به قول سید جمال در نامه ای که برای ملکه ویکتوریا می نویسد: هیچ قانونی شاه و درباریان را محدود نمی کرد و آنان هرگونه که می خواستند با رعایا رفتار می نمودند.(۷) مردم برای دریافت هر نوع خدمتی از جانب حکومت مبلغی پرداخت می کردند. تنها سربازان بودند که حقوق می گرفتند. پرداخت به آنان نیز، کم بود و اغلب با تأخیر انجام می گرفت. آنان هم هر کجا دستشان می رسید، از مردم مبالغی دریافت می نمودند.(۸)

میرزا رضای کرمانی، ناصرالدین شاه را در سال ۱۳۱۳ ه . ق (۱۲۷۵ ه . ش) به قتل رساند. میرزا رضای کرمانی به عنوان خدمت گزار، با پاسپورت شیخ ابوالقاسم، برادر شیخ احمد روحی (داماد صبح ازل جانشین علی محمد باب و رهبر گروهی از بابیان) از ترکیه وارد ایران شده بود.(۹) با توجه به سابقه سوء قصد قبلی بابیان به جان ناصرالدین شاه، هر دو داماد صبح ازل (میرزا آقا خان کرمانی و شیخ احمد روحی) و خبیر الملک، از ترکیه به ایران آورده شده، در تبریز به قتل رسیدند.

در ۱۸ خرداد ۱۳۱۳ ه . ق مظفرالدین شاه وارد پایتخت شد و با گرفتن یک وام از بانک شاهنشاهی که هزینه تاج گذاری او را تامین کرد، به تخت نشست و(۱۰) حکومت به علت ولخرجی های ناصرالدین شاه و سوء مدیریت نخست وزیرش، امین السلطان، به ضعف مالی دچار بود. به عقیده آلگار این ضعف مالی ریشه اصلی نا آرامی ها در دوره مظفرالدین شاه بود.(۱۱)

سیاست شاه و دولت، دریافت وام از دیگر کشورها برای برطرف کردن این ضعف بود. در مقابل این وام ها واگذاری در آمد گمرک های کشور و امتیازهایی نظیر جاده جلفا تبریز قزوین تهران،(۱۲) کشور را بیش از پیش در اختیار بیگانگان قرار می داد.

در سال ۱۳۱۸ ه . ق (۱۲۷۹ ه . ش) حکومت روسیه مبلغ ۲۲/۵ میلیون روبل به حکومت ایران وام داد که بهره اش پنج درصد بود و می بایست درمدت ۷۵ سال بازپرداخت شود. این وام صرف پرداخت مبلغ پانصد هزار پوند غرامت لغو قرارداد توتون و تنباکو به بانک شاهنشاهی شد و بقیه پول صرف سفر شاه و همراهانش به اروپا گردید.(۱۳)

دومین وام به مبلغ ده میلیون روبل از روسیه، به تامین هزینه دومین سفر شاه و همراهانش در تابستان سال ۱۳۲۰ ه . ق (۱۲۸۱ ه . ش) به اروپا اختصاص یافت. بدین ترتیب نفوذ روسیه بر دولت رو به افزایش بود. دولت انگلستان هم به رقابت با روسیه در تلاش بود تا امتیازاتی بگیرد و از نظر نفوذ در دربار، از روسیه عقب نیفتد.

نهضت تنباکو نشان داد که پر قدرت ترین مخالف حکومت، روحانیان هستند؛ از این رو بعد از آن، دولت کوشید علما را در تصمیم گیری های سیاسی بیش از پیش مداخله دهد. روحانیان نیز، کاملا با درگیر شدن در امور سیاسی موافق بودند؛ گرچه از نظر آلگار «برتری که علما در اعتراض به قرارداد تنباکو به دست آوردند، به سرعت و در یک حرکت جدی برای تضعیف سلسله قاجار به کار گرفته نشد؛ بلکه به نظر می رسد حتی نوعی همکاری بین علما و دولت به وجود آمد».(۱۴)

با توجه به بی ثباتی نظام سیاسی، مظفرالدین شاه مجبور شد در طول مدت هفت سال، پنج مرتبه نخست وزیران خویش را عوض کند. در اولین سال سلطنت مظفرالدین شاه در ۱۳۱۳ ه . ق (۳ آذر ۱۲۷۵) عبدالحسین فرمانفرما به جای امین السلطان نخست وزیر شد.(۱۵) این نخست وزیر سیاست های نخست وزیر قبلی را ادامه داد. جلسات هیأت دولت با حضور نمایندگان علما تشکیل می شد؛ گر چه حداکثر نظراتشان در مورد عزل و نصب حکمرانان ایالات و دیگر کارکنان به کار گرفته می شد.(۱۶)

فرمانفرما بیش از یک سال دوام نیاورد. در اواخر سال ۱۲۷۶ (رجب ۱۳۱۴) امین الدوله به نخست وزیری منصوب شد.(۱۷) او با مداخله علما در امور سیاسی مخالف بود و برای کوتاه کردن دست آنان از امور آموزشی، انجمن معارف را تشکیل داد. با تشویق او مدرسه ابتدایی رشدیه در تهران تاسیس شد. امین الدوله انتشار روزنامه ها را نیز تشویق کرد و در زمان او تعداد آن ها افزایش یافت. همچنین او برای اصلاح بودجه حکومت فراوان کوشید. در این مورد مقرری محدودی برای شاه و دیگر اعضای دربار تعیین کرد.(۱۸) استخدام سه نفر بلژیکی در سال ۱۳۱۶ ه . ق (۱۲۷۷ ه . ش) که در رأس آنان نوز قرار داشت، از جمله کارهای او بود. امین الدوله، برای نوسازی گمرک های کشور، نوز را رئیس آن جا قرار داد. عوارض جدید گمرکی وضع شد. به علت فشارهای امین السلطان، نخست وزیر اسبق، بسیاری از درباریان و علما، او در ۱۵ محرم ۱۳۱۶ ه . ق استعفا کرد و امین السلطان به جای او منصوب شد.(۱۹)

سیاست خارجی امین السلطان در جهت منافع روس ها بود. در زمان او سه وام عمده از بانک روس ها گرفته شد و تسهیلات گمرگ که نوز آن را اداره می کرد، درخدمت منافع روس ها قرار گرفت. از طریق او، نوز به نفوذ زیادی دست یافت و به عنوان یکی از اعضای هیأت دولت درجلسات آن شرکت نمود؛ سپس به مقام وزارت گمرک ارتقای مرتبه یافت. به گفته کسروی، علما و تجار با نوز و عوارض جدید گمرگی مخالف بودند. این مخالفت دو علت داشت: یکی این که نمی توانستند وجود یک خارجی را در چنین مقام بالایی تحمل کنند، و دیگر این که تجار عوارض جدید را بر ضد منافع خویش می دانستند. شورش ها و اعتراضاتی به همین سبب در بوشهر، شیراز، یزد، اصفهان، و تهران به وقوع پیوست.(۲۰)

بر اثر فشار علما، تجار و برخی از مقامات سیاسی، مظفرالدین شاه امین السلطان را معزول و به جای او در جمادی الثانی ۱۳۲۱ (شهریور ماه ۱۲۸۲ ه . ش)، عین الدوله را نخست وزیر قرار داد. با نصب عین الدوله، تغییری در سیاست های کلی کشور به وجود نیامد. او نیز یک مستبد بود. نفوذ نوز از طریق او بر جا ماند و رفتار تند و بد حکمرانان با مردم ادامه یافت.

بنابراین علی رغم تغییر نخست وزیران در زمان مظفرالدین شاه، تغییر عمده ای در سیاست ها به وجود نیامد. نظام سیاسی استبدادی باقی ماند و شاه ضعیف به خوش گذرانی خویش ادامه داد. کسی نمی توانست جلو بدرفتاری نخست وزیران وحکمرانان را بگیرد. علاوه بر آن، ساختار سیاسی هر روز بیش از روز قبل به قدرت های خارجی وابسته گردید. نفوذ روسیه زیاد شد و رهبران سیاسی خود را زیر دست مشاوران خارجی نظیر نوز و دیگر بلژیکی ها به حساب آوردند. در واقع همه درآمدها، وام ها، عوارض گمرکی و دیگر منابع، به وسیله شاه، نخست وزیر و دیگر رهبران سیاسی برای خوش گذرانی، نظیر مسافرت به اروپا صرف شد.(۲۱) هر تلاشی برای نوسازی کشور، در جهت کارآتر کردن و افزایش نفوذ رأس ساختار سیاسی برای حکمرانی بهتر بر مردم بود.

۲. مردم یا ملت

بعد از جنبش تنباکو مردم و علما به قدرت خویش در صحنه سیاست ملی پی بردند. علاوه بر آن روابط تجاری و فرهنگی بین کشورهای اروپایی و ایران، آن ها را از رابطه تازه ای بین دولت و ملت به نام دموکراسی آگاه کرده بود. مردم از وضعیت خویش ناراضی بودند و توقعات و درخواست هایشان از دولت رو به فزونی بود. کاتوزیان نظر خویش را در مورد شرایط روانی اجتماعی نهفته در زیر بنای انقلاب مشروطه چنین بیان می دارد:

رشد تجارت خارجی، تنها یکی از جنبه های تماس بیش تر ایران با کشورهای اروپایی بود. رقابت روس و انگلیس دولت ایران را تضعیف می کرد؛ بی آن که آن را مستقیما با حکومت استعماری جایگزین کند. بدین سان ناتوانی شاه و دیوان آشکار می شد و مردم ایران تحقیر می شدند؛ مردمی که نظام سیاسی حاکم را تنها دلیل اسارت کشور می دانستند. رقابت روس و انگلیس معیارهای زندگی و آموزش اروپایی را که تحصیل کردگان ایرانی آن ها را صرفا ثمره اشکال مختلف حکومت مشروطه می دانستند، به نمایش می گذاشت و به آن ها آموخت که در نظامی دیگر، مالکیت خصوصی می تواند امن و قدرتمند باشد، قدرت سیاسی تقسیم شود، مقام های دولتی از امنیت بیش تری برخوردار باشند و جان و مال مردم در برابر تصمیمات بی ضابطه بهتر محافظت شود. به نظر آن ها، این همه آن چیزی بود که برای ایرانی آزاد، قدرتمند ومرفه بدان نیاز بود.(۲۲)

از نظر کاتوزیان در زمینه اجتماعی انقلاب مشروطه، مسایل سیاسی اجتماعی از درجه اهمیت بیش تری نسبت به مسایل اقتصادی برخوردار بودند.(۲۳)

لمبتون زمینه فرهنگی انقلاب مشروطه را مفصل تر توضیح می دهد. به عقیده او اغلب نویسندگان و گویندگان، ایران را در آن زمان مملکت اسلام می خواندند و شاه را پادشاه اسلام می دانستند. جنبش اصلاحی آنان علیه بیگانگانی بود که به «مملکت اسلام» و «مسلمانان» دست اندازی کرده بودند، نه «ایران» و «ایرانیان».(۲۴)

به طور کلی می توانیم بگوییم در زمینه اجتماعی انقلاب مشروطه، تضاد بین مردم به رهبری علما و ساخت سیاسی، اهمیت زیادی داشت. نظام سیاسی مستبد، کشور را در گرو وام هایی گذاشته بود که نه برای توسعه کشور، بلکه برای خوش گذرانی شاه و درباریانش صرف می شد. مردم خواهان عدالت و اصلاح نظام سیاسی بودند. آنان در همه جا به وسیله عوامل حکومتی سرکوب می شدند و هیچ گونه حق قانونی و سیاسی نداشتند. به دلیل سیاست های تازه دولت، موقعیت علما مورد تهدید واقع شده بود. تجار که دومین قشر محترم از مردم به حساب می آمدند، تحت فشار عوارض جدید و زیر سلطه رفتار خشن حکمرانان قرار داشتند. دیگر اقشار مردم نیز هر یک به نوعی سرکوب می شدند. درایالات (مثلا در فارس) حکمرانان زمین مالکان را بدون توجه به حقوق آنان تصاحب می کردند.(۲۵) حدود هشتاد درصد از جمعیت کشور در مناطق روستایی زندگی می کردند و نسبت مالیات به درآمدشان، حدود سی تا چهل درصد بود.(۲۶)

با رهبری مجتهدان عمده پایتخت و همراهی تجار، تلاش برای سرنگون کردن استبداد، ستم گری، سرکوب و تغییر ساخت سیاسی کشور آغاز شد.(۲۷)

روشن فکران مذهبی و روشن فکران مدرن نیز، پشتیبان اصلاحات بودند. در میان روشن فکران غیرمذهبی چهره هایی وجود دارند که با بابیه و بهائیه در ارتباط هستند. برخی از آنان آشکارا با دین مبین اسلام مخالفت می کردند و برخی دیگر در جلوه های دینی ظاهر می شدند. برخی از سیاست مداران درون دولت نیز، با انقلابیان موافقت داشتند.(۲۸) در بخش زیر به توصیف عمده ترین اقشار پیشرو مردم در این انقلاب می پردازیم.

۱۲. علما

علما به عنوان نواب عام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دارای اقتدار اجتماعی و سیاسی بودند؛ به همین علت در نزد مردم محترم شمرده می شدند. ارتباط علما با دیگر گروه های مردمی، نزدیک بود. به طور کلی سازمان مذهبی، گسترده ترین سازمان موجود در کشور بود. آنان دادگاه های شرع، مکتب خانه ها، مدارس علوم دینی و ارایه قوانین مدنی و اجتماعی را به عهده داشتند. بازار گوش به فرمان ایشان بود و مشروعیت اعمال خود را از تأیید آنان به دست می آورد. بودجه سازمان مذهبی از طریق اوقاف و تا اندازه ای از طریق خمس و زکات تأمین می شد. نظام خمس و زکات، در واقع یک نوع نظام تأمین اجتماعی بود که علما اداره کننده آن بودند. جایگاه هر کس در سلسله مراتب قدرت این سازمان به وسیله سواد و اقبال مردم مشخص می شد. مرجع و یا مراجع تقلید در رأس این نظام بودند. هرگاه یک مرجع علی الاطلاق پیدا می شد، آثار وحدت در میان جامعه مسلمانان هویدا می گردید؛ به طوری که در نهضت تنباکو چنین شد و دست شرکت رژی که نزدیک بود کشور را مستعمره انگلستان کند، کوتاه گردید.

بعد از فوت میرزای بزرگ شیرازی، مرجع عمده و عامی برای اجتماع شیعیان جهان وجود نداشت. درنجف، مرکز تشیع آن زمان، ملا محمد کاظم خراسانی و میرزا حسین تهرانی و سید محمدکاظم یزدی، از برجسته ترین مجتهدان بودند،(۲۹) و در تهران شیخ فضل الله نوری، سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبائی از مهم ترین آن ها به شمار می رفتند. بنابراین سازمان مذهبی از همان درجه از وحدت در رهبری که در جنبش تنباکو داشت، برخوردار نبود. علاوه برآن تاسیس مدارس ابتدایی جدید در تبریز و بعد از آن در تهران و دیگر شهرها، یکی از محدوده های متعلق به علما را تحدید کرده بود؛ گر چه سید محمد طباطبائی خود مدرسه «اسلام» را در پایتخت تأسیس نمود و یکی از روحانیان به نام شیخ هادی نجم آبادی، مدرسه رشدیه را بعد از عزل امین الدوله اداره می کرد.(۳۰)

در زمان انقلاب مشروطه چند روزنامه فارسی به تعداد نشریات موجود (روزنامه های رسمی دولتی و روزنامه های خصوصی مانند «اختر» که در استانبول، «حکمت» که در مصر، و «قانون» که در لندن نشریافتند) اضافه شده بود. این روزنامه ها عبارت بودند از: «حبل المتین» از کلکته، «تربیت» از تهران، «ثریا» و «پرورش» از مصر و «الحدید» از تبریز. هنوز مساجد و مدارس، مهم ترین عوامل ارتباط جمعی جامعه بودند؛ اما انتشار این روزنامه ها کنترل علما را بر وسائل ارتباط جمعی نسبت به گذشته کم تر کرده بود؛(۳۱) هر چند برخی از آنان را علما اداره می کردند و در آن ها مطلب می نوشتند.

لمبتون در این باره ادعا می کند:

طرح های مختلف محدود کردن حق بست نشینی، کم تر کردن قضاوت های شرعی، اعمال کنترل وقت و بی وقت بر درآمد اوقاف، کم کردن در آمد علما و گسترش نظام آموزشی دنیاگرایانه اعتراضات علما را که نگران از دست دادن قدرت بودند، برانگیخته بود.(۳۲)

اما به هر صورت تلاش حکومت برای اعمال محدودیت هایی بر اقتدار علما، هیچ کدام موفق نبود. آنان برای اعمال قدرت دولت بر علما در رجب ۱۳۲۱ (مهرماه ۱۲۸۲) به دستور عین الدوله در تهران به بازداشت چهارده طلبه مبادرت ورزیدند؛ آن ها را با چوب زدند و به هم زنجیر کرده به اردبیل تبعید کردند. این امر موجب انزجار علما و مردم شد و با سخنرانی و یا با بستن بازار در برخی از شهرها مخالفت خود را نشان دادند.(۳۳) یکی از حادترین مقابله های دولت با علما، به فلک بستن یک مجتهد در کرمان بر سر ماجرای اختلافات بین اقلیت های مذهبی بود. علما در تهران نسبت به این ماجرا اعتراض کردند و اعتراضاتشان به تغییر حاکم کرمان در رمضان ۱۳۲۳ه . ق (آبان ۱۲۸۴ ه . ش) منجر شد.(۳۴)

۲۲. بازاریان

در شرایط اقتصادی سیاسی آن زمان، بستن بازار وسیله سیاسی پرقدرتی تلقی می شد؛ از این رو پرقدرت ترین متحد علما، بازاریان بودند. تجارت، مهم ترین بخش اقتصاد ایران بود. کاتوزیان می گوید:

تردیدی نیست که افزایش حجم تجارت خارجی ایران، موجب تمرکز و ادغام بیش تر سرمایه تجاری شده بود.

به نظر او تجار بزرگ ایران در این زمان، از رشد تجارت خارجی سود بردند و بر قدرت سیاسی بالقوه خود افزودند.(۳۵)

عوامل دیگری علاوه بر تمایلات مذهبی ملی وجود داشت که بازاریان را به مخالفت با دولت می کشاند؛ از جمله این که ماموران بلژیکی گمرک، نسبت به صادرات و وادرات ایرانیان حسن نظر نداشتند؛ بخصوص از تجار مسلمان عوارض بیش تری می گرفتند و با آن ها بدرفتار بودند؛ در حالی که نسبت به تجار مسیحی چنین رفتاری نداشتند.(۳۶) به همین سبب در سال ۱۳۱۸ ه . ق وقتی که شاه سفر خویش به اروپا را تدارک می دید، تجار شورش هایی را در برخی از شهرهای ایران به پا کردند.(۳۷)

اعتراضات بعد از آن که شاه از سفرش برگشت، ادامه یافت؛ اما نتیجه ای به بار نیاورد. همچنین در زمان افزایش قیمت شکر به علت جنگ بین روسیه و ژاپن، از سوی دولت رفتار تحقیرآمیز دیگری نسبت به تجار سرشناس انجام شد. نخست وزیر تصمیم گرفت تا با زور قیمت شکر را پایین آورد. به دستور او حکمران تهران یک تاجر محترم شکر و چند تن از دیگر تجار را فلک کرد.(۳۸) این عمل موجب شورشی در شهر شد و به مهاجرت مردم و علما به حرم حضرت عبدالعظیم علیه السلام در دو روز بعد از حادثه انجامید که به مهاجرت صغرا مشهور است.

۳۲. روشن فکران

روشن فکران دوره مشروطه در دو گروه مذهبی و غیرمذهبی قابل دسته بندی هستند. هر دو گروه به علت اهداف ضد استبدادی مشترک، عمدتا در سایه رهبری علما حرکت می کردند و پس از آن که مشروطه برقرار شد و مظفرالدین شاه فرمان آن را امضا کرد، کم کم اکثر آنان صف خود را از علما جدا کردند.

از نظر لمبتون، میرزا ملکم خان، مشیرالدوله و سید جمال الدین اسدآبادی یک جنبش نوگرایی را در ایران قرن نوزدهم شروع کردند. وی در این باره می گوید:

جنبشی دو جهته برعلیه فساد و نفوذ خارجی [بود [و در عین حال به یک جنبش ملی و اسلامی تبدیل شد.(۳۹)

میرزا ملکم خان ارمنی، وزیر ناصرالدین شاه و حدود هفده سال نماینده ایران در دربار سنت جیمز بود. او در مقاله ای تحت عنوان «کتابچه غیبی» که به ناصرالدین شاه تقدیم کرد، به حمایت از قانون پرداخت. او اولین روزنامه به نام «قانون» را نیز منتشر نمود. در همین دوره و بعد از آن در دوره مظفر الدین شاه، مستشار الدوله، نویسنده کتاب «یک کلمه» که حقوق انسان ها را در اروپا با قرآن و سنت مقایسه می کرد، تنها راه نجات ایران از تجاوزهای بیگانگان و بی اعتباری دربار را وضع قوانین عادلانه متناسب با اصول اسلامی، تساوی همگان در مقابل قانون، آزادی افکار و نوگرایی عنوان می کرد.(۴۰)

به طوری که لمبتون اشاره می کند، مخاطبان میرزا ملکم خان بیش تر کارکنان دولت و روشن فکران بودند؛ اما سید جمال الدین اسدآبادی با مردم و برخی مواقع با علما سخن می گفت؛ ولی او در آخرین نامه ای که از زندان باب علی در استانبول برای هم فکرانش نوشته است، از این که تمام کوشش خویش را صرف روشن گری مردم نکرده، اعلام تأسف نموده است.(۴۱)

در دسته بندی روشن فکران به مذهبی و غیرمذهبی می توان گفت که سید جمال، از جمله نمونه های روشن فکران مذهبی، و میرزا ملکم خان، از زمزه روشن فکران غیرمذهبی به حساب می آیند.

در میان روشن فکران غیرمذهبی، چهره های وابسته به فرقه های بابیه، ازلیه و بهائیه نیز مشاهده می شوند. کسانی از روشن فکران فعال در نهضت مشروطه که وابسته به این فرقه ها و عمدتا بابی ذکر شده اند، عبارتند از: میرزا آقا خان کرمانی، سید احمد روحی، ابراهیم حکیمی، سید جمال واعظ، ملک المتکلمین و علی محمد و یحیی دولت آبادی. این گروه از روشن فکران در زمان مشروطه نه این که به تبلیغ بابیت بپردازند، بلکه افکار مخالف با دین و علما داشتند و در جهت دموکراسی لیبرال فعالیت می کردند. آنان در این راه از پشتیبانی دولت های بیگانه برخوردار بودند و از این وابستگی هم ابایی نداشتند. عباس افندی، رهبر بهائیه، در همین دوره مفتخر بود که لقب «سِر» از دولت انگلستان دریافت دارد.

کسانی مانند میرزاملکم خان ارمنی، از ابتدا آشکارا تعهدی به دیانت اسلام نداشتند و به فکر غربی کردن کشور بودند. او کوشید «جامع آدمیت» را تاسیس کند. اهداف وی از تشکیل این جامعه به طوری که برای ویلفرد سکاون بلانت (۴۲) نویسنده کتاب «تاریخ محرمانه اشغال مصر توسط انگلستان» گفته و لمبتون نقل کرده به شرح زیر می باشد:

من به اروپا رفته و نظام های دینی، اجتماعی و سیاسی آنان را مطالعه کردم. من روحیه فرقه های مختلف مسیحیت و سازمان جوامع مخفی و فراماسونری را آموختم و به برنامه ای رسیدم که باید عقل سیاسی اروپا را با عقل دینی آسیایی با هم به کار گیرد. من می دانستم که بی فایده است ایران را به الگوی اروپایی تغییر شکل دهیم و تصمیم گرفتم محتوای اصلاحات خود را به لباسی بپوشانم که مردم من بتوانند آن را بفهمند؛ آن لباس مذهب بود.(۴۳)

ملکم خان فراموش خانه را که لژهای فراماسونری در ایران بود، تأسیس کرد.(۴۴) تأسیس اولین فراموش خانه به میرزا ملکم خان نسبت داده می شود، و گفته می شود که بیش ترین اعضای اصلی آن، دانشجویان سابق دارالفنون (تاسیس ربیع الاول سال ۱۲۶۸، دسامبر و ژانویه ۱۸۵۱ ۱۸۵۲) بودند؛ اولین مدرسه ای که در آن علوم جدید تدریس می شد. رئیس اولین فراموش خانه که فراماسونری انگلستان و فرانسه وی را به رسمیت شناختند، یعقوب خان، پدر میرزا ملکم خان بود.(۴۵) این انجمن درتاریخ ۱۲ ربیع الثانی ۱۲۷۸ مطابق با ۱۹ اکتبر ۱۸۶۱ توسط ناصرالدین شاه بسته اعلام شد و یعقوب خان به استانبول تبعید شد؛ اما میرزا ملکم خان فعالیت های خویش را در ایران ادامه داد و ادعا [نمود] که دین جدیدی که همان مذهب آدمیت باشد را ایجاد کرده و پیروان زیادی به دست آورده است».(۴۶)

جدای از فراموش خانه، لمبتون اعلام می دارد که انجمن های نیمه مخفی تحت عنوان انجمن های ملی در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه در ایران شکل گرفت؛ اما مطمئن نیست این حرکت مربوط به فعالیت های میرزا ملکم خان مربوط باشد. «گر چه اعضای حداقل تعداد کمی از آن ها از تخصص های مختلف برخوردار بودند؛ اما به نظررسد عمدتا اعضای آن ها از میان علمای با درجه متوسط بوده باشند».(۴۷) این انجمن ها در جهت «شکل دادن به منافع» مردم ناراضی در انقلاب مشروطه فعال بودند.(۴۸)

روشن فکران عمدتا از طریق این انجمن ها و نیز روزنامه ها در این نهضت فعال بودند. نوشتن اعلامیه نیز، راه دیگری بود که روشن فکران و

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.