خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل خوارج و نگرش به قرآن
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل خوارج و نگرش به قرآن قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تاریخ وهابیت
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تاریخ وهابیت قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
13ساعت
31دقیقه
42ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حرکت در سایه (نقش فرق ضاله در مشروطیت)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 78

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل حرکت در سایه (نقش فرق ضاله در مشروطیت)!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل حرکت در سایه (نقش فرق ضاله در مشروطیت) بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل حرکت در سایه (نقش فرق ضاله در مشروطیت) از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل حرکت در سایه (نقش فرق ضاله در مشروطیت) شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل حرکت در سایه (نقش فرق ضاله در مشروطیت) استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل حرکت در سایه (نقش فرق ضاله در مشروطیت) با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل حرکت در سایه (نقش فرق ضاله در مشروطیت) قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل حرکت در سایه (نقش فرق ضاله در مشروطیت) حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل حرکت در سایه (نقش فرق ضاله در مشروطیت) به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حرکت در سایه (نقش فرق ضاله در مشروطیت) :

مقدّمه

با گذشت بیش از یک قرن از آغاز نهضت عدالت خانه و تبدیل آن به نهضت مشروطیت ایران، سؤال های متعدد و متنوّعی ذهن محققّان را به خود مشغول می سازد. در ابتدای نهضت، شعارها صرفا جنبه دینی داشتند و پرچمدار مبارزه، روحانیت بود، اما به تدریج، جریانی دیگر در عرصه فعالیت های سیاسی اجتماعی جامعه رخ نمود، به گونه ای که در اندک زمانی رو در روی روحانیت ایستاد و در نهایت نیز توانست بر جریان اصیل نهضت، مسلّط شود. مگر نه اینکه جریان های فکری گوناگون در ابتدای نهضت عدالت خانه، در سایه اقتدار روحانیت به فعالیت خویش ادامه می دادند؛ پس چگونه توانستند روحانیت اصیل را از صحنه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور کنار بزنند؟ آیا اساسا افرادی با اعتقادات ضد دینی در میان مبارزان و فعّالان ضد استبداد قاجاریه وجود داشتند، یا آنکه ادعای وجود چنین افرادی از سوی متشرّعان، حربه ای برای ساکت و منکوب کردن حریف بود؟به راستی، رواج اصطلاح مشروطیت از چه زمانی آغاز شد و اصولاً چگونه عنوان حرکت ملت از عدالت خانه به مشروطیت تغییر یافت؟

تغییر در شعارها نوعا با تغییر در فرهنگ همراه است و تغییر در فرهنگ هر جامعه ای نیز مستلزم وجود زمینه های گوناگون می باشد. از سوی دیگر، تغییر در فرهنگ جامعه نیازمند زمانی است بسیار طولانی، در حالی که در جریان قیام ملت، در طول مدت یک ماه مهاجرت کبرا شعاری جدید با اهدافی بسیار فراتر از عدالت خانه در جامعه مذهبی ایران طرح شد و گسترش یافت. وجود افرادی مختلف العقیده مانند زرتشتی ها، سوسیالیست ها، صوفی ها و بسیاری از افراد با عقاید التقاطی، که زیر لوای بخشی از روحانیت قرار داشتند، چه معنا و مفهومی داشت؟برای یافتن جواب یا جواب های مناسب برای سؤالات مزبور و انبوه سؤالات دیگر، باید توجه خود را به حرکتی خزنده معطوف کنیم که خود را به سایه قدرت با عظمت روحانیت کشاند، با استفاده از سادگی و عدم توجه بخشی از روحانیت، پر و بال پیدا کرد و باعث اختلاف و تشتّت در میان علما و روحانیان شد و در نهایت، عده ای از علما را به کشتن داد یا به تبعید کشاند. در واقع، جامعه جولانگاه عناصر مشکوکی شد که توانسته بودند با استفاده ابزاری از بخشی از روحانیت، رشد یابند. وجود گروه و جریان خزنده مزبور در این مقاله، تحت عنوان «حرکت در سایه» مطرح می شود. به عبارت واضح تر، هدف این مقاله بررسی نقش فرق و گروه هایی است که حرکت آن ها موازی حرکت روحانیت اصیل بود، ولی توانستند روحانیت اصیل را در دست یابی به اهداف خویش ناکام بگذارند. در نتیجه ادامه کار این گروه ها و تسلّط بیش از پیش اجانب بر کشور، بسیاری از فعّالان در صحنه های اجتماع، به شکست نهضت مشروطه اعتراف نموده، حتی نسبت به آن بیزاری جستند؛ علمایی همچون نائینی و یا غرب گرایانی مانند دولت آبادی و التقاطیانی همانند ناظم الاسلام کرمانی.(۱) باشد که با مطالعه نهضت عدالت خانه و مشروطیت، آفات و عوامل انحراف آن نهضت عظیم مردمی را بدانیم؛ نهضتی که با شعار اسلام و رهبری روحانیت آغاز شد، اما به واسطه وجود اندیشه های التقاطی و نفوذ فرقه های انحرافی، جریان مردمی و دینی را به جاده ناکجاآباد راهنمایی کرد و افراد منحرف توانستند زمام امور را به دست گیرند و برای آنکه بتوانند شجره خبیثه خود را بارور نمایند، خون بهترین یاوران حق را به پای آن ریختند؛ خون بزرگوارانی همچون شیخ فضل اللّه کجوری (نوری) که اندیشه های تابناک او بیان کننده بینشی فراتر از زمان خود او بود.

الف. گرایش های انحرافی در اندیشه اصیل مهدویت در عصر مشروطه

از طلوع خورشید حیات بخش اسلام تاکنون، واژه «مهدی» و «مهدویت» دارای جایگاهی خاص بوده است. معصومان علیهم السلام همواره امّت اسلامی را به قیام حجت خدا نوید داده اند؛ زیرا با ظهور آن حضرت، انسان ها خواهند توانست در جهانی آباد زندگی با آرامش و کمال را تجربه کنند. احادیث رسیده از پیامبر صلی الله علیه و آله و دیگر معصومان علیهم السلام به خوبی این آینده را ترسیم کرده، همواره مسلمانان و حق طلبان را به تحمّل سختی ها و بردباری تشویق نموده اند.(۲) به عبارت دیگر، با ترویج فرهنگ «مهدویت» هر گونه یأس و ناامیدی و تسلیم بی قید و شرط در مقابل ستمگری ها و حوادث زمان از بین خواهد رفت و یک منتظر حقیقی سعی خواهد نمود خود یک مصلح باشد.

متأسفانه در مقاطعی از تاریخ، افرادی ساده لوح در دام فتنه جویان و عقاید التقاطی افتاده اند که با استفاده از نام «مهدی» و «مهدویت» و با ایجاد فرقه ها و گروه هایی در مقابل راه حق و حقیقت موضع گیری کردند. برای مثال، فرقه هایی همانند «زیدیه»،(۳) «واقفیه»،(۴) «اسماعیلیه»(۵) و یسانیه»(۶) را می توان از این گروه شمرد که توانستند از عامل لتقاط و انحراف استفاده کرده، در مقابل ائمّه هدی علیهم السلام موضع گیری کنند. این فرق افرادی را تحت عنوان «مهدی» به معه معرفی کردند.(۷)

شهادت امام حسن عسکری علیه السلام در سال ۲۶۰ ه. آغاز امامت و زعامت امام دوازدهم علیه السلام است.(۸) در این زمان، فعالیت های حکومت بنی عبّاس نسبت به اهل بیت علیهم السلام شدت گرفت؛ زیرا در حدود سه قرن از آغاز اسلام، لفظ «مهدی» و «فرهنگ کفرستیزی» آن زینت بخش افکار آزادی خواهان و فرهیختگان جامعه بود. بدین روی، حکومت جابرانه بنی عبّاس در پی دستگیری و نابودی منجی عالم بشریت برآمد، اما بنابر مشیّت الهی و لطف خدای متعال، آن امام همام از نظرها غایب و دوران غیبت صغرا آغاز شد. چهار تن از علما و بزرگان شیعه به عنوان سفیران و واسطه های میان امام علیه السلام و شیعیان مقرّر گشتند که آخرین آن ها جناب علی بن محمّد سمری بود که در روز نیمه شعبان سال ۳۲۹ دار فانی را وداع گفت.(۹)بحث «بابیت» امام دوازدهم پس از جناب سمری برای همیشه مسدود اعلام شد و اگر کسی ادعایی در این زمینه نموده، مورد لعن و طرد شیعیان قرار گرفته است. آنچه در متون حدیثی آمده تأکید بر این مطلب است که وجود عناوینی مانند «باب» یا «سفیر» پس از نوّاب خاص بر کسی اطلاق نشود(۱۰) و آنان فقط چهار نفر بوده اند.(۱۱)

پس از مرگ آخرین نایب خاصّ امام دوازدهم علیه السلام ، زمان غیبت کبرا آغاز شد. در این زمان، محور دین و اعتقادات شیعیان، روحانیت اصیل شیعی است که وظیفه خطیر و راهبری شیعیان را مراجع تقلید و بزرگان دینی همانند شیخ صدوق، سید مرتضی، علاّ مه حلّی، مقدّس اردبیلی، حجه الاسلام شفتی و شیخ انصاری بر عهده داشته اند.با ظهور تمدن جدید در مغرب زمین و موج غرب زدگی همراه با استعمار، توجه دولت های استعماری به عامل وحدت و یکپارچگی ملت ایران معطوف شد. عامل اصلی وحدت و یکپارچگی ملت ایران، تشیّع به رهبری مراجع تقلید دینی، به عنوان نایبان امام مهدی (عج)، بود که به همراه ایرانی بودن، توانسته است سدّی محکم در مقابل هر نوع تجاوز و بیگانه باوری باشد. این دو عامل همواره به عنوان اکسیری حیاتی ضامن بقای ملت سرافراز ایران بوده اند. بیگانگان برای آنکه بتوانند بر جان و مال و ناموس و عقیده مردم مسلّط شوند سعی کرده اند در اعتقادات و مردم ما رخنه نمایند.

۱. فرقه شیخیه

زمان سلطنت فتحعلی شاه قاجار شخصی به نام شیخ احمد احسایی، عقایدی جدید منتشر ساخت. وی اگرچه در عتبات عالیات به تحصیل علوم دینی اقدام نموده بود و استادان برجسته ای داشت،(۱۲) اما نتوانست مسئله زنده بودن امام دوازدهم به مدت یک هزار سال را برای خود حل نماید. در نتیجه، به سبب ضعف عقیده خویش، معتقد شد: امام موعود به جهان «هور قلیایی» رفته است.(۱۳) جهان «هور قلیایی» را می توان به عالم «برزخ» معنا کرد.(۱۴) وی در عین حال نیز از عتقاد به ظهور مهدی آخرالزمان دست نکشید و معتقد شد که صاحب الزمان در کالبد دیگری پیدا خواهد شد.(۱۵) وی برای تکمیل عقاید خود، باب نیابت خاص را مفتوح کرد و خود را تلویحا نایب خاص امام زمان علیه السلام خواند و برای خود عنوان «رکن رابع» یا «شیعه کامل» را برگزید.(۱۶) طبق عقاید شیخیه، اصول معاد و عدالت از اصول اعتقادی حذف و به جای آن «رکن رابع» در اصول مذهب قرار داده شد؛(۱۷) یعنی اصول دین عبارتند از: خدا، پیامبر، امام و نائب یا «رکن رابع».(۱۸) شیخ احمد احسایی سعی می نمود عقاید خویش را مستند به خواب نماید و هرگاه از او می پرسیدند این سخن را از چه کسی می گویی؟ می گفت از حضرت صادق علیه السلام شنیدم.(۱۹)بیان این گونه اعتقادات در زمانی که ایرانیان از روس ها شکست خورده بودند، باعث شد در میان توده ملت، سر و صداهایی ایجاد کند. با شیوع این گونه عقاید انحرافی بین مردم، عده ای ساده لوح جذب شیخ شدند و این اولین قدمی بود که به وحدت شیعیان در آن عصر لطمه وارد ساخت؛ زیرا این سخنان از یک سو، مرجعیت عام فقها را خدشه دار می کرد و از سوی دیگر، ملت ایران را نسبت به مهدویت و ظهور حجت حق، دچار تزلزل و تشتّت می نمود.

این جریان، آغاز یک ماجرای غم انگیز بود؛ زیرا جانشینان شیخ پا را فراتر نهاده، بدعت های تازه ای وارد مذهب شیعه نمودند. به هر حال، پیروان شیخ احمد احسایی را «شیخیه» نامیدند، در مقابل متشرّعه یا پیروان مراجع تقلید. شیخ احمد احسایی در سال ۱۲۴۱ ق از دنیا رفت(۲۰) و جانشین او شخصی به نام سیدکاظم رشتی معیّن گردید. سیدکاظم رشتی در سال ۱۲۵۹ ه. وفات کرد. او برای خود جانشین به عنوان رکن رابع تعیین نکرد؛ زیرا معتقد بود زمان ظهور حجت حق بسیار نزدیک است و نیازی به جانشین نیست.(۲۱) این امر اختلاف میان شیخیه را سبب شد. از سوی دیگر، متشرّعه شیخیان را محکوم می نمودند. همچنین میان خود شیخیان نزاع و اختلاف رو به فزونی گذارد.

شیخیه به دو فرقه تقسیم شدند: ۱. «کریمخانیان» در کرمان؛ ۲. پیروان میرزا شفیع در تبریز.(۲۲) در این آشفته بازار، آنکه توانست از آب گل آلود ماهی بگیرد، دولت های استعماری بودند؛ زیرا شخص ثالثی در شیراز نیز ادعای جانشینی سید رشتی را نمود؛ او علی محمّد نام داشت.(۲۳)

۲. فرقه بابیه

علی محمد شیرازی در عتبات به حلقه شاگردی سید کاظم رشتی پیوست(۲۴) و پس از مرگ سید رشتی، که ۲۴ سال داشت، ادعا نمود وی «باب» (نایب خاص امام زمان) است. ملاّ حسین بشرویه اولین کسی بود که به وی معتقد شد و به او لقب «باب الباب» داده شد.(۲۵) بیشتر پیروان باب را پیروان سید رشتی تشکیل دادند که در پی یافتن امام زمان بودند. پس از چندی که علی محمّد شیرازی موقعیت را مناسب دید، اظهار مهدویت نمود و گفت: وی همان امام غایب و معهود سید رشتی است.(۲۶)

علی محمّد شیرازی در سال ۱۲۶۴ ه. با نوشتن کتاب خود، دین اسلام را منسوخ اعلام نمود(۲۷) و پس از چندی اعلام نمود که پیامبر است و سرانجام، ادعای الوهیت کرد.(۲۸)علی محمّد باب در سال ۱۲۶۶ در زمان صدارت امیر کبیر دستگیر و به دار مجازات آویخته شد.(۲۹)هنگامی که باب در زندان به سر می برد، پیروان او در نقاط گوناگون ایران آشوب هایی را باعث شدند؛ آشوب ها و بلواهایی که با خشونت همراه بودند.در عین حال، اعمال پیروان «باب» باعث حیرانی مردم می شد. «ملاّ حسین با دویست و دو نفر، که قدّوس پیشاپیش آنان بود، از قلعه “طبرسی” خارج شدند و ملاّ حسین با نعره “یا صاحب الزمان” به قشون دولتی حمله می کردند. ملاّ حسین وضو می گرفت و نماز می خواند و این اعمال ضد و نقیض، انسان را حیران می سازد.»(۳۰)محمّد باب و پیروانش با تطبیق بعضی از روایات مربوط به آخرالزمان، خود را مصادیق حق و مخالفان خود را مصادیق باطل قرار می دادند. آنان همچنین سعی در نشر احادیث معصومان در مورد مهدویت می نمودند و با مصداق سازی، علی محمّد را حجت حق می دانستند. «نقش نگین باب، “لااله الااللّه محمد رسول الله و علی ولی الله ۲۷۳” بود و عدد ۲۷۳ برابر عدد علی محمّد باب است.»(۳۱)با گسترش و نشر افکار انحرافیِ بابیان و ایجاد آشوب و بلوا در تعدادی از شهرهای ایران، حرکات آنان توجه محافل و مراکز استعماری را به سوی خود جلب نمود.(۳۲) وزارت خارجه انگلیس خواستار اطلاعات تازه و واضحی درباره بابیان از نماینده سیاسی خود در ایران شد.(۳۳) نه تنها انگلیس، بلکه وسیه نیز با نگاهی دقیق، مراحل رشد این جریان مجهول و مجعول را زیر نظر می گرفت، به گونه ای که در بلوای زنجان در سال ۱۲۶۴، بابی ها منتظر دخالت نیروهای روسیه شدند. روس ها در این مقطع زمانی، توجه زیادی به رشد عقاید انحرافی در ایران داشتند؛ زیرا تسلّط انگلیس ها بر عثمانی به واسطه همین سیاست شیطانی (تفرقه بینداز و حکومت کن) بود و حال نوبت امپراتوری روس بود که از این راهکار نهایت استفاده را ببرد.(۳۴) میزان عنایت بیگانگان به «باب» چنان بود که هنگام اعدام وی، کنسول روس در این مراسم شرکت کرد و صحنه اعدام را به وسیله نقاشی چیره دست به تصویر کشید.(۳۵)استعمارگران با بسط عقاید وی، کوشیدند تخم نفاق و تفرقه را در سرتاسر کشور اسلامی بپاشند و کار به آنجا رسید که بسیاری از فعّالان نهضت مشروطیت ایران، دانسته یا ندانسته بعضی از مبانی و سخنان باب را، که عینا هدف و آرزوی بیگانگان بود، پذیرا شدند و آن را تبلیغ کردند.پس از جریان سوء قصد به ناصرالدین شاه، که به بابی ها منسوب می شد، بسیاری از آنان کشته شدند، ولی یحیی صبح ازل (که به عنوان جانشین باب شناخته می شد) و میرزا حسین علی بهاءالله به وساطت سفیر روسیه از زندان آزاد شدند.(۳۶) با اخراج دو برادر، یعنی صبح ازل و بهاءالله، حیات سیاسی این فرقه وارد مرحله جدیدی شد.(۳۷) این دو نفر و افراد همراهشان به عراق تبعید شدند. پس از ورود به عراق، میان آن ها اختلاف بروز کرد که باعث جدایی و تأسیس دو خط فکری جدید شد. پیروان صبح ازل را «ازلی» نامیدند و پیروان بهاء الله را «بهائی» گفتند. ازلیان در ایران به شدت خود را پنهان می نمودند، ولی در دو میدان مبارزه می کردند: در میدانی با بهائیان و در میدانی دیگر، با متشرّعه (پیروان علمای شیعه). نشین صبح ازل در ایران، حاج میرزا هادی دولت آبادی بود که فرزند وی یحیی دولت آبادی در جنبش مشروطه نقش مرموز، اما مهمی بر عهده گرفت.(۳۸) ازلیان به رهبری هادی دولت آبادی سعی می کردند به گونه ای رفتار کنند که هیچ کس به آنان ظنین نشود: «بعد از صبح ازل، میرزا هادی دولت آبادی پیشوای ازلیه شد، به شرط تقیّه، و بالای منبر رفت و باب را سب و لعن نمود و پس از وی، پسرش میرزا یحیی دولت آبادی و جانشین او محمدصادق ابراهیمی رهبر ازلی ها گردید.»(۳۹)با نظری اجمالی به حرکات و فعالیت های گروه بابی، می توان گفت: عده ای در میان آنان «ابتدا برای تحقق حق و ظهور مهدی قیام کرده بودند، بعد از آنکه قدمی چند برداشتند و در جامعه به بابی مشهور شدند، با سیّد باب، شریک در بساط دین سازی شدند»(۴۰) و عده ای دیگر از اطرافیان باب حتی افرادی که به «حروف حی»(۴۱) معروف شدند نیز به درستی به دعاوی باب آگاهی نداشتند و خود باب نیز به پریشان گویی مشهور بود. در واقع، «دستی پنهانی هر لحظه دستوری به باب الغا می کرد و امید رسیدن به سلطنت دینی و جهانی ممالک اسلامی را در سر وی گنجانده بودند.»(۴۲) به خوبی می توان آن دست پنهانی را یافت؛ زیرا اگرچه این دست پنهانی نتوانسته بود خود باب را از مرگ نجات بدهد، ولی در مواقع حسّاس، که احتمال می رفت جان افرادی همچون صبح ازل و بهاء به خطر بیفتد، به طور رسمی وارد میدان می شد. این دست پنهانی،زمانی صدراعظم نوری و وقت دیگر، خود سفارت روسیه تزاری بود؛(۴۳) چنانکه اسم یکی از بابیان مشهور به نام سید جواد بلائی، (استادِ میرزا آقاخان کرمانی و شیخ احمد روحی)… به وسیله میرزا حسین خان مشیرالدوله و سپهسالار اعظم از زمره سیاهه بابیان محو شد و به اشارت مشیرالدوله عازم کرمان گردید.(۴۴) این افراد تحت عناوینی همچون «فراماسون» سرسپردگی خویش را به بیگانگان ثابت نمودند و در حفظ و حراست از فرق ضالّه نیز کوتاهی ننمودند.میرزا آقاخان کرمانی و شیخ احمد روحی، از فعّالان فرقه «ازلی» و به احتمال قوی، عضو فراماسون جهانی نیز بودند. می توان گفت: کرمانی و روحی از جمله کسانی بودند که افکار و عملکرد آن ها توانست عده ای از مشروطه خواهان را تحت تأثیر قرار دهد. این دو نفر به همراه مترجم همایون، دامادهای صبح ازل بودند.(۴۵)

روحی و آقاخان پس از مدتی، از ایران به اسلامبول رفتند و در آن شهر اقامت گزیدند. ارتباط و فعالیت این دو نفر با ملکم خان و سیدجمال الدین اسدآبادی می تواند از مهم ترین وقایع آن زمان باشد. در مدت اقامتشان در ترکیه، کتاب حاجی بابا را از انگلیسی به فارسی ترجمه و نیز کتاب هشت بهشت را تألیف نمودند.(۴۶) آن ها در این کتاب، خود را پیرو شریعت «بیان» معرفی می کنند.برای آنکه بتوان به نحوه تأثیرگذاری آنان بر عده ای از مشروطه طلب ها پی برد، بهتر است به گزیده ای از مطالب کتاب هشت بهشت توجه کنیم؛ کلمات و عباراتی که دارای ظواهری بعضا فریبنده، اما باطنا انحرافی اند:

«… لهذا، مسلمانان نیز به ظواهر کتاب و سنّت اکتفا جسته، از حقیقت غافل و بی بهره ماندند… و پیامبر ختمی مآب، زیادت قوم و شوکت اسلامیان را وعده داده بود به ظهور مهدی و قائم که باطن قرآن را بر مردم ظاهر سازد.»(۴۷) این عبارات، از کلماتی بسیار زیبا تشکیل یافته اند که می توانند آرزوی هر مسلمان آزاده و پاک باشند؛ اما در ادامه آمده است: «…و مصداق این ها نیست، مگر شریعت پاکِ بیان که جامع کتب و صحّت کل انبیاء و مرسلین است و حقایق ادیان و جواهر شرایع به جهانیان ظاهر نماید.»(۴۸)

اساسی ترین شعارهای مطرح شده در جریان نهضت مشروطیت را می توان آزادی و مساوات(۴۹) دانست. مؤلّفان هشت بهشت نیز می نویسند: «شریعت “بیان” چنان قانون مساوات و عدل تأمین می کند که مقاصد این اقوام را به عمل می آید، بدون آنکه ظلمی هم به اساس شرایع وارد بیاید.»

از نظر مؤلفان هشت بهشت، یکی از موارد مساوات «عدم حجاب زنان و مساوات ایشان با مردان در جمیع حقوق حیاتیه» ت؛ چرا که «حجاب زنان و عدم مخالطه ایشان با مردان و اسقاط آنان از حقوق بشریت … موجب هزارگونه فساد در عالم انسانیت شده…»(۵۰) و در جایی دیگر می نویسند: «حکم به عدم حجاب … به واسطه اختلاط و آمیزش و ترقّی و امر تمدن… و کثرت معاشرت و جماعات است و اینکه در همه حقوق از تعلیم و تربیت و حکومت و ارث و صناعت و تجارت، مساوی مردان باشند.»(۵۱) آیا به راستی، اسلام این گونه مساوات را تبلیغ می کند؟به عقیده شیعیان، در زمان غیبت امام عصر (عج) مرجع دینی و فقهی و محور امور سیاسی اجتماعی مرجعیت شیعه است. این محور حفظ وحدت اسلامی نیز از حملات مؤلّفان هشت بهشت در امان نمانده است؛ می نویسند: «… لاجرم “آئین بیان” تقلید و تعبّد را حرام کرد»(۵۲) و در جایی دیگر آمده است: … در فهمیدن تکالیف دینی خود، همه کس بالسّویّه مکلّف به تحقیق و تدقیق اند.»(۵۳)در مورد معاد نیز عقیده دارند: «از معتقدات ادیان آسمانی، وجود سرایی دیگر است، اما شریعت “بیان” به گونه ای دیگر می اندیشد؛ زیرا می گوید: این شریعت جزا را از عمل منفصل نمی دارد و حالت منتظره مفارقی نمی گذارد، بلکه مکافات را عین عمل قرار می دهد و هیچ کس را به وعده نسیه فردا تطمیع نمی کند و موهوم را از نفوس برمی دارد و همه آنچه می گوید نقد و حاضر است.»(۵۴)قرآن کتاب آسمانی مسلمانان نیز از حمله بی نصیب نمانده است. درباره آن نوشته اند: «قرآن کریم را هم اگرچه در هنگام نزول، کتاب وحی می نوشتند، اما ترتیب اصلی آن به هم خورد و پاره ای تحریفات در مواضع کلمه نمودند و به قدر ثلث قرآن را از میان بردند برخلاف کتاب “بیان”.»(۵۵)در مورد مهدویت، البته آن را قبول داشتند؛ چرا که از نظر آنان، امام موعود نیست غیر از علی محمّد باب، که او را شریک قرآن و مظهر اسلام بر کل ادیان می پنداشتند.(۵۶)

و در نهایت، از منظر آنان، «احکام شریعت اسلام مناسب عصر جاهلیت و عشایر و اقوام وحشی و بادیه نشین است و هرگز مردم متمدن و ارباب علم و اخلاق را سیراب نتواند کرد»(۵۷) و این درست همان شعاری است که بعدها برخی از مشروطه طلبان تبریز آن را اعلام کردند.(۵۸)در عرصه فعالیت های سیاسی آن عصر ایران، بهائیان، به عنوان عامل روسیه شناخته می شدند و حمایت های بی دریغ دولت روس تزاری از آنان آشکار بود. برای نمونه، می توان به پرداخت مقرّری به بهاءاللّه از طرف آن دولت اشاره کرد.(۵۹) اما ازلیان در این زمینه، چشم به حمایت های بریتانیا داشتند؛ چرا که سیاست های آنان با سیاست عمومی لندن مطابقت بیشتری داشت؛ «زیرا ازلی ها معتقد به الغای وطن نیستند»(۶۰) و این یعنی سیاست انگلیس که با حفظ ظاهر سیاسی یک ملت، در فکر چپاول آن بودند، در حالی که سیاست روسیه تزاری، به دنبال الحاق ایران به خاک روسیه بود و این سیاست با اعتقادات بهائیان مطابقت داشت «که در عقایدشان به صراحت، به الغای وطن اشاره می کنند.»(۶۱)پس از گسترش عقاید ضد دینی ازلی ها و بابی ها در سطح جامعه و فعالیت جدید بیگانگان برای رشد و بالندگی آنان، علمای بیداردل شیعه، بخصوص مراجع تقلید، با این افکار به شدت به مبارزه برخاستند. با حمایت علما و تأثیرپذیری ملت از فرامین علمای هر شهر و دیار، بیگانگان دریافتند که نمی توان به آسانی افکار پلید و شیطانی این فرق را گسترش داد. روحانیت شیعه در طول حاکمیت قاجاریه، نفوذ خود را در جامعه تحکیم می بخشید و باید گفت که اعتقادات سلاطین قاجاریه نیز عامل مهمی در این امر بودند.(۶۲) اگر چه حضور افراد غربگرا و بخصوص فراماسون در دربار سلاطین قاجاریه، باعث به وجود آمدن سیاست هایی برای محدود ساختن قدرت روحانیت شیعه در سیاست شد، اما هیچ گاه نتوانست نفوذ آنان را از میان توده ها کم رنگ کند و این حضور عاملی بود که دولت های استعماری را به فکر انداخت تا با ایجاد آشفته بازاری در سرتاسر ایران و الغای عقاید به ظاهر اسلامی، ضربه ای جبران ناپذیر بر نهاد مقدّس روحانیت وارد کنند، و هیچ عاملی برای این کار بهتر و مناسب تر از افکار التقاطی ندیدند؛ چرا که در چنین بینشی، ضعفی آشکار نسبت به اسلام وجود دارد و می توانستند مترجم خوبی برای افکار فرق ضالّه ای چون «ازلی» باشند.

ب. انقلاب مشروطه و جریان های مختلف

زیاد شدن فاصله میان درباریان و مردم، که از زمان محمّد شاه قاجار سیر صعودی یافته بود، باعث دوگانگی میان ملت و دولت شد. این ازدیاد فاصله، ظلم و جور بعضی از حکّام و درباریان را نیز به دنبال داشت. از سوی دیگر، وجود فقر، عقب ماندگی علمی و صنعتی، رفت و آمدهایی که برخی از جوانان جویای کار و یا تحصیل، به روسیه و انگلیس و دولت های دیگر داشتند، مسئله شکست روسیه تزاری از ژاپن و برخی مسائل دیگر ایجاد نگرشی نو در امر حکومت را به دنبال خود داشت و جوّ ناآرامی ایجاد نمود که فقط منتظر بهانه ای کوچک بود؛(۶۳) بهانه ای که بتواند باعث یک حرکت عمومی در جهت اصلاحات و پیشرفت جامعه ایرانی شود. علمای بزرگ شیعی نیز از وضعیت موجود سیاسی اقتصادی کشور رضایت نداشتند، بلکه در پی یک راهکار مناسب بودند؛ زیرا عملکرد آنان در جریان نهضت تحریم تنباکو، توانسته بود ضربه محکمی بر انگلیس وارد کند. بنابراین، در آن زمان نیز حرکتی صحیح و حساب شده می توانست یک دگرگونی اسلامی و مذهبی را سامان بخشد؛ عملی که به دور از هر گونه افراط و تفریط باشد.افراد دیگری نیز که در ارتباط بیشتری با افکار غربیان و تحت تأثیر پیشرفت های ظاهری جوامع خارج از ایران بودند و بعدها «منوّرالفکر» نامیده شدند، در فکر ایجاد اصلاحاتی فراگیر در جامعه آن روز بودند. این افراد گرایش های مختلفی داشتند. برخی از آنان، که دارای عقاید ضعیف مذهبی بودند، به ورطه خطرناک التقاط روی آوردند؛ یعنی می خواستند با حفظ بعضی از ظواهر اسلامی، باطن فرهنگ غرب را وارد ایران کنند. این گروه در فکر اصلاح فرهنگ بومی و اسلامی و بالندگی اعتقادات اسلامی جامعه نبودند، بلکه اعتقاد داشتند فرهنگ غربی باید فرهنگ سنّتی و بومی ایران را تحت الشعاع خود قرار دهد؛ زیرا فرهنگ و دین اسلام به قرن های گذشته مربوط است و قدرت ساختن دنیای جدید طبق دستاوردهای جدید علمی را ندارد. گروهی دیگر از منوّرالفکران نیز بدون واهمه و با صراحت، اعلام می نمودند که باید از فرقِ سر تا نوک پا غربی شد! «منوّرالفکران» التقاطی یا غرب پرست نمی توانستند توده های ملت را وادار به خروش نمایند؛ زیرا ملت ایران، مسلمان بودند و تحت رهبری مراجع دینی خود عمل می نمودند.به واسطه ظلم ها و ستم های ناشی از سیاست های غلط بعضی از حکّام قاجار و همچنین سیاست های استعماری

قدرت های آن زمان، زمزمه های انتقادآمیز روحانیت اصیل و آزاد شیعه، که سعی در پیاده نمودن احکام جاودانی اسلام داشتند، توجه توده های ملت را به خود جلب نمود. ارتباط عموم مردم و اطمینان کامل ملت به دیانت و صداقت روحانیت، آنان را به عنوان تنها ملجأ و مطمئن ترین پناهگاه برای مردم و صیانت از شریعت اسلام قرار داد. روحانیت اصیل آن زمان ایران، اصلاح وضعیت موجود را طالب بود، اما در چارچوب احکام شرع و دین اسلام. افراد منوّرالفکر نیز اصلاحات را خواستار بودند و آن را کعبه آمال خود معرفی می کردند، ولی مأوا و آرزوی آنان تمدن غرب، به ویژه لندن، بود. آنان راه موفقیت خویش را اصلاح وضع موجود می دانستند، اما راهی که به تمدن انگلیسی منتهی شود.در تحقیق و پی گیری عقاید منوّرالفکران فعّال در عرصه مشروطیت، می توان به خوبی اثرات سخنان افرادی همچون ملکم خان را مشاهده نمود. وی همراه با عقاید فراماسونی در پوشش دین، قصد داشت انقلابی در افکار ملت ایران ایجاد کند. او می نویسد: «من به اروپا رفتم… و به برنامه ای رسیدم که باید عقل سیاسی اروپا را با عقل دینی آسیایی با هم به کار گرفت. من دانستم که بی فایده است ایران را به الگوی اروپایی تغییر شکل دهم و تصمیم گرفتم که محتوای اصلاحات خود را لباسی بپوشانم که مردم من بتوانند آن را بفهمند و آن لباس مذهب بود…»(۶۴) وی توانست مجمعی تشکیل دهد که به آن «مجمع آدمیت» می گفتند. از اعضای این گروه می توان به آقاخان کرمانی، داماد یحیی صبح ازل، اشاره کرد. آقاخان یکی از مؤثرترین افراد در افکار منوّرالفکران بود.(۶۵) نقطه اوج دوگانگی و بروز التقاط در بعضی از مشروطه خواهان در همکاری سید جمال الدین اسدآبادی و ملکم خان متبلور است و بعضی حتی حرکت سید جمال الدین به طرف خلیفه عثمانی را به تحریک ملکم خان می دانند.(۶۶)

از مسائلی که باید به آن توجه داشت، این است که شاید بعضی از منوّرالفکران به راستی در فکر پیشرفت ایران و ایجاد استقلال و شرافت ایران بودند، اما متأسفانه برای رسیدن به این هدف معتقد بودند: باید به یکی از قدرت های مطرح جهانی تمایل داشت و در این میان، دولت انگلیس می توانست برای آنان جذّابیتی تام داشته باشد؛ زیرا در آن زمان، دولت روسیه تزاری به عنوان یک حکومت طرفدار استبداد مطرح شده بود و سیاست های لندن در ایجاد جمهوری، پایان دادن به استبداد توجیه می شد، و این درست در حالی بود که سرزمین پهناور هندوستان به وسیله بدترین حکومت استبدادی زمان اداره می شد. «داستان سلطه انگلیس بر هند و جنایات وی در آن سامان، بی گمان از سیاه ترین و عبرت انگیزترین اوراق تاریخ است.»(۶۷)

برای آنکه عقیده این منوّرالفکران در مورد انگلیس مشخص شود، به نمونه ای در این خصوص اشاره می شود: در یکی از شب نامه های زمان مشروطه چنین آمده بود: «پس از آنکه ظالمین خدانشناس جمع کثیری از مظلومین متظلّمین را بی جرم و گناه در خون خود غلطانیدند و ابواب آسایش و امنیت را مسدود نمودند، به ناچار پناه به دولت عدالت گستر انگلیس بردیم که حامی عدل و داد ما را پناه داد و دست ظالمین را از ما کوتاه نموده، مقاصد خویش را در شرف انجام دیدیم.»(۶۸)آری، توجه به لندن و سیاست های ظاهر فریب آن، از جمله مهم ترین عوامل انحراف بود که توانست عملاً گروه التقاطی فعّال در مشروطه را به عنوان مترجم افکار انحرافی فرق ضالّه قرار داده، راه را برای تسلط بیگانگان هموار نماید؛ راهی که با اعدام شیخ فضل الله نوری متبلور شد و بسیاری را از خواب غفلت بیدار نمود؛ چنان که ناظم الاسلام درباره جریان تحصّن سفارت، می نویسد: «می توان گفت: سفارت خانه (سفارت انگلیس) در حکم یک مدرسه است؛ چه در زیر هر چادر و هر گوشه جمعی دور هم نشسته اند و یک نفر عالم سیاسی از شاگردان مدارس و غیره آن ها را تعلیم می دهد.»(۶۹) این گروه آن قدر به سیاست های انگلیس متّکی هستند که برای گرفتن فرمان مشروطیت نیز به همراهی اعضای سفارت لندن به دربار می روند.(۷۰)

التقاطیان و فرق ضالّه در مشروطه