خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معامله ربوی در حالت جهل و اضطرار
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معامله ربوی در حالت جهل و اضطرار قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حضانت در فقه و قانون ؛ بحثی در ماده ۱۱۶۹ قانون مدنی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حضانت در فقه و قانون ؛ بحثی در ماده ۱۱۶۹ قانون مدنی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
03ساعت
27دقیقه
20ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نکته ها(۵)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 60

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل نکته ها(۵) – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل نکته ها(۵) شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل نکته ها(۵):

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل نکته ها(۵) به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نکته ها(۵) به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نکته ها(۵) با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل نکته ها(۵) با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نکته ها(۵) با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل نکته ها(۵) را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نکته ها(۵) :

نکته ۲۴: عالمانِ بزرگ از نقد عمر به درستی و به احسن وجه بهره برداری می کرده اند و از هر فرصتی در سفر و حضر برای ترقّی و تکامل خود و جامعه می کوشیده اند و به راستی قدردانش را می دانسته اند؛ مثلاً فخرالمحقّقین، فرزند بزرگوار علاّمه حلّی رحمهمااللّه گوید:

قرأت التهذیب فی الحدیث علی والدی الإمام مرّتین: إحداهما بالمشهد المقدّس الغروی، و الأُخری بطریق الحجاز، و حصل منه الفراغ و خَتمه فی المسجد الحرام. ۱

از این سخن، اهتمام شدید به حدیث شریف و بهره وری از فرصت سفر به مکّه، به خوبی هویداست.

نیز در سرگذشت شیخ انصاری رحمه اللّه نوشته اند:

شیخ در مسافرت هم تدریس را ترک نمی کرد و در سفر مشهد، سواره، معالم الأصول را برای برادرش شیخ منصور تدریس کرد.

نویسنده لمعات البیان در این کتاب گوید: «به سبب ناامنی راه، دو ماه در عنیزه توقّف کردیم و استاد اعظم عصرها برای ما از حاشیه شیخ محمد تقی بر معالم [هدایه المسترشدین] تدریس می فرمود و حاج شیخ محمد باقر، فرزند موءلف نیز در آن جلسه حاضر می شد».۲

همچنین برخی از فقیهان برای رسیدن بیشتر به تحقیق و کارهای علمی خود، به حیل شرعی دست می زده اند؛ مثلاً همچنان که معروف است، فقیه مسلّم و بلند پایه، صاحب جواهر رحمه اللّه برای اینکه موفّق به تکمیل کتاب عظیم جواهر شود، پیش از تحقّق استطاعت مالی، نذر کرده بود که همه ساله روز عرفه در کربلا حضرت سید الشهداء (ع) را زیارت کند تا بدین وسیله، حج بر او واجب نشود و از این رهگذر، کار علمی بزرگ و پرفایده اش را به انجام رساند. هر چند این نذر پس از وی محل بحث و گفت و گوی فقها شده است. و بسیاری از فقیهان آن را مانع از وجوب حج ندانسته اند؛ از جمله در برخی کتب اصول در مبحث تزاحم و درعروه و حواشی و شروح آن در استطاعت حج؛ مثلاً محقّق نایینی (قدس سره) گوید:

… حکی أنّه کان عمل صاحب الجواهر (قدس سرّه) علی ذلک، حیث کان ینذر قبل أشهر الحج زیاره الحسین علیه السلام یوم عرفه؛ لئلاّ یتوجّه علیه خطاب الحجّ فی أشهره.۳

صاحب عروه نیز در این زمینه گوید:

إذا نذر قبل حصول الاستطاعه أن یزور الحسین علیه السلام فی کلّ عرفه ثمّ حصلتْ، لم یجب علیه الحجّ.۴

نکته ۲۵: در جوامع روایی درباره مستحبّات وقوف به عرفات می خوانیم:

زرعه عن أبی بصیر، عن أبی عبداللّه علیه السلام قال: «إذا أتیت الموقف فاستقبل البیت و سبّح اللّه مائه مرّه و کبّراللّه مائه مرّه… ثمّ تقرأ عشر آیات من أوّل سوره البقره، ثمّ تقرأ «قُلْ هُوَ اللَّه أَحَدء» ثلاث مرّات، و تقرأ آیه الکرسی حتّی تفرغ منها، ثمّ تقرأ آیه السخره… .۵

در یکی از مناسک حج که پیش از شیخ اعظم، انصاری (قدّس سرّه) تألیف شده و احتمالاً از حاجی کلباسی است، در ترجمه این حدیث، در بخش مستحبّات وقوف به عرفات، تعبیر «ده آیه از اوّل سوره بقره» بر اثر اشتباه چاپی، به «دو آیه از اوّل سوره بقره» تبدیل شده است و چون گاهی فقهای بزرگوار در مستحبّات به ادلّه رجوع نمی کنند و تذکّر می دهند که به قصد رجا اتیان شود۶، شیخ انصاری (أفاض اللّه علینا من برکات أنفاسه الشریفه) در مناسک خود که از بهترین رساله های مناسک حج است و مدتهای مدید، محور نگارش مناسک و موضوع حاشیه و تعلیقه بسیاری از بزرگان بوده است، در این قسمت، همان تعبیر مناسک پیشین را آورده، با این تفاوت که متن دو آیه نخست سوره بقره را هم ذکر فرموده است؛ بدین گونه:

و دیگر رو به قبله کن و بگو: «سبحان اللّه» صد بار، و «اللّه اکبر»… صد بار.

پس دو آیه اوّل سوره بقره را بخواند: «بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحیم، الم ذلکَ الْکِتَاب لاَرَیْبَ فِیِه هُدًی لِلْمُتّقینَ الَّذیِنَ یُوءمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلَوهَ وَ مِمّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ». دیگر «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدء» را سه نوبت بخواند و یک بار آیه الکرسی و آیه سخره را… .۷

در حالی که در روایت، «عشر آیات» آمده و تنها بر اثر اشتباه چاپی و مانند آن، «ده» به «دو» تبدیل شده است، ولی چنان که ملاحظه می شود، به دنبال این اشتباه چاپی که در مناسک شیخ نصّ دو آیه اوّل سوره بقره هم لابدّ برای وضوح بیشتر نقل شده است و از آنجا که در این گونه کتب، فقیهان بعدی تحت تأثیر کتاب فقیه قبلی هستند خصوصاً شخصیتی مثل شیخ انصاری قدّس سرّه در بسیاری از مناسک پس از شیخ که تحت تأثیر مناسک وی تألیف شده، این اشتباه رخ داده است و تنها کسانی که به روایت مسئله مراجعه کرده اند، از این اشتباه مصون مانده اند؛ از جمله در مناسک حضرت امام خمینی، آیه اللّه خویی و آیه اللّه گلپایگانی (قدّس اللّه أسرارهم و أفاض علینا من برکات أنفاسهم) این اشتباه رخ نداده و این سه بزرگوار تصریح کرده اند که «از اوّل سوره بقره ده آیه بخواند»، ولی در بسیاری از مناسک تحت تأثیر مناسک شیخ، همان اشتباه تکرار شده است؛ از جمله:

الف) مناسک حج، از مرحوم آیه اللّه سید محمد تقی خوانساری، ص۸۳ (چاپ تهران، بوذرجمهری، ۱۳۶۶ق).

ب) مناسک حج، از مرحوم علاّمه شعرانی، ص۷۵ (چاپ تهران، اسلامیه، ۱۳۸۶ق). البته ظاهراً بخش مستحبّات این مناسک، تألیف خود علاّمه شعرانی نیست. ۸

ج) مناسک حج جامع، مشتمل بر فتاوای نه نفر از مراجع، ص۱۴۹، تألیف شیخ عباس مغیثی مرندی، (چاپ شوال ۱۳۸۶ ق. /۱۳۴۵ ش).

د) مصباح الناسکین و مشکاه الحاجّ و المعتمرین، از مرحوم آیه اللّه مرعشی نجفی، ص۱۲۴ (چاپ ۱۳۹۶ ق).

ه) مناسک حج، از مرحوم آیه اللّه شیخ محمد علی اراکی، ص۹۵ (چاپ قم، ۱۳۷۰ ش).

و) مناسک حج، از مرحوم آیه اللّه سید عبدالأعلی سبزواری، ص۱۳۰ (چاپ قم، دارالکتاب ۱۳۷۱ ش).

ز) مناسک حج، از مرحوم آیه اللّه میرزا علی غروی تبریزی، ص۱۹۲ (چاپ دفتر معظّمء له، ۱۳۷۴ ش).

ح) مناسک حج، از آیه اللّه سید محمّد مهدی حسینی اشکوری، ص۱۲۹ (بی جا، بی نا، چاپ ۱۴۱۳ ق).

ط) مناسک حج، از آیه اللّه سید عزّالدین حسینی زنجانی، ص۹۱، (چاپ ۱۳۷۴ ش).

در همه این مناسکها بجز مناسک آیه اللّه سید محمد تقی خوانساری، متن دو آیه اوّل سوره بقره هم مانند مناسک شیخ، درج شده است.

اینها همه بر اثر مراجعه نکردن به ادلّه مستحبّات است که معمولاً اتفاق می افتد، جالب اینکه در سال پیش، مناسک شیخ با بیش از بیست حاشیه چاپ شد و این اشتباه را کسی متذکّر نشد، فقط یکی از محشّین نوشته اند: «در بعضی از آثار، ده آیه آمده است» که معلوم است به اشتباه متفطّن نشده اند. باری، یکی از دلایل مدّعای مرحوم آیه اللّه حاج آقا مصطفی خمینی رحمه اللّه که در نکته سی خواهد آمد، وقوع همین گونه اشتباهها در افتاء فردی است.

نکته ۲۶: معنای رکن در حج، غیر از رکن در نماز است؛ در نماز به چیزی رکن گفته می شود که ترک آن مطلقاً، چه سهوی و چه عمدی، نماز را باطل می کند، ولی رکن در حج، عملی است که فقط ترک عمدی آن مبطل حج است، نه سهوی؛ همانند وقوف در عرفات. بنابراین چون حتّی ترک عمدی طواف نساء، مبطل حج نیست، طواف نساء رکن نیست. مرحوم آیه اللّه شعرانی گوید:

سنگ انداختن به جمرات و کشتن قربانی و شب ماندن در منی و طواف نساء و نماز آن در حج و عمره مفرده رکن نیست؛ یعنی به ترک عمدی آنها، عمره و حج باطل نمی شود. ۹

همچنین علاّمه حلّی و شهید، وقتی به رکن بودن عمل در حج اشاره می کنند، بلافاصله توضیح می دهند:

و هو [أی الطواف] رکن یبطل الحج بترکه عمداً، ویقضیه فی السّهو.۱۰ [ و هو [أی السعی] رکن یبطل الحج بترکه عمداً، و لو ترکه سهواً أتَی به.۱۱

هو [أی الوقوف بعرفه] رکن، من ترکه عمداً بطل حجّه، و کذا لو کان سهواً و لم یقف بالمشعر.۱۲

و لو لم یقف بالمشعر لیلاً ولا بعد الفجر عامداً بطل حجّه، و ناسیاً یصحّ إن أدرک عرفه و لو ترک الوقوفین معاً بطل حجّه، عمداً و سهواً.۱۳

کلّ طواف رکن إلاّ طواف النساء فیعود وجوباً مع المکنه، و مع التعذّر یستنیب….۱۴

و هو [أی السعی] رکن یبطل بتعمّد ترکه.۱۵

کلُّ من الموقفین رکن یبطل الحج بترکه عمداً، و لایبطل سهواً، نعم لو سها عنهما بطل.۱۶

چنان که ملاحظه می شود، هر چند رکن، عملی است که ترک عمدی آن مبطل است، اما اگر هر دو وقوف (عرفات و مشعر) ترک شود، هر چند سهواً، حج باطل می شود و مبطل نبودن ترک سهوی هر یک مشروط است به اینکه وقوف دیگر ترک نشود.

نکته ۲۷: در مناسک حج امام خمینی رحمه اللّه که با دوازده حاشیه چاپ شده است، می خوانیم:

سوءال: شخصی بدون اینکه خمس مال خود را بپردازد، به حج رفته است و ال آن می خواهد بپردازد، آیا حج او صحیح است یا خیر؟

جواب: اگر لباس احرام و قربانی با پول غیر مخمّس نبوده، عمل او اشکال ندارد….۱۷

در این مسئله برخی از مراجع معظّم فرموده اند: «اگر همان طور که متعارف است، به ذمّه خریده باشد حجّش صحیح است».

آیه اللّه اراکی هم گویند: «چون حق این است که اشاعه نیست، پس آنچه با آن پول تهیه کرده است، مالک شده، طواف و قربانی او صحیح است». ۱۸

قطع نظر از این دو مبنا، مفهوم پاسخ فوق این است که «اگر لباس احرام و قربانی با پول مخمّس یا غیر متعلّق خمس تهیه شده، حجّ او صحیح است»، در حالی که شرط صحّت حجّ، آن است که هم طواف عمره تمتّع و هم طواف حج تمتّع و هم نماز طواف، با لباس مباح انجام شود۱۹ و چون معمولاً طواف حجّ تمتّع و نماز آن با لباس احرام انجام نمی شود، بلکه با لباسهای معمولی انجام می شود چون پیش از آن، حجّاج از احرام خارج شده اند، مگر کسانی که اعمال مکّه را پیش از وقوفین انجام می دهند جواب دقیق، آن است که «علاوه بر لباس احرام و قربانی، لباسی که با آن طواف می کنند و نماز طواف می گزارند نیز باید با مال حلال تهیه شده باشد».

علاوه بر این، گاهی طواف عمره تمتّع و نماز آن نیز با لباس معمولی نه لباس احرام انجام می شود و صحیح است؛ مثل مواردی که پس از تقصیر عمره تمتّع معلوم شود طواف و نماز آن به جهتی باطل بوده است که در این صورت، برای اعاده طواف و نماز آن پوشیدن لباس احرام لازم نیست و احرام با لباس معمولی کافی است.۲۰ نیز در صورتی که کسی به نیابت از دیگری طواف عمره تمتّع یا طواف عمره مفرده انجام دهد، پوشیدن جامه احرام لازم نیست.۲۱ همچنین در فرضی که محرم جهلاً یا عمداً حوله های احرام را کنار بگذارد و با لباس دوخته طواف و سعی انجام دهد، عملش صحیح است.۲۲

آیه اللّه خویی رحمه اللّه نیز فرموده اند:

بر مستطیع لازم نیست که حتماً از مال خود به حج برود، پس هرگاه به گدایی یا با مال دیگری حج کند، کافی است. بلی، اگر جامه های احرام یا پول قربانی اش غصبی باشد، کافی نخواهد بود.۲۳

هرگاه جامه های احرام یا پول قربانی اش از مالی باشد که حق به او تعلّق گرفته، حجّش صحیح نخواهد بود.۲۴

اشکال فوق بر این سخن نیز وارد است؛ یعنی علاوه بر جامه احرام و پول قربانی «لباسی که با آن طواف می کند» نیز باید حلال باشد و متعلّق حق دیگری نباشد.

ممکن است در پاسخ این اشکال گفته شود: اینجا درصدد بیان چیزی بوده اند که ویژه حج است و آن، قربانی و لباس احرام است و معلوم است که سایر لباسها باید مباح باشد، ولی اوّلاً، این پاسخ؛ از سوءال و جواب آغاز این نکته، رفع اشکال نمی کند و ثانیاً، این جهت، چندان واضح نیست که مراجعه کنندگان به مناسک بفهمند، بلکه این دقّت نظر، ویژه خواصّ اهل فن است و رساله و مناسک، سزاوار است به گونه ای باشدکه مراجعه کننده به سهولت، مقصود را دریابد.

نکته ۲۸: در بیان محرّمات احرام و تعداد آنها در بسیاری از مناسک حج، نوعی تداخل و عدم ضبط دقیق دیده می شود؛ مثلاً حضرت امام خمینی رحمه اللّه دومین عمل محرّم از محرّمات احرام را «جماع با زن، بوسیدن، دست زدن یا تماس و نگاه با شهوت، بلکه هر نحو لذّت بردن و تمتّع» دانسته اند.۲۵ یعنی همه این امور را ذیل یک عنوان آورده اند؛ همچنان که حرمت شکار و همه فروع آن را یک عمل محرّم از محرّمات احرام قلمداد کرده اند۲۶ و از این جهت، یکنواختی در تعداد رعایت شده است، ولی مرحوم آیه اللّه خویی رحمه اللّه، مورد نخست را چهار امر محرّم به حساب آورده اند و مورد دوم را یک امر؛ یعنی در بیان تروک احرام فرموده اند: «۱. شکار حیوان صحرایی؛ ۲. نزدیکی با زنان؛ ۳. بوسیدن زن؛ دست زدن به زن؛ نگاه کردن به زن و ملاعبه با او».۲۷

بنابراین تفصیل، شکار را هم باید چند عنوان محرّم قلمداد می کردند؛ چون آنچه محرّم است و ایشان ذیل عنوان «شکار حیوان صحرایی» به حرمتش تصریح کرده اند، عبارت است از:

۱. شکار؛ ۲. کمک به دیگری در شکار (چه دیگری محرم باشد، چه مُحِلّ)؛ ۳. نگهداری شکار یا به دست گرفتن آن در حال احرام (هر چند شکار کردنش پیش از احرام باشد)؛ ۴. خوردن گوشت شکار (هر چند شکارکننده، مُحِلّ باشد).۲۸

به نظر می رسد تعبیر و شمارش قدما در این موضوع، دقیقتر است که برای مثال، تعبیرات علاّمه حلّی، شهید اوّل و شهید ثانی را به ترتیب ذکر می کنیم:

یجب علی المحرم اجتناب صید الْبَرِّ… أکلاً و ذبحاً، واصطیاداً، و إشارهً، و دلالهً، وإغلاقاً و إمساکاً.

و النساء وطئاً، و عقداً له و لغیره و شهادهً علیه و إقامهً، و تقبیلاً و نظراً بشهوهٍ.۲۹

أمّا التروک المحرّمه فثلاثون: … و النساء بکلّ استمتاع حتّی العقد.۳۰

… صید البرّ… اصطیاداً و أکلاً و ذبحاً و دلالهً و إغلاقاً، مباشرهً و تسبیباً ولو بإعاره ال آله. والاستمتاع بالجماع و مقدّماته حتّی العقد.۳۱

اشکال دیگر به تعبیر مرحوم آیه اللّه خویی اینکه ایشان «نگاه کردن به زن و ملاعبه با او» را یک عنوان شمرده اند، در حالی که نگاه، غیر از ملاعبه است و به مبنای ایشان مبنی بر تفصیل و جدا کردن این امور، باید دو عنوان محسوب می شد.

اشکال دیگر اینکه تعبیرات «نگاه کردن به زن، دست زدن به زن» و مانند آن در سخن ایشان، موهم این است که این امور فقط بر مردان حرام است، درحالی که بر زنان نیز حرام است و مسئله طرفینی است و عنوان مسئله باید طوری اتّخاذ شود که موهم خلاف نباشد.

البته این اشکال به تعبیر علاّمه در ارشاد و شهید در لمعه: «والنساء وطئاً، و عقداً و…»؛ «والنساء بکلّ استمتاع حتّی العقد» نیز وارد است، ولی به تعبیر شهید ثانی: «والاستمتاع بالجماع و مقدّماته حتّی العقد» و به تعبیر برخی از معاصران:۳۲ «امور زناشویی» وارد نیست. تعبیر اخیر، علاوه بر اینکه عامّ و سلیم از این اشکال است، از جهت کنایی و محترمانه بودن هم ستودنی است. سزاوار است مانند قرآن کریم، از این امور در مناسک حج و رسائل عملیه هم تا آنجا که به فهم مطلب ضرری نرساند، با تعابیر کنایی یاد شود.۳۳

همچنین مرحوم آیه اللّه خویی «و من تبعه» و امام خمینی رحمهمااللّه یکی از محرّمات احرام را به ترتیب، «استعمال بوی خوش» و «استعمال عطریات» دانسته اند، ولی ذیل همین عنوان فرموده اند:

بر محرم حرام است که بینی خود را از بوی بد بگیرد. بلی تند رفتن از جهت خلاص از بوی بد عیبی ندارد.۳۴

اقوی حرمت گرفتن دماغ است از بوی بد، لکن فرار کردن از بوی بد به تند رفتن، عیب ندارد.۳۵

در حالی که حرمت استعمال بوی خوش و حرمت گرفتن بینی از بوی بد، دو عنوان محرّم است، نه یک عنوان.

نیز آیه اللّه خویی در شمارش محرّمات احرام، ذیل عنوان «۹. پوشیدن لباس دوخته بر مردان» فرموده اند:

پوشیدن لباس دوخته، هر طور باشد، برای زنان عیبی ندارد، مگر دستکش که آن را نپوشند.۳۶

پیداست که حرمت پوشیدن دستکش برای زنان، عنوان مستقلّی است و ربطی به «پوشیدن لباس دوخته بر مردان» ندارد.

همچنین در شمارش محرّمات احرام، ذیل عنوان «۱۶. زینت نمودن» نوشته اند:

پوشیدن زیور برای زینت بر بانوان محرم حرام است و زیوری که پیش از احرام، عادت به پوشیدن داشته، مستثنی است و می تواند او [آن] را بپوشد، ولی نباید او [آن] را به شوهر خود و دیگر مردان نشان دهد.۳۷

هویداست که «إظهار الزینه للزوج و لغیره من الرّجال» عنوان مستقلی غیر از «پوشیدن زیور» است. همین ایراد، عیناً به مناسک حج حضرت امام خمینی نیز وارد است.۳۸

در اینجا تعابیر قدما دقیق تر است؛ مثلاً علاّمه و شهیدین در شمارش محرّمات احرام گویند: «و الحلی غیرالمعتاد للنساء، و إظهار المعتاد للزوج»۳۹، «و لبس المرأه ما لم تعتده من الحلی؛ و إظهار المعتاد للزوج»۴۰، «و لبس ما لم تعتده من الحلی، و ما اعتادته بقصد الزینه لابدونها؛ لکن یحرم علیها إظهاره للزوج».۴۱

توضیح اینکه برخی از قدما مانند شهید، چنان که گذشت، تروک احرام را سی مورد دانسته اند و آنها را از یکدیگر تفکیک کرده اند و برخی معاصران، ۲۵ یا ۲۴ مورد دانسته اند و دو یا چند عنوان را ذیل یک عنوان درج کرده اند که دقیق نیست. البته در مواردی، قدما هم چند امر را ذیل یک عنوان آورده اند، ولی تعبیرشان دقیق است؛ مثلاً تعابیر علاّمه در ارشاد که گذشت، انصافاً دقیق است:

…صید البَرِّ… أکلاً، و ذبحاً، و اصطیاداً، و اشارهً، و دلالهً، و إغلاقاً و امسا کاً.

و النساء وطئاً، و عقداً له و لغیره و شهادهً علیه و إقامهً، و تقبیلاً و نظراً بشهوهٍ.

۴۲ولی مرحوم آیه اللّه خویی رحمه اللّه «و من تبعه» صید را با همه مسائل وابسته اش یک عنوان و نساء، یعنی آمیزش و مانند آن را چنان که گذشت چهار عنوان دانسته که این دوگانگی، وجهی ندارد. علاوه بر اینکه عنوان «صید» در کلام علامه و مانند آن، کلّی است و همه محرّماتی را که ذیل آن ذکر شده، شامل می شود، ولی عنوان در کلام آیه اللّه خویی به گونه ای است که شامل محرّمات ذیل آن نمی شود؛ زیرا در عنوان محرّم نخست فرموده اند: «۱. شکار حیوان صحرایی» و پیداست که این عنوان، شامل اکل، امساک و مانند آن نمی شود؛بر خلاف تعبیر «شکار= صید» در سخن علاّمه که شامل همه موارد؛ یعنی اصطیاد، ذبح، أکل و… می شود.

نکته ۲۹: در ایّام حج سال گذشته (۱۴۲۴ق) سوءالی همراه با پاسخ بعثه های مراجع معظمّ تقلید (دامت افاضاتهم) در مکّه منتشر شد. نخست، متن سوءال و پاسخها را نقل می کنیم و سپس برای تسهیل امر برای روحانیان کاروانها توضیحاتی خواهیم داد. به دلایلی، به جای نام مبارک هریک از مراجع، از حروف ابجد استفاده کرده ایم:

سوءال: قبلاً افراد ناتوان، با صندلی چرخ دار (ویلچر) یا سبد (تخت روان) در صحن مسجد الحرام طواف داده می شدند، ولی در سال جاری از طواف در صحن مسجد الحرام منع شده اند و حتی ممکن است کسی نباشد تا فرد ناتوان را بر دوش خود حمل کند و طواف بدهد یا همین کار نیز ممنوع شود و چنین افرادی باید در طبقه دوم یا پشت بام مسجد الحرام طواف داده شوند. آیا چنین طوافی کفایت می کند یا نه؟ وظیفه آنان چیست؟

پاسخ:

الف) در صورت عدم امکان با رعایت الأقرب فالأقرب کفایت می کند (واللّه العالم).

ب) احتیاط واجب این است که آنها را از طبقه دوم طواف دهند و نایب هم برایشان بگیرند.

ج) طواف باید دور کعبه معظّمه، ولو در فضای ما بین زمین تا محاذی پشت بام کعبه باشد و کف طبقه دوم مسجد الحرام اگر به قدر قامت طواف کننده، پایین تر از نقطه محاذی پشت بام کعبه نباشد، طواف از طبقه دوم، صحیح و مجزی نیست و کسانی که نمی توانند در صحن مسجد الحرام، ولو به وسیله حمل توسط شخص دیگر طواف کنند، وظیفه شان نایب گرفتن در طواف است و احوط آن است که خودش هم در همان طبقه دوم طواف نماید.

د) چنانچه احراز شود که طبقه دوم، بالاتر از کعبه است، طواف از بالا کفایت نمی کند و باید برای طواف از پایین نایب بگیرند و لازم نیست احتیاط کنند و چنانچه مطلب مشکوک باشد باید احتیاطاً بین طواف از بالا و نایب گرفتن از پایین جمع نمایند.

ه) در مورد سوءال، اگر ممکن باشد کسی فرد ناتوان را بر دوش حمل کند، طواف در محدوده بین مقام ابراهیم و کعبه لازم است، ودر غیر این صورت باید نایب بگیرند تا در محدوده طواف کند و بنابر احتیاط مستحب نیز خود شخص در طبقه دوم طواف داده شود و چنانچه نیابت نیز ممکن نباشد، طواف دادن شخص در طبقه دوم کفایت می کند.

و): در فرض مذکور، این افراد باید در طبقه دوم طواف داده شوند و بنابر احتیاط واجب، نایب هم گرفته تا برای آنان در صحن مسجد الحرام طواف نماید.

ز): در فرض سوءال، چنانچه کعبه مقدس از طبقه دوم پایین تر نباشد، احتیاط واجب آن است که علاوه، بر اینکه در طبقه دوم طواف داده می شوند، استنابه هم بنمایند (واللّه العالم).