اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل من هم مثل شما بسیجی ام
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 53
فرمت فایل پاورپوینت
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل من هم مثل شما بسیجی ام؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل من هم مثل شما بسیجی ام با 13 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل من هم مثل شما بسیجی ام:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل من هم مثل شما بسیجی ام به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل من هم مثل شما بسیجی ام با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل من هم مثل شما بسیجی ام تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل من هم مثل شما بسیجی ام :
بر اساس خاطره ای از یکی از همرزمان شهید باکری
روز خارجی جلوی انبار
کامیونی ایستاده، پشت آن گونی های برنج (که مقداری خالی شده است). چند رزمنده در حال تخلیه گونی ها به داخل انبار هستند
.
اولی (با گونی در پشت): مثل اینکه هر چی ما می بریم یکی از اون طرف بر می گردونه
.
دومی (خالی به طرف کامیون میرود): نه بابا جون زیاده. مثل اینکه اشتباهی آمار گرفتن
!
و می گذرد. رزمنده سوم در حالیکه گونی برنج بر دوش دارد جلو می آید
.
سومی: اشتباهی در کار نیست، خواستن اگه عراقیها محاصره مون کردن از گرسنگی تلف نشیم
!
می خندد و می گذرد. لبخندی بر لب بچه ها می نشیند. راوی با گونی برنج جلو می آید و می ایستد. نفس می کشد
.
راوی (رو به دوربین): هر کسی از اینجا رد می شد لطف بچه ها گریبانش رو می گرفت (نفسی می کشد) نصف کامیون رو خالی کرده بودیم که
یک بسیجی جوون و لاغر اندام، اون طرف (به سمتی اشاره می کند. تصویر می چرخد) زیر سایه کانکس ایستاد و نگاهمون کرد
.
رزمنده لاغر اندامی جلوی کانکس می ایستد
.
راوی: نمی شناختیمش
!
رزمنده قدبلندی ازکنارراوی می گذردبرشانه اومی کوبد
.
رزمنده قدبلند: برو اخوی! گونی زیاده، از زیر کار در نرو
!
راوی ابرویی بالا انداخته و به او می نگرد
.
راوی: بابا من راویم
.
رزمنده قد بلند: اِ! خوشبختم من هم حسینی هستم! حالا گونیت رو ببر
.
راوی کلافه از تصویر می گذرد. رزمنده قدبلند به کامیون رسیده است. متوجه بسیجی لاغر اندام می شود
.
رزمنده قدبلند (گلایه آمیز): اخوی بهتر نیست به جای نگاه کردن بیای تو ثوابش شریک بشی؟
!
بسیجی لاغراندام بی هیچ حرفی جلو می آید
.
روز داخلی انبار
راوی گونی را روی گونیهای دیگر گذاشته و بیرون را می نگرد.رزمنده لاغراندام به آرامی به طرف کامیون می رود
.
راوی: برو ماشاءاللّه
!
رزمنده لاغراندام به راه می افتد. رزمنده اولی، در حالی که به طرف کامیون می رود می ایستد و او را می نگرد
.
اولی: بَه! یه نیروی تازه نفس
.
رزمنده قدبلند (با کیسه ای در پشت): برو اخوی، کیسه ها منتظرتند
.
رزمنده اول می رود. رزمنده دوم و راوی آرام آرام، با چهره هایی عرق کرده و خسته به طرف کامیون می روند بسیجی لاغراندام به تندی از کنار آنها
می گذرد
.
