اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فقه مجسمه سازی
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 51
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت کامل فقه مجسمه سازی؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل فقه مجسمه سازی شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل فقه مجسمه سازی را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل فقه مجسمه سازی با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل فقه مجسمه سازی با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل فقه مجسمه سازی تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل فقه مجسمه سازی را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فقه مجسمه سازی :
قسمت دوّم
اشاره: در شماره پیش، مباحث فقهیِ استاد معظم پیرامون حکم مجسمه سازی در مورد جانداران و غیر آنها را از
نظر گذراندیم و اینک به بررسی فروعات مربوطه می پردازیم
.
آیا ساختن مجسّمه غیر کامل حرام است؟
آیا حکم حرام بودن مجسّمه سازی اختصاص به ساختن مجسّمه کامل دارد یا این که ساختن مجسّمه غیر کامل را نیز شامل می شود؟ صاحب جواهر
می فرماید: ملاک حرام بودن این است که اسم صورت و پیکر «حیوان» بر مجسّمه صادق باشد و چنانچه این اسم بر بعض مجسّمه صدق نکند و قصد
مجسمه ساز از ابتدا همان بعض باشد، ایرادی وجود ندارد. شیخ انصاری به پیروی از صاحب جواهر می فرماید
:
«
مرجع در تشخیص، عرف است.»(۱
)
پس ناتمام ساختن برخی از اعضای حیوان سبب بی اعتباری حکم حرمت مجسمه سازی نمی شود.(۲) آنچه در مورد رجحان و مزیّت داشتن تغییر
صورت مجسمه به کندن چشم و شکستن سر آن وارد شده است، دلالتی بر جواز مجسمه سازی ناقص ندارد
.
بنابراین دلیلی بر حرمت ساختن مجسمه اجزای حیوان وجود ندارد. پس اگر کسی مجسمه نصف حیوان (از سر تا کمر) را بسازد چنانچه باقی اعضا (از
کمر به
پایین) در او وجود تقدیری داشته باشد (به این نحو که در پندارش این باشد که نشسته است و از کمر به پایین چندان نمایان نباشد) حرام است. چنانچه
ساختن مجسمه نصف حیوان را قصد داشته باشد، در صورتی حرام است که بر آن، حیوان صدق کند.(۳
)
آیه اللّه اراکی قدس سره
می فرماید
:
«
مجسمه ای بدون سر بسازد یا مجسّمه سری را بدون تن یا مجسمه فاقد یک دست یا پا و … از مواردی است که بر آن ها صورت حیوان صادق نیست. پس حرام
نیست.»(۴
)
این بیان استاد به لحاظ وجود عناوین محرّم (صوره الحیوان، تماثیل الحیوان والانسان، عمل الصور) در روایات است و منظور از کلمه
«
صور» صورت های حیوان و انسان است. و روشن است که عناوین مذکور ظهور در صورت سازی دارند، به گونه ای که به حمل شایع(۵) عنوان حیوان و
انسان واقعا بر آن اطلاق شود. بنابراین بر ساختن بعضی از اعضاء و اجزاء، صورت حیوان و انسان اطلاق نمی شود بلکه ساختن مجسمه حیوان (از پا تا کمر
و از کمر تا پا) تصویر حیوانی خاص نخواهد بود و در صورت شک در صدق بر اساس اصل برائت(۶) حرام نیست
.
برای حرام بودن ساختن مجسمه اعضا و اجزا به اطلاق «من صوّر صوره»، «مثلّ مثالاً» و «ما لم یکن شیئا من الحیوان»(۷) استدلال شده
است، بر حسب این که شامل اجزا می شوند، آن گونه که نسبت به افراد و انواع فرا گیرند
.
پاسخ این استدلال این است که منظور از صورت یا تمثال، صورت اضافه شده به حیوان است نه صورت و تمثال به نحو فراگیر که صورت های ناقص را
هم شامل شود، چنان که روایت معتبر محمّد بن مروان گواه بر آن است
:
«
کسی که صورت حیوانی را ترسیم کند، عذاب می شود تا این که در آن روح بدمد».(۸
)
ظاهر از اخبار نفخ این ست که پس از دمیده شدن روح حیوانی متعارف گردد، پس اطلاق دلیل شامل ساختن مجسّمه غیرکامل که اسم حیوان عرفا بر
آن صدق نمی کند، نمی شود
.
سخن امام علیه السلام
«مادامی که چیزی از حیوان نباشد»(۹) اگر قائل به ظهور آن در افراد و انواع نشویم عمومیّت آن نسبت به اجزا ثابت نیست
.
با توجه به آنچه بیان شد، نادرست بودن احتمال محقّق ایروانی قدس سره
:
«
آنچه به احتمال نزدیک است، حرام بودن جزء جزء (از حیوان) و یا حرام بودن صورت سازی، که نسبت به جزء و کل عمومیّت دارد.»(۱۰
)
آشکار می شود. بنابراین ترسیم سر روی درهم ها، دینارها و… جایز است، خواه حرام بودن را به مجسّمه سازی اختصاص دهیم یا این که چیز اختصاصی را
معتقد نشویم، زیرا ترسیم سر (به تنهایی) صورت کامل حیوان یا انسان نیست
.
صورت سازی حیوان کامل بر روی سنگ و… اگر به نحو نقّاشی باشد حرام نیست، بنابراین که نقّاشی را حرام ندانیم. صورت سازی حیوان کامل بر
روی سنگ اگر به نحو مجسّم باشد حرام است، هر چند به نحوی که باقی اعضا در او وجود تقدیری داشته باشند یا وجود تقدیری در پشت سر او داشته
باشند. زیرا مجسّمه و تصویر حیوان بر آن صادق است. اگر مجسّمه ولو به نحو وجود تقدیری کامل نباشد، صدق صورت حیوان بر آن، مورد اشکال
است.(۱۱
)
موضوع حرمت مجسّمه سازی چیست؟
آنچه در صورت سازی حیوان حرام است آیا صورت سازی اجزا است یا مجموع اجزاء یا جزء پایانی آن یا تصویر صورتی که بر تمام اجزاء انطباق
داشته باشد؟
موضوع حرام بودن، صورت سازی اجزاء نیست، زیرا حکم به عنوان ترسیم صورت تعلّق می گیرد و اجزاء را شامل نمی شود. پس کسی که بعضی
اجزاء را به قصد تکمیل ترسیم کند، سپس در اتمام آن تجدید نظر کند(۱۲) حرامی را مرتکب نشده است. امام خمینی قدس سره فرمود
:
«
ترسیم بعضی از اعضاء هر چند به قصد تکمیل همه اجزاء و صورت کامل باشد، ترسیم صورت نیست. بنابراین اگر مشغول ساختن صورتی شد و لکن پیش از اتمام،
رأی جدیدی اتّخاذ کرد یا مانعی پیدا شد و جلوی کامل کردن صورت را گرفت کار حرامی انجام نداده، هر چند فردی متجرّی(۱۳) است.»(۱۴
)
شیخ «انصاری» قدس سره فرمود
:
«
اگر شخص به ساختن مجسّمه حیوان مشغول شود مرتکب حرام شده است، حتّی اگر برای او رأی جدید حاصل شود. حرام بودن این عمل به خاطر ترسیم صورت
است یا به لحاظ تجرّی دو دیدگاه وجود دارد. حرام بودن به خاطر ترسیم به این نحو است که بعضی از مقدّمات حرام به لحاظ قصد تحقق و وجود حرام واقع شده است
و از نظر عرف معنای حرام بودن فعل جز حرام بودن اشتغال به آن از روی عمد نیست، پس حرمت تصویر مربوط به پایان بردن و تکمیل صورت نیست. فرق بین فعل
واجب که استحقاق ثواب بر تمام بودن آن وابسته است و حرام قضاوت عرف است.»(۱۵
)
این دیدگاه به لحاظ آنچه بیان داشتیم، درست نیست، زیرا آنچه متعلّق حرمت قرار گرفته ترسیم صورت است و با تجدید نظر در آن، صورت وجود پیدا
نکرده است. از سوی دیگر، فرقی بین تکلیف واجب و حرام (بعد از آن که وحدت در متعلّق دارند) نیست. پس همان گونه که اگر امر به ترسیم صورت
حیوان شود و شخص مکلّف بعضی از آن را نقاشی یا مجسّم کند، واجب را به جا نیاورده و سزاوار و شایسته ثواب نشده است، به همین نحو اگر از صورت
سازی حیوان نهی شود و برخی از اجزای آن را ترسیم کند و بعد منصرف شود، مرتکب حرام نشده است و سزاوار عقاب نیست، هر چند استحقاق مؤاخذه
را به جهت تحقّق تجرّی دارد. شاید برای توجّه دادن به همین مطلب شیخ انصاری قدس سره امر به تأمّل کرده است
.
اشکال: صورت عبارت ازاجزاء ووجودخارجی آنها است،بنابراین نهی ازترسیم صورت نهی از اجزاءنیز هست
.
پاسخ: صورت عبارت از هیئت خاص ترکیبی است که با کیفیّتی خاص، با اجزائش متّحد است و نهی از صورت به اجزاء سرایت می کند ولکن این
سرایت به لحاظ تابع بودن نهی از صورت است. پس مادامی که صورت تحقّق نیافته است، نهی به اجزاء متوجّه نیست. پس متّصف شدن هر جزء به حرام
مشروط به پیدایش اجزاء دیگر با کیفیت خاصی است که در آن اجزاء معتبر می باشد. تا زمانی که اجزاء به اتمام نرسیده است، صورت تحقق نیافته است
.
از بیان فوق روشن می شود که ترسیم مجموع اجزاء به لحاظ اجزاء بودن حرام نیست، زیرا روایات دلالت بر حرام بودن تصویر صورت داشتند و صورت
هر چند بر مجموع اجزاء انطباق پیدا می کند ولکن عنوان «صورت» غیر از عنوان «اجزاء» است
.
پس اگر مجموع اجزاء را حرام بدانیم و شخصی تصویر یک جزء را شروع کند و دیگری آن را به اتمام برساند هیچ کدام مرتکب حرام نشده اند، امّا در
آن جا که متعلّق حرمت صورت باشد، کسی که تکمیل کند آنچه را دیگری ترسیم کرده، بر تکمیل آن، ترسیم صورت صدق می کند و حکم به حرام بودن
آن می شود.(۱۶
)
با توجه به این که موضوع ادله حرمت ترسیم صورت است، بر حرام بودن تصویر آخرین جزء دلیلی وجود ندارد، زیرا بر جزء پایانی صورت حیوان
صدق نمی کند
.
نتیجه حاصل از مجموع مطالب مذکور این است که آنچه حرام است ترسیم صورتی است که بر اجزاء، با کیفیت خاص انطباق پیدا می کند.(۱۷
)
اگر دو نفر یا بیشتر در ساختن مجسّمه شرکت کنند
:
ظاهر این است که اطلاق بیان امام علیه السلام
که فرمود: «از صورت سازی بپرهیزید» شامل این مسئله نیز می شود
.
افزون بر این اطلاق، اطلاقات ادّله نهی از تمثال ها و تصویرها شرکت دو یا چند نفر در مجسّمه سازی را شامل می شود، بنابراین که متعلّق نهی ساختن
آن ها باشد، نه خصوص نگهداری تماثیل. پس آن گاه که اطلاقات دلالت بر نهی از صورت سازی داشته باشند، در برابر دارنده مسئله اشتراک نیز خواهند
بود
.
اشکال: معنا و مفهوم روایات نهی کننده از مجسّمه سازی، ظهور در شخص عامل دارد و این ظهور در ایجاد کننده صورتی دارد که ایجاد آن به شخص او
استناد داده شود
.
پاسخ: بعد از وجود اطلاق در روایات، برای تخصیص به شخص واحد دلیلی وجود ندارد. افزون بر این، امکان الغای خصوصیت وجود دارد، چنان که
در بیان امام علیه السلام : «من قتل نفسا…» الغای خصوصیت شده است با این که ظهور در فاعل واحد دارد. پس همان گونه اگر دو نفر یا بیش تر در کشتی شخص
محترمی شرکت کنند به لحاظ الغای خصوصیت از فاعل واحد، تمام افراد شرکت کننده در قتل مرتکب حرام شده اند، همچنین «کسی که صورتی را ترسیم
کند یا مجسّمه ای بسازد» هر چند ظهور در فاعل واحد دارد، ولی از دید عرف به سبب الغای خصوصیّت شامل مورد اشتراک می شود. پس کار افراد شرکت
کننده در صورت سازی محکوم به حرام است
.
با چشم پوشی از تمام آنچه بیان شد،(۱۸) حکم به حرام بودن در صورت اشتراک مشکل می شود (آن گونه که امام خمینی قدس سره
بیان داشتند)، از این جهت
که ادّله از اثبات حرام بودن کار هر یک از دو فاعل یا بیش تر ناتوان است؛ و عنوان «صوّر الصور» او «مثّل المثال» بر هر یک از آن دو فرد شرکت
کننده صدق نمی کند
.
روشن است که تمثال و صورت مجموع صورت خارجی است و اجزاء را به تنهایی صورت و تمثال حیوان نمی گویند و سازنده جزء ترسیم کننده
صورت حیوان نامیده نمی شود. فرقی نیست بین این که هر دو نفر از ابتدا تا پایان کار با هم مشغول باشند، یا این که یکی از آن دو نصف تمثال را ترسیم کند
و دیگری نصف باقی مانده را، و یا یکی اجزای مجسّمه را بسازد و دیگری بین آن ها ایجاد ترکیب کند. ظاهر از این بیان: «کسی که صورتی را ترسیم کند
»
آن موجود خارجی است که به آن شمایل و تمثال گفته می شود و صدور آن از فاعل واحد است. در صورت اشتراک در عمل فرض این است که آن صورت
خارجی از شخص واحد صادر نشده است. این مطلب مانند این بیان است: کسی که شعری گفت، کسی که سطری را نگاشت، کسی که از شهرش به مکّه
راه پیمایی کرد.(۱۹
)
احتمال می رود منظور از فاعل در مورد ترسیم صورت توسط دو نفر یا بیش تر کسی باشد که هیئت صورت یا تمثال را ایجاد می کند و این عنوان بر
فردی از آن دو نفر صادق است که صورت را کامل کرده است، به این نحو که تصویر را کامل کرده یا اجزای ساخته شده را به هم ترکیب کرده است و چنین
احتمالی از ظهور لفظ بسیار دور، و مخالف مورد تفاهم اخبار است.(۲۰
)
درباره شرط بودن فاعل واحد از استاد ما، آیه اللّه اراکی قدس سره
نقل شده است که فرمود
:
«
ایجاد کننده صورت فقط بر کسی صدق می کند که به تنهایی و بدون دخالت شخص دیگر تمثال حیوان را با تمام اجزاء ترسیم کرده باشد، چنان که دونده یک
فرسخ را خود طی کرده باشد نه این که نصفش را یک فرد و نصف آن را فرد دیگر پیموده باشد و تمام روز را امساک داشتنی بر شخصی اطلاق می شود که امساک کامل
در تمام روز او صادر شده باشد و آن جا که نماز کامل را دو نفر به جا آوردند، نصف آن را فردی و باقی را فرد دیگر، نمازگذار بر هیچ کدام صادق نخواهد بود. تمام
کلام این است که مفهوم ایجاد کننده و سازنده صورت حیوان در بردارنده یکی بودن فاعل است. افزون بر این، نهی یک شخص را از ترسیم صورت به نهی دو شخص
تفسیر کردن معقول نیست … پس از آنچه بیان داشتیم، دانسته شد به این که هر یک از افراد شرکت کننده دلیلی بر مصوِّر بودنش نیست، زیرا آنچه از او صادر می شود
ایجاد صورت نیست، بلکه سازنده قسمتی از صورت است، و آنچه از شریک او صادر می شود، هیچ ربطی به او ندارد … ممکن است در این مقام عنوان وسیع تری را
متعلّق حرمت قرار دهیم که غرض هر گونه دخالت و به کارگیری نیرو در ترسیم صورت باشد، خواه بر او ایجاد کننده تمام صورت صادق باشد یا قسمتی از صورت این
وجه نیاز به اثبات دارد و مناط روشنی در این میان نیست تا ملاحظه شود که آیا شامل صورت اشتراک می شود یا نه.»(۲۱
)
اشکال: عنوان «کسی که صورتی را ترسیم یا ایجاد کند» و نیز «کسی که شمایلی را بسازد» عمومیّت دارد و شامل شخص مجسّمه سازی می شود که
تمام اجزاء را از ابتدا تا انتها ایجاد کرده و یا فقط کامل کننده اجزایی باشد که قبلاً آماده شده است؛ مانند آن موردی که اجزاء به اقتضای طبیعی موجود
باشد، مانند شاخه های درخت که از آن ها صورت حیوان یا انسانی را بسازند. اگر شرط لازم در صورت سازی این باشد که تمام اجزاء ساخته شوند صورت
سازی بر کار شخصی که شاخه های درخت و … را برای ترسیم صورت حیوان به کار گرفته است صادق نخواهد بود، با این که گویا بودن صورت بر کارش
ظاهر و روشن است. همین مطلب گواه است بر این که منظور از بیان امام علیه السلام : «هر کس صورتی را ترسیم کند» یا: «شمایلی را بسازد»(۲۲) این است که تمام اجزاء
توسط مجسّمه ساز باشند.(۲۳
)
شاید منشأ اعتقاد به فراگیر نبودن موارد اشتراک، این پندار باشد که تمام اجزایی که در پیدایش شمایل دخالت دارد، باید از شخصی واحد صادر شود تا
«
هر کس صورتی را ترسیم کند» بر آن تطبیق کند. دخالت فاعل واحد ضرورتی ندارد. بنابراین معتبر بودن شخص واحد مانع نمی شود از این که مجسّمه ساز
بر کسی که فقط تکمیل کننده اجزای صورت است اطلاق شود
.
اشکال: مورد حرام صورت حیوان و انسانی است که مکلفی آن را ترسیم کرده باشد، نه این که عنوان حرام به اتمام رساندن پیکره حیوان و انسان باشد
.
ترسیم حیوان و انسان بر تکمیل کردن آن دو و بر ترسیم برخی از آن دو درست نباشد
.
پاسخ: علاوه بر اطلاق «من صوّر صوره» یا «مثلّ مثالاً»، در جواهر پاسخ: نسبت دادن «صورت» به ترسیم کننده اوّل درست دانسته شده است
. «
در صورتی که کار صورت سازی به تدریج انجام گیرد، پس در شرح استاد این گونه بیان شده، که ملاک در استناد صورت، آخرین فرد ترسیم کننده است
.
در پاسخ می گویم: شاید نسبت دادن صورت به فرد اوّلی نیز اقوی باشد، هنگامی که فرض شود، مقصود هر دو نفر از ابتدا ترسیم کامل صورت می باشد
.
بدین خاطر نسبت دادن ترسیم صورت به هر دو نفر صحیح است.»(۲۴
)
عمل تصویر را به دو نفر یا چند نفر اسناد دادن صحیح است ولکن بیان «من صوّر یا مثلّ» ظهور در فاعل واحد دارد. پس مورد اشتراک در صورت
سازی را شامل نمی شود. این «حکم» بر طبق این است که آن را مشمول ادلّه ندانیم یا از آن ها چشم پوشی کنیم امّا بر حسب تمام بودن و شمول ادلّه نسبت به
مورد اشتراک چنان که رأی برخی است در حرام بودن شرکت دو نفر یا بیش تر در ساختن صورت از ابتدا تا پایان اشکالی نخواهد بود، زیرا روایات
دلالت کننده بر فراگیری حرام بودن مجسّمه سازی است. پس هر فردی که در ترسیم آن ها شرکت داشته باشد، کارش محکوم به حرام است. زمانی که افراد
به گونه ای جدا از یک دیگر دخالت در مجسّمه سازی داشته باشند، به این نحو که نصف آن را شخصی بسازد و فرد دیگر آن را تکمیل کند، فرد دوّم ایجاد
کننده صورت است و فعلش محکوم به حرام است، امّا حکم ایجاد کننده نصف اوّل مجسّمه تفصیل داده شده است، چنان که استاد ما، آیه اللّه اراکی قدس سره
فرمود
:
«
اگر علم داشته باشد که نصف دیگر از جانب خودش و یا با اقدام فردی دیگر به آن ملحق نخواهد شد، اشکالی در پذیریش عذر و معاف بودنش نیست، پس اگر
نصف دیگر را ملحق به نصف اوّل کند، کشف می شود که دخالت داشته و نیرویش را در پیدایش صورت به کار گرفته؛ و چنین عملی واقعا حرام بوده است و عذرش
پذیرفته نیست. همچنین اگر شک در اتّصال نصف دیگر و نبود آن داشته باشد معذور و معاف است، زیرا از موارد شبهه موضوعیه(۲۵) و اصل جاری در آن برائت
است، هر چند بر طبق واقع فرض شده، که به واسطه متّصل کردن نصف دیگر، ترسیم صورت داخل در عنوان حرام است. نیز در آن جا که علم به پیوستگی نصف دیگر
دارد، بعد از ساختن نصف اوّل و الحاق نصف دوّم واقعا مرتکب گناه شده و در صورت ملحق ساختن آن دچار تجرّی شده است
.»
سپس ایشان مورد ظهور رأی جدید (ابداء) را بر صورت عالم بودن به اتّصال مایل ساخت و فرمود: «و از بیان حکم در موارد بیان شده، حکم در آن جا
که مشغول ترسیم صورت است و قصد دارد آن را تکمیل کند، اما بعد رأی جدید برایش حاصل می شود و از تکمیل آن منصرف می گردد؛ روشن می شود
.
پس او در زمان انصراف از به اتمام رساندن یا عالم به اتّصال نصف دیگر از جانب خودش یا فرد دیگر هست و یا دارای شک است. اگر عالم باشد با
ساختن نصف اوّل مرتکب گناه شده است، زیرا علم به اتّصال نصف دوّم دارد و آن جا که دارای شک است، اگر واقعا فردی آن را به اتمام برساند. نیز
معذور و معاف نیست این مورد مانند این است که شخصی با علم به حرام بودن خمر، شرب خمر کند و بعد از فراغ، شک در خمر بودن (مایع) داشته باشد،
چنین شخصی عذرش پذیرفته نیست. البته آن جا که از ابتدا شک داشته باشد معذور است
.
بالاتر از این می گوییم: در جایی که علم به اتّصال نصف دوّم ندارد، اگر شخصی آن را ملحق ساخت سزاوار عقوبت است، زیرا فرض این است که عمل
ترسیم مبغوض «مولی» است و فاعل، عالم به این مبغوضیّت هست. پس با توجّه به شرایط انجام یافتن تکلیف (علم به مبغوض بودن صورت سازی
)
تکلیف وجود دارد، و این که بعد از ترسیم نصف اوّل، علم به عدم اتّصال نصف دوّم به علم به اتّصال دگرگون یافته است، در از بین بردن و برطرف کردن
شایستگی عقاب سودی نمی دهد.(۲۶) پس به حکم عقل لازم است در هر دو صورت(۲۷) احتیاط کرده، آنچه از صورت حیوان را ساخته و ترسیم کرده
است، محو کند.(۲۸
)
اشکال: با ظهور رأی جدید و دست بر داشتن از تکمیل صورت، بر مایل قرار دادن آن به مورد استمرار قصد و علم به اتّصال دلیلی وجود ندارد، زیرا
نسبت دادن ترسیم صورت حیوان به اوّل مشروط به بقاء قصد است. با توجّه به استمرار نداشتن قصد (گذشته از صورت شک و یا علم به نبود اتّصال) دلیلی
بر نسبت دادن (در صورت علم به پیوستگی و الحاق) نیست. تا مادامی که ترسیم شمایل بر صورت حیوان انطباق پیدا نکند، انجام آن مبغوض شارع نیست
.
فرض شده که ترسیم کننده نصف اوّل، قبل از انطباق صورت از ادامه دادن نیّت و قصد اتّصال بازگشته است. بنابراین بعد از بازگشتن از قصد فعلش محکوم
به حرام بودن نیست، البتّه از جهت تجرّی و گستاخی کردن بر مولی فعلش محکوم به حرام است. در این هنگام جز مخالفت کردن با تکمیل صورت از طریق
نهی از منکر، تکلیفی ندارد
.
همچنین در آن جا که نصف صورت را بسازد و عالم به تکمیل نکردنش به نحو اتّصال نصف دیگر از جانب خودش یا شخص دیگر باشد، دلیلی بر
حکم کردن به حرام واقعی وجود ندارد. پس همانا حرام کار تکمیل کننده صورت است، البته اگر به نحو اتّفاقی دست به اتّصال زده باشد. بیان «من صوّر
الصور» نسبت به چنین شخصی اطلاق دارد. بنابراین مبغوض فعل کامل کننده صورت است، نه کسی که نصف اوّل را با توجّه به عالم بودنش به نبود اتّصال
ساخته است
.
آیا در حرام بودن ترسیم صورت مباشرت فاعل معتبر است؟
آیا حرمت فوق منوط به این است که شخص با دست خود و بدون این که واسطه ای در میان باشد، صورتی را بسازد (البته وساطت غیر از آن چیزی
است که به عنوان ابزار مطرح است) یا این که مباشرت شخصی معتبر نیست، خواه واسطه فاعل مختار باشد و خواه فاعل طبیعی یا این که فرق گذاشته
می شود بین آن جا که واسطه فاعل مختار باشد (مانند این که فردی را به اکراه و تهدید وادار به انجام کار کند و یا شخصی را برای ترسیم صورت به کار
وادارد. در چنین صورتی بر فرد اکراه شده یا به کار گمارده شده، تصویر کننده صدق نمی کند.) و بین آن موردی که واسطه فاعل طبیعی و بدون شعور باشد
.
پس نسبت دادن صورت سازی را به فردی که این فاعل را به کار گرفته، صحیح است، مانند نسبت دادن احراق و بر پا داشتن آتش به کسی که هیزم را به آتش
افکنده است، همان طور که گفته می شود: فلانی جامه را خیاطت کرد، آن هنگام که وسیله آماده کنند. خیاطت را به کار گرفته باشد
.
استاد ما، آیه اللّه اراکی تفصیل را پذیرفته است: «ظاهر در مادّه تصویر ایجاد صورت است، به هر نحوی که بوده باشد. در آن جا که واسطه فاعل مختار باشد،
اطلاق ایجاد کننده صورت بر فرد باعث درست نیست. در آن جا که واسطه فاعل طبیعی
باشد، چنین اطلاقی درست است.»(۲۹) «نبود وساطت طبیعی نیز در برخی از مواد
معتبر شمرده شده است، مانند خوردن و نوشتن. پس در آن جا که ابزار کتابت را به کار گیرد، به کسی که ابزار را به کار گرفته است کاتب گفته نمی شود.»(۳۰
)
گواه بر معتبر نبودن مباشرت فاعل بیان امام علیه السلام است: «از ساختن صورت ها بپرهیزید»، زیرا اطلاق آن اقتضای دخالت نداشتن مستقیم شخص در صورت
سازی است
.
شاهد دیگر حدیث منقول از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم است که از تصاویر و تمثال ها نهی کرده است، بنابراین که آن را به نگهداری صورت ها و شمایل اختصاص
ندهیم.(۳۱
)
اشکال: مرسوم و رایج در آن زمان ها به دست آوردن شمایل و صورت با تلاش خود شخص و قدرت صنعتگری او بوده است و قالب ها دخالت
نداشته اند، پس روایات در صورت ها و تمثال هایی ظهور دارد که شخص فاعل بدون واسطه آن ها را ساخته باشد
.
پاسخ اولاً: قضایا در متن ادلّه به نحو قضیّه حقیقیّه(۳۲) ملاحظه می شوند، نه خارجیّه،(۳۳) ثانیا: آنچه در نزد «شارع» مبغوض است خود مجسمّه سازی
و ایجاد صورت است، خواه به نحو مباشرت باشد و خواه به واسطه فاعل مختار یا فاعل طبیعی مانند قتل و کشتن. پس صورت سازی هر چند به نحو
مباشری نباشد، به اطلاق ادلّه مبغوض بودن مجسمّه سازی، مورد نهی قرار گرفته است
.
همان گونه که اگر آلتی برای اعدام افراد ساخته شود و شخصی عهده دار وصل کردن نسبت داده می شود و احکام قتل بر آن بار می گردد، هر چند دخالتی
جز وصل کردن برق را به آن نداشته و به واسطه وسیله نابود شده اند. همچنین اگر فرض شود که وسیله ای برای ایجاد مجسّمه ها ساخته شود و شخصی
عهده دار اتّصال الکتریسیته به آن باشد و به این وسیله صورت ها از آن خارج گردد، صورت سازی به آن شخص نسبت داده می شود و او مجسّمه را ساخته
است، هر چند صورت و تمثال سازی را به نحو مباشری نداشته است
.
از مطالب ذکر شده حکم(۳۴) آنچه در این بیان: «کسی که صورت یا تمثالی را بسازد» ادعا شده، روشن می شود به این که صورت و شمایل سازی با
توانایی و عملش به این صنعت تحققّ یابد و فرد عهده دار وصل کردن نیروی الکتریسیته به وسیله یا ریختن گچ در قالب چه بسا ترسیم کننده و عالم به تصویر
و توانای هر آن نباشد.(۳۵
)
آنچه از روایت خصال: «از مجسمّه سازی بپرهیزید» و غیر این روایت از اطلاق اخبار استفاده می شود، این است که صورت سازی به هر نحوی که انجام
گیرد مبغوض «شارع» است. پس نهی از تحققّ صورت حیوان ایجاد با واسطه را شامل می شود و نیازی به الغای خصوصیت مباشری نیست، تا در آن اشکال
شود که هئیت فعل ظهور در ایجاد مباشری دارد، هر چند در پاسخ می گوییم عرف برای مباشرت و عهده دار شدن شخصی بدون واسطه خصوصیتی نمی بیند،
و معمول نبودن واسطه در آن زمانها مانع از الغا و باطل دانستنی خصوصیت در زمان ما نیست. روشن کردن چراغ در فلان شب مستحب است، این
اختصاص به روشن کردن متعارف و مرسوم در آن زمان ها را به نحو مباشری ندارد، بلکه نسبت به زمان هر چند با واسطه و سبب باشد، عمومیّت دارد
.
افزون بر این، حکمت در ممنوع بودن صورت سازی شبیه شدن به خالق در ساختن اندام های حیوانات است و در آن
جایی که شمایل و صورت ها به وسیله
دستگاه های الکتریکی ایجاد شود، این حکمت وجود دارد؛ مگر این که گفته شود حکمت این منع و جلوگیری از صورت سازی در موردی است که ترسیم
شمایل به نحو مباشری باشد، نه به وسیله دستگاه ها
.
این بیان باطل است، زیرا آفرینش از جانب خدای متعال دارای عمومیّت است، چه بسا آفرینشی که بدون سبب از جانب خدا محققّ می شود، مانند
:
آفرینش حضرت آدم علیه السلام (۳۶) و گاهی آفرینش موجودی با واسطه تحققّ می یابد، مانند: تولید مثل در حیوان ها و انسان. پس حکمت منع از صورت سازی
که تشبیه به خالق است، به مورد مباشری و بدون واسطه اختصاص ندارد، بلکه در آن جایی هم که دستگاههایی سبب ایجاد صورت باشند؛ وجود دارد
.
اطلاق روایات و اطلاق حکمت معتبر نبودن مباشرت فاعل را اقتضا دارند. اگر به حرام بودن نقاشی معتقد باشیم، کلام در حرام بودن صورت های چاپ
شده در ابزار عکاسی پیش می آید. امام خمینی قدس سره
معتقد است که عکاس حقیقتا صورت ساز نیست و مجازا به او مصوِّر گفته می شود. و اطلاق ترسیم کننده
صورت بر او نیاز به دلیل و قرینه دارد و فرقی بین صورت های چاپ شده در فیلم و صورت های انعکاس یافته در ورق ها نیست. هر چند درست نبودن اطلاق
صورت ساز بر عکاس به لحاظ اوّلی روشن تر است.(۳۷
)
نظر امام خمینی قدس سره
صحیح است، زیرا انعکاس صورت در فیلم عکاسی و انعکاس صورت در اوراق که به وسیله قرار دادن دوربین رو به روی صورت
افراد یا اوراق را روبه روی فیلم قرار دادن، مانند قرار دادن آیینه روبه روی شخص است اشکال ندارد و تصویر انعکاس یافته در فیلم و اوراق به وسیله
دستگاه محققّ یافته است، نه عکّاسی، تنها کار عکّاس نگهداری چیزی است که در فیلم و اوراق منعکس شده است. بنابراین عکّاس مباشر و ایجاد کننده
صورت، هر چند با واسطه نمی باشد
.
استاد ما، آیه اللّه اراکی قدس سره فرمود: شکی نیست در این که صورت ساز به کسی که عکسی را پشت شیشه اعلانات بچسباند و نیز فردی که رو به روی شیشه
و یا آب ایستاده(۳۸) است، گفته نمی شود حکم عکس نیز همین است(۳۹). عکس یا صورت فتوگرافی مرکب از دو کار است
:
۱
نهادن شیشه رو به روی جسم
.
۲
دوای مخصوص بر سطح شیشه قرار دادن که از جمله خواصش نگهداشتن صورت جسم مقابل شیشه می باشد
.
پس ظهور صورت در آن شیشه حکم ظهور صورت را در آیینه دارد. اطلاق ترسیم کننده صورت بر کسی که شیشه را رو به روی جسم نهاده تا صورت
جسم در شیشه بیفتد، درست نیست
.
عکّاس به واسطه دواء و … در صورت منعکس شده در فیلم تصرّف می کند و آن را ثابت قرار می دهد، به گونه ای که بعد از مقابل قرار دادن برای
همیشه نیز ثابت مانده باشد
.
پس همان گونه که فردی تصرّف کند و صورت واقع شده در آیینه را ثابت نگهدارد، بر او ترسیم کننده صورت صدق نمی کند؛ به همین نحو بر عکّاس
اطلاق «مصوّر» صحیح نیست. البته بر انتقال دادن صورت از فیلم بر روی کاغذ و … اطلاق صورت سازی بدون اشکال است. لکن این اطلاق موجب و
سبب حرام بودن عکس برداری نمی شود. زیرا مقدّمه حرام نیست؛ مگر در آن موردی که بعد از عکس انداختن، در انتقال صورت از فیلم بر روی کاغذ از
اختیار او سلب شود(۴۰) و در این جا چنین نیست. اگر از ابتدا قصدش رسیدن به عمل دوّم(۴۱) باشد، متجرّی است، مانند شخص آماده شده در نزد عکّاس،
زمانی که آماده می شود به قصد این که عکّاس عکسش را انتقال به کاغذ دهد، این عمل اعانه بر گناه است، البته چنان چه نقل دادن صورت بر آن بار باشد و
متجرّی است اگر نقل دادن بر آن مترتّب نشود؛ مگر این که از مطلب فوق برگردیم و به کسی که صورت افتاده در آیینه و … را ثابت نگهدارد، عنوان ترسیم
کننده صورت ندهیم. پس همانا تصویر ایجاد صورت ثابت است. و همین در صحّت نسبت دادن صورت سازی به شخص کفایت می کند، هر چند خود
صورت به ایجاد او حاصل نشده باشد. حضرت استاد دام ظلّه عهده دار این مطلب شده اند. احتیاط در این جا مناسب است
.
صورت را ثابت نگهداشتن غیر از ایجاد صورت است. صورت سازی معمولی در این زمان از قبیل اوّل است.(۴۲) بر فرض شک در مفهوم تصویر،
اصل جاری در این جا به جهت وجود شبهه مفهومیه(۴۳) به لحاظ دوران امر بین اقل و اکثر
برائت است.»(۴۴
)
نظر استاد ما، آیه اللّه اراکی در به کار بردن مفهوم «تصویر» بر انتقال عکس از فیلم به کاغذ مورد قبول نیست، زیرا کاغذ نسبت به فیلم مانند آیینه است،
نسبت به صورتی که محاذی و مقابل آن باشد. پس همان گونه که محاذی قرار گرفتن صورت مقابل آیینه حرام نیست، انعکاس صورت از فیلم در کاغذ هر
چند ثابت بماند، ایجاد صورت نیست و حرام نمی باشد
.
بنابراین اگر به حرام بودن نقاشی و کشیدن صورت جانداران معتقد باشیم تصویر و عکس برداری معمول در این زمان را حرام نمی دانیم، زیرا تمام
مراحل پیدایش صورت به وسیله فن عکس برداری از موارد ثابت نگهداشتن صورت است، نه ایجاد آن
.
در چاپخانه های معمولی در این زمان درست شمردن ایجاد صورت امری بعید به نظر نمی رسد. در این چاپخانه ها صورت ها را بر ورق چاپ می کنند و
به همین جهت در کتاب مصباح الفقاهه آمده است: «در حرام بودن صورت سازی فرقی بین کشیدن با دست، چاپ، رنگ آمیزی و بافتن نیست، خواه
صورت سازی به نحو دفعی انجام گیرد (چنانکه در ابزار چاپ وجود دارد) یا تدریجی باشد.»(۴۵
)
آیا ساختن صورت کامل استخوان های انسان جایز است خیر؟
البته اقتضای بیان گذشته این بود که اگر بر آن صورت حیوان اطلاق نشود، جایز است
.
در این مسئله دو نگاه وجود دارد
:
۱
اطلاق استخوان ها به تنهایی بر صورت انسان درست است
.
۲
انسان مرکب از استخوان ها، رگ ها، گوشت، پوست و مو است، پس تصویر استخوان ها هر چند کامل، باشد ولکن نسبت به صورت کامل مثل
اجزاء هستند. پس همان گونه که بر نصب ستون ها و غیر آن از فلزات به تنهایی (هر چند کامل باشند) خانه اطلاق نمی شود، به همین نحو بر ساختن
مجسمه استخوان ها یا رگ ها و … به تنهایی صورت انسان گفته نمی شود
.
ساختن اسکلت که نشانگر ابعاد حیوان هاست، همین حکم را دارد، زیرا صورتی است که بیانگر اجزاء و هیئت نیست، بلکه تنها حکایت از اسکلت
حیوان دارد
.
چیزی که سبب پیدایش انسان است، چنانچه بر آن حیوان گفته نشود، ترسیمش اشکالی ندارد. در جواهر آمده است
:
«
و در ترسیم بیضه، علقه، مضغه و تخم کرم ابریشم و… ایرادی نیست.»(۴۶
)
بیان صاحب جواهر نیکوست، مشروط بر این که برخی از مراحل رشد حیوان نامیده نشود والاّ از این جهت که صورت حیوانی است، حرام می باشد
.
آیا صورت جن، شیطان و فرشته حکم صورت حیوان را دارد؟
در کتاب جواهر الکلام آمده است
:
«
آشکار از ادلّه انضمام صورت فرشته و جن به صورت حیوان است، بلکه ساختن صورت حیوانی که تخیّل شده است و در اجزای کلی با حیوان خارجی مشارکت
دارد، حرام بودن آن قوی به نظر می رسد.»(۴۷
)
شاهد بر این مطلب روایاتی است که به نحو عام از مجسّمه سازی منع می کند، زیرا آنچه از این عام خارج شده صورت های موجودات بی جان است،
ولی موجودات جاندار در آن عام باقی هستند و فرض این است که فرشته، جن و شیطان به لحاظ عرف جاندارند. در «مستند» آمده است: در ترسیم صورت
حیوان یا جاندار از حیث عرف مطابق بودن با حیوان خارجی به نحو شخصی یا نوعی شرط نشده است، بلکه همین که عرفا به آن صورت حیوان گفته شود
کفایت می کند، زیرا معنا و مفهوم صورت حیوان یا جاندار صورتی مختص به آن هاست، و منظور این است که این اختصاص و شناسایی و معمول بودن رواج
داشته باشد. پس اگر صورت حیوانی را ترسیم کند و نمی داند از کدام نوع است ولکن به گونه ای است که اگر وجود مناسبی بر طبق عادی برای آن فرض
شود، نوعی از حیوان ها به حساب می آید، و چنین ترسیمی حرام است.(۴۸
)
امام خمینی قدس سره
اطلاق ادلّه را مورد اشکال قرار می دهد: اساس در ادلّه «حرام بودن» صورت سازی، روایات مستفیضی است که حاوی این بیان است
: «
مکلف می شود که در آن صورت روح بدمد و حال این که توانایی دمیدن را ندارد» … . این ادلّه ظهور در حرام بودن شمایل موجودی دارد که ایجادش به
وسیله و نفخ است، مانند: انسان و سایر حیوان ها. پس با ترسیم صورت حیوانی و تکمیل آن و تنها باقی ماندن دمیدن روح در آن (هر چند به نحو مسامحه
باشد) در آنچه خداوند در رحمها ترسیم می کند، گویا شبیه به خالق شده است. پس روز قیامت به او گفته می شود: ای ترسیم کننده صورت! در آن روح بدم،
آن گونه که خداوند متعال در صورتها (بعد از آراستنشان) روح دمید
!
جن، شیطان و فرشته از جمله موجوداتی هستند که کیفیّت ایجادشان تدریجی نیست، به این نحو که به تدریج اندام آن ها آراسته و سپس روح در آن ها
دمیده شود، بلکه ایجادشان ابداعی و دفعی است، خواه اعتقاد به تجرّد آن ها وجود داشته باشد، یا نداشته باشد. بنابراین مانند حیوان ها مصداق نفخ روح
نیستند. این گونه موجودات از سیاق اخبار نفخ خارجند؛ اخباری که به جهت مستفیض بودن و معتبر بودن بعضی از اسناد، مانند مرسله، ابن ابی عمیر(۴۹
)
اساس در حرام بودن مجسمه سازی هستند
.
افزون بر مطلب فوق، آنچه به نحو ظن از مجموع روایات استفاده می شود، این است که حرام بودن صورت ها و شمایل به جهت شباهت یافتن به خالق
در آفریدن صورت است که از صفات مخصوص خدای متعال است و ترسیم صورت خیالی از موجودات از موارد شباهت یافتن به ذات متعالی نیست، زیرا
خداوند چنین صورت خیالی را نیافریده است، تا این که شخص ترسیم کننده آن شباهت به خالق پیدا کند؛ مگر این که ملاک حرام بودن شبیه شدن در هر
گونه صورت سازی باشد، که مبنایی باطل است.(۵۰
)
آنچه بیان داشتیم معنایش این نیست که عهده دار جایز بودن ترسیم صورتی حیوانی شده ایم که مانند عنقاء وجودی ندارد و یا مخلوقی که دارای سرهای
بسیاری باشد، زیرا ادلّه حرمت را به حیوان های موجود در خارج اختصاص نداده ایم، بلکه می گوییم اختصاص به چیزی دارد که موجودیّت آن مانند موجود
بودن حیوان ها به نحو آفریدن تدریجی و ترسیم پیکر باشد و موجوداتی مانند جن، شیطان و فرشته دارای آفرینش تدریجی و پیکر نیستند. با توجه به بیانات
گذشته عهده دار شدن به حرام نبودن برخی از مصادیق مورد نقض امر بعیدی نیست و فسادی را به همراه ندارد.(۵۱
)
مقیّد کردن برخی اخبار به ترسیم شمایل، آفریدن تدریجی و دمیدن روح موجب نمی شود که دلیل شامل جن، فرشته و شیطان نشود، زیرا این موجودات
نزد عرف از تخلیق و تصویر برخوردارند و این بیان که ایجاد آن ها ابداعی و دفعی است، بیگانه از فهم و عرف است. در میدان مفاهیم باید از عرف تبعیّت
شود، آن گونه که در تشخیص مفاهیم نیز چنین است. بنابراین خروج چنین مواردی از سیاق اخبار باطل است.(۵۲
)
افزون بر مورد ذکر شده، خصوصیات برخی روایات به سایر روایات مطلق سرایت نمی کند، بعد از آن که هر دو از شبهات هستند. پس برای دست
برداشتن از روایاتی که به نحو عام مجسّمه سازی را منع می کند، (جز در مورد ترسیم پیکر موجودات بی جان) دلیلی وجود ندارد
.
حکمت حرام بودن که شبیه شدن به خالق در صورت سازی است، در تصویر جن، شیطان، فرشته و صورت های خیالی نیز حاصل است، هر چند برای
آن صورت ها موجودیّتی نباشد و مقیّد کردن صورت سازی به صورتی که موجود است، دلیلی ندارد. چه بسا گفته می شود که دلیل حرام بودن ترسیم صورت
جن و فرشته این است که معمولاً آن ها را به شکل یکی از حیوانات می سازند. در تحریم صورت سازی قصد ترسیم صورت حیوان معتبر نیست با فرض این
که علم دارد آن شکل صورت حیوان است.(۵۳
)
امام خمینی قدس سره ایراد کرده اند
:
«
اضافه بر این که در صورت های مشترک معتبر بودن قصد امری بعید نیست، صورت های معمول از جن و فرشته عرفا ممتاز از صورت های حیوان هاست، هر چند
از برخی جهات شبیه به انسان هستند، لکن عرف آن را جدای از صورت انسان ملاحظه می کند. پس بین صورت انسان و صورت موجود دیگر ولی شبیه انسان فرق
می گذارد، و صورت های معمولی از قبیل موجودی است که انسان نیست، ولی شبیه به صورت انسان است.»(۵۴
)
در مصباح الفقاهه همین بیان آمده است
:
«
کسی که صورت فرشته و جن را ترسیم کند قصد ساختن صورت آن دو را دارد، نه صورت حیوان و نه چیز دیگری که از آن دو و حیوان اعم باشد.»(۵۵
)
بنابراین رأی به این که قصد در ترسیم صورت معتبر نمی باشد صحیح نیست.(۵۶) چه بسا بر حرام بودن ساختن صورت فرشته و جن به روایت صحیح
بفیاق (که گذشت) استدلال شده است، با این ادّعا که بیان امام علیه السلام ظهور در حرام بودن دارد
:
«
به خدا سوگند! آن ها شمایل مردان و زنان نبودند ولکن تمثال درخت و شبیه به آن بود
.»
در این روایت بین غیر جاندار و جاندار به لحاظ جواز تصویر و نبود آن مقابله واقع شده است و بیان مصادیق ذکر شده در آن از باب مثال است.(۵۷
)
امام خمینی قدس سره
به روایت فوق چنین ایراد فرمود
:
«
تمسّک به روایت ابی العبّاس برای حرام بودن بر مطلب مورد نظر درست نیست، زیرا روایت بیانگر قضیّه خارجی است. … و قضیّه شخصی دارای اطلاق
نیست.»(۵۸
)
اگر حاجت و نیازی ما را به ساختن موجودی که شبیه به مخلوقی از آفرینش باشد فرا بخواند، هر چند صورت حیوانی باشد، بدون آن که قصد داشته
باشیم که حکایت از موجودی کند، ظاهر عبارت جواهر الکلام این است که ترسیم آن حرام نیست، آن جا که فرمود
:
«
اگر صورتی بین حیوان و غیر آن مشترک باشد، تابع قصد است.(۵۹)»(۶۰
)
شیخ اعظم انصاری قدس سره نیز تصریح فرموده است
:
«
اگر نیازی ما را به ساختن صورتی که شبیه به موجودی از آفرینش خدا باشد فرا بخواند، هر چند صورت حیوانی باشد، بدون آن که قصد حکایت از غیر داشته
باشد، به طور قطع ایرادی ندارد.»(۶۱
)
در مصباح الفقاهه
:
«
در حرام بودن صورت سازی شکی نیست که قصد حکایت آن صورت از موجود در خارج معتبر است، زیرا آنچه در روایات بیان شده نهی از ترسیم صورت و
شمایل است و آن هنگام که تشابه آن با موجود در خارج به لحاظ تصادف و اتّفاق و جدای از قصد حکایت باشد،
صورت و تمثال (آن موجود) بر آن درست
نخواهد بود. این مطلب مانند، معتبر دانستن قصد حکایت در صحیح بودن استعمال الفاظ در معانی آن هاست، به این صورت که اگر معنا را قصد نکند، استعمال تحقق
پیدا نخواهد کرد
.
بنابراین زمانی که شخص به ساختن موتور و ابزار آن یا غیر آن دو از چیزهایی که به صورت حیوان ترکیب یافته است، نیاز پیدا کند، به جهت نبودن قصد حکایت؛
صورت سازی بر آن صدق نمی کند. مثال روشن آن هواپیماهای ساخته شده در این زمان می باشند، که شبیه به پرندگان هستند، و در عین حال سازنده اش فعل حرامی
را مرتکب نشده است و در ذهن هیچ فردی حتّی کودکان این تصوّر نیست که سازنده هواپیما صورت پرنده ای را ساخته است، بلکه تنها غرضش ساختن وسیله ای برای
مصلحت عمومی می باشد و به شکل پرنده بودنش امری اتفّاقی است.»(۶۲
)
بنابراین آنچه در حرام بودن صورت سازی حیوان معتبر است قصد حکایت است
.
در مشترکاتی که به غرضی دیگر ساخته می شود، قصد حکایت تحقق پیدا نمی کند، آن چنان که شخصی به قصد شکر بگوید: «الحمدللّه رب
العالمین» قرائت تحقق پیدا نمی کند زیرا در قرائت قصد حکایت از الفاظی است که بر نبی مکرّم صلی الله علیه و آله وسلم
نازل شده است. در صورت شک (که آیا
حکایت از صورت حیوان دارد یا نه) اصل برائت جاری می شود. اگر قصد حکایت از صورت حیوان به همراه غرض دیگر داشته باشد، اظهر(۶۳) این است
که مرتکب حرام شده است، حکایتش اصلی باشد یا تبعی
.
پس آنچه حرام است حکایت کردن و نشان دادن آن موجود خارجی با این صورت ترسیم شده است، ارائه و حکایت اصلی باشد یا تبعی پس برخی از
شیرینی ها را به صورت حیوان ساختن به نحوی که بازگو کننده از حیوان باشد، کاری حرام است
.
سؤال: آیا ساختن انسان ابزاری در زمان ما حرام است یا حرام نیست؟
پاسخ: چنانچه مقصود سازنده، حکایت آن از انسان موجود در خارج (هر چند به نحو تبعی) باشد مرتکب حرام شده است و اگر قصد بازگویی از
انسان حقیقی را نداشته باشد حرام نیست
.
صورت سازی بر افرادی که به حدّ بلوغ نرسیده اند حرام نیست، زیرا تکلیف از آن ها برداشته شده است. پس اگر فرد غیربالغ صورتی را ترسیم کند
حرامی را مرتکب نشده است و واجب نیست او را از این کار باز دارند و یا نهی کنند ترسیم صورت مانند قتل و ریختن آبروی مؤمن نیست. چنان که جایز
بودن نگهداری مجسّمه بر این مطلب گواهی می دهد
.
به همین جهت نیز سیّد یزدی در جواز صورت سازی توسط غیر بالغ می فرماید: «ظاهر از روایات این است که بازداشتن غیر مکلّف از مجسّمه سازی
هنگامی که بدون واسطه اقدام کند، بلکه در آن جا که تحت تأثیر دیگران واقع شود، جایز است، البته به نحوی نباشد که ترسیم صورت به شخص نفوذ کند و
تأثیرگذار نسبت داده شود، زیرا دلیلی بر بازداشتن با حرام بودن تحت تأثیر واقع شدن نیست، چنان که در دیگر محرّمات چنین است که از ادلّه یا قراین
خارجی اهمیّت دادن شارع به آن ها استفاده نمی شود. به عبارت دیگر، از حرام هایی نیست که شارع راضی و خشنود به پیش آمدن آن ها در خارج به هر
نحوی نیست… . روشن است که مجسّمه سازی از این قبیل حرام ها نمی باشد. حکمتی که مصنف قدس سره
آن را بیان داشت درست نبودن آن را دانستی، با توجّه
به این که اقتضای آن حکمت حرام بودن بقا و نگهداری آن است و کسی عهده دار این مطلب، «حرام بودن بقا» نشده است. چنان که به زودی بیان خواهد
شد.(۶۴
)
اشکال: بنابر ظاهر اخبار حکمت باز داشتن شارع از ترسیم صورت شباهت پیدا کردن به خالق در مصوّر بودن است که از صفات خدای متعال است
.
شبیه شدن به خدا در «مصوّر بودن» مبغوض شارع است که به نفس صورت سازی حاصل می شود و نگهداری از آن شباهت پیدا کردن نیست. پس
تأثیرپذیری غیر بالغ از شخص نفوذ کننده در او (مانند تأثیرپذیری جاهل و غافل) جایز نیست، زیرا شارع اصل صورت سازی را نمی پذیرد، هر چند
نگهداریش بعد از ترسیم جایز بدون مانع باشد. مبغوض بودن شباهت پیدا کردن به خالق اقتضای باز داشتن و نهی از ترسیم صورت نسبت به غیر مکلّف را
دارد، هر چند غیر بالغ مکلّف به (ترک) حرمت نیست
.
نقّاشی صورت حیوان بر شی ء کروی و مانند آن حرام نیست، زیرا بر نقّاشی مجسّمه صدق نمی کند، هر چند دارای نمای برجسته مانند حیوان داشته
باشد. فرض نیز این است که دلیلی بر حرام بودن نقّاشی نیست. پس روشن است که دلیل بر حرام بودن نقّاشی مورد نظر وجود ندارد
.
اجرت گرفتن برای ترسیم صورت، جایز نیست، زیرا کار حرام ذاتا از نظر شرع مالیّتی ندارد و گرفتن اجرت در مقابل کاری که مالیت ندارد، مصداق
خوردن مال به باطل است. امام خمینی قدس سره
فرمود
:
«
بر ترسیم صورتی که حرام شده است، گرفتن اجرت جایز نیست، زیرا برای این کار حرام و فاسد اجیر شده است و همان گونه که در گذشته بیان داشتیم، کار حرامی
که طبق ادلّه نهی از منکر، بر مردم واجب است از آن جلوگیری کنند، دارای احترام و مالیت نیست. به همین جهت و بدون شک باز دارنده ضامن اجرت المثل نخواهد
بود. پس اگر شخصی عبد دیگری را(۶۵) از مجسّمه سازی بازدارد ضامن نیست، چنین کاری نزد شارع مال نیست و اجرتی ندارد و قبول اجرت اکل مال باطل
است.»(۶۶
)
مقام سوّم: نگهداری صورتهای تحریم شده
بیان برخی از علما ظهور در حرام بودن خرید و فروش تمثال ها دارد. در مقنعه آمده است
:
«
ساختن بت ها، صلیب ها، تمثال ها، مجسّمه و شطرنج و … حرام است و فروش و خرید آن ها حرام است.»(۶۷
)
در «نهایه»(۶۸) آمده است
:
«
ساختن بت ها، صلیب ها، تمثال ها، مجسّمه، صورت ها، شطرنج، نرد و سایر انواع قمار، حتّی بازی بچه ها با گردو تجارت، تصرّف و کسب به وسیله آن ها حرام و
مورد نهی قرار گرفته است.»(۶۹
)
ظاهر از بیانات فوق این است که به کار بردن و فراهم آوردن مجسّمه ها و تمثال ها مورد منع شارع قرار گرفته است. اگر مورد منع نبود دلیلی بر حرام
بودن داد و ستد وجود نداشت. جای تعجّب است که صاحب جواهر به جایز بودن بیع، فراهم آوردن، به کار بردن و سود بردن رأی داده است، در حالی که
می نویسد: نیافتیم کسی را که به حرام بودن؟ فتوا داده باشد، جز آنچه از اردبیلی نقل شده است.(۷۰
)
ادلّه حرام بودن فراهم آوردن و نگهداری صورتها
۱
همانا حرام بودن کاری دلالت دارد بر این که آنچه مورد عمل قرار گرفته، از ابتدا و به نحو دوام مبغوض شارع است، مانند حرام بودن بت سازی
.
شیخ انصاری قدس سره
بر این دلیل ایراد فرموده است
:
«
آنچه از جانب شارع منع شده ایجاد صورت است و امّا وجود صورت مبغوض نیست، تا این که از بین بردن آن واجب باشد. گاهی چنین است که ملازمه و
همراهی بین مبغوض بودن در ایجاد و وجود از اسلوب دلیل یا از (قراین) خارجی فهمیده می شود، چنان که حرام بودن ایجاد نجاست در مسجد ملازم با مبغوض بودن
وجود آن در مسجد دارد و لازمه اش این است که از بین بردن آن واجب است.»(۷۱
)
و امام خمینی قدس سره اشکال شیخ انصاری قدس سره را چنین پاسخ داده اند
:
«
فهم عرفی از اوامر و نواهی (که به ماهیات دارای بقاء و ثبات تعلّق گرفته است) این است که ماهیّت دارای ذات ثابت یا محبوب و یا مبغوض «شارع» است و امر
به ایجاد آن ماهیت تنها به جهت محبوبیّت وجودی دارای استمرار آن است ونهی از آن به لحاظ مبغوض بودن وجود و ادامه داشتن آن می باشد. این گونه نیست که
ذهن به ایجاد و وجود به نحو مستقل انتقال پیدا کند(۷۲) … بنابراین آنچه موردادّعاست همان تفاهم عرفی است،نه ملازمه عقلی
.
پس بیان شیخ قدس سره
اگر به نبود ملازمه عقلی بازگشت کند منافاتی با فهم عرفی نخواهد داشت و همین در اثبات مطلب کافی است و اگر به انکار تفاهم عرفی برگردد،
سخنی نادرست است؛ به جهت همراهی عرف به نحوی که بیان شد. مطلب از مواردی است که قرینه بر حرام بودن ماهیت به معنای مصدری وجود دارد، نه ماهیت به
وجود دائمی و مستمر،(۷۳) زیرا مستند اساسی در مسئله مورد بحث روایات داله بر امر کردن به دمیدن روح است. به مناسبت حکم و موضوع، ظاهر از آن روایات امر
به دمیدن روح به جهت عاجز بودنش از کامل کردن چیزی است که آن را ساخته است، و گویا به او گفته می شود: اینک که ترسیم کننده صورت هستی، دمنده روح نیز
باشد، آن گونه که خدای متعال هست. پس از آن روایات آنچه استفاده می شود، این است که ممنوع و مبغوض شباهت پیدا کردن به خدای متعال در صورت سازی
بودن است. پس مطلب مورد نظر همان معنای مصدری است.»(۷۴
)
امکان جدال در ادّعای ملازمه (بین ایجاد و ادامه وجود) وجود دارد، به لحاظ نقضی که از ناحیه حرام بودن غش در معامله هست به این نحو که غش در
معامله هر چند حرام است، امّا بقای غش حرام نیست، و به جهت وجود تدلیس(۷۵) در معامله تنها مشتری خیار فسخ در معامله را دارد یا نقضی که از ناحیه
حرام بودن و طی و طلب کردن فرزند در حال حیض و روزه است. اگر فردی مرتکب چنین حرامی شد، القاء و انداختن نطفه از رحم جایز نیست؛ و نیز
نقضی که از ناحیه حرام بودن زنا آن گونه که محقق ایروانی بیان داشته است است، به این که زنا حرام است ولی تربیت کسی که از زنا تولد یافته حرام
نیست، بلکه نگهداریش از تباه شدن واجب است.(۷۶)؛ یا به حرام بودن خیاطت لباس دیگری بدون اجازه صاحبش نقض می شود، به این نحو که خیاطت
بدون اجازه صاحب آن حرام است ولکن باقی گذاردن آن حرام نیست، بلکه آن را در معرض نابودی و تباهی قرار دادن جایز نیست؛ و همچنین ایجاد
ساختمان در خانه دیگری با مواد ساختمانی که محصول صاحب خانه هست، بدون این که از او اجازه گرفته باشند.(۷۷
)
اشکال: ایجاد و وجود در حقیقت یک چیز است ولکن تفاوتشان به نحو اعتبار است؛ آنچه انجام می گیرد، نسبت به فاعل و انجام دهنده ایجاد است و
نسبت به قابل وجود می باشد. پس آن هنگام که ایجاد حرام باشد وجود نیز حرام است
.
پاسخ: در مصباح الفقاهه آمده است
:
«
حرام بودن ایجاد هر چند ملازم با حرام بودن وجود است، لکن کلام در وجود اوّلی که عین ایجاد یا لازم آن باشد، نیست. سخن در وجود در لحظه دوّمی است
که عبارت از بقاء باشد. روشن است که بین حدوث و بقاء از حیث حکم و موضوع ملازمه وجود ندارد … و بر فرض که ملازمه بین مبغوض بودن ایجاد و بین مبغوض
بودن وجود را قبول کنیم، این مطلب در ارتباط با فاعل تمام خواهد بود. پس تنها بر فاعل تباه ساختنش واجب خواهد بود، با توجّه به این که آنچه ادّعا شده واجب
بودن تباه کردن آن بر هر فردی است، پس دلیل اقامه شده اخص از آن چیزی خواهد بود که ادّعا شده است.»(۷۸
)
افزون بر آنچه بیان شد، دلیل منحصر به روایات مستفیض نیست، و روایت معتبر خصال و غیر آن وجود دارند و این روایات هم مقید نمی شوند به
حکمتی که در روایات مستفیض هست، زیرا حکمت مانند علّت تخصیص نیست. همان گونه که رأی استاد ما، محقّق داماد قدس سره
است، اعتقاد به عام بودن آن
روایات (معتبره خصال و …) بیانی دور از واقعیت نیست.(۷۹
)
نتیجه: تنها پاسخ از دلیل حرام بودن اقتناء این است که ملازمه بین ایجاد و وجود را نفی کنیم. بر فرض قبول ملازمه، واجب بودن نابود ساختن مجسّمه
اختصاص به صورت ساز خواهد داشت
.
۲
روایت صحیح محمّد بن مسلم: راجع به تمثالهای درخت، خورشید و ماه از امام صادق علیه السلام سؤال کردم: امام در پاسخ فرمود
:
«
ایرادی ندارد، مادامی که چیزی از حیوان نباشد.»(۸۰
)
روایت فوق آن گاه دلالت بر حرام بودن اقتناء مجسّمه دارد که سؤال راوی از تمثال ها سئوال از کاری باشد که معمول در میان مردم است و آن عبارت
است: از فراهم آوردن و نگهداری شمایل
.
ایجاد صورت ها کاری است که به سازنده آن ها اختصاص دارد. آیا نمی نگری که اگر از حکم شراب سؤال شود و پاسخ به حرام بودن آن بدهند، یا
سؤال از حکم فشرده آب انگور شود و پاسخ دهی که مباح است، آنچه به ذهن بازگشت دارد عبارت از نوشیدن و آشامیدن آن دو است، نه ساختن آن ها
.
مسئله مورد بحث سزاوارتر است که آنچه از سئوال راوی به ذهن تبادر کند، همان اقتناء و نگهداری باشد، زیرا ساختن فشرده آب انگور و شراب از هر
فردی صادر می شود، ولی مجسمه سازی چنین نیست
.
اشکال: شیخ انصاری قدس سره از این دلیل چنین پاسخ داده اند
:
«
روایت فوق ظهوری در سؤال از فراهم آوردن و حفظ شمایل ندارد، زیرا ساختن صورت ها از اموری است که در ذهن ها ثابت و برقرار است، تا آن جا که سؤال
از حکم اقتناء و نگهداری بعد از شناختن حکم مجسّمه سازی می باشد، زیرا مادامی که مجسّمه سازی حرام نباشد، احتمال این نخواهد بود که به دست آوردن و
نگهداری آن حرام باشد.»(۸۱
)
پاسخ: اختصاص دادن سؤال به ایجاد صورت دلیلی ندارد، بلکه بعید دانستن جهل به حکم از سوی محمّد بن مسلم مطلبی است که سؤال را در ارتباط با
اقتناء و نگهداری شمایل تقویت می کند. بنابراین روایت بر تفصیل بین تماثیل موجودات بی جان و جاندار دلالت دارد؛ فراهم آوردن و نگهداری
صورت های غیر جانداران اشکال و ایرادی ندارد، ولی در مورد جانداران جای ایراد هست
.
ممکن است گفته شود سؤال کننده در مقام روشن ساختن حدود و قیود ترسیم صورتی است که حرام شده است؛ آیا تنها شامل جانداران می شود یا غیر
جانداران را در بر می گیرد؟
بنابراین سؤال اختصاص به فراهم کردن و نگهداری صورت و مجسّمه نخواهد داشت، بلکه ایجاد آن را نیز شامل می شود
.
امکان دارد بیان امام علیه السلام را که فرمود: «مادامی که چیزی از حیوان نباشد»، با توجّه به این که سؤال کننده در مقام سؤال از شمایل موجودات بی جان است
چنان که مصادیق بیان شده در سئوال گواه آن است به نحو قضیّه مهمله(۸۲) ملاحظه کنیم، زیرا بیانش از باب تفضّل(۸۳) است و از آن جا که امام علیه السلام در
مقام بیان ویژگی های احکام ترسیم صورت جانداران نیست، بر این اساس برای بیان فوق اطلاقی وجود ندارد، تا این که در برگیرنده اقتناء و نگهداری
صورتها باشد
.
۳
روایت موثّق سکونی: امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم مرا به مدینه فرستادند و فرمودند
:
«
هر صورتی را محو و نابود کن و هر قبری را با زمین یک سان کن و هر سگی (هاری) را بکش.»(۸۴
)
شیخ انصاری قدس سره می فرماید
:
«
سیاق حدیث ظهور در کراهت دارد، چنان که عام بودن امر به کشتن سگ ها بر آن دلالت می کند و (نیز) بیان آن حضرت علیه السلام
در برخی روایات ظهور از
کراهت دارد و قبری را وانگذار جز این که آن را با زمین یکسان کنی.»(۸۵
)
اشکال: مکروه بودن با جایز بودن تصرّف به گونه نابود ساختن، از بین بردن و کشتن تنافی دارد، مگر این که تصرّف به نحو فوق را به لحاظ اقتضای
ولایت رسول صلی الله علیه و آله وسلم و امام علیه السلام در امور، به جهت وجود مصلحت توجیه و تفسیر کنیم.(۸۶
)
افزون بر این، بیان حضرت صلی الله علیه و آله وسلم فرمانی در یک حادثه است، آن چنان که ایروانی در تعلیقه اش بیان داشته است.(۸۷) شاید صورت های موجود در
مدینه بت ها و سگهای اذیّت کننده و قبرهای بلند مانند کوهان شتری یا قوزدار بوده اند (که احیانا از علامات و رسوم نصاری و … بود.)(۸۸
)
۴
روایت قرب الاسناد: از عبداللّه بن حسن، از جدّش، از علی بن جعفر، از برادرش، موسی بن جعفر علیهماالسلام
:
«
سؤال کردم آیا بازی با شمایل و مجسّمه ها جایز است؟ فرمود: نه.»(۸۹
)
در همان کتاب از محاسن، از موسی بن قاسم، از علی بن جعفر، از برادرش موسی علیه السلام روایت کرده، حضرت علیه السلام از پدرشان راجع به شمایل و تمثال ها
سؤال کرد. در پاسخ فرمود
:
«
بازی با آن ها جایز نیست
.»
شیخ انصاری قدس سره
به روایت این ایراد را وارد کرده اند که جز کراهت بازی با صورت از روایت استفاده نمی شود و ما آن را منع نمی کنیم و زمانی که بازی
به نحو سرگرمی باشد، حرام نیست.(۹۰
)
شاید منظور شیخ انصاری قدس سره این باشد که جمله «لایصلح» ظهوری خاص در حرام بودن ندارد و نسبت به آن عام است، به همین جهت دلالتی بر حرام
بودن ندارد
.
افزون بر این، مطلبی است که در مصباح الفقاهه
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
