📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
22ساعت
57دقیقه
36ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تمدن اسلامی ; موزه ای بی حصار۱ ؛ سید قطب، سید جمال الدین اسد ابادی، شهید مطهری وامام خمینی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 50

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل تمدن اسلامی ; موزه ای بی حصار۱ ؛ سید قطب، سید جمال الدین اسد ابادی، شهید مطهری وامام خمینی یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل تمدن اسلامی ; موزه ای بی حصار۱ ؛ سید قطب، سید جمال الدین اسد ابادی، شهید مطهری وامام خمینی شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل تمدن اسلامی ; موزه ای بی حصار۱ ؛ سید قطب، سید جمال الدین اسد ابادی، شهید مطهری وامام خمینی را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل تمدن اسلامی ; موزه ای بی حصار۱ ؛ سید قطب، سید جمال الدین اسد ابادی، شهید مطهری وامام خمینی با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل تمدن اسلامی ; موزه ای بی حصار۱ ؛ سید قطب، سید جمال الدین اسد ابادی، شهید مطهری وامام خمینی بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل تمدن اسلامی ; موزه ای بی حصار۱ ؛ سید قطب، سید جمال الدین اسد ابادی، شهید مطهری وامام خمینی با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تمدن اسلامی ; موزه ای بی حصار۱ ؛ سید قطب، سید جمال الدین اسد ابادی، شهید مطهری وامام خمینی وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل تمدن اسلامی ; موزه ای بی حصار۱ ؛ سید قطب، سید جمال الدین اسد ابادی، شهید مطهری وامام خمینی با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل تمدن اسلامی ; موزه ای بی حصار۱ ؛ سید قطب، سید جمال الدین اسد ابادی، شهید مطهری وامام خمینی مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تمدن اسلامی ; موزه ای بی حصار۱ ؛ سید قطب، سید جمال الدین اسد ابادی، شهید مطهری وامام خمینی :

علی

رغم آنکه تمدن اسلامی از نظر وسعت جغرافیائی امتداد زمانی و عمق و عظمت علمی و هنری در تاریخ بشری بی

مانند بود و هیچ حوزه تمدنی دیگری نتوانسته بود تا به این حد در فراخنای جهان بشریت گسترده شود و قریب هفت قرن پابرجا بمان و آن همه تاثیرات شگرف بر تاریخ بشر بگذارد، اما به محض شروع

شدن نوزائی تمدن مغرب

زمین و جاری

شدن زرق و برق انقلاب صنعتی، گوئی چشم عقل مردم بسته شد و آن عظمت بی

مانند را بکلی فراموش کردند. فراموشی و از خودبیگانگی ملل شرق و به ویژه مسلمین یکی از مهم

ترین لوازم و شرایط برای بقا و توسعه تمدن مبتنی بر استثمار غرب جدید بود؛ لذا به این بیماری و بی

عاری شرقیان هر چه بیشتر دامن زدند و حتی در بستر پژوهش

ها و فرآورده

های علمی فرهنگی نیز بر عظمت و اعتلای بی

مانند مسلمانان در تاریخ تمدن بشری، غبار فراموشی و غفلت نشاندند.

اما با وقوع انقلاب اسلامی ایران و بنیان

گذاری پایگاه تمدن اسلامی توسط حضرت

امام خمینی

(ره) در کشوری ریشه

دار و پابرجا چون ایران آن جامهای زهرآگین غفلت را واژه

گونه ساخت و بار دیگر تمدن اسلامی جوانه زد و در حال تناورشدن است. در این راه البته که اندیشمندان و نخبگان بودند که بسترسازی کردند و پایه

های اولیه و نژادهای نخستین را به وجود آوردند. چه حکومتگرانی همچون کریمخان زند، عباس میرزای قاجار و امیرکبیر و چه اندیشمندان همچون سیدقطب، سیدجمال

الدین اسدآبادی، اقبال لاهوری، سیدحسن مدرس، علامه مطهری و امام خمینی(ره)؛ که هر کدام به نوبه خود بسترهای علمی و عملی احیاء تمدن اسلامی را فراهم ساختند تا اینکه به انقلاب شکوهمند اسلامی منجر شد. در مقاله

ای که پیش

روی شماست به بررسی گوشه

هائی از نظریات چهار شخصیت بزرگ احیاءگر در تاریخ معاصر اسلام مورد توجه قرار گرفته است که می

تواند مشوق خوانندگان عزیز در مطالعات و پژوهشهای بیشتر باشد.

تمدن اسلامی از نظرگاه دانشمندان اسلامی تاکنون بارها از زوایای گوناگون مورد توجه و کنکاش قرار گرفته است. این تحقیقات در بسیاری موارد تنها صبغه تحلیلی داشته، و از سوی کسانی ارائه می گردد که مستقیما در ایجاد آن تمدن نقش نداشته اند. شرایط اجتماعی و اقلیمی، خصوصیات فردی و حکومتی، فشارها، اختناقها و یا آزادیها، همچنین

حوزه

گسترده دانش افراد ونوع نگرشی که از لحاظ مکتب فکری، به دین اسلام داشته اند، تاثیرات بسیاری بر این تحلیلها برجای گذاشته اند. چنانچه بخواهیم نظریات تمامی دانشمندان اسلامی را در این مورد بررسی کنیم، قطعا در این مجال نمی گنجد و خود کتابی مستقل می طلبد. خوانندگان محترم می توانند در این زمینه به کتابهای مرجعی همچون دائره المعارف بزرگ اسلامی و یا کتابهای دیگری که نظرات اندیشمندان اسلامی از ابتدا تاکنون را مورد توجه قرار داده اند، مراجعه نمایند. در این مقاله سعی شده بخشی از باورهای چهارتن از صاحبنظران تمدن اسلامی را که خود نیز در شکل گیری آن تاثیر گذار بوده اند، یادآور شویم. از آنجا که برای بررسی یک جریان تاریخی هر چه به گذشته بازگردیم نتیجه گیری دقیق تر و بهتر خواهد بود، چهارتن از متفکرین تمدن اسلامی گزینش شده اند که عبارتند از؛ سید قطب، سید جمال الدین اسدآبادی، شهید مرتضی مطهری و امام خمینی(ره). البته این بدان معنی نیست، که در این فاصله زمانی اندیشمندان و یا نظریات دیگری در این زمینه نداشته ایم بلکه به علت کوتاهی مقال و تاثیرات ژرفی که این صاحبنظران بر روند شکل

گیری تمدن معاصر اسلامی داشته اند، بدان بسنده می شود. پر واضح است، که موارد ذکر شده در این گفتار تمامی نظرات ایشان در زمینه تمدن اسلامی را برنمی تابد و تنها مشتی از خروار است تا علاقه مندان را به تحقیق و مراجعه بیشتر در منابع مربوطه تحریک نماید.

در خصوص دامنه تاثیر این اندیشمندان باید گفت؛ سید قطب، بر نگرش به تمدن اسلامی در مصر و حوزه پیرامون آن، سید جمال برتمامی شرق اسلامی و شهید مطهری و امام خمینی(ره) بر انقلاب اسلامی ایران به عنوان بزرگترین پیامد تمدن اسلامی از آغاز تا کنون تاثیر گذار بوده اند.

سید قطب و تمدن اسلامی

جامعه اسلامی تنها یک شکل تاریخی مجرد نیست که از خاطرات و آرمانهای پیشین سخن بگوید. جامعه اسلامی، جامعه ای در تلاش برای رفاه و آسایش حال و آرزوی سعادت آینده، زندگی ساز و آینده نگر می

باشد. هدف ایدئولوژی اسلام ایجاد امکان برای حفظ شرافت و احترامی در خور انسان برای تمام ابنای بشر است. اسلام برای امروز و فردای نوع بشر و بازیابی ارزش و شرف راستین آن دارای هدف و برنامه است تا بلندی مقام و علو مرتبه یابد و از جاهلیت و زندگی جاهلی که او را در مرحله ای از خواری و پستی حیوانی نگاه داشته، نجات دهد. حال چه زندگی ملت های پیشرفته صنعتی و مادی و یا زندگی عصر جاهلی ملل عقب مانده باشد. هدف اصلی را که بدان اشاره کردیم، هرگز انسان بدان نائل نخواهد شد مگر دورانی که تمدن اسلامی پایه گذاری شود. بنابراین لازم است، آنچه را که بدان به عنوان تمدن اسلامی توجه و ایمان داریم روشن گردد. تمدنی که اصل انسانی و پایگاه شرف انسان در مرتبه والای آن پایه گذاری شود جامعه ای نیست که همه پیشرفتهای آن فقط در زمینه صنایع اقتصاد و علم باشد در حالیکه اصل انسانی و پایگاه شرف انسان در آن جامعه عقب مانده و در مراحل پایین تری قرار داشته باشد. این اصل، پنداری و تصوری

نیست بلکه اصلی است عینی، حقیقی و واقعی که امکان تحقق و دست یابی به آن با کوشش بشر وجود دارد. البته تحقق این امر در سایه عمل به مفاهیم درست اسلامی بی تردید برای تمام جوامع بشری ممکن خواهد بود در صورتیکه انسان بتواند از تسلط وچیرگی اوضاع اجتماعی رهایی یافته و خود را از جبر محیطی نجات دهد. بی شک رسیدن بدان مرحله از زندگی انسانی، نه تنها با پیشرفت صنعتی و اقتصادی و علمی منافاتی ندارد، بلکه سیر تکامل مسایل علمی و اقتصادی را سریع تر می کند و فرد مومن را در راه تسخیر هر چه بیشتر معمای طبیعت و اسرار حیات ثابت قدم تر و در عین حال فعالتر می سازد. مومن با ایدئولوژی اسلام به راستی می کوشد در تمام زمینه ها اصل خلافت و جانشینی را محقق ساخته و امانت دار الهی باشد. در حالیکه در جامعه جاهلی او در سرزمینی که هرگز به او امکان پیشرفت در چنین عرصه ای را نمی دهد، دست بسته و محکوم است. تمدن اسلامی نه تنها با هیچ پیشرفتی مخالف نیست، بلکه ممکن ترین راه برای زیست انسانی در هر مکان و جامعه ای را در دسترس قرار می دهد. با این حال تمدن اسلامی و انسانی با موانع مادی بی شماری که سدی عظیم در راه تحقق این آرمان اند روبروست، زیرا هر جامعه ای مقدرات موجود در محیط را به خدمت خود گرفته و اکنون تنها براساس آن به رشد و نمو دروغین ادامه می دهد و خود را ناگزیر از ادامه همین خواری می بیند. بنابراین جامعه اسلامی از جهت شکل و حجم و نیز از جهت نوع زندگی وگذران مسلط بر آن صورت و شکل تاریخی و ثابت ندارد اما وجود آن تمدن رکنی است که به اصلی تاریخی و ثابت بر می گردد. هنگامی که می

گوییم ((تاریخی)) غرض این نیست که این اصل برای تاریخ معینی در نظر گرفته شد چرا که این اصل از ساخته های تاریخ نیست و طبیعت و سرشت آن مناسبتی با زمان ندارد. این اصل حقیقتی است که از خاستگاه ربانی بر بشر نازل شده و برای حیات دایمی بشر فرا رسیده است. تمدن اسلامی در ترکیب و فرم بندی تشکیلاتی خود ممکن است اشکال متنوع و گوناگونی بپذیرد، لکن پایه ها و اصولی که براساس آن بپاخاسته همواره ثابت است. پایه های ثابت و دایمی این تمدن عبودیت و بندگی پروردگار یگانه می باشد. جامعه اسلامی، جامعه ای بهم پیوسته براساس پیوند عقیده و ایدئولوژی برتری انسانیت و شرف انسانی بر ماده است تا بدین وسیله اصل انسانیت را در وجود انسان رشد دهد. تمدن اسلامی که بر این اساس و پایه های ثابت بپاخیزد و استوار گردد بر درجات پیشرفت صنعتی، اقتصادی و علمی خواهد افزود. در چنین شرایطی جامعه اسلامی از فعالیت و کار هر موجودی در اجتماع و خانواده بهره خواهد گرفت. در اینصورت تمدن اسلامی ناگزیر به دگرگون سازی است تا با شایستگی و سازندگی کافی، تمام جوامع و خانواده ها را در اقطار اسلامی فراهم آورده و با کیفیت برآمده از اصول و پایه های اسلامی در نظام برابر سازی و تحرک آفرینی، همگان را به تحرک و تلاش وادارد. این سازندگی نخست با ملایمتی همراه خواهد بود که از اشکال خارجی و نهادهای غیر اصیل این تمدن است و در ایدئولوژی اسلامی چنین اصلی واجب نشده و مفروض نیست. این حالت برآیندی است روییده از پایه های این تمدن، همراه با بهره گیری از سرشت آن البته به شرطی که این ملایمت و مدارا به بی توجهی و آسان نگری تعبیر نشود که اختلاف میان این دو بسیار زیاد و بی نهایت دور است. این اسلام بود که در مرکز آفریقای عقب مانده، مردم لخت و عاری از هرگونه امکانات اجتماعی، تمدن و پیشرفت را به مرحله

ای عالی رساند. اسلام به محض ورود خویش به آفریقا، اجسام لخت ساکنین آن سرزمین را لباس انسانی پوشاند و آنان را در پوشش راستین تمدنی قرار داد که ماهیت اصولی اسلام آنرا می طلبید. اسلام آنها را از سستی و خمودی به شور و نشاط در جهت رشد مناسبات تولیدی، فعالیت، کوشش و عمل برای به خدمت گرفتن گنجهای مادی طبیعت واداشت. نیز آنان را از دام تنگ و محدود قبیله بیرون برده و از رابطه محدود عشیره ای به مرتبه گسترده و نامحدود کلمه امت و پیوند عقیدتی امت خواهی ارتقا داد. اسلام آنان را از پرستش گوشه گیرانه توتمهای گوناگون به پرستش پروردگار جهانیان انتقال داد. اینک کدام تمدنی است که بتواند با اسلام رویاروی گردد؟ کدام تمدن را سراغ دارید که بهره ای مستقیم از اسلام نداشته باشد؟ تمدنی که امروزه در این قاره می توان یافت، همه برخاسته از امکاناتی است که قائم به اسلام است. اما باید دانست هنگامی که اسلام در جمعی دیگر واردشود با اصول و پایگاه استوار و ثابت خویش به شکلی دیگر از اشکال تمدن، همه موجودات آن محیط را در خدمت گرفته و تمام امکانات عملی و فعلی را در اختیار کشیده و آنها را به رشد و نمو سوق می دهد.

بدین ترتیب رشد و پویایی این تمدن زمان نمی شناسد و متوقف نمی شود. البته هنگامی که با روش درست اسلام و برنامه آن عمل شود تمدن اسلامی بر درجه معینی از پیشرفت صنعتی و اقتصادی و علمی اکتفا نمی کند. اگر تمدنی از قبل وجود داشته باشد، به هنگام خیزش و پیشرفت تمدن اسلامی در بطن آن جامعه، تمدن پیشین با شتاب بیشتری به جلو رانده می شود و اهداف و خواسته های آن بلندی و برتری می گیرد. جامعه جدید به چنان رشد و پیشرفتی نایل آید، که هرگز شبیه و مانندی برای آن نباشد. اسلام در هر حالت یعنی چه در جامعه ای که تمدن و فرهنگ پیشرفته ای دارد و چه در جمعی که فاقد تمدن و فرهنگ پیشرفته ای است وارد گردد، همیشه در اصول و حالات خود استوار، پایدار، مستقل و در سایه نظام خود به پیش می راند. جامعه اسلامی همیشه با نهاد و سرشت الهی در انسان یعنی همان پایگاه نخستینی که اسلام بدان وسیله از تمام جوامع جاهلی متمایز و جداست سرو کار دارد.

اسلام در موردآنچه که فرای علوم صرف و ساخته های علمی است، دو نوع فرهنگ را به رسمیت شناخته و معتبر می داند. نخست فرهنگ برخاسته از پایه های ایدئولوژی اسلامی و دیگری فرهنگ های جاهلی برپا شده با روشهای گوناگون که البته همه این فرهنگها به پایگاه اندیشه نوع بشری و نه به پروردگار و میزان عدل او باز می

گردد.

فرهنگ اسلامی دربردارنده تمام زمینه های رشد فکری وبارور شدن واقعی نوع انسانی است. در این فرهنگ قواعد، پایه ها، برنامه ها، خصایل و ویژگیهایی وجود دارد که رشد و تعالی دایمی حیات را تضمین می کند. کافی است تا از نکات تجربی دقیقی که تمدن صنعتی عصر حاضر اروپا بر آن اساس بنا شده است، آگاه باشیم. تمدنی که برخلاف تصور برای بار نخست، در اروپا رشد نیافته بلکه این تمدن ابتدا در جوامع اسلامی، اندلس و مشرق شکل گرفت. ریشه این تمدن در ایدئولوژی اسلامی، رهنمودها و دقایق آن در جامعه نهفته است و به کمک تعالیم اسلام بارور شده و به مرحله حیات و طبیعت واقعی خویش رسیده است. بنابراین باید گفت نهضت علمی در اروپا بر اساس همین برنامه شروع شده، دوام یافته و به رشد و فعالیت خویش ادامه می دهد. این روند درست پس از همان دورانی بود که این حرکت و تلاش در جوامع اسلامی ترک شده و راکد مانده بود. افسوس که ملل اسلامی از رهنمون اسلام و حرکت و تلاش سازنده منتج از آن چشم پوشیده و به تدریج از اندیشه اسلامی فاصله گرفتند تا هنگامی که به کلی اسلام منسوخ گردید. هر چند باید دانست این حالت نتیجه فعالیت برخی عوامل بود که در ترکیب جامعه اسلامی کمین کرده بود و به صورت هجوم صلیبیون و صهیونیست ها خودنمایی نمود. اروپا پس از رشد و ترقی فرهنگی، تمام ارتباطی را که میان برنامه اقتباس کرده و اصول اعتقادی اسلامی وجود داشت، قطع کرد. بر این اساس بطور نهایی و قاطع میان این برنامه و مرکز اصلی آن فاصله ای بعید ایجاد گردید. این در حالی بود که تمدن اروپایی از کلیساها فاصله می گرفت و با فعالیتی کم نظیر دشمنی و کینه به نام خدا را در میان خلق می گسترد.

بدین ترتیب باید گفت نتایج اندیشه و افکار اروپایی با همه گستردگی و دامنه اش دارای مرتبه ای در خور اندیشه و فکر جاهلی است. اما این واقعیت در نظر ملل اسلامی به صورتی دیگر جلوه کرده که از پایگاه ایدئولوژی اسلامی جدا و مغایر است. از همین هنگام بود که افراد به اصطلاح مسلمان به اشتباه در وجود خویش کینه و نفرتی علیه اسلام احساس کردند. اینک برهر فرد مسلمان واجب است که به همان پایگاه نخستین خویش بازگردد و نیز بداند که برنامه زندگی را با تمام شمول آن از همان خاستگاه ربانی برگیرد. اگر در این کار، خود قادر بودکه چه نیکو وگرنه جز از فردی مسلمان و پرهیزکار نپذیرد و تنها از فردمسلمان این راه را فراگیرد. مطمئن گردد کسی را انتخاب کرده است که براستی هم در این راه آگاه است و هم بیغرض و با تقوا می باشد.۲

نظر سید جمال الدین اسدآبادی در مورد تمدن اسلامی

سید جمال الدین اسدآبادی معتقد است برای تبیین و تعلیل مسایل مربوط به عقب ماندگی و انحطاط جوامع یا ترقی آنها، همچنین کشف علمی قانونمندیهای حاکم بر تغییرات و تحولات اجتماعی، قبل از هر چیزباید به مطالعه در تاریخ آن جوامع پرداخت. نخستین کار، گشودن کتاب تاریخ و حیات بشری است تا طی آن از اوضاع و احوال ملتهای گذشته آنان آگاه و از تحولات ادواری آن مطلع شویم. بدین وسیله می توانیم، به علل ترقی و پیشرفت ملل شرقی پی برده و با مطالعه تاریخ در یابیم که ملتها چگونه به فضای عظمت و بزرگی قدم گذاشتند؟ سپس براساس چه عواملی از آن مقام شامخ پایین آمده، نابود شده اند، به طوریکه جز نام آنها در تاریخ اثری از آنان باقی نمانده است. بهتر خواهد بود برای یافتن پاسخ این پرسشها و درک نظرات اسدآبادی به گفته هایش استناد کنیم.

‹‹ طبیب نفوس و ارواح که به راهنمایی جامعه بر می خیزد سزاوار است که آشنا به تاریخ ملت بوده تا بتواند فرزندان خود را راهنمایی کند. با تاریخ دیگر ملل آشنا باشد تا بداند که رمز تقدم و انحطاط ملل در تمام ادوار تاریخی در چه عواملی نهفته است. سیر اخلاق را به روش دانایی بکشاند تا بداند اسباب بیماری جامعه چیست. آشنا به درجات بیماری و دردهای جامعه گردد و بداند که دوای امراض اجتماعی کدام است. باید به بحث شناخت اجتماعی آشنا باشد تا مانند یک پزشک مهربان، دوست بیمار گردد و به پستی و زشتی آن بیماری ننگرد. پیشوایان اجتماعی و تربیتی باید پندگویان جامعه باشند و مردم را به راه راست و فضیلت رهبری کنند.›› تا بدین طریق‹‹آنانی را که همت بلند دارند به مقاصد عالیه نایل گردانند و وطن فروشی نکرده و برای مسایل مادی و دنیوی و رسیدن به جاه و مقام نزدیک امیران و بزرگان نشوند. چه هر گاه جامعه چنین رهبران حقیقی را دارا باشد آن جامعه به سعادت و صلاح خواهد رسید.››

‹‹ دین مایه تمام نیک بختیهای انسان است پس اگر بر رکن های محکم و پایه های استوار گذاشته شده باشد، البته آن دین به یقین سبب سعادت همه مردم و رفاه کلیه ابنای بشر خواهد گردید. به طریق اولی، موجب پیشرفتهای مادی و معنوی شده، شهر نشینی و تمدن را در میان پیروان خود بسط خواهد داد و همه دینداران را به تمامی کمالات جسمی و روحی نایل خواهد گردانید.››

مسلمانان به واسطه آن عقایدی که از نیاکان خود فراگرفته اند و بوسیله چیزهایی که در ذهن آنان از احکام اسلامی رسوخ کرده، فقط به کمی تنبه و بیداری نیاز دارند تا نهضت مهمی را شروع کنند و آنچه را که از دست داده اند دوباره به دست بیاورند و آن را نگهدارند تا در نزد خداوند به مقام پسندیده و شایسته برسند.

تنها راه علاج بیماری ملتهای اسلامی آن است که مانند گذشته نخست به قواعد اصلی دین خویش برگردند و احکام آن را دقیقا اجرا کنند و با موعظه هایی که برای پاک ساختن دلها و مهذب نمودن اخلاق، در روشن کردن آتش غیرت و متحدالقول ساختن و بیدار کردن ارواح آنان برای بدست آوردن شرف و افتخار گذشته خویش مؤثر است، مردم را به سوی حقایق آن دین هدایت و ارشاد نمایند.

‹‹ علت حقیقی و سبب اصلی سعادت تامه هر امتی از اهم عقل و بصیرت و نزاهت و اعتدال اخلاق آن امت است وآنچه که باعث شقاوت و موجب پریشان حالی است زوال علتهای پیشین است …››

هرگز اصلاح برای مسلمانان حاصل نمی شود، مگر آنکه رؤسای دین توانایی خود را نشان دهند و از علوم و معارف خویش ثمره بردارند.‹‹ و حقیقت چون نظر شود دانسته می شود که این خرابی و تباهی که حاصل شده است ابتدا در علما و بزرگان دین ما حاصل شده است و پس از آن در سایر امت سرایت کرده است.››

مسلمانان درصدر اسلام بواسطه اعتقاد به اسلام اصیل که احکام دقیق، اصول نیرومند، قواعد محکم و دستوراتش همه رموز زندگی فردی و اجتماعی را شامل بود، با هم وحدت کلام داشتند و بلاد اسلامی و مسلمین در راه نیرومندی و عظمت گام نهادند. اما راه یافتن خلل در ارکان هستی امت اسلامی و نزول از آن مقام شامخ فقط ناشی از ترک آن اصول محکم و کنارگذاردن قواعد پا بر جای آن بود که با ترک آن اصول بدعتهای ناروا میان آنان بوجود آمد. گرچه آن بدعتها در بدو امر زیاد قابل توجه نبود ولی معتقدین، آن بدعتها را جانشین اصول ثابت کردند و از راه راستین که دین به آنان نشان داده بود، روگردان شدند. این عده همه آن چیزهایی که دین به خاطر آنها آمده بود و حکمت الهی برای تامین سعادت در دین گنجانده بود، به دور انداختند و جز نام چیزی از آنها باقی نگذاردند و در نهایت فقط عبارت وجملاتی که به لفظ خوانده می شد باقی ماند.این بدعتها وسنتهای ابداعی، میان امت و حقیقت حایل و مانع شد. تعلیم احکام اسلام در آن زمان ناقص و ارشاد مردم به سوی اصول ثابت دین که پیامبر و اصحاب او به آنها معتقد بودند، نارسا و غیر مفیدبود. آموزش احکام متقن اسلام با روش اولیه خود اجرا نمی شد و فقط در چند مورد ویژه و میان تعدادکمی روش اصلی اعمال می گردید.

اجتماع همین عوامل مفسده انگیز، سبب انحطاط و رکود مسلمانان گردید و عامل از بین رفتن آنان شد. وقتی در امتی این اوصاف رذیله رسوخ کند بنای جامعه آن امت می شکند، اعضایش از هم جدا می شود و نفاق و فساد میان آنان پدید می آید. پس از این تزلزل و سستی، طبیعت آن جامعه اقتضا می کند که نیروی بیگانه بر آن جامعه تسلط یافته با جبر و قهر، آن جامعه را بگیرد و افراد آن را با اجبار و اکراه وادار به زندگی انسانی کند. از آنجا که زندگی انسان نیاز به وجود جامعه دارد و بقای جامعه هم با آن اوصاف ممکمن نیست، پس قوه دیگری باید آن جامعه را تا حدودی که لازمه زندگی است اداره کند.

در این صورت ریسمان محکم همیاری پاره شده و رابطه های همکاری و معاضدت از هم گسیخته می شود. اراده های افراد آن جامعه سست گشته و از آنچه که حافظ هستی و شخصیت آن ملت است، روگردان می شود. هر فرد در محیط شخصی خویش فقط به فکر تقویت جسمی و مالی خود می باشد. دیدگان آنها کوچکترین شراره ازحقوق کلی و جزیی دیگران را نمی بینند. تنها به فکر خود می باشند غافل از اینکه آنها به نیازهای زندگی خود نمی رسند مگر به کمک افراد دیگری که در سلسله زنجیر ملیت و دین با هم زندگی می کنند.

گرچه اغلب مسلمین از لحاظ عقاید دینی پا برجا هستند ولی آنان در رفتار و کردار خویش به راه روشن شریعت نمی روند و همین امر سبب شده در نیروی اجتماعی آنان ضعف و ناتوانی پدید آید. به عبارت دیگر میزان ضعف آنان بستگی به مقدار انحراف آنها از جاده اعتدال در فضایل اخلاقی واعمال دینی آنان دارد چراکه خداوند می فرماید: آنچه که از مصایب به شما رو می آورد، نتیجه اعمال و رفتار شماست.

‹‹ بلاشک تعاضد مفقود و روح الحیات و قوه محر

که وجدانیه معدوم و جهت حرکت هر فردی از افراد آن قوم مخالف جهت حرکت دیگری خواهد شد چون که زوال علت لامحاله مستلزم زوال معلوم است و به سبب تنافی اراده تخالف سجایا و تغایر اهویه نفوس و تباعد طبایع و تضارب آرا و تدافع افکار و تضاد صفات و تباغض قلوب و تباین اخلاقی طبقات و آحاد، آن قوم را درآن هنگام حاصل می شود. اجتماع و ائتلافی که قوام بشر و مایه زیست و موجب بقای نوع اوست از برای ایشان ممتنع خواهد بود مگر به سبب قاسر خارجی و قاهر اجنبی و حیات وبودن کم خردان فاسدالاخلاق و تباهکاران دشمن، حفظ جان خودها ممکن نباشد مگر در تحت اراده دیگری.››

بدون شک دشمنی های پنهان و روح زندگی و نیروی تحرک وجدانی چنین جامعه ای از بین رفته و جهت حرکت هر فردی از افراد آن قوم مخالف جهت حرکت دیگری خواهد شد. زیرا نابودی علت اصلی در گروی نابودی علت فرعی است. و به سبب تضاد اراده، خصلت های اخلاقی متضاد، مغایرت داشتن هواهای نفسانی و دور بودن سرشتها از هم اتحاد و اجتماع که سبب ماندگار بودن نوع بشر و بقای آنهاست غیر ممکن می شود مگر با وجود ستم بیگانگان و سلطه خارجیان و زندگی و تلاش افراد کم تحمل که دچار فساد اخلاق هستند و دشمنان جان محسوب می شوند.

بدیهی است که افراد چنین جامعه ای هدفشان با هم مختلف و رفتارشان یا یکدیگر متفاوت است. مانند بدنی که فلج باشد و نتواند حرکات اعضا و جوارح خود را کنترل کند.

‹‹ بقای امم و رشد و تکامل آنها را در گرو فضایل اخلاقی قرار داده، هلاک و نابودی آنها را هم در بیرون رفتن از آن فضایل مقدر کرد، اینها سنتهای ثابت خداوند هستند که با عوض شدن اقوام و گذشت زمان عوض نمی شوند…›› ۳ سید خطاب به جوانان هندی نیز چنین می

گوید: ‹‹ می توانم مسرت خود را ظاهر کنم که این قدر جوانان هندی نژاد اینجا نشسته اند و همه بحلیه فضل و کمال آراسته و در تحصیل علم، جد و جهد می نمایند و البته که از دیدن این نو نهالهای هند بسیار خوش بشوم. به جهت اینکه اینها نهالهای آن هندی هستند که مهد انسانیت و گهواره آدمیت است. این جوانان از همان زمین هستند که اول دایره معدل النهار در آنجا معین شده است و ایشان از همان ملت هستند که ‹‹ منطقه البروج›› را نخست ایشان فهمیدند و غایت ‹‹ بعد منطقه البروج›› را از معدل النهار تعیین کردند و معلوم است که تعیین این دو دایره نمی شود تا آنکه در هندسه کمال حاصل بشود و در افکار فلسفه بدرجه اعلی رسیده بودند … خاک هند همان خاک است و هوا همان هوا و این جوانانی که اینجا حاضر هستند ثمره همان آب و خاک و هوا هستند، پس من بسیار خشنود هستم که ایشان بعد از خواب دراز، متنبه شده ارث خود استرجاع می نمایند و میوه های درخت خود را می چینند. ›› ۴

دیدگاه شهید مطهری در مورد تمدن اسلامی

مرتضی مطهری بارها در آثار و سخنانشان نظرات دانشمندان مختلف را در این زمینه مورد تجزیه و تحلیل قرار داد است. به عنوان مثال ازکتاب ‹‹ ایران از نظر خاورشناسان›› فصل سوم تحت عنوان ‹‹ منابع هنر اسلامی›› تالیف دیمند، رئیس قسمت هنر خاور نزدیک در موزه متروپل، چنین نقل می کند: ‹‹ در زمان حضرت محمد(ص) عرب ازخودش صنعتی نداشت، یا اگر داشت ناچیز بود. بعد از فتح سوریه، بین النهرین، مصر و ایران بود که اعراب هنرهای این ممالک را اقتباس کردند. از منابع و صحف چنین بدست می