اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پارادوکس نقشه راه
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 68
فرمت فایل پاورپوینت
با فایل فایل پاورپوینت کامل پارادوکس نقشه راه یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل پارادوکس نقشه راه شامل 120 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل پارادوکس نقشه راه را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل پارادوکس نقشه راه با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل پارادوکس نقشه راه بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل پارادوکس نقشه راه با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل پارادوکس نقشه راه وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل پارادوکس نقشه راه با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل پارادوکس نقشه راه مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل پارادوکس نقشه راه :
پس از پیدایش رژیم صهیونیستی و آغاز منازعات اعراب و اسراییل، منطقه خاورمیانه به کانون بحران تبدیل گردید. در این راستا، به منظور برقراری صلح و فیصله یافتن قضایا به نفع اسراییل تلاش های بسیاری صورت گرفته است که عمدتا با شکست مواجه شده اند.
«نقشه راه» جدیدترین نوع از اینگونه تلاش ها است که به جهت هم زمانی با پیامدهای حمله امریکا و انگلیس به عراق، مجال چندانی برای پرداختن به آن فراهم نشد. مطلب حاضر نوشته ادوارد سعید استاد فلسطینی الاصل دانشگاه های امریکا می باشد که از دیدگاه خود به تحلیل این قضایا پرداخته است. او ضمن انتقاد شدید به جریان محافظه کار فلسطینی به ویژه ابومازن نخست وزیر جدید، و رد اقدامات مسلحانه گروه های جهاد، نسبت به جریان سومی که آن را اصلاح طلب و میانه رو می داند به رهبری برغوثی ابراز علاقه می کند. مطالب فوق صرفا مبیّن دیدگاه های این استاد فلسطینی است.
در اوایل ماه مه، هنگامی که کالین پاول سرگرم دیدار از اسراییل و سرزمین های اشغالی بود، با محمود عباس [ابومازن] نخست وزیر جدید فلسطین ملاقات کرد و نیز در دیداری جداگانه با گروه کوچکی از فعالان جامعه مدنی از جمله حنان عشروای و مصطفی برغوثی گفت وگو کرد. بنا به گفته برغوثی، کالین پاول با دیدن نقشه های رایانه ای شهرک های صهیونیست نشین، حصارهایی به ارتفاع هشت متر و ده ها پست بازرسی نظامیان اسراییلی که زندگی را برای فلسطینیان سخت و جانفرسا کرده اند؛ دچار تعجب و حیرت گردید. هر چند نخواهیم به روی خودمان بیاوریم؛ اما باید گفت که دید پاول درباره واقعیات فلسطین، برخلاف پست و مقام بالایی که دارد، نگرشی ناقص است، با این حال، او درخواست کرد که بخشی از این اسناد را با خود ببرد و به فلسطینیان اطمینان داد که همان تلاشهایی که از سوی بوش صرف موضوع عراق شده است، در حال حاضر از سوی او مصروف «نقشه راه» می شود. در آخرین روزهای ماه مه، همین نقطه نظرات از سوی شخص بوش و در قالب مصاحبه هایی که با رسانه های عربی انجام می داد؛ بیان شد. اگرچه، او به جای بیان مسایل خاص، تنها بر روی کلیات تاکید کرد. بوش در اردن با رهبران فلسطینی و اسراییلی و پیش از آن با سران بزرگ عرب البته به استثنای بشار اسد دیدار کرده بود. به نظر می رسد؛ این موضوع که آریل شارون طرح نقشه راه را پذیرفته است؛ (البته با حق کافی برای زیر پا گذاشتن پذیرش این طرح) می تواند نویدبخش تشکیل یک دولت فلسطینی باثبات باشد.
قرار است، دیدگاه بوش (این عبارت یادآور نکته ای عجیب و رویایی است که در حقیقت، همان طرح صلح سه مرحله ای، حساب گرانه و دقیق و معین است) توسط یک تشکیلات صاحب صلاحیت بازسازی شده و با قطع خشونت و آشوب بر ضد اسراییلی ها و انتصاب حکومتی، برآورنده خواسته های اسراییل و به اصطلاح گروه چهار (امریکا، سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا و روسیه) باشد که پایه گذار طرح صلح هستند. اسراییل نیز به سهم خود متعهد می شود که در راستای بهبود شرایط انسانی، تسهیل در محدودیتها و برداشتن موانع عبور و مرور بکوشد، هر چند، زمان و مکان این تعهدات مشخص نشده است. تا ماه ژوین ۲۰۰۳، با اجرای نخستین مرحله از این قرار است که می توانیم شاهد تخلیه ۶۰ شهرک یهودی نشین باقی مانده در بالای تپه ها (موسوم به شهرکهای غیرقانونی خارج از محدوده که از مارس سال ۲۰۰۱ احداث شده اند) باشیم، اگرچه، تاکنون درمورد برچیدن شهرکهای دیگر صحبتی نشده است. شهرکهایی که در کرانه باختری و نوار غزه دربرگیرنده ۰۰۰/۲۰۰ یهودی می باشد. همچنین از ۰۰۰/۲۰۰ یهودی شهرک نشین دیگر که به بیت المقدس شرقی منضم شده اند؛ سخنی به میان نیامده است. در مرحله دوم، با عنوان مرحله گذار به عمل که از ماه ژوین شروع شده و تا دسامبر ۳۲ ادامه می یابد؛ قرار است، به نحوی عجیب بر روی «گزینه تشکیل دولتی فلسطینی با مرزهای موقت و ویژگیهای یک دولت مستقل» متمرکز شود البته، هیچ یک از این پارامترها مشخص نشده و بنا است، ابتدا طرح این مباحث در یک کنفرانس بین المللی به تصویب برسد؛ آنگاه دوباره یک دولت فلسطینی با «مرزهای موقت تشکیل» شود. مرحله سوم، پایان بخشیدن کامل به منازعات است که این مرحله نیز از طریق کنفرانس بین المللی صورت می گیرد و وظیفه اش، حلّ وفصل پیچیده ترین موضوعات این مباحث یعنی آوارگان، بیت المقدس و مرزها می باشد.(۱) در تمامی این مراحل، نقش اسراییل همکاری است و بار اصلی مسوولیت متوجه فلسطینی ها است که باید در این مدت با تداوم ارایه رفتارهای شایسته و موفقیت آمیز به سرعت جبران مافات کنند؛ در حالی که، ارتش اشغالگر، کم وبیش در منطقه حضور دارد. البته، بنا بر این است که در مناطق مورد تهاجم بهار سال ۲۰۰۲ نرمش بیشتری به خرج دهد. در این طرح، هیچ گونه سیستم نظارتی پیش بینی نشده است و ساختار اغواکننده طرح، دست اسراییل را برای ارتکاب هرگونه اتفاق احتمالی در آینده اگر قرار باشد اتفاقی رخ دهد بسیار باز گذاشته است. همان گونه که در مورد حقوق انسانی فلسطینی ها چیز زیادی برای پنهان کردن وجود ندارد. در این طرح، هیچگونه تصحیح و اصلاحیه ای قید نشده است؛ کاملا مشخص است که تداوم این برخوردها و یا قطع آن همچون گذشته بستگی به نظر اسراییل دارد.
از نظر تمام مفسرین، برای یک بار هم که شده؛ بوش به واقع نسبت به حلّ و فصل معضلات خاورمیانه اظهار امیدواری کرده است. اخباری که به صورت حساب شده از کاخ سفید به بیرون درز کرده؛ حاکی از آن است که در صورت سرسختی شارون، امریکا در صدد ارایه فهرستی از تحریمهای احتمالی بر ضداسراییل است، اما این موضوع به سرعت تکذیب گردید. یافته های اجتماعی رسانه ها حکایت از اسناد در حال ارایه دارد البته بسیاری از آنها، طرحهای صلح پیشین است که نشان می دهد؛ اقدامات بوش و اعتماد به نفس جدیدی که در او ایجاد شده؛ ناشی از پیروزی او در عراق است. براساس بیشتر مذاکراتی که در مناقشه فلسطینی ها و اسراییلی ها برگزار شده؛ کلیشه های بکار رفته و فرضیه های بعید و دور از انتظار، به جای واقعیات قدرت حیات تاریخی، گفتمان جاری را شکل داده است. شک و تردید و انتقادها به عنوان اقداماتی غیرامریکایی بی اهمیت تلقی می شوند؛ در حالی که بخش قابل توجهی از رهبری سازمان یافته یهودی به این بهانه که طرح، مستلزم واگذاری امتیازات بسیاری از سوی اسراییل است، آن را رد کرده اند. اما رسانه های کلیدی همواره این نکته را به ما خاطرنشان می کنند که شارون از نوعی «اشغال» یاد می کند که تاکنون، به آن موفق نشده است و در عمل، قصد خود مبنی بر پایان بخشیدن به حاکمیت اسراییل بر ۵/۳ میلیون نفر فلسطینی را اعلام کرده است. اما آیا نسبت به پایان بخشیدن موضوعی که پیشنهاد کرده؛ آگاه است. گیدیون لوی (
Gideon Levy
) مفسر روزنامه هاآرتص (
Haaretz
) در مطلبی در اول ماه ژوین نوشت که شارون نیز همچون بیشتر اسراییلی ها «درباره زندگی با حکومت نظامی در جوامعی که سالها تحت محاصره نظامی بوده اند؛ چیزی نمی داند. او در مورد رفتار تحقیرآمیزی که در پستهای بازرسی صورت می گیرد؛ چه می داند؟
او در مورد مردمی که مجبور به مسافرت در جاده های گلی و شنی شده اند، با خطراتی که جانشان را تهدید می کند و برای اینکه بتوانند زن بارداری را به یک بیمارستان برسانند، چه می داند؟ شارون از زندگی در اوج فقر و گرسنگی چه می داند؟ درباره خانه ای که تخریب شده و از کودکانی که شاهد کتک خوردن والدین خود و تحقیرشدنشان در نیمه های شب هستند، چه می داند!»
غفلت هولناک دیگر در مورد طرح نقشه راه «دیوار جدایی» بسیار بزرگی است که در حال حاضر، در کرانه باختری در دست ساخت است، ۳۴۷ کیلومتر دیوار بتونی از شمال به جنوب که پیش تر ۱۲۰ کیلومتر آن ایجاد شده است. ارتفاع این دیوار ۷ متر و ۶۲ سانتی متر و قطر آن حدود ۳ متر است و هزینه ساخت آن بالغ بر ۶/۱ میلیون دلار در هر کیلومتر می باشد. این دیوار، تنها اسراییل را از یک دولت فلسطینی فرضی و براساس خطوط مرزی سال ۱۹۶۷ جدا نمی کند؛ بلکه بسیاری از راه ها و جاده های سرزمین فلسطین را در برمی گیرد و گاهی تا ۵۶ کیلومتر از یک مسیر را شامل می شود. این دیوار با سنگرها، سیمهای برق و خندقهایی احاطه شده و در فواصل منظم برجهای دیده بانی از آن مراقبت می کنند. یک دهه پس از خاتمه حکومت نژادپرستی در آفریقای جنوبی، این دیوار بسیار دهشتناک نژادپرستانه، در حال ساخته شدن است بدون آنکه بیشتر اسراییلی ها یا متحدین امریکایی آنها نیم نگاهی به بالارفتن این دیوار داشته باشند، کسانی که چه بخواهند و چه نخواهند؛ قرار است، هزینه سنگین ساخت آن را بپردازند. ۰۰۰/۴۰ ساکن فلسطینی شهر قلقیلیه در خانه هایشان، در یک سوی دیوار زندگی می کنند و زمینهایی که در آن کشاورزی کرده و معاش زندگی شان را از آن تامین می کنند، در سوی دیگر دیوار قرار دارد. تخمین زده می شود که در پایان ساخت دیوار احتمالا هنگامی که امریکا، اسراییل و فلسطینی ها در واپسین ماه های مراحل ساخت آن در حال مشاجره هستند حدود ۰۰۰/۳۰۰ فلسطینی از زمین های کشاورزی خود جدا شده اند. نقشه راه در مورد تمامی این موضوعات ساکت است، همان گونه که در مورد موافقت شارون با ساخت دیواری در بخش شرقی کرانه باختری ساکت ماند. در صورت ساخته شدن این دیوار، به میزان ۴۰ درصد از وسعت سرزمینی که قرار است در اختیار دولت رویایی مورد نظر بوش [دولت فلسطینی [قرار گیرد؛ کاسته خواهد شد و این، همان چیزی است که شارون در تمام این مدت در ذهنش پرورش داده است.
منطق ناگفته ای در پشت پذیرش تعدیل شده اسراییل نسبت به این طرح و تعهد آشکار امریکا نسبت به آن وجود دارد و آن منطق، موفقیت نسبی مقاومت فلسطینی ها است. این موضوع یک واقعیت است، خواه کسی این شیوه را تایید بکند یا نکند و هزینه های سنگین آن را بپذیرد یا نپذیرد. عوارض سنگینی بر نسل دیگری از فلسطینی ها تحمیل می شود؛ کسانی که در مواجهه با برتری کامل قدرت امریکا و اسراییل، هنوز تسلیم نشده است. دلایل مختلفی برای طرح نقشه راه ارایه شده است؛ مانند حمایت ۵۶ درصد اسراییلی ها از این طرح، تسلیم شارون در برابر واقعیتهای بین المللی، نیاز بوش برای ماجراجویی های نظامی اش در دیگر نقاط به پوششی عربی اسراییلی و اینکه فلسطینی ها در نهایت بر سر عقل آمده و ابومازن را بر سر کار آورده اند و غیره. برخی از این موارد درست است، اما به نظر من دلیل اصلی این بود که فلسطینیان در نپذیرفتن این موضوع که آنها «مردمی شکست خورده» هستند، و از خود سرسختی نشان دادند، مردم شکست خورده همان توصیفی است که رییس ستاد مشترک ارتش اسراییل درباره فلسطینی ها بکار برده است، اگر وضعیت به این صورت نبود، دیگر طرح صلحی هم وجود نداشت. با این حال، هر کس که هنوز فکر می کند؛ نقشه راه، چیزی در حد حل وفصل منازعه است و یا از عهده حل مسایل اساسی برخواهد آمد؛ اشتباه می کند. مانند بیشتر گفتمان های رایج صلح، این طرح نیز باعث ایجاد مانع شده و موجبات انصراف فلسطینی ها را فراهم خواهد آورد و یا هزینه قربانیهای آن را بر شانه فلسطینی ها خواهد گذاشت و تاریخ فلسطینی را دستخوش تحریف کامل خواهد کرد. در مطالعه نقشه راه باید آماده مواجهه با سندی شد که هنوز جا نیفتاده و از زمان و مکان آن خبری در دست نیست.
به عبارت دیگر، نقشه راه نه طرحی برای صلح و نه برای استمالت و آرام سازی فلسطینیان است؛ بلکه طرحی برای پایان بخشیدن به قضیه فلسطین به عنوان یک معضل می باشد. از این رو، تکرار عبارت «اجرا» در نثر خشک و بی روح این سند، استفاده از عبارت آن گونه که انتظار می رود؛ فلسطینی ها رفتار کنند، عدم خشونت و اعتراض، دمکراسی بهتر، رهبران و نهادهایی مناسب تر، تمامی اینها بر این نکته مبتنی است که مشکل اصلی ناشی از شدت مقاومت فلسطینی ها است و نه اشغالگری که باعث طغیان آنها شده است. انتظار اقدامی مشابه از سوی اسراییل را نمی توان داشت؛ مگر اینکه از ساخت شهرک های کوچکی که پیش تر از آنها صحبت کردم و به «پایگاه های غیرقانونی» معروف هستند (طبقه بندی جدیدی که تحمیل سکونت اسراییلی ها در سرزمین فلسطین را قانونی می داند) منصرف شوند. بیشتر شهرک سازیها «متوقف» شده؛ اما به یقین برچیده و تخلیه نشده اند. در مورد آنچه فلسطینی ها از سال ۱۹۴۸ از دست اسراییلی ها و امریکایی ها کشیده اند؛ هیچ سخنی به میان نیامده است. در مورد توسعه کامل اقتصاد فلسطین آنگونه که سارا روی (
Sara
Roy
) پژوهشگر امریکایی در کتاب در دست چاپش توصیف کرده؛ هیچ صحبتی نمی شود. تخریب منازل، از ریشه درآوردن درختان، بیش از ۵۰۰۰ زندانی، سیاست ترورهای هدفمند، محاصره هایی که از سال ۱۹۹۳ انجام می شود، تخریب گسترده تاسیسات زیربنایی، شمار بسیار کشته ها و مصدومین، از تمامی این مسایل و مسایل دیگر، بدون آوردن کلمه ای گذشتند.
تهاجم وحشیانه و یکجانبه گرایی متعصبانه گروه های امریکایی و اسراییلی امری شناخته شده است. گروه فلسطینی، اعتماد به نفس مناسب ندارد و متشکل از گروه سنی نزدیک به سن عرفات می باشد. در حقیقت، برخلاف تمام تلاشهای حساب شده ای که از سوی پاول و دستیارانش برای خودداری از دیدار با عرفات صورت گرفته بود؛ به نظر می رسد که نقشه راه فرصت دوباره ای را در اختیار یاسر عرفات قرار می دهد. اگرچه تلاش اسراییل برای تحقیر او از طریق اسکان اجباری عرفات در مجموعه ای که در تیررس آنها قرار دارد. سیاست احمقانه ای بود. وی، هنوز امور را در کنترل خود دارد. عرفات، رییس جمهور منتخب فلسطین باقی مانده و سر کیسه پول در دست او است (البته هنوز خیلی باقی مانده تا این کیسه به طور کامل پر شود)، درباره موقعیت او باید گفت که هیچ یک از اعضای گروه «اصلاحی» فعلی (که به همراه سه عضو مهم جدید، همان اعضای گروه قدیمی هستند که دوباره سازماندهی شده است) از نظر قدرت و ویژگی های کاریزماتیک، همپایه این مرد [عرفات] نیستند.
با ابومازن شروع می کنیم. نخستین بار در مارس ۱۹۷۷ او را در اولین جلسه شورای ملی که در قاهره برگزار شد؛ ملاقات کردم. وی طولانی ترین سخنرانی را که شنیده بودم؛ به شیوه ای آموزشی ارایه کرد که حکایت از تدریس ابومازن در دبیرستانهای قطر داشت و برای نمایندگان مجلس فلسطین، تفاوتهای میان صهیونیسم و اختلاف عقیده آن با صهیونیست را تشریح کرد. این موضوع، نوعی پادرمیانی مهم محسوب می شد؛ چرا که در آن روزها، بیشتر فلسطینی ها به این نکته توجه نداشتند که اسراییل تنها از صهیونیست های بنیادگرایی که مورد لعن و نفرین اعراب هستند، تشکیل نشده؛ بلکه برخی گروه های صلح طلب نیز در میان آنها وجود دارند. با نگاهی به گذشته درمی یابیم که، درحقیقت سخنرانی ابومازن ارایه کننده برنامه های محرمانه سازمان آزادی بخش فلسطین بود، گفت وگوهایی طولانی فلسطینی ها و اسراییلی ها در اروپا به خاطر صلح و تاثیرات قابل ملاحظه ای که بر جوامع خاص هر یک از دو طرف گذاشت و تشکیل هواداران صلح، پیمان اسلو را امکان پذیر ساخت.
با این وجود، کسی شک ندارد که سخنرانی ابومازن و نیز برنامه هایی که پس از آن اجرا شد؛ به تایید عرفات رسیده بود. برنامه هایی که به بهای از دست دادن مردان شجاعی همچون عصام سرتاوی (
Issam Sartawi
) و سعید حمّامی (
Said Hammami
) تمام شد. هنگامی که شرکت کنندگان فلسطینی از درون هسته سیاست مداران فلسطین (مانند جنبش فتح) به عرصه آمدند؛ اسراییلی ها طرف مقابل یک گروه کوچک حاشیه ای از طرفداران صلح بودند که شجاعتشان در این زمینه، قابل ستایش بود. در سال های ۱۹۷۱ ۱۹۸۲ که مقر سازمان آزادی بخش فلسطین در بیروت قرار داشت؛ ابومازن در دمشق مستقر بود، اما در دهه بعد، به عرفات و ستاد تبعیدی وی در تونس ملحق گردید. او را چندین مرتبه دیده ام و سازمان منظم تحت امر وی، شیوه بوروکراتیک و علاقه آشکارش به اروپا و امریکا به عنوان عرصه هایی که فلسطینی ها می توانند برای پیشبرد اهداف صلح با اسراییل از آنها استفاده موثری ببرند؛ توجه مرا به خود جلب کرده است. پس از کنفرانس مادرید در سال ۱۹۹۱، به منظور آماده کردن پرونده های مذاکرات در موضوعاتی همچون آب، مهاجرین، مسایل جمعیتی و مرزها در جهت پیشبرد آنچه که قرار بود، زمینه ساز جلسات محرمانه اسلو در سالهای ۱۹۹۲ و ۱۹۹۳ شود؛ از او خواسته شد تا کارکنان سازمان آزادی بخش فلسطین و جمعی از اندیشمندان مستقل اروپا را در قالب چند گروه گرد هم آورد؛ اگر چه تا جایی که من اطلاع دارم، هیچ یک از این پرونده ها مورد استفاده قرار نگرفت و هیچ یک از کارشناسان فلسطینی به طور مستقیم در این مذاکرات حضور نداشت و هیچ یک از نتایج این تحقیقات نیز بر روی اسناد نهایی مذاکرات تاثیری نگذاشت.
در مذاکرات اسلو، اسراییلی ها تیمی از کارشناسان خود را اعزام کرده بودند که به دلیل در اختیار داشتن برخی اسناد، آمار و نقشه ها حمایت می شدند و دست کم ۱۷ پیش نویس از پیش آماده شده، در اختیار داشتند که قرار بود، فلسطینی ها در پایان آنها را امضا کنند، این در حالی بود که متاسفانه، فلسطینی ها هیات مذاکره کننده خود را محدود به سه گروه از اعضای سازمان آزادی بخش فلسطین کرده بودند که هیچ یک از آنها زبان انگلیسی نمی دانست و پیشینه ای در عرصه مذاکرات بین المللی (و یا هر نوع حضور بین المللی) نداشت. به ظاهر نظر عرفات، این بود که با اعزام چنین تیمی بتواند حضور خود را در بطن این فرآیند، به ویژه پس از خروجش از بیروت و تصمیم فاجعه بارش مبنی بر جانبداری از عراق در جنگ خلیج[فارس] به سال ۱۹۹۱ حفظ کند، اگر او اهداف دیگری را در سر می پروراند؛ همان گونه که همیشه شیوه اش این بوده، خود را به طور موثری برای دستیبابی به آنها آماده نکرده بود. براساس خاطرات ابومازن و دیگر روایاتی که از مذاکرات اسلو نقل شده است؛ رضایت مندی عرفات در این بود که به عنوان «معمار» توافقات شناخته شود؛ هر چند که او هرگز در آن مذاکرات تونس را ترک نکرد. ابومازن تا آنجا پیش می رود که می گوید؛ پس از مراسم واشنگتن (جایی که او در کنار عرفات، رابین، پرز و کلینتون ظاهر شد) یک سال وقت صرف گردید تا عرفات را متقاعد کند که از مذاکرات اسلو چیزی عاید او نشده است! به هر حال بیشتر یافته های مذاکرات صلح بر این حقیقت تاکید دارند که عرفات سعی بر ادامه اعمال نفوذ خود به شکل سابقش دارد. پس جای تعجب نیست که مذاکرات اسلو شرایط کلی فلسطینی ها را به مراتب بدتر از گذشته کرد. تیم امریکایی به رهبری دنیس راس (
Dennis Ross
) مسوول سابق لابی به نفع اسراییلی ها در کنگره الان، دوباره به این شغل بازگشته است همچون گذشته از اسراییلی ها جانبداری می کرد. اسراییلی ها قرار بود، پس از یک دهه کامل، ۱۸ درصد از سرزمینهای اشغالی را در بدترین شرایط یعنی با تداوم حضور نیروهای ارتش اسراییل در این مناطق به منظور حفظ امنیت، مرزها و آب در اختیار فلسطینی ها قرار دهد. بسیار طبیعی بود که شمار شهرک نشین ها به بیش از دو برابر برسد.
از زمان بازگشت سازمان آزادی بخش فلسطین به سرزمینهای اشغالی در سال ۱۹۹۴، ابومازن همچنان به عنوان یک شخصیت رده دوم باقی مانده است؛ شهرت جهانی وی به خاطر «نرمش» در برابر اسراییل، تملق از عرفات و فقدان کامل پایگاه سازمان یافته سیاسی، برخلاف اینکه او یکی از از بنیانگذاران اصلی جنبش فتح بوده و مدتی طولانی عضو و دبیرکل کمیته مرکزی آن بوده است، از دلایل این امر به شمار می رود. تا جایی که اطلاع دارم تا به حال، به طور مشخص برای مقامی در شورای قانونگذاری فلسطین انتخاب نشده است. سازمان آزادی بخش فلسطین و تشکیلات خودگران با حاکمیت عرفات از هر حُسنی که برخوردار باشند؛ فاقد شفافیت لازم هستند. درباره نحوه تصمیم سازی، اطلاعات چندانی در دست نیست. درباره چگونگی هزینه شدن پولهای دریافتی نیز همینطور و اینکه علاوه بر عرفات چه کسی قدرت اِعمال نظر دارد؛ چندان مشخص نیست. به هر حال، همه با این موضوع موافقند که عرفات به عنوان یک مدیر بسیار سخت گیر و آزاردهنده در کنترل و نظارتهای عجیب و غریب، به هر شکل ممکن همچنان، به عنوان شخصیت محوری تشکیلات باقی خواهد ماند. به همین دلیل است که ارتقای ابومازن به مقام یک نخست وزیر اصلاح طلب که موجب خوشحالی امریکا و اسراییل شد؛ از نظر تمام فلسطینی ها بیشتر به یک لطیفه شبیه است، این، همان روش پیرمرد [عرفات] می باشد که برای حفظ قدرت، ترفند جدیدی پیدا کرده است. ابومازن، در اذهان عمومی فردی بی خاصیت می باشد که به شکل محسوسی فاسد و فاقد هر گونه تفکری مختص به خویش است، مگر اینکه در تلاش برای جلب رضایت اربابش باشد.
او نیز همچون عرفات هیچ گاه در جایی غیر از کشورهای حاشیه خلیج[فارس]، سوریه، لبنان، تونس و در حال حاضر فلسطین اشغالی زندگی نکرده است؛ به جز عربی، زبان دیگری نمی داند و سخنور قابلی نبوده و فاقد وجهه عمومی است. در مقایسه، محمد دهلان، فرمانده امنیتی جدید غزه شخصیت پیشگام تری که امریکایی ها و اسراییلی ها بیشتر به او دل بسته اند جوان تر، باهوش تر و سنگدل تر است. در ۸ سالی که او فرمانده ۱۴ و یا ۱۵ سازمان امنیتی عرفات بود، غزه به دهلانستان معروف شده بود.
سال گذشته، تنها بدین دلیل از سوی اروپایی ها، امریکایی ها و اسراییلی ها برای منصب «فرماندهی امنیت متحد» به کار گماشته شود؛ استعفا داد، اگرچه او نیز همیشه یکی از افراد مورد اعتماد عرفات بوده است.
حال از او انتظار می رود که نسبت به حماس و جهاداسلامی شدت عمل بیشتری به خرج دهد؛ یعنی یکی از خواسته های مورد تاکید اسراییل که امیدوار است در پس آن چیزی شبیه جنگ داخلی در فلسطین دربگیرد که کورسوی امیدی را در پیش روی ارتش اسراییل روشن کند.
هیچ اهمیتی ندارد که ابومازن با چه دقت و انعطافی «عمل» خواهد کرد؛ چرا که قرار است، سه عامل او را محدود کنند. نخست، شخص عرفات است که کنترل جنبش فتح را در اختیار دارد، فتحی که در مرحله نظری، پایگاه قدرت ابومازن محسوب می شود. عامل دیگر، شارون است (که تا آخر راه امریکا را به عنوان حامی با خود همراه دارد). در فهرست ۱۴گانه ای از «اظهارات» درباره نقشه راه که در ۲۷ ماه مه در روزنامه هاآرتص به چاپ رسید؛ شارون در برابر هر چیزی که نوعی انعطاف از سوی اسراییل به حساب آید؛ محدودیتهای بسیار سختی را اعمال کرد. آخرین عامل بوش و دارودسته اش هستند، قضاوت در مورد اداره افغانستان و عراق پس از جنگ نشان می دهد که آنها دیگر نه اشتها و نه میلی برای رقابت در ملت سازی که به یقین مورد نیاز خواهد بود ندارند. پیش تر، هواداران راست مسیحی بوش در جنوب با سروصدای زیادی اعمال فشار بر اسراییل را مورد نکوهش قرار داده بودند و لابی پرقدرت امریکا در جهت منافع اسراییل، با کمک دستیار مطیع خود یعنی کنگره امریکا که در اشغال اسراییلی ها است، بر ضد هر گونه اشاره ای که حاکی از اعمال فشار بر ضداسراییل باشد؛ وارد عمل شده اند، هر چند که در حال حاضر، این نکته بسیار مهم و اساسی باشد که مرحله نهایی آغاز شده است.
اگر از دیدگاه فلسطینی ها، چشم انداز آینده نزدیک ناخوشایند باشد؛ به نظر می رسد؛ گفتن اینکه این چشم اندازها تاریک نخواهد بود؛ برایم امری آرمان گرایانه باشد. به خیره سریهایی که مطرح کردم؛ باز می گردم و این حقیقت که جامعه ویران فلسطین که کم وبیش از بین رفته و از راه های مختلف تخریب شده است، همچون پرنده بال و پر شکسته توکا در داستان هاردی (
Hardy
)، قادر است با تاریک تر شدن هوا بپرد و جانش را نجات دهد. هیچ یک از جوامع غربی به این سرکشی و نافرمانی نیست و هیچ یک دارای نهادهای کارآمد و غنای ابتکارات مدنی و اجتماعی نمی باشد. اگرچه بیشتر، آنها سازمان یافته نیستند و در برخی موارد هدایت زندگی مصیبت بار در تبعید و بی خانمانی را به دوش می کشند، فلسطینیان آواره همچنان پرانرژی درگیر حل مشکلات زندگی جمعی خود هستند و هر کسی را که من می شناسم؛ همواره در تلاش است تا به شکلی، این آرمان را به پیش ببرد. تنها، بخش کوچکی از این انرژی درون تشکیلات خودگردان رخنه کرده که جدای از شخصیت به شدت متناقض عرفات، در حاشیه قرار گرفته است. براساس نظرسنجی های اخیر، فتح و حماس توانسته اند؛ حمایت تقریبی ۴۵ درصد از رای دهندگان را بدست آورند و ۵۵ درصد باقیمانده دچار تحولی متفاوت شده اند و بیشتر آنها امیدوارانه در انتظار دگرگونیهای سیاسی هستند.
در حال حاضر، یگانه منشا قدرت اصیل، مردم هستند که به روشنی هدایت کننده احزاب مذهبی و زیرمجموعه های اصلی سیاسی آنها می باشند. از میان ملی گرایان سنتی که به طور عمده از سوی فعالان قدیمی (به جای جوان) جنبش فتح تحت فرمان عرفات پیشنهاد می شوند، پیشگامان ملی سیاسی (
NPI
) و شخصیت محوری آن مصطفی برغوثی پزشک تحصیل کرده در مسکو فراخوانده شده اند. مهم ترین کار برغوثی ریاست کمیته امداد پزشکی در روستاها است که مراقبتهای بهداشتی را برای بیش از ۰۰۰/۱۰۰ روستایی فلسطینی به ارمغان آورده است. برغوثی که در گذشته، طرفدار متعصب حزب کمونیست بود، سازمان دهنده و رهبری کم حرف است که از ایجاد صدها مانع در برابر جنبش فلسطینی ها جلوگیری کرده است. وی بارها به خارج از فلسطین مسافرت کرده تا فرد یا سازمان مستقلی را که در ورای برنامه های سیاسی بتواند به اصلاحات اجتماعی و نیز آزادی در کنار آموزه های سیاسی کمک کند، برای یاری به فلسطینی ها گرد هم جمع نماید. جدای از تکلفات مرسوم، برغوثی با اسراییلی ها، اروپایی ها، امریکایی ها، آفریقایی ها، آسیایی ها و عرب ها یک جنبش همبستگی دلبخواه و خوش فرمی را شکل داده است که در حال تمرین کثرت گرایی و همزیستی است که وعده می دهد.
NPI
در برابر نظامی گری بی هدف انتفاضه تسلیم نشده است. این جنبش برای بیکاری و خدمات اجتماعی مستمندان برنامه های آموزشی ارایه می کند که پاسخگوی شرایط فعلی و فشارهای اسراییلی ها است. علاوه بر اینها،
NPI
که در آستانه شهرت به عنوان یک حزب سیاسی است، درصدد بسیج جامعه فلسطین در داخل و تبعیدیها در خارج بر
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
