اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مشروطه، حرکت با چشمان بسته ؛ انقلاب مشروطه در نگاه پروفسور حامد الگار
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 40
فرمت فایل پاورپوینت
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل مشروطه، حرکت با چشمان بسته ؛ انقلاب مشروطه در نگاه پروفسور حامد الگار!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل مشروطه، حرکت با چشمان بسته ؛ انقلاب مشروطه در نگاه پروفسور حامد الگار بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل مشروطه، حرکت با چشمان بسته ؛ انقلاب مشروطه در نگاه پروفسور حامد الگار از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل مشروطه، حرکت با چشمان بسته ؛ انقلاب مشروطه در نگاه پروفسور حامد الگار شامل 83 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل مشروطه، حرکت با چشمان بسته ؛ انقلاب مشروطه در نگاه پروفسور حامد الگار استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل مشروطه، حرکت با چشمان بسته ؛ انقلاب مشروطه در نگاه پروفسور حامد الگار با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل مشروطه، حرکت با چشمان بسته ؛ انقلاب مشروطه در نگاه پروفسور حامد الگار قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل مشروطه، حرکت با چشمان بسته ؛ انقلاب مشروطه در نگاه پروفسور حامد الگار حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل مشروطه، حرکت با چشمان بسته ؛ انقلاب مشروطه در نگاه پروفسور حامد الگار به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مشروطه، حرکت با چشمان بسته ؛ انقلاب مشروطه در نگاه پروفسور حامد الگار :
پروفسور حامد الگار یکی از صاحب نظران معاصر غربی می باشد که درباره ایران تحقیق کرده و کتابهای بسیاری نوشته است.(۱)
او که استاد گروه زبانهای خاورمیانه دانشگاه برکلی می باشد، در اصل انگلیسی است که بر اثر مطالعاتش درباره اسلام، به این دین مشرّف گردید.(۲)
از سال ۱۹۶۵ م به عنوان استاد در بخش مطالعات خاورمیانه دانشگاه برکلی کالیفرنیا استخدام شد که هم اکنون نیز در آنجا فارسی، تاریخ و فلسفه اسلامی تدریس می کند.
پروفسور الگار درباره اسلام و ایران تحقیقات بسیاری انجام داده است. از جمله تالیفات وی، می توان به کتابهای دین و دولت در ایران (۱۷۸۵ ۱۹۰۶) و میرزا ملکم خان، اشاره کرد. وی کتابهای بی شماری از زبانهای عربی، ترکی و فارسی به زبان انگلیسی ترجمه نموده که «اسلام و انقلاب» و «نوشته ها و اعلامیه های امام خمینی» از آن دسته به شمار می روند.(۳) مهم ترین کتاب وی نقش روحانیت پیشرو در جنبش مشروطیت ایران نام دارد. نوع نگاه و میزان دقت وی در تحلیل واقعیت های تاریخی، آثار ایشان را با تاملات زیادی مواجه ساخته است؛ لذا این مقاله مبادرت به نقد و ارزیابی دیدگاه های ایشان درباره انقلاب مشروطه با توجه به رهبرشناسی، نقش مردم، نقش استعمار و زمینه های شکل گیری نهضت مشروطه ایران نموده است.
نظر پروفسور الگار درباره مشروطیت
۱ رهبران مشروطیت
الگار نقش علما را در بروز انقلاب مشروطه بسیار مهم، اساسی و بزرگ می داند. اما در نحوه ایفای نقش علما و انگیزه آنها از ایجاد انقلاب تشکیک می کند و سعی دارد؛ انگیزه علما را تنها به هیجان علیه دولت به خاطر توهین هایی که به علما در مساله نوز بلژیکی (صص ۳۳۶ و ۳۳۷)، مساله به چوب بستن عالم کرمان و تبعیدش به مشهد (ص ۳۳۹) و در مساله به چوب بستن بازرگانان قند (ص ۳۴۲) شده و همچنین به رقابت میان خودشان، (صص ۲۴۰ و ۲۴۱) و قتل سیدعبدالمجید و… نسبت دهد.
بنابراین، تلاش وی بر این است انگیزه عدالت خواهی علما و دفاع از مظلوم را ندیده گرفته یا بسیار کم رنگ جلوه دهد. به عنوان نمونه، در مورد سیدعبدالله بهبهانی می گوید: «ظاهرا عبدالله بهبهانی دست کم در آغاز به خاطر خصومت شخصی اش با عین الدوله به فعالیت پرداخته است.» (صص ۳۵۲ و ۳۵۳) حتی سعی دارد؛ طرح مساله عدالت خانه از سوی علما را زیر سوال ببرد. او می گوید: «انجمنهای مخفی که برای تاسیس رژیم مشروطه می کوشیدند؛ بر آن بودند تا با علما در شاه عبدالعظیم تماس برقرار کنند و برادر یحیی دولت آبادی به شاه عبدالعظیم می رود تا متن تقاضانامه آنان را بگیرد… در متن تقاضانامه اشاره ای به عدالت خانه نشده و وی به عهده می گیرد که پیش از آنکه متن را به شمس الدین بیک سفیر عثمانی برای تقدیم به مظفرالدین شاه بدهد؛ این فقره را هم بیافزاید» (ص ۳۴۳؛ به نقل از حیات یحیی).
جالب اینجاست که تنها حیات یحیی چنین ادعایی دارد، شاید یحیی دولت آبادی خواسته با نسبت دادن عدالت خواهی به خانواده خود بگوید که خانواده او از ارکان اصلی و موجد مشروطه بوده اند و در اینجا نیز جناب دکتر به گفته یحیی دولت آبادی استناد کرده؛ چون موافق با فرضیه اوست.
و در جای دیگر، چنین به خواننده خود القا می کند که انقلاب مشروطه برای علما چیزی جز نزاع برای به چنگ آوردن قدرت مادی نبود به این مورد توجه کنید: «درباره بهبهانی به خصوص شکوکی وجود داشت.
چون به تهران بازگشت؛ تقریبا قدرت خود را به کمال یافت و رقیب او شیخ فضل الله نوری به رغم دانشی که داشت؛ حیثیت خود را به کلی از دست داده بود. برخی نگران بودند، حالا که او به هدف خود حایز مقام برتر در میان علما شدن رسیده است از درخواست عدالت خانه صرف نظر کند.» (ص ۳۴۵ به نقل از حیات یحیی). محرز است که ایشان در میان منابع تاریخی، سراغ آنهایی رفته که منظور او را تامین کند؛ به ویژه که نسبت به شیخ فضل الله هم جسارت و بی پروایی شده است، در حالی که چه قبل و بعد از مهاجرت شیخ، همواره حیثیت والایی بین مردم داشته؛ به طوری که در امر مشروطه تا شیخ با سیدین همراهی نکرد؛ کار آنان پیشرفتی نداشت.
بنابراین، الگار با انکار نقش علما (با توجه به اینکه هر برگ تاریخ معاصر آکنده از جلوداری علما است و خود وی، آنها را رهبران واقعی مردم می داند و معتقد است: «خشم مردم به سبب اهانت دولت به علما، شدت می گرفت»)، تلاش کرد تا با خدشه دار کردن انگیزه روحانیت در رهبری واقعی نهضت؛ زعامت انقلاب مشروطه را در اختیار دیگران به ویژه فراماسونها و اعضای انجمنهای ماسونی بگذارد.
بر همین اساس است که هر جا دکتر، نقش علما را در رهبری جنبش یادآور می شود؛ سعی دارد تا با استفاده از عباراتی مانند به صورت ظاهر و هیجان، تا حد امکان، نقش علما را کمرنگ جلوه دهد. او می گوید: «رهبری جنبش و هیجان، دست کم [و] به صورت ظاهر با این دو مرد به خصوص سیدمحمد طباطبایی بود. محبوبیت و نفوذ بسیاری که در میان مردم داشتند؛ یک نیروی بسیار کارآمدی از برای ترساندن حکومت و آماده کردن آن از برای پذیرفتن خواسته علما بود… در سرتاسر ماجرا انگیزه های مذهبی مسیر هیجان را معین می کرد و این انگیزه ها را علما، رهبری و اظهار می کردند. در این مفهوم، جنبش، چیزی بیشتر از تکرار نقش سنتی علما در رهبری مخالفت مردم با دولت نبود.» (ص ۳۴۹)
پس درخصوص رهبری نهضت مشروطه به این معنا که آگاهانه خواستار تعویض نوع حکومت هستند نمی تواند نقش اساسی علما را منکر شود اما با پررنگ کردن نقش انجمنهای سرّی می گوید: «بنابراین این سوال پیش می آید که آیا علما به رغم نقش برتری که به ظاهر داشته اند؛ واقعا آگاهانه خدمت می کرده اند یا آنکه ناآگاهانه توسط گروه های اصلاح طلب در راه مقاصدی مغایر با مقاصد خودشان به کار افتاده بوده اند.» (ص ۳۵)
وی در ادامه تلاش می کند؛ به خواننده چنین القا نماید که «بنا به پیشنهاد میرزا ملکم خان ارمنی تلاش شده بود تا مفاهیم غیردینی مشروطه را رنگ مشروعیت داده و علما هم ناخواسته مبلغ عقاید آنها شده بودند» (ص ۳۵۱) همچنین از افرادی همچون سیدمحمد طباطبایی، میرزا نصرالله ملک المتکلمین و سیدجمال الدین واعظ به عنوان افراد وابسته به محافل گوناگون ماسونی نام می برد و در مورد اعتقاد دینی ایشان می نویسد: «شایان اهمیت است که درستی دین آنها آشکارا در معرض شک قرار داشت… براون، ملک المتکلمین را ازلی معرفی کرده… سید جمال الدین (واعظ) در نوشتن کتاب ضدروحانی رویای صادقانه با ملک المتکلمین همکاری داشته و پسرش سیدمحمدعلی جمال زاده او را یک آزاداندیش معرفی کرده است» (ص ۳۵۳)
الگار، مجموع رهبران مشروطه به جز بهبهانی که او را هم متهم به اغراض و خصومت شخصی با عین الدوله می کند (ص ۳۵۳) را وابسته به محافل ماسونی و بی دین می داند. بنابراین، می خواهد به نحوی، رهبری نهضت را به گروهی غیر از علمای راستین منسوب نماید و یا در نیت علما برای همکاری با رهبران مشروطه تشکیک کند. جالب اینجاست که وی نقش علمای نجف یا شیخ فضل الله را در نهضت مشروطه نادیده می گیرد و حتی اسمی از آیت الله نایینی تئوریسین اسلامی نهضت به میان نمی آورد. چرا که می داند؛ به هیچ نحو نمی تواند در نقش علمای نجف تردید ایجاد کند یا چنین وصله هایی را به آنها بچسباند.
از این رو، یکی دیگر از مواردی که دکتر به اشتباه رفته؛ بی توجهی به نقش شیخ فضل الله نوری و علمای نجف در جنبش مشروطه می باشد. به ویژه درباره شیخ فضل الله بسیار کم لطفی کرده است؛ زیرا بیشتر منابع تاریخی حتی ناظم الاسلام کرمانی که با شیخ خصومت شخصی داشت؛ به نقش شیخ معترفند و او را از نخستین رهبران نهضت می دانند. به طوری که تا شیخ مهاجرت نکرد کار سیدین به دلخواه پیش نرفت. چنانچه مستوفی تفرشی می نویسد: «در این وقت که علمای اعلام، صلاح و پیشرفت کار خویش را در جنبش مجدد دیدند… در فکر عاقبت کار افتادند که آیا با این… قدرت شاهزاده اعظم عین الدوله … کار پیشرفت می کند یا مانند حرکت پیش (=مهاجرت صغیر) اسباب افتضاح خواهد بود؟ پس از آنی که دو سه روز در این باب سخن راندند؛ عاقبت، صلاح پیشرفت کار خویش بر آن دیدند که به هر طریقی که بتوانند حاج شیخ فضل الله… را با خود… همراه سازند. زیرا که می دانستند؛ با ضدیت و مخالفت با جناب شیخ، کار برای این حضرات پیشرفت ندارد.» سپس تفرشی مضمون سخنان آنان به شیخ را چنین می آورد:
«با ضدیت و مخالفت شما کار برای ما پیشرفت ندارد، اگر شما با ما همراهی و مساعدت نفرمایید؛ هیچ وقت کار از پیش نمی رود و در زیر فشار این شاهزاده مغرور و متهور خواهیم ماند.»(۴) شخص ناظم الاسلام کرمانی نیز در این خصوص می نویسد: «عین الدوله از حرکت حاجی شیخ فضل الله بی اندازه ضعیف شد»(۵) و «شیخ با پیوستن به مهاجرت لطمه بزرگی به حیثیت درباریان زد.»(۶)
سرجرج بارکلی سفیر وقت انگلیس در ایران هم به عظمت و نفوذ عظیم شیخ فضل الله نوری در میان مردم اعتراف دارد. وی در تلگرافی به سرادوارد گری، مورخ ۱۰ فوریه ۱۹۰۹ م می نویسد: «باید توصیه کنیم؛ شیخ فضل الله را از تهران خارج نمایند؛ زیرا اگر چه مقام رسمی ندارد ولی نفوذ بسیار زهرآگینی دارد….»(۷)
بنابراین، اقتداری که شیخ نزد مردم داشت؛ سیدین نداشتند. درحقیقت، او بود که علمای نجف را در امر مشروطه موافق و همراه کرد. وی در جریان تدوین اساسنامه مشارکت داشت و با پایمردی او بود که اصل «ابدیه»(۸) در متمم قانون اساسی گنجانیده شد و این نهایت بی انصافی است که یک محقق مشروطه، اسمی از آیت الله شیخ فضل الله نوری (قده) نیاورد.
۲ نقش مردم در جنبش مشروطیت
در عبارات الگار، آنچنان که باید حضور و مشارکت مردم بررسی نشده است، به بیان دیگر، از آنجا که کتابهای دکتر بیشتر به اندیشه سیاسی می پردازند؛ کمتر به مردم و جنبشهای مردمی پرداخته اند. هر جا که اسمی از حضور مردم است، به خاطر علماست، یعنی آنها هستند که هر وقت بخواهند؛ می توانند با تحریک هیجان مذهبی، مردم را بسیج کرده، به صحنه بیاورند « و خشم مردم به سبب اهانت دولت به علما، شدت می گرفت» (ص ۳۴۰) به اعتقاد وی زمانی مردم به راحتی به صحنه اجتماع کشیده شده و شورش و انقلاب به راه می انداختند که احساس می شد؛ به روحانیت یا اسلام توهین شده است یا «وانمود می شد؛ به احساسات مذهبی توهین شده» است (ص۳۴۱) از این رو در منظر الگار، این علما بودند که به راه های متفاوت سعی داشتند از قدرت مردمی خود استفاده کنند. بر همین اساس او معتقد است که «علما برای یافتن دستاویز… کوشا بوده… [و] عین الدوله هم به سهم خود تقریبا در پی دادن بهانه به دست آنان بوده است» (ص ۳۴۱) نتیجه این امر، به حضور گسترده مردم در صحنه اجتماع می انجامید، همچنین به اعتقاد دکتر «اعضای انجمنهای مخفی همانند ملکم خان دریافته بودند که فقط علما می توانند توده ها را به حرکت درآورده و تغییراتی در وضع موجود ایجاد کنند» (ص ۳۵۰) و بر همین اساس، تلاش داشتند تا با ابهام گویی، اساس مشروطه را موافق شریعت جلوه دهند تا «بدین وسیله از افرادی که نگرش مذهبی درستی داشته، در جنبش مشروطه کمک بخواهند» (ص ۳۵۱)، او منکر نقش محوری مردم نیست اما حضور وسیع مردم را در سایه تلاش علما می داند. مساله دیگر، اینکه انجمنهای فراماسونی و روشنفکران جایگاهی بین مردم نداشتند و اگر مردم در عمل از آنها حمایت می کردند؛ به خاطر حمایت علما از اصل نهضت بود.
۳ نقش استعمار در جنبش مشروطیت
الگار، چندان به مساله استعمار و به ویژه نقش انگلیس در جنبش مشروطه نپرداخته است؛ تنها درخصوص مساله بست نشینی بازرگانان در سفارت انگلیس می گوید: «همکاری موجود بین سیاست انگلیس و جنبش مشروطه به منشا این تدابیر، اهمیت خاص می دهد» (ص ۳۴۵) سپس یادآوری می کند که مرحوم سیدعبدالله بهبهانی با گراندف وابسته سفارت انگلیس در محل ییلاقی سفارت واقع در قلهک ملاقات کرده، از وی تقاضای کمک می کند اما وابسته سفارت حکومت سلطنتی انگلیس به او گفته به هیچ وجه به جنبشی که علیه حکومت ایران باشد کمک نخواهد کرد» (ص ۳۸) چند نکته در اینجا حایز اهمیت است:
نخست، شاید خواسته چنین وانمود کند که علما در پی جلب کمک خارجی به خصوص انگلیس بوده اند و این سفارت های خارجی بودند که با علما همکاری نمی کردند. البته، بطلان این امر روشن تر از روز است، چرا که در صورت صحت این امر بایستی در تاریخ ثبت می شد و گزارش کارمند سفارت انگلیس نمی تواند دلیل محکمی باشد و بر فرض صحت، عمل خودسرانه یک نفر از علما را نمی توان به صورت یک قاعده کلی به همه آنها نسبت داد. علاوه بر این، اگر این امر درست باشد؛ چرا در مهاجرت صغری برای رساندن درخواست های خود به مظفرالدین شاه از سفارت انگلیس استفاده نکردند؛ بلکه سفارت عثمانی را که کشوری مسلمان بود، واسطه قرار دادند.
دیگر اینکه بر فرض درستی این نقل، نمی توان بست نشینی بازرگانان را مستند به ملاقات مرحوم بهبهانی با، وابسته سفارت انگلیس دانست؛ چرا که ملاقات ایشان، دلیل این نمی شود که بهبهانی به بست نشینی مردم در سفارت یک دولت غیرمسلمان تمایل داشته است. به ویژه با اهتمامی که شارع مقدس نسبت به روابط مسلمانان با دولت های غیر اسلامی دارد (لن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا)(۹)
از همه مهم تر اینکه، الگار به این نکته اشاره نمی
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
