اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دولت دینی، دولت عرفی
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 75
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل دولت دینی، دولت عرفی؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل دولت دینی، دولت عرفی انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 77 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل دولت دینی، دولت عرفی:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل دولت دینی، دولت عرفی آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل دولت دینی، دولت عرفی با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل دولت دینی، دولت عرفی از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل دولت دینی، دولت عرفی، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل دولت دینی، دولت عرفی :
سنت و مدرنیسم، این دو واژه متداعی، با همه ایجاز و اختصاری که دارند، سرگذشت های مفصل و طولانی د رتاریخ معاصر ما رقم زده اند. تحجر، غرب زدگی، سنت گرایی، غرب گرایی، تکنوکراسی، تهاجم فرهنگی، امپریالیسم فرهنگی، هویت ملی، جهانی شدن، نسبی گرایی، توسعه، انحطاط و بسیاری دیگر از واژه ها و مقوله ها و واقعیت های معاصرند که حول معادله تقابل یا تعامل سنت و مدرنیسم به وجود آمده اند. اما آیا به راستی این دو متقابلند یا متعامل؟ پاسخ این پرسش به ویژه در عصری که انقلاب اسلامی ایران چرخشی در تاریخ و تکاپویی در ایدئولوژی ها ایجاد کرده است، کاملا حیاتی و اساسی خواهد بود. به ویژه حال و روز سنت و مدرنیسم در حال و هوای ایران بعد از انقلاب بسی مداقه برانگیز و تعهدخیز است.مقاله زیر را به همین مقوصد تقدیم حضور شما کرده ایم که امید است مورد توجه تان واقع شود.
از زمان انقلاب مشروطه، برخورد سنت و مدرنیسم در ایران وارد مرحله جدیدی شد؛ حتی می توان گفت؛ انقلاب مشروطه و تحولات اجتماعی پس از آن نتیجه اصطکاک سنت و مدرنیته بوده است. اصطلاح ها و مفاهیمی چون قانون اساسی، تفکیک قوا، مجلس شورای ملی، انتخابات، استیضاح و ده ها موضوع دیگر، مولود تماس های فرهنگی ایران و مغرب زمین و ناشی از چاره اندیشی های مصلحان، مدیران و روشنفکران در رویارویی با تحولات جهانی هستند. از دیدگاه نظریه پردازان غربی، مدرنیسم در نهایت، کوه فولادین سنت را آب می کند و دنیا را به سمت فضایی متفاوت با گذشته سوق می دهد. ظهور مصلحانی نظیر سید جمال الدین اسدآبادی، کواکبی، اقبال لاهوری، سید قطب، شهید مرتضی مطهری و دکتر علی شریعتی در راستای احیای فرهنگ دینی و حفظ سنت های اصیل و پذیرش واقعیت های علمی و عقلانی جهان معاصر بوده است. شرق، برای دریافت تکنولوژی به ناچار، ابعادی از فرهنگ غرب را پذیرفته است و خواسته یا ناخواسته از کفه سنت به سود مدرنیسم کم می کند.
در ایران سده اخیر، سه نوع برخورد با مدرنیته رواج داشته است، گروهی معتقد بوده اند؛ باید از ناخن پا تا موی سر فرنگی شد، عده ای گفته اند؛ غرب متعفن و آلوده است و باید از آن احتراز کرد و جمعی دیگر عقیده داشته اند؛ که ضمن پاسداری از اصالت های فرهنگی و گرامیداشت سنت های درست، باید با شیوه ای عقلانی از مزایای تمدن غرب بهره گرفت. راه سوم اساس تحرک اجتماعی مصلحان دینی در جهان اسلام و ایران بوده است. امروزه، نمایندگان دو گروه اول و دوم با پافشاری بر مواضع نامعقول خود، اسباب تضعیف انقلاب اسلامی را فراهم می کنند. دسته ای از موضع تحجر و ارتجاع، به پوسته شریعت چسبیده اند؛ با هر پدیده جدیدی مخالفت می کنند و همه غرب را سیاه می بینند. جماعتی دیگر از شبه روشنفکران افراطی، همه غرب را سفید می انگارند و از موضع غربزدگی و خودباختگی، تمام ارزش های دینی و دستاوردهای انقلاب اسلامی را به تمسخر می گیرند. آنها با وجود برگزاری بیست انتخابات و برگزیدن رییس جمهور و نمایندگان مجلس و شوراهای اسلامی توسط مردم، هنوز هم حکومت دینی را منافی دمکراسی و مغایر توسعه و ترقی قلمداد می کنند و مانند دولتمردان امریکا، اسراییل اشغالگر را تنها حکومت دمکراتیک در منطقه دانسته و ایران را مخالف حقوق بشر و مدافع تروریسم معرفی می کنند. این غربزده ها که ماهیت سیاسی یکسانی ندارند و درجه وابستگی شان با هم متفاوت است، در این نظریه که باید دولت دینی و مردم سالار کنونی از صحنه حذف شود و با تغییر قانون اساسی و حذف اصل ولایت فقیه، دولتی سکولار و غرب گرا روی کار آید، هم عقیده هستند. غرب و پایگاه های داخلی آن، اصل ولایت فقیه را عامل مهمی در استمرار انقلاب اسلامی دانسته و می پندارند؛ با در هم شکستن این اصل، پشتوانه ای برای استقرار یک «دولت عرفی» به جای «دولت دینی» فراهم می شود.
مدافعان سرسخت غلبه مدرنیته برسنت، تاریخ معاصر را متشکل از سه دوره دیکتاتوری، شامل عصر قاجار، عصر پهلوی و دو دهه اخیر می دانند و دوره های مردم سالاری را شامل برهه های کوتاهی از تاریخ، مانند دو سه سال اخیر قلمداد می کنند. آنان با این قبیل تجزیه و تحلیل ها، نسل جوان را به سوی طرد حکومت دینی سوق می دهند و بدون نقد تاریخی و علمی دوران پنجاه ساله حکومت پهلوی، غرب را به طور کامل تبرئه و تطهیر کرده و از اسلام چهره ای کریه نشان می دهند.
این مدافعان به دو دسته تقسیم می شوند: گروهی غربزده، که مرحوم جلال آل احمد آنان را در کتاب غربزدگی توصیف کرده است و گروه دیگر غرب گرا، که از فرهیختگی بیشتری برخوردارند و بعضا ملی و حتی مذهبی هستند، اما اسلام را فاقد توان حکومتی دانسته و اعتقاد به جدایی دین از سیاست دارند. امروزه دسته دوم در ساماندهی حرکت های فکری و تحقق اهداف خود از علوم انسانی غرب و تکنولوژی مدرن استفاده می کنند و با روش های پیچیده ای سنت را به چالش می کشانند. آنها بر مبنای ضرورت با اصل دین مماشات می کنند؛ اما در تخریب مبانی حکومت دینی می کوشند و با بزرگنمایی مظاهر تمدن غرب، سیمای دلفریبی از سکولاریسم را در برابر چشمان جوانان جویای تحول، به تصویر می کشند.
ترویج روایات متفاوت از ولایت فقیه توسط روحانیان، دفاع بد برخی از مدافعان سنت، کاستی ها و نارسایی ها در اداره امور کشور، اشتباهات برخی از مدیران روحانی و غیر روحانی، نادرستی برخی از سیاست های کلان و موارد مشابه دیگر نیز راه را برای تاخت وتاز و موفقیت غرب گرایان هموار می کند. در دو دهه اخیر، نهادی برای هدایت تقابل میان سنت و مدرنیته وجود نداشته است. براساس نگرشی قدیمی ابتدا، پدیده های جدید و مغایر سنت طرد می شوند؛ اما پس از مدتی در این برخوردها تجدید نظر به عمل می آید. ممنوعیت خرید و فروش ویدئو در سال های نخست پیروزی انقلاب و آزادی واردات و توزیع این کالا در سال های بعد، نمونه ای از این قبض و بسط ها می باشد. غرب گرایان، با برخورداری از امکانات فرهنگی و با اتکا به مهارت علمی، شبهات فکری گوناگونی منتشر می کنند و سنت گرایان متحجر نیز می خواهند آتش را با پرخاش خاموش کنند؛ که به شعله ور شدن آن می انجامد. مدافعان سنت های اصیل دینی و دین باوران خردمند از انسجام کافی برخوردار نیستند و فرصتی برای نظریه پردازی، شبهه زدایی و پاسخگویی به نیازهای رو به افزایش عصر کنونی ندارند.
در رویارویی سنت و مدرنیسم ابتدا، باید ابتکار عمل از دست گروه های افراطی خارج شود؛ سپس علمای دین و متفکران و روشنفکران متعهد به انقلاب اسلامی با درک شرایط تاریخی و تحولات بین المللی منسجم شوند و با انجام مباحث عمیق علمی، اتخاذ یک متدلوژی معقول و بهره وری از امکانات تبلیغی و رسانه ای مدرن، شبهات را خنثی کنند و افق های ایدئولوژیک جدیدی را در قالب نظریه های مبتنی بر دین و عقل، پیش روی نسل جوان ترسیم نمایند.
در دو دهه اخیر، برخورد متولیان فرهنگی نظام جمهوری اسلامی با پدیده غرب گرایی حساب شده و دقیق نبوده است، و کمترین انتظار جامعه از آنها تدوین متدلوژی کارآمد و معقولی برای نقد غرب بود؛ تا مخالفان و موافقان، به ترسیم دو چهره سیاه و سفید از تمدن مغرب زمین نپردازند. شاید گفتارها و خطابه های آتشین و شعارهای تحریک کننده، برای بازگویی معایب اخلاقی و فرهنگی غرب در دهه نخست انقلاب کارآیی داشت؛ اما در دهه های کنونی تنها با شیوه های آکادمیک می توان به نقد غرب پرداخت و پدیده غرب گرایی را کم وبیش مهار کرد.
امروز، غرب گرایان شعار پایان عصر ایدئولوژی و حکومت های دینی را سرداده اند. هر چند برخی با تندخویی این شعار را توطئه استعمار معرفی می کنند و عده ای نیز قانع می شوند؛ اما با توجه به قدرت خبرپراکنی و اطلاع رسانی غرب گرایان و همچنین برخورداری آنان از امکانات پیشرفته فرهنگی، این باور پس از مدتی کمرنگ خواهد شد. راه معقول تر آن است که عده ای از متفکران با روش علمی و تحقیق در متون اجتماعی غرب، خاستگاه اندیشه ایدئولوژی ستیزی را پیدا کرده و نشان دهند؛ چگونه امریکا با توسل به نظریات تکنوکراتیک و به امید حاکمیت فن سالاران بر روند توسعه جهان سوم و نشاندن عقل به جای دین و طرد ایدئولوژی دینی و بومی، از نظریه پایان عصر ایدئولوژی حمایت می کند. اگر این نقد علمی به درستی انجام گیرد؛ اهل تفکر را به ارزیابی و تجدید نظر درباره درستی نظریات غرب سوق خواهد داد. کسی که غرب را نمی شناسد، نمی تواند غرب را نقد کند؛ اما اهل نظر می توانند با استناد به منابع متفکران غربی و پرورش یافتگان برجسته همان فرهنگ و تمدن و با رعایت انصاف، به نقد این پدیده بپردازند و تا حدی غرب گرایان را خلع سلاح کنند.
غرب گرایان، سوق دادن ایران به سمت غرب را معادل رستگاری اجتماعی می دانند و خود را در برابر ناهنجاری ها و بحران های اخلاقی غرب به غفلت زده و تنها جنبه علمی و سازنده تمدن مغرب زمین را معرفی می کنند؛ در حالی که کارشناسان فرهنگی و اجتماعی غرب، با صدایی رسا، سستی پایه های تمدن غرب را اعلان کرده اند. ساموئل هانتینگتون در کتاب برخورد تمدن ها و بازسازی نظم جهانی، این واقعیت را چنین ترسیم می کند:
در غرب چیزی که از مسائل اقتصادی و جغرافیایی مهمتر است، مسائل مربوط به سقوط اخلاقی، خودکشی فرهنگی و عدم وحدت سیاسی است. نمودهایی از سقوط اخلاقی غرب را برمی شماریم:
۱. افزایش رفتارهای ضد اجتماعی از قبیل جنایت، مصرف مواد مخدر و خشونت به طور عام.
۲. فساد در خانواده شامل افزایش نرخ طلاق، فرزندان نامشروع، حاملگی درسن نوجوانی و خانواده های تک والدی.
۳. افول سرمایه اجتماعی به خصوص در ایالات متحده امریکا، یعنی عدم مشارکت در نهادها به صورت داوطلب و نبود اعتماد دوسویه میان افراد که ملازم چنین مشارکتی است.
۴. افت عمومی اخلاقیات شغلی و شکل گیری نوعی از طغیان فردی.
۵. کاهش توجه به آموزش و فعالیت های ذهنی که نمود آن در ایالات متحده امریکا، در سطح پایین موقعیت های درسی مشهود است.
آینده غرب و نفوذ آن بر جوامع دیگر تاحد زیادی بستگی به این دارد که غرب در برخورد با این مشکلات که به برتری اخلاقی مسلمانان و آسیایی ها منجر شده است تا چه اندازه موفق باشد.(۱)
باید از غرب گرایانی که عرق ملی و مذهبی دارند؛ سوال شود؛ که چگونه به خود اجازه می دهند؛ منافع ملی و هویت فرهنگی جامعه خویش را در قربانگاه تمدن غرب به نابودی بکشانند و از بین ببرند؟ غرب گرایی در ایران نتیجه شیفتگی برخی فرهیختگان و نواندیشان داخلی و کوشش مراکز فرهنگی غرب است. هر چند غرب گرایان وجود چنین تعاملی را انکار می کنند؛ اما کارشناسان فرهنگی و اجتماعی جهان با نگاه نقدگونه خود، گستره این داد و ستد فرهنگی را دیده اند و پیرامون مکانیسم های آن دست به تالیف و تحقیق زده اند. ادوارد برمن در کتاب کنترل فرهنگ می نویسد:
«کوشش بنیادهای کارنگی، فورد و راکفلر برای تحمیل نوعی امپریالیسم فرهنگی بر افریقا، آسیا و امریکای لاتین از سال ۱۹۴۰ امری خود جوش و ناگهانی نبوده است، این تلاش ها ریشه در سنت دیرینه انسان دوستی امریکایی داشته است … تلاش های فرهنگی و آموزشی بنیادها در خارج که مکمل برنامه های رسمی کمک خارجی ایالات متحده بوده است، بخشی از مجموعه ای را تشکیل می دهد؛ که لش (
Lasch
)آن را جنگ سرد فرهنگی می نامد؛ جنگ سردی که می خواهد به تربیت آن دسته از رهبران جهان سومی بپردازد؛ که راه میانه بین فاشیسم و کمونیسم را برمی گزینند. به عبارت ساده تر، برنامه بنیادها به منظور تربیت رهبران اصلاح طلب، طراحی شدند.(۲)
جهان غرب به ویژه امریکا از دیرباز معتقد بوده است، با سرمایه گذاری برای تربیت نیروی انسانی می تواند جهان سوم را از راه دور، تحت سلطه فرهنگی خود در آورد و غرب گرایانی وفاد
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
