خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دولت دینی، دولت عرفی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دولت دینی، دولت عرفی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بازیگران بی نشان
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بازیگران بی نشان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
22ساعت
59دقیقه
01ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جهانی شدن و انزوای هویت

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 80

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل جهانی شدن و انزوای هویت یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل جهانی شدن و انزوای هویت شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل جهانی شدن و انزوای هویت را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل جهانی شدن و انزوای هویت با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل جهانی شدن و انزوای هویت بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل جهانی شدن و انزوای هویت با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل جهانی شدن و انزوای هویت وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل جهانی شدن و انزوای هویت با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل جهانی شدن و انزوای هویت مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جهانی شدن و انزوای هویت :

کوشش امریکاییان برای مسلط نمودن یک «مدل زندگی» بر کشورهای جهان، به تدریج به چرخ مهیب و غول آسایی مبدل گشت که همه چیز غیر خودش را در حال زیر گرفتن و در هم کوفتن است. رنسانس، انقلاب صنعتی، استعمار، نظم نوین دهکده جهانی، و بالاخره جهانی شدن دست به دست هم دادند تا سرانجام ما را وادار به پوشیدن لباسی کنند که از وصله کردن مفاهیم سرگردان لیبرالیسم فراهم شده است. جهانی شدن از منظر سوسیالیسم هرگزاین همدستی های اساسی را نداشت و اساسا در گیرودار استعداد و ناتوانی دست وپا می زد. اما و اینک در این زمان جهانی شدن به مفهوم لیبرالیستی و به عبارت دقیق تر امریکایی آن، گویی محقق شده و تنها به چند امضای خشک و خالی برای قطعیت و رسمیت نیازمند است. جهان امریکایی با همه فرادستی ها و فرودستی های قارونی و بهره کشی های فرعونی و کبکبه های نمرودی اش می رود تا بزرگ ترین بت خانه تاریخ را به وسعت جهان بنا کند و نامبارک ترین بت تاریخ یعنی خود انسان را بر پای دارد. دوران پست مدرن نه فقط برای جبران ضعف های مدرنیسم در حال نضج گرفتن نیست بلکه در حال تئوریزه کردن امپریالیسم به ترکیبی است که چون اختاپوس تمامی آن ضعف ها را تثبیت می سازد. محل تولد اختاپوس جهانی شدن در ابتدا اذهان بشری است و تصویرسازی ذهنی برای انسان ها مهم ترین مرحله تحقق جهانی شدن می باشد که البته تحول و گسترش تکنولوژی ابزار دستیابی به این مرحله خواهد بود. رژیم های بین المللی و سازمان های قانون گذاری جهانی نیز در این فرآیند، نقشی تسهیل کننده و مشروعیت دهنده خواهند داشت که ارزش های امریکایی را با خونسردی تمام بر فضای فرهنگی و مدنی کشورهای جهان دیکته کنند. امید است، مطالعه نوشتار زیر علاقه مندان را با حوزه ها، معیارها و تئوری های فرآیند جهانی شدن بیشتر آشنا سازد.

استقرار نظم نوین جهانی از فضای مذاکره و تبلیغات عبور کرده و مرحله گذران گام های اجرایی در سطح جهان است. امروزه، جهان در زمینه فرهنگی (تعلیم وتربیت) صحنه تبادل و تهاجم می باشد و در زمینه فعالیت های فکری، عملی، اطلاعاتی و حتی عرصه هنر حضور ما را می طلبد. در دنیای امروز، مفهوم کرامت انسانی به منزله مرغوبیت کالاست، که به عنوان خصوصیت فرعی پس از معرفی کالا مطرح می شود.

تعلیم و تربیت جامعه، در زمان و شرایطی می تواند شکوفا شود و یا رو به زوال برود. فرهنگ و کیفیت تعلیم و تربیت، خانه معنوی انسان است و باید حفظ شود، انسان بدون این آشیانه دچار سرشکستگی می شود و نمی تواند با درون و بیرون خود رابطه مناسبی برقرار کند. زیرا، از طریق تعلیم و تربیت خود را تعریف می کنیم و رابطه خود را با هستی سامان می دهیم. ولی حفظ فرهنگ به معنای مومیایی کردن آن نیست، زیرا فرهنگ نیاز به بازسازی دارد.

شواهد موجود نیز نشانه آن است، که جهان از طریق ادغام مهارناپذیر اقتصاد، فرهنگ، سیاست و سبک زندگی به سوی همگنی و همگرایی هر چه بیشتر پیش می رود.(۱)

از آنجا که، انقلاب صنعتی و انقلاب فرانسه، ریشه در تلاش های رهایی جویانه عصر رنسانس و عصر روشن گری داشتند و به پیدایش تمدن نوینی منجر شدند؛ که بعدها «تمدن و فرهنگ بورژوازی» یا «مدرنیسم» لقب گرفت، جهانی شدن را می توان عالی ترین مرحله تکامل تمدن بورژوازی، به شمار آورد. دستاوردهای هر دو انقلاب، به سرعت هر چه تمام تر در سرتاسر جهان گسترش یافت و از طریق جهانی کردن برخی ویژگی های فرهنگی و تکنولوژی نو، شرایط لازم برای پیدایش ایده جهانی شدن را در فاصله یک صد سال بعد فراهم ساخت.(۲)

«پدیده جهانی شدن تا حدود سه دهه قبل، از نظر آثار و مظاهر اقتصادی و سیاسی آن بیشتر مورد توجه اقتصاددانان و سیاسیون بود و کمتر مورد توجه جامعه شناسان و فرهنگ شناسان قرار داشت. با این همه، این واقعیت را نباید به معنای بی توجهی مطلق جامعه شناسان و فرهنگ شناسان به این پدیده تلقی کرد.»(۳)

بحث درباره جهانی شدن و مقدماتی شبیه به این، از نظر ماهیتی بحثی کلان است که در روند گسترش خود از دهه آغازین قرن بیستم به بعد، دو جریان فکری متمایز را پدید آورده است.

الف) جریان نخست که از اوایل دهه ۱۹۱۰ تا اواخر دهه ۱۹۸۰ را شامل می شود؛ بحث غیرمستقیمی را در مورد پدیده جهانی شدن می پروراند و این بحث را در پرتو نظریه های تضاد و در چهارچوب مقولاتی نظیر استعمار و نابرابری در ابعاد فرهنگی، نظامی و اقتصادی که مولفه های اصلی قدرت در عرصه جهانی اند پیش می برد. بخش بزرگی از آرای ارائه شده درباره جهانی شدن در این دوره به صاحب نظران مارکسیسم و یا جامعه شناسان چپ گرا تعلق دارد.

ب) جریان دوم که از اواخر دهه ۱۹۸۰ آغاز شده و در دهه ۱۹۹۰ به اوج خود رسید، بحث جهانی شدن را به طور مستقیم از طریق تعریف این پدیده به عنوان واقعیت اجتماعی زندگی امروز و در پرتو نظم نوین جهانی مطرح می کند. این جریان فکری، پدیده جهانی شدن را در مجموع، مثبت ارزیابی می کند و از دیدگاه کارکردی به این پدیده می نگرد.

این دو جریان فکری را می توان بازگو کننده تاثیر عوامل تاریخی اجتماعی متفاوتی دانست، که سه دوره زمانی متمایز را در قرن بیستم پدید آورده اند.

۱ دوره نخست، محدوده زمانی قبل از ۱۹۴۵ تا پایان جنگ جهانی دوم را شامل می شود؛ که مرحله آغازین گسترش بازارهای بین المللی و عصر رواج نهضت های کارگری و ظهور حکومت های توتالیتر در جهان است. جهانی شدن در اذهان صاحب نظران این دوره از سویی معطوف به انقلاب جهانی و فراگیر کارگری برای ایجاد یک حکومت واحد و یکپارچه جهانی است و از سوی دیگر به جنبه های فراگیری تکنولوژی و یکپارچگی و ادغام اقتصادهای صنعتی که به پیدایش نظام های توتالیتر جهانی منجر شدند؛ جهت گیری شده است. این دو رویکرد متفاوت، نه به عنوان دو فرآیند متضاد یا متعارض، بلکه بیشتر به عنوان دو مرحله متوالی از یک روند تاریخی محتوم، تلقی می شود.

۲ دوره دوم، محدوده زمانی پس از جنگ جهانی دوم تا آغاز عملی و عینی فروپاشی بلوک سوسیالیستی (۱۹۴۵ ۱۹۸۹) را در بر می گیرد. جریان فکری جهانی شدن در این دوره از شرایط کشمکش دوران جنگ سرد تاثیر می پذیرد.

این دوره مهم از تاریخ قرن بیستم را باید به نوبه خود به سه دوره فرعی تقسیم کرد:

الف) از ۱۹۴۵ تا ۱۹۶۸ امریکا به عنوان قدرت برتر پس از جنگ جهانی دوم به نظام جهانی مسلط می شود. ایدئولوژی «توسعه»، رهبری امریکا و تبدیل زبان انگلیسی به زبان فرهنگ، هنر و ارتباطات بین المللی، محصول این دوره است.

ب) از ۱۹۶۸ به بعد، جهانی شدن فرآیندی در خدمت حاکمیت الگوی سوسیالیسم در جهان و پیدایش یک نظام واحد سوسیالیستی به عنوان فرجام تاریخ و مقصدناگزیر برنامه های توسعه است.

ج) از ۱۹۷۸ تا ۱۹۸۹ جهان، شاهد افول تدریجی الگوی سوسیالیسم و کنترل مجدد امریکا به عنوان نظام سرمایه داری صنعتی است. طرح الگوی دمکراسی که هانتینگتون آن را در موج سوم دمکراسی، جهانی می خواند؛ بیشتر مربوط به این دوره است.

۳ و بالاخره دوره سوم از ۱۹۸۹ تا پایان هزاره دوم را در بر می گیرد. مشخصه جامعه شناختی این دوره، استقرار نسبی نظم جهانی امریکایی است.(۴)

امریکایی ها کوشیدند؛ این اقتدار جهانی را یک پیشرفت بنامند. این الگو شامل عادات مصرف، شکل های تولید، شیوه های زندگی، اساس ها و معیارهایی در جهت موفقیت اجتماعی، ایدئولوژی ها، منابع فرهنگی و حتی اشکال سازماندهی سیاسی نیز می شود. ارتباطات قدرت، سلطه حقیقی نخستین این الگو را بر روی بقیه محکم می کند.(۵)

«دیوید راکفلر امریکایی که در راس تشکیلات شورای روابط خارجی قرار گرفته بود، در بهار سال ۱۹۷۲ قدم بعدی را برداشت و با در دست داشتن شورا، نه تنها به امریکا فرمان راند؛ بلکه تصمیم گرفت؛ که دامنه فرمانروایی خود را به جهان گسترش دهد و ابزار رسیدن به این هدف، تشیکلاتی به نام کمیسیون سه جانبه بود.»(۶)

اما در این جریان، راکفلر تنها نبود، بلکه سرمایه داران و قدرتمندان عالم، به این نکته به خوبی پی برده اند؛ که اگر بخواهند سلطه و سیطره شان همچنان دوام و بقا داشته باشد؛ باید با یکدیگر همکاری کرده و برای آن که گرفتار تشتت و تزلزل نشوند و به اصطلاح وحدت رویه داشته باشند؛ باید سرپرستی و زعامت یک نفر و یا یک گروه را بپذیرند. آنها می دانند؛ که روزگار به سمتی پیش می رود؛ که هر حادثه و واقعه ای می تواند، مردم را بسیج کرده و با شور و هیجان به جان سرمایه داران زالوصفت و خون خوار بیاندازد و همه هستی و حیاتشان را نابود کند، بنابراین، آنها نباید با رقابت ها و درگیری های بین خودشان، جبهه خود را تضعیف کرده و وسایل نابودی خود را فراهم سازند.

به هرحال، در رشد و فرمانروایی جهانی راکفلرها، دوستان آنها هم کمک کرده اند. راکفلر و دستیارانش به این نتیجه رسیدند؛ که:

الف) اختلاف شوروی و امریکا، اختلافی غیرقابل حل نیست، چون شوروی هم مثل امریکا در فکر سلطه بر مردم خود و اگر بتواند سلطه بر مردم دنیاست، بنابراین به راحتی می توان با او کنار آمد.

ب) چین نیز چنین ماجرایی دارد، به خصوص که اندیشه مادی در این دو کشور مارکسیست قدرتمند، بهترین وسیله برای راندن آنها به طرفی است که سود، بهره، پول، اقتصاد، تولید و الزامات اقتصادی را موجب شود. اما آنجا که به واقع، جای قدرت و عظمت است و آنها را می توان به عنوان قطب صنعتی قلمداد کرد؛ یکی اروپاست و دیگری ژاپن. بنابراین، در این سه نقطه امریکا، اروپا و ژاپن است، که قدرت صنعتی می تواند کاری بکند و اگر این سه با هم متحد شوند؛ آن وقت می توان کار دنیا را یکسره کرد. چنین اتحادی را از جانب سه قطب اقتصادی جهان می توان با عنوان کمیسیون سه جانبه مشخص کرد.(۷)

«هدف کلی این کمیسیون، به حداقل رسانیدن اصطکاک و رقابت در جهان سه جانبه و یکپارچگی هر چه بیشتر آن می باشد. در شرایط کنونی، آشکارا مشتاق هستند، که امتیازات محدودی به جهان سوم بدهند.»(۸)

رهبران این نظام، در حال برنامه ریزی برای یک ساختار جهانی نوین، ایجاد یک اتفاق نظر نوین که ممکن است، برای ربع قرن دیگر ضامن یک ثبات نسبی باشد، گسترش همکاری میان قدرت های پیشرفته سرمایه داری و تلاش در جهت جلوگیری از تغییر انقلابی در طول عمر یک نسل دیگر می باشند.(۹)

«در هر حال کمیسیون، در پی ایجاد جهانی است، که در آن حد و مرز کشورها، اختلاف فرهنگ ها، سلیقه ها، بینش ها، ارزشیابی های متنوع و متفاوت و مراکز تصمیم گیری جداگانه و مستقل وجود نداشته باشد و هر چه هست، یک جهان باشد و یک هیات حاکمه و یک روال، یک جهت و یک مسیر و آن هم در راستای منافع آنها. به چنین جهانی، دهکده جهانی می گویند؛ یعنی به اندازه یک دهکده از نظر سرعت و امکان ارتباطات و در اختیاریک کدخدا.»(۱۰)

تئوری های جهانی شدن

یک دنیای در حال جهانی شدن، دنیای وعده های بزرگ همراه با پیچیدگی و دشواری می باشد.(۱۱)

«بی تردید، نظامی که از جنگ جهانی دوم باقی ماند و به تدریج، سایه خود را بر جهان افکند، امروزه، برای تنظیم روابط اقتصادی سالم و عادلانه میان کشورهای جهان، به خصوص برای پرکردن شکاف بین شمال و جنوب، نامناسب و ناتوان است. اگر قرار باشد؛ نظم نوین جهانی نیز در راستای منافع قدرت های بزرگ صنعتی و اقتصادی حرکت کند؛ هنوز زمینه مناقشه و بروز بحران وجود خواهد داشت و گروهی که از وضع موجود ناراضی هستند، می کوشند؛ اوضاع را به نفع خود تغییر دهند.

کنت گالبرایت اقتصاددان امریکایی می گوید؛ اگر قرار باشد؛ نظم نوین جهانی مفهوم و تاثیر داشته باشد؛ باید از پرداختن به مناقشات، جنگ و ستیز و قتل عام، فراتر رفته و پی جوی ریشه های این پدیده ها بود. هر چیزی که وانمود کند؛ یک نظم نوین جهانی نامیده می شود؛ باید فقرا را به عنوان منابع نخستین بی نظمی در نظر بگیرد. این هشدار، مورد قبول بیشتر اندیشمندان است و به عقیده آنها خطر و یا رویارویی گرسنه ها در برابر سیرها کمتر از تقابل اتمی دو ابرقدرت در دوران جنگ سرد نیست.»(۱۲)

برخی تئوری های معاصر، وضعیت فعلی را انتقال دردناک از مدرنیسم به پست مدرنیسم می دانند. طرح مدرنیسم، براساس تصور روشنفکرانه از تاریخ به عنوان روایتی کلی و پیش روی به سوی یک جامعه خوب می باشد. در مقابل، پست مدرنیسم بر محور تصور تفکیک سیاست ها، فرهنگ ها و هویت ها استوار است. پست مدرنیسم، ( با توجه به قانون بدبینی و نسبی بودن)، روایت های کلی را رد می کند، عقیده دارد؛ هیچ راه مشترک بشری برای رسیدن به یک زندگی بهتر وجود ندارد. با این حال، چنین دیدگاهی از وضعیت فعلی، به نظر مشکل ساز می آید. می توان ادعا کرد؛ که (اکنون)روایت کلی قدرتمندتر از همیشه می باشد. جهانی شدن بازارها هر چند تنها یک جنبه از طرح را نشان می دهد؛ اما آن را به طور کامل، محقق نساخته است. فن آوری های مربوط به تولید، کنترل و ارتباطات، همگی جهانی می باشند. به علاوه، تغییرات اقتصادی و فن آوری با انتقال جهانی ارزش ها بر اساس ایده های غربی صورت می گیرند. آنچه در این میان وجود ندارد و برخی از پست مدرنیسم ها درباره آن محق می باشند؛ طرح سیاسی و اجتماعی مدرنیسم است. یعنی این عقیده که یک دولت مقتدر و دمکرات در حیطه اجتماعی، باید دخیل باشد تا بتواند به حقوق مساوی و یک زندگی خوب برای همه دست یابد.(۱۳)

«از نظر گیدنز، مساله مهم در جهانی شدن، تقویت ارتباطات اقتصادی در جهان می باشد؛ که باعث متصل شدن مناطق جدا از یکدیگر می شود، به شکلی که رخدادهای مهمی توسط اتفاقاتی که کیلومترها آن طرف تر به وقوع پیوسته، شکل گیرند.

در حالی که این نظریه، جهانی شدن را به عنوان پی آمد مدرنیسم به حساب می آورد، آلبرو (۱۹۹۸) عقیده دارد، که در واقع، (عصرجهانی) دوره جدیدی از پیشرفت بشری می باشد؛ که درست بعد از مدرنیسم بوده و صنعتی است، که دیگران به ندرت آن را اتخاذ نموده اند.

نظریه مک گرو، این است که جهانی شدن روندی را مشخص می کند؛ که در آن حوادث، تصمیمات و عملکردها در یک بخش جهان می تواند پیامدهای مهمی را برای اشخاص و جوامع در طرف دیگر جهان به همراه داشته باشد.

آپادورای (۱۹۹۰) تاثیرات دوسویه جهانی شدن را از پنج دیدگاه ترسیم می کند:

الف) دیدگاه نژادی جمعیت های غیرساکن شامل پناهندگان و جوامع پراکنده، کارگران، دانشجویان، و تجار مهاجر ب) دیدگاه فن آوری، شامل انتشار و انطباق فن آوری های مکانیکی و اطلاعاتی ج) دیدگاه مالی درباره سرمایه جهانی د) دیدگاه رسانه ای، که نه تنها شامل گسترش جهانی کانال های رسانه ای، بلکه پیامدهای مراسلاتی آنها نیز می شود ه) دیدگاه ایدئولوژیکی، درباره مباحث سیاسی مثل دمکراسی و حقوق بشر. از نظر آپادورای هیچ یک از موارد فوق به تنهایی به موارد دیگر غالب نبوده و شکل اساسی تاثیرات جهان معاصر، تنش بین دو فشار می باشد؛ که اولی گرایش به هماهنگ سازی داشته و دیگری حامی تنوع فرهنگی است.

رابرتسون (۱۹۹۲) معتقد است، بیشتر باید آگاهی سازی عمومی در تبادل روند جهانی سازی انجام شود. جنبه های اصلی این آگاه سازی از نظر او عبارتند از: «عقیده مشترک و تجربه زنده جهان به عنوان یک مکان واحد، تقویت درک از جهان به عنوان یک مجموعه و گسترش ایدئولوژی های جهان گرا می باشد.»(۱۴)

«توماس هابس انگلیسی (۱۶۷۹ ۱۵۸۸) در اشاره به وضع طبیعی انسان ها در مرحله پیش از تشکیل اجتماع، خودخواهی، نفع طلبی، رقابت و خصومت را محور روابط تصویر کرده و معتقد است، که انسان های گرگ صفت در این شرایط، پیوسته در جنگ و ستیز هستند. از نظر وی در وضع طبیعی، چون قانون وجود ندارد، به ناچار صفت ها و پدیده هایی مانند ظلم و عدل و خوب و بد مفهوم پیدا نمی کند و همان گونه که در دنیای حیوانات و در جنگل مرسوم است، تنها غریزه و میل به بقا، انسان ها را وادار می کند؛ که از وضع طبیعی بیرون آیند و در راه تامین صلح و امنیت با هم پیمان ببندند و اجتماع و دولت را تشکیل دهند. او و هم فکرانش معتقدند تنها راه نجات از ناامنی و جنگ و ستیز و دستیابی به صلح جهانی، برخورد قاطع با وضع طبیعی و عقد و پیمان بین دولت های حاکم و تشکیل یک قدرت واحد جهانی و فراملی و همچنین، تفویض اختیار حکومتی به آن برای صلح و صلاح بشریت است. در نظام فکری هابس، حکومت فراملی، باید دارای چنان نیرو و قدرتی باشد؛ که کسی جرات سرپیچی و نافرمانی نکند.»(۱۵)

با توجه به دیدگاه های مختلف نسبت به نهضت جهانی شدن، می توان نتیجه گرفت؛ که این فرآیند، بیانگر روش جدید اجرایی در دنیای امروز می باشد. جهانی شدن، اصول و شیوه هایی را در بردارد، که زمانی محلی و ملی بودند، ولی اکنون، فراتر از مرزهای ملی، جغرافیایی و گروهی می باشند. جهانی شدن، هم دیدگاه های مثبت و هم منفی را ارائه می کند. می توان آن را به صورت نظامی دید؛ که براساس آن، افراد گرچه تاثیرپذیر هستند، اما از قدرت کنترل پایینی برخوردارند. جهانی شدن را همچنین می توان به صورت نظامی تعبیر کرد؛ که با استفاده از روش های جدید ارتباطی، باعث تشکیل انجمن های دمکراتیک و قدرت بخشیدن به سازمان های غیردولتی مانند تشکل های جدید زنان می باشد. البته، مشکلاتی همچون بیکاری، استثمار انسان ها و منابع و زوال عینی هویت ملی ممکن است، خواه ناخواه افزایش یابد. در این میان، رسانه های گروهی، نقش مهم ولی تعریف نشده ای را به عهده دارند، که مستلزم بررسی های دقیق می باشد. در برخی از تئوری ها به این مساله اشاره شده که باید سعی شود؛ توانمندی های فرهنگی محلی و رسوم اخلاقی حفظ شود و جهانی شدن منجر به حاکمیت یا اشکال جدیدی از امپریالیسم توسط فرهنگ ها و نظام های ارزشی حاکم نشود.(۱۶)

ابعاد جهانی شدن

حیطه اقتصادی

جهانی شدن اقتصاد سرمایه داری و به ویژه امور مالی، نمودهای خود را از قبل، یعنی از آغاز قرن بیستم، با بحث های ولادیمیر لنین، رودلف هیلفردینگ و برخی دیگر از مارکسیست های دوران معاصر، نشان داده بود و در دهه های شصت و هفتاد تحلیل های بسیاری در مورد شاخص های آن درباره توسعه مفهوم اقتصاد جهانی صورت گرفت. در واقع پدیده مزبور جدید نیست. آنچه جدید است، شتاب مشخص آن در دهه های هفتاد و به ویژه هشتاد است.(۱۷)

چنانچه در سال های اخیر، افزایش تبادل کالا، خدمات، سرمایه و فن آوری به حدی بود، که منجر به تغییرات وسیعی در نحوه توزیع قدرت تصمیم گیری در اقتصاد جهانی شده است. واضح است، نقش بازیگران ملی نیز در برخی حالات، تغییر شکل یافته است. در ارتباطات جدید قدرت، الگوهای ملی ناگزیر از تطبیق خود با نیازهای جدید جهانی شدن می باشند.

جهانی برای بیماری های اقتصادی جهان تجویز می گردد و چنین ادعا می شود؛ که جریان آزاد سرمایه، نیروی کار، کالا و اطلاعات بدون دخالت دولت و دیگر شکل های مداخله، تنها راه رسیدن به سعادت جهانی می باشد. لیبرالیسم اقتصادی که توسط سازمان های مختلف منطقه ای مانند اتحادیه اروپا، منطقه آزاد و تجاری امریکای شمالی (

NAFTA

)، همکاری اقتصادی آسیا اقیانوسیه (

APEC

) و سازمان های جهانی همچون (

GATT

)، سازمان تجارت جهانی، کمک های مالی بانک جهانی و صندوق بین المللی پول تقویت شده است، چنان در حال جارو کردن جهان می باشد؛ که در نهایت میلیون ها اسکلت را بر جا می گذارد.(۱۸)

در دوران کاپیتالیسم، بازرگانان ناچار بودند، که کل سرمایه تجاری خود را به دور و نزدیک ببرند؛ زیرا بدون وسعت دادن به حوزه فعالیتشان، در رقابت نابود می شدند. یک شکل ابتدایی جهانی شدن که امپریالیسم بازرگانی نامیده می شد؛ شروع به پیوند اقتصاد بخش های مختلف جهان به یکدیگر کرد.(۱۹)

امروزه، کشورهای قدرتمند با بهره گیری از ثروت و اسلحه برای جذب نفرات بیشتری از مردم و نیز گسترش حوزه فعالیتشان در محیط، در موقعیت بهتری قرار می گیرند. پس طرف دیگر جهانی شدن، فرامنطقه ای شدن این اکثریت وسیع مردم می باشد. در دوران خروج کشورهای جهان سوم از استعمار و وابستگی سیاسی، به ویژه پس از جنگ جهانی دوم، ارتباطات بین کشورها در سطح

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.