اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل در آن هوای گرگ و میش ؛ دستگیری امام خمینی(ره) و مهاجرت علما به تهران در سال ۱۳۴۲ ش
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 61
فرمت فایل پاورپوینت
با فایل فایل پاورپوینت کامل در آن هوای گرگ و میش ؛ دستگیری امام خمینی(ره) و مهاجرت علما به تهران در سال ۱۳۴۲ ش یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل در آن هوای گرگ و میش ؛ دستگیری امام خمینی(ره) و مهاجرت علما به تهران در سال ۱۳۴۲ ش شامل 120 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل در آن هوای گرگ و میش ؛ دستگیری امام خمینی(ره) و مهاجرت علما به تهران در سال ۱۳۴۲ ش را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل در آن هوای گرگ و میش ؛ دستگیری امام خمینی(ره) و مهاجرت علما به تهران در سال ۱۳۴۲ ش با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل در آن هوای گرگ و میش ؛ دستگیری امام خمینی(ره) و مهاجرت علما به تهران در سال ۱۳۴۲ ش بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل در آن هوای گرگ و میش ؛ دستگیری امام خمینی(ره) و مهاجرت علما به تهران در سال ۱۳۴۲ ش با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل در آن هوای گرگ و میش ؛ دستگیری امام خمینی(ره) و مهاجرت علما به تهران در سال ۱۳۴۲ ش وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل در آن هوای گرگ و میش ؛ دستگیری امام خمینی(ره) و مهاجرت علما به تهران در سال ۱۳۴۲ ش با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل در آن هوای گرگ و میش ؛ دستگیری امام خمینی(ره) و مهاجرت علما به تهران در سال ۱۳۴۲ ش مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل در آن هوای گرگ و میش ؛ دستگیری امام خمینی(ره) و مهاجرت علما به تهران در سال ۱۳۴۲ ش :
در مبارزات بزرگ و تاریخی و در سرگذشت مردمان تاریخ ساز نقطه های عطفی وجود دارد که تحقیق و تامل در آنها مسیر جریان شناسی و انقلاب شناسی را هموار می کند. دستگیری و بازداشت رهبران مبارز از جمله این نقاط عطف است که مبارزین و حکومت را پنجه در پنجه می سازد.
دستگیری حضرت امام خمینی(ره) در شب نیمه خرداد سال ۱۳۴۲ بی شباهت با دستگیری رهبر و مبارز آزاده و سلف او مرحوم سیدحسن مدرس نبود؛ اما واکنش مردم و نخبگان جامعه نسبت به وضعیت به وجود آمده برای امام و مدرس تفاوت داشت. شاید هم مردم با به یادآوردن خاطره تلخ تنها گذاشتن مدرس و عدم ایستادن در مقابل عمل جابرانه رضاخان و در نتیجه به شهادت رسیدن آن اسوه کم نظیر بود که در وضعیت جدید به وجود آمده برای رهبرشان جای هیچ گونه کوتاهی و درنگ نمی دیدند.
به هر حال با دستگیری امام(ره) و دو تن از یارانشان، طوفانی در ایران به پا شد و علما و معتمدین بزرگ شهرهای مختلف را به تهران کشانید. بسیاری از علمای بزرگ از جمله حضرات همدانی، کمالوند، میلانی و بنی صدر به تهران آمدند و با تشکیل جلسات متعدد آمادگی خود را برای مقابله با این اقدام رژیم ستم شاهی اعلام کردند.
شاه به ناچار عقب نشینی کرد و با پذیرفتن آیت الله خوانساری به عنوان نماینده علما، عدم آسیب رسانی به حضرت امام(ره) را اعلام کرد و اجازه داد که نماینده علما خود شخصا با حضرت امام(ره) ملاقات کند.
بدین ترتیب جوّ عمومی آرام گردید و رژیم با یک ترفند سیاسی (آزادی موقت امام و یارانشان) اوضاع عمومی کشور را آرام ساخت و مهاجرت پایان پذیرفت. هر چند که امام مجددا بازداشت و بعدها تبعید گردید اما آثار مهم مهاجرت به تهران بر جنبه های مختلف سیاسی اجتماعی ایران بر جای ماند و آن را به عنوان برهه مهمی از مبارزات مردم و روحانیون به ثبت رسانید. مقاله زیر این رخداد مهم تاریخی را بازگو کرده است.
مهاجرت، ریشه عمیقی در تاریخ دارد، از زمان های بسیار دور درباره مهاجرت قبایل و اقوام از سرزمینی به سرزمین دیگر، صحبت شده که دلیل بیشتر آنها را اقتصادی دانسته اند؛ اما شکل دیگری از مهاجرت نیز وجود دارد که به دلایل سیاسی، مذهبی و یا سیاسی مذهبی صورت می گیرد، مانند مهاجرت صغری و کبری در دوران مشروطه و همچنین مهاجرت علما به تهران که در سال ۱۳۴۲. این مهاجرت ها درحقیقت نوعی مقابله با نظام سیاسی حاکم محسوب می شوند که در زمان خود با انگیزه دینی و اعتقاد مذهبی روی داده اند.
مهاجرت علما به قم و حرم حضرت عبدالعظیم، خروج از محیط اختناق و رهایی از چنگال حاکمان ظالم بود و به نوعی اعتراض و شکوه علیه نظام سیاسی وقت به شمار می رفت. مهاجرت سال ۱۳۴۲ نیز به معنای هجوم و رویارویی با حاکمان ظالم به خاطر بی توجهی به مسائل دینی، آنها می خواستند براساس قانون، مجتهد جامع الشرایطی را از قید اسارت رژیم پهلوی نجات دهند. بنابراین هر دو مهاجرت یاد شده با انگیزه ای سیاسی مذهبی صورت گرفت تا عدم مشروعیت نظام سیاسی وقت را نشان دهد. هر دو مهاجرت بست نشینی را به همراه داشته که تاریخچه بست نشینی مجالی دیگر می طلبد.
علت اصلی در چگونگی شکل گیری مهاجرت علما به تهران، کنش دولت یعنی دستگیری امام خمینی می باشد که واکنشی را از سوی علما و مراجع بزرگ در پی داشت. این کنش و واکنش، خودمعلول از علتی جلوتر است، یعنی واکنش مراجع به ویژه حضرت امام(ره) نسبت به واقعه مدرسه فیضیه؛ رژیم شاه را در یک حالت انفعالی قرار داد.
تصور رژیم از سرکوب مدرسه فیضیه (ایجاد محیط رعب و وحشت) نتیجه ای معکوس به همراه داشت چرا که عکس العمل امام خمینی و دیگر مراجع نقاب از چهره حکومت پهلوی کنار زد و مردم را نسبت به اقدامات ضداسلامی رژیم آگاه کرد؛ درحقیقت عامه مردم درک کردند که از سوی رژیم پهلوی به مقدسات و اعتقادات دینی آنها توهین شده است. بنابراین، مردم در مقابل حکومت پهلوی قرار گرفتند. امام خمینی با هوشمندی تمام در اعلامیه ها و سخنرانی های خود (در مجلس درس، بر منبر و در منزل) مردم را به این باور رساندکه رژیم حاکم، عامل امریکا و ابزار قدرت اسراییل در منطقه است. فضای سیاسی، فرهنگی و مذهبی جامعه به گونه ای در حال تغییر و شکل گیری بود که گسترش مبارزات مردم علیه رژیم شاه، سلطه امریکا و نفوذ اسراییل را در برداشت. محمدرضا پهلوی نیز، بنا را بر تهدید و ارعاب گذاشت و در سخنرانی خود به تاریخ ۲۶ اردیبهشت سال ۱۳۴۲ در هتل ونک تهران گفت:
«متاسفانه اگر لازم باشد می گوییم که انقلاب بزرگ ما با خون یک عده بی گناه یعنی مامورین دولت و خون یک عده افراد بدبخت و گمراه آغشته خواهد شد، این کاری است که چاره ای جز آن نیست و خواهد شد.»(۱)
مقابله مردم با رژیم ادامه داشت و دامنه این مخالفت با آگاهی روزافزون مردم گسترده تر می شد. در آن سال مردم بسیاری برای تحویل سال نو و شرکت در مراسم سوگواری امام صادق(ع) به قم آمده بودند. آنها جنایت ماموران رژیم در حمله به مدرسه فیضیه و ضرب و شتم طلاب را با چشم خود دیدند و در بازگشت به شهرهای خود حقیقت این واقعه ناگوار را برای دیگران باز گفتند. یکی از این افراد حجت الاسلام ابوالحسن موسوی همدانی امام جمعه فعلی همدان است که در این خصوص می گوید:
«پس از حمله مامورین به مدرسه و طلاب، طلبه ها با آجرهایی که از لبه ایوان کنده بودند آنها را زده و از مدرسه بیرون کردند آن گاه در فیضیه را بستند. مامورین از مسافرخانه همجوار مدرسه استفاده کرده و با استقرار در پشت بام آنجا با آجر به طلاب حمله نمودند. یکی از آن آجرها هم از کنار سر من رد شد، یعنی به فاصله دو سانت که اگر به سرم اصابت می کرد، همان جا رفته بودم، غائله تا حدود یکی دو ساعت از شب گذشته ادامه داشت. مامورین برای ارعاب طلاب اقدام به تیراندازی هوایی کردند. آنها پس از تصرف مدرسه، طلاب را تعقیب کرده و آنها را وادار به عقب نشینی به سوی پشت بام مدرسه نمودند و در آنجا طلاب را به داخل رودخانه ای که در کنار مدرسه جاری بود، پرتاب می کردند.»(۲)
پس از این حادثه علما و قشرهای مختلف مردم با تلگراف های بسیاری مبنی بر محکومیت عاملان حادثه مدرسه فیضیه از اسلام و حضرت امام(ره) حمایت کردند. از جمله جامعه روحانیت همدان در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۲ این تلگراف تسلیت را به امام خمینی ارسال کرد:
بسم الله الرحمن الرحیم
قم، حضرت حجت الاسلام و المسلمین آیت الله فی العالمین المجاهد فی سبیل الله جناب آقای خمینی مدظله العالی «الذین اذا اصابتهم مصیبه قالو انالله و اناالیه راجعون» فاجعه اسفناک دانشگاه امام عصر ارواح العالمین له الفداه و همچنین ضربه هایی که اخیرا به پیکر اسلام وارد شده، قلوب عموم مسلمین را جریحه دار و جامعه روحانیت را متاثر ساخته. اخیرا زمزمه هجرت علمای اعلام به نجف اشرف مزید بر تاثرات خاطر گردید، بدین وسیله عطف به اعلامیه جامعه روحانیت همدان متذکر می گردد تا آخرین مراحل حصول نتیجه، جامعه روحانیت پشتیبانی خود و اهالی را از علما بالاخص حضرات مراجع قم اعلام و منتظر اخذ تصمیم حضرات علمای قم بوده تا در تصمیم آنان شرکت و اگر خدای ناخواسته تصمیم به هجرت گرفته شود[،] دسته جمع این تصمیم را اتخاذ نماییم. موسی الحسینی الخوانساری، فتحعلی صاحب الزمانی، مصطفی الحسینی الهاشمی، محمد الحسینی النجفی، علی بن ابراهیم معصومی، الاحقر حسین الموسوی، الاقل مهدی ثابتی، الاقل محمدتقی عالمی، محدث حایری، حسین عندلیب زاده، محمد الحسینی الجلالی، محمدعلی دامغانی، الاحقر حاج سیدعلی طباطبایی ایزدی، زین العابدین انواری، الاحقر اسدالله حجت.»(۳)
با فرا رسیدن ماه محرم و افزایش آگاهی و آمادگی مردم، مبارزه علیه رژیم پهلوی وارد مرحله جدیدی گردید. زیرا در این ماه؛ با حضور گسترده مردم در مساجد بهترین فرصت برای نشر حقایق و فعالیت علیه رژیم، به وجود می آمد. از این رو رژیم پهلوی تردید نداشت که وعاظ و سخنگویان مذهبی در منابر و مساجد از اقدامات ضداسلامی رژیم سخن خواهند گفت. این باور و یقین در اثر تحقیقات میدانی ساواک شکل گرفته بود.(۴) به همین دلیل شهربانی کل کشور اعلامیه ای با این مضمون صادر کرد:
«انجام مراسم سوگواری مشروع که با موازین مقدس اسلام تطبیق نماید با رعایت نظم و ترتیب کامل انجام خواهد گردید، لیکن اعمال و تظاهراتی که شرع مقدس نیز آنها را تجویز نفرموده است به کلی ممنوع بوده و به مامورین انتظامی دستور جلوگیری داده شده است. از عموم شیعیان و اهالی محترم پایتخت انتظار می رود که با رعایت کامل نظم و ترتیب طبق دستور شرع مقدس احترام شعائر مذهبی را حفظ و مراسم سوگواری را با نظم کاملی انجام دهند خدای ناخواسته اگر اشخاصی مراسم مذهبی را وسیله اغراض شخصی قرار دهند شدیدا مجازات خواهند شد.»(۵)
امام خمینی در مقابل ارعاب و تهدیدات دستگاه با صدور اعلامیه ای خطاب به وعاظ و گویندگان دینی و هیات های مذهبی؛ از آنان خواست در ماه محرم، مصیبت وارده بر اسلام و مسلمین را برای مردم بازگو کنند. وی در این اعلامیه خطاب به گروه های مذکور اعلام کرد:
«در این ایام که دستگاه جبار از خوف آن که مبادا در منابر و مجامع مسلمین؛ شرح مظالم و اعمال خلاف انسانی و ضددینی و وطنی آنها داده شود، دست به رسوایی دیگری زده و درصدد گرفتن التزام و تعهد از مبلغین محترم و سران هیات های عزاداری است که از مظالم دم نزنند و دستگاه جبار را به خودسری واگذارند. لازم است تذکر دهم که این التزامات علاوه بر آن که ارزش قانونی نداشته و مخالفت با آن هیچ اثری ندارد… حضرات مبلغین عظام و هیات محترم و سران دسته های عزاداری متذکر شوند که لازم است فریضه دینی خود را در این ایام در اجتماعات مسلمین ادا کنند و از سید مظلومان، فداکاری در راه احیای شریعت را فرا گیرند و از توهم چند روز حبس و زجر نترسند.»(۶)
با نزدیک شدن ماه محرم امام خمینی برای شهرستان ها چنین برنامه ای پی ریزی کرد که طلاب و فضلای قم را به اطراف و اکناف کشور بفرستد و از آنها و وعاظ شهرستانی بخواهد که دهه اول محرم به ویژه روز هفتم به بعد را به بازگویی فاجعه مدرسه فیضیه اختصاص دهند و از روز نهم نیز دسته های سینه زنی این کار را بکنند و در نوحه خوانی ها واقعه فیضیه را مطرح نمایند تا مردم ایران بفهمند که در حادثه فیضیه چه گذشته است. شهید دکترمحمدجواد باهنر در این باره می گوید:
«سال ۱۳۴۲ که اوج مبارزه در آن زمان بود و ۱۵ خرداد نیز در همان سال اتفاق افتاد، ما از آن تعداد روحانیانی بودیم که از قم به شهرهای مختلف اعزام شدند برای این که محرم آن سال را به محرم حرکت و قیام تبدیل کنیم و آن سال من مامور شدم که به همدان بروم. خاطرم هست دستور این بود که از روز ششم ماه محرم سخنرانی ها اوج بیشتری پیدا کند و مبارزه شدت بگیرد، علتش هم این بود که گفتند، بگذارید جلسات پرجمعیت باشد والا اگر بخواهید از اوایل شروع کنید، قبل از این که اجتماعی از مردم باشد، شما را دستگیر می کنند.»(۷)
از سوی دیگر ساواک به وسیله ماموران ویژه، عوامل نفوذی، مشاهدات عینی و دریافت گزارش نیروهای امنیتی و مخالف امام خمینی، به اطلاعاتی دست یافته بود.(۸) نتیجه این گزارشات، باور این حقیقت بود که خواست امام(ره) افشاگری علیه رژیم پهلوی است و طرفداران وی به دنبال آگاهی از چگونگی وقوع حادثه مدرسه فیضیه و دلایل اقدامات ضداسلامی رژیم پهلوی هستند، آنها انجام هرگونه اقدامی علیه حکومت پهلوی را می پذیرند؛ زیرا براساس نظر مراجع تقلیدشان به اعتقادات دینی آنها توهین شده که قبول این مطلب از سوی آنها سخت نگران کننده است.(۹) وقتی مخالفت با اسلام مخالفت با مردم تلقی گردد، طبیعی است که مخالفت با اظهارات امام خمینی و دیگر مراجع عظام نیز به منزله مخالفت با مردم تلقی می شود.
ساواک برای جلوگیری از هرگونه حادثه غیرقابل کنترل علیه رژیم، عده ای از گویندگان مذهبی را احضار کرد و به آنان یادآور شد که در سخنان خود سه مطلب را رعایت کنند:
«علیه شاه حرفی نزنند، علیه اسراییل سخن نگویند، مرتب به گوش مردم نخوانند اسلام در خطر است.» اما تمام این تدابیر با اعلامیه قاطع و صریح حضرت امام(ره) به وعاظ و مبلغان خنثی گردید و دیگر کاری از دست رژیم ساخته نبود.
روحانیان و وعاظ به دلایل زیر مجبور به موضع گیری علیه دولت بودند:
۱ موضع گیری صریح و اعلام تکلیف به روحانیان از سوی امام خمینی، آنان را ملزم به افشاگری و بیان حقایق کرده بود.
۲ خواست قلبی و اعتقادات مذهبی آنها که برایشان الزام آور بود.
۳ حفظ موقعیت خود نزد توده مردم، که ساواک درباره عده ای از روحانیان این ادعا را داشت.(۱۰)
رژیم پهلوی سعی کرد با سرکوب علما آنان را از این کار منصرف کند، اما امام خمینی با بهره گیری از مناسبت عاشورا در سخنرانی خود، حکومت پهلوی را با دودمان یزید و بنی امیه مقایسه کرده و با صدای بلند خطاب به شاه فرمودند:
«آقا من به شما نصیحت می کنم، ای آقای شاه! من به تو نصحیت می کنم دست بردار از این کارها، آقا اغفال می کنند، من میل ندارم که یک روز اگر بخواهند تو بروی همه شکر کنند.»(۱۱)
از اولین نامه و تلگراف حضرت امام(ره) به محمدرضا پهلوی در مهرماه ۱۳۴۱ می توان فهمید که او هنوز به قانون اساسی اعتقاد داشته و خود را از مدافعان آن می داند، ولی بعد از قیام ۱۵ خرداد موضوع به طور کامل تغییر می کند و سرنگونی رژیم در راس برنامه ها قرار می گیرد.
با فعالیت های گسترده امام خمینی و برنامه ریزی های او برای ماه محرم و تبلیغات فراوان علیه دولت، حکومت پهلوی دچار مشکل عجیبی شده بود؛ هر اقدامی که از سوی دولت یا به دستور شخص شاه، انجام می شد نتیجه عکس می داد. از این رو؛ با بررسی های فراوان چاره کار را در دستگیری و بازداشت حضرت امام(ره) یافتند. براساس همین تصمیم در ساعت یک بامداد پانزده خرداد ۱۳۴۲ امام خمینی را دستگیر کردند و همان شب ایشان را به باشگاه افسران در تهران برده و سپس به پادگان قصر منتقل نمودند.(۱۲) امام مدت ۱۹ روز یعنی تا ۱۴ تیرماه ۱۳۴۲ در آنجا محبوس بودند و پس از آن به پادگان عشرت آباد فرستاده شدند.
این دستگیری حوادث بسیار مهمی را در بر داشت و در حقیقت نقطه عطفی در تاریخ انقلاب اسلامی به وجود آورد و مبنای نهضت اسلامی مردم گردید. از جمله این حوادث؛ قیام ۱۵ خرداد، قتل عام کفن پوشان ورامین و دستگیری وسیع مردم در تظاهرات ۱۵ خرداد در قم و تهران بود.
این برخورد شاه و دولت با مردم که قربانیان بسیاری بر جای گذاشت، هیچ سودی برای نظام پهلوی نداشت؛ اگر چه در ظاهر مردم و معترضان مغلوب شدند و با اجرای حکومت نظامی سکوتی موقتی برقرار گردید، اما دستگیری امام خمینی هیچ امتیازی برای نظام به دنبال نداشت؛ زیرا امام(ره) در زندان حاضر به پاسخگویی به بازپرسان نشد و اعلام نمود:
«چون استقلال قضایی در ایران نیست و قضات محترم تحت فشار هستند، نمی توانم به بازپرسی جواب دهم.»(۱۳)
با دستگیری امام(ره)، شایعاتی از سوی دولت مبنی بر محاکمه و اعدام وی مطرح گردید و همین امر باعث نگرانی و ناراحتی مردم از به خطر افتادن سلامتی جان امام شد. از سوی دیگر این اضطراب و تشویش موجبات تلاش مراجع تقلید و روحانیان را برای آزادی امام خمینی فراهم آورد. مراجع تقلید نیز با توجه به موقعیت مذکور و جایگاه روحانیت، خود را ملزم به ادای تکلیف برای آزادی امام می دانستند. بر همین اساس آیت الله حاج میرزا عبدالله مجتهد طهرانی تلگرافی به شرح ذیل به تمام مراجع و روحانیان طراز اول شهرستان ها از جمله آیت الله آخوند همدانی و سیدنصرالله بنی صدر مخابره کرد که در تمام بازار و در سطح شهرستان ها توزیع گردید.
«فجایع پی درپی که متعقب به توقیف حضرت آیت الله خمینی گردید، انقلاب و هیجان عمومی به وجود آورد. مامورین دولت با کمال بی رحمی در مقابل احساسات مذهبی و بی آلایش مردم حمله مسلحانه نموده و تلفات بسیاری وارد آورده و عده کثیری از علمای عالی قدر، وعاظ درجه اول و مومنین دستگیر کردند و روحانیت در مرکز و شهرستان ها با وضع دلخراشی به سر می برند. انالله و انا الیه راجعون. این فاجعه عظمی را به حضور عالی و سایر علمای اعلام و… تسلیت عرض می نمایم…»(۱۴)
مجموعه این حوادث یعنی تمام کنش و واکنش های دو سویه میان ملت ایران و رژیم پهلوی، فضای سیاسی، اجتماعی و مذهبی جامعه را به گونه ای متشنج و غیرقابل اطمینان کرده بود که نه تنها هر لحظه بر خشم مردم افزوده می شد، بلکه موقعیتی به وجود آورد که یک بار دیگر انگیزه لازم برای مهاجرت علما و مراجع به عنوان اعتراض علیه حکومت شاه در تاریخ ایران ایجاد شود و ضرورت تکرار آن فراهم گردد.
همزمان با مهاجرت علما به تهران برای آزادی حضرت امام(ره) و دیگر زندانیان، تلگراف های بسیاری از سوی مردم و علمای شهرهای مختلف به مجامع دولتی در تهران، برای آزاد کردن امام(ره) ارسال شد. از آن جمله تلگراف آیات عظام شاهرودی و گلپایگانی مبنی بر انتقاد از شاه و دولت و درخواست آزادی امام خمینی، قمی، محلاتی و دیگر دستگیرشدگان بود. مردم شهرهای خرم آباد، قم و… نیز تلگراف هایی به زندان قصر زده خواستار آزادی امام(ره) شدند.(۱۵) در همین ایام علما از شهرهای مختلف به سوی تهران حرکت کردند. علمایی که از شهرهای مختلف قم، کاشان، همدان، خرم آباد، اصفهان و… به تهران می آمدند، یا خدمت آیت الله بهبهانی می رسیدند و یا در منازل دیگر روحانیان طراز اول تهران اقامت می کردند.
روحانیان با دو هدف در تهران گرد هم آمدند؛ جلوگیری از محاکمه و اعدام امام خمینی و همچنین طرح مرجعیت و آزادی امام. اسدالله علم نخست وزیر وقت اعلام کرد روحانیان طراز اول تحت محاکمه قرار خواهند گرفت.(۱۶) او در لفافه به محاکمه و مجازات روحانیان مخالف رژیم که امام خمینی در راس آنان قرار داشت، اشاره می کرد. به همین دلیل روحانیان سراسر کشور در تهران اجتماع کرده تا برای این مساله راهکار و تدبیری بیابند. آنان با تشکیل جلسات مختلف، آمادگی خود را برای برخورد با این مهم اعلام کردند.
رژیم سعی کرد مانع مهاجرت علمای شهرستان ها به تهران شود. به همین دلیل به هواپیمای حامل آیت الله میلانی که عازم تهران بود، دستور بازگشت داد.(۱۷) اما بعدها از این تصمیم منصرف شد.
بدین ترتیب علمایی که قصد مهاجرت برای آزادی امام(ره) را داشتند، عازم تهران گردیدند. ساواک در گزارشی پیرامون این مساله نوشت: «ظرف ۴۸ ساعت گذشته آیت الله کمالوند از خرم آباد، آیت الله آخوند ملاعلی از همدان، آیت الله شریفی از کاشان و یک نفر روحانی از ماهان کرمان به تهران آمدند.»(۱۸)
به دنبال گزارش مذکور، ساواک اصفهان در گزارش خود به رییس شهربانی استان دهم نوشت:
«به طوری که استحضار دارند به دنبال ورود آیت الله نجفی به تهران در هفته گذشته آیت الله میلانی از مشهد، آیت الله ضیابری از رشت، آیت الله صالحی از کرمان، آیت الله محمد صدوقی از یزد و آیت الله آخوند ملاعلی و آیت الله بنی صدر از همدان برای مذاکره و مشاوره با روحانیون طراز اول تهران به آنجا رفته اند و احتمال داده می شود چند نفر دیگر از روحانیون طراز اول شهرستان ها نیز به تهران بروند. علی هذا خواهشمند است دستور فرمایید در این مورد دستور مراقبت صادر و مشخصات آقایانی که برای شرکت در این مشاوره به تهران رفته یا خواهند رفت، به این سازمان اعلام گردد.»(۱۹)
شهربانی همدان نیز در این باره گزارش داد: «آیت الله آخوند همدانی، آیت الله سیدمحمد جلالی، آیت الله شیخ محمدحسین بهاری و آیت الله شیخ رضا انصاری از روحانیون همدان عازم تهران شده اند.»(۲۰) سیدمحمدحسینی راجع به چگونگی مهاجرت روحانیان همدان به تهران می گوید: «یکی از علمای تهران به نام آقای تهرانی به همدان تشریف آوردند و همراه حاج محمدابراهیم اسلامی که در بازار همدان کتاب فروشی داشت به منزل پدر ما (حاجی دباغ) آمده و گفتند لازم است فردا خدمت آیت الله آخوند برسیم؛ شما هم با ما بیایید. مرحوم آخوند نسبت به پدر ما خیلی محبت داشتند، بالاخره به اتفاق خدمت آقای آخوند رفتند. در اینجا مرحوم آقای آخوند فرموده بود که ما مشکلی داریم و آن این است که الان نزدیک اول ماه است و باید شهریه آقایان طلاب را بپردازیم. مرحوم پدرم گفته بود که آن هم به عهده ما باشد. بدین ترتیب روحانیان همدان عازم تهران شدند. مرحوم پدرم به اتفاق تهرانی و اسلامی به تهران رفتند. اما مرحوم حاجی دباغ به محض ورود به تهران از آنها اجازه می گیرند و به مشهد مشرف می شوند و مرحوم آخوند نیز به منزل آقای حائری تشریف بردند و آقای بنی صدر نیز در منزل شخصی خود در تهران ساکن شدند.»(۲۱)
براساس اسناد ساواک، روحانیان از شهرهای بسیاری به قصد آزادی حضرت امام(ره) به تهران آمدند:
از قم: آقایان آیات عظام مرعشی نجفی، حائری یزدی (حاج شیخ مرتضی)
از مشهد: آقایان آیت الله محمدهادی میلانی، حاج شیخ مجتبی قزوینی
از نجف آباد: آقایان آیت الله منتظری و شیخ ابراهیم امینی
از اصفهان: آقایان خادمی، عبدالجواد اصفهانی
از اهواز: آقایان سیدعلی بهبهانی، سیدمصطفی علم الهدی، حاج سیدمرتضی موسوی علم الهدی
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
