📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
14ساعت
45دقیقه
14ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نقد تاریخ نگاری انقلاب اسلامی (۳) ؛ «با نگاهی به تاریخ نگاری محرمانه»

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 69

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل نقد تاریخ نگاری انقلاب اسلامی (۳) ؛ «با نگاهی به تاریخ نگاری محرمانه»؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نقد تاریخ نگاری انقلاب اسلامی (۳) ؛ «با نگاهی به تاریخ نگاری محرمانه»، محتوای خود را در قالب 101 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل نقد تاریخ نگاری انقلاب اسلامی (۳) ؛ «با نگاهی به تاریخ نگاری محرمانه» با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نقد تاریخ نگاری انقلاب اسلامی (۳) ؛ «با نگاهی به تاریخ نگاری محرمانه» آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل نقد تاریخ نگاری انقلاب اسلامی (۳) ؛ «با نگاهی به تاریخ نگاری محرمانه» به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل نقد تاریخ نگاری انقلاب اسلامی (۳) ؛ «با نگاهی به تاریخ نگاری محرمانه» ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نقد تاریخ نگاری انقلاب اسلامی (۳) ؛ «با نگاهی به تاریخ نگاری محرمانه»، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل نقد تاریخ نگاری انقلاب اسلامی (۳) ؛ «با نگاهی به تاریخ نگاری محرمانه» را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقد تاریخ نگاری انقلاب اسلامی (۳) ؛ «با نگاهی به تاریخ نگاری محرمانه» :

شناخت انقلاب اسلامی بدون توجه به تاریخ عصر پهلوی ممکن نیست. جریان تاریخ نگاری در این عصر عمدتاً به وسیله چهره های نزدیک به سلطنت، شکل گرفته است. نگارش تاریخ معمولاً براساس نگرش خاص تاریخ نگار به مسائل حکومت و جامعه انجام شده و تحریف وقایع به نحو جدی در آن به چشم می خورد. البته با همه این ها

از اهمیت این نوع متون تاریخی برای تحلیل گران تاریخی، کاسته نمی شود، مقاله حاضر در ادامه مباحث نویسنده در شماره های قبل درباره نقد تاریخ نگاری انقلاب اسلامی ضمن تعیین تاریخ نگاری محرمانه، به بررسی و تحلیل یادداشت های تاریخی اردشیرجی و اسدالله علم می پردازد.

سیاستمداران و دولتمردان سراسر جهان، در کنار مواضع رسمی خود و سیاست هایی که به اجرا در می آورند، رویه های درونی و محرمانه ای را برای اجرای برخی تصمیمات خود دارند که در حالت عادی به اعلان و افشای آن ها رضایت نمی دهند. به همین علّت است که بخش قابل توجهی از اسناد مراکز سیاسی و دولتی ممهور به مهر محرمانه و خیلی محرمانه، سری و به کلی سری، فوق سری و غیرقابل رویت برای بیگانگان می باشد. طبیعی است که بخش عمده ای از چنین اسنادها، فرمانها و مکاتباتی از دید نزدیک ترین دوستان نیز مخفی بمانند تا چه رسد به اغیار و دشمنان. در حقیقت سالیان متمادی نیاز است که فرصت رویت آنها فراهم شود. در مواردی نیز دولتها ترجیح می دهند اسناد مهم و بسیار محرمانه را امحاء نمایند. این مسأله در همه دولتها ساری است. به همین جهت، اغلب مورخان معتقدند تا سالیان سال تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی کشورها و ملتها قابل نگارش نیست، بلکه باید سالهای زیادی از سقوط یک حکومت بگذرد و نظام سیاسی معارض آن نیز ساقط شود، تا شاید بتوان نگارش تاریخ نظام سیاسی را شروع کرد. به عنوان مثال، با توجه به اینکه حکومت پهلوی معارض حکومت قاجاریه بوده و سرنگون شده است و منافع معنوی حکومت جمهوری اسلامی تضاد ویژه ای با قاجاریه ندارد و اسناد محرمانه آن دوران نیز از بوته اختقا بیرون آمده است؛ اینک می توان به تاریخ قاجاریه پرداخت زیرا قابل پردازش علمی است. این سخن تا حدودی در مراکز دانشگاهی پذیرفته شده، اما چنین تلقی می شود که ممکن است دولتها اسناد محرمانه را بصورت و دست چین شده منتشر کنند. صرف نظر از ارزیابی مدعای فوق که در جای دیگر به تفصیل به آن خواهیم پرداخت، توجه به اسناد محرمانه در تاریخ نگاری تحولات سیاسی اجتماعی و نظام های سیاسی بسیار مهم است. با این وجود، ما معتقدیم که بخش قابل توجهی از تاریخ انقلاب اسلامی و تاریخ حکومت پهلوی بدون دسترسی و انتشار این اسناد قابل تبیین کامل نمی باشد. و این بدان معنا نیست که به آنچه پیش رو داریم و نیز به اسناد منتشر شده و منتشر نشده اعتنا نکنیم. به همین خاطر بر این باوریم که مجموعه اسناد محرمانه رژیم پهلوی (یا هر سیستم دیگر) تاریخ نگاری محرمانه و داخلی آن حکومت است و از قضا این اسناد تطابق بیشتری با واقعیت دارند. اینک، متن مقاله منتشر شده در روزنامه اطلاعات به تاریخ ۱۷دی ماه۱۳۵۶ درباره امام خمینی را به عنوان یک ادعای علنی و اعلام شده مورد بررسی قرار می دهیم تا چگونگی تلاش شاه و ساواک در معرفی امام خمینی (ره) به مردم آشکار شود.

ایران و استعمار سرخ و سیاه

و چنین مردی را آسان یافتند. مردی که سابقه اش مجهول بود و به قشری ترین و مرتجع ترین عوامل استعمار وابسته بود و چون با همه حمایت های خاص موقعیتی در میان روحانیون عالی مقام کشور بدست نیاورده بود در پی فرصتی می گشت به هر قیمتی هم که شده خود را وارد ماجراهای سیاسی کند و اسم و شهرتی پیدا کند. روح الله خمینی عامل مناسبی برای این منظور بود و ارتجاع سرخ و سیاه او را مناسب ترین فرد برای مقابله با انقلاب ایران یافت و او همان کسی که عامل واقعه ننگین روز ۱۵ خرداد شناخته شد. روح الله خمینی به (سید هندی) شهرت دارد. درباره انتساب او به هند حتی نزدیک ترین کسانش توضیحی ندارند، به قولی او مدتی در هندوستان بسر برده و در آنجا با مراکز استعماری انگلیس ارتباطاتی داشته است و به همین جهت به نام (سید هندی) معروف شده است. و یا به قولی در جوانی اشعار عاشقانه ای می سروده و به نام (هندی) تخلص می کرده است. و عده ای هم عقیده دارند چون تعلیمات او در هندوستان بوده از آن جهت فامیل هندی را انتخاب کرده است که از کودکی تحت تعالیم یک معلم بوده است. آنچه مسلم است شهرت او به نام غائله ساز ۱۵ خرداد در خاطر همگان مانده است. کسی که برای اجرای نقشه استعمار سرخ و سیاه علیه انقلاب ایران کمر بست و به دست عوامل خاص و شناخته شده خود علیه تقسیم املاک، آزادی زنان، ملی شدن جنگلها وارد مبارزه شد، خون بیگناهان را ریخت و نشان داد هنوز کسانی وجود دارند که حاضرند خود را صادقانه در اختیار توطئه گران و عناصر ضدملی بگذارند.» (۱)

اما برای آشنایی تفاوت این دیدگاه رسمی اعلام شده با دیدگاه درونی و پنهانی نظام حاکم متن سند و گزارشی که ساواک برای اطلاع مقامات درباره امام خمینی در ۲۸ خرداد ۱۳۴۲ تهیه کرده است به شرح زیر می آید:

«حاج آقا روح الله خمینی متولد خمین است که برای تحصیل به قم آمده و چند سال در قم تحصیل کرده سپس به اصفهان رفته و چند سال هم در آنجا تحصیل کرده است سپس به قم آمده و در محضر آقای حاج شیخ عبدالکریم یزدی به تحصیل اشتغال داشته مدتی هم تحصیل حکمت نموده ایشان مجتهد مسلم است. در علوم معقول و منقول بسیار وارد و متخصص می باشد. ابتدا در قم حکمت تدریس می کرد عده ای او را هو کردند ولی حاج شیخ عبدالکریم از او حمایت کرد و او را مامور تدریس فقه و اصول نمود و تدریس حکمت را به آیت الله قاضی تفویض کرد. پس از فوت حاج شیخ عبدالکریم مورد احترام مرحوم بروجردی بوده و در زمان مرحوم بروجردی از مدرسین درجه اول حوزه علمیه قم بوده است. شخصی است بسیار متین و کم حرف، ۶۳ سال سن دارد پدرش نیز از خمین و خیلی شجاع بوده است و بخاطر منازعه و اختلافی که با حاکم وقت داشته به دست حاکم آنجا کشته می شود. خودش هم مانند پدرش بسیار بی باک و شجاع است. آشنایی زیادی به علوم جدید و سیاست روز دارد. در سال های ۲۳ و۲۴ کتابی علیه اعلیحضرت نوشته است. همواره اهل مبارزه و سیاست بوده پنج سال قبل رساله نوشته و در مقام مرجع تقلید قرارگرفته و پیروانی هم دارد و داماد آقای حاج میرزا محمد ثقفی نوری از روحانیون تهران ساکن پامنار کوچه صدراعظم نوری است و سه فرزند دارد.»

روشن است که در تاریخ نگاری رسمی و یا وقایع نگاری آشکار، چون نویسنده احساس می کند امکان دارد مطلب وی بازتاب منفی برای او، نظام سیاسی، سیاستمداران و دیگران داشته باشد با احتیاط خاص سیاسی، امنیتی و تاریخی مطلب را می نگارد، امّا در مورد اسناد محرمانه و داخلی به دلیل ضرورت تصمیم گیری مناسب در برخورد با پدیده ها و حوادث سیاسی، ضروری است داده ها و اطلاعات از صحت و اتقان بیشتری برخوردار باشند. از این رو بخش قابل توجهی از واقعیات تاریخی عصر پهلوی و انقلاب اسلامی در اسناد دولتی و ساواک نهفته است که نوع ثبت حوادث آن دارای تفاوت ماهوی آشکار با تاریخ نگاری علنی است. گونه دیگر تاریخ نگاری درونی و مخفی در عصر پهلوی خاطره نویسی های محرمانه و یا نگارش وصیت نامه های سیاسی است که از برجسته ترین این خاطره نویسی ها می توان به وصیت نامه اردشیرجی (۲) و «یادداشت های اسدالله علم» اشاره کرد. اردشیرجی و اسدالله علم هر دو از موثرترین مقامات و سیاستگذاران عصر پهلوی اول و دوم بودند. هر دو نفر در متن حوادث بوده و به اسناد و اطلاعات بسیار مهم و محرمانه ای دسترسی داشتند. آنها از اصلی ترین مهره های تصمیم سازی و تصمیم گیری بودند هیچ تردیدی در گستره بی حد و حصر حوزه اقتدار هر یک از آنها، وجود ندارد. اردشیرجی که در اواخر عهد ناصرالدین شاه در کسوت یک روحانی زردشتی به ایران آمد انگلیسی هندی الاصلی بود که دوره های علمی و آکادمیک مختلف شرق شناسی و ایران شناسی را در دانشگاه آکسفورد انگلستان و همچنین «اینتلیجنت سرویس» گذرانده بود. او به عنوان پایه گذار و رییس سرویس جاسوسی انگلستان در ایران، وارد کشور شد. صرف نظر از فعالیت های گسترده وی در شکل دادن به لژهای فرماسونری و پیوند با کانونهای قدرت داخلی در جریان انقلاب مشروطه و تاثیرگذاری وی بر شرایط و مسایل سیاسی این عصر، هدایت و جریان سازی وی در حادثه کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ و سالهای بعد از آن اهمیت ویژه ای دارد. هم اینک نقش اردشیرجی در هدایت و اقناع سیاست خارجی انگلستان در جهت ضرورت به قدرت رساندن یک حکومت مقتدر مرکزی در ایران و لزوم پرهیز از اعمال سیاست مبتنی بر قرارداد ۱۹۱۹ لرد کرزن وثوق الدوله بر کسی پوشیده نیست.

در کنار آن، تعامل وی با کانونهای قدرت صهیونیستی از بدیهات تاریخ معاصر است. وی به دلیل تعلق به آن دسته از زردشتیانی که قرن ها قبل از ایران به هندوستان مهاجرت کرده و اسلام را به عنوان آیینی که سبب نابودی حکومت ساسانی شده و قدرت زردشتیان و موبدان را مضمحل کرده بود، می دانستند؛ با اسلام خصومتی آشکار و دیرپای داشت. بنابراین، تاثیر وی در اتخاذ سیاست های اسلام زدایی در عصر پهلوی اول در خور توجه است. او به فرزندش (شاپور جی) وصیت و توصیه کرد که وصیت نامه اش سالیان بعد به چاپ برسد. اما در شرایط تعارض منافع میان شاه و شاپور جی انتشار این اثر به عنوان وسیله ای برای باج خواهی و امتیازطلبی به کار می گرفت. اردشیرجی که تا سال ۱۳۱۲ ه.ش در ایران و در قید حیات بود، در وصیت نامه تاریخی خود حوادثی را ذکر نمود که با انتشار آن دیدگاه های تاریخی در مورد چگونگی شکل گیری و تداوم سیاست گذاریهای رژیم پهلوی را دچار تغییرات اساسی کرد.وی در قسمتی از وصیت نامه اش می نویسد:

«در وصیت نامه خود خواسته ام که این قسمت از خاطراتم حداقل سی و پنج سال پس از مرگم در اختیار فرزندم شاپور جی گذاشته شود و اگر در قید حیات نباشد در اختیار هیأت امنای «پارسی پانچایت» در بمبئی قرار گیرد که اقدام به انتشار آن نماید. گذشت این زمان را از بدین سبب قید می کنم که تا آن وقت شخصیتی را که این مشاهدات را درباره اش می نگارم جای پرافتخار خود را در زمره مردان تاریخ و کشورش احراز کرده است اعم از اینکه در قید حیات باشد یا چشم از جهان فرو بسته باشد. شاید کمتر کسی مانند من آنچانکه هست او را می شناسد و تا این اندازه با او مانوس و محشور بوده است بدون اینکه حتی نزدیکان او و کسان من از این قرابت آگاه باشند.

… در اکتبر ۱۹۱۷ بود که حوادث روزگار مرا با رضاخان آشنا کرد و نخستین دیدار ما فرسنگ ها دور از پایتخت و در آبادی کوچکی در کنار جاده «پیربازار» بین رشت وطالش صورت گرفت. رضاخان در یکی از اسکادریل های قزاق خدمت می کرد. در آن زمان لشکر قزاق در خراسان، مازندران و گیلان مستقر بود و قزوین، رشت، طالش، خوی، قره سو و تبریز از مراکز اصلی این نیرو بودند که تحت فرمان افسران روسی قرار داشتند و بطور کلی وظیفه شان حفظ آرامش در منطقه نفوذ روس و بویژه حفظ سلطنت قاجار بود. رضاخان سواد و تحصیلات آکادمیک نداشت ولی کشورش را می شناخت. ملاقاتهای بعدی من با رضاخان متجاوز از یکسال در نقاط مختلف بیشتر در قزوین و تهران صورت می گرفت. پس از مدتی که چندان طولانی هم نبود حس اعتماد و دوستی دوجانبه ای بین ما برقرار شد. او تا حدی ترکی و روسی را تکلم می کرد و به روانی به هر دو زبان دشنام میداد!

به زبانی ساده تاریخ، جغرافیا و اوضاع سیاسی اجتماعی ایران را برایش تشریح می کردم. او مایل بود سرگذشت مردانی برایش نقل کنم را که با همت خود کسب قدرت کرده بودند. اغلب تا دیرگاه به صحبت من گوش میداد و برای رفع خستگی من چای دم می کرد که می نوشیدیم. حافظه بسیار قوی و استعداد خارق العاده ای جهت درک رئوس و لُبّ مطالب داشت و آنها را به هم پیوند می داد و نتیجه گیری می نمود. از سوالاتش معلوم بود که به افق دورتری می نگرد و مایل است از اصول مملکتداری آگاه شود. هر چه بیشتر او را می دیدم و با روحیه و مکنونات قلبی اش آشنا می شدم برایم روشن تر می شد که رضاخان مرد سرنوشت است.»

… از لحاظ تعریف سیاسی، رضاخان اتوکرات است و اینکه در ایران ظواهر سیستم پارلمانی به چشم می خورد ناقض این حقیقت نیست زیرا ترکیب مجلس با نظر و تصویب نهایی شاه است و نه انتخاب مردم و رضاخان نیازی نداشت مجلس را به توپ ببندد. حتی بدون اینکه خودش متوجه باشد دارای سلیقه ای بود که قرن ها پیش افلاطون آن را نوع پسندیده ای از حکومت می دانست که عبارت بود از تامین امنیت و برابری در مقابل قانون و راهنمایی مردم در جهت آمال ملی.(۳)

علاوه بر وصیت مختصر اردشیر جی، یادداشت های روزانه اسدالله علم وزیر دربار پر نفوذ محمدرضا پهلوی از زمره تاریخ نگاری های غیر علنی مهم این دوره به شمار می رود. یادداشت های اسدالله علم در نوع خود از آثار تاریخی معاصر است که هنوز به لحاظ قرابت زمانی اهمیت آن شناخته نشده و بیشتر در محاق بی توجهی باقی مانده است. البته تصرفات نابجای مترجم و ویراستار در چاپ این یادداشت ها تا حدود زیادی به اعتبار کامل آن خدشه وارد کرده است. بهر حال،لازم است درباره آنها بصورت گسترده تری صحبت شود. هر چند اعتقاد نگارنده در مورد چگونگی طبقه بندی تاریخ نگاری درونی و مخفی سران رژیم پهلوی آن است که پس از نقد و طرح خاطرات شاه و اعضای خانواده سلطنت به بحث پیرامون یادداشت های علم بپردازیم ولی سبق زمانی و روند مطالب می طلبد این اثر به شکل کاملتری بررسی گردد.

امیر اسدالله علم کیست؟

امیر اسدالله علم فرزند محمد ابراهیم خان شوکت الملک در سال ۱۲۹۸ ه.ش در بیرجند به دنیا آمد. علم پس از اتمام تحصیلات ابتدایی و متوسطه به توصیه رضاخان به جای اعزام به اروپا در دانشکده کشاورزی کرج به تحصیل پرداخت. وی هر چند نتوانست تحصیلاتش را به اتمام برساند اما همیشه از او به عنوان مهندس کشاورزی یاد شده است. رضاخان که دخترش اشرف را به عقد علی قوام، پسر ابراهیم خان قوام الملک شیرازی یکی از چهره های برجسته آنگلوفیل درآورده بود به شوکت الملک علم وزیر پست و تلگراف و تلفن توصیه کرد که دختر قوام الملک را به عقد پسرش، امیر اسدالله درآورد و بدین گونه دو خانواده اصلی تحت حمایت انگلیس که در پیوند تنگاتنگی با آن قدرت بودند با یکدیگر وصلت نمودند. این در حالی بود که خانواده قوام بر جنوب ایران سیطره داشتند و خانواده علم بر شرق ایران حکومت می راندند. با این ازدواج و به خاطر ارتباط فامیلی ملکتاج علم و اشرف پهلوی، فرصت ارتباط و رفت و آمد گسترده ای به دربار برای اسدالله فراهم شد.(۴)

اجداد و پدران علم از هزار سال پیش بر منطقه شرق ایران حکومت می کردند و یکی از دلایل سیطره انگلستان بر هندوستان همجواری مرزهای هندوستان تحت اشغال بریتانیا با شرق ایران بود که در حوزه نفوذ خانواده علم قرار داشت. به ابتکار انگلیسیها پیوندهای عمیقی بین آنها و خانواده علم برقرار شد. بویژه آنکه بر اثر درگیریهای ایران و انگلیس بر سر مسأله هرات (۱۲۷۴ ه. ق. ۱۸۷۵ م) استراتژی انگلستان بر تقویت قدرت های محلی منطقه شرق ایران تعلق گرفت و در پی آن حکومت «قاین» به مرکز ثقل سیاست بریتانیا در منطقه تبدیل شد و با پول انگلستان یک ارتش محلی زیر فرمان شوکت الملک علم تشکیل گردید تا به صورت مشتی آهنین در منطقه نظم مورد نظر انگلستان را تامین کند و به صورت مانعی جدی در برابر توسعه طلبی های روسیه تزاری در رسیدن به آبهای گرم جنوب عمل نماید. این نقش تا مدتها تداوم یافت. در جریان قیام کلنل محمدتقی خان پسیان علیه قرارداد ۱۹۱۹ م که ایران را تحت الحمایه انگلستان درمی آورد، محمد ابراهیم خان علم به همراه نیروهای نظامی اش به ایفای نقش پرداخت. با روی کار آمدن رضاخان، شوکت الملک پیوندهای عمیقی را با رضاخان برقرار کرد و در چندین دوره، وزیر کابینه های مختلف عصر رضا خان بود. هماهنگی و پیوند انگلیسی ها با حاکم شرق ایران در حدی بود که سر دنیس رایت سفیر کبیر انگلستان در کتاب «انگلیسی ها در میان ایرانیان» می نویسد: انگلیسی ها این سعادت را داشتند که از دوستی امیر ابراهیم خان شوکت الملک برخ

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.