خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل چهل حدیث سیره علوی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل چهل حدیث سیره علوی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سرمقاله ؛ این بار حماسه ۲۷ خرداد و ۳ تیر
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سرمقاله ؛ این بار حماسه ۲۷ خرداد و ۳ تیر قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
14ساعت
39دقیقه
42ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سیمای امیرالمؤمنین علی علیه السلام از مسجد الحرام تا مسجد کوفه

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 80

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل سیمای امیرالمؤمنین علی علیه السلام از مسجد الحرام تا مسجد کوفه – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل سیمای امیرالمؤمنین علی علیه السلام از مسجد الحرام تا مسجد کوفه شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل سیمای امیرالمؤمنین علی علیه السلام از مسجد الحرام تا مسجد کوفه:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل سیمای امیرالمؤمنین علی علیه السلام از مسجد الحرام تا مسجد کوفه به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل سیمای امیرالمؤمنین علی علیه السلام از مسجد الحرام تا مسجد کوفه به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل سیمای امیرالمؤمنین علی علیه السلام از مسجد الحرام تا مسجد کوفه با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل سیمای امیرالمؤمنین علی علیه السلام از مسجد الحرام تا مسجد کوفه با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل سیمای امیرالمؤمنین علی علیه السلام از مسجد الحرام تا مسجد کوفه با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل سیمای امیرالمؤمنین علی علیه السلام از مسجد الحرام تا مسجد کوفه را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سیمای امیرالمؤمنین علی علیه السلام از مسجد الحرام تا مسجد کوفه :

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین، باری ء الخلائق اجمعین، و الصلاه و السلام علی
خاتم النبیین ابی القاسم محمد و آله الطاهرین «اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان
الرجیم ».

«یا ایتها النفس المطمئنه. ارجعی الی ربک راضیه مرضیه. فادخلی فی عبادی.
و ادخلی جنتی. » (۱)

عنوان سخنرانی امشب به طوری که همه شنوندگان محترم استحضار دارند «سیمای
امیر المؤمنین علیه الصلوه و السلام از مسجد الحرام تا مسجد کوفه است » سیمای رجال
معروف تاریخ بشریت را همشیه دو طایفه تحریف می کرده اند و بر آنها که می خواهند
سیمای واقعی رجال برجسته تاریخ را بنگرند، کار بسیار مشکل شده است دو طایفه ای که
پیوسته در تحریف سیمای واقعی مردان تاریخ بهر نیتی که بوده است کوشیده اند، یکی
دوستان و طرفداران افراطی و تندرو، و دیگری دشمنان کینه توز بوده اند. امیر
المؤمنین سلام الله علیه هم از این مشکل آسوده نبوده است و نیست و نمی دانیم که کی
از این گرفتاری آسوده خواهد شد، هم دوستان تندرو و طرفداران افراطی امیر المؤمنین
علیه السلام سیمای مقدس او را تحریف کرده اند، و هم دشمنان کینه توز. البته از
دشمنان کینه توز نباید خیلی گله مند بود و بیشتر گله ما از خود ما است، یعنی از
دوستان تندرو و افراطی، و هنوز هم این مشکل یکی از مشکلات بسیار اساسی و مهم مذهب
شیعه می باشد که واقعا شیعه در بصیرت و بی طرفی و آشنایی به حقایق مذهب بسیار
متعالی و مقدس خود بجایی برسد که در تایید آن به امور موهوم و ضعیف و بی اساس و
بی بنیاد، توسل و تمسک نجوید، و بهمان مقدار حرف حساب مورد اتفاق و محکم و مستدل که
دارد قانع شود و بداند که همانها او را کفایت است.

بااینکه توجه دارید که برنامه سخنرانی امشب من از کجا تا کجا است و مگر
لطف و عنایت و توفیق «آن خدایی که بنده خود را در شبی از مسجد الحرام به مسجد
الاقصی برد» (۲) شامل حال بنده ای بسیار ناتوان و ضعیف شود، و او را از
مسجد الحرام تا مسجد کوفه برساند، و الا دامنه سخن بسیار وسیع است، در عین حال
ناچارم در مقدمه عرایض خود بعنوان تذکر اشاره کنم که چه مطالب بی اصل و بی اساس، و
گاهی مشتمل بر غلوو افراط و شرک و انواع این قسمتها، حتی در کتابهای شیعه نوشته شده
و نوشته می شود آنهم برای چه؟ برای اثبات یا تایید مطلبی که از آفتاب جهان تاب
روشن تر است و هیچ نیازی به این تشبثات و تمسکات جاهلانه نداشته است و ندارد. اکنون
توجه کنید که در کتابها برای اثبات اینکه علی علیه السلام مرد خوبی است، و مخالفین
او مردم بدی بوده اند، چه سنخ سخنانی گفته و نوشته اند، کسانی که به حساب
ابجدی (۳) آشنایی دارند، تدریجا با بنده مساعدت کنند تا این نوشته را
بخوانم. حسابی است که حروف ابجد تا «طا» را برای آحاد میگیرند، «الف » یک، «ب » دو،
«ج » سه و همینطور بترتیب تا نه، و نه حرف دیگر را مربوط به عشرات می دانند، «ی »
ده، «ک » بیست،«ل » سی و بهمین ترتیب تا نود، و بقیه حروف را هم مربوط به مآت
می گیرند، یعنی صدها، و ازقاف شروع می شود «ق » صد«ر» دویست،«ش »سیصد، و بهمین
ترتیب تا نهصد، حرف آخر هم که «غ » باشد هزار است.

می گویند و کاش نمیگفتند و کاش من هم نمیگفتم(منتهی چون در کتابها نوشته
شده و از دست در رفته است و هم برای توجه دادن باینکه مبنای مذهب مترقی و مستدل
شیعه امامیه اثنی عشریه از اینگونه تمسکها مقدس و منزه و مستغنی است ناچار اشاره
میکنم به آنچه گفته اند) که:

«علی » سه حرف دارد: عین هفتاد، لام سی، یاء ده، و جمع آن میشود یکصد و
ده: کلمه «یمین » هم چهار حرف دارد که مجموع آنها میشود یکصد و ده، پس این دلیل
میشود که «اصحاب علی اصحاب یمین اند».

حرف دیگر:«علی »یکصد و ده، و «نمک » نیز یکصد و ده، پس «نشناخت نمک هر
که علی را نشناخت ».

حرف واهی دیگر:«علی » یکصد و ده، و کلمه «طاق » هم یکصد و ده، اشاره به
آنکه علی در میان تمام مخلوقات الهی طاق است و بی نظیر، ذاتا و صفه.

حرف دیگر:«علی » یکصد و ده،کلمه «مسیح » نیز یکصد و ده، اشاره به آنکه
حقیقت ذکر و تسبیح جز از آن بزرگوار سر نزد.

«علی » یکصد و ده،کلمه «بحق » نیز یکصد و ده(حق تنها نمیشده، لذا یک
«ب » هم اضافه کرده اند)اشاره به آنکه «علی مع الحق و الحق معه ».

«علی بن ابی طالب » دویست و هفده «نایب مناب نبی » هم دویست و هفده پس
این دلیل است که علی نایب مناب پیغمبر است.

«علی بن ابی طالب » یکصدو شصت و پنج، و کلمه «عطوف » هم یکصدو شصت و
پنج، پس دلیل می شود که باید عطوفت را تنها از علی انتظار داشت.

کلمه «شیعه » بحساب ابجد سیصد و هشتاد و پنج، و کلمه «فرقه » هم نیز
سیصد و هشتاد و پنج پس دلیل قطعی است بر اینکه «فرقه ناجیه » پیروان علی بن ابی
طالب اند.

«حب علی بن ابی طالب » بحساب ابجد، دویست و بیست و هفت، و «دین
الاسلام » هم دویست و بیست و هفت پس معلوم می شود که دوستی علی رکن دین اسلام است.

کلمه «یزید» می شود سی و یک، کلمه «بی حیا» هم می شود سی و یک، پس معلوم
شد که یزید مردی است بی حیا.

«ابن زیاد» می شود هفتاد و پنج، «زنازاده » هم میشود هفتاد و پنج، پس
ثابت شد که او ولد زنا است. (۴)

آیا روح مقدس امیر المؤمنین علیه السلام از اینگونه استدلالها و
طرفداریها رنج نمی برد؟ و آیا این جور حرف زدن و استدلال، یا حتی بعنوان سرگرمی هم
این قبیل مطاب را گفتن و در کتابها نوشتن، حرفهای استدلالی شیعه را در نظر غیر شیعه
سست و واهی و تعصب آمیز و بر خلاف مبنای حق و حقیقت نشان نمیدهد؟

در اشعاری هم که درباره امیر المؤمنین سلام الله علیه گفته شد، مثل نوع
اشعاری که درباره ائمه طاهرین یا بلکه شخص رسول خدا گفته و نوشته شده بهمین اشکال
گرفتاریم و این اشعار نیز یکی از مشکلات ما شده است، چه، میدانیم که کار(رعایت
تقوی) بسیار مشکل است، و بسیاری از اشعار که میخوانیم و ثواب می بریم، گناه
است بلکه شرک است، و شاید قرنها است که شیعه از محمد بن ادریس شافعی سپاسگزاری کرده
است که او درباره امام ما (علی بن ابیطالب علیه السلام) گفته است.

لو ان المرتضی ابدی محله لخر الناس طرا سجدا له کفی فی فضل مولانا علی
وقوع الشک فیه انه الله و مات الشافعی و لیس یدری علی ربه ام ربه الله

اما بند امشب، بجای تشکر، از شافعی گله میکنم که چرا چنین سخنی بر زبان
آورده؟!من هرگز نمی گویم:

و مات الایتی و لیس یدری علی ربه ام ربه الله

چه بنده نیک میدانم که علی علیه السلام خدای من نیست، و میدانم که علی
علیه السلام پیغمبر من هم نیست، بلکه امام من است، بنظر من نباید به شافعی حق حساب
داد که چنان گفته است، چه این شعر منسوب به او گفتاری است بی ربط و شرک آمیز.

شاعر فارسی زبان (۵) ما گفته است:

امر «کن » امری از امور علی است آنچه غیب است در حضور علی است مخرج جزء
و کل ایجاد است آسمان کسری از کسور علی است کهکشان فلک که رفته بلند شاخ و برگی ز
نخل طور علی است

و نیز همین شاعر گوید:

هم قضا هم قدر علی است علی خالق خیر و شر علی است علی فاعل ماض و حال و
استقبال مصدر ما صدر علی است علی آنکه می خواستش کلیم الله بیندش یک نظر علی است
علی

تا آنکه می گوید:

از دل نخل طور آگه اوست قائل «اننی انا الله »او است

نیز همین شاعر همشهری بنده درباره علی علیه السلام می گوید:

گه سرتاج و سروری دارد گه بقنبر برابری دارد پای بردوش هرکه بگذارد او
نشان پیمبری دارد (۶)

معاذ الله اولا چه جسارتی به مقام مقدس رسالت، و بعد هم چه حرف غلط و
بی ربطی!! نه، اینطور نیست که علی علیه السلام پای روی دوش هرکه بگذارد، او پیغمبری
شود، معاذ الله که پاگذاشتن علی روی شانه خاتم انبیاء تاثیری در نبوت آنحضرت داشته
باشد.

دیگری گوید:

سایه پیغمبر ندارد هیچ میدانی چرا آفتابی چون علی در سایه پیغمبر
است

البته این شعر با همه افسانگی، بهتر است از آن حرف مسخره ای که یکی از
نویسندگان مردم پسند خوب (بیش از این توضیح ندهم شاید بهتر باشد) در کتاب خود نوشته
است که: پیغمبر که سایه نداشت، میدانید چرا؟ برای آنکه خدای متعال سایه پیغمبر را
ذخیره کرد برای روز قیامت، تا مردم در سایه پیغمبر آسوده باشند، یعنی این سایه را
خدا اینجا خرج نکرد تا بدرد آنجا بخورد! خوب حرفی است! دین اگر بر منبای این جور
حرفها باشد، رفتنی است.

بنده همان طور که از شافعی گله کردم، از نظر مذهبی حتی از ابن ابی
الحدید شارح نهج البلاغه هم که خودم بارها از او تشکر کرده ام، گله میکنم که در این
شعر خود خطاب به علی علیه السلام میگوید:

تقبلت افعال الربوبیه التی عذرت بها من شک انک مربوب (۷)

یعنی:شما که علی هستید، آن قدر کارهای بزرگ خدایی کردی، و بعبارت دیگر
آنقدر خدامنشی و خدا مآبی نشان دادی که اگر کسی در مخلوق بودنت شک و شبهه کند، در
نظر من معذور است.این گفتار ابن ابی الحدید است ، اما بنظر بنده اینطور نیست چه اگر
کسی در مخلوق بودن علی شک کند، یا او را خدا یا پیغمبر بداند، کافر است و هیچ معذور
نیست. بنده در این مجلس نیز گله می کنم. از اشعار آن مرد بزرگواری که شاید با کمال
حسن نیت گفته است، و شاید یکدنیا ثواب هم برده باشد، اما ما روی مبانی ثابت و قطعی
مذهبی نمی توانیم گفتار وی را حرف حسابی و درستی بدانیم، این شخص راجع به آن ساعتی
که فاطمه بنت است مادر امیر المؤمنین علیه السلام کودکش را روی دست گرفته بود و از
کعبه بیرون می آمد، میگوید:

هذه فاطمه بنت اسد اقبلت تحمل لاهوت الابد

یعنی چه؟! همان شخص، بالاتر از این هم گفته است:

نخ التابید من نفی تری و ارانا وجهه رب العلی لیت موسی کان فینا فیری ما
تمناه بطور مجهدافانثنی عنه بکفی معدم (۸)

یعنی:موسی که در کوه طور گفته است: خدایا، خودت به من نشان بده تا بتو
بنگرم و خدا به وی پاسخ داده که:

«هرگز مرا نخواهی دید» (۹) ، این « هرگز مرا نخواهی دید» تا
وقتی بود که علی روی دست مادرش ظاهر نشد، اما حالا نسخ شد و پس از این هر کس بخواهد
می تواند خدا را ببیند، آیا خدا برای این قبیل اشعار در روز حساب، چه حسابی باز
خواهد کرد؟ خودش میداند،ولی ما روی اصول و مبانی مسلم مذهبی نمیتوانیم و حق نداریم
که اینها را باور کنم و ترویج نمائیم.

البته باید توجه داشت که بنده در عنوان عرایض خودم سخنی از دوستان
افراطی و شیعیان تندور امیر المؤمنین صلوات الله علیه و سلام علیه بمیان آوردم و
نباید برای ما توهمی پیشآید که این تندرویها، و از حرف حساب گذتشن و بحرفهای
بی حساب تمسک جستن، این کارها فقط مال شیعه است، نه، انصاف این است که کار غیر شیعه
در این باب دشوارتر است. بنده اینجا یک مثال می آورم تا نمونه باشد چه مجالی برای
تفصیل نیست و کار ما زیاد است:

در کتاب «الغدیر» (مجلد اول ص ۲۹۳) از کتاب «عمده التحقیق » عبیدی
مالکی(ص ۱۵۴) نقل شده است که رسول خدا صلی الله علیه و اله وقتی به معراج رفت، وقتی
به مقام «قاب قوسین او ادنی » (۱۰) رسید، وحشتی او را فرا گرفت،
ناراحت شد، نگران شد، ترس و نگرانی و اضطراب خاطری پیش آمد، ناگهان صدای ابوبکر را
شنید و دلش آرام گرفت، و با آواز او مانوس شد، حاصل از این قبیل حرفها کتابها پر
است، و نباید کسی تصور کند که این سخنان بی اساس، یا گفتارهای مبنی بر مزاح و
سرگرمی انحصاری به شعیه دارد، میان تمام مذاهب بوده است و هست.

بنده امشب تحت عنوان علم امیر المؤمنین، یا زهد امیر المؤمنین، یا تقوای
امیر المؤمنین، یا شجاعت، یا حتی جهاد، یا اخلاص، یا صراحت لهجه امیر المؤمنین تحت
این عناوین مقدس نمی خواهم چیزی عرض کنم، عرایض من پابپای جریان تاریخ پیش می رود و
البته میدانید که ناچارم به مطالب اشاره کنم، و آنچه خدا بخواهد و نصیب این محضر
باشد، شما از نام مقدس امیر المؤمنین علیه لاسلام و ذکر مطالب مربوطه، و شناسایی و
آشنایی بیشتری به سمای آن بزرگوار، از راه این گفتار فیض ببرید، بنده با احترام
بسیار فراوانی که برای این محضر و این شنوندگان قائلم و باید قائل باشم و پیش از
کسانیکه چاپ شده سخنرانی را خواهند خواند، حق شنوندگان محترم را رعایت کنم، ولی
البته بمن حق میدهید که مقداری هم حق کسانی را که بعد از این جزوه انتشار یافته را
میخوانند رعایت کنم، یعنی در عین اینکه سخنرانی است، رساله ای است، کتابی است،
منتهای کتابی در حدود ۲۰ یا ۲۲ صفحه، چیزی کمتر یا بیشتر، در نشان دادن سیمای امیر
المؤمنین علیه الصلوه و السلام.

مطلب دیگری که عرض آن برای من و شما مفید است و وقت ما را برکت میدهد
این است که من منابع و ماخذ تمام آنچه را عرض میکنم، حتی مطالبی را که تاکنون
گفته ام، یادداشت کرده ام، و با خود آورده ام، اما در بین سخنرانی منابع و مآخذ را
مگر احیانا ذکر نخواهم کرد و در پاورقی جزوه ای که بچاپ میرسد نوشته خواهد شد.

ولادت امیر المؤمنین علیه السلام

نوشته اند که علی بن ابی طالب علیه السلام، چهارمین پسر حضرت ابیطالب،
یعنی بعد از طالب، و بعد از عقیل، و بعد از جعفر سه برادرش، در حدود سی سال پس از
واقعه فیل در مکه معظمه، از مادری بزرگوار و با شخصیت و نامدار در تاریخ اسلام،
بنام فاطمه دختر اسد بن هاشم بن عبد مناف تولد یافت.ولادلت امیر المؤمنین در مکه
قطعی تاریخ است. بسیاری از ارباب سیر و تواریخ هم ولادت امیر المؤمنین سلام الله
علیه را در خانه کعبه نوشته اند، (۱۱) با توجه باینکه ما نمیخواهیم
شخصیت علی علیه السلام را بر این جور مطالب مبتنی بدانیم، علی علیه السلام در کعبه
متولد شده باشد، بسیار خوب، نشده باشد هیچ عیبی ندارد. تاریخ ولادت آن بزرگوار را
بیشتر ۱۳ رجب، و روز جمعه نوشته اند. برخی هم تصریح کرده اند که نه پیش از علی و نه
بعد از او کسی در کعبه تولد نیافته است. از مستدرک حاکم نقل شده که روایات مربوط به
ولادت علی علیه السلام در کعبه معظمه متواتر است (۱۲) .

از شش سالگی تا ظهور اسلام

علی علیه السلام در خانه پدرش ابیطالب و مادرش فاطمه بنت اسد به حدود شش
سالگی رسید، در این تاریخ که سن رسول خدا چیزی از سی سال گذشته بود، پیشامدی شد،
یعنی در مکه قحطی و گرسنگی و گرانی پیش آمد، و به تعبیر من، خدا وسیله ای درست کرد
برای هفت سال بعد، و چنانکه بچه ها را در حدود شش یا هفت سالگی بمکتب میفرستند، خدا
هم فکر مکتب علی را از حالا داشت، و چون گرسنگی پیش آمد، رسول خدا با عموی خود عباس
آمدند حضور ابیطالب و پیشنهاد کردند که چون شما در مضیقه زندگی هستید، اجازه دهید
ما هر کدام یکی از فرزندان شما را ببریم. ابوطالب گفت: عقیل را برای من بگذارید، و
دیگر اختیار با شما است. عقیل در این موقع ۲۶ ساله بود، جعفر ۱۶ ساله، و علی ۶
ساله. جعفر ۱۶ ساله را عباس برد، و علی ۶ ساله را رسول خدا، و از این تاریخ علی شد
بچه پیغمبر، و فت بمکتبی که خدا برای او فراهم ساخته بود، و در حدود هفت سال با
پیغمبر و در خانه رسول خدا زندگی کرد تا بعثت رسول خدا پیش آمد (۱۳) .

اینجا نکته ای است که ابن ابی الحدید معتزلی آنرا متعرض است، وی بعداز
نقل این مطلب از احمد بن یحیی بلاذری، و ابو الفرج علی بن حسین اصفهانی صاحب
کتاب «مقاتل الطالبین » میگوید: این مطلب که علی هفت سال پیش از بعثت را در خانه
رسول خدا زندگی کرده است، مطابق است با آنچه خود علی میگفت که من پیش از آنکه احدی
از امت خدا را پرستش کند، هفت سال خدا را پرستش کرده ام.

و نیز میگفت که هفت سال بود که آواز فرشته را می شنیدم و روشنی را
می دیدم و هنوز رسول خدا مبعوث نگشته بود و خاموش بود و اذن تبلیغ نیافته بود. بعد
بیان میکند (و درست هم میگوید) که پس از بعثت که هفت سال فاصله نشد که دیگری اسلام
نیاورد و علی تنها باشد، آن هفت سالگی که علی دوره خداشناسی خود را با رسول خدا
بیان میکند که جز آن دو کسی نبوده است، همین دوره هفت ساله پیش از بعثت است.

از رسول خدا هم روایت شده است که فرمود:فرشتگان خدا هفت سال بر من و علی
درود میفرستادند، چه شهادت به یگانگی خدا جز از من و علی به آسمان بالا نمیرفت
(۱۴)
.

خود امیر المؤمنین علیه السلام در یکی از خطبه های نهج البلاغه می گوید:

«و لقد کنت اتبعه اتباع الفصیل اثر امه، یرفع لی فی کل یوم من اخلاقه
علما، و یامرنی بالاقتداء به » (۱۵) .

یعنی:چنانکه بچه بدنبال مادرش میرود، پیوسته پیرو رسول خدا بودم، و هر
روز درسی از فضایل اخلاقی بمن می آموخت، و مرا دستور می داد تا به وی اقتدا کنم »
این سخن هم (۱۶) مربوط بهمین دوره هفت ساله است.و نیز علی میگفت:«منم
بنده خدا، و برادر رسول او، و منم صدیق اکبر، نمیگوید این سخن را پس از من، مگر
دروغگوی دروغ پردازی، هفتسال پیش از همه مردم با رسول خدا نماز گزاردم » (۱۷)
.

(آغاز بعثت و مبادرت امیر المؤمنین به اسلام و نماز)

رسول خدا مبعوث شد و علی علیه السلام دومین نفری بود که اسلام را
پذیرفت، و زید بن حارثه آزاد شده پیغمبر سومین نفر (۱۸) .

مقریزی پس از آنکه هشت نفر سابقین به اسلام را نام برده است، علی علیه
السلام را نام می برد و می گوید: باید علی را از حساب سبقت به اسلام خارج دانست، چه
علی هرگز مشرک نبود تا روزی موحد شود و تاریخی برای موحد شدن او پیدا کنم، او
پیوسته موحد و خداشناس بود مانند رسول خدا صلی الله علیه و آله (۱۹) .

علی علیه السلام روز دوم بعثت رسول خدا، یعنی اولین روز تشریع نماز
نخستین روزی که خدا دستور نماز را برای پیغمبرش فرستاد و رسول خدا نماز گزارد، در
همان روز علی علیه السلام بعد از خدیجه علیه السلام نماز خواند (۲۰) .

رسول خدا برای نماز به دره های مکه میرفت و علی را با خود همراه می برد
و باهم نماز می گزاردند و شب که می شد برمی گشتند.روزی برای اولین بار حضرت ابیطالب
پسر خود را دید که با پسر عموی خود مشغول نمازند، اول مقداری با رسول خدا صحبت کرد
و سپس به علی گفت:پسرجان، چه کار میکنی؟ گفت: پدر من اسلام آورده ام و برای خدا با
پسر عموی خویش نماز میگزارم، ابیطالب گفت: از وی جدا مشو که البته ترا جز به خیر و
سعادت دعوت نکرده است (۲۱) این جمله هم در تاریخ زندگانی حضرت ابوطالب و
جمله هایی مانند این، بسیار پرقیمت است).

ابن عباس میگوید: نخستین کسیکه با رسول خدا نماز گزارد، علی بود.روز
دوشنبه رسول خدا بمقام نبوت برانگیخته شد، و از روز سه شنبه علی نماز خواند
(۲۲)
.

ابو عبسه سلمی(که چهارمین مرد مسلمان و برحسب شواهدی که من دارم، ظاهرا
پیش از ابوبکر هم اسلام آورده است، منتها چون نه خلیفه شد و نه مدیر کل نه قاضی شد
و نه استاندار نام او افتاده است به آخرها، همانهائی که گفته اند اگر کسی فلان
صحابی را دشنام دهد باید او را کشت، اگر کسی صد دشنام به ابوعبسه سلمی بدهد باکی
ندارد و اشکالی در کار نیست) این مرد میگوید: در آغاز بعثت رسول خدا نزد وی رفتم و
گفتم: امر خود را برای من وصف کن چه میگویی و چه ادعائی داری؟ آنگاه که امر خود را
برای من وصف کرد به وی گفتم کسی هم با تو همراه است، کسی تا حال حرف تو را قبول
کرده است؟ فرمود: آری، زنی و کودکی و غلامی، یعنی(امت من حالا همین سه نفرند،یک زن
یک کودک یک غلام)خدیجه، علی،و زید بن حارثه (۲۳) .

در روایت دیگر همین عمر بن عبسه سلمی که از قبیله بنی سلیم است
میگوید:برسول خدا گفتم: خدا ترا به چه چیز مبعوث کرده است؟(در اینجا رسول خدا اسلام
را در این چند کلمه خلاصه کرد و)گفت:

«بان یعبد الله و لا یشرک به شی ء و تحقن الدماء و توصل الارحام ».

«خدا مرا فرستاده است که دعوت کنم تا او بتنهائی پرستش شود و روابط
خانواده ها بر اساس محبت و مهربانی و صله رحم استوار باشد» گفتم: که با تو هست؟ در
این روایت فرموده:آزادی و برده ای (۲۴) .آزاد یعنی علی،و برده یعنی زید
بن حارثه.

عفیف کندی (۲۵) صحابی میگوید: از یمن به مکه آمدم و بر عباس
بن عبدالمطلب وارد شدم، حدود ظهری بود که به مسجد الحرام رفتم و دیدم جوانی آمد و
رو به کعبه ایستاد به آسمان نگریست، آنگاه مشغول نماز شد و رکوع و سجود کرد و پس از
آن پسری هم آمد و پهلوی راست آن جوان به وی اقتدا کرد و اندکی بعد زنی هم آمد
پشت سر آن جوان بنماز ایستاد و باو اقتدا کرد و رکوع کردند و به سجده رفتند، از
عباس بن عبدالمطلب پرسیدم که این چه داستانی است؟این چه کاری است که اینها انجام
میدهند؟راستی امر عظیمی است گفت آری امری است عظیم اینها را میشناسی؟ گفتم نه.گفت
این جوان براد زاده من محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله و سلم و این پسر برادر
زاده دیگرم علی بن ابیطالب است و این زن خدیجه بنت خویلد همسر محمد است، محمد
میگوید:من پیامبر خدایم و این دو نفر هم به او ایمان آورده اند و اکنون دارند برای
خدا نماز می گزارند (۲۶) .

علنی شدن دعوت،آغاز فداکاری

ازاینجا میتوانم عرایض خود را تحت عنوان «آغاز فداکاری علی بن ابیطالب »
دنبال کنم. نوشته اند موقعیکه رسول خدا میرفت و در مقابل کبعه نماز می گزارد.و این
هنگامی بود که مامور شد تا دعوت خویش را علنی کند.و آشکارا با زجرها و شکنجه ها
بسازد و آنها را بی پروا تحمل کند، تا مردم به دعوت نو و دین جدید او آشنا شوند،
بسا که در حال نماز پیغمبر را اذیت میکردند و رسول خدا ناچار دو نفر مستحفظ
داشت:یکی علی بن ابیطالب، و دیگری زید بن حارثه، که گاه با هم و گاه بنوبت، رسول
خدا را در حال نماز محافظت میکردند (۲۷) .

(سال چهارم بعثت:و تعیین علی بعنوان خلیفه)

شاید بنظر شما خیلی زود باشد که بگویم «خلافت علی »ولی ناچاریم که
بگوئیم در سال سوم(یا چهارم) بعثت،عنوان «خلافت »امیر المؤمنین علیه السلام بمسلمین
ابلاغ شد.و آن هنگامی بود که آیه ای باین صورت بر رسول خدا نازل شد:

«و انذر عشیرتک الاقربین » (۲۸) .

یعنی:خویشان نزدیکتر خود را از این دعوت با خبر کن و آنان را بیم ده و
با آنها سخن بگو. رسول خدا بنی عبد المطلب را که در حدود چهل مرد یکی کم، یا یکی
زیاد بودند، دعوت کرد و به آنها ناهاری داد و آن روز نشد سخن بگوید،روزی دیگر آنها
را دعوت کرد و چهل نفرد مرد نیرومند را از خوراک مختصری سیر کرد و بعد با آنها سخن
گفت و دعوتشان کرد(که جز برنامه من نیست و مجال عرض آن هم نیست)و در پایان سخن به
آنان گفت:

«فمن یجیبنی الی هذا الامر ویوازرنی علیه و علی القیام به،یکن اخی و
وصیی و وزیری و وارثی وخلیفتی من بعدی » (۲۹) .

از همین روز اول کدام یک از شما عموها و عموزادگان حاضرید که مرا در این
راه کمک دهید(راه این بود که دنیا باور کند که خدای جهان یکی است،و محمد فرستاده
اوست)و هرکس این کار را انجام دهد،برادر من،و وصی من،و وزیر من،و وارث من، و جانشین
من پس از من خواهد بود؟علی علیه السلام میگوید:من که از همه بچه تر بودم،برخاستم و
گفتم:

«انا یا رسول الله اوازرک علی هذا الامر».

ای رسول خدا! من خود حاضرم تو را در این راه یاری دهم.فرمود بنشین،آنگاه
سخن خویش را تکرار کرد و کسی بر نخاست و من برخاستم و گفتم:من خود آماده ام،فرمود
بنشین،و سخن خویش را تکرار کرد،بار سوم برخاستم و گفتم:یار سول الله،من برای یاری و
همراهی آماده ام، پس گفت:

«اجلس فانت اخی و وصیی و وزیری و وارثی و خلیفتی من بعدی ».

«بنشین که توئی برادر من،و وصی من،و وزیر من،و وارث من،وخلیفه من بعد از
من ».

(سال هفتم بعثت و شعب ابی طالب)

در اول محرم سال هفتم بعثت رسول خدا،بنی هاشم و بنی مطلب بن عبدمناف
ناچار شدند برای حفظ جان خود و جان پیغمبر در مقابل عهدنامه ای که قریش علیه
بنی هاشم نوشتند و در کعبه نهادند همداستان شوند،و در شعب ابی طالب(یعنی همان
دره ای که به «شعب ابی طالب »نامیده شده محصور و گرفتار باشند،و تا نیمه رجب سال
دهم بعثت،یعنی در حدود سه سال و شش ماه،بنی هاشم و بنی مطلب ابن عبد مناف در آنجا
بسیار گرفتار،و در مضیقه نان و وسائل زندگی و با مشکلات اقتصای و مصائب دیگر
دست بگریبان بودند.در همین دوره سه سال و نیم است(که طبق مدارکی که عرض کردم نوشته
خواهد شد) (۳۰) ابوطالب شبها چند ساعتی که از شب می گذشت،نمی گویم هر
شب،شبهایی پیغمبر را از جای خودش بلند می کرد و می برد در جای دیگر می خواباند،و
آنگاه پسرش علی را می آورد و در بستر پیغمبر می خوابانید،تا اگر کشته شود،علی کشته
شود نه رسول خدا (۳۱) .

(سال چهاردهم بعثت و لیله المبیت)

مقدمات هجرت رسول خدا به مدینه(یعنی یثرب که پس از هجرت رسول خدا«مدینه
الرسول »و بعدها به تدریج «مدینه »نامیده شد) بعد از سیزده سال دعوت و مجاهدات
فراهم گشت،شبی که رسول خدا دستور یافت تا از مکه بمدینه هجرت کند،به علی فرمود که
باید در بستر من بخوابی، علی به جای رسول خدا خوابید و آن شب که شب اول ربیع الاول
سال چهاردهم بعثت بود،«لیله المبیت » است (۳۲) ،و در همین شب آیه ای
درباره علی نازل گشت که جزء آیات(مربوط به آن حضرت)اشاره خواهم کرد (۳۳)
.

(شب هجرت و بت شکنی)

اینجا مطلبی است(قابل توجه)آنچه در بیشتر مدارک و مآخذ و روایات وارد
شده این است که رسول خدا پیش از هجرت،یا در همان شب هجرت چنانکه در بعضی مآخذ تصریح
شده (۳۴) ، یا شبی از شبهای پیش از هجرت(بدون تعیین) (۳۵) به
علی علیه السلام گفت:بیا برویم،و علی علیه السلام را با خود برد و به کعبه در
آمد،آنگاه به علی علیه السلام گفت:بنشین.علی علیه السلام نشست و رسول خدا روی شانه
علی علیه السلام بر آمد،و چون علی علیه السلام از برداشتن رسول خدا خود را ناتوان
نشان داد،رسول خدا پایین آمد و نشست و به علی علیه السلام گفت:تو روی شانه من سوار
شو.پس علی علیه السلام روی شانه رسول خدا سوار شد و مقداری از بتهای کعبه را از جا
کندند و درهم شکستند و آنگاه رفتند و در میان خانه های مکه پنهان شدند،تا قریش
ندانند(که این کار را که انجام داده است.اصل این قضیه که در مدارک و مآخذ متعدد
وارد شده، مربوط به قبل از هجرت است،و بعد هم اشاره ای خواهد شد.

(هجرت امیر المؤمنین به مدینه)

علی علیه السلام، سه روز در مکه ماند،ماموریتهائی که رسول خدا به او
داده بود انجام داد،هر امانتی را که پیش پیغمبر بود بصاحبش رساند،و هر حسابی که
رسول خدا با مردم مکه داشت،همه را تصفیه کرد(در این موقع مسلمانها همگی هجرت کرده
بودند و کسی نبود که علی علیه السلام را حماتی کند،پس با چه جراتی در مکه ماند؟!
این خودش حسابی است)و بعد از سه روز زنهائی را که مانده بود حرکت داد و رفت و در
محله «قباء» بر رسول خدا وارد شد. در ماخذ معتبری نوشته اند که وقتی علی علیه
السلام وارد مدینه شد،پاهای وی مجروح شده بود،و رسول خدا او را دید و در آغوش کشید
و گریست و اظهار تاثر کرد و از فداکاری وی تقدیر نمود. (۳۶) .

(برادری امیر المؤمنین با رسول خدا)

در همان سال اول هجرت بود که رسول خدا یکبار میان مهاجران،و یکبار دیگر
میان مهاجر و انصار برادری برقرار ساخت،در مرتبه اول این مهاجر و آن مهاجر را باهم
برادر قرار داد،و در نوبت دوم یکی از مهاجرین و یکی از انصار را.ابن اثیر می نویسد
که در هر دو نوبت رسول خدا به علی علیه السلام گفت:

انت اخی فی الدنیا و الاخره.

«تو هم در دنیا و هم در آخرت برادر منی » (۳۷) .

(سال دوم هجرت و دستور جهاد)

سال دوم هجرت پیش آمد که «سنه الامر» باشد، و دستور نبرد و قتال و
ایستادگی و زد و خورد در مقابل دشمن رسید. در اوائل این سال(یا اواخر سال قبل)
ازدواج علی علیه السلام با فاطمه زهراء سلام الله علیها دختر رسول خدا صلی الله
علیه و آله و سلم روی داد(اینجا مطالبی است که ناچار باید به اشاره مختصر برگزار
کرد و گذشت).

در این سال غزوه «ودان » (۳۸) پیش آمد، (غزوه که
میگوئیم،یعنی لشکر کشی چه در این لشکر کشی جنگی و نبردی و زد و خوردی بوده باشد یا
همان لشکر کشی تنها باشد بدون زد و خورد،و معنی غزوه، هیچ این نیست که باید نبردی و
زد و خوردی و کشتاری در کار بوده باشد)در سال دوم غزوه «ودان » ( غزوه ابواء) پیش
آمد و علی علیه السلام هم با رسول خدا صلی الله علیه و آله همراه بود.

در غزوه «بواط » (۳۹) نیز علی همراه رسول خدا بود.

در غزوه «سفوان » (۴۰) که «بدر اول » نیز می گویند،علی همراه
رسول خدا است.

در غزوه «ذو العشیره » (۴۱) نیز همراه رسول خدا رهسپار جهاد
بوده است،در همین غزوه است که عمار یاسر میگوید: من و علی روی خاک خوابیده بودیم که
رسول خدا بر سر علی ایستاد و گفت:

«و ما لک یا اباتراب »؟

«ای ابوتراب،تو را چه میشود؟»و از آن روزی که این کنیه، یعنی «ابوتراب »
بر لسان مقدس رسول خدا جاری شد، برای علی علیه السلام علم گردید.در همین غزوه «ذو
العشیره » چنانکه در مآخذ معتبره نوشته اند: هنگامی که رسول خدا علی را از روی خاک
بلند کرد، به علی و عمار چنین گفت: شما را به دو اشقی، یعنی به دو مرد از همه
بدبخت تر، خبر ندهم؟ یکی کشنده شتر صالح، و یکی هم آن مردی که بیاید و سر تو را با
شمشیر بشکافد، و ریش تو را از آن رنگین کند (۴۲) اشاره بود به شهادت
امیر المؤمنین در سال چهلم هجرت بدست عبد الرحمان بن ملجم مرادی خارجی مذهب).

در رمضان سال دوم از هجرت دو افتخار بزرگ نصیب علی بن ابیطالب شد: روز
نیمه ماه رمضان سال دوم (یا سال سوم) خداوند پسری مانند امام حسن مجتبی علیه السلام
به علی علیه السلام داد، که امام دوم شیعیان و نخستین فرزند خاتم انبیاء از دخترش
فاطمه است.

در هفدهم ماه رمضان سال دوم جنگ بزرگ بدر پیش آمد و چنانکه میدانید در
جنگ بدر بود که صیت و شهرت و شجاعت و مردانگی فوق انتظار امیرالمؤمنین علی علیه
السلام در نواحی جزیره العرب منتشر گشت، و علی( از این نظر) ناشناخته، در «بدر
کبری » شناخته شد شیخ مفید سی و شش نفر از کسانی را که علی در جنگ بدر با دست خویش
و تنها کشته است می شمارد و آنگاه می گوید، باید توجه داشت که مسلمانان در جنگ بدر
هفتاد نفر از کفار را کشته اند، ۳۶ نفر (یعنی نصف بعلاوه یک) را علی تنها کشته است
و در کشتن بعضی از ۳۴ نفر دیگر هم، گاه به رفقایش کمک و مساعدت می کرده است.
(۴۳)

در پانزدهم شوال سال دوم غزوه «بنی قینقاع » (۴۴) که
طایفه ای از یهودیان ساکن مدینه بودند، پیش آمد و علی همراه رسولخدا بود.

در ذی الحجه سال دوم، غزوه «سویق » (۴۵) پیش آمد و
امیرالمؤمنین در آن شرکت داشت.

(سال سوم هجرت)

سال سوم هجرت سال پرحادثه ای است و آن را «سنه التمحیص » (۴۶)
گویند. در نیمه محرم این سال غزوه (قرقره الکدر) (۴۷) پیش آمد و
علی علیه السلام از مجاهدان این غزوه است در جمادی الاخره این سال، غزوه «بنی
سلیم » (۴۸) غزوه بحران) در «فرع » (۴۹) پیش آمد و علی همراه
رسول خدا بود. در همین ماه نیز، غزوه «ذی امر» (۵۰) سرزمین «نجد» در
مقابل «سلیم و غطفان » (۵۱) روی داد و علی همراه رسول خدا رهسپار بود.

در شوال سال سوم هجرت، غزوه معروف «احد» پیش آمد. و نام علی علیه السلام
در این غزوه هم مانند «بدر» پرآوازه است در همین غزوه بود که رسول خدا درباره علی
گفت:

«ان علیا منی و انا منه » (۵۲)

«همانا علی از من است و من از اویم » و در همین غزوه بود که منادی
آسمانی ندا کرد.

«لا سیف الا ذوالفقار و لا فتی الا علی » (۵۳)

«شمشیری جز ذوالفقار و جوانمردی جز علی نیست »

بعد از احد، غزوه «حمراء الاسد» است که علی علیه السلام در آن همراه
رسول خدا بود.

در سال سوم (یا چهارم) هجرت بود که خدا پسری مانند امام حسین علیه
السلام به امیرالمؤمنین عنایت فرمود پسری که نه نفر امام بر حق از نسل مبارک وی
پدید آمدند.

(سال چهارم هجرت «سنه الترفیه »)

غزوه «بنی النضیر» در ماه ربیع الاول و غزوه «بدر سوم » در ذی القعده
این سال پیش آمد و علی علیه السلام در هر دو غزوه و در خدمت رسول خدا رهسپار بود.

(سال پنجم هجرت «سنه الاحزاب »)

در محرم این سال غزوه «ذات الرقاع » و سپس غزوه «دومه الجندل » و آنگاه
در شعبان غزوه «بنی المصطلق » ( غزوه مریسیع) پیش آمد و علی علیه السلام توفیق حضور
در همه این غزوات را داشت.

غزوه «احزاب » که همان غزوه خندق است در شوال این سال پیش آمد و علی
علیه السلام همراه رسولخدا بیرون رفت و هنگامی که در مقابل عمرو به مبارزه ایستاد
رسولخدا گف

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.