اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دستورات سلوک خالص شرعی
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 70
فرمت فایل پاورپوینت
فایل فایل پاورپوینت کامل دستورات سلوک خالص شرعی شامل 71 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل دستورات سلوک خالص شرعی در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل دستورات سلوک خالص شرعی با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل دستورات سلوک خالص شرعی نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل دستورات سلوک خالص شرعی هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل دستورات سلوک خالص شرعی اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
سلوک شرعی تبعیت تام و تمام از تعالیم شرع است و تمسک به معصوم به منزله فصل آخر آن است . به این معنی باید سالک راه خدا به دستورات منصوص در قرآن و حدیث اکتفا نماید و در همه احوال وامور، از تبعیت غیر معصوم بپرهیزد که سعادت دنیا و آخرت در این است و بس . دراین مقام به نقل احادیثی تبرک می جوئیم که می توانند اصول برنامه سلوک خالص شرعی باشند .
از مرحوم صدوق نقل شده است که: جبرئیل به خدمت رسول خدا (ص) عرضه داشت ای رسول خدا خداوند متعال مرا با هدیه ای نزد تو فرستاده که پیش از این به هیچ کس چنین هدیه ای عطا نفرموده است . پیامبر پرسید: آن هدیه چیست؟ عرض کرد: صبر و بردباری و بازهم از آن بهتر . پیامبر فرمود: آن دیگر چیست؟ چبرئیل: قناعت و از آن هم بهتر . پیامبر: از آن بهتر چیست؟ جبرئیل: رضا به آنچه خدا داده و باز از این بهتر . پیامبر: آن کدام است؟ جبرئیل: زهد و از آن هم بهتر . پیامبر: دیگر بهتر از آن چیست؟ جبرئیل: اخلاص و باز از آن بهتر . پیامبر: بهتر از آن چیست؟ جبرئیل: یقین و باز هم از آن بهتر . پیامبر: بهتر از یقین چیست؟ جبرئیل: توکل بر خداوند عزوجل که نردبان این معنویت است . پیامبر: توکل چیست؟ فقال: «العلم باءن المخلوق لا یضر و لا ینفع و استعمال الیاءس من الخلق و اذا کان العبد کذلک لم یعمل لاحد سوی الله و لن یرج و لم یجف سوی الله و لم یطمع فی اءحد سوی الله و هذا هو التوکل » . «آن که آدمی بداند که از سوی مخلوق سود و زیانی به او نمی رسد و از غیر خدا ماءیوس باشد . در چنین حال است که بنده خدا، جز به خاطر خداوند خود، کاری نخواهد کرد و به هیچ کس جز او چشم امید نخواهد داشت و از هیچ چیز جز خداوند متعال خائف و ترسان نخواهد بود و طمع از غیر منقطع خواهد ساخت . آری این است معنی و حقیقت توکل به خدا» . پیامبر فرمود: ای جبرئیل معنی صبر چیست: جبرئیل: «یصبر فی الضراء کما یصبر فی السراء و فی الفاقه کما یصبر فی الغناء و فی البلاء کما یصبر فی العافیه فلا یشکوا خالقه عندالمخلوق مما یصبه » . «صبر و بردباری خواه در مشکلات و یا در حالت آسایش، خواه به هنگام فقر و یا در حالت بی نیازی خواه به وقت بلایا در خوشیها و عافیتها و نیز صبر آن است که شخص شکایت خالق خویش را نزد مخلوق نگوید و از پیشامدها شکوه نکند» . پیامبر فرمود: ای جبرئیل تفسیر قناعت چیست؟ جبرئیل گفت: «یقنع مما یصیب من الدنیا و یقنع بالقلیل و یشکر الیسیر» . «قناعت آن است که شخص به بهره خویش از دنیا خشنود باشد و به کم قانع شود و سپاس ولی نعمت خویش به جای آورد» . پیامبر فرمود: ای جبرئیل رضا چه معنی دارد؟ جبرئیل گفت: «الراضی لا یسخط علی سیده اصاب من الدنیا او لم یصبه و لا یرضی لنفسه بالیسیر من العمل » . «حالت رضا در بنده آن است که بر مولای خویش به هیچ وجه خشمگین نشود خواه از دنیا بهره ای داشته باشد یا نداشته باشد و هرگز به عمل کم برای خود راضی نباشد» . پیامبر فرمود: یا جبرئیل فما تفسیر الزهد؟ ای جبرئیل تفسیر «زهد» چیست؟ جبرئیل: «الزاهد یحب من یحب خالقه و یبغض من یبغض خالقه و یتخرج من حلال الدنیا و لا یلتفتها الی حرامها فان فی حلالها حساب و فی حرامها عقاب و یرحم جمیع المسلمین کما یرحم نفسه و یتخرج من الکلام کما یتخرج من المیته التی قد اشتد الجوع و یتخرج من حطام الدنیا و زینتها کما یتجنب النار ان یغشیها و کان اجله بین عینیه » . «زاهد کسی است که دوستان خدای را دوست و دشمنان او را دشمن دارد از حلال دنیا دوری کند و به حرام آن هرگز توجه نکند زیرا که در حلال دنیا حساب است و در حرامش عقاب و شکنجه . او همانگونه که نسبت به خویشتن مهربان است، به همه مسلمانان مهر می ورزد و از سخن گفتن به همان قدر اکتفا می کند که گرسنه ای از خوردن گوشت مرده ای ناگزیر است و از حطام دنیا و زینتهای آن چنان می گریزد که گوئی از آتش سوزنده در گریز است، مرگ همواره در برابر چشم اوست و از یاد آن لحظه ای غافل نمی شود» . پیامبر (ص) فرمود: ای جبرئیل تفسیر اخلاص چیست؟ جبرئیل: «المخلص الذی لا یساءل الناس شیئا حتی یجد و اذا وجد یرضی و اذا بقی عنه شیئا اعطی فان لم یساءل المخلوق فقد قر الله عزوجل بالعبودیه فاذا وجد فرضی فهو عن الله راض و الله تبارک و تعالی عنه راض و اذا اعطی الله عزوجل فهو علی ثقه بربه عزوجل » . «بنده مخلص کسی است که از دیگران چیزی نخواهد تا خود به آن برسد و چون به آن دست یافت، راضی و خشنود باشد و اگر زیادتی ماند به دیگران بخشد . آن بنده که حاجت از خلق نخواهد در حقیقت به بندگی خود نسبت به حضرت احدیت جل و علا اقرار و اذعان کرده است و آن کس که از قسمت خود راضی و خشنود است در حقیقت از خدای خود راضی و خشنود است و خداوند نیز از چنین بنده ای راضی خواهد بود و هر آن کس از مال خود در راه رضای خداوند به دیگران می بخشد در حقیقت نسبت به پروردگار خود کمال اعتماد و اطمینان را ابراز داشته است » . پیامبر (ص) فرمود: ای جبرئیل حقیقت یقین چیست؟ جبرئیل: «المومن یعمل لله کاءنه یراه فان لم یکن یری الله فان الله یراه و ان یعلم یقینا ان ما اصابه لم یکن لتخطبه و ان ما اخطاءه لم یکن لیصیبه و هذا کله اغصان التوکل و مدرجه الزهد» (۱) . «هر بنده مومن چنان برای خود عمل می کند که گوئی پروردگار را با چشم خود می بیند، و می داند که اگر او قادر به دیدن خداوند نیست، بی شک خدای او را می بیند . این چنین بنده ای را قطع و یقین است که هرچه به وی رسیده است، باید که به او می رسید و آنچه به او نرسیده است، باید که به او نمی رسید . ای پیامبر توکل بر خدا و مدارج زهد و پارسائی اینهاست » . در این حدیث شریف هفت مرحله ازمراحل سیر و سلوک شرعی و مدارج زهد و پارسائی بیان شده است: ۱ – صبر و بردباری ۲ – قناعت ۳ – رضا ۴ – زهد ۵ – اخلاص ۶ – یقین ۷ – توکل .
در اصول کافی روایت شده است که امام صادق (ع) فرمود: روزی رسول خدا (ص) پس از ادای نماز صبح در مسجد نگاهش به جوانی افتاد رنگ پریده که چشمانش در کاسه سرش فرو رفته و بدنش نحیف و لاغر شده بود درحالی که از خود بیخود بود و تعادل خود را نمی توانست حفظ کند . رسول خدا (ص) به او فرمود: «کیف اصبحت؟» «حالت چگونه است؟» گفت: اصبحت یا رسول الله موقنا ای رسول خدا درحال یقین به سر می برم . پیامبر اکرم (ص) از گفته او در شگفت شد و فرمود: «ان لکل یقین حقیقه فما حقیقه یقینک؟» هر یقینی را حقیقتی است، حقیقت یقین تو چیست؟ عرض کرد: «ان یقینی یا رسول الله هو الذی احزننی و اسهر لیلی و اظماء هواجری فعزفت نفسی عن الدنیا و مافیها حتی کانی انظر الی عرش ربی و قد نصب للحساب و حشر الخلائق لذلک و اءنا فیهم » . «ای رسول خدا همین یقین من است که مرا اندوهگین ساخته و بیداری شب و تشنگی روزهای گرمم بخشیده و از دنیا و آنچه در دنیا هست، بی رغبت گشته ام تا آنجا که گوئی عرش پروردگار را می بینم که برای رسیدن به حساب مردم نصب شده است و مردم برای حساب گرد آمده اند گوئی اهل بهشت را در بهشت متنعم و اهل دوزخ را در دوزخ معذب می بینم، گوئی هم اکنون با این گوشها آواز حرکت آتش جهنم را می شنوم » . رسول خدا (ص) به اصحاب خود فرمود: «هذا عبد نورالله قلبه بالایمان » . «این شخص بنده ای است خداوند قلب او را به نور ایمان منور گردانیده است » . آنگاه به جوان فرمود: بر این حال که داری ثابت باش . جوان گفت: «ادع الله لی یا رسول الله ان ارزق الشهاده معک » . «ای رسول خدا دعا کن خداوند در رکاب تو، مرا شهادت روزی فرماید» . رسول خدا برای او دعا فرمود . مدتی نگذشت که در جنگی همراه پیامبر شرکت کرد و به شهادت رسید (۲) . نظیر این جریان درباره «حارثه بن مالک بن النعمان انصاری » نیز نقل شده است آنجا که رسول خدا (ص) از او حالش را پرسید، گفت: یا رسول الله مومن حقا ای رسول خدا مومن حقیقی ام، پیامبر فرمود: هر چیزی را حقیقتی است، حقیقت گفتار تو چیست؟ عرض کرد: ای رسول خدا: «عزفت نفسی عن الدنیا فاسهرت لیلی و اظماءت هواجری و کانی انظر الی عرش ربی و قد وضع للحساب و کاءنی انظر الی اهل الجنه یتزاورون فی الجنه و کاءنی اسمع عواء اءهل النار فی النار» . «به دنیا بی رغبت شده ام، شب را (برای عبادت) بیدارم و روزهای گرم را (در اثر روزه) تشنگی می کشم و گویا عرش پروردگارم را می نگرم که برای حساب گسترده گشته و اهل بهشت را می بینم که درمیان بهشت یکدیگر را ملاقات می کنند و گویا ناله اهل دوزخ را در میان دوزخ می شنوم » . رسول خدا (ص) فرمود: «عبد نورالله قلبه، ابصرت فاءثبت » «بنده ای است که خدا دلش را نورانی کرده است . بصیرت یافتی، ثابت باش » . عرض کرد: ای رسول خدا از خدا بخواه که شهادت در رکابت را به من روزی کند . پیامبر فرمود: خدایا به حارثه شهادت روزی کن . طولی نکشید که غزوه ای پیش آمد حارثه در آن غزوه به شهادت رسید (۳) .
مرحوم مجلسی می گوید: به خط شیخ ما بهاءالدین عاملی (ره) چیزی را یافتم که متن آن چنین است: شیخ شمس الدین محمد بن مکی (شهید اول) گفت: نقل می کنم از خط شیخ احمد فراهانی – رحمت خدا بر او باد – از عنوان بصری – وی پیر مردی بود که از عمرش ۹۴ سال می گذشت – او گفت: حال من این طور بود که به نزد مالک بن انس رفت و آمد می کردم و چون امام صادق (ع) به مدینه آمد پیش او نیز رفتم و مایل بودم همان طوری که از مالک تحصیل علم کرده ام از او نیز تحصیل علم نمایم . پس روزی آن حضرت به من فرمود: «انی رجل مطلوب و مع ذلک لی اوراد فی کل ساعه من اناءاللیل و النهار، فلا تشغلنی عن وردی و خذ من مالک و اختلف الیه کما کنت تختلف الیه » . «من مردی هستم مورد طلب دستگاه حکومت (یعنی آزاد نیستم و جاسوسان حکومت دائما منزل مرا زیر نظر دارند) و علاوه بر این، من در هر ساعت از ساعات شبانه روز اوراد و اذکاری دارم که به آنها مشغولم، تو مرا از ورد و ذکرم باز مدار! باز علومت را از مالک بگیر و پیش او رفت و آمد کن » . عنوان بصری می گوید: من از این جریان محزون شدم و محضر او را ترک کردم و با خود گفتم: اگر در من خیری می دید مرا این چنین از خود نمی راند و از علوم خویش بی بهره نمی ساخت . پس از آن به مسجد پیامبر رفتم و سلام دادم . فردای آن روز به سوی روضه پیامبر برگشتم و در آنجا دو رکعت نماز خواندم و عرض کردم: ای خدا! ای خدا! من از تو می خواهم تا قلب جعفر را بر من مهربان کنی واز علمش آن قدر نصیب من گردانی تا بتوانم به وسیله آن راه مستقیم هدایت را باز شناسم . باری با حال اندوه به خانه ام بازگشتم و دیگر به دیدار مالک بن انس هم نرفتم به جهت آن که دلم از محبت جعفر اشراب گردیده بود . مدتی انزوا گزیدم و جز برای ادای نماز از منزل خارج نشدم تا آنجا که صبرم تمام شد در این حال که سینه ام گرفته بود و حوصله ام به پایان رسیده بود کفشهای خود را پوشیدم و ردای خود را بر دوش افکندم قصد زیارت جعفر را کردم و این هنگامی بود که نماز عصر را بجا آورده بودم . چون به در خانه آن حضرت رسیدم، اجازه دخول خواستم
